نورالدين زرين کلک*
(اگر چه زماني از ماجراي سفر اهالي سينما به هاليوود مي گذرد اما چون اين داستان بدون تاريخ مصرف است صبر کرديم هم گرد راه از تن مسافران دور شود هم مطلب در شلوغي حوادث اجتماعي جاري زير دست و پاي 13 آبان گم نشود.) ماه گذشته يا کمي پيش از آن دوستاني چند از سينماسازان ايران به دعوت هيات آکادمي(اسکار) و انتخاب خانه سينما به امريکا رفتند و استوديوهاي هاليوود را بازديد کردند و بازگشتند، با دستي پر- بنا بر آنچه براي ما باز گفتند- از پيمان و قول و قرار هايي که بستند؛ ناز شست سينماي ايران را. خوش رفتيد و خوش آمديد فرزندان و ياران عزيز؛ چشم در راه مي مانيم تا کي برآورده شود آنچه براي ما آورديد از اين بوستان که بوديد. سواي حاشيه پرتنشي که رفتن شما و جا ماندن دو تن از شما پديد آورد (و توضيحات شما در بازگشت که منجر شد به پرهيز اين قلم از نشر يادداشتي به مناسبت آن اتفاق ناخوش) اينک حرف ما با شما اين است؛
- چرا انيميشن را نبرديد؟...
- چرا هنگام انتخاب مهمانان اين سفر، اهالي محله انيميشن را از ياد برديد؟...
و چرا مثل هميشه و همواره اين همسر، همراه و هم نفس والاي سينما را ناديده گرفتيد؟ شما که از مستندسازان و از کارگردانان معظم و هنرپيشگان محبوب تا آخرين صندلي ممکن انتخاب کرديد، آيا انيميشن در چشم شما به قدر يک نهم سينماي ايران قدر و سهم نداشت تا يک انيماتور نيز در قافله حاجيان قبله سينما زائر باشد؟ اگر حتي چشم از اين سفر ببنديم و نگاهي کنيم به سفر هيات اسکار به کشورمان و اقامت مدت دارشان در ايران و روز ها و شب هاي مکرر ديدار با اصحاب سينما و صاحبخانگان سينما، باز از نمايندگي انيميشن اثري نمي بينيم جز يک ديدار ناهار دوساعته يک تن انيماتور (اين بنده) در يک رستوران... و ديگر هيچ. ما در پي هيچ جنجالي نيستيم و هيچ چيز فرا تر از مطالبات ساده، هميشگي و ازيادرفته خود را نمي خواهيم. تنها مي خواهيم براي يک بار هم شده چشمتان را به روي يوسف گمگشته سينما بگشاييد و او را در چاه بي مهري جا نگذاريد. اگر بپرسيد؛ «کو آن يوسف که ما نمي بينيمش؟» بايد بگويم چنان بد کردند با يوسف آن کنعانيان که نباليد اين جان عزيز و نشد عزيز سرزمينش مگر اينکه شما داستانش را بدانيد و آن چنين است؛ از همان روزهاي اول که انجمن ما (آسيفا- فيلمسازان انيميشن ايران) به خانه سينما پيوست، يعني 14 سال پيش، در دوره هاي مختلف هيات هاي مديره، چه وقتي عضو (به عنوان صنف) بوده ايم و چه وقتي نماينده آن (اين بنده) کوتاه زماني عضو هيات مديره بود و باز هم چه در نشست هاي منقطع ساختاري خانه سينما و چه در نشست هاي طولاني و اختصاصي «بازنگري ساختار خانه سينما» و چه رو به ميز معاونت هاي سينمايي اين 14 ، 15 سال، جايگاه «انيميشن» اين يوسف سينما را گفته و باز گفته و نوشته و باز نوشته ام؛ اما اسفا که گوشي آن را نشنيده است و دست بالا ما را با رويي گشاده و لبخندي گشاده تر با وعده و وعيدي تعليق به محال از دفتر خود بدرقه فرموده است. با اين مقدمه و سابقه است که اين بار به خواست هيات مديره آسيفا قصه يوسف مانده در چاه را به صورتي سرگشاده باز مي گوييم به اميد اينکه شايد گوش هايي شنواتر از برادران بي وفاي او آواز او را از بن چاه بشنوند.
1- انيميشن فرزند ناخواسته سينما نيست بلکه فرزند برومند، هم سنگ، هم قد و هم وزن سه برادر ديگر سينما؛ اکران، مستند و کوتاه است و اگر يوسف خوبروي آنان بخوانيم اش گزاف نگفته ايم.
2- سينماي انيميشن اگر تا دهه هاي گذشته تحت عنوان کارتون تنها به عنوان سرگرمي کودکان ساخته يا شناخته مي شد و انيميشن هاي ناب تنها در کلوپ هاي سينمايي و آرشيو ها و کتابخانه ها ذخيره مي شد، امروز بسيار بيشتر از اينهاست و هم شأن و هم شانه فيلم هاي اکران جايگاه و پايگاه دارد. سالن هاي زنجيره يي ماه ها تماشاگران مشتاق را در انتظار نگه مي دارند و وعده هاي دور مي دهند تا کي در سالن هاي تاريک را به روي خواستگاران بي صبر آنها بگشايند... همچنان که همين آکادمي اسکار که بر سر ميزش مذاکره کرديد از يک دهه پيش جايگاهي مستقل براي فيلم انيميشن باز کرده و هر ساله نه تنها جوايزي به انيميشن هاي بلند سينمايي مي دهد که جوايز مستقلي نيز به انيميشن هاي کوتاه اعطا مي کند.
3- نگاهي به وضعيت توليد انيميشن، تعداد استوديوها، تعداد هنرمندان، هنر کاران، فناوران و تيم هاي انيميشن دنيا ارقامي نجومي را تشکيل مي دهند که به هيچ روي قابل چشم پوشي نيستند (سايت هاي انيميشن و خبر هزارها دقيقه و صد ها ساعت توليد کشور هاي اغلب آسيايي را بخوانيد).
4- هنر/ صنعت انيميشن در سال هاي بحراني سقوط اقتصاد غرب نه تنها افولي نداشت بلکه در رديف صنايع بالنده مثل اسلحه سازي (قطع نظر از بدنامي اين قياس) درآمد که معياري نو به دست جامعه شناسان براي ارزيابي تمايلات و ارزش هاي مردم داد.
5- توليد انبوه انيميشن که از مرزهاي امريکا خود را به ژاپن و بعد کره جنوبي رساند و تمام کانال هاي تلويزيوني را درنورديد، اکنون چين و هند را نيز به ميدان رقابت کشانده، مي خواهد در شمار صنايع مهم اين دو کشور صنعتي درآيد. (دريغ که ايران با همه سابقه و آمادگي بالقوه يي که دارد در اين قافله، ته مانده صف است.)
6- سينماي انيميشن ديگر يک جزء مجزا از سينماي گيشه نيست و شمار فيلم هاي ترکيبي زنده و انيميشن به طور فزاينده يي پرده هاي نقره يي سينما را مي پوشانند (از فيلم هاي کوبريک بگيريد تا جنگ ستاره ها و از اي تي تا هري پاتر ها و...) به طوري که مي توان آنها را عروس و داماد سينماي معاصر دانست.
7- در ايران خودمان و به رغم واقعيت هاي بند الف تا پ (زير)، انيميشن راه پرتکاپو خود را مي پيمايد و به همت جوان هاي مستعد، کوشا و کاردان، تيم هاي زيادي مشغول ساختن فيلم هايي هستند که با همه کمبود هاي ساختاري حرفه يي يا مهارتي، اميد پروازهاي باشکوهي را مي دهد. سواي فيلم هاي ديني در حجم هاي بزرگ، سريال هايي برگرفته از فرهنگ ملي و بومي، داستان هاي کهن ادب پارسي، تيزرهاي آموزنده و اثرگذار (برق، گاز، آب، ترافيک و...) توانسته جاي خود را باز و رقباي رقيق القوه کره يي- ژاپني را به حاشيه براند.
8- انيميشن در حوزه انيميشن، سينمايي کاملاً مستقل و خودکفاست و نه تنها همه تخصص هاي سينما را در دل خود دارد- از تصوير و صدا و درام- بل چندين هنر و فن ديگر را افزون بر سينماي زنده ملزوم خود دارد که افضل آنها گرافيک و نقاشي يا تصويرگري است به اضافه تخصص هاي پيچيده جديدالولاده يي که همراه با کامپيوتر فضاي عظيمي از انيميشن را پر کرده و طبعاً به توانايي هاي به توان چند افزوده است.
9- جمعيتي چند هزار نفره (که با خانواده شان به چندين هزار نفر مي رسد) از اين حرفه ارتزاق مي کنند. تنها رقم 1800 نفر در کتاب جامع انيميشن ايران (نشر مرکز گسترش فيلم مستند،...) آمده است که از واقعيت بيروني بسيار کمتر است.
10- استعداد بالقوه ايران چه در عرصه عرضه و چه در عرصه تقاضا بي گزاف به چند ين برابر اين ارقام مي رسد که ضريب بالايي از کار آفريني در جامعه هنري/صنعتي سينماست.
آنچه انيميشن ايران را از رشد مناسب با ظرفيتش باز داشته است (عطف به بند 7) عبارتند از؛
الف- محصولات انيميشن تک مشتري است يعني تنها کانال هاي تلويزيون دولتي غيررقابتي، خريدار آن هستند و طبعاً قيمت را هم به طور يکطرفه، خود تعيين مي کنند.
ب- مسوولان و سفارش دهندگان (و واسطه هاي مربوطه) از حداقل آگاهي هاي تخصصي برخوردارند و گاه اصلاً برخوردار نيستند و طبيعتاً کيفيت توليد، آخرين رقم صورت مساله شان است.
پ- بودجه توليد انيميشن- باز به همان دلايل بند ب- در نازل ترين و لاغرترين حد، تعيين و پرداخت مي شود و اهل انيميشن را به سوي مشاغل پردرآمد تر مي راند.
ت- همين بودجه ها هم ابتدا بين برخي خودي ها تقسيم مي شود و ته مانده آن به توليدکننده واقعي مي رسد (به کارنامه شرکت هاي توليدي دولتي مراجعه کنيد و نام هاي معروف را پيدا کنيد).
*رئيس شوراي مرکزي آسيفا (انجمن فيلمسازان انيميشن) ايران