دوشنبه، 25 آبان 1388 - شماره 2104
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
در «نيويورک تايمز» منتشر شد
تقدير از کيارستمي

منتقد مشهور روزنامه نيويورک تايمز در روزهاي آخر آخرين سال از نخستين دهه هزاره سوم فهرستي از بهترين و تاثيرگذارترين فيلم هاي يک دهه گذشته را معرفي و از عباس کيارستمي به عنوان يکي از مهم ترين فيلمسازان بين المللي ياد کرد. اي او اسکات منتقد نيويورک تايمز در مطلبي به مناسبت پايان نخستين دهه از هزاره سوم ميلادي از ميان پنج هزار فيلمي که از سال هاي 2000 تا 2009 به نوعي در اين روزنامه معتبر امريکايي معرفي شده اند، دو فهرست از باکيفيت ترين و تاثيرگذارترين فيلم ها ارائه و نام چند فيلمساز مهم را ذکر کرده است. او در بخشي از مطلب خود درباره فيلمسازان غيرامريکايي نوشته است؛ «وونگ کار واي، ميشائيل هانکه، فون ترير، عباس کيارستمي و ژان پي ير و لوک داردن شايد حتي در ميان جدي ترين علاقه مندان فيلم و سينما در امريکا نام هايي شناخته شده نباشند، اما نام خود را در کتاب سينما به عنوان مهم ترين فيلمسازان بين المللي ثبت کرده اند.» استيون اسپيلبرگ، مارتين اسکورسيزي، کلينت ايستوود، اتان و جوئل کوئن، گاس ون سنت، رابرت آلتمن، پل تامس اندرسن، پيتر جکسن، اسپايک جونز، اسپايک لي، استيون سودربرگ و تاد هينز از تاثيرگذارترين فيلمسازان هاليوودي و پدرو آلمودوار، دنيس کلر و اوليويه آساياس هم از مهم ترين فيلمسازان غيرهاليوودي 10 سال گذشته بوده اند.

به گزارش مهر تاثيرگذارترين فيلم هاي دهه اخير از نگاه اسکات عبارتند از «زودياک» ديويد فينچر، «مصائب مسيح» مل گيبسون، «فارنهايت 911» مايکل مور، سه گانه «ارباب حلقه ها» ساخته پيتر جکسن، «فاني ها ها» اندرو بوجالسکي، «باکره 40 ساله» جود اپاتو، «ببر خيزان، اژدهاي پنهان» آنگ لي، «زندگي سگي» الخاندرو گونزالس ايناريتو، «خاطرات يک زن ديوانه سياه» تايلر پري و «شرک».

باکيفيت ترين فيلم ها هم عبارتند از «وال- اي» اندرو استنتون و «هوش مصنوعي» استيون اسپيلبرگ، «يي يي» ادوارد يانگ و «جهان» جيا ژانگ که، «عزيز ميليون دلاري» و «نامه هايي از ايوو جيما» کلينت ايستوود، «چهار ماه، سه هفته و دو روز» کريستين مونگيو و «کودک» ژان پي ير و لوک داردن، «هزارتوي پن» گيرمو دل تورو و «جايي که چيزهايي وحشي هست» اسپايک جونز، «بهترين سال هاي جواني» مارکو توليو جوردانا، «کابوس داروين» هوبرت سوپر و «عراق تکه تکه شده» جيمز لانگلي، «درخشش ابدي يک ذهن پاک» ميشل گوندري و «با او حرف بزن» پدرو آلمودوار، «ساعت 25» و «وقتي سدها شکست» اسپايک لي، «گاسفورد پارک» رابرت آلتمن و «مولاده» عثمان سمبنه. روزنامه «تايمز» نيز پيش از اين از منتقدان، نويسندگان و سينماگران شاخص جهان درباره بهترين فيلم به نمايش درآمده در بريتانيا از سال 2000 تا 2009 نظرسنجي کرده بود. در اين نظرسنجي فيلم «پنهان» ساخته ميشائيل هانکه در صدر فهرست منتقدان قرار گرفت. هانکه پس از دريافت اين عنوان با ابراز خوشحالي از اينکه چنين جايگاهي کسب کرده به پرسشي مبني بر اينکه «فيلمساز مورد علاقه اش در دهه اخير سينماي جهان کيست»، چنين پاسخ داد؛ «کارگردان مورد علاقه من در دهه اخير سينماي جهان، عباس کيارستمي خالق فيلم «طعم گيلاس» است چرا که او کارهاي ساده يي انجام مي دهد که دستيابي به آنها واقعاً دشوار است.»
قطعه هنرمندان ميزبان پيکر لايق و شباويز شد
تشييع جنازه يي ديگر با حضور اهالي سينما
پيکر زنده يادها عباس شباويز و جمشيد لايق دو هنرمند کشور ديروز صبح تشييع شد. در ابتداي مراسم تشييع جمشيد لايق، ايرج راد مديرعامل خانه تئاتر گفت؛ «قدر هنرمنداني چون جمشيد لايق را بايد بيش از اين مي دانستيم و ارزش هاي او را بازگو مي کرديم. لايق يار و ياور ما در خانه تئاتر بود و با وجود بيماري جسمي در همه مراسم حضور پيدا مي کرد. بازي هاي بسيار ارزنده او را به ياد داريم و صداي گرم او را فراموش نمي کنيم.» در ادامه جمشيد مشايخي نيز به ذکر خاطره يي از زنده ياد جمشيد لايق پرداخت؛ «بعد از پرواز يک انسان بزرگ چيزي براي گفتن ندارم. جمشيد هنرمندي بزرگ و ارزنده بود.» جعفر والي بازيگر باسابقه سينما نيز در يادبود لايق چنين گفت؛ «جمشيد لايق به من گفته بود که هنر برايش يک مذهب است و هنر تئاتر براي او مانند يک قديس است. لايق آدم بزرگي بود. متاسفم که ياري قديمي را از دست دادم. اميدوارم آن گونه که لايق هايي که لياقت زندگي داشتند زندگي کردند، زندگي کنيم.»

از سوي ديگر همزمان پيکر زنده ياد عباس شباويز تهيه کننده باسابقه سينما نيز به سمت بهشت زهرا تشييع شد. در اين مراسم که هنرمنداني چون محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما، مسعود کيميايي، منوچهر شاهسواري، مصطفي شايسته، هارون يشايايي، اسحاق خانزادي، مرتضي رزاق کريمي، پوري بنايي، جلال پيشواييان، غلامرضا موسوي، عبدالله عليخاني، داريوش بابائيان، اصغر بانکي، مجيد قاري زاده و... حضور داشتند، منوچهر شاهسواري تهيه کننده سينما گفت؛ «اين روزها سينماي ايران در حال از دست دادن بخشي از موجودي و حيات خود است. امروز در گوشه ديگر مرحوم جمشيد لايق به خاک سپرده مي شود. مرحوم شباويز مردي بود که در طول بيش از نيم قرن فعاليت توانست بخشي از تاريخ سينماي ايران را رقم بزند.» او اين گونه ادامه داد؛ «او براي فرهنگ و مردم اين سرزمين فعاليت مي کرد. آيا ما عزيزان مان را به درستي مشايعت مي کنيم؟ چرا چنين است؟ انداختن بخشي از مشکلات بر گردن ديگران فرار از مسووليت است که همه ما داريم. ما نمي توانيم اين واقعيت تلخ را فراموش کنيم که اين عزيزان با دلگيري مي روند. مسووليتي سنگين بر عهده تک تک ما است. اميدوارم در ديار باقي براي عباس شباويز لحظات نيکوتري باشد.» محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما نيز در ادامه عنوان کرد؛ «من به نمايندگي از اصناف سينماي ايران به خانواده اين مرحوم تسليت مي گويم. هر وقت به تاريخ سينما مراجعه کنيم نمي توانيم به سادگي از نام مرحوم شباويز بگذريم. ايشان در مقاطع حساسي سعي کردند سينما را پايه گذاري کنند.» او ادامه داد؛ «در سالن شماره يک خانه سينما زماني دفتر ايشان واقع بود. ما با حضور او در آن دوران شاهد اتفاقات خوبي در سال هاي 47 و 48 در سينما بوديم. با حضور ايشان و هنرمندان ديگر ما با يک جريان عميقي در سينما روبه رو شديم که امتداد پيدا نکرد. اما بعد از انقلاب اين روند ادامه پيدا کرد.» در پايان مراسم نيز دختر زنده ياد شباويز با تشکر از حضور هنرمندان در اين مراسم، قطعه يي از اشعار او را براي حاضران قرائت کرد و پس از آن پيکر مرحوم شباويز به سمت قطعه هنرمندان تشييع شد.
آثار هنرمندان ايراني در نمايشگاه«عکس پاريس 2009»
گالري «اثر» با آثاري از 12 هنرمند جوان در نمايشگاه «عکس پاريس 2009» شرکت مي کند. بزرگ ترين نمايشگاه عکس جهان از 18 تا 22 نوامبر (27 آبان تا اول آذرماه) با چشم انداز عکاسي از قرن 19 تاکنون در موزه «لوور» پاريس برپا مي شود و گالري «اثر» از ايران نيز در اين نمايشگاه حضور خواهد داشت. نمايشگاه «عکس پاريس 2009» در سه بخش برگزار مي شود؛ بخش نخست مربوط به عکاسي پرتره با مجموعه يي از بنياد عکس عرب در بيروت است. در بخش دوم آثار هنرمندان نوظهور و برجسته هشت گالري ارائه مي شود و در بخش سوم نيز مجموعه آثار ويدئويي از هنرمندان سراسر جهان ارائه خواهد شد. گالري «اثر» از ايران در بخش اين هشت گالري حضور دارد. اين گالري در سال 1999 تاسيس شده و تا امروز به ارائه آثاري از هنرمندان جوان شناخته شده و ناشناس در تمام زمينه ها پرداخته است. موضوع نمايشگاه امسال «عکس پاريس 2009» در اين بخش، «کنار ايستادن و نگاه کردن» است و هنرمنداني همچون صادق تيرافکن، محمد غزالي، سميرا عليخانزاده، مهرداد افسري، دادبه بصير، شهريار توکلي، حوري يعقوبي، نيما عليزاده، صبا عليزاده، ميثم محمدي، محفوظ و محبوبه کرملي از سوي گالري اثر در اين بخش حضور دارند. گالري «راه ابريشم» نيز ديگر گالري است که از ايران با آثاري از بهمن جلالي، کتايون کرمي و گوهر دشتي در اين نمايشگاه شرکت مي کند. عباس کيارستمي نيز در بخش عمومي اين نمايشگاه حضور خواهد داشت.
انتقاد محمود دولت آبادي از شيوه آموزش ادبيات
محمود دولت آبادي با انتقاد از شيوه آموزش ادبيات در مراکز آموزشي، از برپايي يک دوره «شاهنامه خواني» خبر داد. اين کلاس با عنوان «تو بخوان» شامل چهار دوره سه ماهه است که در موسسه کارنامه برگزار خواهد شد. دولت آبادي که پيشتر نيز يک دوره شاهنامه خواني غيردانشگاهي داشته که از آن دو سال مي گذرد، درباره دوره جديد کلاس هايش مي گويد؛ مي خواهم تعداد کساني که به اين کلاس ها مي آيند، کم باشد زيرا نظرم اين است که هنرجوها بايد خود بتوانند «شاهنامه» را بخوانند نه اينکه من بخوانم. اين داستان نويس پيشکسوت که در دانشگاه هنر نيز کلاس هاي شاهنامه خواني دارد، عنوان مي کند؛ اين دوره براي دانشجويان کارشناسي ارشد برگزار مي شود.دولت آبادي مي گويد؛ «متاسفانه در مراکز آموزشي ما، شيوه آموزانيدن ادبيات بسيار نادرست است. اين را به تجربه مي گويم زيرا ديده ام کساني دوره ليسانس را گذرانده اند و به دشواري مي توانند متن ادبي بخوانند. پيشنهادم اين است که در دانشگاه هاي ما به جاي بحث روي صرف و نحو، از دانشجويان بخواهند بخوانند و ياد بگيرند و فکر نکنند با ديوار عبور نيافتني مواجهند. احساس مي کنم آنها بنيه لازم را دارند.» به گزارش ايسنا او همچنين مي گويد؛ «پرداختن به زبان، بيان و روايت مفاهيمي که در ارتباط با پرسوناژ ها وجود دارد، از نگاه خردورزانه فردوسي، وقت مي خواهد، به اين دليل جمعيت کمي را براي اين کلاس ها مي پذيرم.»
کنسرت داريوش خواجه نوري در تالار وحدت
داريوش خواجه نوري در روزهاي پنجم و ششم آذرماه جاري در تالار وحدت کنسرت اجرا خواهد کرد. در اين کنسرت داريوش خواجه نوري به همراه محمدعلي خواجه نوري - برادرش- نوازنده گيتار و ناصر رحيمي نوازنده فلوت قطعات جديدي را که تاکنون اجرا نشده براي علاقه مندان گيتار مي نوازد و مي خواند. اين قطعات از دو آلبوم جديد «راز» و «باران» انتخاب شده اند. در اين کنسرت از ساز ويولن هم استفاده خواهد شد. بليت اين کنسرت در گيشه تالار وحدت و شهر کتاب عرضه مي شود.
«مواظب گاوهاي خود باشيد» در جشنواره «سيکه»
گروه فرهنگي؛ «مواظب گاوهاي خود باشيد» به جشنواره «سيکه» پرتغال راه يافت. اين فيلم کوتاه 10 دقيقه يي تنها فيلم ايراني راه يافته به اين جشنواره پرتغالي است.

نويد سجادي حسيني در سال گذشته اين فيلم را ساخته و نگاهي تلخ و متفاوت را درباره وضع جوانان ارائه کرده است. اين فيلم درحالي به جشنواره «سيکه» مي رود که پيش از اين جشنواره فيلم کوتاه تهران از آن استقبال نکرد. «سيکه» از جشنواره هاي معتبر فيلم کوتاه در جهان است.
پيدا و پنهان
? 10 هنرپيشه به ديدار وزير رفتند؛ شنيديم 10 هنرپيشه نامدار همچون نيما شاهرخ شاهي، الهام حميدي، نيوشا ضيغمي، زيبا بروفه، محمدرضا گلزار، ابوالفضل پورعرب به اضافه چهار بازيگر جوان ديگر سه شنبه هفته گذشته به ديدار وزير ارشاد رفتند و به بيان مشکلات خود پرداختند. ظاهراً اين ديدار به دعوت وزارت ارشاد انجام شده است.

? صدور قرار التزام درباره کهريزک؛ آينده گزارش داد با پيشرفت پرونده رسيدگي به جنايت بازداشتگاه کهريزک، از ... در نيروي انتظامي تحقيق صورت گرفته است. پس از اين تحقيق که کاملاً محترمانه صورت گرفته است، قاضي پرونده قرار قضايي را که التزام اخلاقي به همکاري در ادامه روند تحقيق است، براي سردار... صادر کرده است.

? بخشنامه براي بايکوت نود سياسي؟ قائم مقام صدا و سيما با انتشار مقاله يي در روزنامه جام جم نوشت زيرساخت لازم براي اجراي برنامه نود سياسي ايجاد نشده است. وي افزود؛ اگر اين تمهيدات درست سامان نيابد و مقامات کشوري به خصوص دولتمردان نقد و پرسشگري و چالش را برنتابند و به جاي استقبال از آن، به مقامات عالي رتبه کشور شکايت برند، بي ترديد کار در همان گام هاي نخست ابتر خواهد ماند.

? آموزش براندازي در پرايد؛سايت جوان نوشت؛ اخيراً برخي از رانندگان مسافرکش در برخي شهرهاي کشور با نصب مانيتور در داخل خودروهاي خود اقدام به پخش فيلم هاي سياسي ضدنظام مي کنند. اين سايت براي اثبات ادعاي خود افزود؛ در يکي از اين موارد راننده يک دستگاه پرايد مسافرکش اقدام به پخش فيلمي کرده که در آن نحوه به ثمر رسيدن انقلاب هاي مخملين آموزش داده مي شد.

? تسهيلات ويژه قمر براي ايرانيان؛ گفته مي شود کشور قمر در قاره آفريقا اخيراً از طريق سفارت خود در کشور امارات متحده عربي و ديگر کشورهاي عربي اقدام به ثبت نام از اتباع ايراني براي عزيمت به آن کشور کرده است. پرچم نوشت مجمع الجزاير قمر يا کومور که در قاره آفريقا قرار دارد به سفارت خود در کشور امارات متحده عربي دستور داده است براي اتباع کشورهاي ديگر از جمله ايران که فاقد گذرنامه هستند، براي ورود به کشور قمر به مدت دو ماه گذرنامه به تابعيت جمهوري قمر صادر کنند.

? عليرضا عسگري در بند اسرائيل؛ عليرضا عسگري در زندان اسرائيل است. تحقيقات دوساله نهادهاي ذي ربط نشان مي دهد عليرضا عسگري پس از دزديده شدن توسط سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، در زندان رژيم صهيونيستي به سر مي برد. وي با همکاري موساد و سازمان هاي اطلاعاتي آلمان و انگليس ربوده و در نهايت به اسرائيل برده شده است.

? تيزرهاي رايگان ؛ شنيديم وزارت اقتصاد اخيراً در نامه يي به صدا و سيما خواستار پخش برنامه هاي اين وزارتخانه در قالب تيزر، رپرتاژ آگهي و برنامه هاي مشارکتي درباره طرح هدفمند کردن يارانه ها به صورت رايگان يا اعمال حداکثر تخفيف شده است.
نيکي کريمي، جمشيد لايق، نيما عباس پور، پينک فلويد و عباس کيارستمي
امير قادري



از آنجا که همچنان اتفاق ها فراوانند و فرصت و اندازه اين ستون محدود، پس اين هفته هم مجبوريم تيتروار سراغ اين همه موضوع برويم.

1- جشنواره فيلم کوتاه تهران همچنان نااميد کننده است. چند سال است پيگيري مي کنم و به جز مورد خاص مربوط به شهرام مکري (که او خودش را محدود به نوع خاصي از سينما کرده است) هنوز نفهميده ام فيلم هاي آينده اين سينما را قرار است کدام جوان ها بسازند. اتفاق امسال اما فيلم «جدول، روزنامه و...» است ساخته نيما عباس پور. سازنده اش صاحب سليقه اين روزها محدود و حتي گمشده يي است و کوشيده تا راه تازه يي براي روايت يک داستان دلپذير خودزندگينامه يي پيدا کند. فيلمي پر از نيکلاس ري و کت استيونس و پياده روي در خيابان زيباي وليعصر و تهران دهه 1350. از همان فيلم ها که مي توانند سهم شان از جاودانگي جهان را به ثبت يک لحظه خلاصه کنند. درباره اش بايد بيش از اينها بنويسم، که مي نويسم. اگر اين شماره اعتماد، صبح دوشنبه، يعني صبح آخرين روز برگزاري جشنواره به دست تان رسيد، تماشايش را از دست ندهيد.

2- صحبت هاي دوستم امير پوريا در برنامه دو قدم مانده به صبح درباره حرف ها و نوشته هاي اخيرم، بهم فهماند که در بحثي که درباره نقش تهيه کننده و نظام عرضه و تقاضا در سينماي ايران شروع کرده ام، سوءتفاهم هاي زيادي وجود دارد. وقتي امير هنوز متوجه منظورم نشده، تکليف خيلي هاي ديگر مشخص است. به نظرم مشکل اينجاست که چنين بحثي چه به صورت تلويزيوني و چه در اين ستون، زيادي تکه تکه و تلگرافي مطرح شده. اميدوارم همين روزها بتوانم در ماهنامه فيلم يا دنياي تصوير به شکل مفصل تري بهش بپردازم و دوستاني هم چه موافق چه مخالف، ادامه اش دهند. گفتم دنياي تصوير و يادم افتاد به جمله شاهکاري که بيژن اشتري منبع اش را ذکر نکرده- شايد هم مال خودش باشد و بالاي ستونش درباره فيلم تازه آندري بارتکووياک نوشته؛ «همه چيز پيشتر کشف شده است. فقط در جهان ابتذال است که هنوز سرزمين هاي نو وجود دارد.» مي دانيد که دارد از کجا حرف مي زند. از کدام جهان تاريک...

3- از آنجا که آقايان معاونت سينمايي اعلام کرده اند مي خواهند تا قبل از جشنواره فيلم فجر، تکليف فيلم هاي توقيف شده و به نمايش درنيامده را روشن کنند، اسم چند تا از مهم ترهايش را محض يادآوري اينجا مي آوريم؛ «آتشکار» محسن اميريوسفي، «صد سال به اين سال ها»ي سامان مقدم، «آفسايد» جعفر پناهي و... البته همچنان «سنتوري» شاهکار داريوش مهرجويي (که اکرانش بيش از هر چيز براي بهرام رادان خوب مي شود). گفته شده مردم فيلم مهرجويي را در سالن هاي سينما ديده اند و صاحبان سالن هاي سينما شايد نخواهند اين فيلم را اکران کنند. شما به اين فيلم مجوز بدهيد، باقي اش با ما مردم.

4- اين روزها سالگرد فروپاشي ديوار برلين است. يکي از آگهي هاي آلبوم the wall پينک فلويد، با طرحي از نوشته هاي روي اين ديوار پيش از تخريب، از اين قرار است؛ «مادر، چطور مي تونم به دولت اعتماد کنم؟» در کتاب «مرد مرد» نوشته رابرت بلاي، که هفته پيش به مناسبت اکران فيلم تازه مسعود کيميايي پيشنهاد خواندنش را دادم، درباره علت بيزاري بيش از حد آن نسل از پدر/دولت چيزهايي نوشته شده که خواندنش جذاب است. به جز اين اما فکر مي کنم خواندن و به کار بستن اين جمله هميشه کاربرد دارد. در اين صورت نه بيش از حد عاشق دولت ها مي شويم و نه بيش از حد از آنها متنفر. عوضش به نفع خودمان به عنوان يک فرد در برخورد با ساختارهاي مختلف قدرت فکر مي کنيم.

5- حرف فيلم کيميايي شد. يادم افتاد که از تيم بازيگري خوبش بنويسم. به خصوص محمدرضا فروتن، حميدرضا افشار و نيکي کريمي با آن نماي درشت درخشان آخرش ته فيلم. ته مانده اندوهي در صورتش وجود دارد که آدم ياد همان سوال جاوداني درباره بازيگري مي افتد؛ تا کجايش مربوط به بازي و نقش آفريني است و از کجا به بعدش مال خودش.

6- تاسف از مرگ جمشيد لايق به کنار، مرگ اين بازيگر عزيز، فرصت و بهانه يي است براي تماشاي يکي از بهترين سکانس هايي که در تاريخ سينماي اين مملکت ساخته شده. صحنه مرگ قلي خان در مجموعه درجه يک «روزي روزگاري...» امرالله احمدجو. وقتي جمشيد لايق با چپقش نشسته و با صداي ايرج رضايي و نواي ني فرهاد فخرالديني براي مرادبيگ تعريف مي کند؛ «قلي خان دزد بود. خان نبود. لابد تو هم اسمش رو شنفتي. وقتي به سن و سال تو بود با خودش گفت ببينم تنهايي مي تونم هزار تا قافله رو لخت کنم؟ با همين يه حرف، با جونش وايستاد و هزار تا قافله رو لخت کرد. آخر عمري پشت دستش رو داغ زد (به چپقش پک مي زند) و به خودش گفت؛ هزار تاي تو، تموم شد. حالا ببينم عرضه اش رو داري تنهايي يه قافله رو سالم برسوني مقصد؟ نشد... نشد... نتونست و مشغو ل الذمه خودش شد. تقاص از اين بدتر؟» و بعد که اين حرف ها را زد و تکيه داده به چپقش مرد، مراد بيگ فهميد قلي خان، خود طرف بوده و رد آخرين نگاهش را گرفت، و بيابان هايي را ديد بي پايان و ناشناخته و پيموده نشده. اين سکانس را مي توانيد در انتهاي سي دي سوم از مجموعه يي که شرکت سروش، با کيفيت بسيار بسيار بد از اين مجموعه عرضه کرده ببينيد. براي بازخواني و احياي اين احتمالاً بهترين سريال تاريخ تلويزيون ايران، برنامه ها داريم.

7- از اخبار اين روزها گفت وگوي خواندني عباس کيارستمي با مجلات خارجي است. به خصوص اين بخش از گفت وگو؛ «مي خواهم همچنان در کشور خودم و به زبان مادري ام فيلم بسازم. به نظر اين کار هر روز سخت تر مي شود. انرژي من در حال پايان است و در سوي ديگر مشکلات در حال بزرگ شدن هستند... غاماف جايي که شب ها مي توانم آرام بخوابم خانه ام است. ما فيلم مي سازيم تا زنده بمانيم. صرف نظر از اينکه چه شرايطي وجود دارد خانه من در انتهاي يک کوچه بن بست، جايي است که در آن زندگي مي کنم و هيچ چيز مرا براي ترک آن متقاعد نکرده است.» در ماجراي اخير من طرف عباس کيارستمي هستم. قرار نيست همه فيلم هاي استاد را دوست داشته باشم. اما اپيزود محشر عباس کيارستمي در مجموعه «فرش» را ببينيد. همان جا که روي آن مي ايستيم. با ديدن اين اپيزود هم، مثل شنيدن آن حرف ها، فرق ميان پير خرابات و جوان خام (اميدوارم حداقل صادق) را با تمام وجود درک خواهيد کرد.
عناوين اين صفحه
تقدير از کيارستمي
تشييع جنازه يي ديگر با حضور اهالي سينما
آثار هنرمندان ايراني در نمايشگاه«عکس پاريس 2009»
انتقاد محمود دولت آبادي از شيوه آموزش ادبيات
کنسرت داريوش خواجه نوري در تالار وحدت
«مواظب گاوهاي خود باشيد» در جشنواره «سيکه»
پيدا و پنهان
نيکي کريمي، جمشيد لايق، نيما عباس پور، پينک فلويد و عباس کيارستمي
محمود شاهرخي شاعر انقلاب درگذشت
تئاتر و رفتار هاي عادت شده
مسافرآستانه پس از 11 سال از انجمن تئاتر انقلاب رفت
بزرگداشت سعدي افشار برگزار شد
تيس، چهار بهار و اينک چابهار

محمود شاهرخي شاعر انقلاب درگذشت
محمود شاهرخي که در حوزه هاي انقلاب، جنگ تحميلي، مذهب و عرفان شعر مي سرود، صبح ديروز 24 آبان ماه در 82سالگي در بيمارستان عرفان تهران درگذشت. مراسم تشييع پيکر اين شاعر انقلابي امروز 9 صبح با حضور وزير ارشاد از مقابل تالار وحدت برگزار مي شود. کتاب هاي «درسي که از قرآن آموختم»، «خلوتگاه عشق»، «داغ شقايق ها»، «تجلي عشق» و... از آثار ماندگار زنده ياد شاهرخي است.


تئاتر و رفتار هاي عادت شده
مهدي ميرمحمدي



خب، حالا همه چيز مشخص است. مرز ها تعريف شده اند. کار کردها معلوم است. آن که پيگير تئاتر ايران است پيش از ورود به تالار مي داند قرار است در چه پاتوق فرهنگي حضور پيدا کند که اينجا پاتوق واقع گرايان اجتماعي است. آنجا متن خارجي را اجراي ايراني مي کنند. آن طرف تئاتر مناسبتي و سفارشي آماده مي کنند. اين طرف تئاتر تجربي آماده مي شود. امضاي آن يکي اعتراض است، امضاي اين يکي کابوس نويسي و...

تنها اتفاق تئاتر ايران اين شده که فلاني در کار آخرش در حد و اندازه هاي خودش ظاهر نشده و کف گير فلاني و فلاني به ته ديگ خورده است. نکته عجيب قابل پيش بيني بودن تئاتر تجربي ا ست که انگار بر اساس يک شابلون طراحي مي شود. اينچنين است که حتي ميزانسن ها هم در تئاتر تجربي ايران قابل حدس اند. در سوي ديگر مناسبات اداره کل هنرهاي نمايشي با هنرمندان و برعکس به مرحله يي مشخص و عادت شده رسيده است که اين اداره نظارت مي کند، گاهي مي توان با اين اداره بر سر اينکه اين لحظه باشد و آن ديالوگ بماند چانه زني کرد. گاهي هم مسائل نظارتي فراتر از حوزه اختيارات اين اداره است و چانه زني هم فايده ندارد. ديگر اينکه اين اداره قرار است پو ل ها را تقسيم کرده، سهم تئاتر را از بودجه فرهنگي بگيرد و ميان هنرمندان تقسيم کند. گاهي هم بايد سر اين موضوع بحث و دعوا کرد. حالا بسته به شرايط اجتماعي و مدت زمان ديرکرد در پرداخت، شدت اعتراض کم و زياد مي شود. مي دانيم مديران اداره کل هنرهاي نمايشي نمي توانند جوابگوي اين باشند که چرا در تهران تالار ساخته نمي شود. مي دانيم مديران تئاتر نمي توانند در ارتباط با حجم دانشجويان تئاتر در مراکز دانشگاهي پاسخگو باشند و.... ديگر اخبار دعوا هاي درون خانوادگي «خانه تئاتر» هم حتي به لحاظ رسانه يي جذاب به نظر نمي رسد. حد و مرز حضور ارگان هاي ديگر هم تعريف شده است که براي نمونه حوزه هنري چه مي کند و جشنواره يي خواهد داشت و عده يي هم در آنجا مشغول خواهند بود. ديگر به ساختار تئاتر ايران نمي توان نقدي وارد کرد؛ از بس که همه نقد ها گفته شده است، از بس که همه چيز مشخص است. گاهي حتي به هنرمند هم ديگر نمي توان نقدي وارد کرد که گفتني ها در اين حوزه هم گفته شده و حالا همه به راه خود مي روند، اعتراضي هم نيست. نکته يکي اين است که به دليل محدوديت هاي سخت افزاري امکان اضافه شدن نام هاي جديد به جامعه تئاتر وجود ندارد که گاهي حتي حفظ نام هاي قديمي هم ممکن نيست اما اين ساده ترين دليلي است که يک جهان رفتاري عادت شده و غيرقابل تغيير را بر جامعه تئاتر تحميل مي کند. مهم تر اينکه کارکرد هاي رسانه يي اين هنر هم به مرز هاي عادت شده رسيده است. اينچنين تئاتر ايراني در شکل رسمي خود خموده ترين روز هايش را تجربه مي کند، نوعي جهان عادت شده که هر کسي با وجود بد و خوب ها به شغل خود مشغول است. براي بيرون رفتن از اين جهان رفتاري و چنين فضايي بيش از همه مي توان به کارکرد هاي جديد و عادت نشده اين رسانه فکر کرد. چنين شده که ناگهان نمايش «اديپ» به کارگرداني حميد پورآذري که در فرهنگسراي بهمن و با حضور چند هنرجوي تازه کار به روي صحنه رفته، جلب توجه مي کند و مي شود اتفاق اين روز هاي تئاتر. نکته بر سر کيفيت اين نمايش نيست، نکته اينجاست که اين نمايش تلاش کرده جهان رفتاري ديگري را براي خود و مخاطب خود تعريف کند و همين هواي تازه يعني اتفاق و فراتر رفتن از جهان عادت هاي خموده. اتفاقاً وجود اين هوا هاي تازه است که مي تواند خصلت ديدني بودن آنچه را که پيشتر بوده است نيز حفظ کند. اما بدون جهان رفتاري تازه، آنچه پيشتر بوده دچار چنان ميزاني از خمودگي مي شود که حياتش به کل در معرض خطر قرار مي گيرد. تئاتر ايراني براي اينکه زنده باشد و اتفاق ايجاد کند بايد به سوي کارکرد هاي رسانه يي جديد حرکت کند اما بعيد است اين کارکردهاي جديد بتواند از مناسبات عادت شده و رسمي شده ميان هنرمند و اداره کل هنرهاي نمايشي به دست بيايد. ساده اينکه نمي شود پشت اتاق مديران نشست، بيانيه داد و درخواست کرد که مي خواهيم کار ديگري بکنيم و شما مديران هم وظيفه داريد حمايت کنيد. اين هنر براي رسيدن به کارکردهاي تازه بايد جلوتر از مديران فرهنگي حرکت کند. البته دليلي هم ندارد که مديران فرهنگي را در نقطه مقابل خود ببينيد که اتفاقاً رابطه درگير و دست به يقه با مديريت تئاتر و برعکس از خصلت هاي رفتاري تئاتر رسمي شده امروز است. بايد به جهان رفتاري ديگري فکر کرد.


مسافرآستانه پس از 11 سال از انجمن تئاتر انقلاب رفت
حسين مسافر آستانه مدير انجمن تئاتر انقلاب در دفاع مقدس از سمت خود استعفا داد و حفيظ الله رفيعي به عنوان سرپرست اين انجمن منصوب شد. مسافر آستانه که به مدت 11 سال رياست انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس را برعهده داشت در گفت وگو با ايسنا استعفاي خود را تاييد کرد، اما درباره دلايل آن سخني نگفت و فقط اعلام کرد در نظر دارد نمايشي را براي اجرا آماده کند.


بزرگداشت سعدي افشار برگزار شد
مراسم بزرگداشت سعدي افشار هنرمند پيشکسوت سياه بازي همزمان با آخرين روز نمايشگاه عکس «در پس نقاب» برگزار شد. در اين مراسم که در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد، سعدي افشار از برگزاري اين مراسم قدرداني کرد و گفت؛ «امشب حال و هواي مرا عوض کرده است، زندگي ام کش و قوس هاي بسياري داشت تا به اينجا رسيدم.» به گزارش ايسنا اين مراسم به کوشش مجله «سينما تئاتر» برگزار شد.


تيس، چهار بهار و اينک چابهار
بندر چابهار در جنوبي ترين نقطه استان سيستان وبلوچستان يکي از زيباترين بنادر ايران است. اين بندر به دليل نزديکي به منطقه استوايي، آب و هوايي بهاري دارد. جالب است بگوييم در حالي که چابهار در زمستان ها گرم ترين نقطه ايران مي شود در تابستان ها از چنين حالتي برخوردار نيست. درختان اين بندر در تمام طول سال سبزينگي خود را از دست نمي دهند و چون چهارفصل آن همواره حالت بهار را دارد از گذشته هاي بسيار دور «چهاربهار» نام گرفته که به تدريج در گويش مردم «چابهار» شده است. قبل از «چهاربهار» اين منطقه «بندر تيس» نام داشته که خرابه هاي آن هنوز در نزديکي چابهار امروز به جاي مانده است. بندر تيس که امروز يک روستا از آن به جاي مانده است و آثاري از قلعه پرتغالي ها را نيز در خود دارد در زمان خود از ارزش و اهميت زيادي برخوردار بوده و يکي از مراکز مهم تجارت دريايي خليج فارس و درياي عمان بوده است. چابهار به علت اينکه امروزه بندر آزاد است، داراي امکانات رفاهي بسياري براي گردشگران است و دوستداران ايران زمين مي توانند به ويژه در اين فصل و ماه هاي پيش رو از طبيعت زيبا و جاذبه هاي آن حداکثر بهره را بگيرند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام