سيامک رحماني
مدتي است خبر ساخته شدن برنامه هايي مشابه نود در تلويزيون شنيده مي شود و در روزهاي گذشته هم جناب آقاي علي دارابي قائم مقام رياست سازمان صدا و سيما طي يادداشتي در روزنامه جام جم اعلام کرده اند نود سياسي به زودي آغاز خواهد شد. پيش از اين هم در اخبار آمده بود مقدمات ساخت نود هنري دارد فراهم مي شود و حتي از فريدون جيراني به عنوان يکي از کانديداهاي اجراي اين برنامه نام برده شده بود. اين اولين بار نيست که چنين خبرهايي را مي شنويم و پيش از اين نيز چند باري مشابه اين مطالب منتشر شده است. اين بار هم به نظرم ماجرا را بايد به حساب ابقاي جناب ضرغامي گذاشت. جناب ضرغامي پس از گرفتن حکم دوباره، بعد از سال ها، حاضر شدند يک کنفرانس مطبوعاتي برگزار کنند و به چند پرسش درباره حوزه عملکردشان پاسخ دهند (با جواب هايي که به شدت جالب و شنيدني بود. بعيد مي دانم کسي ترديد داشته باشد نود با اجراي موفق عادل فردوسي پور، يکي از پرتماشاگرترين برنامه هاي تلويزيون است که آن را بايد محبوب ترين برنامه ثابت سال هاي اخير به حساب آورد. همين هم مي تواند انگيزه يي باشد تا تلويزيوني ها هم به صرافت بيفتند که وقتي به دنبال ساخت برنامه هاي جذاب و پرمخاطب هستند همين برند را مورد استفاده قرار دهند و به رغم اينکه نام اين برنامه خود ارجاعي فوتبالي دارد، بخواهند از آن الگوبرداري کنند. الگوبرداري هم لابد به اسم خلاصه نمي شود و استفاده از اين نام قرار است اين معنا را به ذهن برساند که نودهاي آتي هم به اندازه نود فردوسي پور داغ و تماشايي خواهند بود اما اجازه بدهيد از اين جلوتر نرويم. همان طور که به عرض رساندم، به گمانم اين بيشتر يک هياهو و نوعي خبرسازي عامه پسند است که به راه انداختن اش در اين روزها و هفته ها که ستاره اقبال صدا و سيما افول کرده و تماشاگران از آن رو برگردانده اند، طبيعي به نظر مي رسد. آخر چطور مي توان تصور کرد رسانه يي که کمترين جانب انصاف را در ارائه تحليل ها و خبرهايش رعايت نمي کند و سال هاست در حمايت از يک جريان سياسي خاص بر ديگر نظرات و جريان ها و طيف گسترده يي از چهره هاي مطرح سياسي و اجتماعي کشور چشم مي بندد، ناگهان تغيير مسيري 180 درجه يي بدهد و اجازه طرح نظرات گوناگون را فراهم کند و به نقد مسوولان و مشکلات بپردازد. البته اين را از همان ملاحظاتي که قائم مقام سازمان به عنوان پيش شرط هاي کار مطرح مي کنند، مي توان دريافت؛ جايي که مي گويند نود سياسي بايد اميد آفريني کند و از سياه نمايي پرهيز کند و به گونه يي باشد که از طرف دولت بايکوت نشود و عليه اش پرونده سازي صورت نگيرد و مسوولان جنبه نقدپذيري شان را بالا ببرند و... همه نکاتي که در نظر اول بديهي و منطقي به نظر مي رسد. اما فراموش نمي کنيم نود فوتبال هم هر جا که به نقد جدي پرداخته و به ريشه ها زده، با همين اتهامات مواجه شده که ديگر برايمان آشناست؛ همان فشارهايي که سازمان تربيت بدني تا پيش از اين به برنامه وارد مي کرد چرا که دوربين نود خرابي ها و نقايص را به تصوير مي کشيد و نشان مي داد پشت سروصدا درباره ساخت و سازها و پيشرفت ورزش و پشت آن شلوغ بازي هاي تبليغاتي، چه حقيقتي پنهان است. نمونه اش همين برنامه دوشنبه شب که عادل فردوسي پور واقعيت هاي مسابقه نساجي قائمشهر با داماش گيلان را به نمايش گذاشت که لابد خون در دل متوليان آن مسابقه و فوتبال کشور کرده است. مثل همان بحث جدي که درباره منشور اخلاقي فوتبال راه انداخت تا معلوم شود بي قانوني چگونه باب شده و تا کجا به فوتبال صدمه مي زند و در نهايت آوردن جناب آقاي کوشا مديرعامل باشگاه سايپا پشت خط تلفن و پرسيدن سابقه ورزشي ايشان که معلوم شد پيش از اين در سازمان فرهنگي هنري شهرداري بوده اند و بعد در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بوده اند و وقتي عادل از نسبت شان با آقاي رحيم مشايي پرسيد و جواب مثبت بود، همه گره ها باز شد و معلوم شد همه داستان ها از کجا آب مي خورد، يک لحظه تصور کنيد امکان چنين فاش گويي هايي در عالم سياست فراهم باشد.
حالا سياست هم نه، در دايره فرهنگ و هنر. مثلاً تصور کنيد در اين روزها موضوع داغ کدام هاست و گمان کنيد اگر نود هنري داشته باشيم و بخواهد از آن کلي گويي هاي هميشگي بپرهيزد و کمي حرف راست و درست و مردم پسند بزند، چه چيزهايي بايد در آن مطرح شود. تصور کنيد مجري برنامه- که هيچ تصوري درباره اش نمي توان داشت- بخواهد از وزير ارشاد دعوت کند و از محدوديت ها بپرسد و از ممنوعيت ها بپرسد و اينکه تکليف ممنوع الخروج ها چه مي شود و از اينکه چرا استاد شجريان احضار شده اند و اينها. بعد هم بايد با رضا گلزار و ديگر هنرپيشه هاي مطرح سينما درباره دستمزد چند ده ميليوني شان صحبت کرد و پاي تهيه کننده ها را وسط کشيد و وام هاي بي حساب و کتابي که مي گيرند و ارقامي که از بيت المال براي ساخت يک عالمه تله فيلم بي کيفيت پرداخت مي شود و بالا رفتن غيرمنطقي قيمت بازيگران نابازيگر و اينها. شايد هم قرار باشد درباره بازگشت گلشيفته فراهاني به سينماي کشور صحبت شود و او روي خط بيايد و توضيح بدهد چه مي کند يا محمدرضا شريفي نيا را در مقابل يکي از مسوولان وزارت ارشاد قرار بدهند تا روشن شود که با وجود آنچه از رفع مشکلات گفته مي شود بالاخره شريفي نيا ممنوع التصوير هست يا نه. اگر هست چرا و طبق کدام قانون و اساسنامه و اگر نيست آيا مي تواند قرارداد ببندد و بازي کند يا نه. اينها خيلي فانتزي و خيالي است؟ خب يادتان باشد که نود در فوتبال به خاطر مطرح کردن همين غيرممکن هاست که اين همه توجه را برمي انگيزد و اين همه طرفدار و پيامک دارد. اگر نه که در تلويزيون برنامه ورزشي و فوتبالي کم نداريم؛ برنامه ها و مجريان مديحه سرايي که دل مي دهند و قلوه مي گيرند و از مدير ورزشي و رئيس فدراسيون تعريف مي کنند و آب هم در دل کسي تکان نمي خورد. اما دوباره مرور کنيد که نود چطور منشور اخلاقي را با همه تقدسي که برايش تصوير کرده اند به چالش مي کشد و چطور انتقادات را بيان مي کند و چطور به اين محبوبيت رسيده است. اگرچه تکليف برنامه يي مثل نود هنري يا سينمايي را از همان اول روشن مي کنند؛ وقتي مي گويند اين برنامه در هماهنگي کامل با وزارت ارشاد و معاونت سينمايي ساخته خواهد شد، فاتحه اش را همان اول مي خوانند. وقتي از برنامه هاي هماهنگ نشده آبي گرم نمي شود و هيچ کدام جسارت نزديک شدن به واقعيات را ندارند، از هماهنگ شده ها چه انتظاري مي توان داشت. بدبختي هم اين است که استادان مدام در اين توهم اند که براي جذب افکار عمومي ميانبرهايي هست و مي توان رسانه يي داشت که بدون صراحت و بدون جسارت مخاطب را جذب کند اما در حقيقت نمي شود. مثل همان شعار هميشگي که درباره مطبوعات وجود دارد و عده يي از مسوولان همه اش مي نالند که چرا روزنامه هاي ما اينقدر بي رمق اند و چرا حتي بين کشورهاي همسايه و در منطقه برد ندارند و چرا تيراژ نمي گيرند و هميشه رهنمودهايي مي دهند از قبيل اينکه «اعتمادسازي کنيد» و «ذهنيت مثبت در مخاطب ايجاد کنيد» و اين رهنمودهاي خوشمزه، و هر وقت هم روزنامه يي راه مي اندازند که مثلاً موفق و پررونق باشد، خيلي زود تق اش در آمده و مي بينند چطور همه اين شعارها توزرد از آب درمي آيد، وقتي اصل کار مي لنگد.
حالا هم ماجرا همين است. توصيه براي ساختن برنامه هايي با موفقيت و جذابيت نود ساده است. يک بار ديگر نگاهش کنيم؛ همان کارهايي را مي کند که دوست نداريم. همان نقادي بي رحمانه يي که پشت مان از ديدن و شنيدن اش تير مي کشد. همان بي پروايي و استقلال عملي که در قاموس مان نمي گنجد. اين است برنامه نود.