سه شنبه، 26 آبان 1388 - شماره 2105
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
آيت الله صانعي در ديدار انجمن اسلامي دانشگاه هنر؛
با مصيبت دروغگويي روبه رو هستيم

مرجع تقليد شيعيان با بيان اينکه دروغ گفتن افراد نشانه ضعف آنان است، اظهار داشت؛ امروز بزرگ ترين مصيبتي که ما با آن روبه رو هستيم دروغگويي است. متاسفانه عمل و گفتار برخي ها دروغ شده است و طوري هم دروغ مي گويند که اصلاً باکي ندارند که ديروز خلاف اين را گفته اند.

به گزارش ايلنا حضرت آيت الله العظمي صانعي در ديدار اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه هنر با بيان اينکه افزايش و تشديد مشکلات به معناي حاکميت ظلم نيست بلکه نشانه ضعف است.

آيت الله صانعي با اشاره به اينکه در روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) نيز دروغگويي افراد نشانه ضعف آنان عنوان شده است، گفت؛ کسي که مردم او را دوست داشته باشند و حرف هاي او را بپذيرند، هيچ گاه براي اثبات خود دروغ نمي گويد. اين مرجع تقليد در ادامه سخنان خود يکي ديگر از نشانه هاي ضعف را اعمال فشار بر افراد جامعه تحت عناوين مختلف عنوان کرد و گفت؛ فشار زياد نشانه ضعف است.

آيت الله صانعي با بيان اينکه «در احقاق حق نبايد تسليم فشارها شد و نبايد کوتاه آمد» ادامه داد؛ ما شيعه هستيم و اسوه ما در صبر و پافشاري بر حق ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين هستند. در احقاق حق و جلوگيري از تضييع حقوق مردم بايد افرادي چون امام، شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد رجايي و شهيد همت ها و شهيد باکري ها را مدنظر قرار دهيم. اين مرجع تقليد راه برون رفت از اين مشکلات را عنصر آگاهي بخشي به جامعه عنوان کرد و گفت؛ منطق اسلام آگاهي است اما عده يي امروز برخلاف منطق اسلام و قرآن که مي فرمايد «يïخٍرًجïهïم مًنî الظٌïلïمîاتً إًلîي النٌïورً» تلاش مي کنند مردم ناآگاه باشند.
سخني با خانه سينما
انيميشن؛ يوسف گمشده سينما
نورالدين زرين کلک*



(اگر چه زماني از ماجراي سفر اهالي سينما به هاليوود مي گذرد اما چون اين داستان بدون تاريخ مصرف است صبر کرديم هم گرد راه از تن مسافران دور شود هم مطلب در شلوغي حوادث اجتماعي جاري زير دست و پاي 13 آبان گم نشود.) ماه گذشته يا کمي پيش از آن دوستاني چند از سينماسازان ايران به دعوت هيات آکادمي(اسکار) و انتخاب خانه سينما به امريکا رفتند و استوديوهاي هاليوود را بازديد کردند و بازگشتند، با دستي پر- بنا بر آنچه براي ما باز گفتند- از پيمان و قول و قرار هايي که بستند؛ ناز شست سينماي ايران را. خوش رفتيد و خوش آمديد فرزندان و ياران عزيز؛ چشم در راه مي مانيم تا کي برآورده شود آنچه براي ما آورديد از اين بوستان که بوديد. سواي حاشيه پرتنشي که رفتن شما و جا ماندن دو تن از شما پديد آورد (و توضيحات شما در بازگشت که منجر شد به پرهيز اين قلم از نشر يادداشتي به مناسبت آن اتفاق ناخوش) اينک حرف ما با شما اين است؛

- چرا انيميشن را نبرديد؟...

- چرا هنگام انتخاب مهمانان اين سفر، اهالي محله انيميشن را از ياد برديد؟...

و چرا مثل هميشه و همواره اين همسر، همراه و هم نفس والاي سينما را ناديده گرفتيد؟ شما که از مستندسازان و از کارگردانان معظم و هنرپيشگان محبوب تا آخرين صندلي ممکن انتخاب کرديد، آيا انيميشن در چشم شما به قدر يک نهم سينماي ايران قدر و سهم نداشت تا يک انيماتور نيز در قافله حاجيان قبله سينما زائر باشد؟ اگر حتي چشم از اين سفر ببنديم و نگاهي کنيم به سفر هيات اسکار به کشورمان و اقامت مدت دارشان در ايران و روز ها و شب هاي مکرر ديدار با اصحاب سينما و صاحبخانگان سينما، باز از نمايندگي انيميشن اثري نمي بينيم جز يک ديدار ناهار دوساعته يک تن انيماتور (اين بنده) در يک رستوران... و ديگر هيچ. ما در پي هيچ جنجالي نيستيم و هيچ چيز فرا تر از مطالبات ساده، هميشگي و ازيادرفته خود را نمي خواهيم. تنها مي خواهيم براي يک بار هم شده چشمتان را به روي يوسف گمگشته سينما بگشاييد و او را در چاه بي مهري جا نگذاريد. اگر بپرسيد؛ «کو آن يوسف که ما نمي بينيمش؟» بايد بگويم چنان بد کردند با يوسف آن کنعانيان که نباليد اين جان عزيز و نشد عزيز سرزمينش مگر اينکه شما داستانش را بدانيد و آن چنين است؛ از همان روزهاي اول که انجمن ما (آسيفا- فيلمسازان انيميشن ايران) به خانه سينما پيوست، يعني 14 سال پيش، در دوره هاي مختلف هيات هاي مديره، چه وقتي عضو (به عنوان صنف) بوده ايم و چه وقتي نماينده آن (اين بنده) کوتاه زماني عضو هيات مديره بود و باز هم چه در نشست هاي منقطع ساختاري خانه سينما و چه در نشست هاي طولاني و اختصاصي «بازنگري ساختار خانه سينما» و چه رو به ميز معاونت هاي سينمايي اين 14 ، 15 سال، جايگاه «انيميشن» اين يوسف سينما را گفته و باز گفته و نوشته و باز نوشته ام؛ اما اسفا که گوشي آن را نشنيده است و دست بالا ما را با رويي گشاده و لبخندي گشاده تر با وعده و وعيدي تعليق به محال از دفتر خود بدرقه فرموده است. با اين مقدمه و سابقه است که اين بار به خواست هيات مديره آسيفا قصه يوسف مانده در چاه را به صورتي سرگشاده باز مي گوييم به اميد اينکه شايد گوش هايي شنواتر از برادران بي وفاي او آواز او را از بن چاه بشنوند.

1- انيميشن فرزند ناخواسته سينما نيست بلکه فرزند برومند، هم سنگ، هم قد و هم وزن سه برادر ديگر سينما؛ اکران، مستند و کوتاه است و اگر يوسف خوبروي آنان بخوانيم اش گزاف نگفته ايم.

2- سينماي انيميشن اگر تا دهه هاي گذشته تحت عنوان کارتون تنها به عنوان سرگرمي کودکان ساخته يا شناخته مي شد و انيميشن هاي ناب تنها در کلوپ هاي سينمايي و آرشيو ها و کتابخانه ها ذخيره مي شد، امروز بسيار بيشتر از اينهاست و هم شأن و هم شانه فيلم هاي اکران جايگاه و پايگاه دارد. سالن هاي زنجيره يي ماه ها تماشاگران مشتاق را در انتظار نگه مي دارند و وعده هاي دور مي دهند تا کي در سالن هاي تاريک را به روي خواستگاران بي صبر آنها بگشايند... همچنان که همين آکادمي اسکار که بر سر ميزش مذاکره کرديد از يک دهه پيش جايگاهي مستقل براي فيلم انيميشن باز کرده و هر ساله نه تنها جوايزي به انيميشن هاي بلند سينمايي مي دهد که جوايز مستقلي نيز به انيميشن هاي کوتاه اعطا مي کند.

3- نگاهي به وضعيت توليد انيميشن، تعداد استوديوها، تعداد هنرمندان، هنر کاران، فناوران و تيم هاي انيميشن دنيا ارقامي نجومي را تشکيل مي دهند که به هيچ روي قابل چشم پوشي نيستند (سايت هاي انيميشن و خبر هزارها دقيقه و صد ها ساعت توليد کشور هاي اغلب آسيايي را بخوانيد).

4- هنر/ صنعت انيميشن در سال هاي بحراني سقوط اقتصاد غرب نه تنها افولي نداشت بلکه در رديف صنايع بالنده مثل اسلحه سازي (قطع نظر از بدنامي اين قياس) درآمد که معياري نو به دست جامعه شناسان براي ارزيابي تمايلات و ارزش هاي مردم داد.

5- توليد انبوه انيميشن که از مرزهاي امريکا خود را به ژاپن و بعد کره جنوبي رساند و تمام کانال هاي تلويزيوني را درنورديد، اکنون چين و هند را نيز به ميدان رقابت کشانده، مي خواهد در شمار صنايع مهم اين دو کشور صنعتي درآيد. (دريغ که ايران با همه سابقه و آمادگي بالقوه يي که دارد در اين قافله، ته مانده صف است.)

6- سينماي انيميشن ديگر يک جزء مجزا از سينماي گيشه نيست و شمار فيلم هاي ترکيبي زنده و انيميشن به طور فزاينده يي پرده هاي نقره يي سينما را مي پوشانند (از فيلم هاي کوبريک بگيريد تا جنگ ستاره ها و از اي تي تا هري پاتر ها و...) به طوري که مي توان آنها را عروس و داماد سينماي معاصر دانست.

7- در ايران خودمان و به رغم واقعيت هاي بند الف تا پ (زير)، انيميشن راه پرتکاپو خود را مي پيمايد و به همت جوان هاي مستعد، کوشا و کاردان، تيم هاي زيادي مشغول ساختن فيلم هايي هستند که با همه کمبود هاي ساختاري حرفه يي يا مهارتي، اميد پروازهاي باشکوهي را مي دهد. سواي فيلم هاي ديني در حجم هاي بزرگ، سريال هايي برگرفته از فرهنگ ملي و بومي، داستان هاي کهن ادب پارسي، تيزرهاي آموزنده و اثرگذار (برق، گاز، آب، ترافيک و...) توانسته جاي خود را باز و رقباي رقيق القوه کره يي- ژاپني را به حاشيه براند.

8- انيميشن در حوزه انيميشن، سينمايي کاملاً مستقل و خودکفاست و نه تنها همه تخصص هاي سينما را در دل خود دارد- از تصوير و صدا و درام- بل چندين هنر و فن ديگر را افزون بر سينماي زنده ملزوم خود دارد که افضل آنها گرافيک و نقاشي يا تصويرگري است به اضافه تخصص هاي پيچيده جديدالولاده يي که همراه با کامپيوتر فضاي عظيمي از انيميشن را پر کرده و طبعاً به توانايي هاي به توان چند افزوده است.

9- جمعيتي چند هزار نفره (که با خانواده شان به چندين هزار نفر مي رسد) از اين حرفه ارتزاق مي کنند. تنها رقم 1800 نفر در کتاب جامع انيميشن ايران (نشر مرکز گسترش فيلم مستند،...) آمده است که از واقعيت بيروني بسيار کمتر است.

10- استعداد بالقوه ايران چه در عرصه عرضه و چه در عرصه تقاضا بي گزاف به چند ين برابر اين ارقام مي رسد که ضريب بالايي از کار آفريني در جامعه هنري/صنعتي سينماست.

آنچه انيميشن ايران را از رشد مناسب با ظرفيتش باز داشته است (عطف به بند 7) عبارتند از؛

الف- محصولات انيميشن تک مشتري است يعني تنها کانال هاي تلويزيون دولتي غيررقابتي، خريدار آن هستند و طبعاً قيمت را هم به طور يکطرفه، خود تعيين مي کنند.

ب- مسوولان و سفارش دهندگان (و واسطه هاي مربوطه) از حداقل آگاهي هاي تخصصي برخوردارند و گاه اصلاً برخوردار نيستند و طبيعتاً کيفيت توليد، آخرين رقم صورت مساله شان است.

پ- بودجه توليد انيميشن- باز به همان دلايل بند ب- در نازل ترين و لاغرترين حد، تعيين و پرداخت مي شود و اهل انيميشن را به سوي مشاغل پردرآمد تر مي راند.

ت- همين بودجه ها هم ابتدا بين برخي خودي ها تقسيم مي شود و ته مانده آن به توليدکننده واقعي مي رسد (به کارنامه شرکت هاي توليدي دولتي مراجعه کنيد و نام هاي معروف را پيدا کنيد).

*رئيس شوراي مرکزي آسيفا (انجمن فيلمسازان انيميشن) ايران
پيدا و پنهان
? ردصلاحيت در انتخابات دانشجويي؛ گفته مي شود در جريان بررسي صلاحيت هاي کانديداهاي شوراي صنفي دانشگاه علوم پزشکي شيراز تعداد زيادي از دانشجويان فعال اين دانشگاه ردصلاحيت شدند. به گزارش اميرکبير در حال حاضر تنها تشکل دانشجويي منتقد باقي مانده در اين دانشگاه شوراي صنفي است که اخيراً با ردصلاحيت گسترده در انتخابات شوراي صنفي روبه رو شده است.

? تداوم ممنوع الملاقاتي ها؛ شنيديم بازداشت شدگان مراسم دعاي کميل ممنوع الملاقات شدند. نوروز نوشت محمد کيانوش راد، سعيد نورمحمدي، اسماعيل صحابه، محمد خوربک، محبوبه حقيقي و مهديه مينويي به تازگي ممنوع الملاقات شده اند. همچنين صبح يکشنبه براي بار دوم از ملاقات «پرستو سرمدي» با «حسين نوراني نژاد» همسرش ممانعت شد.

? آزادي فعالان دانشجويي تبريز؛ با صدور قرار وثيقه از سوي داديار شعبه 11 بازداشت شدگان 13 آبان تبريز آزاد شدند. اين گزارش حاکي است بهنام نيکزاد و عطا عليزاده از فعالان دانشجويي و اعضاي ستاد مهندس موسوي در تبريز که در 13 آبان از سوي لباس شخصي ها بازداشت شده بودند، عصر يکشنبه از زندان تبريز آزاد شدند. با اين حال موسي ساکت از اعضاي سازمان ادوار تحکيم وحدت و عده ديگري از بازداشت شدگان همچنان در بازداشت به سر مي برند.

? تاييد حکم يک دانشجو؛ حکم چهار ماه حبس «مسعود خيراتي» سخنگوي سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشکي تاييد شد. شعبه تجديدنظر دادگاه انقلاب شيراز اين حکم را به اتهام تبليغ عليه نظام صادر کرد. اجراي حکم به مدت سه سال به حالت تعليق درآمده است. همچنين سهيل محمدي و علي پرويز دانشجويان بازداشتي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با خانواده هاي خود تماس گرفته و اطلاع دادند در اوين هستند.

? بي خبري از نفيسه زارع کهن؛ خواهر «نفيسه زارع کهن» از بي خبري نسبت به وضعيت اين روزنامه نگار ابراز نگراني کرد. مژگان زارع کهن به پارلمان نيوز گفت به رغم اينکه حجت شريفي همسر نفيسه تاکنون سه بار با منزلش تماس تلفني داشته اما وي تماسي نداشته است. وي از سلامتي خواهرش به دليل ابتلا به بيماري قلبي نيز ابراز نگراني کرد.

? انتشار اسامي دستگيرشدگان 13 آبان؛ شنيديم خانواده هاي بازداشت شدگان مراسم روز 13 آبان با حضور در مقابل زندان اوين از وضعيت اعضاي خانواده خود باخبر شدند. اسامي 83 نفر از دستگيرشدگان اين روز در ليست کامپيوتري اوين ثبت شده و تا حدودي خانواده ها را از نگراني خارج کرده است.

? نامه 50 نويسنده و روزنامه نگار به لاريجاني؛ بيش از 50 نويسنده، منتقد و روزنامه نگار ادبي در نامه يي به رئيس قوه قضائيه خواستار آزادي جواد ماهزاده نويسنده و منتقد ادبي شدند. به گزارش ايلنا، در اين نامه آمده است؛ به آگاهي مي رسانيم نزديک يک ماه از بازداشت جواد ماهزاده نويسنده و منتقد ادبي کشورمان مي گذرد. متاسفانه در اين مدت جامعه ادبي و فرهنگي کشور در بي اطلاعي کامل از وضعيت او به سر مي برد و هيچ توضيحي درباره بازداشت او داده نشده است. امضاکنندگان اين نامه از مقامات قضايي خواسته اند ضمن رعايت حقوق قانوني اين نويسنده، زمينه آزادي او را هرچه سريع تر فراهم کنند.

? زمان دادگاه داوري؛ مادر محمد داوري بعد از 70 روز با پسرش ديدار کرد. مادر سردبير سايت سحام نيوز گفت پسرش از روحيه خوبي برخوردار بوده است. قرار است دادگاه وي اول آذرماه برگزار شود.

? توقيف هفته نامه بهار بروجرد؛ هفته نامه بهار بروجرد به دستور دادستان بروجرد توقيف موقت شد. «مصطفي فرهاد» مديرمسوول اين هفته نامه علت توقيف نشريه خود را چاپ يک مطلب طنزآميز عنوان کرد. به دنبال چاپ اين مطلب ده ها نفر به عنوان اعتراض به اين هفته نامه به دفتر نشريه بهار بروجرد حمله ور شدند و خساراتي به بار آوردند. اين سومين مرتبه است که هفته نامه بهار بروجرد به دلايلي توقيف مي شود.
پيام تسليت خاتمي براي درگذشت محمود شاهرخي
گروه فرهنگي؛ رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها در پيامي درگذشت استاد محمود شاهرخي را تسليت گفت. متن کامل پيام حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي به اين شرح است؛ «بزرگمردي چشم از اين جهان فروبست تا ديده به جانان بگشايد. هنرمردي از طايفه مومنان راستين و عاشقان انسان و خدمتگزاران به خلق خدا از ميان ما رفت و جان هامان را ماتم زده و داغدار کرد. استاد والامنش و بافضيلت حضرت آقاي محمود شاهرخي که سروده هاي فاخرش در دفاع از ميهن و انقلاب و حرمت انسان و آيين و ايران جاودانه بر صحيفه فرهنگ و هنر اين سرزمين خواهد درخشيد اينک در جوار رحمت حق پاداش پاکي و نيکي خود را دريافت کرده است. من اين مصيبت بزرگ را به همه عالمان و هنرمندان و به خصوص دوستداران آن عزيز و بالاخص خاندان بزرگوارش از صميم قلب تسليت عرض مي کنم و از خداوند منان براي روان پاکش والايي، رحمت و آمرزش مسالت دارم. »
بهرام بيضايي در ارسباران
گروه فرهنگي؛ هشتمين جلسه نمايشنامه خواني آثار اکبر رادي در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي شود. اين برنامه با سخنراني بهرام بيضايي درباره آثار اکبر رادي و نمايشنامه خواني «از پشت شيشه ها» به کارگرداني محمد يعقوبي و نويسندگي اکبر رادي در تاريخ 30 آبان ماه ساعت 30/16 برگزار مي شود. علاقه مندان براي کسب اطلاعات بيشتر به نشاني خيابان جلفا، فرهنگسراي ارسباران مراجعه کنند.
نمايشگاه «چاقو در آب» به ياد مرتضي مميز برپا مي شود
به بهانه چهارمين سالروز درگذشت زنده ياد مرتضي مميز نمايشگاهي با عنوان «چاقو در آب» از روز اول آذرماه در نگارخانه «مميز» خانه هنرمندان ايران برپا مي شود. اين نمايشگاه که مجموعه يي از عکس ها و پوسترهاي مرتضي مميز است، روز يکشنبه - اول آذر ماه - ساعت 17 در نگارخانه مميز افتتاح مي شود و تا روز جمعه - ششم آذرماه - ادامه دارد. به گزارش ايسنا مميز کارگردان و طراح سه فيلم کوتاه نيز بود و طراحي و نقاشي، طراحي روي جلد، طراحي اعلان و نشانه ها، حرف هاي تجربه و ساير مقاله ها از جمله تاليفاتش به شمار مي رود. جايزه و نشان رتبه نخست دانشگاه هنرهاي زيبا، ديپلم بي ينال پوستر ورشو، جايزه طراح شاعر از فستيوال فيلم کن، ديپلم براي فيلم يک نقطه سبز از فستيوال مسکو، فيلم برگزيده جشنواره سينمايي بيروت و جايزه ممتاز نمايشگاه طراحي امروز از نشان درجه يک دولتي از جمله افتخارهايي است که در کارنامه اين چهره ماندگار هنر ايران ثبت شده است.
عناوين اين صفحه
با مصيبت دروغگويي روبه رو هستيم
انيميشن؛ يوسف گمشده سينما
پيدا و پنهان
پيام تسليت خاتمي براي درگذشت محمود شاهرخي
بهرام بيضايي در ارسباران
نمايشگاه «چاقو در آب» به ياد مرتضي مميز برپا مي شود
توقف ناگهاني کارگاه داستان نويسي سيامک گلشيري
واگذاري نمايشگاه به نيروهاي مسلح منتفي شد
احمدرضا احمدي در سي سي يو بستري شد
سوال بي پاسخ يک نويسنده از وزارت ارشاد
سربازان شجاع سيلاخوري
ياد فرهاد مهراد در «فرهنگ و آهنگ» 27

توقف ناگهاني کارگاه داستان نويسي سيامک گلشيري
گروه فرهنگي؛ کارگاه داستان نويسي سيامک گلشيري در فرهنگسراي ارسباران به دلايل نامعلوم متوقف شد. جلسه ششم اين کارگاه که قرار بود ديروز دوشنبه برگزار شود با ممانعت مسوولان مواجه شد. سيامک گلشيري درباره اين اتفاق توضيح داد؛ «عنوان اين کارگاه داستان نويسي يک (عناصر و کارگاه داستان) بود. اين ترم که قرار بود در 10 جلسه برگزار شود با استقبال چشمگير هنرجوها مواجه شده و تعداد هنرجوها هم در حال افزايش بود. اما نمي دانم دليل متوقف کردن اين کارگاه چه بود.» به گفته گلشيري کارگاه بدون هيچ مشکلي در حال برگزاري بود که يکباره به او اعلام شد اجازه ندارد سر کلاس حضور داشته باشد. گلشيري چندين سال است اين کارگاه ها را براي علاقه مندان برگزار مي کند.


واگذاري نمايشگاه به نيروهاي مسلح منتفي شد
محمود احمدي نژاد دستور ابطال مصوبه واگذاري شرکت سهامي نمايشگاه هاي بين المللي تهران به سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح (ساتا) را صادر کرد. مهر به نقل از يک مقام آگاه خبر داد؛ احمدي نژاد به وزير امور اقتصادي و دارايي دستور داد معامله واگذاري نمايشگاه بين المللي تهران به سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح (ساتا) را ابطال کند. وي اظهار کرد؛ رئيس جمهور دستور ابطال معامله واگذاري نمايشگاه بين المللي به ساتا را به وزير امور اقتصادي و دارايي ابلاغ کرد. با اجرايي شدن اين دستور تا اطلاع ثانوي و دستورات جديد در اين زمينه، نمايشگاه بين المللي در اختيار وزارت بازرگاني باقي خواهد ماند.


احمدرضا احمدي در سي سي يو بستري شد
گروه فرهنگي؛ احمدرضا احمدي شاعر و نويسنده معاصر ظهر ديروز در بخش مراقبت هاي ويژه سي سي يو بيمارستان آتيه تهران بستري شد. به گفته پزشک معالج احمدي، او به دليل تب و لرز شديد فعلاً در اين بخش بستري شده و تا درمان کامل در بيمارستان خواهد بود. احمدرضا احمدي از بيماري نارسايي قلبي نيز رنج مي برد و به همين دليل و با تشخيص پزشک معالج در سي سي يو بستري شده است.


سوال بي پاسخ يک نويسنده از وزارت ارشاد
اميرحسين خورشيدفر

روز 31 شهريور در مراسم رونمايي دفتر شعر «قايق سواري در تهران» سروده محمدعلي سپانلو، محمود دولت آبادي پشت تريبون رفت و سخنراني کوتاهي خطاب به وزير ارشاد کرد. بندهايي از قانون اساسي را قرائت کرد و آن را با مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مقايسه کرد و از وزير خواست بر مبناي قانون اساسي عمل کند. همچنين به بندي از قانون اشاره کرد که در آن آمده است اگر کتابي براي چاپ تاييد نشده باشد با افزودن مقدمه يا موخره از طرف نويسنده يا احتمالاً مسوول اداره مميزي مي شود آن را منتشر کرد. پيام و سوال اين نويسنده در رسانه هاي رسمي منعکس شد و قطعاً به گوش جناب وزير هم رسيد. اين وضعيت را فارغ از جهت گيري هاي سياسي (که مدام از طرف مديران دولتي تاکيد مي شود دخالتي در فرهنگ ندارد) صورت بندي مي کنيم. يک نويسنده که براي بخش بزرگي از جامعه فرهيخته ايران شناخته شده و قابل احترام است و آثارش به گواه مخالفان و منتقدان نسبتي با ابتذال ندارد بدون پرخاشگري (يا همان که مي گويند نقد تخريبي و...) از وزير ارشاد جديد درخواستي کرده و سوالي پرسيده است. يادمان هست که مديران فرهنگي هم مثل همتايان ديگرشان مرتباً بر لزوم پاسخگويي به مردم تاکيد کرده اند. هيچ جا هم نگفته اند ما فقط خود را موظف به پاسخگويي به همفکران مان مي دانيم و اگر با کسي اختلاف سليقه و نگاه داشته باشيم و او به اصطلاح دگرانديش باشد جوابش را نمي دهيم و سوالش را اصلاً نمي شنويم. البته قرار نيست وزير به پرسش هاي 70 ميليون ايراني جواب بدهد. نخبگان و معتمدان لايه ها و طبقات اجتماعي بر اساس مکانيسم هاي طبيعي يک جامعه نوعي خاصيت مرجعيت و نمايندگي پيدا مي کنند. همين افراد به طور طبيعي ظرفيت هايي پيدا مي کنند که در جوامع الگو به درستي از آن استفاده مي شود. مثلاً در بسياري از بحران هاي اجتماعي و وضعيت هاي اضطراري اين نمايندگان لايه هاي اجتماعي هستند که روي توده مردم تاثير مي گذارند. هنرمندان و نويسندگان مستقل هميشه جزء موثرترين اهرم هاي جامعه براي شکل دهي به حرکت هاي اجتماعي هستند که منفعت عمومي جامعه در آن لحاظ شده است. محمود دولت آبادي همان طور که حتماً وزير محترم ارشاد هم مي دانند نماينده بخشي از جامعه ايران است؛ همان طبقه يي که مطالبه مشخصش در ماه هاي اخير اصل قرار گرفتن قانون اساسي است. بنابراين انتظار بيجايي نيست که مسوول نهاد فرهنگي دولت به پيام نويسنده يي در اين جايگاه بي اعتنا نماند. ناديده گرفتن پرسش و مطالبه نماينده يک گروه اجتماعي به معناي آن است که اين گروه اجتماعي حق ندارد در يک شرايط عادلانه و طبيعي خواسته هاي خود را به گوش تصميم گيرندگان امور برساند و پاسخ آنها را بشنود. در حالي که نجيبانه و قانونمدار از مجراهاي رسمي و تعريف شده استفاده کرده است، حتي از ابزارهاي حساسيت زا مثل رسانه هاي خارجي استفاده نکرده و از آن مهم تر نص صريح قانون اساسي کشور را ملاک نقد خود قرار داده. وضعيت مميزي کتاب - به خصوص در حوزه ادبيات- در دولت قبل محل نقد جدي و عمده گروه هاي مختلف فکري بود. حجم زيادي از اين انتقادات بيش از آنکه به نگاه و جهت فکري مميزان مربوط شود متوجه بي نظمي و مشکلات اداري و اجرايي اين بخش مي شد. ظاهراً متصديان جديد اين اداره وضعيت بسامان تري را ايجاد کرده اند. البته ظاهراً قرار است عزل و نصب هاي تازه يي در اين بخش صورت پذيرد. پرسش اصلي اينجاست که مديران و متوليان اين حوزه آيا وظيفه يي براي پاسخگويي به صاحبان سلايق فکري مختلف جامعه قائل خواهند بود يا خير. در نمايشگاه کتاب سال هاي گذشته جلوي عرضه بسياري از کتاب ها که با مجوز رسمي وزارت ارشاد منتشر شده بود، گرفته شد. همچنين کتاب هاي بسياري از فهرست کتابخانه هاي عمومي کشور حذف شد و اسم اين کار را گذاشتند وجين کردن. پرسش هاي منتقدان درباره اين اقدامات هم بي پاسخ ماند. مجموعه اين عوامل فضاي رخوت و نااميدي هولناکي را پديد آورده است که قابل کتمان نيست. اگر اراده يي براي تغيير اين وضعيت وجود داشته باشد (که نشانه يي البته ديده نمي شود) اولين و مهم ترين اقدام تعهد به شنيدن نقد و پرسش نمايندگان فرهنگي و اجتماعي لايه هاي مختلف اجتماع است. اين امر تنها زماني ميسر است که سازوکارهاي طبيعي و خودجوش جامعه براي طرح مطالبات مشروع و پذيرفته دانسته شود. اگر جامعه کتابخوان، نويسنده يي را بر مبناي حضور چند دهه يي، مسوولانه و خلاقانه اش در جايگاه ويژه يي قرار داده است چگونه مي توان بر مبناي اختلاف سليقه او را ناديده گرفت.


سربازان شجاع سيلاخوري
نمي دانم شما خواننده محترم اسمي از «سربازان سيلاخوري» که از قوم لر هستند، شنيده ايد. آخرين اشاره به اين سربازان در تاريخ مشروطيت و در زمان سلسله قاجاريه شده است تا آن زمان که فوج هاي نظامي با نام ناحيه خود شناخته مي شده اند؛ امري که بعد از قاجاريه از ارتش ايران رخت بربست. سربازان سيلاخوري فوجي بسيار شجاع بوده اند که در جنگ ها با رشادت هاي خود نام سيلاخور را بر سر زبان ها مي انداخته اند. اما سيلاخور در کجاي ايران زمين واقع است؟ در جغرافياي کشورمان سيلاخور به عنوان بزرگ ترين دشت استان لرستان معرفي شده است. اين دشت وسيع بيشتر مساحت شهرستان هاي بروجرد و دورود را دربر مي گيرد. سيلاخور بالا از جنوب ملاير و شرق نهاوند شروع مي شود و تا حوالي شهر بروجرد ادامه مي يابد که مرکز عمده آن اشترينان است. سيلاخور پايين که بخش اصلي دشت سيلاخور است از شهر بروجرد شروع شده و در جهت جنوب شرقي تا دورود پيش مي رود. سيلاخوري ها معمولاً باريک اندام و قدبلندند و گفته مي شود علت بلندي قد و زور زياد آنان وجود مواد معدني خاص در رودخانه هاي سيلاخور است. مي گويند در جنگ هاي بزرگ ايران هرجا سربازان سيلاخوري حضور داشته اند، آنچنان با شجاعت جنگيده اند که سرانجام سپاه ايران به پيروزي دست يافته است و به همين جهت سلسله هاي مختلف ايراني هميشه دوست داشته اند يک فوج از سربازان سيلاخوري را در کنار خود داشته باشند.


ياد فرهاد مهراد در «فرهنگ و آهنگ» 27
گروه فرهنگي؛ بيست و هفتمين شماره مجله تخصصي موسيقي «فرهنگ و آهنگ» منتشر شد. فرهاد مهراد در عکسي که کمتر تا به حال ديده شده، با چهره اش در دهه 40 روي جلد شماره 27 فرهنگ و آهنگ جا خوش کرده است. در شماره تازه فرهنگ و آهنگ، پرونده ويژه فرهاد مهراد را مي خوانيد؛ پرونده يي که با خوانشي ديگر از زندگي فرهاد شروع مي شود و با خاطره نگاري «منوچهر آزادي» از دهه پاياني زندگي او ادامه پيدا مي کند. بيست و هفتمين شماره مجله موسيقي فرهنگ و آهنگ حاوي مطالب متنوع ديگر با قيمت دو هزار تومان در دکه هاي معتبر فروش روزنامه و مجلات و کتابفروشي هاي تهران و شهرستان ها عرضه شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام