اميرحسين خورشيدفر
جايزه جلال آل احمد که امسال جايگزين کتاب سال ادبيات داستاني شده است سنت اين جايزه را در ناديده گرفتن داستان نويس ها ادامه داد و سکه هايش نصيب هيچ نويسنده يي نشد. جلال آل احمد هرچند مقالاتي هم نوشته و ترجمه هايي هم کرده اما پيش از هر چيز به عنوان يک داستان نويس شناخته مي شود، بنابراين اگر جايزه يي به نام او راه مي افتد قاعدتاً بايد عمده توجهش بر داستان متمرکز باشد که نيست. براي جايزه دادن به مولف کتاب «اطلس شيعه» حتماً نام هاي مناسب تري از جلال هم به ذهن مي رسد. بماند که نقدها و اظهارنظرهاي جلال آل احمد خوشبختانه موجود است و نسبتش با جايزه وزارت ارشاد معلوم. بعد از آن همه تبليغات در باب اهميت و اعتبار اين جايزه که گفته شده بود برنده شدنش يک افتخار ملي است سوال برانگيز است که کسي شايسته دريافت آن دانسته نشد. در خبرگزاري ايبنا که اسامي هيات داوران را منتشر کرده اشاره يي نشده چرا بخش داستان برگزيده نداشته. يادآوري کنم شش اثر به مرحله نهايي رسيد و نامزد جايزه شد و بعدش سه نويسنده از جايزه انصراف دادند. هفته پيش محسن پرويز معاون امور فرهنگي وزارت ارشاد گفت ممکن است آنها که از جايزه انصراف داده اند به نحوي از نتيجه نهايي مطلع شده باشند و وقتي فهميده اند برنده نيستند کنار کشيده اند. ظاهراً اين جوري شد که نويسنده ها نخواستند و ارشاد هم نداد. اينکه چرا جايزه يي به داستان نويس ها اهدا نشد از چند حال خارج نيست؛ اول از همه هيات داوران هيچ اثري را شايسته دريافت جايزه ندانسته اند؛چيزي شبيه همان که دو سه جايزه خصوصي در سال هاي گذشته گفتند. اما خصوصي ها اين وضعيت را نتيجه مميزي و سختگيري ارشاد دانستند و محصول پايين آمدن شمار کتاب هاي قابل تامل داستاني. ارشاد هم اين انتقاد را به هيچ وجه قبول نداشت. حالا اينکه وزارتخانه خودش به هيچ کتابي جايزه نداده است چه معني دارد؟ جايزه جلال که قرار بود معيارهاي مشخصي داشته باشد، مميزي هم که به کتاب هاي مورد نظر وزارت ارشاد لطمه نمي زند ، بيش از چهار سال از مديريت فرهنگي مسوولان مي گذرد و سياست هايشان در بخش نشر و کتاب اعمال شده و گفته اند موفق بوده است. بنابراين انتظار بيجايي نيست که اين سياست ها به يک کتاب برگزيده در سال برسد.اعلام نامزدها در بيشتر موارد با اين پيش فرض همراه است که اين آثار واجد شرايط لازم براي دريافت جايزه هستند. يک احتمال ديگر اين است که برگزيده نهايي داوران در بين سه نويسنده انصرافي بوده، در اين صورت هم که با اعلام قبلي علي شجاعي صامين مديرعامل خانه کتاب قرار بود هيات داوران بي اعتنا به کنار کشيدن نويسندگان، اثر برنده را اعلام کنند. (به درست و غلط بودنش کاري ندارم اين وعده متولي برگزاري جايزه بود.) احتمال ديگر اين است که برگزارکنندگان حدس زده اند برنده ممکن است در آخرين لحظه انصراف بدهد يا جايزه اش را نگيرد که خبر خوشايندي براي متولي جايزه نيست و حاشيه هاي رسانه يي فراواني به دنبال دارد و به اين خاطر از خير کل ماجرا گذشته اند. ترديدي نيست اين احتمال آخر سفت و سخت و قوياً تکذيب مي شود. هر انتخابي هزينه و ناراضياني دارد و اگر داوران جايزه جلال همان طور که ادعا شده مستقل از جنبه هاي غيرادبي درباره آثار داوري کرده اند بايد قضاوت درباره درست يا غلط بودن انصراف نويسندگان را هم به مخاطبان واگذار کنند. وقتي مرتب گفته مي شود اين جايزه از همه معتبرتر است و ديگران سليقه يي اند و محفلي و انتخاب هايشان مبناي معلوم و مشخصي ندارد لااقل يک نفر را انتخاب کنيد تا جامعه کتابخوان اثري را که مورد تاييد وزارت ارشاد است، بشناسد. وقتي به سابقه کشورهاي ديگر در اهداي جايزه کتاب سال داستان هم نگاه کنيم به اين مورد جز در موارد استثنايي برنمي خوريم که جايزه بدون برنده برگزار شود. بنابراين قبل از هرچيز بايد پذيرفت جايزه ندادن يک جايزه ادبي مخصوصاً وقتي دولتي باشد غيرطبيعي است.
راستي چقدر احتمال مي دهيد متوليان جايزه هاي ادبي معتبر جهان مثل پوليتزر و گنکور و... در همان سال هاي اول برگزاري جايزه مرتب ادعا کرده باشند جايزه ما از همه معتبرتر است و برنده شدنش افتخاري است که با هيچ چيز نمي شود عوضش کرد؟ فکر مي کنم پروسه منطقي اش اين باشد که کارشان را تا حد امکان منصفانه و درست انجام داده باشند و خيلي هم به معتبر شدن فکر نکرده باشند و بعدش چند سالي يا گاهي چند د هه يي که گذشت ديگران متقاعد شوند که انتخاب هاي آنها درست و معتبر بوده است.