يكشنبه، 24 آبان 1388 - شماره 2103
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
موزه موسيقي ايران بازگشايي شد
درويشي؛ مردم با آنچه به نام موسيقي پخش مي شود مخالفند



موزه موسيقي ايران شامگاه جمعه 22 آبان با حضور هنرمندان موسيقي از نسل هاي مختلف پس از هفت سال بازگشايي شد. در گشايش موزه موسيقي هنرمندان بسياري از نسل هاي مختلف حضور داشتند. محمدرضا درويشي پژوهشگر و آهنگساز در ابتداي سخنانش از پرويز مشکاتيان ياد کرد و درباره موزه موسيقي سخن گفت؛ «اين ساختمان پيش از اينکه موزه موسيقي باشد، در حال حاضر موزه سازهاست و فعال شدن ساير بخش هاي آن نيازمند زماني طولاني تر است. حتي در بخش سازها هم بايد بگوييم در حال حاضر تنها 20 تا 30 درصد سازهاي موجود در ايران در اين موزه وجود دارند، پس لازم است در اين زمينه اقدامات کافي صورت بگيرد.» او در عين حال افتتاح موزه موسيقي را بسيار فرخنده دانست؛ «فرخنده تر از افتتاح اين موزه آن است که ما در اينجا موزه يي زنده داشته باشيم نه اينکه با گورستاني از سازها مواجه باشيم. به همين دليل تجهيز بيشتر اين موزه از اهميت بسيار بالايي برخوردار است و لازم است مديران عرصه هنر و موسيقي به حمايت از اين مرکز بپردازند، چراکه خواهان تجهيز بيشتر اين موزه هستيم.» درويشي همچنين به بحث درباره سازها پرداخت؛ «شايد تاکنون از سازها بيشتر به عنوان وسايلي براي لهو و لعب ياد شده باشد و مردم هم به همين دليل به درک درستي از ساز نرسيده باشند، اما ساز علاوه بر نواختن موسيقي جنبه هاي ديگري دارد. امروزه حتي خود جامعه موسيقي ايران هم بدون توجه به نظر نهادهاي ناظر با نمونه هاي متعددي از آنچه به عنوان موسيقي پخش مي شود، مخالف است. براي ما اين مهم است که ساز چه مي نوازد و به همين دليل معتقدم بايد به اين موضوع توجه بيشتري داشته باشيم.» او اين گونه حرف هاي خود را پي گرفت؛ «در تمام دنيا سازها نشاني براي شناخت ارتباط مابين فرهنگ ها هستند و يکي از مهم ترين نشانه هاي کشف فرهنگ، ساز است. علاوه بر اين ساز نشانه يي براي تشخيص سطح رشد فني مردمان ادوار مختلف است و در کنار تمام اين موارد بايد گفت اکثر سازها سمبل و نماد موضوعي خاص نيز محسوب مي شوند لذا پشت هريک از اين سازها سمبل ها و اعتقادهاي متعددي نهفته است.» به گزارش ايسنا محمدرضا شجريان رئيس شوراي عالي موسيقي نيز در اين مراسم سخن گفت و چنين آغاز کرد؛ «استاد قنبري مهر به دليل منش بزرگوارانه يي که دارند خيلي کم درباره خود صحبت مي کنند، اما بنده زماني افتخار شاگردي ايشان را داشته ام و بايد بگويم اين چراغ را او در دل من زنده کرده است. بنده مدتي مزاحم اين مرد بزرگوار بودم و مطالب بسياري از او ياد گرفته ام، اما همين حجم هم تنها يک درصد از چيزهايي است که او گفته بود.» شجريان ادامه داد؛ «اخيراً هنگامي که ديدم ديگر کسي به طور جدي ساز و ساز جديد نمي سازد تصميم گرفتم يک بار ديگر به ساخت ساز بپردازم تا ديگران هم شروع کنند. بالاخره بايد يک يا چند ساز جديد ساخته شود تا ارکستر هاي ما هم کمي متنوع تر شود.» رئيس شوراي عالي خانه موسيقي در ادامه به حضور چندين «ساز»ش در موزه موسيقي اشاره کرد؛ «واقعاً نمي دانم اين چه جسارتي است که سازهاي بنده در کنار سازهاي استاد قرار گرفته اند. اما اگر با اين وجود اين سازها را ارائه کرده ام دليلش آن است که مي خواسته ام کاري براي موسيقي کرده باشم. اين صحبت من از روي خودنمايي نيست و تنها دوست داشته ام کاري کرده باشم و اکنون هم جا دارد از تمامي افرادي که در راه اندازي مجدد اين موزه همکاري داشته اند، تشکر کنم.» در بخش پاياني اين مراسم فرهاد فخر الديني افتتاح اين موزه را اقدامي بسيار شايسته دانست؛ «کاش اين کار کمي زودتر انجام مي شد، وقتي عزيزان و رفتگان را به ياد مي آورم و اينکه آنها چقدر زحمت کشيده اند و ما هيچ تصوير متحرکي از آنها نداريم، افسوس مي خورم.» او ادامه داد؛ «بنده از نزديک مي ديدم که آقاي خالقي چگونه با ارکستر کار مي کند. اما اکنون حتي يک فيلم هم از اين تمرين ها نداريم. لازم بوده اين موزه مدت ها پيش از اين تشکيل شود تا به جمع آوري آثار بزرگان بپردازد و موجب شود برخي فيلم ها گرفته شود، چراکه ارزش هر ملتي به داشتن فرهنگ و هنر است، ملت هاي مختلف همواره به فرهنگ و هنرهاي خود باليده اند.»

در اين مراسم علاوه بر هنرمندان، محمدهادي ايازي سخنگوي شهرداري نيز حضور داشت که با گراميداشت ياد پرويز مشکاتيان و با اشاره به راه اندازي سالن «سينماتوگراف» موزه سينما اظهار اميدواري کرد روزي شاهد آن باشيم که موزه موسيقي نيز به جايگاه واقعي خود دست پيدا کند و همه هنرمندان سازها و آثار خود را تقديم کنند تا در اين موزه براي آيندگان باقي بماند. علي مرادخاني مدير موزه موسيقي نيز سخنراني کرد. او در سخناني يادآور شد؛ «پيشنهاد ساخت موزه موسيقي سال 73 و پس از اينکه موزه هاي متعدد هنري ايجاد شده، ارائه شد و پس از آن مورد استقبال قرار گرفت. ساختماني براي احداث اين موزه در نظر گرفته شد که در ابتدا آن ساختمان که موزه امروزي است، بسيار نامناسب بود اما با تلاش هاي دوستان اين ساختمان نسبتاً مخروبه در سال 82 به موزه موسيقي تبديل شد و مورد بهره برداري قرار گرفت. اما در ابتدا تنها اين موزه را افتتاح کرديم تا اين ساختمان موزه موسيقي بماند.چرا که در سال 82 وسايل زيادي براي ارائه در قالب موزه نداشتيم، بنابراين از سال 82 تاکنون تلاش کرديم امکاناتي فراهم شود تا بتوانيم اين موزه را به شکل امروزه افتتاح کنيم.» در ادامه اين مراسم با تشويق مکرر حاضران ابراهيم قنبري مهر سازنده پيشکسوت سازهاي ايراني در سخناني مطرح کرد؛ «هنگامي که محبت دوستان را مي بينم، دچار احساسي مي شوم که نمي توانم آن را بيان کنم. واقعاً در برابر اين همه لطف احساس شرمندگي مي کنم و فکر مي کنم محبت همين دوستان است که مرا تا به امروز در قيد حيات نگه داشته است.» در مراسم جمعه شب همايون خرم، داريوش پيرنياکان، محمد سرير، کيوان ساکت، ميلاد کيايي، مجيد درخشاني، سهيل محمودي، عبدالحسين مختاباد، محمدمهدي عسگرپور و جمعي از هنرمندان و استادان موسيقي ايران حضور داشتند و در نهايت پس از صحبت هاي سخنرانان جلسه افتتاحيه حاضران اين مراسم در دو گروه به بازديد از موزه موسيقي ايران پرداختند.
عبدالله کوثري و اصغر دادبه در شهر کتاب
مسابقه حفظ ديباچه گلستان به همت شهر کتاب مرکزي و مرکز سعدي شناسي امروز در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار مي شود. در ابتداي اين مراسم، اصغر دادبه درباره «ضرورت حفظ متون کلاسيک» و عبدالله کوثري درباره «لزوم ترجمه متون کلاسيک» سخنراني خواهند کرد. پس از آن شرکت کنندگان به قرائت ديباچه خواهند پرداخت. اين مراسم ساعت 15 در مرکز فرهنگي شهر کتاب واقع در خيابان شهيد بهشتي، خيابان شهيد احمد قصير (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار مي شود. ورود به اين نشست براي علاقه مندان آزاد است.
در سينماي محله کودکي کيميايي برگزار شد
فرش قرمز براي «محاکمه در خيابان»
گروه فرهنگي؛ اولين مراسم فرش قرمز سينماي ايران که به افتتاحيه نمايش عمومي فيلم «محاکمه در خيابان» به کارگرداني مسعود کيميايي اختصاص داشت، برگزار شد. در اين مراسم بازيگران و عوامل آخرين ساخته مسعود کيميايي با عبور از روي فرش قرمز در ميان استقبال علاقه مندان وارد سينما ناهيد شدند. مسعود کيميايي درخصوص انتخاب اين سينما گفت؛ «اين سينما از سينماهاي محله من است و جايي جز اينجا ندارم. ما اينجا بسيار بازي و زندگي کرديم.» احمدرضا احمدي که در اين مراسم حضور داشت با تشويق حاضران روي سن رفت تا از مسعود کيميايي تجليل کند. او گفت؛ «ما نزديک به 50 سال است که با هم هستيم و در زندگي جز با مسعود کيميايي با هيچ کس مسابقه ندارم و در طول اين سال هاي شاعري ام بيشترين شعرهايم را به او هديه کرده ام و مجموعه جديدم هم با مسعود کيميايي شروع مي شود.» اين شاعر در بخش ديگري از حرف هايش گفت؛ «سال ها به ما اتهام بي سوادي و بي فرهنگي زدند، اما ما راه افتاديم و فتح کرديم، فتح کرديم و باز هم فتح مي کنيم و جمعيت امشب نشان داد که کيميايي محبوب است و نياز به آن ندارد تا گاردين و لوموند درباره او بنويسند.» سپس مسعود کيميايي با دعوت احمدرضا احمدي به روي سن آمد و با بيان اينکه من هرچه داشتم از احمدي است، گفت؛ «محاکمه در خيابان» فيلم خوبي شده و از شما مي خواهم آن را ببينيد.»کيميايي که به خاطر مرگ عباس شباويز با لباس هاي مشکي در مراسم حضور داشت ياد شباويز تهيه کننده «قيصر» را با اعلام يک دقيقه سکوت گرامي داشت. در اين مراسم رضا يزداني ترانه هايي را که براي سه اثر آخر کيميايي خوانده است اجرا کرد که با استقبال زياد حاضران روبه رو شد. در ادامه مراسم عوامل فيلم روي سن حاضر شدند و هرکدام سخناني را مطرح کردند.در اين مراسم 12 دقيقه از مستندي که توسط رسانه هاي تصويري درباره مسعود کيميايي آماده شده بود به نمايش درآمد.
استاني با دو هواي گرم و سرد
اگر نقطه يي در دنيا سراغ داريد که در فاصله يي حدود 150 کيلومتر در يک سر آن مردم پالتو و لباس گرم بپوشند و در سر ديگر لباس تابستاني مثلاً يک پيراهن، دومين آن استان کهگيلويه و بويراحمد است. بخش هم مرز اين استان با خوزستان داراي همان شرايط استان خوزستان يعني هوايي گرم و بخش هم مرز اين استان با چهارمحال و بختياري داراي آب و هوايي نسبتاً سرد است. مرکز قسمت گرمسير کهگيلويه و بويراحمد دهدشت است و مرکز بخش سردسير آن ياسوج است که مرکز استان نيز هست. گفتني است کهگيلويه از واژگان «کوه»، «گيل»، «او» و «يه»تشکيل شده است و با توجه به اينکه «او» معناي مالکيت دارد معني آن مي شود «منطقه کوهستاني گيل». کهگيلويه در زمان هاي قديم جزء لرستان بزرگ بوده و استرابون جغرافيدان مشهور يونان باستان آن را بخشي از خاک اوکسي ها (نام هخامنشي خوزستان) مي داند. بخش جنوبي اين استان گچساران يا دوگنبدان است که از مناطق قديمي و معروف صنعت نفت ايران است. در واقع بعد از آغاجاري نخستين چاه هاي ايران در اين ناحيه به نفت رسيده است.
پيدا و پنهان
? تماس تلفني خاتمي با هادي حيدري؛ حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي در تماسي تلفني پس از آزادي هادي حيدري، از وي دلجويي کرد. سايت شخصي هادي حيدري (پرشين کارتون) نوشت؛ خاتمي در اين تماس ضمن ابراز تاسف از دستگيري حيدري و ساير بازداشت شدگان در جريان برگزاري مراسم دعاي کميل، ابراز اميدواري کرد «کساني که چنين اشتباهي را مرتکب شده اند، در آينده فرصت براي جبران و عذرخواهي پيدا کنند.»

? وخامت حال کردان؛ سايت البرز نوشت علي کردان در حالتي بين اغما و هوشياري موقت قرار گرفته است. درباره بيماري وزير سابق کشور و معاون اسبق اداري- مالي صدا و سيما گمانه هاي مختلفي وجود دارد، از جمله گفته مي شود وي با نوعي بيماري خوني دست و پنجه نرم مي کند.

? حکم عبدالله مومني؛عبدالله مومني به هشت سال حبس تعزيري محکوم شد. کلمه به نقل از همسر وي گزارش داد دو سال از اين حبس مربوط به دادگاه و اتهام قبلي مومني است که به خاطر اقدام عليه امنيت ملي محکوم و اکنون به او ابلاغ شده است. شش سال ديگر به خاطر شرکت عبدالله در تجمع هاي اعتراضي مردم در حوادث پس از انتخابات صادر شده است،اين در حالي است که او در هيچ تجمعي حضور نداشته است.

? تماس حجت شريفي با خانواده اش؛فرشاد شريفي برادر حجت شريفي از تماس تلفني او با خانواده خبر داد. او به پارلمان نيوز گفت؛ «حجت روز پنجشنبه در تماس تلفني کوتاه با خانه در خصوص مسائل کاري و برنامه هاي شرکت سفارشاتي انجام داد.» وي افزود؛ «حجت از وضعيت همسرش نفيسه بي اطلاع و نگران او بود و سراغ او را از ما گرفت.» شريفي تاکيد کرد؛ «در اين تماس تلفني کوتاه از مکان نگهداري حجت سوال کرديم که باز هم متوجه نشديم او و نفيسه در کجا بازداشت هستند.» شريفي خاطرنشان کرد؛ «در 10 روز گذشته که نفيسه و حجت بازداشت شده اند تنها اطلاع ما از آنها يک تماس کوتاه چند دقيقه يي نفيسه با خواهرش بوده و حجت هم تنها دو تماس چند دقيقه يي با خانه داشته است.»

? آنفلوآنزا همچنان قرباني مي گيرد؛ شنيديم پسر يکي از اعضاي هيات علمي دانشگاه علم و صنعت و از معاونان دانشگاه جامع علمي- کاربردي به تازگي به دليل ابتلا به آنفلوآنزاي خوکي درگذشته است. اين بيماري تاکنون جان بسياري را در جهان گرفته است.

? عرب سرخي هنوز ملاقات نکرده است؛ همسر فيض الله عرب سرخي از تداوم ممنوع الملاقاتي اين عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب خبر داد. مريم شربتدار قدس به پارلمان نيوز گفت؛ «روز چهارشنبه گذشته وکيل آقاي عرب سرخي به ديدار قاضي پرونده رفته و ضمن پيگيري هاي مربوطه مساله ممانعت از ملاقات با ايشان را نيز مطرح مي کند. قاضي همان زمان پس از اطلاع از موضوع با زندان تماس مي گيرد و علت را جويا مي شود.» وي با بيان اينکه مسوولان زندان به قاضي پرونده گفته اند مشکلي براي ديدار با آقاي عرب سرخي وجود ندارد و خانواده مي توانند براي ديدن ايشان مراجعه کنند، افزود؛ «وکيل اين موضوع را به اطلاع خانواده رساند اما پس از اينکه خانواده براي پيگيري با زندان تماس گرفتند، گفته شد هماهنگي هاي لازم صورت نگرفته و به محض انجام «هماهنگي» با خانواده تماس خواهند گرفت.»
عناوين اين صفحه
درويشي؛ مردم با آنچه به نام موسيقي پخش مي شود مخالفند
عبدالله کوثري و اصغر دادبه در شهر کتاب
فرش قرمز براي «محاکمه در خيابان»
استاني با دو هواي گرم و سرد
پيدا و پنهان
سارکوزي نشان ادبيات و هنر را به ايستوود اعطا کرد
شاکي روزگار و يک شهر متهم
تاييد وجود مقدار زياد آب در کره ماه

سارکوزي نشان ادبيات و هنر را به ايستوود اعطا کرد
کلينت ايستوود کارگردان سرشناس سينماي جهان بالاترين نشان هنري فرانسه را دريافت کرد. طي مراسم ويژه يي که در کاخ «اليزه» پاريس برگزار شد، نيکلا سارکوزي رئيس جمهوري فرانسه نشان ادبيات و هنر فرانسه را به گردن کلينت ايستوود کارگردان نامدار امريکايي آويخت. سارکوزي با تمجيد از ايستوود به عنوان افسانه سينما و سمبل سينماي امريکا که فرانسوي ها دوستدارش هستند، گفت؛ «کمتر پيش مي آيد يک خارجي به کسب اين نشان معتبر برسد، اما ايستوود فرانسه را خانه دوم خود مي داند.»


قدم هاي بسيارً باقي مانده تا صبح
شاکي روزگار و يک شهر متهم


امير پوريا

amirpouria@gmail.com




بخش دوم بحث هاي انتقادي ام درباره عملکرد و رويکرد وزارت ارشاد، معاونت سينمايي و البته خود صدا و سيما در برنامه «دو قدم مانده به صبح» با يک هفته وقفه در چهارشنبه شب هفته گذشته به گونه يي قابل پيش بيني و بر اثر شدت و تيزي انتقادات مطرح شده در بخش اول به روشني با کاهش زمان بحث و ايجاد وقفه هاي بيش از حد توسط مجري/ کارشناس سينمايي برنامه فريدون جيراني به محدوديت هايي دچار شد و طبعاً امکان طرح يا در واقع تکميل برخي از محورهاي بحث پيش نيامد. از اين رو و به دليل تفاوت نگرش تحليلي اين مباحث با روش «کپسوله» شده ارائه راه حل دو دو تا چهار تايي براي وضعيت بحراني سينماي ايران که روش مطلوب کارشناس و نگرش توصيه شده به برنامه و شبکه بود، اين محورها را به شکل کامل تر در اين يادداشت طرح مي کنم.

1- در بحث از جذابيت ها، طنز آبسورد و درگيرکنندگي فيلم «باد ما را خواهد برد» عباس کيارستمي اشاره کم و بيش توهين آميز کارشناس برنامه به اينکه تمامي داوران جشنواره نانت را حين تماشاي اين فيلم در خواب ديده است، از چند حيث نامعتبر به چشم مي آمد. نخست اينکه به خواب رفتن همزمان «تمامي» اعضاي هيات داوران در هر موقعيت و بر سر نمايش هر فيلمي مطلقاً ناممکن به نظر مي رسد و اغراق جاري در خاطره نقل شده از سوي کارشناس برنامه آشکارا ناشي از موضع گيري او عليه فيلمساز و همسو با مواضع مطلوب نگاه رسمي در تخطئه و تخريب فيلم هاي موفق ايراني در جشنواره هاي بزرگ جهاني بود. دوم اينکه براي نفي ادعاي کسالت باري و خواب آوري فيلم حتي همان يک سکانس پخش شده با ديالوگ هاي شيرين و کنايه هاي طنازانه و موقعيت حيرت انگيز به دست گرفتن استخوان زانوي يک مرده قديمي و ديالوگ آبسورد تکان دهنده «طرف چه رشيد هم بوده»، با جذابيت و کنجکاوي و تعجبي که براي هر مخاطب عادي پديد مي آورد، کافي و کامل جلوه مي کرد. سوم اينکه اگر ظاهراً جشنواره فجر و تسلط و تبحرش در تشخيص مهارت ها و ظرافت هاي سينمايي جاري در هر فيلم از منظر نگاه رسمي، مهم تر و خودي تر از مثلاً نانت يا ونيز است (که فيلم جايزه شير نقره يي اين دومي را ربود) جهت گيري رفتار اين جشنواره با بداعت کارهاي کيارستمي، هميشه و از جمله در دوره دهم (1370) مشهود بوده است؛ در اين دوره تنها چهار فيلم از ميان بيست و چند فيلم حاضر در بخش مسابقه سينماي ايران در هيچ رشته يي کانديداي دريافت جايزه نشدند که يکي از آنها «زندگي و ديگر هيچ» کيارستمي بود. فيلمي که سه ماه بعد از آن در جشنواره کن جايزه بزرگ يادبود روبرتو روسليني را دريافت کرد؛ به زبان ژان لوک گدار «کشفي بزرگ در ساز و کار بياني سينما» ارائه مي داد و از اينها مهم تر سرشار از جذابيت هاي محسوس و ملموس روايي، طنزآميز و ساختاري بود که هنوز هم تماشاي آن را براي هر بيننده باحوصله يي لذت بخش جلوه مي دهد. مثل هميشه جشنواره فجر به عدم ادراک نوآوري ها و نوگويي هاي سينماي کيارستمي مفتخر بود. همچون نگاهي که در سازمان صدا و سيما براي جدي نگرفتن تاثيرات جهاني اين سينما سفارش و متبلور مي شود.

2- در بحث از اينکه فيلمسازان فعال نسل هاي مختلف در سينماي کنوني ما نمي توانند فيلم دلخواه خودشان را با اصالت و اندکي آزادي بنويسند و بسازند، اشاره ام به اينکه «محاکمه در خيابان» فيلم اخير مسعود کيميايي براي اشارات اجتماعي اش به حال و روز اين شهر کثيف آکنده از دروغ و فريب به زبان بصري نهان گو و غيرمستقيمي در لانگ شات هاي مرتفع بزرگراه هاي شهر روي آورده، با ارجاعي به فيلم بزرگ «دندان مار» همين فيلمساز در سال هاي پاياني دهه 1360 همراه بود. فيلمي که در شرايط ظاهراً بسته فرهنگي آن دوران، آينه تمام نماي حال و روز شهر در سال هاي پاياني جنگ و سال هاي آغازين بعد از صلح بود و همان تک سکانس «کوپن ريزان» آن که انتخاب و در برنامه «دو قدم مانده به صبح» پخش شد، به قدر کفايت بازتاب دهنده اين خصلت آينه وار به چشم مي آمد. اما در «محاکمه در خيابان» اين اتفاق دلپذير که کيميايي به جاي بحث هاي آشکار و کنايه هاي نهان سياسي چند فيلم اخيرش به سراغ يک قصه خطي با دو موضوع موازي مربوط به ناموس و خيانت رفته، به خلاقيت تکنيکي غريبي چون همان نماهاي «اسکاي شات» از بزرگراه هاي پايتخت و خلاقيت و جسارت جاري در ترانه تيتراژ پاياني با صداي رضا يزداني و کلمات و تعابير يغما گلرويي نياز جدي داشت تا مضمون اجتماعي نهفته فيلم به بيننده منتقل شود؛ وقتي در آغاز ترانه مي شنويم که «شاکي روزگار منم، تمام اين شهر متهم»، تازه به اين اطمينان مي رسيم که همه آن محاکمه ناموسي در خيابان ها و شاهراه هاي شهر کثيف، اشارتي ظريف به اين همه دروغ پراکنده در ذرات فضاي اين شهر و روزگار دارد؛ که حتي باورش از سوي

قهرمان/ امير (پولاد کيميايي) هم ساده و آسان و البته تلخ به نظر مي رسد.

3- در باب همين نکته که سينماي ايران وضع و حال مناسبي براي سينماگران ندارد تا فيلم دلخواه خودشان را بسازند، اشاره هايي به بحث چند هفته قبل امير قادري در همين برنامه کردم که ظاهراً در يک بخش از صحبت، مقصود او را تا اندازه يي دور از آنچه در ذهن داشت، دريافته بودم. قادري مي خواست بگويد اگر اين سينما به شرايط طبيعي عرضه و تقاضا برسد، حتي فيلم ظاهراً خاص کيارستمي هم خواهد توانست به اکران درآيد و مخاطب ويژه و علاقه مند خود را به تماشا جلب کند.

مقصود او اين نبود که در آن چرخه اقتصادي فرضي آرماني، کيارستمي هم بايد فيلم عامه فهم همتاي محصولات اهل رقابت در گيشه اين سينماي متمايل به سخافت بسازد. اما در اينکه او در بيانيه 46 سينماگر معترض به عدم نمايش آثارشان، مثلاً تنها به دليل تفاوت هاي سبکي کار کيارستمي با بسياري از امضاکنندگان بيانيه تشکيک کرده بود، همچنان بر سر اختلاف نظرم با او هستم و عرض مي کنم که در اين احوال، اين گونه اعتراض ها اساساً و ماهيتاً به سود اين سينما و اهداف و جذابيت هاي گمشده اش خواهد بود.


تاييد وجود مقدار زياد آب در کره ماه
گروه علم؛ سازمان فضايي امريکا (ناسا) اعلام کرد مقدار قابل توجهي آب در کره ماه کشف کرده است. به گفته آنها آزمايش ماه گذشته سازمان هوافضاي امريکا براي کشف آب در ماه موفقيت آميز بوده است. سازمان ناسا ماه گذشته موشکي به سمت قطب جنوب کره ماه پرتاب کرد و با بررسي گرد و غباري که در اثر اين برخورد به هوا برخاست، به دنبال نشانه هايي از وجود آب گشت. دانشمنداني که داده هاي ثبت شده از لحظه اصابت را بررسي کرده اند، مي گويند اين برخورد باعث شد بخار آب و يخ در فضا پراکنده شود. به گفته ناسا اين کشف جهش بزرگي در عرصه اکتشاف هاي فضايي محسوب مي شود و اميدها را براي تاسيس يک پايگاه دائمي تحقيقاتي در ماه تقويت مي کند. ناسا در بيانيه جديد خود گفته است اطلاعات اوليه حاصل از اين آزمايش بزرگ بر سطح ماه نشان مي دهد دانشمند ان در اين ماموريت موفقيت آميز توانستند از يک دهانه آتشفشاني در قطب جنوب ماه که هميشه سايه و تاريک است، آب پيدا کنند. اين بيانيه خاطرنشان کرد کشف آب، فصل جديدي را در درک دانشمند ان از کره ماه مي گشايد. يکي از دانشمند ان اين پروژه و محقق اصلي ماموريت 79 ميليون دلاري ال کراس در اين باره گفت؛ ما توانستيم در کره ماه آب پيدا کنيم. بايد تاکيد کنم مقدار آب يافت شده در ماه بسيار چشمگير و قابل توجه است. ناسا ماه گذشته ماموريتي بر سطح ماه انجام داد که طي آن ابتدا يک راکت به يک دهانه آتشفشاني برخورد کرد که نزديک قطب جنوب ماه است و چهار دقيقه پس از آن يک فضاپيما مجهز به دوربين پشت سر راکت پرتاب شد تا اطلاعات حاصل از اين برخورد را ضبط کند. به گفته دانشمندان ارشد ناسا چگونگي تمرکز و توزيع آب و ساير مواد در کره ماه به تجزيه و تحليل هاي بيشتري نياز دارد، اما هم اکنون با اطمينان مي توانيم بگوييم قطب جنوب ماه آب دارد. گفتني است ناسا در آزمايش خود يک موشک 2200 کيلوگرمي را به دره يي در جنوب ماه کوبيد. ناسا اميدوار بود ضربه ناشي از اين برخورد ستوني از گرد و غبار را به ارتفاع 10 هزار متر به هوا بلند کند، اما ستون به وجود آمده در اثر اين برخورد تنها 1600 متر ارتفاع داشت ولي براي بررسي هاي ناسا کافي بود. پس از اين برخورد يک کاوشگر ديگرش به بررسي اين ستون گرد و غبار پرداخت. اين کاوشگر ناسا که موشک پرتاب شده را دنبال مي کرد، توانست ذرات يخ و بخار آب را در اين ستون شناسايي کند. به گزارش ناسا، برخورد موشک با سطح ماه حفره يي به پهناي20 تا 30 متر را روي ماه ايجاد کرد. حسگرهاي کاوشگر در اين آزمايش وجود حدود يکصد کيلوگرم آب را ثبت کردند. محققان ناسا مي گويند نتيجه اعلام شده، نتيجه اوليه تحقيقات آنها است.تحقيقات نشان مي دهد آن قسمت از سطح ماه که رو به خورشيد است و از زمين ديده مي شود، از بيابان هاي روي زمين خشک تر است، ولي مدت هاست اين گمان وجود دارد که بتوان ذخايري از آب را در بخش هاي تاريک ماه پيدا کرد. محققان مي گويند اين ذخاير آب ممکن است به وسيله شهاب سنگ ها به ماه منتقل شده باشد. پيش از اين لايه هاي بسيار باريکي از آب بر سطح ذرات موجود در ماه پيدا شده بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام