پنج شنبه، 28 آبان 1388 - شماره 2107
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
سحابي بدرقه شد
دولت آبادي؛ ديگر نمي توانم مرگ رفقايم را باور کنم

پيکر مهدي سحابي صبح روز گذشته از مقابل منزل اين مترجم، نقاش، مجسمه ساز، داستان نويس و روزنامه نگار به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) تشييع شد. در مراسم تشييع پيکر سحابي که پس از درگذشت در پاريس، به تهران منتقل شد، جواد مجابي- شاعر و منتقد- شعر «اي مرغ سحر چو اين شب تار» را خواند و گفت؛ «دهخدا هنرمند را به عنوان شمع مرده در اين شعر آورده است؛ شمع مرده که هرگاه از او ياد مي شود، افروخته و زنده مي شود. با ديدن کارهاي يک هنرمند، او دوباره در ذهن و حافظه عمومي مردم زنده مي شود.» مجابي در ادامه گفت؛ «سحابي براي بسياري از مردم ايران به عنوان يک رمان نويس، نقاش، مجسمه ساز، مترجم بزرگ و روزنامه نگار آشناست. براي بسياري از ما، يک روشنفکر فرهنگي است. روشنفکر فرهنگي کسي است که علاوه بر کار تخصصي اش، در سرنوشت جمعي مملکت خود موثر است و براي جهت دادن به فکرهاي نو و گشودن راه هايي تازه براي مردم کوشش مي کند.» او در ادامه گفت؛ «سحابي چه در دوران روزنامه نگاري و چه در عرصه ترجمه با انتخاب دقيق آثار، آنچه را ما نمي توانستيم به وسيله ساير نويسندگان و هنرمندان ايراني به مردم بگوييم، با آثارش گفت و آنها را گسترش داد و عرضه کرد.» ليلي گلستان - مترجم و منتقد هنري- هم در سخناني گفت؛ «وقتي خبر رفتن سحابي را به من دادند، فکر کردم مگر ممکن است آدمي که اينقدر مثبت است و خوشبين و خوش اخلاق و اينقدر براي متحول شدن کار کرده است، رفته باشد؟،» او در ادامه گفت؛ «سحابي هرکاري که کرد، درست بود و از ته دل به آن دل مي بست. در رونمايي کتابم گفت گلستان کارگر است و راست گفت. ما هر دو از يک جنس بوديم. اصلاً فقدان مهدي سحابي را هيچ کس نمي تواند پر کند. در فرهنگ و هنرهاي تجسمي، جاي او خالي است. کاري که براي پروست انجام داد، کار عظيمي بود. در زماني که هيچ کس جرات نمي کرد به اين کتاب نزديک شود، او همت داشت و آن را ترجمه کرد.» گلستان همچنين گفت؛ «سحابي بسياري از نويسندگان از جمله سلين، سيلونه، استاندال، فلوبر و نويسندگان جديد ايتاليايي را براي اولين بار معرفي کرد. هيچ کس نمي تواند جايش را بگيرد. ما دوست بسيار عزيزي را از دست داده ايم.» محمود دولت آبادي - داستان نويس- هم با اظهار تاثر از درگذشت مهدي سحابي گفت؛ «نمي توانم حرف بزنم. بايد بگويم خيلي خوب بود که من زياد با او نزديک نبودم، که اگر بيش از اين نزديک مي بودم، بيش از اين خرد مي شدم. ايست اين آدم را نمي توانم باور کنم. من ديگر نمي توانم مرگ رفقايم را باور کنم.» دولت آبادي همچنين گفت؛ «بديهي ترين و قطعي ترين امري که انسان با آن بايد عادي برخورد کند که مرگ است، نمي دانم چرا براي من اينقدر دارد عجيب مي شود. مگر ممکن است آن قامت استوار و شخصيت نجيب و مهربان ناگهان خبرش به ما برسد؟ بله، من چه آدم خوشبختي هستم که زياد با او رفيق نبودم؛ وگرنه بيشتر از اين خرد مي شدم.» به گزارش ايسنا همچنين ابراهيم حقيقي گرافيست در سخناني گفت؛ «سحابي با ديگران يگانه از عشق مي سرود. من کاري به اين ندارم که مهدي سحابي مترجم توانمندي بود، که بود. نقاش بزرگي بود، که بود و مجسمه ساز مدرنيستي بود، که بود يا عکاس و طراح گرافيک. او انسان شريف و دوست مهرباني بود و افتخار مي کنم که ما را به دوستي اش پذيرفته بود.»

بابک احمدي نويسنده و پژوهشگر هم گفت؛ «مهدي سحابي اينجاست. سلام مهدي، ما هيچ وقت با تو خداحافظي نمي کنيم. همچنان عزيزي، دل مان نمي خواست اين گونه برگردي؛ آن هم در روزهايي که آگاهي ها متحول شده است. او در دگرگون کردن آگاهي نسل جوان نقش بسزايي داشته است؛ با انتخاب کتاب ها براي ترجمه . حالا تو بايد مي بودي و مي ديدي.» هادي سحابي برادر مهدي سحابي و فريده سحابي از بستگان او نيز در اين مراسم سخنراني کردند.

همچنين محمدابراهيم جعفري - هنرمند نقاش- شعري را براي مهدي سحابي خواند و عباس مشهدي ديگر هنرمند نقاش حاضر در مراسم نيز سخنراني کرد. به گزارش ايسنا در اين مراسم افرادي همچون علي اصغر حداد، محسن ابراهيم، داريوش شايگان، غلامحسين سالمي، عنايت سميعي، حسين صفاري دوست، کامران فاني، سيروس علي نژاد، علي محمد حق شناس، عباس مخبر، نصرالله کسراييان، اصغر مهدي زادگان، عليرضا رئيس دانا، عليرضا رمضاني، محمد زهرايي و تعداد ديگري از اهالي فرهنگ و هنر حضور داشتند. مراسم ترحيم سحابي نيز از ساعت 10 تا 30/11 روز جمعه (29 آبان ماه) در مسجد حجت ابن الحسن(ع) واقع در خيابان سهروردي شمالي برگزار خواهد شد.
در شبکه سي ان ان امريکا
حافظ ناظري؛ واقعيت فرهنگ مان را با صلح، عشق و اتحاد نمايش داديم


اجراي کنسرت شهرام و حافظ ناظري در نيويورک با استقبال شهروندان امريکايي و ايرانيان مقيم اين کشور همراه شد. شهرام ناظري به همراه پسرش حافظ شنبه شب در سالن معروف «کارنگي» نيويورک به اجراي کنسرت مشترکي از سبک کلاسيک غربي و سنتي ايران پرداختند. حافظ ناظري در رابطه با برگزاري اين کنسرت به سي ان ان گفت؛ «بسيار خوشحالم که فرهنگ ايران و جنبه ديگري از کشورم را به جهان غرب نشان مي دهم. ما اکثراً درباره ناآرامي ها مي شنويم، اما من مي خواستم واقعيت فرهنگ ايران را که صلح، عشق و اتحاد است به نمايش بگذاريم.» ناظري با اظهار اينکه بسيار مفتخر است در اين سالن موسيقي تاريخي برنامه اجرا مي کند، گفت؛ «شايد موسيقي من بتواند پل هاي فرهنگي ميان ايران و امريکا برقرار کند.» او ادامه داد؛ «هدف و ايده اين موسيقي، ايجاد وحدت و اتحاد است و اينکه موسيقي بيافرينيم که فقط براي ايرانيان نباشد بلکه متعلق به همه مردم در سراسر جهان است.» شبکه تلويزيوني سي ان ان امريکا در معرفي کوتاهي که از کنسرت پخش کرد، ضمن گفت وگو با شهرام و حافظ ناظري درباره سه تار جديد ساخته حافظ ناظري هم توضيحاتي ارائه کرد. سي ان ان در اين کليپ همچنين بخش هايي از کنسرت حافظ و شهرام ناظري را نشان داد و در ادامه با شرکت کنندگان در اين کنسرت گفت وگو کرد. در مراسم شنبه شب حدود سه هزار نفر براي تماشاي اين کنسرت به سالن آمده بودند که اکثر آنها ايراني بودند.
«خانه دوست کجاست» کيارستمي فيلم محبوب هرتزوگ
ورنر هرتزوگ کارگردان سرشناس سينماي جهان فيلم «خانه دوست کجاست» ساخته عباس کيارستمي را يکي از پنج فيلم محبوب خود دانست. ورنر هرتزوگ کارگردان صاحب نام آلماني محبوب ترين فيلم هايش را در عرصه سينماي جهان معرفي کرد. هرتزوگ با نام بردن از پنج فيلم به يکي از ساخته هاي عباس کيارستمي کارگردان ايراني برنده نخل طلاي کن اشاره کرد. فيلم «خانه دوست کجاست» محصول سال 1986 سومين فيلمي بود که هرتزوگ از آن نام برد و در گفت وگو با سايت فيلم «روتن توميتوز» گفت؛ «فيلم هاي ايراني بسيار خوبي به سينماي جهان معرفي شده اند.» «خانه دوست کجاست» در سال 1989 در جشنواره فيلم لوکارنو موفق به کسب جايزه يوزپلنگ نقره يي، جايزه فيپرشي و جايزه بهترين فيلم معنوي شد. اين فيلم از سوي انجمن فيلم بريتانيا به عنوان يکي از 50 فيلمي پيشنهادشده است که حتماً تا پيش از 14سالگي آن را بايد تماشا کرد. اين فيلم داستان دانش آموزي را روايت مي کند که معمولاً مشق شب خود را روي ورق پاره مي نويسد. او توسط معلم تهديد به اخراج از کلاس، مي شود. پس از تعطيلي کلاس، شاگرد ديگري که در روستاي مجاور ساکن است، متوجه مي شود دفتر مشق همکلاسي خود را اشتباهي همراه آورده است. او براي جلوگيري از تنبيه همکلاسي تصميم مي گيرد دفتر را به او برساند. اما خانه او را نمي يابد. صبح روز بعد قبل از آنکه معلم مشق همکلاسي را ببيند شاگرد دفتر را به دوستش بازمي گرداند. او مشق همکلاسي اش را نوشته است. اين فيلم لوح زرين هيات داوران و جايزه بهترين کارگرداني را در پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر از آن خود کرد.
«صلح پايدار؛ راهي پرفراز و نشيب» در کتابفروشي ها
گروه فرهنگي؛ «صلح پايدار؛ راهي پرفراز و نشيب» مجموعه مقالاتي است از نويسندگان و استادان معتبر دانشگاهي کشور که نشر قلم به تازگي منتشر کرده است. اين کتاب مقالاتي را که در همايشي با عنوان «صلح پايدار؛ راهي پرفراز و نشيب» ارائه شده يکجا جمع کرده و در کتابي با همان عنوان منتشر کرده است. اين مجموعه مقالات به کوشش ژيلا شريعت پناهي و عيسي سحرخيز که هم اکنون در زندان به سر مي برد، منتشر شده اند. در ادامه گزارش دبير همايش محمدصادق رباني به چاپ رسيده است. بايزيد مردوخي نويسنده نيز نخستين مقاله اين کتاب را به خود اختصاص داده است.عنوان مقاله او «آثار و پيامدهاي اقتصادي جنگ و تحريم» است. شيوا دولت آبادي و حسن عشايري نيز در مقاله يي مشترک درباره پيامد هاي رواني جنگ با تاکيد بر کودکان و زنان نوشته اند. اسماعيل کهرم استاد دانشگاه و از فعالان بنام محيط زيست نيز از آثار جنگ خليج فارس بر محيط زيست در مقاله اش نوشته است. داود هرميداس باوند استاد دانشگاه هم در مقاله اش به منافع ملي و مردمي ايران در تحقق تروئيکاي «صلح، حقوق بشر و توسعه پايدار» پرداخته. از سوي ديگر سهراب رزاقي که به محض روي کار آمدن دولت نهم از استادي دانشگاه و مديريت کل دفتر مطالعات سياسي وزارت کشور کنار گذاشته و موسسه غيردولتي کنشگران به مديريت او پلمب شد، مقاله يي نوشته با عنوان «جنبش جهاني صلح؛ جامعه مدني ايران و خواب زمستاني». و آخرين مقاله اين کتاب نيز از آن محسن امين زاده است. نام مقاله اين است؛ «سياست هاي ماجراجويانه در دنياي پس از جنگ سرد». اين کتاب ارزشمند را با بهاي 1800 تومان از کتابفروشي ها بخواهيد.
واکنش پرويز به انصراف سه نويسنده از جايزه جلال
محسن پرويز معاون امور فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در واکنش به انصراف برخي نويسندگان از پذيرش جايزه جلال آل احمد گفت؛ «اين حق نويسندگان است که موضع خود را اعلام کنند و کسي نمي تواند ممانعت کند؛ اما بايد در نظر داشته باشيم که در اين اظهارنظرها به هيات داوران و اعضاي هيات علمي اين جايزه- که افراد فرهنگي و اهل قلم اند- توهين نشود.» وي اين گونه رفتارها را شايسته اهالي فرهنگ ندانست و افزود؛ «اين افراد فرهنگي بايد سعه صدر بيشتري داشته باشند تا با نوعي نگاه وحدت بخش به اين مسائل نگاه کنند.» وي ادامه داد؛ بردن جايزه ملي جلال افتخار بزرگي است که نصيب هرکسي نمي شود، اما ممکن است کسي از اينکه برنده اين جايزه نشده، مطلع شود و اعلام کند تمايل ندارد اثرش در جايزه يي برنده شود. وي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود افزود؛ عده يي مطرح کردند، حق نويسنده است که اثرش داوري نشود. در اين باره نيز بايد گفت هنگامي که در يک جايزه ملي آثاري بررسي مي شوند، نمي توان از همه نظرسنجي کرد که آيا علاقه مند به داوري اثرشان هستند يا خير. ما همه آثار منتشرشده در طول يک سال را داوري مي کنيم. پرويز گفت با اين برخوردها ممکن است اين رويه باب شود و هر کسي که اثرش به مرحله دوم هم نرسيد، به شکل مستمر اعلام کند نمي خواهد اثرش داوري شود. اين درحالي است که انصراف دهندگان از جايزه جلال جزء شش اثر راه يافته به مرحله پاياني اين جايزه بودند. چندي پيش سه تن از نويسندگاني که آثارشان وارد مراحل داوري جايزه جلال آل احمد شده بود (مجيد قيصري، قباد آذرآيين و مصطفي مستور) در گفت وگو با برخي سايت هاي خبري از شرکت در اين جايزه انصراف دادند.
پيدا و پنهان
? توضيحات ولايتي درباره وضعيت کردان؛ جام جم آنلاين نوشت علي اکبر ولايتي رئيس بيمارستان مسيح دانشوري گفته است براي بهبود وضعيت علي کردان فقط بايد دعا کرد. اين سايت خبري به نقل از يکي از مسوولان دولتي که به عيادت کردان رفته بود، عنوان کرد؛وضعيت وزير اسبق کشور اصلاً خوب نيست. با دکتر ولايتي پزشک ايشان صحبت کردم و گفتند آقاي کردان به دليل بيماري ريوي در بيمارستان بستري شده اما درحال حاضر آنفلوآنزاي نوع A دارد و همچنين دچار خونريزي مغزي شده است.

? هفته آينده دادگاه صفايي فراهاني؛ وکيل مدافع محسن صفايي فراهاني از برگزاري دادگاه موکلش در اوايل هفته آينده در شعبه 15 دادگاه انقلاب به صورت غيرعلني خبر داد. هوشنگ پوربابايي به ايسنا گفت؛ «پيش از اين بيست وسوم آبان ماه قرار بود پرونده موکلم در شعبه مذکور مورد رسيدگي قرار گيرد که به دليل عدم انتقال وي از زندان اوين، جلسه رسيدگي تجديد و به وقت ديگري موکول شد.» وي همچنين در مورد برگزاري دادگاه سيدمصطفي تاج زاده و محسن ميردامادي گفت؛ «هنوز مطالعه کافي روي پرونده اين دو موکل انجام نشده و تعيين وقتي نيز از سوي دادگاه صورت نگرفته است.»

? بازداشت دبيرکل حزب توسعه کرمانشاه؛ در خبرها آمده است؛ «حسنعلي مهدوي چشمه گچي» مدير مسوول روزنامه غرب و دبيرکل حزب توسعه کرمانشاه ظهر دوشنبه با حکم قاضي نجار بازداشت و به زندان ديزل آباد منتقل شد. بنابر اين گزارش نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي از طريق وبلاگ ساحت نيوز مهم ترين اتهامات اين فعال مطبوعاتي- سياسي عنوان شده است. حزب توسعه به دبيرکلي مهدوي چشمه گچي از مدافعان مهدي کروبي در انتخابات دهم رياست جمهوري محسوب مي شد.

? سرقت لپ تاپ هسته يي دانشمند ايراني؛ يک منبع آگاه از سرقت لپ تاپ حاوي مطالب سري هسته يي کشور توسط عوامل سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه خبر داد. به گزارش جهان در چند روز اخير يک دستگاه لپ تاپ حاوي مطالبي سري در خصوص مراکز هسته يي که در اختيار يکي از دانشمندان کشور بوده است، در تهران به سرقت رفت. تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.

? دفاع احمد منتظري از ميردامادي؛ احمد منتظري در يادداشتي اتهامات وارد شده به محسن ميردامادي درباره کشتار حجاج ايراني سال 66 را تکذيب کرد. فرزند آيت الله منتظري در مطلبي که در پايگاه اطلاع رساني اين مرجع تقليد منتشر شده است، با اشاره به سوابق انقلابي او مشاهداتش از فعاليت هاي او در ابتداي انقلاب را بازگو کرد.

? مصاحبه ممنوع؛ شنيديم وزير کار به کارکنان ساتا (سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح) توصيه کرده است درباره ماجراي نمايشگاه بين المللي و اختلافات پيش آمده با وزارت بازرگاني هيچ مصاحبه و اظهارنظري نکنند.

? حذف يک عضو کميته ويژه؛ گفته مي شود «الياس نادران» از کميته ويژه لاريجاني درباره حوادث پس از انتخابات حذف شده است. ظاهراً اين تصميم با راي اعضاي کميته و به علت تعلل اين نماينده مجلس در ارائه گزارش «مجتمع سبحان» گرفته شده است. گزارش اين کميته مدت هاست در انتظار قرائت در صحن علني است.

? انتقال دوباره احمدي به سلول انفرادي؛ شنيديم بهمن احمدي امويي دوباره به سلول انفرادي منتقل شد. اين روزنامه نگار پيش از اين 65 روز در انفرادي بود.
مسعود کيميايي با «محاکمه در خيابان» در ارسباران
گروه فرهنگي؛ باشگاه فيلم تهران وابسته به فرهنگسراي ارسباران در يکصد و بيست و هفتمين نشست هفتگي خود، فيلم «محاکمه در خيابان» را پس از نمايش نقد و بررسي مي کند. اين نشست با حضور مسعود کيميايي، نيکي کريمي، جواد طوسي و رضا يزداني روز يکشنبه 1/8/88 ساعت 18 در سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي ارسباران برگزار مي شود. حضور علاقه مندان در اين نشست آزاد است. محاکمه در خيابان تازه ترين ساخته مسعود کيميايي در هفته اول اکرانش در تهران 95 ميليون تومان فروخت.
آنها که حيف و ميل مي کنند
رضا رئيسي

بي اعتنايي بدترين نوع خشونت است. هفته گذشته که به سرقت رمان کبوتر و قلب سنگي از طرف صدا و سيما اعتراض کردم، گفتم لابد اين موضوع چنان به رگ غيرت بزرگ ترهاي آن سازمان برمي خورد که از سر آبروداري و حفظ حرمت جايگاه خودشان هم که شده، سراسيمه دستور پيگيري و بررسي مي دهند، اما به ظاهر آب از آب تکان نخورد و همان شد که مدير صداي آشنا بعد از اعتراض بنده گفتند. اين مدير کارکشته که سرقت در حوزه مديريتي وي انجام شده بود، فرمودند؛ «رسانه يي کردن اين موضوع بي فايده است و بعد از مدتي به وادي فراموشي سپرده مي شود.» شواهد و قرائن نشان داد اطلاعات ايشان در اين رابطه کافي و صحيح است و اين جناب مدير واقعاً به کارشان واردند. طبيعي است وقتي دروغگويي و پشت هم اندازي که بزرگ ترين گناه به شمار مي آيد، در فضاي امروز کشور به صورت يک امر عادي و در پاره يي از اوقات حتي قانوني به حساب مي آيد و کسي از اين باب ملامت و محکوم به پاسخگويي نمي شود، سرقت، آن هم از نوع ادبي و هنري اش، مي تواند يک امر پيش پاافتاده و بعد هم قابل فراموش شدن تلقي شود و با اين حساب در روزگاري که چندان هم دور نخواهد بود ديگر هيچ اهل قلمي نمي تواند صاحب اثر خود باشد و پيش چشم خود خواهد ديد چطور آنچه را که با ذره ذره وجودش خلق کرده به يغما مي برند. هر چه باشد در هر حرکتي که طبيعي جلوه کند تحرک مداومي پي ريزي شده است. در هر حال رمان بنده را زدند و بردند و خوردند. ما هم دست مان کوتاه است. فقط مي توانم بگويم نوش جان شان نباشد، چون بنده از ته دل، قلب و مغزم ناراضي هستم. اما نکته قابل ذکر و مهم که بيشتر از همه دل مرا به درد مي آورد و بلايي است که بر سر خيلي ها آمده، حيف و ميل کردن اثر است يعني اثر را جلوي رويشان بگذارند و هر چه مي خواهند و باب ميل شان است و به نفع خودشان، از آن حذف يا حتي اضافه کنند. در اين سال ها و در اين چند ماه گذشته ما شيوه برنامه سازي را در رسانه هاي عمومي مان ديده ايم. کم سوادي، سطحي نگري، تنگ نظري و خودسري در امور فرهنگي و هنري سبب توليد برنامه هايي شده است که فقط ارضاکننده مخاطبي با ضريب هوشي معمولي و پايين است و وجود خط قرمزهاي من درآوردي و سليقه يي مدعيان و متوليان امر فرهنگ و هنر، بسياري از رسانه هاي شنيداري، ديداري و نوشتاري اين کشور را تبديل به اسباب سرگرمي، وقت کشي و در نهايت تبديل به ابزاري براي خواب کردن مخاطب کرده است. بنابراين مي شود از حقوق مادي اين عمل نابخردانه گذشت، اما در توجيه شيوه معرفي اثري که ناقص يا جهت دار به مخاطب معرفي شده است چه بايد کرد؟ مگر نه اينکه هر اثري معرف ميزان شناخت، تفکر و طرز نگاه خالق اثر به موضوع مورد نظر است، پس اگر بخشي از اثر با سليقه تهيه کنندگان و به امر مراقبان در امر برنامه سازي حذف شده يا تغيير داده شده باشد، چطور مي شود به مخاطب رساند که يک رسانه به خود اجازه داده است در فکر صاحب اثر دخالت کند و اثرش را به دلخواه خود جراحي کرده و تحويل مخاطب داده است؟ اصولاً ما براي چيزي دلسوزي مي کنيم و مراقبت به عمل مي آوريم که از آن شناخت داشته باشيم. وقتي مديران مجموعه يي از حقوق اهل قلم شناخت ندارند، چطور مي توانند حامي اهل قلم و ادبيات اين کشور باشند؟ اينکه آقايان از هر حرکت غيراخلاقي و از هر شگرد و وسيله يي براي رسيدن به هدف شان استفاده کنند، بيراهه رفتن است. آنها مي گويند ما حسن نيت داشته ايم و هدف مان معرفي ادبيات جنگ به مخاطبان خارج کشور بوده است و من مي گويم فراموش نکنيم که خيلي از اوقات جاده جهنم از مسير همين حسن نيت ها مي گذرد.
عناوين اين صفحه
دولت آبادي؛ ديگر نمي توانم مرگ رفقايم را باور کنم
حافظ ناظري؛ واقعيت فرهنگ مان را با صلح، عشق و اتحاد نمايش داديم
«خانه دوست کجاست» کيارستمي فيلم محبوب هرتزوگ
«صلح پايدار؛ راهي پرفراز و نشيب» در کتابفروشي ها
واکنش پرويز به انصراف سه نويسنده از جايزه جلال
پيدا و پنهان
مسعود کيميايي با «محاکمه در خيابان» در ارسباران
آنها که حيف و ميل مي کنند
اسب سفيد وحشي کو سوارت؟
آريوبرزن به روايت مورخ اسکندر
تجسمي

اسب سفيد وحشي کو سوارت؟
اسدالله امرايي

در ارشاد راست مي شوي/ در بانک، خم/ هم ناشر مي شوي هم دستفروش/ با اسم مستعار نقد مي زني/ با خود مصاحبه مي کني/ تا مرز نوبل خواب مي روي/ بعد مي نشيني بفروشد، نمي فروشد/ تازه گلايه مي کني/ چرا حافظ نداريم، چرا جهاني نمي شويم؟/ راستي قرصاتو خوردي، «بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز» اکبر اکسير طنزپرداز معاصر به همت انتشارات مرواريد به چاپ دوم رسيده و به مصائب انسان امروز مي پردازد، در اين جغرافياي پهناور شاعرپرور. بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز/ لطفاً ورق بزنيد بخوانيد/ کتاب محترم، /صادق باشيد تا بگويم/ تنها اين عينک/ اين عصا/ بوف کور را هدايت نکرده است. هدايت دايي بيژن جلالي بود که يادش به خير. ميزش را هنوز در کافه شوکا نگه داشته اند. با پلاک اسمش. جلالي هميشه مي گفت براي خواننده است که مي نويسم. اگر نبود خواننده هرگز حاضر نمي شدم بنويسم. براي همين هم اينجايي ماند و همين جا هم مرد. مي گفت ساده مي نويسم به فارسي معمولي./ بلد نيستم ادا در بياورم./ از غم ها آوازي مي ماند/ از اميدها کلمه يي/ از زندگي شعري مي ماند. آن هم چه شعري. گزينه اشعار بيژن جلالي را انتشارات مرواريد در مجموعه گزينه اشعار چاپ کرده که پيشتر سيمين بهبهاني، محمدعلي سپانلو و منوچهر آتشي را در کنار ديگران به چاپ رسانده. آتشي روزي همچون فردا بر اسب سفيد وحشي نشست و از اين جهان پر کشيد. اسب سفيد وحشي، مشکن مرا چنين/ بر من مگير خنجر خونين چشم خويش/ آتش مزن به ريشه خشم سياه من/ بگذار تا بخوابد در خواب سرخ خويش/ گرگ غرور گرسنه من. يادش به خير، ياد روزهايي که در مجله زنده ياد کارنامه مي نشست و با چه حوصله يي شعر شاعران جوان را مي خواند. کتاب «پشت صحنه آبي» گفت وگوي مفصلي است با اکبر رادي درباره موضوعات مختلف در حوزه فرهنگ سينما، تئاتر و ادبيات داستاني. مهدي مظفري ساوجي در اين کتاب با طرح پرسش هاي مختلف، نظر رادي را درباره زبان، تئاتر برادوي، رابطه زيبايي و هنر، تعهد و التزام هنر، بهترين کارهاي رادي از نگاه خودش، سينماي معناگرا، دن کيشوت، جريان تئاتر تلويزيون و صحنه، شخصيت و ديالوگ به شکل مفصل جويا شده است. اکبر رادي نزديک به نيم قرن حضور فعال در صحنه تئاتر ايران داشت و تقريباً به جرات مي توان گفت نامش مترادف تئاتر ايران است. ناشرش هم مرواريد است. کتاب شاعران؛ گزيده اشعار و مقالاتي است که مراد فرهادپور، يوسف اباذري و شهريار وقفي پور گردآوري و ترجمه آن را بر عهده گرفتند و انتشارات فرخ نگار منتشرش کرده است. شعرهايي از تراکل، سلان، استيونس و شاعران ديگر در اين مجموعه آمده است. مراد فرهادپور از چهره هاي شناخته شده ادبيات معاصر است که در پرونده کاري خود آثار ارزشمند زيادي را ترجمه و تاليف کرده و صرف نامش بر پيشاني يک کتاب نشان از خواندني بودن آن دارد. همکاران ديگرش در اين مجموعه نام هاي شناخته شده يي هستند و افزون بر آن خود مجموعه شعرهايي قابل تامل دارد. شاعران بزرگي چون ريلکه، تراکل، برشت، گونتر آيش و سلان در «دفاع از گرگ ها» که نمونه هايي از شعر امروز آلمان است با انتخاب و ترجمه تورج رهنما هم آمده اند که به همت نشر چشمه منتشر شده. «عسکر گريز» نام چهارمين کتاب محمدآصف سلطان زاده نويسنده افغاني مقيم دانمارک است که نشر آگه چاپ و منتشر کرده است. سلطان زاده سال ها در ايران اقامت داشت و آثارش منتشر مي شد. عسکر گريز به معناي سرباز فراري،در فضاي جنگ و گريز افغانستان مي گذرد و تا دل تان بخواهد واژگان و اصطلاحات فارسي دري در آن هست. روايتً گريز بي ثمر است. صفر از خدمت سربازي در ارتشً خلق گريخته است. در جبهه جنگ با مجاهدين دندان درد گرفته. همين انگيزه اوست براي فرار و به زبان رسمي نهست. به روستايي مي رسد. يکي از اهالي روستا از او مي پرسد آيا اسلحه هم آورده. چون پاسخ منفي مي شنود به او سيلي مي زند. صفر به خانه برادر مي رسد. زن برادرش به سردي با او برخورد مي کند. گله مي کند که چرا در اين مدت به فکرشان نبوده است. از خانه بيرون مي آيد. با مجاهدين روبه رو مي شود. مجاهدين به او پرخاش مي کنند که چرا به خدمت رفته و چرا زودتر نگريخته است. به خانه بر مي گردد. برادرش صادق سرباز ارتش خلق است و چند ساعتي براي هيزم کشي به خانه آمده است. صفر به جاي او به هيزم کشي مي رود.


آريوبرزن به روايت مورخ اسکندر
ارسالي يکي از خوانندگان

بر پايه يادداشت هاي روزانه «کاليستنس» مورخ رسمي اسکندر، 12 آگوست (21 مرداد) سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي اين کشورگشاي ستمگر مقدوني در پيشروي به سوي «پرسپوليس (پارسه)» پايتخت آن زمان ايران، در يک منطقه کوهستاني صعب العبور (دربند پارس) با يک هنگ از ارتش ايران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهي سردار «آريوبرزن» روبه رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشروي ارتش ده ها هزار نفري اسکندر شده بود که مصر، لبنان، شام، فلسطين، ترکيه، يونان، بابل و شوش را پيش از اين از دست ايران تصرف و در سه جنگ پي درپي، داريوش سوم را شکست و فراري داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره کوه ها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پاي درآمد و فرمانده دلير آن نيز در نبردي نابرابر بر خاک افتاد. مورخ اسکندر نوشته است اگر چنين مقاومتي در گاوگاملا (کردستان کنوني عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعي بود. در «گاوگاملا» با فرار غيرمنتظره داريوش سوم از ميدان نبرد، ارتش ايران نيز که در حال پيروز شدن بر ما بودند در پي او دست به عقب نشيني زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم به سوي شمال شرقي ايران فرار کرده بود و «آريوبرزن» در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگي ادامه مي داد. دلاوري هاي آريوبرزن يکي از درخشان ترين و تحسين برانگيزترين بخش تاريخ ميهن ما را تشکيل مي دهد و نمونه يي از جان گذشتگي ايراني در راه ميهن را منعکس مي کند. آريوبرزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، که آن هم در ماه آگوست روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند. اما شوربختانه تفاوت ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريوبرزن» در اين است که يونانيان در ترموپيل، در محل بر زمين افتادن لئونيداس، يک پارک و بناي يادبود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريوبرزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست. چرا؟


تجسمي
? نقاشي هاي سيدحسين فصيح در گالري هما؛ نمايشگاه مجموعه نقاشي هاي «سيدحسين فصيح» با عنوان «ورقي» از فردا ساعت 16 در گالري هما افتتاح مي شود. فصيح متولد 1356 و فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشگاه يزد در سال 85 است. طنز، تلخي و عدم پيچيدگي جانمايه آثار فصيح است. او با مثل ها و تلقي هايي که در نظر اول جدي نمي نمايند، کلنجار مي رود و دست آخر تصويري منحصر به جغرافيا و محيط مختص خودش مي سازد. «ورقي» ادامه نمايشگاه قبلي او در گالري هما با عنوان «بدون رقم» است که تا 10 آذر از ساعت 10 تا 13 و 15 تا 19 در گالري هما در خيابان وليعصر، بالاتر از نيايش، کوچه رحيمي، پلاک 50 داير است.

? نقاشي هاي استادان دانشگاه هنر در گالري امروز ؛ مجموعه نقاشي هاي استادان دانشگاه هنر از روز جمعه- 29 آبان ماه- در گالري امروز نمايش داده مي شود. در اين نمايشگاه آثاري از هنرمنداني همچون ايرج اسکندري، محمدابراهيم جعفري، مهدي حسيني، رضا خدادادي، جلا ل الدين سلطان کاشفي، سيدحسن سلطاني، همايون سليمي، رضوان صادق زاده، جمال عرب زاده، فرشيد ملکي و جواد نوبهار نمايش داده مي شود. اين نمايشگاه فردا از ساعت 16 تا 20 افتتاح مي شود و تا روز چهارشنبه ادامه دارد. علاقه مندان مي توانند صبح ها از ساعت 10 تا 13 بعدازظهر و عصرها از ساعت 16 تا 20 از اين نمايشگاه به آدرس بلوار مرزداران، خيابان سپهر، سپهر دوم، شماره 7 مراجعه کنند.

? نمايشگاه گروهي چاپ دستي در نگارخانه نيکزاد؛ در ادامه برنامه هاي نمايشگاهي گالري نيکزاد از فردا ساعت 16 نمايشگاه گروهي چاپ دستي در اين گالري افتتاح مي شود. اين نمايشگاه تا 3 آذرماه در اين گالري به آدرس ميدان قدس، خيابان دربند، خيابان امير احمدي زماني، خيابان الفت، کوچه نسترن، شماره 2 از ساعت 16 تا 19 داير است.

? نمايشگاه عکس در گالري لاله؛ از روز شنبه (30 آبان) ساعت 16 نمايشگاه عکسي با موضوع بهارات (هند) در گالري لاله افتتاح مي شود. در اين نمايشگاه که تا 5 آذر ادامه دارد 35 عکس سياه و سفيد به نمايش درخواهد آمد. گالري لاله در خيابان فاطمي، ضلع شمالي پارک لاله، جنب هتل لاله واقع است و ساعت بازديد از اين نمايشگاه 9 تا 13 و 15 تا 19 است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام