شنبه، 23 آبان 1388 - شماره 2102
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: جهان
به منظور تقويت بيشتر روابط صورت گرفت
آغاز تور آسيايي اوباما از ژاپن

گروه بين الملل؛ رئيس جمهور امريکا سفر خود به چند کشور آسيايي را از ژاپن آغاز کرد. وي در اين تور آسيايي قرار است به سنگاپور، چين و کره جنوبي نيز سفر کند. باراک اوباما رئيس جمهور امريکا قصد دارد گمانه زني هاي اخير را در مورد اينکه نفوذ امريکا در آسيا به دليل افزايش قدمت چين و نارضايتي ها از جنگ عراق و افغانستان در حال کاهش است، رد کند. در همين حال، «جفري بادر» مشاور ارشد اوباما در امور شرق آسيا گفت؛ اين يک تعبير مرسوم در منطقه است که نفوذ امريکا در اين منطقه طي دهه گذشته کاهش يافته است، در حالي که نفوذ چين افزايش داشته است. وي افزود؛ يکي از پيام هايي که رئيس جمهور امريکا در اين سفر با خود خواهد داشت، اين است که امريکا، آسيا را فراموش نکرده است. اين در حالي است که بنا به گفته تحليلگران سياسي رابطه بين ژاپن و امريکا به بدترين وضعيت خود از زمان جنگ تجاري در دهه 90 رسيده است. حزب دموکراتيک ژاپن که اخيراً در انتخابات رياست جمهوري به پيروزي رسيده است به دنبال رابطه يي متوازن تر با امريکاست و اعلام کرده بيشتر تمرکز و توجه خود را معطوف به رابطه با ديگر کشورهاي آسيايي خواهد کرد. دولت ژاپن اعلام کرد اين کشور قصد دارد از ماموريت هشت ساله خود در اقيانوس هند براي تامين سوخت تجهيزات جنگي نيروهاي امريکايي براي مبارزه در افغانستان کناره گيري کند. علاوه بر اين دولت نوپاي ژاپن قصد دارد توافقنامه سال 2006 بين اين کشور و امريکا در مورد پايگاه نظاميان امريکا در اوکيناوا را مورد بررسي مجدد قرار دهد و تعداد اين افراد را کاهش داده و به گوام بفرستد. همچنين دولت ژاپن هفته گذشته براي کاهش تنش ها پيش از اين سفر اعلام کرد يک کمک غيرنظامي براي افغانستان ارسال خواهد کرد. بنا به گفته منابع خبري اين کمک غيرنظامي شامل يک تعهد پنج ميليارد دلاري ژاپن به افغانستان براي ساختن مدارس و راه هاي کشور، آموزش نيروهاي پليس، پاکسازي مناطق مين گذاري شده و اسکان نظاميان سابق طالبان خواهد بود. پيش از اين سفر رابرت گيبس سخنگوي کاخ سفيد در مصاحبه با شبکه هاي خبري ضمن اعلام اهداف سفر اوباما به کشورهاي آسيايي اعلام کرد رئيس جمهور امريکا در ابتدا به دليل تعهد دوباره ژاپن در مورد جنگ افغانستان از اين کشور تشکر خواهد کرد. وي در ادامه افزود؛ اقتصاد بين المللي، تغييرات آب و هوايي و مساله هسته يي کره شمالي از ديگر مباحث بحث و بررسي مورد نظر اوباما در سفر به ژاپن و ديگر کشورهاي آسيايي خواهد بود. قرار است اوباما پيش از سفر به سنگاپور براي شرکت در نشست مشارکت اقتصادي آسيا- اقيانوسيه، امروز (شنبه) در مورد روابط امريکا با کشورهاي آسيايي در توکيو سخنراني کند. اما گفته ميشود سفر اوباما به ژاپن در حالي انجام مي شود که روابط اين دو کشور رو به وخامت گراييده است. در گذشته بيشتر بحث روابط بين اين دو کشور در مورد مسائل اقتصادي بود و مسائل امنيتي ثبات قابل قبولي داشت، اما هم اکنون اين رابطه کاملاً برعکس شده و بيشتر تنش اين دو کشور در مورد روابط و مسائل امنيتي است. قسمت اعظم اين مشکل امنيتي مربوط به پايگاه نظاميان امريکا در جزيره اوکيناوا است؛ جزيره يي در جنوب ژاپن که دوسوم از 37 هزار نيروي نظامي امريکايي ساکن در ژاپن در اين جزيره قرار دارند. سال هاست که ژاپني ها و به خصوص ساکنان منطقه اوکيناوا از حضور نظاميان در اين منطقه شکايت مي کنند. گفتني است توکيو و واشنگتن در سال 2006 توافق کردند پايگاه اوکيناوا در آينده نزديک به مکاني ديگر در خاک ژاپن منتقل شود. با اين حال دولت جديد ژاپن خواستار تغييراتي در اين توافق شده است. در همين راستا بنا به گزارش شبکه تلويزيوني الجزيره انگليس، تاموهيکو تانيگوچي استاد دانشگاه کيو در شهر توکيو گفت؛ «ملاقات رئيس جمهور امريکا با نخست وزير ژاپن در توکيو بيشتر جنبه تبليغاتي دارد. باراک اوباما و نخست وزير ژاپن مي خواهند به جهانيان نشان بدهند دو قدرت بزرگ اقتصادي جهان روابط خوبي با يکديگر داشته و آمادگي دارند و براي حل مسائل بين المللي با يکديگر به تعامل بپردازند. نخست وزير ژاپن مي خواهد مسائل مطرح در روابط توکيو و واشنگتن را کنار بگذارد و بر مسائل مطرح در عرصه بين المللي از قبيل مقابله با تغييرات زيست محيطي، فقر و تکثير هسته يي تمرکز کند.» به گزارش خبرگزاري فرانسه، اوباما قرار است در سنگاپور با رهبران آ سه آن در مورد تنش ها در ميانمار گفت وگو کند. پس از آن اوباما به چين سفر خواهد کرد و قرار است روز سه شنبه با هوجين تائو نخست وزير چين ديدار و گفت وگو کند. پس از آن اوباما به کره جنوبي سفر خواهد کرد و با لي ميونگ باک رئيس جمهور اين کشور ديدار و در مورد موضوع هسته يي کره شمالي، تغييرات جوي و تجارت ميان دو کشور بحث و تبادل نظر خواهد کرد.
حمله انتحاري به مقر سازمان اطلاعات پاکستان


گروه بين الملل؛ بر اثر انفجار يک خودروي بمبگذاري شده در شهر پيشاور پاکستان 10 نفر کشته و بيش از 60 تن ديگر زخمي شدند. بنا به گفته شبکه هاي خبري هدف اصلي اين حمله انتحاري مقر سازمان اطلاعاتي پاکستان در پيشاور بوده که بر اثر آن قسمت جلويي و مياني ساختمان اطلاعاتي پيشاور به شدت ويران شده و پنج جسد پنج دقيقه بعد از اين حمله در اطراف اين ساختمان ديده شده. به گزارش خبرگزاري فرانسه، بنا بر اعلام شاهدان عيني، بر اثر يکي از اين انفجارها مقر آژانس اطلاعاتي پاکستان در شهر پيشاور به شدت صدمه ديده است و دود عظيمي آسمان اين شهر را فراگرفت.

يکي از شاهدان نيز گفت؛ من مشغول کار بودم که ناگهان صداي تير شنيدم. ديدم خودرويي که به سمت ساختمان سرويس اطلاعاتي پاکستان حرکت مي کرد، ناگهان منفجر شد. به خاطر شدت انفجار من نيز به طرف ديگر پرتاب شدم. هيچ چيز را به خاطر نمي آورم. فقط همه جا را پر از دود مي ديدم. در همين رابطه «صاحبزاده انيس» رئيس نيروي انتظامي ناحيه «پيشاور» در مصاحبه با شبکه هاي خبري گفت؛ يک جوان که سوار خودرو بود، قصد ورود به ساختمان وابسته به آژانس اطلاعاتي اين کشور را داشت که در پاسگاه بازرسي نيروهاي امنيتي مورد بازرسي و بازجويي قرار گرفت که ناگاه خود را منفجر کرد. وي افزود؛ نيروهاي امنيتي در اسرع وقت به محل حادثه رسيدند و منطقه را به محاصره درآوردند و همه کشته ها و مجروحان را به بيمارستان هاي «ليدي ريدنگ» و «بيمارستان ارتش» انتقال دادند.

انفجار ديروز پيشاور اولين حمله مهم عليه سرويس اطلاعاتي پاکستان از ماه مه بوده است. علاوه بر اين حادثه در حمله يي ديگر بر اثر انفجار يک خودروي بمبگذاري شده در يک مقر پليس در شهر بانو هفت نفر کشته و بيش از 20 نفر ديگر نيز مجروح شدند. بر اساس گزارش شبکه هاي خبري، يک عامل انتحاري خودروي بمبگذاري شده اش را در کلانتري شهر «بکا خيل» در حومه شهر «بانو» منفجر کرد که (تا زمان تنظيم اين خبر) منجر به کشته شدن بيش از هفت نفر و همچنين مجروح شدن بيش از 20 نفر ديگر شده است. اين حملات مرگبار عليه آژانس اطلاعاتي و پليس پاکستان در حالي انجام شده است که 30 هزار نيروي دولتي حملات خود را عليه اعضاي گروه طالبان در مقرهاي کوهستاني در مرز افغانستان افزايش داده اند. ارتش پاکستان از چهار هفته پيش حمله تمام عياري را عليه طالبان در وزيرستان جنوبي آغاز کرده است که اين امر منجر به يک رشته حملات تلافي جويانه از سوي آنها در اين کشور شده است. در واکنش به اين حملات در اقدام مشابهي همچون گذشته «آصف علي زرداري» رئيس جمهور و «يوسف رضا گيلاني» نخست وزير پاکستان در پيام هايي جداگانه انفجارهاي شهرهاي پيشاور و بانو را محکوم کردند. در اين بيانيه ها آمده است؛ حمله تروريستي عليه شهروندان و نيروهاي امنيتي تاسف برانگيز است و مسوولان دولتي بايد هرچه سريع تر شبکه تروريست ها و عاملان اين حمله را دستگير کنند. آنها افزودند؛ دولت پاکستان خواستار محو کامل تروريسم است و عوامل اين حملات تروريستي را در اسرع وقت به کيفر خواهد رساند. همچنين «الطاف حسين» رهبر جنبش ملي متحده، «شهباز شريف» سروزير ايالت پنجاب و «اميرحيدر خان هوتي» وزير ايالت سرحد ضمن ابراز تاسف و همدردي با خانواده هاي قربانيان، اين حمله تروريستي را محکوم کردند.
مدودوف و نداي اصلاحاتي ديگر در روسيه

Bpgolzadeh.blogfa.com


بهرام گل زاده

«بقاي روسيه به مدرنيزه شدن آن بستگي دارد. متحول شدن اقتصاد روسيه با جامعه يي مستحکم مي شود که آزادتر است و بر مبناي دموکراسي اداره مي شود. به جاي جامعه يي کهنه و منسوخ، که در آن رهبران به جاي همه فکر مي کنند و تصميم مي گيرند، ما بايد جامعه يي تيزهوش، آزاد و مسوول داشته باشيم.» اين جملات و جملات مشابه ديگر روز گذشته بر زبان «ديميتري مدودوف» رئيس جمهوري سيستم توتاليتري و تک صدايي روسيه جاري شده است.مدودوف اين سخنان را در نطق سالانه اش با عنوان «وضعيت کشور» با تاکيد مطرح کرده و البته اين براي نخستين بار نيست که از زبان يک رئيس جمهوري در فدراسيون روسيه سخناني تقريباً متفاوت از سخناني شنيده مي شود که تاکنون در سيستم کمونيستي و توتاليتريستي اتحاد جماهير شوروي سابق و روسيه کنوني زده شده است.

يک سال پيش نيز وي بر خلاف ادبيات و اعتقادات خلف خود به ويژه ولاديمير پوتين گفته بود «نهادهاي دموکراتيک اين کشور تقويت خواهند شد. آزادي يعني مسووليت و اميدوارم که همه اين موضوع را درک کنند.»بايد ديد اين سخنان مدودوف در چه شرايط زماني و با چه اهداف و اعتقادي زده مي شود، آيا بحران اقتصادي که گريبان اقتصاد جهاني را گرفته و روسيه نيز با اقتصاد کنوني و ضربه پذير خود از اين قاعده مستثني نيست رهبران روسيه را وادار به چنين چرخش آشکار و به تعبيري اجتناب ناپذير در سياست هاي اقتصادي و سياسي کرده است؟آيا رهبران روسيه و شخص مدودوف به اين نتيجه رسيده اند که راه توسعه و پيشرفت و عقب نماندن از سرعت غيرقابل مهار توسعه و پيشرفت اقتصادي و تکنولوژي در جهان، ايجاد فضاي باز سياسي و اقتصادي و دموکراتيک و اصلاحات در روسيه است؟آيا مدودوف به همان ضرورت هايي که «ميخائيل گورباچف» براي خاتمه جنگ سرد به آن رسيده بود يعني «گلاسنوست و پروستريکا» که گفته مي شود به فروپاشي شوروي منجر شد اما امر ضروري و اجتناب ناپذير بود رسيده است؟ هرچند نظر برخي تحليلگران بر آن است که اقدام به اصلاحات سياسي و اقتصادي در شوروي سابق امري اجتناب ناپذير بوده است و البته دليل آن نيز عمق بحران در ساختار اتحاد شوروي بود که موجب بازشدن شکاف هاي ايجاد شده در جامعه بسته و ديکتاتوري و تک صدايي آن شد. اگر مدودوف سخن از دموکراسي و آزادي در روسيه و سپردن امور به دست مردم مي راند اين معني را در خود دارد که اصولاً نمي توان به دنبال پيشرفت و توسعه و آباداني و ايجاد رفاه براي مردم کشور و حضور موثر در اقتصاد و سياست جهان بود اما حضور هيچ حزب رقيبي را در داخل کشور تحمل نکرد و در عين حال يک حزب را حاکم بر مقدرات يک جامعه کرد. نمي توان به دنبال توسعه و آباداني کشور بود و اجازه اظهارنظر به نخبگان اقتصادي متفاوت انديش و نقاد نداد و کشور را از روزنامه هاي مستقل محروم و ظرف عرصه اطلاع رساني را از روزنامه نگار تحليلگر تهي و در واقع رکن چهارم دموکراسي را تعطيل کرد.سخنان مدودوف سوالات بسياري را در اذهان ايجاد مي کند از جمله اينکه آيا روسيه از تک حزبي ماندن و تک صدايي فاصله گرفته و آيا رهبران اين کشور توتاليتريسم را آفتي جدي براي اقتصاد و عقب ماندگي در توسعه و پيشرفت و حضور در جهان آزاد و دهکده جهاني مي دانند؟ آيا به واقع و عملاً اقتصاد دولتي و انحصار را آفت مي دانند و شرايط تحميلي را پذيرفته اند؟ هرچند يک بار در زمان پوتين خصوصي سازي تجربه شد اما آن خصوصي سازي چون با رانت خواري همراه و در واقع نمايشي از خصوصي سازي بود نتيجه يي جز افزايش فساد به همراه نداشت و رهبران روسي را دوباره وادار به بازگشت و عقبگرد به اقتصاد دولتي و بهره گيري از مديران دولتي کرد.

آيا هم اکنون اين رهبر روسي راه رهايي از بحران هاي اقتصادي و عقب ماندگي را ايجاد فضاي دموکراتيک مي داند؟ و آيا از سر اعتقاد به نقش مردم و ضرورت هاي موجود در جامعه جهاني قصد باز کردن فضاي سياسي و خصوصي سازي در اقتصاد و مشارکت دادن آحاد جامعه را دارد؟اينکه ديميتري مدودوف رئيس جمهوري روسيه «بدوي بودن اقتصاد کشورش را نمي پذيرد و گفته است که بقاي روسيه به مدرنيزه شدن آن بستگي دارد»، پيامش چيست؟ظاهراً نخبگان اقتصادي و سياستگذاران در عرصه اقتصاد در روسيه به اين نتيجه قطعي رسيده اند که به لحاظ علمي و تجربي، تنها راه علاج ساختار اقتصادي بيمار اين کشور، رو آوردن به اقتصاد غيردولتي و بازار آزاد و رقابتي است و البته به نکته يي نيز توجه جدي داشته که رو آوردن به اقتصاد بازار آزاد و فاصله گرفتن از اقتصاد کمرشکن دولتي نيازمند ابزار خاص خود از جمله فضاي دموکراتيک در جامعه و آزادي فعاليت در عرصه هاي سياسي و اقتصادي و فراهم شدن بسترهاي لازم اجتماعي و اقتصادي براي فعاليت و رقابت در يک جامعه سالم و هدفمند است به همين علت است که آقاي مدودوف اين سخنان جديد را بر زبان آورده و اين نسخه را مي پيچد که «وابستگي روسيه به مواد خام توهين آميز است و چنين اقتصادي بايد با اقتصادي جايگزين شود که به لحاظ فناوري متنوع و پيشرفته است و مي تواند نيازهاي مردم اين کشور را مرتفع کند» و صريحاً الگوي به جامانده از شوروي را نفي کرده و بر مدرنيزه شدن کشورش تاکيد مي ورزد.

