مرتضي کاظميان

تاوان روياپردازي ها و ادعاها و شعارهاي غريب آن که در مقام رئيس جمهوري کشوري با بضاعت ها و سرمايه هاي انساني و مادي ارزشمند و گران سنگي چون ايران، ايستاده را چه کسي جز ايرانيان و ايران خواهد پرداخت؟
اين مدعاي محمود احمدي نژاد در آستانه سفرش به دو کشور آفريقايي (سنگال و گامبيا) و سه کشور امريکاي لاتين (برزيل، ونزوئلا و بوليوي) است؛ «جهش بزرگي در روابط ايران با آفريقا و امريکاي لاتين روي خواهد داد.» (ايرنا، خبرگزاري رسمي دولت جمهوري اسلامي خبر را مخابره کرده است.) و البته سخن يادشده، تمام ادعاي احمدي نژاد نيست؛ انصاف مي بايد که ارزيابي هاي تامل برانگيز احمدي نژاد، خواندني است؛ «از لحاظ بين المللي اين سفر براي ايران حائز اهميت است»، «دنيا در حال تحول و تغييرات بزرگي است و نظامات 60ساله حاکم بر دنيا به پايان راه خود رسيده و ناکارآمد شده است.» و او همچنان ادامه مي دهد؛ «کشورهايي مثل ايران، برزيل، ونزوئلا، بوليوي، گامبيا و سنگال توانايي دارند نظام هاي جديدي را در دنيا حاکم کنند.»
سخنان احمدي نژاد در آستانه سفر مجدد و مکرر در مکررش به امريکاي لاتين و آفريقا در حالي ابراز مي شود که اتحاديه اروپا براي خود رئيس جمهوري و وزير امور خارجه برمي گزيند و در هنگامه چالش تهران و غرب بر سر موضوع انرژي هسته يي و چگونگي برخورداري ايران از آن، احمدي نژاد و طراحان ديپلماسي جمهوري اسلامي، بسط و تعميق مناسبات با ونزوئلا و بوليوي و سنگال و گامبيا را در دستور کار قرار مي دهند. اينکه چنين روابط و همکاري هايي چگونه مي تواند چونان ابزار فشاري در کشاکش مسائل تهران و غرب، ايفاي نقش کند، و به چه ميزان از تاثيرگذاري بر نظام بين الملل واقعاً موجود برخوردار است، پرسش هايي دشوار نيست. آنچه شگرف مي نمايد پاسخ معکوس و رفتار شوکه آور دستگاه ديپلماسي احمدي نژادي است به اين سوال ها.
اما براي تبيين بيشتر موضوع، اجازه دهيد مروري اجمالي بر وضع اقتصادي کشورهايي بيندازيم که احمدي نژاد مدعي مي شود «توانايي دارند نظام هاي جديدي را در دنيا حاکم کنند.» «گامبيا» همانند اغلب کشورهاي آفريقا از وضع اقتصادي ناگوارش در رنج است و در شمار يکي از فقيرترين کشورهاي جهان قرار دارد. نرخ توليد ناخالص داخلي گامبيا به دشواري به نيم ميليارد دلار مي رسد. حداکثر سرمايه هاي خارجي جذب شده در اين کشور طي دهه پيش، حدود 20 ميليون دلار است و قريب به اتفاق مردم گامبيا از راه کشاورزي و دامداري ارتزاق و امرار معاش مي کنند.
نکته قابل اشاره آنکه 90 درصد جمعيت کمتر از دو ميليون نفري گامبيا را مسلمانان تشکيل مي دهند و تعداد نشريات و جرايد در اين کشور به انگشتان دو دست هم نمي رسد.
سنگال ديگر کشور آفريقايي است که از فقر و توسعه نيافتگي و بدهي خارجي در رنج است. توليد ناخالص داخلي اين کشور به دشواري از 10 ميليارد دلار فزوني مي يابد. حدود 40 درصد از نيروي کار اين کشور - که 90 درصد جمعيت آن را مسلمانان تشکيل مي دهند- بيکار هستند.
بوليوي ديگر کشوري که احمدي نژاد تحول در نظام جهاني را با آن پي گرفته، يکي از فقيرترين و توسعه نيافته ترين کشورهاي امريکاي لاتين محسوب مي شود که تنها به داشتن ذخاير گاز و معادن نقره و... شهره است. مجموع توليد ناخالص داخلي بوليوي به 20 ميليارد دلار نمي رسد و دو سوم مردم آن در فقر به سر مي برند.
وضع ونزوئلا خوشبختانه به خاطر آمد و شدهاي مکرر چاوس و احمدي نژاد به قدر لازم براي اغلب ايرانيان مشخص است؛ کشوري کاملاً متکي به درآمدهاي نفت و گاز و نيز معادن و منابع زيرزميني خود، و بدون صنعتي مهم و قابل اشاره.
بي شک، مهم ترين و توسعه يافته ترين کشور در سفر اخير احمدي نژاد، برزيل است؛ کشوري با اقتصاد متنوع و پيشرفته و توسعه بالا که در زمره 10 کشور با اقتصاد برتر جهان قرار دارد.
ذکر اين نکته نيز ضروري به نظر مي رسد که امريکا مهم ترين (يا يکي از مهم ترين) شرکاي اقتصادي و تجاري کشورهاي پيش گفته محسوب مي شود.
با چنين ترسيم اجمالي از وضع و توان اقتصادي کشورهاي يادشده، مي توان نگاهي دقيق تر به ادعا و ديدگاه احمدي نژاد افکند؛ «دنيا در حال تحول و تغييرات بزرگي است و نظامات 60ساله حاکم بر دنيا به پايان راه خود رسيده و ناکارآمد شده است... کشورهايي مثل ايران، برزيل، ونزوئلا، بوليوي، گامبيا و سنگال توانايي دارند نظام هاي جديدي را در دنيا حاکم کنند.»
مستقل از اينکه ارزيابي ها و تحليل هاي احمدي نژاد را از منظر «انگيزه»ي بيان آنها مورد تامل قرار دهيم، ناظر منصف و بي طرف تاييد خواهد کرد که او «سراب»هايي را مي بيند و وصف مي کند که «غيرواقعي» بودن و «ناممکن» بودن امکان تحقق شان به قدر لازم براي هر مطلع متوسطي آشکار است. اين باورها و ديدگاه ها اگر وجهي فردي داشت، واجد مشکل خاصي نبود. نکته تامل برانگيز آنجا است که پروژه ها و نظرات او به خاطر در اختيار داشتن سکان اجرايي کشور، پيامدهاي پرهزينه يي درپي دارد که بر گرده ايران و ايرانيان تحميل خواهد شد. به ديگر سخن، اين ملت ايران (در ايران امروز و فردا) است که «تاوان» ديدن «سراب»هاي احمدي نژاد و اصرارهاي او براي رسيدن به اين نقاط را مي پردازد و خواهد پرداخت .