چهارشنبه، 4 آذر 1388 - شماره 2112
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
معرفي 50 اثر برتر سينماي جهان در دهه گذشته
«باد ما را خواهد برد» کيارستمي تنها نماينده سينماي ايران

گروه فرهنگي؛ فيلم «باد ما را خواهد برد» ساخته عباس کيارستمي به عنوان يکي از 50 اثر برتر سينماي جهان در دهه گذشته ميلادي انتخاب شد. جشنواره فيلم تورنتو در قالب برنامه يي به نام «سينماتک»، فهرست 50 فيلم برتر دهه اول هزاره دوم ميلادي را با نظرسنجي از 60 کارشناس فيلم از سراسر جهان انتخاب کرد.

در اين فهرست، فرانسه با 21 فيلم بيشترين نماينده را دارد و پس از آن امريکا با 9 فيلم و آلمان با هفت فيلم بيشترين حضور را دارد. از سينماي ايران تنها فيلم «باد ما را خواهد برد» ساخته عباس کيارستمي محصول سال 1999 ديده مي شود. اين فيلم برنده جايزه بزرگ هيات داوران و جايزه فيپرشي از جشنواره ونيز بوده است. «باد ما را خواهد برد» کيارستمي در حالي از سوي 60 کارشناس فيلم در سراسر جهان به عنوان يکي از بهترين فيلم هاي دهه گذشته انتخاب شده است که چندي پيش وقتي يکي از کارشناسان سينمايي خودمان در برنامه «دوقدم مانده به صبح» اين فيلم را به عنوان اثري قابل تامل و حتي جذاب براي همه تماشاگران سينماي ايران مطرح کرد صحبت اش با خاطره يي از مجري کارشناس آن برنامه فريدون جيراني قطع شد. جيراني درباره حضور اين فيلم کيارستمي در جشنواره نانت گفت؛ «من خودم اين فيلم را دوست دارم ولي با معذرت از آقاي کيارستمي بايد بگويم در جشنواره موقع نمايش فيلم همه اعضاي هيات داوران خوابيدند.» بارها نام فريدون جيراني در اين روزها به عنوان تهيه کننده نود سينمايي در اخبار و محافل سينمايي مطرح شده است. فيلم «باد ما را خواهد برد» ساخته عباس کيارستمي امسال 10ساله شد.به گزارش ايسنا به نقل ازCBC، رتبه اول فهرست 50 فيلم برتر دهه گذشته در کمال تعجب در اختيار يک فيلم تايلندي با نام «نشانه ها و يک قرن» ساخته آپيچات پونگ ويراستاکول است. فيلم «در ستايش عشق» ساخته ژان لوک گدار برنده سيمرغ بلورين جشنواره فجر در رتبه هشتم و فيلم «چهار ماه، سه هفته و دو روز» برنده شيرطلاي ونيز ساخته کريستين مونگيو از روماني در رتبه نهم قرار دارند. فيلم «پسر» ساخته برادران داردن بالاتر از «من و خوشه چين ها» به کارگرداني آنيس واردا در مکان چهاردهم اين فهرست قرار دارد. فيلم هاي «تنهايي» ساخته ميشل هانکه برنده نخل طلاي کن، «فيل» ساخته گاس ون سنت و «با او حرف بزن» ساخته پدرو آلمادووار بالاتر از فيلم «باد ما را خواهد برد» کيارستمي قرار گرفته اند. در حالي که فيلم هاي سرشناسي چون «هزار توي پن» ساخته گيلرمو دل تورو، «کودک» ساخته برادران داردن برنده سيمرغ بلورين جشنواره فجر، «ساراباند» ساخته اينگمار برگمن، «گري» ساخته گاس ون سنت، «داگ ويل» ساخته لارس فون ترير و «الکساندرا» ساخته الکساندر سوخوروف در مکان هاي پايين تر از کارگردان ايراني برنده نخل طلا قرار گرفته اند.
مدير شبکه خبر اعلام کرد
تلاش شبکه خبر براي رقابت با«30/20»
اردشير زابلي زاده مدير شبکه خبر گفت؛ «در شبکه خبر براي رقابت با بخش خبري 30/20 تلاش مي کنيم؛ انصافاً خبر «30/20» را به عنوان يک بخش خبري خوب مدنظر داريم.» مدير شبکه خبر در پاسخ به عملکرد بخش هاي خبري سيما از جمله 30/20 در نشست خبري دوم آذرماه اظهار کرد؛ «البته در شبکه خبر مصاحبه هايي از موافقان و مخالفان جريانات پس از انتخابات و همچنين صحنه هايي از اتفاقات به وجود آمده را پخش کرديم. البته معتقدم چرا بايد آنچه را که در تهران اتفاق افتاد در يک شبکه بين المللي مطرح مي کرديم؟، اين کار با کدام سياستگذاري قابل توجيه است؟ من حتي در ديداري که با مديران شبکه الجزيره داشتم، به آنان گفتم چرا به مسائل داخل قطر نمي پردازيد.»

او همچنين درباره امکان ايجاد فرصت براي منتقدان جهت حضور در برنامه هاي اين شبکه و پيشي گرفتن شبکه هاي داخلي از همتايان خارجي خود در انعکاس اخبار که رئيس سازمان صدا و سيما نيز بر آن تاکيد دارد، اظهار کرد؛ «در همان دوران انتخابات و حوادث پس از آن، شبکه خبر با راه اندازي استوديو در مجلس و تجهيز و بازسازي آن نزديک به 100 گفت وگو را در اين مکان پخش کرد که درصد بالايي از آن را صحبت هاي منتقدان دولت تشکيل مي داد. در واقع شبکه خبر تلاش مي کند با حفظ اصولي که مد نظر رئيس سازمان صدا و سيما است به انعکاس ديدگاه هاي مختلف بپردازد. در واقع ما با پشتيباني عزت الله ضرغامي عمل مي کنيم و او از ما حمايت کرده است، اگر نقصي در عملکرد ما وجود دارد به من و همکارانم مربوط است.»

زابلي زاده درباره راه اندازي شبکه هاي خبري فارسي زبان مانند بي بي سي و عملکرد شبکه خبر در اين شرايط اظهار کرد؛ «شبکه بي بي سي فارسي را به عنوان مرجع خبري قبول ندارم؛ ضمن آنکه برخي از بينندگان براي پر کردن خلأهاي اطلاعاتي خود برنامه هاي اين شبکه را نمي بينند، بلکه بي بي سي فارسي براي آنان جاذبه هاي ديگري دارد که با ارزش هاي ما همخواني ندارد.» او اضافه کرد؛ «براي شبکه يي مانند بي بي سي آسان است درباره يک کشور خارجي بدون محدوديت هر چه مايل است، بگويد.» مدير شبکه خبر ادامه داد؛ «بي بي سي فارسي از اصول اوليه يونسکو تخطي کرده است؛ در واقع بي بي سي فارسي رسانه خبري نيست بلکه جريان ساز است که با يک هدف خاص وارد عرصه رسانه يي شده است.» او اضافه کرد؛ «به هيچ وجه بي بي سي فارسي با شبکه خبر قابل قياس نيست. تمام رسانه هاي دنيا ارزش هاي خبري دارند و اصولي بر آنها حاکم است لذا ما نمي توانيم خود را با آنها مقايسه کنيم. چون تعريف و کارکردهاي شبکه خبر با شبکه يي مانند بي بي سي فارسي تفاوت دارد.» زابلي زاده در ادامه گفت؛ «براي حفظ ارتباط با مخاطب، شبکه خبر تلاش مي کند با توجه به تعريف خود در مسير بين المللي بودن حرکت کند و به اندازه کافي رسانه هاي معاند در آن سوي مرزها سعي مي کنند تصويري مخدوش از نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران ارائه دهند. ما بايد تلاش کنيم نقاط قوتي را که آنان سعي در پنهان کردن آن دارند، به خوبي ارائه کنيم.» زابلي زاده تاکيد کرد؛ «شبکه بي بي سي فارسي را رقيب شبکه خبر نمي بينم. بي بي سي با راه اندازي بي بي سي فارسي اعتبار رسانه يي خود را از دست داده است.» او در پاسخ به اين پرسش که آيا مردم بيشتر شبکه هاي بي بي سي فارسي و صداي امريکا را تماشا مي کنند يا شبکه خبر را و آيا توانسته ايم بينندگان را با امکانات موجود جذب کنيم، اظهار کرد؛ «کجاي دنيا از رسانه هاي خود انتظار دارند هر آنچه اتفاق مي افتد را انعکاس دهند؛ آيا اين ديدگاه را چهار استاد بزرگ ارتباطات تاييد مي کنند.» او افزود؛ «در واقع خبر را بدون سياستگذاري نمي توان پخش کرد، اگر اين گونه نباشد پس دروازه باني خبر چه معنايي دارد؟» مدير شبکه خبر اضافه کرد؛ «نوع سانسور اين شبکه ها با شبکه خبر تفاوت دارد؛ آنها اخبار مربوط به کاستي هاي کشور خود را در ساعات پربيننده پخش نمي کنند بلکه به عنوان مثال روز يکشنبه که روز تعطيل مردم محسوب مي شود خبر مورد نظر را در يک ساعت نامناسب روي آنتن مي فرستند.» او در پاسخ به اين پرسش که چرا شبکه خبر اين گونه عمل نمي کند، گفت؛ «ما چنين عملکردي نداريم و سانسور اين گونه را اعمال نمي کنيم.»

به گزارش ايسنا زابلي زاده درباره عملکرد شبکه خبر در اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوري اظهار کرد؛ «خبر بايد فراگيري داشته باشد تا مهم جلوه کند. علاوه بر آن محدوديت زماني بر تلويزيون حاکم است. بنابراين نمي توانيم هر خبري را روي آنتن بفرستيم. گام اول در راه اندازي هر رسانه يي سياستگذاري است، امر سياستگذاري در ارتباطات اصل اول محسوب مي شود و اين سياستگذاري تابع سياست و قوانين آن کشور است و هر کشوري قوانين خود را رعايت مي کند.» زابلي زاده ادامه داد؛ «ما امروز در اين جنگ رسانه يي چه عملکردي داريم؟ نبايد جو زده شويم، بايد به گونه يي عمل کنيم که آنان نتوانند با برنامه هاي خود پز روشنفکري بدهند. در اين جنگ رسانه يي ما بايد در کنار هم باشيم و مبارزه کنيم.» مدير شبکه خبر با اشاره به ارزش هاي خبري گفت؛ «کشورهاي غربي هفت ارزش خبري را تعريف کرده اند اما چرا ما با تامل در قرآن ارزش هاي نويني را ارائه نمي کنيم و همچنان هفت ارزش خبري غربي در دانشگاه هاي ما تدريس مي شود.» زابلي زاده در پاسخ به اين پرسش که چرا امانت را در نقل منبع خبر رعايت نمي کنيد، گفت؛ «اگر در شبکه خبر اين گونه شده از سوي منبعي به اسم خودمان را تاييد نمي کنم چراکه اين کار نه توجيه تجربي دارد نه عملي و نه اعتقادي.» مدير شبکه خبر در ادامه گفت؛ «به همکارانم تاکيد کرده ام منبع عکس بايد حفظ شود، چراکه اين کار براي ما اعتبار به همراه دارد و مشارکت بيشتر را موجب مي شود. علاوه بر آن سياستگذاري براي ذکر نکردن اسم خبرگزاري خاص انجام نشده است.»

زابلي زاده درباره پخش نشدن سخنان برخي مخالفان در مجلس تاکيد کرد؛ «سياستگذاري در زمينه قطع سخنان مخالفان در مجلس در اين شبکه نداريم. اگر هم سخنان يکي از نمايندگان مجلس درباره بحث هدفمند کردن يارانه ها قطع شد به علت فرارسيدن زمان پخش خبر بود و سردبير اين تصميم را گرفت.»
«آجامي» برنده اسکندر طلايي جشنواره تسالونيکي


فيلم «آجامي» ساخته يارون شان برنده جايزه اسکندر طلايي جشنواره تسالونيکي يونان شد. اسکرين ديلي اعلام کرد اين فيلم محصول مشترک آلمان و رژيم اشغالگر قدس است که علاوه بر جايزه اول جشنواره و 40 هزار يورو جايزه نقدي، جايزه فيلم برگزيده تماشاگران پنجاهمين دوره جشنواره بين المللي فيلم تسالونيکي را نيز به خود اختصاص داد. اين فيلم نماينده رژيم اشغالگر قدس در مراسم اسکار امسال نيز هست. به گزارش مهر فيلم رومانيايي «مدال افتخار» به کارگرداني کالين نتزر جايزه اسکندر نقره يي فيلم دوم جشنواره و 25 هزار يورو جايزه نقدي را دريافت کرد. علاوه بر آن جوايز بهترين فيلمنامه، بهترين بازيگر مرد جشنواره و جايزه فدراسيون بين المللي منتقدان نيز به اين فيلم رومانيايي تعلق گرفت. جايزه بهترين کارگرداني جشنواره هم به ريگوبرتو پرسکانو کارگردان فيلم مکزيکي «بي شمال» اهدا شد. جايزه جنبي «ارزش هاي بشري» هم به فيلم «لبنان» که پيشتر جايزه شير طلايي جشنواره ونيز را برده بود، اختصاص يافت.
پيدا و پنهان
? آگهي هاي خودي و غيرخودي؛ عباس سليمي نمين خبر داد آگهي چاپ شده در روزنامه همشهري پيشتر در دو روزنامه ديگر هم منتشر شده بود. وي به فارس گفت؛ «بنياد... که متعلق به دولت است اخيراً در سايت خود مصاحبه يي را با هوشنگ صهيون از بهاييان فعال به عمل آورده و حتي در انتهاي اين مصاحبه براي وي آرزوي طول عمر و موفقيت کرده است؛ اين سايت متعلق به دولت است و اين خطا صورت گرفته است آيا دولت بايد اين سايت را ببندد.» وي گفت؛ همچنين اين آگهي چند وقت پيش در دو روزنامه دولتي نيز چاپ شده بود چرا آن موقع با اين روزنامه ها برخورد نشد. با توجه به اين مسائل بيشتر شائبه برخورد سياسي با روزنامه همشهري تقويت مي شود که شايسته نيست اعتبار کشور را در اين زمينه مخدوش کنيم.

? انتقاد کيهان از احمدي نژاد؛ روزنامه کيهان ديروز در ستون نکته به قلم مديرمسوول اين روزنامه غيرمستقيم از عدم حضور محمود احمدي نژاد در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام انتقاد کرد. در اين مطلب با اشاره به اينکه گلايه هاي پس از انتخابات نبايد منجر به غيبت مسوولان در جلسات تصميم ساز و سياست پرداز کشور شود، نوشته شده است؛ «گلايه ها هرچند بي مورد نيز نباشد در حد و اندازه يي نيست که توضيح قابل قبولي براي غيبت برخي از گله مندان در جلسات حساس و تعيين کننده باشد.»

? دلال اسلحه اتهامش را پذيرفت؛ در خبرها آمده است ژاک موسيو شهروند بلژيکي اتهام خود مبني بر تلاش براي خريد قطعات هواپيماي جت از امريکا و فروش آن به ايران را پذيرفت. سايت هاي خارجي گزارش کرده اند اين فرد احتمالاً به پنج سال زندان و پرداخت 250 هزار دلار جريمه نقدي محکوم مي شود. از سرنوشت «دارا فتوحي» همکار وي خبري منتشر نشده است.

? بازداشت 17 دانشجو؛ آرش خاندل و مراد باصره از فعالان دانشجويي دانشگاه ايلام و برخي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه ايلام بازداشت شدند. به گزارش اميرکبير پنجشنبه گذشته نيز 15 دانشجو بازداشت شدند. عباس حکيم زاده دبير سياسي دفتر تحکيم وحدت، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمي، عليرضا موسوي، فرزان رئوفي، احسان دولتشاه، سينا شکوهي و البرز زاهدي، حميد قهوه چيان، احمد ميرطاهري، عليرضا زرگر، اميرکاظم پور و ياسر معصومي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي و رسول عالي نژاد و بهروز فريدي دانشجويان دانشگاه آزاد تبريز بازداشت شدند.

? تذکر به خانواده ها؛ خبرنامه اميرکبير نوشت اخيراً حراست دانشگاه علوم پزشکي شيراز با خانواده تعدادي از دانشجويان تماس گرفته است و گفته درصورت شرکت کردن فرزندشان در تجمعات دانشجويي براي آنها پرونده انضباطي تشکيل خواهد شد. قابل ذکر است اين دانشجويان از ورودي هاي جديد دانشگاه بوده اند که در تجمع 13 آبان حضور داشته اند.

? سه آزادي؛ «سعيد قريشي» از بازداشت شدگان در مراسم دعاي کميل آزاد شد. وي يک ماه قبل در منزل پدر همسر شهاب طباطبايي بازداشت شده بود. از وضعيت نگار سايه همسر وي که يک هفته زودتر از قريشي دستگير شده بود، اطلاعي در دست نيست. همچنين «مجيد زماني» از اعضاي ستاد قيطريه ميرحسين موسوي نيز بعد از پنج ماه زندان آزاد شد. به جز اين دو نفر، موسي ساکت دبير شعبه آذربايجان شرقي ادوار تحکيم وحدت نيز آزاد شد.

? انتقاد از بلاتکليفي وضعيت پژوه؛ پدر فريبا پژوه از بلاتکليفي وضعيت فرزندش انتقاد کرد. وي با بيان اينکه چهارشنبه قبل پرونده فرزندش به دادسراي انقلاب ارسال شده است، گفت با اين حال هنوز وضعيت وي نامشخص است و پژوه براي تعيين تکليف پرونده اش به دادسرا منتقل نشده است.

? محکوميت تاجرنيا به شش سال؛ وکيل علي تاجرنيا از محکوميت موکل خود به شش سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب به رياست قاضي پيرعباسي خبر داد.
آقاي ضرغامي ممنون الکار داريم خوبشم داريم
ارسالي ابراهيم قياسيان

پرتغالي ها از اوضاع آشفته ايران قبل از صفويه استفاده کرده و جزيره هرمز را در خليج فارس مرکز تجارت خود قرار داده و در امور شهر گامبرون1 (بندرعباس) دخالت مي کردند. شاه عباس حکمران فارس امام قلي خان را مامور تسخير آن حدود کرد. پرتغالي ها در مقابل يورش ايرانيان تاب مقاومت نياورده و خليج فارس را ترک کردند. از آن تاريخ بندر گامبرون به بندرعباس تغيير نام يافت. منتها پرتغالي ها بندر جاسک را که ارزنده ترين محل ماهي گيري در حدود اقيانوس هند بود به تصرف خود درآوردند. در سال 1662 بين کشتي هاي پرتغالي که جاسک را محاصره کرده بودند با چهار ناو انگليسي زد و خوردي روي داد که منجر به شکست پرتغالي ها شد. نيروهاي انگليسي براي تصرف بندر متوسل به حيله خاصي شدند چون پياده شدن نيروهاي انگليسي در ساحل خطراتي را در پي داشت و احتمال مي رفت سربازان انگليسي مورد حمله قرار گيرند و کشته بسياري بدهند لذا نيروهاي انگليسي تعدادي مرغ و خروس به درون خشکي فرستادند، نيروهاي پرتغالي از سنگرهاي خود بيرون آمدند تا مرغ ها را گرفته و غذاي لذيذي طبخ کنند. به محض اينکه سربازان پرتغالي سنگرهاي خود را ترک کردند مورد حمله پياده نظام انگليسي قرار گرفتند. تعدادي کشته و تعدادي اسير شدند. از اين پس جاسک مقر تجارت و پايگاه نظامي انگليسي ها شد تا زماني که ناصرالدين شاه از کمپاني هند شرقي خواست نيروهاي خود را بيرون ببرد زيرا روس ها تقاضاي مشابهي داشتند.

توضيح اعتماد؛ با تشکر از ارسال کننده اين مطلب يادآور مي شويم اساس مطالب اين ستون از نظر جغرافيايي بر مناطق زيبا و پرجاذبه ايران زمين و از نظر تاريخي بر روحيه وطن دوستي و شجاعت ايرانيان بايد استوار باشد و در ارسال مطلب اين حداقل نکات را رعايت کنند چرا که تاريخ يا جغرافياي بدون اين ويژگي ها گرچه جالب است ولي براي اين ستون مناسب نيست.

ہ (از کتاب؛ ايران عرصه سياست هاي استعماري روس و انگليس)

پي نوشت؛

1- اصل اين لغت از زبان يوناني اقتباس شده و به معني تجارت است.
عناوين اين صفحه
«باد ما را خواهد برد» کيارستمي تنها نماينده سينماي ايران
تلاش شبکه خبر براي رقابت با«30/20»
«آجامي» برنده اسکندر طلايي جشنواره تسالونيکي
پيدا و پنهان
آقاي ضرغامي ممنون الکار داريم خوبشم داريم
من يک ممنوع الکار هستم
مارک شيمن کارگردان موسيقي مراسم اسکار شد
در سوگ شهرام شيدايي

من يک ممنوع الکار هستم
ابراهيم رها

سلام آقاي ضرغامي، ابراهيم رها هستم يک ممنوع الکار،

ضرغامي جان، در گفت وگويت با مطبوعات گفتي (و از تلويزيون هم پخش شد) که به هيچ وجه ممنوع التصوير و ممنوع الکار نداريم. پس من چي هستم؟، نمي دانم خودت نمي داني يا نمي خواهي بداني يا نمي گذارند بداني... اما به قول مرحوم ابوريحان بيروني، دانسته رئيس صدا و سيما شوي بهتر است که نداني و رئيس بماني،

من بنده سال ها در راديو نوشته و گاهي گويندگي کرده ام. من بنده در تلويزيون هم مرتکب نگارش سريال شده ام اما... تابستان 87 برنامه يي داشتم که گفت وگوي طنز بود و شبکه دوم سرکار عالي صبح ها آن را پخش مي کرد (در برنامه روز از نو به تهيه کنندگي آقاي حدسني) که پس از پخش چند قسمت، از بيخ ممنوع التصوير شدم. اين در حالي بود که هجده گفت وگو ضبط شده بود و سه تا پخش، اين صرفه جويي که مي گويند را دوستان زيادي گويا جدي گرفته بودند، بعداً هم به رغم آنکه يک مقدار پولي به بنده داده شد هيچ گاه تسويه حساب نشد چون يک ممنوع التصوير کوفت بخورد بهتر از آن است که حقش را بگيرد،

اتفاقاً مصاحبه ها خوب شده بود، با همان چندتايي که پخش شد طرفدار هم پيدا کرده بود اما دوستان شما در صدا و سيما گويا موظف به توليد برنامه جذاب براي مخاطب نيستند، بيشتر دوست دارند کارهاي هيجان انگيزتري مانند ممنوع التصوير کردن را انجام بدهند،

ضرغامي جان، روزها گذشت (از دوران سنوزوئيک تا حالا روزها مي گذرد، نه چيز عجيبي است نه جزء دستاوردهاي دولت احمدي نژاد محسوب مي شود) و از بنده طرحي براي سريال طنز در سيما تصويب شد به نام «شبرنگ»، گمانم اواخر پاييز 87. يکي از همان کارهاي طنزي که «نود شبي» مي نامندش. کارگردان کار مهدي مظلومي شد و تهيه کننده اش آقايي به اسم ورپايي. کار مربوط به شبکه پنج سيما بود، گروه تفريحات و سرگرمي که مديرش کريمان نام دارد. (اينها را دقيق آوردم که نگويند تشويش فلان عمومي بود يا نشر اکاذيب خصوصي، اخبار اين سريال را هم مي توانيد مثلاً با جست وجو در خبرگزاري مهر پيدا و دنبال کنيد. مي بينم که مستند حرف مي زنم لذت مي بري،)

10 قسمت اول را نوشتم، تاييد شد، پولي هم به من دادند، به روال ساير کارهايي که با تلويزيون مي کردم.

بعد در اين مملکت انتخابات برگزار شد. در اين حين بنده تيم نويسندگانم را که پيشتر هم با آنها در تلويزيون کار کرده بودم، دور هم جمع کردم و آنها هم نوشتند. نزديک به 30 قسمت نگارش شد، 20 قسمت تحويل. جسارتاً داري منو؟، بله عرض مي کردم. کار در کنداکتور پخش بود و دوستان مي گفتند همه از کار خوش شان آمده، رها جان مي تواني به جاي اين تعداد شب، 180 شب کار را ادامه بدهي؟ و از شما چه پنهان بنده هم مشغول ناز کردن بودم که نخير جا نداره، اما وقتي پيش توليد مي خواست شروع بشود، کار خوابيد، پيگيري کرديم، گفتند کريمان گفته تو ممنوع الکار شدي. چون بنده پيشتر در اين سيستم کار کرده بودم به هر حال چهار تا آشنا داشتم. پيگيري کردم گفتند اسمت در ممنوع الکاري ها نيست، ديدم گويا در ساير شبکه ها هم مي توانم کار کنم. يعني گمانم شما يا يک مدير ارشدي گفته بوده کلاه بياوريد، دوستان سر آورده بودند. البته اين آقاي کريمان شما به بنده گفت دو آيتم از 40 آيتم (يعني 10 قسمت کار) که من خوانده ام اصلاحات لازم دارد و مشکلي نيست. اما هي ما گفتيم اصلاح مي کنيم، گفتند نمي شود، بالاخره به تهيه کننده گفته شد فلاني در فلان مطلب مطبوعاتي اش صدا و سيما را نقد کرده و صلاحيت کار را از نظر ما ندارد. توي دلم گفتم اي صلاحيت سنج، گزينشتو بخورم،

ضرغامي جان، گفتيم قبول، بنده ممنوع الکار. قانون عطف بما سبق که نمي شود پول همين کاري را که تا الان بنده و دوستانم انجام داده ايم بدهيد و تسويه حساب کنيد، گفتند راه نداره، گويا در سازمان شما علاوه بر ممنوع التصوير و ممنوع الکار، ممنوع الچک هم وجود دارد، بعد از مدتي تهيه کننده گفت چون کار بلاموضوع شده، همان مبلغي را هم که پارسال به تو داده ايم امسال برگردان،

بنده به اين ترتيب نه تنها به پول خودم نرسيده ام که بدهکار هم شده ام و اين از کرامات سازمان متبوع شماست که مي فرماييد در آن ممنوع الکار وجود ندارد.