در اينجا اين سوال نيز به ذهن هر شنونده يي رسوخ مي کند که اساساً چه عامل و واقعيتي باعث شده حتي روسيه سال ها پس از فروپاشي و طرح اصلاحات از ناحيه گورباچف، همچنان با ساختار اقتصادي و سياسي معيوب و شکننده دست و پنجه نرم کند و چه تفکري مانع از پيشرفت و توسعه در اين کشور شده است، آيا چيزي به غير از تنفس در يک جامعه بسته سياسي و عدم حضور احزاب متفاوت انديش و قدرتمند در کشور و نبود فضاي باز سياسي و روزنامه هاي مستقل و از همه مهم تر عدم ايجاد بسترهاي لازم اجرايي، علمي و رقابتي اقتصادي از ناحيه دولت و فعال شدن بخش خصوصي است؟آيا به همين دليل نيست که مدودوف خواستار آن شده است که «متحول شدن اقتصاد روسيه با جامعه يي مستحکم شود که آزادتر است و بر مبناي دموکراسي اداره مي شود.»

طبيعتاً اين به آن معنا است که فعاليت اقتصادي در جامعه آزاد بر مبناي دموکراسي، ابزار و لوازم تعريف و تجربه شده و علمي دارد که گريزناپذير است و سليقه يي و خارج از اين چارچوب هاي کلي حرکت کردن نه تنها به بن بست منتهي مي شود بلکه کشور را با بحران هاي سياسي و اقتصادي روزافزون و شديدتري نيز مواجه مي سازد.مدودوف در جاي ديگري ضمن اينکه نهادهاي بزرگ دولتي را فاقد بهره وري لازم معرفي مي کند، تاکيد مي کند «نهادهاي دولتي بايد متحول شوند، پاسخگو باشند و شفاف عمل کنند.» حال بايد ديد آيا متحول شدن، پاسخگو بودن و شفاف عمل کردن نهادهاي بزرگ دولتي جز در سايه وجود احزاب رقيب و روزنامه هاي مستقل در يک فضاي باز سياسي، اقتصادي و رقابتي و قائل بودن به حقوق شهروندي امکان پذير است يا خير و آيا اساساً پيشرفت در عرصه هاي گوناگون داخلي و بين المللي جز در گرو يک جامعه آزاد و بالنده است که در آن مردم ولي نعمتان جامعه و دولت وکلاي آنان باشند و پاسخگو در مقابل موکلان خود؟ بي شک بايد در چنين روندي بسترهاي فعاليت اقتصادي و اجتماعي براي همه آحاد ملت و شهروندان فراهم باشد و قانون نيز به عنوان فصل الخطاب و معيار و ملاک همه تصميمات در راس امور قرار گرفته و حرف نهايي را بزند.«به جاي جامعه يي کهنه و منسوخ، که در آن رهبران به جاي همه فکر مي کنند و تصميم مي گيرند، ما بايد جامعه يي تيزهوش، آزاد و مسوول داشته باشيم.» اين هم بخش ديگري از سخنان رئيس جمهوري يک کشور توتاليتر و تک صدايي و بسته است که شايد به اين اعتقاد رسيده که به جاي آنکه رهبران به تنهايي به جاي مردم فکر کنند، بايد فضايي ايجاد کرد که عقل جمعي جاي تفکرات فردي و گروهي اقليت را بگيرد و امور جامعه را در يک فضاي توام با تکثر آرا و ملي بسامان کرد، همگان را در امور مشارکت داد و وحدت در عين کثرت داشت.البته بسياري از گزارش ها و تحليل هاي پس از سخنان مدودوف حکايت از آن دارد که فضاي غالب حاکم بر روسيه اين اجازه را به وي نخواهد داد که قادر به اصلاحات واقعي در اين کشور شود. و البته اين در حالي است که آمارها حکايت از آن دارد که هم اکنون، روسيه با بيش از يک ميليون نفر بيکار و مشکلات فراوان اجتماعي روبه روست و فساد در درون دستگاه هاي دولتي اين کشور به دليل عدم شفافيت لازم و نبود مکانيسم هاي موثر نظارتي، رهبران روسيه را به شدت نگران کرده و اقتصاد آن را با مشکلات جدي مواجه ساخته است. به همين دليل و البته هرچند به صورت نيم بند، مدودوف اعلام کرده نهادهاي دموکراتيک را در کشور تقويت و در عين حال از اخلاق در ثبات ملي نيز جلوگيري خواهد کرد.بايد منتظر ماند و ديد آيا ساختار کهنه و تک صدايي به ارث مانده از دوران اتحاد جماهير شوروي اجازه اين اصلاحات در روسيه را که يک مرتبه نيز در دوره ميخائيل گورباچف تجربه ناموفقي داشت، خواهد داد يا خير و اينکه اين اراده تا چه اندازه و چه ميزان و تا چه مرزي در رهبر فعلي روسيه ايجاد شده است و آيا اين اصلاحات عميق خواهد بود يا مرزي براي آن قائل خواهند شد؟

عناوين اين صفحه
آغاز تور آسيايي اوباما از ژاپن
حمله انتحاري به مقر سازمان اطلاعات پاکستان
مدودوف و نداي اصلاحاتي ديگر در روسيه
حمله انتحاري در کابل
محاکمه متهمان حملات 11 سپتامبر
زيباري اتهام به سوريه را پس گرفت

حمله انتحاري در کابل
پليس افغانستان اعلام کرد ديروز يک حمله انتحاري ساعت هشت به وقت محلي در محور کابل به جلال آباد نزديک پايگاه نيروهاي خارجي (ناتو) در شرق کشور رخ داده است. از تلفات احتمالي اين انفجار تاکنون گزارشي منتشر نشده است. اين هفته ژنرال محمد ظاهرعظيمي سخنگوي وزارت دفاع افغانستان و اريک جي ترمبلي سخنگوي نيروهاي بين المللي کمک کننده به امنيت اين کشور از بهبود شرايط امنيتي در افغانستان خبر داده بودند. حمله انتحاري ديروز کابل در حالي رخ داده است که قرار است مراسم تحليف دومين دوره رياست جمهوري حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان پنجشنبه هفته آينده (28آبان) با حضور مقامات خارجي و داخلي در محل ارگ رياست جمهوري برگزار شود. همچنين اين اتفاق در حالي مي افتد که امريکا بر سر اعزام نيروي جديد به افغانستان ترديد دارد.رابرت گيتس وزير دفاع امريکا گفت وي در حال بررسي اين موضوع است که چگونه برخي از بهترين مشخصه هاي چند گزينه را براي تاثير حداکثري ادغام کند.


محاکمه متهمان حملات 11 سپتامبر
خبرنگار شبکه تلويزيوني فرانس24 در نيويورک گزارش داد پنج متهم حملات 11 سپتامبر 2001 قرار است در دادگاهي غيرنظامي محاکمه شوند.شبکه تلويزيوني فرانس 24 گزارش داد؛ خالد شيخ محمد که از وي به عنوان مغز طراح حملات 11 سپتامبر سال 2001 ياد مي شود در دادگاه فدرال نيويورک محاکمه خواهد شد. چهار متهم ديگر اين حوادث نيز قرار است محاکمه شوند. اين پنج متهم در حال حاضر در زندان گوانتانامو نگهداري مي شوند. امانوئل سامارتن خبرنگار شبکه تلويزيوني فرانس 24 در نيويورک گفت؛ اين خبر بسيار غافلگيرکننده است. اين يک تصميم به شدت نمادين است. اين تصميم مي تواند از لحاظ قضايي و سياسي بسيار خطرناک باشد زيرا پرونده اين پنج متهم در کميسيون نظامي در جريان است و قرار است در فرآيندي غيرنظامي محاکمه شوند.


زيباري اتهام به سوريه را پس گرفت
وزير خارجه عراق با پس گرفتن اتهام به سوريه براي دست داشتن در انفجارهاي اين کشور گفت خود بعثي ها انفجارهاي آگوست را مديريت کرده اند. به گزارش روزنامه فرامنطقه يي «الحيات»، «هوشياري زيباري» گفت عراق اسناد و مدارکي به فرستاده سازمان ملل ارائه کرد که نشان مي دهد بعثي ها مديريت انفجارهاي ماه گذشته را بر عهده داشته اند. پيش از اين زيباري اواخر ماه گذشته در گفت وگو با تلويزيون انگليس، مستقيماً دمشق را به دست داشتن در انفجارهاي عراق متهم کرده بود. وي ديروز در نشست مطبوعاتي گفت؛ عراق نمي خواهد هيچ کشوري را متهم کند و به دنبال سياسي کردن اين مساله نيست بلکه خواهان دستيابي به حقيقت است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام