سعيد ابوطالب*

مدتي از زمان فعاليت مجلس هفتم در دولت هشتم گذشت و در سال 84 با تشکيل دولت نهم و انتخاب آقاي احمدي نژاد به سمت رياست جمهوري، فضاي مجلس کاملاً به دولت آقاي احمدي نژاد تمايل داشت. اما در مجموع آنچه بايد گفت اين است که مجلس هفتم از سهمي قوي تر برخوردار بود و وظايف نظارتي خود را در حد توان انجام مي داد چرا که مجلس هفتم بدنه مستقل تر و قوي تري را در اختيار داشت. با اينکه در دولت اصلاحات نمايندگان مجلس هفتم راي آورده بودند و از انسجام بيشتري در طيف اصولگرايي برخوردار بودند، با انتخاب آقاي احمدي نژاد به سمت رياست جمهوري و معرفي وزرايش به مجلس، مجلس هفتم نشان داد اهل تعارف و مسامحه نيست.
اما يکي از مشکلات جدي و شايد اساسي که در مجلس هفتم وجود داشت، اين بود که هيات رئيسه مجلس هفتم برداشت صحيحي از تعامل با دولت نداشت به اين معني که تعامل با دولت را به معني واکنش در برابر دولت مي شناخت. بنابراين مجلس به واسطه عملکرد هيات رئيسه از جايگاه اصلي خود خارج شد. در واقع هيات رئيسه با استدلالي که داشت، مانع از به سرانجام رسيدن استيضاح ها مي شد. اما آنچه در مجلس هشتم ديده مي شود با آنچه در رابطه با عملکرد هيات رئيسه در مجلس هفتم ذکر شد، بسيار متفاوت است چراکه در مجلس هشتم مشاهده مي شود هيات رئيسه مستقل تر و با اعتماد به نفس بيشتري عمل مي کند.
از سوي ديگر اين طور به نظر مي رسد که در انتخابات مجلس هشتم بسياري از طرفداران دولت که طيف اصولگراي مجلس را تشکيل مي دهند، وارد مجلس شدند و اين مساله به نفع دولت شد. البته در اينجا لازم به ذکر است که همين طيف در بسياري از موارد مانع از برخي تصميم گيري ها و اقدامات دولت شد که بر حسب کار کارشناسي و نگاه نمايندگان مجلس صحيح نبود.
از سوي ديگر برخي از نمايندگان که جزء طيف افراطي طرفداران دولت محسوب مي شدند نتوانستند جلوي استيضاح وزير آقاي احمدي نژاد را بگيرند. بنابراين به اعتقاد من اگر مجلس هفتم از يک هيات رئيسه يي همچون هيات رئيسه مجلس هشتم برخوردار بود و مجلس هشتم نيز از يک بدنه قدرتمند همچون مجلس هفتم برخوردار بود، به طور قطع مي توان گفت از مجلس مستحکم تري برخوردار خواهيم بود. البته اين به اين معنا نيست که اکنون از مجلس مستحکمي برخوردار نيستيم.
به عقيده من بدنه مجلس هشتم آن طور که بايد و شايد با هيات رئيسه همراه نيست و اين به سود مجلس نيست و حتي شايد بتوان آن را يک نقطه ضعف نيز تلقي کرد. اما در مجموع عملکرد مجلس هشتم را مي توان عملکرد قابل قبول و مناسبي ارزيابي کرد چرا که مجلس هشتم توانسته تا حدودي برخي تصميمات دولت را تعديل کند و در خيلي از موضوعات پيرامون سياست داخلي، خارجي و مسائل و مشکلات اقتصادي، اجتماعي و... قدرت نيروي اجتماعي را تثبيت کند که اين اقدامات را مي توان مثبت ارزيابي کرد.
با توجه به عملکردها و تصميمات مجلس هشتم مي توان گفت تغييرات نشان مي دهد اين مجلس هر چه بيشتر پيش مي رود، بهتر مي شود. با تکيه بر اين مطلب مي توان اميدوار بود که مجلس نهم از مجلس هشتم نيز بهتر عمل کند و تاثيرات آن به وضوح در کشور ديده شود.
يکي از نقاط قوت در مجلس هشتم که قبلاً نيز به اندازه کافي به آن پرداخته شد، هيات رئيسه مجلس است که سهم بسزايي در موفقيت هاي مجلس هشتم داشته است. با اشاره به اين نکته مي توان گفت مجلس هشتم را نيز مي توان در رديف يکي از موفق ترين مجلس ها از لحاظ نوع عملکرد قرار داد چراکه هر چه بيشتر از عمر اين مجلس مي گذرد، مجلس هشتم رو به پيشرفت و بهبود روزافزون مي رود.
لازم به ذکر است که عملکرد مجلس هشتم نسبت به عملکرد مجلس هفتم بسيار بهتر بوده است با اين تفاوت که اکنون محافظه کاري بر مجلس سايه افکنده است و اگر مجلس هشتم تلاش نکند از محافظه کاري افراطي رهايي يابد، به کمال نخواهد رسيد. از سوي ديگر با توجه به فضاي عمومي جامعه که با شرايط سه سال گذشته اصلاً قابل مقايسه نيست، بايد به اين موضوع پرداخت که تمامي نگاه ها به مجلس هشتم معطوف شده است.
معتقدم مجلس هشتم بايد بتواند نقطه تعادلي بين قدرت رسمي کشور و حوزه هاي اجتماعي باشد کمااينکه در موارد بي شماري اين کار را کرده است و در برخي موارد نيز نتوانسته آن گونه که انتظار مي رفته، اين تعادل را برقرار کند.
اين نکته نيز نبايد از قلم بيفتد که اکنون کميسيون هاي قدرتمندي در مجلس وجود دارند که اين کميسيون ها را شخصيت هايي بسيار قادر و توانا که در مجلس وجود دارند اداره مي کنند. به عقيده من وجود اين افراد در مجلس مي تواند مجلس را به جايگاه حقيقي خود بازگرداند.
البته من معتقدم تيزهوشي هيات رئيسه مجلس از اين باب که در ابتدا تغييراتي در آيين نامه داخلي مجلس ايجاد کرد تا حدودي مجلس هشتم را به جايگاه اصلي خود در قانون اساسي نزديک تر کند.
اگرچه تغيير در آيين نامه داخلي باعث شد تا حدودي قدرتي که در اختيار مجلس بود کمتر شود که اگر اين طور نبود، اين اقليت افراطي حامي دولت که صراحتاً خود را با افتخار وکيل الدوله اعلام مي کنند، مي توانستند بيش از اين مانع انجام وظايف اصلي مجلس شوند. با اينکه مجلس هشتم گامي به جلو برداشته است اما هنوز با اين جمله امام که مي فرمودند؛ «مجلس خانه ملت است» يا اين جمله که فرمودند؛ «مجلس تنها قوه يي است که تمام قوا بايد از آن تبعيت کنند» فاصله زيادي دارد، مجلسي که در نظر امام خميني(ره) بود در اين جمله هاي گرانبها بيان شده است و جايگاه مجلس نيز در قانون اساسي به خوبي تعريف شده است. بنابراين مجلس هشتم بايد در جهت رسيدن به اين جايگاه تمام توان خود را به کار گيرد.
در اينجا نيز به جمله يي از رهبر معظم انقلاب اشاره مي کنم.
ايشان در يکي از سخنراني هاي خود فرمودند؛ «مجلس تجلي مردمسالاري نظام است.» اگر قرار باشد مجلس تجلي گاه مردم باشد در شرايطي که ما احزاب سياسي فعال نداريم و رسانه هاي غيردولتي فراگير و قدرتمند نيز در جامعه نداريم، ايجاد تعادل و رسيدگي به نيازها در حوزه نيروهاي اجتماعي بر عهده مجلس است و مجلس نيز بايد از عهده انجام اين رسالت به خوبي برآيد چراکه بخش عمده يي از وظيفه حفظ شأن مردمسالاري نظام و دموکراتيک بودن نظام اسلامي بر عهده مجلس است و نمايندگان مجلس بايد آن را به خوبي درک کنند که اگر اين اتفاقات نيز بيفتد ما باز هم با آنچه در قانون اساسي آمده است، فاصله زيادي داريم.
البته قانون اساسي ما به شکلي تدوين شده است که در آن يک توازن و تلفيقي ميان قانون اساسي نظام هاي سياسي رياستي مثل امريکا و نظام هاي سياسي پارلماني مثل بيشتر مجلس هاي کشورهاي اروپايي برخوردار است. نظام سياسي ما با دارا بودن امتيازات هر دو اينها قوي تر عمل مي کند. ما بايد اين تجربه مردمسالاري را به خوبي از سر بگذرانيم و اجازه عقبگرد ندهيم.
من معتقدم اگر مجلس شوراي اسلامي به جايگاه واقعي خود دست پيدا کند مي تواند به عنوان الگويي در جهان قرار بگيرد اما حقيقت اين است که ما بايد براي رسيدن به اين جايگاه تلاش کنيم چراکه با آن فاصله زيادي داريم.
* نماينده مجلس هفتم