.jpg)
امير شهيدثالث*
در اين قطعه - نوشته ها درباره يک اثر هنري، هيچ نيتي براي اضافه کردن معلومات به معرفت آدمي يا تعليم و تجزيه و تحليل يک اثر به سياق نقدهاي هنري که عموماً بيشتر ابعاد دانش منتقد را به صحنه مي کشند يا کم کردن مجهولات صورت بندي شده در باستان شناسي يک اثر، لحاظ کردن شرايط اجتماعي هنرمند، در ميان نيست. آنچه در اين قطعه واره ها که تعداد آنها براي کتابي به پنجاه مي رسد، اهميت دارد، شيوه اتصال يک اثر هنري به واقعيت است. اين قطعه-نوشته ها تلاش براي پيدا کردن اين نقطه اتصال است و لاغير.
---
در يک تابلوي فرنان لًژه به نام سازندگان بزرگ (1950) انسان ها در حال ساختن هستند. آرايش و شمايل اشيا چنان با اشکال کارگران يکي شده اند که آنها را در مجموع نمي توان در اين جنگل هندسه از هم تمييز داد. همه چيز قرار است رو به جلو يا به بالا برود. همه چيز بايد ساخته شود، گويي اراده انسان تنها در يک چيز تجلي پيدا مي کند؛ پيشرفت.
عنصر ممتاز چند قرن اخير، پيشرفت بوده است. طبقه بر طبقه بايد ساخته شود و هرچه بلندتر، بهتر. پيشرفت بي حد است و هيچ چيز جز آسمان نمي تواند مانع آن شود. در اين ميان فاجعه در پايين رخ داده است، اين ساختن و پيشرفت بر تلي از فاجعه ساخته شده است. توجيه آن به اين طريق است که رفاه بدون دشواري ميسر نيست بل اندکي هزينه دادن افراد، موجب سودمندي براي کثيري مي شود.
ليکن اين پيشرفت توامان با تکنولوژي انجام پذير است. اينک تکنولوژي جاي علم را مي گيرد چنان که فرهنگ جاي هنر را. (آدورنو) گذشته همانا فاجعه يي است که در پايين اين ساختار جنگل هندسي اتفاق افتاده است. في الواقع گذشته مثل کارگران پايين افتاده است. پيشرفت، جسد گذشته را دفن کرده است. چيزي که در تاريخ پيشرفت نياز است يک نقطه انفجاري ماترياليسم تاريخي براي گسست تاريخ است، يک رفتن به گذشته براي تغيير آينده، عمل باي پس يا مسير فرعي به گذشته است تا شايد با قرائت کلي و جهانشمول فجايع، رستگاري نازل شود.
ليکن تنها چيزي که در اين ساختار بالا مي رود، فاجعه است. چگونه اين پيشرفت مي تواند نام خود را پيشرفت گذارد؟ پيشرفت به آسمان؟ کارگران خود به اشکال هندسي درآمده اند (اکنون حتي ابرها نيز شبيه قطعات هندسه پراکنده اند).
ساختن اگر زماني تجلي اراده آدمي بود، حالا خود به پيشوند تکنولوژي بدل شده است؛ تکنولوژي ساختن. ساختن بدل به چيزي از پيش آماده شده است؛ خانه هاي پيش ساخته، آسمانخراش هايي که در هر نقطه يي از عالم تنها به واسطه دانش تکنولوژي قابل اجرا هستند، لوازمي با دستور
«do it yourself» يا به عبارتي خودتان بسازيد يا تعميرکار خود باشيد، نصب خط توليد يک کارخانه در هر کجا، راهنماي مدير يک دقيقه يي، چگونه آدم موفقي باشيد، فرهنگ آپارتمان نشيني، فرهنگ دفع زباله، چگونه پيشرفت خود در زندگي را تضمين کنيد و... جملگي نشانگر جانشيني تکنولوژي به جاي علم يا فرهنگ به جاي هنر تحت قيمومت پيشرفت در نظام ارزش- مبادله است.
علي الظاهر چيزي قادر نيست مانع حرکت کارگران به سمت بالا شود حتي افتادن خود آنها. ساختمان در حال ساخت که در پس زمينه خود تنها آسمان را دارد، رقيبي ندارد جز خود آسمان. آنچه در نظام ارزش-مبادله و پيشرفت حائز اهميت است، داشتن رکورد است. مهم اين است که در دفاتر رکورد جهاني بتوان فلان برج يا فلان تونل در عالم را براي رقم و آمار ثبت کرد. حتي در يادبودها تنها چيزي که به چشم مي خورد اين است که چه تعداد فاجعه براي پيشرفت کردن ساخته شده است، حال آنکه آنچه نياز است عمل باي پس مسيانيک است.
*دانش آموخته رشته دکتراي فلسفه دانشگاه اسکس