دوشنبه، 25 آبان 1388 - شماره 2104
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قتل مزاحم تلفني در حمايت از همسر برادر
هيات عمومي ديوان عالي کشور متهم را بعد از سه سال از قتل عمد تبرئه کرد


گروه حوادث؛ يک مرد پس از آنکه فهميد جواني که با همسرش رابطه پنهاني دارد اين بار مصمم شده به زن برادرش تعرض کند او را به قتل رساند. اين متهم پس از چندين نوبت رسيدگي به پرونده اتهامي اش از قتل عمد تبرئه شد و هيات عمومي ديوان عالي کشور نظر داد از آنجا که او مقتول را مهدورالدم مي دانسته عمل وي مصداق قتل شبه عمد و متهم فقط مستوجب پرداخت ديه است. اين قتل مردادماه سال 85 در استان مازندران به وقوع پيوست و از آن زمان رسيدگي به پرونده متهم به نام محمد ادامه داشت. وي در حالي توانست در خصوص اتهام قتل عمد حکم برائت بگيرد که در دو مرحله مستحق قصاص تشخيص داده شده بود.

وقوع جنايت

يک سال پيش از وقوع اين جنايت زن برادر متهم که زهرا نام دارد از رابطه پنهاني جاري اش با مردي به نام محسن باخبر شد و شوهر و برادر همسرش را از اين ماجرا مطلع کرد. زماني که محمد به تحقيق در اين رابطه پرداخت و به اين نتيجه رسيد که حرف هاي زهرا حقيقت دارد عليه همسر خود و محسن در دادگستري تنکابن شکايت کرد اما ماجرا به اين جا ختم نشد و حدود يک سال بعد در روز 24 مرداد سال 85 در حالي که آن پرونده همچنان مفتوح بود محسن به ايجاد مزاحمت براي زهرا پرداخت. مرد جوان که مدعي بود به زهرا علاقه مند شده است درصدد فرصتي بود تا بتواند با او رابطه برقرار کند. وي که با زن جوان ارتباط تلفني داشت زماني که از زبان زهرا شنيد شوهر او قرار است به تهران برود فرصت را مناسب ديد و براي حضور شبانه در خانه اين زن اعلام آمادگي کرد. محسن زماني که وارد آن خانه شد خود را در برابر شوهر و دو برادر شوهر زهرا ديد و با آنان درگير شد. او در جريان اين نزاع با سه ضربه چاقو از پا درآمد و پس از آن پرونده يي جنايي تشکيل و تحقيقات در اين باره آغاز شد.

تحقيقات قضايي

محسن مردي متاهل و پدر يک فرزند خردسال بود و از طريق مسافرکشي امرار معاش مي کرد. کارآگاهان بعد از انتقال پيکر او به پزشکي قانوني ابتدا به بازجويي از زهرا پرداختند. او ضمن تشريح ماجراي رابطه جاري اش با محسن به ماموران گفت؛ از چندي قبل محسن شروع به ايجاد مزاحمت براي من کرد. شوهرم به خاطر اينکه از دست او آسايش داشته باشيم تلفن خانه را قطع کرده بود اما او روز قبل از قتل دوباره تلفن را وصل کرد و از همان زمان مزاحمت هاي محسن شدت گرفت. او با اين ادعا که به من علاقه مند شده است، مي خواست رابطه نامشروع برقرار کند. هر چه به وي تذکر مي دادم، فايده يي نداشت البته شوهرم از اين ماجرا مطلع بود. روز حادثه او به من گفت ساعت 9 شب به خانه مان مي آيد. محسن که فکر مي کرد همسرم به تهران رفته است از من خواست چراغ ها را خاموش کنم تا کسي متوجه حضور وي نشود چون برادر شوهرانم نيز با ما همسايه بودند و مي توانستند رفت و آمدها به منزل ما را ببينند. آن روز محسن زمان حضورش در خانه ام را يک ساعت به تعويق انداخت. من موضوع را با همسرم در ميان گذاشتم و او از بسيج منطقه کمک خواست. ماموران خانه ما را زير نظر داشتند. بالاخره ساعت 11 شب محسن از ديوار بالا آمد و داخل حياط پريد. او وقتي شوهرم را ديد با او درگير شد و با وارد کردن ضربه يي وي را نقش بر زمين کرد و سپس سعي کرد به من حمله کند ولي برادرشوهرم محمد از راه رسيد و با چاقو به او چند ضربه زد. از آنجا که ديگر شاهدان نيز گفته هاي زهرا را تاييد کردند محمد به اتهام قتل عمد بازداشت شد. او به هيچ عنوان مسووليت کشتن محسن را نمي پذيرفت و مدعي بود شهود به دروغ او را متهم کرده اند اما اين انکارها بالاخره پايان يافت و متهم جرمش را قبول کرد.

اعتراف

محمد در اعترافاتش به کارآگاهان پليس آگاهي گفت؛ من به خاطر دفاع از ناموس خود و برادرم به مقتول سه يا چهار ضربه چاقو زدم. محسن قصد داشت به زهرا تعرض کند و من بايد کاري انجام مي دادم. متهم با بيان اينکه نقشه قبلي براي انجام قتل نداشت از اولياي دم مقتول درخواست بخشش کرد. سرانجام پرونده تکميل شد و محمد روز 15 مهرماه سال 85 در دادگاه کيفري استان مازندران پاي ميز محاکمه رفت. او در جلسه دادگاه نيز اعترافات قبلي اش را تکرار کرد و گفت؛ من مي دانستم محسن با همسرم رابطه دارد. از هر دو آنها هم شکايت کرده و موضوع را به مادر همسر مقتول هم اطلاع داده بودم. روز حادثه هم به خاطر دفاع از ناموس محسن را کشتم. من نه مست بودم و نه بيمار رواني هستم بلکه زمان قتل چاره ديگري نداشتم و اکنون از اولياي دم محسن درخواست بخشش دارم. هيات قضات پس از ثبت دفاعيات متهم او را به قصاص محکوم کردند.

رسيدگي طولاني

صدور حکم مرگ براي محمد با اعتراض او و وکيل مدافعش همراه و پرونده براي رسيدگي به شعبه 6 ديوان عالي کشور ارجاع شد. قضات اين شعبه بعد از بررسي مدارک موجود اعلام کردند محسن پيش از اين با همسر متهم رابطه داشته و اين امر براي دادگاه محرز شده است. از سويي مقتول چندين بار براي زهرا مزاحمت ايجاد و جهت برقراري رابطه نامشروع اصرار و پافشاري کرده است. علاوه بر اين هيچ خصومتي بين متهم و مقتول وجود نداشته بنابراين به نظر مي رسد محمد، متوفي را مهدورالدم تشخيص داده و به همين سبب او را کشته است، در اين صورت نبايد او را به قصاص محکوم کرد. با نقض حکم اوليه پرونده براي محاکمه مجدد محمد دوباره به دادگاه کيفري ارسال شد. نتيجه دومين دور محاکمه هم به نفع متهم نبود و او بار ديگر مستوجب مرگ شناخته شد. هيات قضات در راي خود دو نکته را متذکر شدند و با اشاره به روابط مقتول و همسر متهم اعلام کردند از آنجا که اين رابطه از مزاحمت هاي تلفني و خياباني فراتر نرفته است نمي توان محسن را مهدورالدم تشخيص داد. نکته ديگر در راي مربوط به وقايع شب حادثه بود. هيات قضات به اين نتيجه رسيدند که محمد و برادرانش با هماهنگي يکديگر متهم را به منزل زهرا کشاندند، راه فرار او را بستند و وي را کشتند. ضمن اينکه قتل هنگام فرار متهم و در حضور ماموران رخ داد و چنين جنايتي را نمي توان دفاع مشروع تلقي کرد بنابراين ادعاي متهم مبني بر تلاش براي دفاع از زهرا باطل است.

پس از آنکه محمد براي دومين بار زير تيغ رفت، به حکم صادره اعتراض کرد. اين بار هم ديوان عالي کشور حکم قصاص را نپذيرفت. قضات با استناد به اينکه متهم بارها تاکيد کرده در دفاع از ناموس مرتکب قتل شده است و با توجه به اينکه مقتول از روي ديوار به خانه زهرا رفته بود مجازات مرگ را براي محمد مناسب ندانستند. در نهايت طبق قانون پرونده براي تصميم گيري نهايي در اختيار هيات عمومي ديوان عالي که با حضور رئيس ديوان، دادستان کل کشور و 50 قاضي تشکيل مي شود، قرار گرفت و اعضاي اين هيات بعد از مطالعه پرونده و انجام شور به تبرئه محمد از قتل عمد راي دادند و اعلام کردند اين حادثه از موارد قتل شبه عمد است و متهم بايد به اولياي دم مقتول ديه بپردازد. به اين ترتيب رسيدگي به اين پرونده پرکش و قوس به پايان رسيد.
اولياي دم يک مقتول در جلسه دادگاه عنوان کردند؛
به خاطر جواني متهم از خونخواهي گذشت مي کنيم



گروه حوادث؛ پسر جواني که گرفتار يک ماجراي عشقي شده و هنگام فرار مرتکب قتل شده بود با رضايت اولياي دم آزاد شد.

به گزارش خبرنگار ما اين پسر جوان که مصيب نام دارد دو سال پيش زماني که با دختر مورد علاقه اش به گردش رفته بود با برادران اين دختر رو به رو شد و هنگامي که آنها قصد انتقام گيري از مصيب را داشتند حين فرار با ضربه چاقو شاگرد مغازه برادر دختر را به قتل رساند.

در ابتداي جلسه محاکمه علي عطار نماينده دادستان تهران گفت؛ مصيب در پي عشق به دختري به نام مينا مرتکب قتل جواني به نام مهدي شده و از نظر دادسرا اين جوان مجرم است و من به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه پدر و مادر مهدي در جايگاه حاضر شدند و گفتند ما از خون مصيب مي گذريم چون او بسيار جوان است و ما نمي خواهيم آينده او را تباه کنيم. مصيب مي تواند فرد مفيدي براي اين جامعه باشد بنابراين فقط تقاضاي ديه قانوني داريم و قصاص نمي خواهيم.سپس مصيب به دفاع از خود پرداخت و گفت؛ مدتي بود عاشق مينا شده بودم. من مي خواستم با او ازدواج کنم اما پدرش مخالفت مي کرد. چندين بار به خواستگاري رفتم ولي نتوانستم آنها را قانع کنم. رابطه من و مينا همچنان ادامه داشت. البته مادر مينا هم در جريان بود. روز حادثه من، مينا و مادرش براي زيارت به حرم شاه عبدالعظيم رفتيم.وي ادامه داد؛ بعد از زيارت و گردش داشتيم به سمت خانه برمي گشتيم که يک دفعه برادر مينا ما را ديد. او به شدت عصباني شد و به سمت من حمله کرد. من فرار کردم. نمي خواستم با او درگير شوم. همين طور که داشتم مي دويدم ديدم برادر ديگر مينا و شاگردش مهدي هم به دنبال من هستند. در خانه يي باز بود. من وارد آن خانه شدم و کمک خواستم. مرد صاحبخانه به تصور اينکه من خلاف بزرگي کرده ام مرا بيرون کرد. سعي کردم به فرار ادامه بدهم. اما آنها مرا گرفتند و به زمين زدند. مهدي روي من افتاده بود و داشت پشت سر هم ضربه مي زد. براي اينکه جلوي اين کار را بگيرم با چاقو ضربه يي به پاي او زدم که يکباره به شدت خونريزي کرد. ديگران مهدي را به بيمارستان بردند و من دستگير شدم.

متهم در ادامه گفت؛ مهدي پشت سر هم به من ضربه مي زد و من چاره يي به جز نجات خودم نداشتم. من ضربه را به پايش زدم تا آسيب جدي نبيند اما او بر اثر شدت خونريزي جان باخت.پسر جوان در ادامه از اولياي دم حلاليت طلب کرد و به خاطر اينکه او را بخشيدند، تشکر کرد. بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات اعلام کردند از آنجايي که مصيب در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است بنابراين عمل وي از موارد قتل عمد نيست. البته چون در دفاع از خودش فرا تر از حد معمول پيش رفته بايد ديه يک مرد مسلمان را به اولياي دم بپردازد. بعد از پايان جلسه دادگاه پدر مصيب مبلغ ديه را به اولياي دم پرداخت کرد و هيات قضات نيز اين جوان را آزاد کردند.
انگيزه هاي پيش پا افتاده در دو نزاع مرگبار


گروه حوادث؛ واکنش هاي هيجاني در حالت هاي عصبي همچنان يکي از عوامل وقوع نزاع هاي منجر به قتل است که طي روزهاي گذشته در تهران حداقل دو قرباني گرفته است. قتل به خاطر محکم بستن در يک ساختمان و درگيري دو راننده که خودروهايشان با هم تصادف کرده بود دو پرونده جنايي است که هم اکنون روي ميز کارآگاهان جنايي تهران قرار دارد.

کشف جسد در ساختمان نيمه کاره

ساعت 9 صبح روز چهارشنبه گذشته ماموران کلانتري ولنجک به ساختمان نيمه کاره يي رفتند تا درباره کشف جسد مردي جوان تحقيق کنند. ساعتي قبل يکي از همسايه ها از وجود يک جسد در ساختمان باخبر شده و اين موضوع را به پليس گزارش داده بود. مقتول جواني حدوداً 18 ساله بود که به چندين عضو بدنش چاقو اصابت شده و خون زيادي از وي رفته بود. پس از آنکه جنازه به پزشکي قانوني منتقل شد کارآگاهان به دستور حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تحقيقات ميداني خود را آغاز کردند. بازجويي از کارگران ساختمان نشان داد مقتول ساعتي قبل توسط يکي از دوستانش به قتل رسيده است. با بررسي اين اطلاعات افسران پليس متهم به قتل را شناسايي و در شرايطي که چند ساعت از وقوع جنايت گذشته بود او را دستگير کردند. صبح ديروز متهم به قتل براي مشخص شدن انگيزه اش از اين اقدام به دادسراي امور جنايي منتقل شد و از سوي بازپرس اصغرزاده تحت بازجويي قرار گرفت. متهم گفت؛ من به سر و صدا حساسيت دارم و نمي توانم صداهاي ناهنجار را تحمل کنم. مقتول عادت داشت در ساختمان را محکم ببندد. او روز حادثه طبق عادتش وقتي در ساختمان را باز کرد آن را محکم به هم زد و من صداي بلندي شنيدم. به همين دليل با او درگير شدم و بعد از چند دقيقه او را با چاقو زدم. وي مجروح شده بود و من فکر نمي کردم کار به اينجا بکشد اما بعد فهميدم يک نفر را کشته ام. بنا به گفته بازپرس پرونده هم اکنون متهم در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از وي ادامه دارد.

جنايت در راه عروسي

در حادثه ديگري درگيري دو راننده خودرو که از قضا هر دو قصد داشتند به مراسم عروسي بروند رنگ خون گرفت و با کشته شدن يکي از آنان پايان يافت. اين حادثه ساعت 19 شنبه در خيابان پيروزي رخ داد و باعث شد ماموران اداره دهم پليس آگاهي با پرونده قتل ديگري روبه رو شوند. بررسي هاي اوليه نشان داد مردي 56 ساله به نام علي محمد توسط مردي 35 ساله به نام بهرام کشته شده است. کارآگاهان فهميدند بهرام با مشت و لگد علي محمد را از پا درآورده است. با تجسس بيشتر مشخص شد طرفين اين ماجرا هر دو در حال رفتن به مراسم عروسي بودند اما برخورد خودروهايشان با هم باعث درگيري آنها شد. يکي از شاهدان عيني اين ماجرا گفت؛ مقتول سوار بر يک دستگاه خودرو پيکان و متهم سوار يک دستگاه پژو 206 بود. به خاطر ترافيک زياد خودرو آنها با هم برخورد کرد و باعث شد با هم درگير شوند. هر دو راننده از خودرو هايشان پياده و با هم گلاويز شدند. چند لحظه بعد متهم با مشت به سر متوفي کوبيد و او را نقش زمين کرد. وقتي مردم دور راننده پيکان حلقه زدند او مرده بود. راننده 206 هم که به شدت ترسيده بود ماشينش را همان جا رها کرد و گريخت. پس از ثبت اين اطلاعات بازپرس محمد روشن از کارآگاهان خواست در مورد قاتل فراري تحقيق کنند. در حالي که ماموران با بررسي خودرو رها شده در خيابان درصدد دستگيري متهم به قتل بودند، او خود را به پليس تسليم کرد. بهرام در تحقيقات مقدماتي اتهام قتل را پذيرفت و گفت؛ براي رفتن به عروسي عجله داشتم اما با راننده پيکان تصادف کردم. به شدت عصباني شدم و با راننده پيکان گلاويز شدم و وقتي چند مشت به او کوبيدم او روي زمين افتاد و من هم فرار کردم. صبح ديروز بازپرس روشن پس از بازجويي از متهم وي را با صدور قرار بازداشت موقت در اختيار افسران اداره دهم پليس آگاهي قرار داد تا در اين باره بيشتر تحقيق کنند. از سوي ديگر در حالي که پنج روز از مرگ مرموز زني سالخورده در خانه اش مي گذرد، کارآگاهان جنايي تهران هنوز نتوانسته اند به ردي از عامل اين جنايت دست يابند. ساعت 20 چهارشنبه گذشته ماموران کلانتري مهرآباد جنوبي به خانه زني 70 ساله به نام زليخا رفتند و با جنازه وي مواجه شدند. چادر نمازي که دور گلوي زليخا پيچيده شده بود عامل اصلي مرگ وي تشخيص داده و در ادامه مشخص شد جواهرات اين زن نيز سرقت شده است. بنابراين بررسي ها براي شناسايي عامل اين جنايت آغاز شد اما تاکنون هيچ سرنخي در اين باره به دست نيامده است.
جراح گاز استريل را در شکم بيمار جا گذاشت


پرونده يک پزشک که هنگام عمل جراحي گاز استريل را در شکم بيمار جا گذاشته بود در دادسراي جرائم پزشکي تهران به جريان افتاد.زن 26 ساله يي با مراجعه به دادسراي ناحيه 19 تهران طي شکايتي گفت؛ مدتي پيش به علت درد شديدي که در ناحيه شکم احساس مي کردم به پزشک مراجعه کردم و پس از بررسي ها و عکسبرداري متوجه شدم غده يي در شکم دارم.وي افزود؛ پس از انجام عمل جراحي و برداشتن غده با گذشت چند ماه محل جراحي بهبود پيدا کرد اما من دچار تب هاي شديد و پي درپي مي شدم. مجدداً به همان پزشک مراجعه کردم و او علت درد را عوارض ناشي از عمل دانست.شاکي اظهار داشت؛ وقتي ديدم نتيجه يي از پزشک اول نمي گيرم و بهبود پيدا نمي کنم به پزشک متخصص ديگري مراجعه کردم و پس از عکسبرداري مشخص شد پزشک قبلي يک گاز استريل در بدنم جا گذاشته است.بنابر اين گزارش پس از انجام بررسي هاي لازم و احراز صحت ادعاهاي شاکي پرونده يي در دادسراي جرائم پزشکي تشکيل شد و پزشک متخلف براي ارائه توضيحات به مرجع قضايي احضار شد.
پلمب انبار داروهاي تاريخ مصرف گذشته


ماموران پليس اطلاعات و امنيت عمومي شهرستان پاکدشت يک کارگاه تهيه و توزيع داروهاي تاريخ مصرف گذشته را پلمب کردند. سرهنگ «زنده شو» فرمانده انتظامي شهرستان پاکدشت با اعلام اين خبر گفت؛ در پي تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 و ارائه گزارش مبني بر توزيع داروهاي تاريخ مصرف گذشته، موضوع در دستور کار پليس اطلاعات و امنيت عمومي قرار گرفت و ماموران کارگاهي را که مقدار زيادي داروهاي تاريخ مصرف گذشته از قبيل 20 هزار قرص ويال پني سيلين، هشت هزار قرص گلوکوزامين، چهار کيسه پودر پني سيلين به وزن 20 کيلوگرم، دو کيسه پودر جوش شيرين 50 کيلويي، سه تن پودر دارو، 10 هزار عدد بتادين، 50 هزار عددکپسول آيترو ويتامين، 50 کيلو پوکه ژلاتين، 200 ليتر پارافين و دو تن داروي آسياب شده کشف و ضبط و کارگاه پلمب شد.
عناوين اين صفحه
هيات عمومي ديوان عالي کشور متهم را بعد از سه سال از قتل عمد تبرئه کرد
به خاطر جواني متهم از خونخواهي گذشت مي کنيم
انگيزه هاي پيش پا افتاده در دو نزاع مرگبار
جراح گاز استريل را در شکم بيمار جا گذاشت
پلمب انبار داروهاي تاريخ مصرف گذشته
نوجوان محکوم به ديه، همچنان چشم انتظار کمک هاي مردمي
پليس، موتورسواران کيف قاپ را متوقف کرد
زورگيري از زنان جوان
قاتل فراري پس از يک سال دستگير شد
افشاي راز جنايت در پارکينگ خودروهاي فرسوده

نوجوان محکوم به ديه، همچنان چشم انتظار کمک هاي مردمي
گروه حوادث؛ کمک هاي مردمي براي آزادي پسري نوجوان که به خاطر عجز از پرداخت ديه در زندان به سر مي برد همچنان ادامه دارد اما هنوز مبلغ مورد نياز فراهم نشده است.اين نوجوان که احسان نام دارد دو سال قبل زماني که 16ساله بوده هنگام رانندگي با موتورسيکلت با کودکي به نام نگار تصادف کرد و باعث مرگ او شد. احسان به خاطر نداشتن گواهينامه به حبس و به اتهام قتل غيرعمد نگار به پرداخت ديه محکوم شد. اين نوجوان که حالا 18 سال دارد دوران حبس اش را به پايان رسانده اما از آنجايي که نتوانسته ديه قانوني را تامين کند در زندان به سر مي برد.پدر احسان در گفت وگويي با خبرنگار ما، ضمن تشکر از مردمي که براي کمک به فرزندش به حساب دادگستري پول واريز کرده اند، گفت؛ وضعيت مالي بسيار بدي که ما داشتيم باعث شد در اين مدت نتوانيم مبلغ ديه را تهيه کنيم. بعد از آن حادثه من هنگام کار آسيب ديدم و ديگر نتوانستم سر کار بروم. احسان بزرگ ترين فرزند من در خانه بود که کار مي کرد و کمک خرج ما بود. بعد از او چند دختر و پسر کوچک هم دارم که بايد هزينه آنها را هم تامين کنم. اکنون شرايط ما به گونه يي شده است که پسر و دخترم که ازدواج کرده اند به ما کمک مي کنند. وي گفت؛ من از همه مردمي که در حق پسرم لطف و پول واريز کردند تشکر مي کنم اما تقاضا دارم به اين کمک ها ادامه دهند تا مبلغ 23 ميليون توماني که بايد بپردازيم تامين و احسان از زندان آزاد شود تا شايد بتواند به ما کمک کند. تاکنون مردم نيکوکار ميهنم چهار ميليون تومان پول به حساب دادگستري گنبد کاووس واريز کرده اند و او براي رهايي از زندان به 19 ميليون تومان ديگر نياز دارد.افرادي که تمايل دارند به احسان کمک کنند مي توانند مبلغ مورد نظرشان را به حساب 90701 بانک ملي شعبه 9311 گنبد کاووس به نام اجراي احکام دادگستري گنبد کاووس واريز و رسيد آن را به دفتر روزنامه اعتماد فکس يا پست کنند تا اين فيش ها در پرونده احسان قرار گيرد و اين نوجوان چشم به راه آزادي از زندان رهايي يابد. افراد نيکوکار مي توانند روي فيش بانکي قيد کنند اين مبلغ بابت کمک به احسان رحيمي واريز شده است.


پليس، موتورسواران کيف قاپ را متوقف کرد
گروه حوادث؛ ظن پليس به دو جوان موتورسوار باعث افشاي ده ها فقره سرقت از شهروندان شد. به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/12 روز ششم آبان ماه ماموران گشت ضربت پليس آگاهي تهران حين گشت زني در محدوده ميدان شوش و خيابان ري به سرنشينان يک دستگاه موتورسيکلت پولسار آبي رنگ مظنون شدند. يکي از راکبان موتورسيکلت با ديدن ماموران از موتورسيکلت پياده شد و فرار کرد. از سوي ديگر جوان موتورسوار با افزودن بر سرعتش سعي کرد از محل بگريزد. اين پايان کار نبود چرا که ماموران گشت نيز در قالب دو تيم عملياتي به تعقيب آنها پرداختند. در جريان اين تعقيب و گريز جواني که با پاي پياده فرار کرده بود در يکي از کوچه هاي فرعي با استفاده از گاز اشک آور و يک قبضه چاقو با ماموران درگير اما سرانجام مجبور شد خود را تسليم کند. همدست وي نيز که تلاش داشت با حرکت در مسير ويژه اتوبوس هاي تندرو از دست ماموران فرار کند پس از آنکه در خيابان خراسان تقاطع خيابان لرزاده با يک زن عابر برخورد کرد و موتورسيکلتش واژگون شد با يک دستگاه اتوبوس نيز تصادف کرد اما همچنان با پاي پياده به فرار ادامه داد تا اينکه سرانجام با کمک شهروندان دستگير شد. ماموران در بازرسي از دو متهم، موفق به کشف يک عدد شوکر، دو افشانه اشک آور، يک قبضه چاقو، مقداري جواهرات، 550 هزار تومان پول نقد و سه دستگاه گوشي تلفن همراه شدند. از سوي ديگر زني که در اين ماجرا مصدوم شده بود به بيمارستان بقيه الله منتقل شد و به علت جراحاتي که در ناحيه جمجمه، گوش، دست و پا متحمل شده بود تحت مداوا قرار گرفت.با انتقال متهمان به اداره هجدهم پليس آگاهي، هر دو متهم به اسامي «عليرضا» و «حميد» به انجام دو فقره کيف قاپي در روز دستگيري اعتراف کردند. ادامه بررسي ها فاش کرد هر دو متهم از مجرمان سابقه دار پليس آگاهي هستند که در سال هاي گذشته به اتهام سرقت از داخل خودرو، کيف قاپي و خريد مال مسروقه دستگير و روانه زندان شده اند. هنگامي که متهمان تحت بازجويي قرار گرفتند به انجام ده ها فقره کيف قاپي و سرقت از داخل خودرو اعتراف کردند. سرهنگ کارآگاه مهدي قزلباش معاون مبارزه با سرقت هاي خاص پليس آگاهي تهران، با اعلام اين خبر گفت؛ متهمان با استفاده از دو دستگاه موتورسيکلت پولسار آبي و نقره يي رنگ از شهروندان در ميدان شوش، ري، قيام، امام حسين، 17 شهريور، فدائيان اسلام و ميدان شهدا سرقت مي کردند که تاکنون 18 مالباخته شناسايي شده اند. اين مقام پليس ضمن اشاره به اعتياد هر دو متهم به ماده مخدر شيشه افزود؛ ارزش اموال سرقت شده از 18 مالباخته شناسايي شده، بالغ بر 15 ميليون تومان است.معاون مبارزه با سرقت هاي خاص پليس آگاهي تهران در خصوص نحوه و شگردهاي سرقت هاي متهمان نيز عنوان کرد؛ متهمان علاوه بر ارتکاب سرقت به شيوه کيف قاپي، با پرسه زني در خيابان هاي سطح شهر تهران به ويژه در مناطق شوش، امام حسين و شهدا، با زاغ زني و شناسايي رانندگاني که کيف همراهشان را در صندوق عقب خودرو قرار مي دادند در موقعيتي مناسب با باز کردن در صندوق عقب کيف را مي ربودند. متهمان تاکنون به 20 فقره سرقت به شيوه فوق اعتراف کرده اند. سرهنگ مهدي قزلباش در پايان اين خبر گفت؛ از شهرونداني که صندوق عقب خودروهاي آنها در مناطق مرکزي تهران مورد سرقت قرار گرفته دعوت مي شود براي طرح شکايت و شناسايي متهمان به شعبه ششم بازپرسي دادسراي جنايي تهران يا اداره هجدهم پليس آگاهي تهران مراجعه کنند.


زورگيري از زنان جوان
مردي که زنان جوان را به عنوان مسافر سوار خودرواش مي کرد و اموال آنها را مي ربود دستگير شد.روز 10 آبان امسال زن جواني با مراجعه به ماموران پليس آگاهي تهران طي شکايتي گفت؛ در شهرري سوار يک خودروي پرايد نقره يي رنگ شدم اما در ميان مسير راننده خودرو با تهديد چاقو طلا و جواهرات مرا سرقت کرد.اين زن ادامه داد؛ راننده خودرو پس از آنکه وسايل من را برداشت مرا در حوالي شهرري از خودرو به بيرون پرت کرد و به راه خود ادامه داد اما من توانستم شماره پلاک او را يادداشت کنم. پس از اظهارات اين زن خودروي متهم تحت تعقيب قرار گرفت و ماموران موفق شدند پس از سه روز او را در حوالي ميدان اصلي شهرري دستگير کنند.تاکنون 9 زن جوان به شعبه پنجم دادسراي ناحيه 27 تهران مراجعه و اين فرد را به عنوان سارق وسايل خود شناسايي کرده اند. به همين خاطر بازپرس قيصري اعلام کرد افرادي که از اين متهم شکايت دارند و توسط وي مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند مي توانند براي پيگيري موضوع به پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران مراجعه کنند.


قاتل فراري پس از يک سال دستگير شد
يک متهم به قتل فراري پس از گذشت يک سال از وقوع جنايت دستگير شد.ساعت 12 شب 15 آبان سال گذشته ماموران کلانتري کيانشهر از وقوع نزاع در يک ساختمان نيمه کاره باخبر شدند و با حضور در آنجا دريافتند سرايدار اين ساختمان بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده است. محمد روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات از کارگران حاضر در اين ساختمان آغاز و مشخص شد اين افراد به يکي از کارگران ساختمان که لباس خوني به تن داشت مشکوک هستند. وي ادامه داد؛ اين فرد دستگير شد و لباس هاي وي مورد بررسي دقيق قرار گرفت اما معلوم شد لکه هاي موجود روي لباسش خون نيست بلکه ضدزنگ است. وي افزود؛ يک عکس يادگاري در اتاق مقتول به دست آمد و يکي از کارگران مدعي شد چهره دومي که در عکس حضور دارد شب ها به ساختمان مي آمد و آنجا مي خوابيد اما از لحظه قتل ديگر به اين ساختمان نيامده است. بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ اين فرد سرانجام در شهر نيريز يزد شناسايي و در صبح روز قبل دستگير شد و به قتل اعتراف کرد. اکنون تحقيقات از اين متهم براي افشاي انگيزه اش ادامه دارد.


افشاي راز جنايت در پارکينگ خودروهاي فرسوده
اعترافات کارگر يک پارکينگ خودروهاي اسقاطي، راز جنايت در اين پارکينگ را فاش کرد. چند روز قبل صاحب يک پارکينگ خودروهاي اسقاطي واقع در حوزه استحفاظي کلانتري کن متوجه انتشار بوي تعفن از صندوق عقب يکي از خودروها شد و با گشودن در صندوق عقب جسد پتوپيچ شده يکي از کارگران افغان خود به نام غدير را مشاهده کرد. به اين ترتيب به دستور محمد شهرياري بازپرس کشيک قتل تهران، تحقيقات در مورد اين جنايت آغاز شد و چهار نفر از کارگران پارکينگ بازداشت شدند. بررسي ها براي کشف راز اين جنايت ادامه داشت تا اينکه يکي از کارگران ايراني پارکينگ به قتل اعتراف کرد و گفت؛ مدتي قبل به دليل آنکه صاحبخانه حکم تخليه منزلم را گرفته بود مجبور شدم همسر و دختر 18ساله ام را براي سکونت به پارکينگ بياور. بعد از مدتي متوجه شدم غدير به هر دو آنها نظر سوء دارد. به همين خاطر با چاقو به وي حمله کردم و او را کشتم. سپس جسدش را داخل يک پتو پيچيدم و آن را داخل صندوق عقب يکي از خودروها قرار دادم. اظهارات اين متهم در حالي است که صاحب پارکينگ مدعي شده غدير بااخلاق بود و دليل متهم از به قتل رساندن وي نمي تواند انگيزه هاي ناموسي باشد، بنابراين با صدور قرار قانوني براي متهم ادامه تحقيقات به منظور کشف انگيزه هاي اصلي اين جوان از ارتکاب جنايت بر عهده ماموران آگاهي گذاشته شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام