يكشنبه، 8 آذر 1388 - شماره 2114
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
مرگ سارق مخوف در درگيري با ماموران پليس
اين متهم که به جمال آدمخوار شهرت داشت پس از چهار سال فرار شناسايي شده بود

گروه حوادث؛ يک سارق مخوف که از چهار سال پيش در پي فرار از زندان تحت تعقيب کارآگاهان قرار داشت در مشهد طي يک درگيري تن به تن با ماموران نيروي انتظامي کشته شد. سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران در گفت وگو با خبرنگار ما با اشاره به پرونده اين تبهکار فراري به نام جمال م گفت؛ از ابتداي سال 80 شکايت هاي متعددي در مراجع انتظامي مطرح بود که نشان مي داد اعضاي يک گروه از سارقان حرفه يي و سابقه دار به صورت گسترده اقدام به سرقت از مشتريان بانک ها يا صاحبان طلافروشي ها مي کنند. سرانجام با بررسي هاي بسيار از سوي پليس مشخص شد سرکرده اين گروه، سارق جسوري به نام جمال است. در تحقيقات کارآگاهان در آن سال ها و قبل از دستگيري متهمان معلوم شد جمال علاوه بر هدايت گروه خود، در چند مرحله وقتي فهميد دوستان سارقش پس از سرقت، اموال دزدي را به وي تحويل نداده اند، براي ايجاد جو رعب و وحشت در بين بقيه مجرمان، با دندان هاي خود گوش سارقان خودسر را کند و به همين سبب دوستانش به وي لقب جمال آدمخوار دادند. رئيس پليس آگاهي پايتخت تصريح کرد؛ «در حالي که هر روز شکايت هاي متعددي از اعضاي اين باند سرقت به محاکم قضايي و انتظامي در سطح تهران ارسال مي شد، اظهارات برخي از طعمه هاي اين باند حاکي از آن بود که دزدان خشن در چند مورد پس از شناسايي مشتريان بانک ها و تعقيب آنان وقتي حين سرقت با مقاومت آنها روبه رو مي شدند، لباس طعمه هايشان را درمي آوردند و آنها را برهنه رها مي کردند.»

سرهنگ محمديان خاطرنشان کرد؛ کارآگاهان سرانجام در سال 83 با تلاش و پيگيري هاي بسيار اغلب اعضاي گروه جمال را يکي پس از ديگري شناسايي و دستگير کردند و سرکرده باند نيز در يک عمليات غافلگيرانه به دام افتاد و با شکايت صدها نفر از مالباختگان، پرونده در شعبه وقت 1156 مجتمع امور جنايي تهران رسيدگي و پس از انجام محاکمه جمال به تحمل 12 سال زندان و رد مال در حق شاکيان محکوم شد. در بين مالباختگان تعداد زيادي از بازنشستگان وجود داشتند که حقوق دريافتي بازنشستگي آنان پس از خروج از بانک از دستبرد اين سارقان خشن در امان نمانده بود. سرهنگ محمديان اضافه کرد؛ چند ماه پس از دستگيري اعضاي اصلي اين گروه، چند نفر از اعضاي باقيمانده که پس از بازداشت همدستان خود متواري شده بودند در پي تباني با سرکرده خود شکايت صوري از وي مطرح کردند و او را به يکي از دادگاه ها فراخواندند. به اين ترتيب متهم به دادگاه منتقل شد اما هنگام بازگرداندن او به زندان همدستانش به صورت مسلحانه به ماموران محافظ حمله کردند و جمال آدمخوار را فراري دادند. با فرار اين سارق خطرناک بار ديگر دستگيري وي در دستور کار پليس آگاهي تهران قرار گرفت و با تحقيقات شبانه روزي مشخص شد جمال پس از فرار از زندان با هويت جعلي از کشور متواري شده و به تايلند رفته است. اين بار از طريق پليس اينترپل اقداماتي براي دستگيري وي به عمل آمد، تا اينکه در سال 87 معلوم شد بار ديگر جمال با اسناد و مدارک جعلي به کشور بازگشته است.سرهنگ محمديان ادامه داد؛ اين مجرم سابقه دار با اطلاع از اينکه پليس سايه به سايه در تعقيب اوست مرتب به شهرهاي مختلف مي رفت. همين فرصت ها براي او کافي بود تا باند جديدي متشکل از افراد جديد و قديم راه بيندازد. عمده جرائم جمال و همدستان او در سال هاي 87 و 88 دستبرد به طلافروشي ها در مراکز استان ها بود. همچنين طلافروشاني که طلا را به شهرهاي مختلف حمل مي کردند، از اهداف اصلي گروه جديد بودند. رئيس پليس آگاهي تهران افزود؛ سرانجام در آخرين اطلاعات به دست آمده مشخص شد جمال با هويت جعلي به نام رضا حيات الغيب به ترکيه رفته و سپس به ايران بازگشته و راهي مشهد شده است و با کمک تعدادي از همدستان خود قصد دارد پس از جمع آوري اطلاعات لازم، به چند طلافروشي در مشهد و تهران دستبرد بزند. با افشاي اين موضوع تيم هاي ويژه يي از کارآگاهان گروه ضربت و عمليات پليس آگاهي پايتخت پس از اخذ نيابت قضايي به مشهد اعزام و در نقاطي از جمله بازار مشهد مستقر شدند تا جمال را پيدا کنند. سرهنگ محمديان در ادامه توضيح داد؛ ماموران بالاخره ساعت 19 پنجشنبه هفته گذشته جمال را در حالي که مقابل بازار طلافروشان مشهد با ظاهري متفاوت مشغول گدايي بود، شناسايي کردند و او را به محاصره خود درآوردند. جمال که با جراحي در چهره خود تغييراتي به وجود آورده و از سويي لباس گدايي به تن داشت هرگز تصور نمي کرد شناسايي شود. او در يک لحظه با مشاهده کارآگاهان پليس با استفاده از يک قبضه قمه به سوي ماموران حمله ور شد تا از حلقه محاصره فرار کند. کارآگاهان با وجود اينکه قصد داشتند متهم را زنده دستگير و درباره فعاليت هاي باند جديدش از او بازجويي کنند وقتي با حمله جمال مواجه شدند به ناچار با رعايت قانون به کارگيري سلاح او را هدف گلوله قرار دادند و زخمي اش کردند اما اين مرد پس از انتقال به بيمارستان جان باخت. سرهنگ محمديان در پايان خاطرنشان کرد؛ با به هلاکت رسيدن اين مجرم حرفه يي که 22 سال محکوميت قطعي در پرونده خود داشت تحقيقات تکميلي در اين ارتباط ادامه دارد و به زودي اخبار جديدي از آخرين فعاليت هاي مجرمانه اين تبهکار و ساير همدستان وي اعلام خواهد شد.
يک پسر جوان اعتراف کرد
قتل مادر تحت تاثير ماده مخدر کراک
گروه حوادث؛ جوان معتادي که با ضربات چوب مادرش را به قتل رسانده است پس از دستگيري مدعي شد حين جنايت حالت طبيعي نداشته و تصور مي کرده مادرش خودش را به بيهوشي زده است. به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اين جوان از زماني آغاز شد که ماموران آگاهي شيراز باخبر شدند جواني با ضربات چوب مادرش را کشته و يک نفر ديگر را نيز به وسيله چاقو مجروح کرده است. در بررسي هاي اوليه مشخص شد اين جوان به نام مسعود اعتياد شديدي به ماده مخدر کراک دارد و ساعتي قبل هنگامي که سراغ مادرش رفته تا از وي پول بگيرد با او درگير شده و وي را کشته است. پسر ديگر مقتول که شاهد مرگ مادرش بود به ماموران گفت؛ من و مادر و همسرم در يک خانه زندگي مي کنيم. چند ساعت قبل از حادثه مسعود سراغم آمد و از من پول خواست اما چون احتمال مي دادم پول را براي تهيه مواد مخدر مي خواهد به او کمک نکردم. پس از پاسخ منفي من به مسعود او از من خواست از مادر برايش پول بگيرم. وقتي خواسته مسعود را به مادرم گفتم او نيز پاسخ داد پولي براي مسعود ندارد. اعتياد مسعود همه مان را عذاب مي داد و باعث سرشکستگي خانواده شده بود. وقتي برادرم فهميد مادر نيز به او پول نمي دهد يک فلاسک را که کنار دستش بود به سوي او پرتاب کرد. او سپس به حياط رفت و يک چوب آورد و با آن به جان مادرم افتاد. مادرم تحمل ضربات مسعود را نداشت و گريه و زاري مي کرد و با التماس از او مي خواست رهايش کند ولي مسعود بي رحمانه مادر را مي زد. در چنين شرايطي چون همسرم باردار بود ما از خانه خارج شديم تا از همسايه ها کمک بگيريم ولي وقتي برگشتيم با جنازه مادرم روبه رو شديم. در پي به دست آمدن اين شواهد تلاش ها براي دستگيري جوان متهم به قتل آغاز شد و اين تحقيقات پس از يک هفته به دستگيري وي انجاميد. هنگامي که پسر معتاد از سوي بازپرس شعبه هشتم دادسراي امور جنايي شيراز تحت بازجويي قرار گرفت اتهام قتل مادرش را پذيرفت و مدعي شد حين ارتکاب جرم حالت طبيعي نداشت. مسعود گفت؛ من قصد داشتم مواد مخدر را ترک کنم اما هيچ کس به من کمک نمي کرد. آن روز اول سراغ برادرم رفتم و از او پول خواستم ولي وي حاضر نشد به من پولي بدهد. با اين حال به برادرم گفتم از مادرمان برايم پول بگيرد. به او نيز گفتم اين پول را براي داروي ترک اعتياد مي خواهم اما وقتي برادرم برگشت، گفت مادر پول ندارد. من هم عصباني شدم و سراغ مادرم رفتم. ابتدا يک فلاسک چاي به طرفش پرت کردم و سپس با يک چوب به جانش افتادم. مادرم به خاطر ضربات من بي حال شد و روي زمين افتاد اما من فکر کردم او خودش را به بي حالي زده تا من کتکش نزنم. مدتي قبل نيز وقتي با مادرم درگير شده بودم او خودش را به بي حالي زده بود تا از چنگ من فرار کند. در ادامه بدن بي رمق مادرم را کشان کشان به حياط بردم. آنجا به يک داربست فلزي سيم تلفن آويزان بود. سيم را کندم و قصد داشتم به دور گردن مادرم بپيچم اما برادرم همراه دوست دايي ام سر رسيدند. دوست دايي ام سراغ من آمد تا مانع ام شود اما من او را با چاقو مجروح و از خانه فرار کردم. آن روز مقدار زيادي کراک مصرف کرده بودم و حال خوشي نداشتم. من نمي خواستم مادرم را بکشم. فقط قصد داشتم او را بترسانم اما رفتارم دست خودم نبود. به دنبال اين اعترافات جوان مادرکش به زندان منتقل شد و رسيدگي به پرونده او ادامه دارد.
تلفات سيل جده به 98 نفر رسيد

گروه حوادث؛ تلفات سيل در جده به 98 نفر افزايش يافت، اين در حالي است که مقامات عربستان اعلام کرده اند هيچ خطري حجاج را تهديد نمي کند. سيل جده در پي بارش هاي چند روز اخير و وقوع توفان سهمگين به راه افتاد و اکثر جاده ها و راه هاي ارتباطي را در برگرفت. همچنين بندر درياي سرخ در اين شهر به شدت آسيب ديد. قطعي برق در بخش هاي وسيعي از جده و تخريب برخي ساختمان ها از ديگر عوارض اين حادثه غيرمترقبه است، در همين حال در شرايطي که آب گرفتگي معابر کار امداد و نجات را با مشکل مواجه کرده سازمان دفاع شهري عربستان تاکنون موفق به نجات 900 سيل زده شده است با اين وجود تاکنون 98 نفر جان خود را از دست داده اند و اين احتمال وجود دارد که تعداد قربانيان افزايش يابد. «احمد الغمري» - سخنگوي شهرداري جده - گفت؛ تمامي نجات يافتگان اين سيلاب در مناطق امن ساکن هستند و خطري آنها را تهديد نمي کند. همچنين ماموران امداد و نجات براي کمک به ديگر سيل زدگان تلاش مي کنند. سازمان آتش نشاني عربستان نيز اعلام کرد با وجود جاري شدن سيل در اين کشور هيچ خطري زائران خانه خدا را تهديد نمي کند.
اختلاف درون گروهي سارقان به نفع مالباخته تمام شد


گروه حوادث؛ يک عضو باند سرقت مسلحانه خودرو وقتي بر سر سهمش از اتومبيل مسروقه با همدستان خود دچار اختلاف شد ترجيح داد ماشين را از چنگ اعضاي باند

در بياورد و در خيابان رها کند. به گزارش خبرنگار ما روز 12 تيرماه سال جاري مردي به کلانتري شهرک قدس رفت و گفت؛ «ساعت شش صبح امروز در بزرگراه چمران در حرکت بودم که ناگهان يک دستگاه خودروي پژو 206 از پشت با من تصادف کرد. وقتي توقف کردم سرنشينان آن اتومبيل به همراه افرادي که سوار يک پرايد بودند به من حمله ور شدند. در نهايت آنها خودروي هيونداي من را سرقت و فرار کردند.» کارآگاهان ويژه مبارزه با سرقت مسلحانه پليس آگاهي تهران مشخصات خودروي مسروقه را در اختيار تمامي گشت هاي پليس آگاهي و مراکز انتظامي قرار دادند و سپس با کمک مالباخته چهره فرضي عامل اصلي سرقت را که با سلاح کمري اقدام به تهديد کرده بود ترسيم کردند.10روز پس از اين سرقت هيونداي مسروقه به صورت رها شده پيدا و همچنين با بهره گيري از اسناد موجود در بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار، مرد مسلح شناسايي شد. او مجرمي 40 ساله به نام بيژن بود که پيش از اين بارها به اتهام حمل سلاح غيرمجاز، درگيري با ماموران، خريد و فروش مواد مخدر و قرص هاي روانگردان دستگير و روانه زندان شده بود. کارآگاهان در جريان تحقيقات خود روز چهار آذر ماه مخفيگاه بيژن را در منطقه فلاح شناسايي کردند و سپس دستگيري متهم با توجه به سابقه او در درگيري با ماموران در يک عمليات غافلگيرانه انجام شد و در بازرسي بدني از بيژن يک قبضه سلاح کمري آماده شليک کشف شد. بيژن در بازجويي ها گفت؛ «به همراه برادر و دو پسرم و يکي از هم محلي هايمان به نام عليرضا خودروها را به صورت مسلحانه سرقت مي کرديم.» در جريان تحقيقات از بيژن معلوم شد آخرين سابقه کيفري اين متهم مربوط به ارديبهشت سال گذشته است. آن زمان ماموران کلانتري نواب به وي مظنون شدند اما بيژن با آنها درگير شد و با تيراندازي، يک زن عابر را زخمي کرد سپس خودش نيز با گلوله ماموران مجروح و دستگير شد. کارآگاهان همچنين متوجه شدند بيژن از آن زمان در زندان به سر مي برد تا اينکه امسال با گذاشتن وثيقه از زندان مرخصي گرفت و فراري شد و پس از آن با همکاري اعضاي خانواده اش اقدام به تشکيل گروه سرقت مسلحانه خودرو کرد و علاوه بر اتومبيل هيوندا سه دستگاه تويوتا کمري، سمند و پژو 206 را به سرقت برد. کارآگاهان در ادامه تحقيقات خود ساير اعضاي باند را نيز به دام انداختند و فاش شد آنها بعد از دزديدن هيوندا قصد داشتند آن را بفروشند اما بر سر نحوه تقسيم پول با يکديگر درگير شدند و يکي از متهمان براي تلافي خودروي مسروقه را به يکي از خيابان هاي فرعي منطقه خاني آبادنو منتقل و در آنجا رها کرد.
جاعل آرم طرح ترافيک به دام افتاد


گروه حوادث؛ يک جاعل حرفه يي که با تهيه آرم هاي تقلبي طرح ترافيک آنها را به نصف قيمت مي فروخت دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما، در پي ارسال گزارش هاي مکرر به بازرسي سازمان طرح ترافيک شهرداري تهران مبني بر اينکه اخيراً برخي افراد سودجو اقدام به جعل و توزيع آرم طرح ترافيک کرده اند موضوع تحت بررسي قرار گرفت و روز دوم آبان يک دستگاه خودرو سواري پژو 405 داراي برچسب جعلي آرم طرح ترافيک شناسايي و راننده آن به نام علي به مرجع قضايي معرفي شد.

علي پس از حضور در مقابل مقام قضايي مدعي شد آرم طرح ترافيک را بدون اطلاع از جعلي بودن آن از فردي ناشناس در بازار آزاد خريداري کرده است. در ادامه پرونده براي رسيدگي تخصصي به اداره مبارزه با جعل پليس آگاهي تهران ارجاع شد. کارآگاهان در وهله نخست تعدادي از مجرمان سابقه دار در زمينه استفاده از آرم هاي جعلي را به عنوان مظنونان پرونده تحت مراقبت نامحسوس قرار دادند و در کمتر از 24 ساعت از زمان ارجاع پرونده يکي از مجرمان حرفه يي به نام علي را که مهرماه توسط بازرسان سازمان ترافيک دستگير و سپس آزاد شده بود در زمان توزيع آرم جعلي در بلوار دريا دستگير کردند. در ادامه از محل کار و انباري متهم در محدوده پونک و محل سکونتش در شهرک غرب دستگاه هاي مربوط به جعل به همراه هولوگرام، کاغذهاي مخصوص برچسب و... کشف شد.

متهم در بازجويي ها مدعي شد اين لوازم را از فرد ديگري به نام محمد دريافت کرده و در واقع طراح و مجري اصلي توليد آرم هاي جعلي محمد است اما تحقيقات نشان داد اين ادعاي علي صحت ندارد و او تلاش دارد با طرح اين ادعا خود را تبرئه کند. متهم پس از ناکامي در منحرف کردن مسير تحقيقات به ناچار لب به اعتراف گشود و ضمن اعتراف به توزيع آرم هاي جعلي طرح ترافيک گفت؛ آرم هاي جعلي را به نصف قيمت دولتي آن، به متقاضيان فروخته است. سرهنگ فريدون رهبريان معاون مبارزه با جرائم خاص و رايانه يي پليس آگاهي تهران، با اشاره به اين پرونده در توصيه يي به شهروندان گفت؛ ادعاي افرادي را که مي گويند در شهرداري، سازمان طرح ترافيک يا راهنمايي و رانندگي و... نفوذ دارند و مي توانند در ازاي دريافت پول نسبت به تهيه مجوز ورود به طرح ترافيک از طريق مبادي قانوني و دولتي اقدام کنند ،باور نکنيد و در صورت مواجه شدن با چنين اشخاصي موضوع را به مرکز فوريت هاي پليسي اطلاع بدهيد تا اقدامات لازم براي برخورد با چنين افراد سودجو و فرصت طلبي انجام شود.
عناوين اين صفحه
اين متهم که به جمال آدمخوار شهرت داشت پس از چهار سال فرار شناسايي شده بود
قتل مادر تحت تاثير ماده مخدر کراک
تلفات سيل جده به 98 نفر رسيد
اختلاف درون گروهي سارقان به نفع مالباخته تمام شد
جاعل آرم طرح ترافيک به دام افتاد
تجاوز به عنف از منظر متجاوز
گاز جان يک زوج را گرفت
سايه دار روي سر قاتل پدربزرگ
100 دقيقه انتظار مسافران اتوبوس حادثه ديده براي رسيدن جرثقيل
درخواست مرد براي جدايي از زن کلاهبردار

تجاوز به عنف از منظر متجاوز


کيوان تقوي*

مطالعه يادداشت خانم روستايي و آقاي علي مطهري در شماره منتشره، مورخه 24 آبان ماه در موضوع تجاوز به عنف شش نفر به زني 32 ساله آن هم در ساعات اوليه شب و در منظري غيرمتعارف کنار خيابان و ارائه تحليل هايي متفاوت در نحوه مقابله و مبارزه و حتي علت بروز آن، مرا بر آن داشت تا نگاشته يي در تبيين آنچه روي داده بنگارم. تجاوز به عنف در اين برهه با توجه به نحوه ارتکاب اشخاص مجرم با طبقات مختلف اجتماعي و در رده سني واحد يا يکسان، پراکندگي نقاط ارتکاب، ميزان به شدت رو به رشد آن و... بسيار قابل تامل و پرداختن است. با تذکر اين قيد که تحليل هاي غيرمرتبط يا ارائه راهکارهاي آزموده شده ما را در مسير مبارزه دچار خطا خواهد کرد به کالبدشکافي موضوع از منظري متفاوت تر از آنچه تاکنون ارائه شده مي پردازم.چنان که واقفيم تجاوز به عنف در بسياري کشورها در عداد جرائمي است که مرتکبين آن عموماً واجد شرايطي خاصند، به اين معني که حداقل 80 يا 90 درصد مرتکبين داراي بيماري ها يا اختلالات رواني و شخصيتي و همچنين انحرافات حاد جنسي هستند که منجر به لذت ايشان از ديگرآزاري مي شود و بعضاً از حيث محيط اجتماعي يا خانوادگي در شرايطي ويژه پرورش يافته اند. اين در حالي است که يک بررسي اجمالي در باب مرتکبين اين جرم در ايران از وضعيتي متفاوت نشان دارد.مجرمان را در بسياري موارد نمي توان در شمول بيماران رواني (منظور از بيمار رواني فردي است که بدون اراده و قصد خاص مرتکب جرم مي شود) وارد دانست، اکثر مرتکبين مجرد بوده و دسترسي به ارضاي مشروع نداشته اند، قصد و انگيزه صرفاً ارضاي جنسي و بعضاً تفريح و هيجان و علت، غلبه اين نياز گزارش شده است و همان گونه که معاونت پليس آگاهي کشور اعلام کرده حداقل 40 درصد از موارد ارتکاب در پي دوستي هاي خياباني بوده است. اين مهم را نبايد فراموش کرد که تجاوز به عنف در ايران مربوط به طبقه خاصي هم نيست، چنان که از واقعه ارتکاب تجاوز توسط جواناني از طبقه مرفه که با فريب دختران نوجوان و انتقال ايشان به ويلايي خصوصي در شمال کشور ديرزماني نمي گذرد. علي ايحال اگرچه هيچ گاه آماري رسمي از تعداد ارتکاب، منتشر و ارائه نشده (صرفاً با تکيه بر صفحات روزنامه ها و گزارش روزانه مي توان به وسعت آن پي برد) لذا آمار رسمي و غيررسمي صرفاً تبلور نيمه ظاهر، مشهود و کشف شده آن است و اين جرم، نيمه پنهان گسترده تري نيز دارد که شرايط اجتماعي و محدوديت هاي فرهنگي موجود، دستيابي به گستره وسيع آن را در شقوق مختلف از انجام جرم، چه به صورت سازمان يافته توسط تعدادي از افراد به قصد سرگرمي يا ارضاي جنسي و چه به صورت فردي و تحت تاثير هيجانات يا تفکرات خاص فرهنگي منجمله مستحق دانستن فرد به لحاظ عدم رعايت مناسبات حاکم در روابط يا نوع پوشش و... ناممکن مي سازد. در هر حال اگرچه عوامل محيطي و خانوادگي، وجود روابط ناعادلانه در سطح جامعه، فقر اقتصادي، اعتياد، بيکاري، مصرف مواد مخدر يا قرص هاي روانگردان، سرخوردگي هاي اجتماعي و... را مي توان به عنوان علل مسلم ارتکاب اين جرم و ساير جرائم برشمرد لکن پرسش اساسي اينجاست که با لحاظ اين قيد که حداقل در نيمي از موارد، اشخاص، مجرمان حرفه يي نبوده و اگر سرقتي نيز وقوع يافته در کنار قصد اصلي مبني بر تجاوز بوده است و ايضاً با عنايت به اين مهم که مجازات تجاوز به عنف تقريباً سنگين ترين مجازات ممکن در بين مجازات هاي موجود است، علت روند افزايش رو به رشد (10 درصد به گفته مقامات رسمي) اين جرم چيست؟ بدون شک به رسميت نشناختن غريزه جنسي همپاي ساير غرايز از حيث تاثيرگذاري و لزوم ارضاي در موعد معين و عدم درک اين مهم که عدم ارضاي اين نياز در شرايط کنوني امکان اختلال در روان و شخصيت افراد را به شدت افزايش مي دهد، ايجاد محدوديت ها و موانع بيش از حد در اين مسير تا به آنجا که آموزش هاي ابتدايي جهت برقراري چنين رابطه يي را نيز متاثر مي سازد از مهم ترين و اثرگذارترين عوامل ارتکاب است اما آنچه واجد اهميتي افزون تر از حيث توجه بوده و اعمال خشونت در اين رابطه را براي مرتکبين توجيه مي کند تبديل الگوهاي رابطه جنسي به شکلي منحرفانه و متمايل به خشونت است با اين توضيح که گستره وسيع و در دسترس فيلم هاي غيراخلاقي علي الخصوص در بخشي که منجر به انحرافات جنسي مي شود، از طرفي و خلأهاي آموزشي و عدم ارائه آموزش هاي جايگزين به لحاظ تابوهاي موجود، از جانب ديگر، تصور اصالت رفتارهاي منحرفانه و تغيير ذهنيت و تمايل به خشونت براي لذت را افزايش داده و افراد را به ورطه اعتياد به رابطه هاي خشونت بار سوق مي دهد چنان که در کنار ارضاي جنسي اين امر طريقي براي تخليه هيجانات و خودنمايي و ابزاري جهت ابراز قدرت دستيابي به آنچه در دسترس همگان نيست، مي شود لذا با توجه به اينکه در سيستم اجتماعي کنوني خلأهاي عظيمي در هر دو باب يعني ارضاي غريزه و تخليه هيجان و تحصيل شادي موجود است، فرد بدون توجه به عواقب عمل ارتکابي و استفاده از زمان اندک براي حصول هر دو وجه مبادرت به ارتکاب مي کند. يافتن راه حل سريع و فوري براي اين مهم، موضوعي سهل و ممتنع است.اگرچه مطلعيم که تلاش هاي وسيعي براي دستيابي به يک راه حل ممکن که از حيث شرعي، فرهنگي و قانوني دچار ايراد نباشد، صورت يافته اما همواره به علت بروز يکي از اين ممنوعيت ها ابتر مانده و نتيجه يي دربرنداشته است لذا شخصاً متصورم که با رعايت اعتدال در نگارش قانون و اجراي آن، گشايش نسبي فضاي اجتماعي و تبديل رابطه هاي زيرزميني به روابطي شفاف با نظارت نهادهاي متولي و خانواده به همراه فرهنگ سازي در اين زمينه، ايضاً توجه جدي و فوري به بهداشت جنسي و ارائه الگوهاي صحيح اين رابطه به صورت همگاني با اولويت جنبه عاطفي و تقويت آن و شکستن تابوها از طريق گنجاندن دروسي در اين ارتباط در تمامي مقاطع تحصيلي علي الخصوص مقطع متوسطه در باب پسران و راهنمايي در دختران، به رسميت شناختن اين غريزه و توانمندسازي زنان از حيث آگاهي و انديشه و آگاهي بخشي در اين زمينه که عدم تعقيب و مجازات مرتکب در دفعات نخستين ارتکاب با ملاحظات حيثيتي که قرباني را مجبور به سکوت مي کند، شخص را به ورطه اعتياد به برقراري چنين رابطه يي سوق مي دهد و از همه مهم تر توجه ويژه به دستيابي به راهکاري قابل حصول و مقبول از جانب دولت و مردم براي تخليه هيجانات و بروز شادي راهکاري قابل حصول است چراکه هيچ يک از اعمال گذشته يا موثر و مکفي نبوده يا از جانب گروه هاي هدف مقبوليت نيافته است. علي ايحال بايد از گذشته آموخت و از آينده تاريک گريخت، طي دو يادداشت پيشين همواره دولت و شهروندان را به گسترش و ظهور جمعيت عظيم هنجارشکن و غلبه تفکر ايشان که نابودکننده اخلاق است هشدار داده ام.آنچه مي بينيم انعکاس عمل و تفکر ماست، دولتمردان ما نيز چونان مرد ايستاده در ميانه کوه هاي داستان حضرت مولانا در مثنوي شريف از انعکاس صداهايشان در امان نيستند، صداي خوش تابنده و بازگشت دهنده نغمه خوش خواهد بود. پس جامعه يي اخلاقي بسازيم، نه با تحميل، که با تبليغ.ابزار در يدمان است، انديشه مي خواهيم.

*حقوقدان


گاز جان يک زوج را گرفت
يک زوج در مرکز تهران بر اثر گازگرفتگي جان باختند و به اين ترتيب پرونده يي با موضوع فوت مشکوک در شعبه ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد. به گزارش ايسنا ساعت 15 روز پنجشنبه والدين مردي 42ساله در حالي که بيش از دو روز از فرزند خود بي خبر بودند، به کمک ماموران آتش نشاني به داخل منزل پسرشان در خيابان مالک اشتر رفتند و ناگهان با جسد فرزند و عروس خود مواجه شدند. با اطلاع اين حادثه به ماموران کلانتري نواب، محمد شهرياري بازپرس کشيک قتل در جريان اين حادثه قرار گرفت و دستورهاي قضايي لازم را براي بررسي صحنه مرگ صادر کرد. ماموران کلانتري در بررسي هاي ابتدايي خود دريافتند لوله آبگرمکن دچار نقص است و نشت گاز از لوله موجب مرگ اين زوج شده است. بازپرس ويژه قتل تهران با اشاره به اين حادثه گفت؛ تحقيقات ماموران حاکي از آن است که مرد 42ساله به نام علي و همسر 35ساله اش به نام صديقه دو سال قبل با هم ازدواج کرده بودند و روز پنجشنبه در حالي که از مسافرت به خانه خود بازگشته بودند، دچار گازگرفتگي شدند. بازپرس شهرياري با بيان اينکه تحقيقات قضايي براي يافتن مقصر در اين حادثه آغاز شده است، به شهروندان هشدار داد با توجه به فرا رسيدن فصل سرما، از سالم بودن وسايل گرمايشي منازل و محل کار خود اطمينان يابند تا مانند هر سال شاهد بروز چنين حوادث ناگواري نباشيم.


سايه دار روي سر قاتل پدربزرگ
ضرباهنگ مرگ مردي که پس از مصرف قرص روانگردان، صاحب سالخورده يک فروشگاه را در جنوب تهران کشت به صدا درآمد. به گزارش ايسکانيوز «عليرضا» 28ساله ششم مرداد سال 85 به دنبال دستبرد به يک فروشگاه مواد غذايي در شهرک ولي عصر (عج) تهران «محمد» 72ساله را با چاقو کشت و همان موقع دستگير شد. عليرضا در جلسه محاکمه در دفاع از خود گفت؛ باور کنيد قصد کشتن «محمد» را نداشتم. آن روز براي خريد به پول احتياج داشتم و چون قرص روانگردان «اکس» مصرف کرده بودم حالم به شدت بد بود. به بهانه خريد سيگار داخل سوپرمارکت رفتم و سر صاحب فروشگاه را گرم کردم. پيرمرد وقتي مي خواست برايم سيگار بياورد به پشت دخلش رفتم اما همين که خواستم پول ها را بدزدم متوجه قضيه شد. ما با هم درگير شديم و هنگام فرار با چاقويي که همراهم بود چند ضربه به «محمد» زدم. همان موقع سوار موتورم شدم ولي چون تعادل نداشتم به زمين خوردم و دستگير شدم. قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران بعد از محاکمه اين متهم او را به قصاص محکوم کردند و اکنون اين راي به تاييد شعبه 27 ديوان عالي کشور رسيده است.


100 دقيقه انتظار مسافران اتوبوس حادثه ديده براي رسيدن جرثقيل
رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور گفت؛ در تصادف روز جمعه دو دستگاه اتوبوس در محور اراک-توره، يکي از اتوبوس ها از پل سقوط کرد و مسافران اتوبوس حادثه ديده 100 دقيقه منتظر رسيدن جرثقيل ماندند. سرهنگ حسين عليشاهي در اين باره توضيح داد؛ در تصادف روز جمعه دو دستگاه اتوبوس در محور اراک- توره که ساعت پنج بامداد روي داد، به علت خستگي و خواب آلودگي راننده اتوبوس بنز و برخورد با اتوبوس ولوو در پل سفيد اين محور، اتوبوس ولوو از ارتفاع هشت متري سقوط کرد. وي اظهار داشت؛ ماموران پليس راه استان لرستان و مرکزي چند دقيقه بعد از حادثه در محل حاضر شدند و نيروهاي امدادي نيز به صحنه تصادف رسيدند اما مسافران اتوبوس حادثه ديده 100 دقيقه در ته دره ماندند تا جرثقيل از راه برسد. سرهنگ عليشاهي اعلام کرد؛ در اين حادثه چهار نفر کشته و 29 نفر مجروح شدند که هفت نفر از آنان بستري و بقيه نيز درمان سرپايي شدند.


درخواست مرد براي جدايي از زن کلاهبردار
گروه حوادث؛ مردي به خاطر آنکه همسرش از او کلاهبرداري کرده است به دادگاه خانواده رفت تا وي را طلاق دهد. اين مرد سال ها در امريکا کار مي کرد و براي همسرش پول مي فرستاد اما وقتي به ايران بازگشت زنش مدعي شد هيچ پولي از او دريافت نکرده است.به گزارش خبرنگار ما اين مرد که سيامک نام دارد ماه گذشته وقتي پس از سال ها اقامت در کشور امريکا به طور ناگهاني به ايران بازگشت فهميد همسرش پول هايي را که طي هشت سال گذشته فرستاده براي خودش برداشته است. او وقتي از اين موضوع مطمئن شد به دادگاه خانواده رفت تا همسرش را طلاق دهد. وي هنگامي که مقابل قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 قرار گرفت، گفت؛ من و همسرم نازنين 10سال قبل در يک جشن عروسي با هم آشنا شديم و بعد از چند ماه با هم ازدواج کرديم. آن زمان من وضع مالي مناسبي داشتم اما براي اينکه شرايط بهتري پيدا کنم تصميم گرفتم براي کار به کشور امريکا سفر کنم. در امريکا در يک پمپ بنزين مشغول به کار شدم. هرچند کار در کشور غريب برايم سخت بود، درآمد مناسبي که داشتم مرا به ماندن ترغيب مي کرد و از طرفي به خانواده ام در ايران دلگرم بودم. هر ماه وقتي حقوقم را مي گرفتم بخش عمده آن را براي همسرم مي فرستادم. طي هشت سال کار در امريکا حدود 200 ميليون تومان براي نازنين فرستادم و بعد از اين مدت تصميم گرفتم به ايران برگردم. چون مي خواستم همسرم را غافلگير کنم ماجراي برگشتنم را به او نگفتم. وقتي به خانه مان رفتم همسرم از ديدن من شوکه شد. روزهاي اول وقتي با او صحبت کردم احساس کردم او موضوعي را از من پنهان مي کند. چند روز بعد وقتي در مورد پول ها از نازنين سوال کردم او گفت در اين سال ها هيچ پولي دريافت نکرده است. حرف هاي همسرم درحالي است که من رسيد همه پول ها را نگه داشته ام و از طرفي هر بار که پول مي فرستادم با نازنين تماس مي گرفتم تا از رسيدن پول ها مطمئن شوم. هرچه با نازنين صحبت کردم او حاضر نبود دريافت پول ها را بپذيرد. چون او از من کلاهبرداري کرده ديگر نمي توانم به زندگي با وي ادامه دهم. در پي اين اظهارات، قاضي عموزادي رسيدگي به اين پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام