
«تحقيرآميز» بهترين صفتي است که مي توان براي باخت ايران در اردن انتخاب کرد. مطمئناً متعصب ترين طرفدار تيم ملي هم قبول دارد اردن اين شايستگي را داشت تا با بيش از يک گل ايران را شکست دهد اما قطبي با خوش شانسي تنها با يک گل خورده اردن را ترک کرد. بازي ايران - اردن يکي از ضعيف ترن نمايش هاي تيم ملي در چند سال اخير بود. تا به امروز به ندرت ديده شده بود فوتبال ايران برابر يک تيم درجه دوم آسيايي اين گونه تحقير شود، اما عمکرد ملي پوشان آنقدر ضعيف بود که ديروز تمامي کارشناسان فوتبال از عملکرد تيم ملي انتقاد کردند و بايد پذيرفت فوتبال ايران ديگر يکي از قدرت هاي اول قاره آسيا نيست. اکثر رسانه هاي منطقه هم تاکيد دارند ايران به يک تيم درجه دو تبديل شده است. به عنوان نمونه نيل اسپورت شبکه تلويزيوني شمال آفريقا درباره بازي يکشنبه شب گفت؛ «تيم ملي ايران در ادامه نزول فوتبال خود در يک شيب تند به سرعت اقتدار خود را در فوتبال آسيا از دست مي دهد.» آيا قرار است باز هم مسوولان فوتبال ايران اين انتقادها را مغرضانه قلمداد کنند؟ اما همه مي دانند از اعداد و ارقام نمي شود فرار کرد. تيم ملي در ديدارهاي مقدماتي جام جهاني در جمع شش تيم برتر قاره هم قرار نگرفت و در بازي يکشنبه شب هم به تيمي باخت که از سه بازي قبلي خود تنها يک امتياز کسب کرده بود. اين در حالي است که افشين قطبي غيبت جواد نکونام و مسعود شجاعي و قضاوت داور اماراتي را عامل اصلي اين باخت مي داند اما رسول کربکندي سرمربي صبا و يکي از کارشناسان فوتبال بر اين اعتقاد است که شرايط فعلي فوتبال ايران به گونه يي است که براي بازگشت به اوج بايد چند سالي صبر کرد؛ «تيم ملي براي برون رفت از وضعيت فعلي حداقل تا دو سه سال ديگر مشکل نتيجه گيري خواهد داشت. تيم ما از وجود بازيکنان خلاق و تاثيرگذار بزرگ تخليه شده و زماني که مي توانستيم براي مهره هاي خوب، جايگزين هايي پرورش دهيم، اين کار را نکرديم.» حتي رسانه هاي عربي هم به اين نکته اشاره کردند که فوتبال ايران در حال حاضر از بازيکنان بزرگ و تاثيرگذار خالي شده. وقتي همچنان علي کريمي و کريم باقري بهترين هاي ليگ ايران اند بايد قبول کرد در اين چندساله فوتبال ايران در زمينه پرورش بازيکن بين المللي ضعيف عمل کرده است. در ديدارهاي مقدماتي جام جهاني هم بردهاي ايران با گل هاي باقري، نکونام، مهدوي کيا و کريمي به دست آمد و يکشنبه شب تيم ملي بدون اين بازيکنان، حداکثر يک تيم درجه دو بود. منصور پورحيدري هم چنين نظري دارد؛ «نکته اولي که در اين رابطه مي توان به آن اشاره کرد اين است که با توجه به کنار رفتن تعداد زيادي از بازيکنان تاثيرگذار و ستاره هاي تيم ملي در يکي دو سال اخير نياز است تغيير و تحولاتي در ساختار و ترکيب تيم ملي به وجود بيايد که اين تغيير با چند روز و چند ماه ايجاد نمي شود بلکه به يک برنامه بلندمدت نياز دارد. ما بايد بپذيريم فوتبال مان افت کرده است و به نظر من در حال حاضر در خوشبينانه ترين حالت يکي از تيم هاي سطح دوم آسيا هستيم. آمار اين مساله را نشان مي دهد و اينکه در جام ملت هاي دوره قبل به جمع چهار تيم صعود نکرديم و در انتخابي جام جهاني هم حتي جزء شش تيم اول آسيا نبوديم، تاييدکننده اين مطلب است.»
ايراد کار کجاست
نزول فوتبال ايران چند سالي است که ادامه دارد. تيم ملي با قلعه نويي در جام ملت ها به جايي نرسيد، با علي دايي در مقدماتي جام جهاني ناکام ماند و هم اکنون هم با افشين قطبي اوضاع کاملاً نااميدکننده است. مجيد جلالي، محمود ياوري، پورحيدري و کربکندي معتقدند ايراد کار از قطبي نيست بلکه ساختار فوتبال ايران ايراد دارد. آنها مي گويند به علت بي توجهي باشگاه به کارهاي اصولي و سازندگي و اهميت دادن به حواشي، فوتبال ايران به اين حال و روز افتاده است، اما در آن سو خود قطبي هم منتقدان زيادي دارد که يکي از آنها محمد احمدزاده سرمربي ملوان است؛ «فدراسيون فوتبال در انتخاب قطبي به عنوان سرمربي تيم ملي اشتباه کرد. ادامه راه با اين مربي اصلاً به صلاح تيم ملي و فوتبال ايران نيست. ايشان که مربيان ايران را قبول ندارد انگار يادش رفته اولين سرمربيگري اش در فوتبال ايران بوده و بازيکناني که با آنها کار کرده حاصل تربيت مربيان ايراني بوده. واقعاً جاي تاسف دارد که يک مربي گمنام بايد در ايران اسمي براي خودش دست و پا کند و بعد عليه ايران و فوتبال ايران حرف بزند و جالب تر از آن اينکه مردم هم در نظرسنجي بالاي 60 درصد به او راي مثبت بدهند،» به هر حال اين نتايج تحقيرآميز ثمره عملکرد مديران ورزش و فوتبال ايران در چند سال اخير است. در جام جهاني 2006 مشخص شد تيم ملي ايران به مرحله يي رسيده که براي پيشرفت به مربياني بزرگ تر از برانکو نياز دارد اما مديران فدراسيون به جاي اينکه در تيم ملي از مربيان درجه اول دنيا استفاده کنند با تعصبي غيرمنطقي تيم ملي را به مربيان داخلي سپردند و حاصل اين ندانم کاري شان هم ناکامي در جام ملت ها، نرسيدن به جام جهاني و شکست مقابل اردن شد. بيژن ذوالفقارنسب يکي ديگر از کارشناسان فوتبال هم مديريت فدراسيون را در افت فوتبال ايران کاملاً مقصر مي داند؛ «معتقدم از روزي که تيم ملي از صعود به جام جهاني باز ماند، فدراسيون فوتبال بايد هفته پس از آن جلسات اضطراري را با حضور کارشناسان و صاحب نظران تشکيل مي داد و در آن اتاق فکر ويژه، بدون هيچ سروصدايي، واقع بينانه علل اين ناکامي بزرگ را بررسي مي کرد. آنجا مي شد براساس اطلاعات موجود براي آينده فوتبال کشور در درازمدت و برون رفت از اوضاع فعلي برنامه ريزي مشخص کرد؛ برنامه يي که با يک استراتژي معين براساس استانداردهاي بين المللي و تجربيات جهاني فوتبال ملي تنظيم شود. اين حرکت انقلاب گونه مي توانست چشم انداز فوتبال ما را در بلندمدت طراحي کند. متاسفانه چنين حرکتي رخ نداد و هيچ تغيير و تحول ويژه يي در برنامه ها و سازوکارهاي روند فوتبال ما ايجاد نشد،» به هر حال تيم ملي همچنان در صدر جدول گروه خود در ديدارهاي انتخابي جام ملت ها قرار دارد و به نظر مي رسد براي صعود به جام ملت ها کار سختي نخواهد داشت اما اين فوتبال با اين کيفيت بايد براي رسيدن به جام جهاني و قهرماني در جام ملت ها در انتظار يک معجزه باشد. بايد ديد مسوولان فدراسيون نسبت به اين باخت چه واکنشي نشان مي دهند. آيا قرار است همچنان اين پسرفت ادامه داشته باشد؟ شايد يک مربي بزرگ خارجي بتواند اين فوتبال درجه دو را کمي بالا بکشد.