همين الان به دوستان روابط عمومي ات هم بگو فردا تکذيبيه نفرستند. اخبار ساخت اين سريال در همان سال 87 و حتي 88 و پيشرفت کار و نام کارگردان و نويسنده و... در سايت هاي خبري رسمي آمده، اين از اين،

عزت الله ضرغامي، نمي دانم از اين قضايا در سازمانت باخبري يا بي خبري. اگر باخبري و مي گويي ممنوع الفلان نداريم که خيلي بد است و اگر بي خبري که باز هم خيلي بد است. خلاصه خيلي بد است،

عزت زياد عزت،


مارک شيمن کارگردان موسيقي مراسم اسکار شد
مارک شيمن آهنگساز نام آشناي سينماي امريکا به عنوان کارگردان و سازنده قطعات موسيقي مراسم جايزه اسکار امسال برگزيده شد. ايندي واير اعلام کرد شيمن که تاکنون آهنگسازي 53 فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني را برعهده داشته، از سوي بيل شنکمن و بيل مکانيک تهيه کنندگان مراسم هشتاد و دومين دوره اسکار به عنوان کارگردان موسيقي اين مراسم معرفي شد. به گزارش مهر شيمن تاکنون پنج بار براي ساخت موسيقي متن فيلم هاي «بي خواب در سياتل»، «رئيس جمهور امريکايي»، «باشگاه همسران اول»، «پچ آدامز» و «ساوث پارک» نامزد دريافت جايزه اسکار شده است. او در سال 2004 نيز کارگرداني و ساخت قطعات موسيقي مراسم اسکار را بر عهده داشته است. در کارنامه آهنگسازي شيمن، ساخت موسيقي فيلم هايي چون «اسپري مو» قسمت يک و دو، «ارواح مي سي سي پي»، «چند مرد خوب»، «خانواده آدامز» و « ميزري» به چشم مي خورد. هشتاد و دومين دوره مراسم اهداي جوايز اسکار هفتم مارس 2010 در سالن کداک تيه تر لس آنجلس برگزار مي شود.


در سوگ شهرام شيدايي
صالح عطايي

به آن ساعت آخر که نزديک شويم ساعت عقربه ها و اعدادش را به درون خواهد کشيد. (از مجموعه شعر خنديدن در خانه يي که مي سوخت، ص64) انگار همين ديروز بود که شهرام با جديت ترجمه مي کرد و شعر مي گفت و داستان مي نوشت. از پيشقراولان شعر دهه 70 شمرده مي شود و شاعري تثبيت شده. اهل جلسه، گردهمايي و لابي هاي ادبي نبود. گرچه با هر کس که ذوق ادبي داشت اخت مي شد و سريع براي کاري مشترک برنامه ريزي مي کرد؛ همکاري اش با «مارک اسموژنسکي» و «چوکا چکاد» به خاطر ترجمه از شعرهاي خانم «شيمبورسکا» که با نام «آدم ها روي پل» چاپ شد، همکاري اش با خانم «بافکر» براي ترجمه از شاعران اروپايي از جمله «والاس استيونس». همکاري با خانم «توپکايا» که نتيجه اش کتاب «خواننده کور» از «اوغوز دميرآلپ» بود و خانم «روحي افسر» به عنوان ويراستار حرفه يي و يک دوست که تا همين ساعت هاي آخر در کنار شهرام بود.

همه آنها مي آيند از زبان ما سخن بگويند / ما غايبيم / آنها غايب / و سخن آغاز نمي شود (همان، ص22) ترجمه مفصلي از شعرها و مقالات و داستان هايي از «اورهان ولي» به نام «رنگ قايق ها مال شما». ترجمه هايي به همين منوال از «مليح جودت آنداي» و «تامپينار» رمان نويس که هنوز به چاپ نرسيده اند... شهرام شيدايي دو بعدازظهر دوم آذر 88 رفته است. جايش خالي است. من منکر آنهايي نيستم که مي گويند شهرام با آثارش زنده و در کنار ماست. اما ما با مرگ نابهنگام شهرام روبه رو هستيم. حضور جسماني اش را همچنان مي خواستيم و روزمر گي اش را. رفت و خلايي بزرگ به جا گذاشت. رفت و ساعت، عقربه ها و اعدادش را...


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام