لطيف صفري*

اينکه دولت و مجلس درصدد آن برآمده اند که يارانه ها در اختيار گروه هاي هدف آن که نياز به حمايت اقتصادي بيشتري دارند قرار گيرد، امري خير و در راستاي اهداف نيکي است که در اصول قانون اساسي براي ريشه کن کردن فقر و رسيدن اکثريت جامعه به رفاه نسبي و تامين بخشي از حقوق اساسي مردم مندرج است.
بديهي است اين مهم نياز به تدوين و تصويب قانون مشخص در مجلس و ساز و کار و سيستم اجرايي جامع در دولت و مشارکت فراگير مردم دارد که همه اينها ضرورتاً بايد در چارچوب قانون اساسي و قوانين موضوعي صورت گيرد. اصل 53 قانون اساسي اشعار مي دارد؛ «کليه دريافت هاي دولت در حساب هاي خزانه داري کل متمرکز مي شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام مي گيرد.» اصل 55 اين قانون مي گويد؛ «ديوان محاسبات به کليه حساب هاي وزارتخانه ها، موسسات، شرکت هاي دولتي و ساير دستگاه هايي که به نحوي از انحا از بودجه کل کشور استفاده مي کنند... رسيدگي يا حسابرسي مي نمايد تا هيچ هزينه يي از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهي در محل خود به مصرف رسيده باشد و...»
بدون شک همه به اين امر واقفند که قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي است و در آن حقوق و رابطه دولت و ملت نسبت به همديگر مشخص شده و بايد در چارچوب آن حقوق اساسي مردم رعايت شود تا تبعيض و ستمي پيش نيايد و اعمال حکومت به عدالت نزديک تر شود.
مفاد اصول فوق نشان مي دهد دولت مجري قوانين مصوب مجلس است و بايد هزينه ها در حدود اعتبارات مصوب و هر وجهي را در محل خود مصرف کند و براي نظارت بر اجراي صحيح و سالم قانون بودجه هم علاوه بر اصول ديگري که روش هاي نظارتي نمايندگان مجلس را تصريح مي کند، تشکيلات ديوان محاسبات زير نظر مجلس شوراي اسلامي نظارت کامل بر اجراي درست قانون بودجه را دارد. پس به خوبي روشن است که دولت ها مالک و صاحب اختيار اموال و درآمدهاي مملکت نيستند که هر طور بخواهند خرج کنند و به هر بهانه يي به منطقه، دسته يا گروهي که ميل داشته باشند امکانات اقتصادي بدهند يا ندهند بلکه صرفاً بايد در چارچوب قانون به وظايفي که به آنها محول شده است عمل کنند.
روح قانون اين است که هم نمايندگان مردم مطابق سوگندي که در اصل 67 قانون اساسي آمده است خورده اند «... در انجام وظايف وکالت امانت و تقوا را رعايت نمايند و به حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشند و...» و هم رئيس دولت طبق آنچه در اصل 121 قسم خورده است «که... همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليت هايي که برعهده گرفته است به کار گيرد و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي کشور و ترويج اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازد و از هرگونه خودکامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي که قانون اساس براي ملت شناخته است حمايت کند...»
اما ظاهراً آنچه از مذاکرات مجلس و تقاضاهاي رئيس دولت در جريان بررسي لايحه هدفمند کردن يارانه ها برمي آيد،اين است که دولت مي خواهد از اختيارات بيشتر و متفاوت با آنچه در قانون اساسي در مورد دخل و خرج مملکت تعيين شده است برخوردار شود و ادعا دارد مجلس به دولت اطمينان کند تا درآمدهاي مربوط به يارانه ها را در صندوقي نزد خود بريزد (غير از خزانه ملي) و آن را براي اين منظور هزينه کند. صد البته اگر قرار باشد آنچنان که صاحب نظران اقتصادي مجلس اظهار داشته اند اين اقدام خارج از شمول ديوان محاسبات باشد، برخلاف نص قانون اساسي و قوانين موضوعي بودجه بوده و دولت را از پاسخگويي و حساب پس دادن در مورد اين پروژه مهم ملي به مجلس معاف مي کند.
چرا نمايندگان صلاحيت و حق نظارت بر اجراي قانون دارند
نمايندگان مجلس به اعتبار ارتباط مستقيم و تنگاتنگي که با مردم به خصوص در حوزه هاي انتخابيه خود دارند که توأم با اعتماد متقابل است خود به خود يک شبکه کامل و سالم ارتباطي و نظارتي در سطح کشور براي مجلس شوراي اسلامي ايجاد کرده اند. از اين رو نمايندگان مرجع و ملجاء مراجعات مردم براي پيگيري مطالبات و رفع مشکلات فردي و اجتماعي آنها هستند و بر همين قاعده تامه مي توانند بر تمامي امور مملکت طبق آنچه در قانون اساسي برعهده مجلس گذاشته شده است نظارت داشته باشند. لذا اگر در روند قانونگذاري و تصويب قانون (مثل اين لايحه) حق نظارتي را از خود سلب کنند از مفاد سوگند خود در اصل 67 عدول کرده اند و به رسالت نمايندگي خود هم در اين مورد عمل نکرده اند.
ضمناً به نظر نمي رسد اين موضوع مهم از نظر شوراي محترم نگهبان مورد تاييد باشد چون با اصول فوق الذکر قانون اساسي در تضاد آشکار است. بنابراين مجلس نبايد به بهانه اعتماد به دولت از وظايف نظارتي خود بگذرد زيرا نظارت بر اجراي قوانين جزء وظايف ذاتي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است و به هيچ وجه نمي توانند به اعتبار دوستي، رفاقت و هم گرايش فکري بودن و حتي در شکل اعتماد به اشخاص حقوقي و حقيقي از اين وظيفه اساسي چشم پوشي کنند.به خصوص در اين امر مهم که نماد منافع ملي و حقوقي عمومي جامعه است با حجم عظيم بودجه حداقل 20 ميليارد دلاري آن. و مسوولان اجرايي هم که اصرار بر حسن اجراي اين قانون دارند بايد از امر نظارتي مجلس استقبال کنند و دولت زماني روسفيد و سرافراز است که به وظايف قانوني خود به گونه يي عمل کرده باشد که از بعد نظارتي مجلس مورد تاييد قرار گيرند زيرا اينجاست که اعتماد و الفت متقابل بين دولت و مجلس و به تبع آن مردم معني پيدا مي کند.موضوع ديگر اصرار دولت بر صحيح جلوه دادن بعضي تخلفات و بي توجهي هاي خود به قانون و مجلس در اين چندساله است که به نمايندگان مجلس اين حق را مي دهد نسبت به منافع ملي و حقوق عمومي حساس بوده و اجازه ندهند سرمايه هاي مملکت در راه هايي خرج شود که اصل تقويت منافع ملي و جاري شدن حقوق اساسي مردم از آن استنباط نشود و دولت هم به جاي پاسخگويي شفاف، به فرافکني و جواب هاي انحرافي غيرمربوط اکتفا کند. شايد انتظار جامعه اين باشد که نمايندگان در خانه ملت با حساسيت بيشتري نسبت به مواردي که به نمونه هاي آن در پي مي آيد برخورد کنند.
ملاحظه شود اعلام تخلفات دولت از قانون بودجه که توسط ديوان محاسبات صدها مورد آن گزارش شده است؛ اعلام گم شدن يک ميليارد دلار از درآمد ارزي که در محاسبات نيامده بود، هزينه ميلياردها دلار خارج از مصوبه مجلس به بهانه خريد واردات بنزين در حالي که نقطه ضعف دولت در کنترل و مراقبت سرمايه هاي ملي مثل قاچاق بيش از 10 ميليون ليتر بنزين در روز به خوبي آشکار است يا مصوبات سفرهاي استاني دولت که هم از لحاظ نداشتن مجوز قانوني و هم از لحاظ اجرايي نشدن و معطل ماندن و گاه تلف شدن سرمايه ها قابل بررسي است. از لحاظ قانوني دولتي که طبق مفاد اصول 53 و 55 قانون اساسي صرفاً مجري قوانين مصوب مجلس است در سفرهاي استاني اقدام به اختصاص بودجه هاي کلان به پروژه هايي کرده است که قبلاً در قانون بودجه تصويب نشده اند يا اگر تصويب شده اند شروع عمليات اجرايي بسياري از آنها موکول به سفر رئيس جمهور به استان مربوطه مي شود که گاه ممکن است به اواخر نيمه اول يا نيمه دوم سال بيفتد و تا آن موقع عمليات اجرايي به تعويق بيفتد و در اين راستا بودجه خيلي از پروژه هاي ضروري مناطق به علت همين تاخيرها برگشت خورده است.
ديگر اينکه دولت بايد اقدام به تصويب بودجه هايي (پروژه هايي) کند که ممکن است مجلس بودجه آنها را در سنوات آينده تصويب و تامين نکند.
به علاوه اينکه ملاحظه مي شود در اثر ناهماهنگي اين اقدامات با مصوبات مجلس و حتي جابه جايي بودجه پروژه هاي مصوب با سليقه مجريان دولتي که آن هم منع قانوني دارد، بسياري از پروژه هاي مصوب سفرهاي استاني به خصوص آنهايي که نياز به برنامه ريزي و تامين بودجه هاي کلان دارند مانند پالايشگاه ها، بزرگراه ها، خطوط راه آهن، سدها، کارخانجات ماشين سازي و... از سفر اول رئيس جمهور تاکنون معطل و بلاتکليف مانده اند. گرچه مسوولان مربوطه هنگام رصد کردن اجراي پروژه هاي بزرگ و کوچک بدون رصد کردن اعتبارات اختصاص يافته به آنها گزارش مي کنند که مثلاً از 100 پروژه 80 مورد اجرا شده، در حالي که پنج مورد از پروژه هاي اجرا نشده امکانات همان 80 مورد را نياز داشته است و اثرات چند برابر آن 80 مورد را در زندگي مردم آن منطقه داشته باشند. يا پول هايي که رئيس دولت در بين استقبال کنندگان و متقاضيان هنگام اين سفرها توزيع مي کند نه تنها خارج از نظارت مجلس بلکه خارج از روال عرف جامعه و خارج از کنترل ارگان هاي دولتي هم هست و هيچ وجهه قانوني که ندارد هيچ، که شايد اثر عکس هم داشته باشد زيرا بودجه مصوب مجلس براي نهادهاي حمايتي مثل کميته امداد امام(ره) و بهزيستي يا... بايد از طريق تشکيلات مربوطه و مطابق ضوابط خاص که مختص افراد نيازمند است مرتبط داده شود تا تصور نشود که رئيس دولت از جيب شخصي خود اين پول را هزينه مي کند. چون اين پول ها در اختيار ارگان هاي ذي ربط است نه در حساب دولت. موضوع مهم ديگر طراحي و به فعل درآوردن تشکيلاتي با مشارکت موثر مردم است که اين پروژه عظيم هدفمند کردن يارانه ها را به نحو شايسته به اجرا درآورد که صد البته اين تشکيلات در قالب دولتي که مدعي است بايد هر چه بيشتر کوچک تر شود قابل اجرا نيست. با بخشنامه و مصاحبه و... هم نمي شود آن را کنترل کرد. بنابراين چگونه مي توان اطمينان داشت اتفاقاتي نظير آنچه در فوق آمده است براي به انحراف کشيدن هدفمند کردن يارانه ها و شکست آن پيش نمي آيد؟ پس مجلس هم حق دارد و هم وظيفه دارد نسبت به بعد نظارتي خود براي اجراي صحيح هدفمند کردن يارانه ها حساس باشد.
* استاد دانشگاه تهران، نماينده ادوار مجلس و مديرمسوول و صاحب امتياز روزنامه نشاط