
ماتياس شپ،ترجمه؛ محمدعلي فيروزآبادي
کمتر پيش مي آيد چهره يي کليدي از دروني ترين حلقه قدرت داستاني افشاگرانه بنويسد؛ داستاني که در آن در مورد سقوط سيستمي هشدار داده شود که شخص نويسنده آن را به وجود آورده يا در پديداري آن نقش داشته است. اين روزها نويسنده يي با نام مستعار کتابي جنجال برانگيز در مسکو منتشر کرده که البته از قرار معلوم نويسنده همان «ولاديسلاو سورکف» است. اين رئيس ايدئولوگ هاي کرملين به گفته دوست سابقش يعني «الکسي کونداروف» (ژنرال پيشين کا گ ب) يک «نابغه استهزا و کج بيني» است.
کتاب 112 صفحه يي «نزديک به صفر» اگر چه کتابي «گانگستري تخيلي» است اما در سراسر داستان، گويي با گانگسترهاي واقعي سياسي سروکار دارد. نويسنده در اين کتاب تصويري تکان دهنده از پايتخت روسيه و «بده بستان ها و امتيازات ويژه» مسکو ارائه مي دهد. خزانه دولت در اين داستان در واقع به سوي کيف همسران و معشوقه ها و اقوام نزديک قدرتمندان سرازير شده است. يکي از شخصيت هاي مونث کتاب که در واقع يک مامور اطلاعاتي است در جايي از داستان مي گويد؛ «فساد و جنايت سازمان يافته در کنار مدرسه و پليس نقش ستون هاي اصلي نظم اجتماعي را ايفا مي کند.» در هيچ کشوري در جهان به اندازه روسيه مناصب سياسي و ثروت با يکديگر عجين نيستند، حتي در ايتالياي برلوسکوني و روماني پساکمونيسم اين وضعيت به اين صورت مشاهده نمي شود. پرزيدنت ديميتري مدودوف در مصاحبه يي با اشپيگل در اوايل ماه نوامبر با ناراحتي عنوان کرد؛ «اين فاجعه ريشه هايي عميق در کشور ما دارد.» رشوه خواري و پارتي بازي در همه وجوه عرصه عمومي از امور بهداشت و درمان گرفته تا دادگستري مشاهده مي شود و بر پايه گزارش سال پيش سازمان شفافيت بين الملل روسيه در کنار کنيا و بنگلادش و سوريه در رتبه 147 فساد در جهان جاي مي گيرد. مدودوف در آن مصاحبه به صورتي آسيب شناسانه از فساد گفت و گلايه کرد فساد تا چه اندازه جزء عادات روس ها درآمده است؛ «فساد از بالاترين مقامات سياسي تا اداره هاي محلي را فرا گرفته است. در اروپا هيچ راننده يي وقتي توسط پليس متوقف مي شود به طور خودکار کيف پولش را در نمي آورد. شهروندان روسيه بايد با همه وجود احساس کنند رشوه دادن يک جرم است.»
به تازگي يکي از افسران دايره مبارزه با مواد مخدر در شهر بندري «نوروسيسک» درباره فساد رايج در ميان همکاران خود مطالب مهمي را در اينترنت منتشر کرد. اين افسر که «الکسي ديموسکي» نام دارد ادعا مي کند در محل خدمت وي نه تنها شاهدان عيني تحت فشار قرار مي گيرند بلکه به صورت کلان اقدام به پرونده سازي مي شود و مدارک جعلي ارائه مي شود. ديموسکي خواهان ملاقات شخصي با ولاديمير پوتين نخست وزير شد و گفت حدود 150 ساعت نوار صوتي از اظهارات همکاران و روساي خلافکارش در اختيار دارد. علاوه بر آن وي با يک مامور سابق پليس در جمهوري کومي در ارتباط است. آن مامور سابق هم خبر از «بازجويي هاي ساختگي» و غيرقانوني عليه «شهروندان بي گناه» مي داد. اين شايد اولين بار بود که ماموران دولت به صورت علني عليه روسا و نهادهاي حافظ نظم اقدام مي کردند و صدالبته ديموسکي بلافاصله اخراج شد.
بر پايه يک نظرسنجي، مردم روسيه بعد از پليس بيشتر از تروريست ها وحشت دارند و تنها 30 درصد از پرسش شوندگان عقيده داشته اند پليس قانون را رعايت مي کند. در واقع امروز فساد به صورت امري روزمره در اين بزرگ ترين کشور روي زمين درآمده است و در حال حاضر مردم براي گرفتن نوبت جراحي، گرفتن نمره قبولي براي فرزندان تنبل يا تسريع در تمديد پاسپورت هاي خود چاره يي جز رشوه دادن ندارند.
تجار و بازرگانان هم براي جلوگيري از بازرسي هاي هميشگي پليس و ماموران محيط زيست و بهداشت مجبور هستند با پاکت هاي پول به استقبال آنها بروند. بر پايه تحقيقات يکي از نهادهاي مستقر در مسکو، سالانه 319 ميليارد دلار در روسيه رشوه پرداخت مي شود و با توجه به جمعيت 142 ميليون نفره روسيه مي توان گفت هر شهروند روس در سال مبلغي بيش از 2000 دلار رشوه پرداخت مي کند. «ولاديمير ريچکف» نماينده سابق پارلمان و سياستمدار مخالف دولت روسيه در دفتر کوچک و زيرزميني خود در نزديکي کرملين، فهرستي از روساي ادارات که براي پرداخت پول ديگران را تحت فشار گذاشته اند، در اختيار دارد. در شهر چند ميليون نفره «کراسفويارسک» واقع در سيبري يک شرکت وارد کننده مبلمان براي گرفتن گواهي مرغوبيت کالا مجبور شده است رقمي چند صد هزار روبلي به مقامات مسوول پرداخت کند. در «ايشوسک» واقع در ميان ولگا و اورال، يک شرکت ساختماني براي انعقاد قرارداد وادار به پرداخت رشوه يي پنج درصدي به مسوولان شده است.
سياستمداران و کارمندان روسي فعاليت هاي پرمنفعت اقتصادي خود را حتي از نزديکان و اقوام خود نيز پنهان مي کنند. به گفته ريچکف؛ «اکثر بوروکرات ها علاوه بر شغل رسمي خود به تجارت نيز مشغول هستند.» براي ماليات دهندگان روس ساختن يک کيلومتر راه چهار بار بيشتر از اروپا خرج برمي دارد. اين مساله تنها به دليل زمستان هاي سخت روسيه نيست بلکه مناقصه ها در اين کشور نه بر مبناي ضوابط بلکه بر مبناي پرداخت رشوه بيشتر انجام مي شود.
ريچکف راه حل مساله را دور کردن قدرت سياسي از درآمدهاي بادآورده اقتصادي مي داند و مي گويد؛ «اگر مطبوعات ليستي واقعي از ثروتمندان روسيه تهيه کنند بي ترديد نيمي از اين ليست با اسامي وزرا و وکلا پر مي شود.»
همسر «يوريچ لوچکف» شهردار مسکو به عنوان مالک يک کنسرسيوم ساختماني به ميلياردها دلار پول رسيد و البته جناب لوچکف که از 17 سال پيش بر صندلي شهرداري تکيه زده و علاوه بر آن در کادر رهبري حزب پوتين يعني «روسيه ما» عضويت دارد، اين موفقيت همسر عزيزش را مرهون استعداد و توانايي اقتصادي شگرف او مي داند. جالب آنکه اين خانم همچنان به عنوان منشي همسر شهردارش مشغول به کار است و آن روزنامه نگاراني که اين زوج را به سوءاستفاده متهم کرده اند، در حال حاضر در انتظار حکم دادگاه هستند.
فراخوان اخير پرزيدنت مدودوف براي بهبود اخلاقيات، در طبقات فرودست البته تاثير چنداني ندارد زيرا اين مردم به خوبي مي دانند بالادستي ها همچنان به پرکردن جيب هاي خود مشغول هستند. روس ها براي از دست دادن همه اميدهاي خود تنها نيازمند نيم نگاهي به دوماي دولتي هستند. اين پارلمان، بر خلاف مثلاً بوندس تاگ آلمان که در واقع جايگاه حقوقدانان و افراد باتجربه در امور اجرايي است، تنها کلوپي متشکل از ستاره ها و ثروتمندان است. کرسي هاي دوما را علاوه بر قهرمانان سابق ورزشي، بازرگان هاي نوکيسه و گاه مظنون اشغال کرده اند و همه مي دانند اکثر آنها اين کرسي ها را با پرداخت رقم هاي ميليوني در واقع براي خود خريده اند.
پس از فروپاشي شوروي و آغاز دوران سرمايه داري افسارگسيخته در دهه 90، روسيه شاهد پيدايش نوعي نظم اجتماعي با رويکرد فئوداليستي بود؛ سيستمي که در آن رهبري سياسي به رعاياي خود حق الزحمه پرداخت مي کند.
ولاديمير پوتين دوستان و معتمدان خود را در راس اين دارايي هاي دولتي جديدالتاسيس نشاند و حال مدودوف به عنوان جانشين وي که در حال تکميل پايه هاي قدرت خود است، تلاش مي کند آنها را بازخواست کند. و به اين ترتيب بود که دادستان کل روسيه کمپاني ونچر را به اتهام کسب مال نامشروع (بيش از 600 ميليون يورو) زير ذره بين برد و مديرعامل آن را وادار به کناره گيري کرد.
از صندوق شرکت دولتي «اوآک» و شرکت هاي زيرمجموعه اش بيش از يکصد ميليون يورو برداشت شد و با اين پول يک کارخانه سازنده کشتي در شرق آلمان و سپس يک کارخانه سازنده صندوق هاي پستي به اصطلاح به بخش خصوصي تعلق گرفت. بر پايه گزارش دادستاني مسکو اين کارخانه کشتي سازي آلماني در حال حاضر ورشکسته به حساب مي آيد. فساد در درون دوما هم لانه کرده است. نمايندگان مجلس روسيه به وزراي دولت اعلام کرده اند در صورتي با بودجه مدرن سازي فرودگاه هاي محلي موافقت مي کنند که شرکت هاي تحت مالکيت آنها در مناقصه ها برنده شوند. حتي حزب کمونيست هم در اين سرمايه داري روسيه جديد يعني در اين امپراتوري ثروتمندان گام گذاشته است. در همان حال که «گنادي شروگانف» دبير کل اين حزب در ارگان حزبي اش يعني روزنامه پراودا، به صورتي خستگي ناپذير به «مشروعيت بخشيدن به سرمايه داري بحران زا» مي تازد، فراکسيون هم حزبي هاي وي در دوما از همين سرمايه گذاري سوءاستفاده هاي کلان مي کنند. به عنوان مثال يکي از اين نمايندگان به نام «ايگور ادل» که همواره به «سيستم اداري سرمايه داري» انتقاد دارد، پيش از اين تنها يک ميوه فروش خرده پا بوده و حال علاوه بر اشغال يکي از کرسي هاي دوما، مديريت يکي از شرکت هاي ساختمان سازي دولتي در حومه مسکو را نيز بر عهده دارد.
روزنامه هاي معتبر روسيه هم گاه به مساله فاصله زياد ميان رقم حقوق نمايندگان مجلس با درآمدهاي مشکوک و متفرقه آنها مي پردازند. به اين ترتيب خوانندگان اين روزنامه ها مي دانند مثلاً «ليوبف سليسکا» نايب رئيس دوما که ماهيانه 1600 يورو حقوق دارد، در سال 2006 و بر اثر يک سانحه رانندگي 85 هزار يورو پول نقد و يک ساعت گران قيمت و چند تکه جواهر را گم کرده است. يا با کمال شگفتي در روزنامه معتبر اقتصادي «ودوموستي» خوانده اند «رمضان قديراف» رئيس جمهور چچن براي خريد تنها يک ساعت مچي 200 هزار يورو پول پرداخت کرده و «ولاديمير رسين» معاون شهردار روسيه، دستبندي به ارزش 700 هزار يورو به دست دارد. و البته خوانندگان اين روزنامه ها خبر دارند که ساعت مچي پوتين نخست وزير روسيه هفت هزار يورو و پرزيدنت مدودوف 21 هزار يورو ارزش دارد.
مدودوف براي غلبه بر اين فساد، دستور تهيه قوانيني جديد را صادر کرده است زيرا مي داند اين فساد گسترده همه آن وعده هاي وي براي اصلاحات و طرح هاي مدرن سازي را به ريشخند خواهد گرفت. رئيس جمهور روسيه در اين راستا اقدام به بازنشسته کردن استانداراني کرده است که از سال ها پيش بر مناصب خود تکيه زده و آن را ملک مطلق خود مي دانند. از سوي ديگر از وزرا و کارمندان بلندپايه دولتي نيز خواسته است تمامي مالکيت خود را به اطلاع عموم برسانند.
مدودوف در ضمن رئيس ولاديسلاو سورکف هم هست يعني همان معاون رئيس امور اداري کرملين و نويسنده احتمالي کتاب «نزديک به صفر». اين کتاب و به عبارتي رمان افشاگرانه با جمله يي پر از اميد پايان مي گيرد؛ «هنوز هم مي توان همه کارها را درست کرد.» اما آيا واقعاً اين طور است؟
منبع؛ اشپيگل