دوشنبه، 18 آبان 1388 - شماره 2098
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
آشنايي با سندرم روده تحريک پذير
از اضطراب و استرس دوري کنيد

ترجمه؛ زهرا عباسپورتميجاني

سندرم روده تحريک پذير (IBS) يک بيماري روده يي است که با درد شکمي، نفخ، يبوست يا اسهال تظاهر مي کند. به اين بيماري کولون عصبي يا اسپاستيک هم اطلاق مي شود. از آنجايي که روده مبتلايان به IBS طبيعي بوده و هيچ اختلال ساختاري يا بيوشيميايي توجيه کننده علائم در آن ديده نمي شود، از IBS به عنوان يک اختلال «کارکردي» ياد مي شود. تنها مساله اين است که سيستم خوب کار نمي کند. IBS در ايالات متحده يک نفر از هر پنج نفر را مبتلا کرده و يکي از شايع ترين بيماري هاي تشخيص داده شده توسط پزشکان است. زنان بيش از مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند. تنها حدود 10 درصد افراد داراي علائم IBS براي ارزيابي يا درمان به پزشک مراجعه مي کنند. به رغم اين موضوع، IBS رقم 3/5 ميليون ويزيت سالانه در ايالات متحده را به خود اختصاص داده و رايج ترين تشخيص توسط متخصصان بيماري هاي گوارشي به شمار مي آيد. علت اين بيماري ناشناخته است، گرچه به نظر مي رسد ترکيبي از عواملي نظير حساسيت بيش از اندازه دستگاه گوارش و عدم تعادل انتقال دهنده هاي عصبي، يعني همان مواد شيميايي که پيام ها را در بين سلول هاي عصبي منتقل مي کنند، مي تواند دست اندرکار باشد. براي اين بيماري درمان قطعي وجود ندارد. خبر خوب اين است که IBS به يک بيماري جدي نظير سرطان منتهي نمي شود و طول عمر فرد را کوتاه نمي کند. بيشتر افراد مي توانند با تعديل رژيم غذايي و يافتن راهي براي مديريت بهتر استرس و گاه با مصرف دارو، علائم خود را کنترل کنند.

نياز به آگاهي از آناتومي

سندرم روده تحريک پذير، روده بزرگ يا کولون را که حدود دو متر طول و 5/6 سانتيمتر قطر دارد، درگير مي کند. کولون، روده کوچک را به راست روده و مقعد متصل مي سازد. مواد گوارش يافته از روده کوچک به کولون منتقل شده و ممکن است چندين روز در آنجا باقي بمانند. در اين مدت آب و نمک آنها از طريق ديواره کولون جذب مي شود. عضلات روده منقبض شده و مدفوع را در راست روده به جلو رانده و در نهايت آن را از بدن خارج مي کنند. به نظر مي رسد کولون مبتلايان به سندرم روده تحريک پذير، حساس تر از ساير افراد بوده و به اين ترتيب انقباض هاي عضلاني آسان تر شروع شده و درد و اسهال و يبوست را سبب مي شود.

علل

هيچ کس نمي داند علت سندرم روده تحريک پذير چيست. روده هاي مبتلايان به IBS هيچ تفاوتي با ساير افراد ندارد، گرچه مطمئناً به غذا و استرس واکنش شديدتري نشان مي دهند. پژوهش ها نشان داده اند مبتلايان به IBS با حرکات دودي که همان انقباض هاي منظم عضلاني به پيش راننده مواد دفعي در روده هستند، مشکل دارند. در يک بررسي مبتلايان به IBS که به يبوست دچار بودند در قياس با داوطلبان سالم که شش تا هشت انقباض را در روز تجربه مي کنند، در طول 24 ساعت تقريباً هيچ انقباضي نداشتند. برعکس مبتلايان به IBS که دچار اسهال بودند، در حدود 25 انقباض را در روز تجربه مي کردند. هر مشکلي مي تواند علائم IBS را سبب شود. هر چقدر مدت طولاني تري براي حرکت دادن مدفوع در کولون صرف شود، قوام آن سخت تر شده و دفع آن دشوارتر خواهد شد. برعکس در صورتي که انقباض ها بسيار سريع روي دهد، آب مدفوع زماني براي جذب شدن نداشته و اسهال بروز مي کند. همچنين ممکن است در ميانه راه گاز تجمع يافته و ايجاد نفخ و ناراحتي کند. گاه در مدفوع مبتلايان به IBS مخاط ديده مي شود. اين افراد به اتساع کولون نيز حساسيت بيش از اندازه دارند. بررسي هايي که در آنها براي اتساع کولون از بالن استفاده شده است، نشان داده اند بيماران مبتلا به IBS در مقايسه با افراد عادي، با حجم و فشار کمتري دچار درد و نفخ مي شوند. بررسي هاي اخير همچنين نشان داده است که انتقال دهنده هاي شيميايي، يعني همان موادي که علائم را در بين اعصاب منتقل مي کنند، در دستگاه گوارش مبتلايان به IBS بسيار فعال تر است. يک انتقال دهنده شيميايي، به ويژه سروتونين در خون و کولون اين بيماران فعاليت بيش از حدي دارد. اين ميزان زياد سروتونين ممکن است تا حدي با استرس رابطه داشته باشد. کولون با مغز و سيستم عصبي مرکزي، که به استرس و تنش هاي عاطفي واکنش نشان مي دهد، ارتباط گسترده يي دارد و بيش از نيمي از بيماراني که به دليل ابتلا به IBS به پزشک مراجعه مي کنند، از يک تجربه تنش زا درست قبل از شروع علائم خبر مي دهند. عفونت نيز مي تواند در بروز علائم نقش ايفا کند. چنين فرض مي شود که عفونت هاي پوشش داخلي روده ها با برانگيختن پاسخ ايمني، حساسيت بيش از اندازه روده ها را سبب مي شوند. برخي از افرادي که علائمي شبيه IBS را گزارش مي کنند، در واقع مبتلا به نوع خفيف بيماري سلياک هستند. مبتلايان به اين بيماري، قادر به هضم گلوتن پروتئين موجود در گندم و ساير غلات نيستند. هنگامي که اين افراد در معرض گلوتن قرار مي گيرند، دستگاه ايمني بدن شان به روده کوچک آسيب مي رساند. پزشکان مي توانند از يک آزمون خوني يا نمونه برداري (بيوپسي) از روده براي تشخيص ابتلاي فرد به اين بيماري استفاده کنند.

چه عواملي باعث استعداد ابتلا به اين بيماري مي شود

از آنجايي که پزشکان دقيقاً نمي دانند علل به وجود آمدن IBS چيست، مشخص کردن عوامل مستعدکننده افراد به اين بيماري مشکل است، اما دو نکته مشخص است؛ زنان بسيار بيشتر از مردان به اين اختلال مبتلا هستند (60 تا 70 درصد بيماران زن هستند). ميزان استرس هاي وارد به فرد ممکن است او را در معرض ابتلا به اين اختلال قرار دهد. بيش از نيمي از بيماراني که به خاطر IBS به پزشک مراجعه مي کنند، حوادث تنش زا را در زندگي خود همزمان يا پيش از شروع علائم گزارش مي کنند.

پيشگيري

سندرم روده تحريک پذير بسيار شايع است و از هر پنج نفر يک نفر به آن دچار است. پزشکان دقيقاً علت آن را نمي دانند و براي همين توصيه هاي زيادي براي اجتناب از ابتلا به آن در چنته ندارند. در اغلب مبتلايان به IBS علائم با مصرف داروهايي مثل ملين ها يا داروهاي ضداسهال، کاهش استرس و اجتناب از غذاهايي که علائم را تشديد مي کنند، قابل کنترل اند. خوشبختانه رابطه يي ميان IBS و بيماري هاي وخيم تري مثل بيماري هاي التهابي روده يا سرطان وجود ندارد.

علائم

علائم اصلي IBS شامل درد و ناراحتي شکمي همراه با تغيير در اجابت مزاج است. ناراحتي شکمي اغلب با دفع پايان مي پذيرد. برخي از بيماران، يبوست را تجربه مي کنند، حال آنکه بقيه به اسهال مبتلا مي شوند. همچنين ممکن است در ميان اين دو در نوسان باشند. احساس نفخ و تجمع گاز در شکم، امري شايع است. درد IBS مي تواند پس از صرف غذا در زمان تجربه استرس يا دوران عادت ماهانه بروز کند. بيماران مبتلا به سندرم روده تحريک پذير اغلب علائمي غير از اختلالات گوارشي از قبيل درد قفسه سينه، سوزش سر دل، تهوع يا اشکال در بلع را گزارش مي کنند. علائم IBS مي توانند در طول زندگي شدت و ضعف پيدا کنند، اما بيشتر مبتلايان بين 20 تا 50 سال سن دارند. اين بيماري در برخي افراد از نوجواني آغاز مي شود.

آزمايش ها

پزشکان پس از رد کردن بيماري هاي جدي تري نظير کوليت اولسراتيو يا سرطان کولون، به تشخيص سندرم روده تحريک پذير مي رسند. در ابتدا پزشک از بيمار شرح حالي مشتمل بر چگونگي علائم اخذ مي کند. اگر بيمار برخي علائم هشداردهنده را گزارش کرده و بيش از 50 سال داشته باشد، بايد بررسي هاي بيشتري جهت رد کردن بيماري هاي جدي تر به عمل بيايد. علائم هشداردهنده شامل کاهش وزن توجيه نشده، کم خوني، تب، شواهدي حاکي از خونريزي دستگاه گوارش، درد دائمي يا پيش رونده، سابقه خانوادگي ابتلا به سرطان کولون و اسهالي که حتي بدون خوردن غذا بروز مي کند، شب ها اتفاق مي افتد يا حجم بالايي دارد، هستند. سپس نوبت به معاينه باليني مي رسد و پس از آن تست هاي آزمايشگاهي لازم درخواست مي شوند. تست هاي لازم براي تشخيص IBS اينها هستند؛

- تجزيه مدفوع براي عدم وجود خون در آن

- آزمايش خون براي رد کردن ساير بيماري ها نظير شمارش کامل گلبولي، شيمي خون و آزمايشي براي رد کردن بيماري التهابي روده.

پزشک همچنين ممکن است راديوگرافي شکم نظير يک راديوگرافي استاندارد، تست باريم، يا سي تي اسکن يا بررسي آندوسکوپيک بخش پاييني دستگاه گوارش را انجام دهد که در آن از يک لوله انعطاف پذير براي رويت بخش پاييني کولون استفاده مي شود. اگر سن بيمار بالاي50 سال باشد، ممکن است پزشک تصميم به انجام کولونوسکوپي بگيرد که در آن از يک لوله انعطاف پذير براي ديدن بخش پاييني کولون استفاده مي شود. از اين آزمايش براي جست وجوي سرطان کولون و همچنين پوليپ هاي پيش سرطاني خونريزي دهنده استفاده مي شود. در صورتي که اين آزمايش ها منفي باشند، معني آن اين است که فرد به لحاظ عضوي سالم است. در اين صورت پزشک مي تواند با توجه به معيارهاي زير به تشخيص IBS برسد؛ درد و ناراحتي شکمي براي حداقل 12هفته که طي 12ماه گذشته وجود داشته است. ضرورتي ندارد اين هفته ها متوالي باشند. درد يا ناراحتي شکمي حداقل داراي دو ويژگي از سه ويژگي زير است؛ با دفع مدفوع خاتمه مي يابد، با شروع ناراحتي و درد تعداد موارد دفع تغيير مي کند، با شروع ناراحتي شکل ظاهري مدفوع تغيير مي کند.

مروري بر درمان

IBS حدود 3/5 ميليون ويزيت سالانه را در ايالات متحده شامل شده و به رغم اين واقعيت که تنها حدود 10 درصد افراد داراي علامت به پزشک مراجعه مي کنند، شايع ترين تشخيص را در قلمرو طبابت متخصصان دستگاه گوارش به خود اختصاص مي دهد. بررسي هاي متعددي نشان داده است که تاثير IBS بر کيفيت زندگي به همان اندازه نارسايي احتقاني قلب و نارسايي کليوي نيازمند دياليز مهم است.

داروها

بسياري از داروهايي که بدون نسخه پزشک به فروش مي رسند، مي توانند در بهبود علائم IBS موثر باشند. اين داروها شامل موارد زير هستند؛

1- مکمل هاي حاوي فيبر يا ملين هاي ملايم نظير شيرمنيزي براي رفع يبوست

2- داروهاي کاهنده حرکت روده ها نظير لوپراميد يا کائوپکتات براي برطرف کردن اسهال

اما در صورت مصرف داروهايي که بدون نسخه پزشک به فروش مي رسند، حتماً به توصيه هاي پزشک تان توجه کنيد چرا که مصرف بي رويه ملين ها بروز اسهال و مصرف بيش از حد داروهاي ضداسهال بروز يبوست را سبب مي شود. به علاوه داروهاي زير که با نسخه پزشک به فروش مي رسند، اغلب در درمان IBS مورد استفاده قرار مي گيرند؛

1- شل کننده هاي عضلات صاف مثل هيوسين و دي سيکلومين مي توانند در کاهش کرامپ هاي شکمي موثر باشند.

2- داروهاي ضدافسردگي سه حلقه يي مثل آمي تريپتيلين و ايمي پرامين در کاهش درد و اسهال شديد کمک کننده هستند. در اينجا در مقايسه با درمان افسردگي از دوزهاي پايين تر اين داروها استفاده مي شود.

3- داروهاي ضدافسردگي مهارکننده انتخابي بازجذب سروتونين مانند فلوئوکستين مي توانند در برخي افراد موثر باشند، گرچه براي ارزيابي اثربخشي اين داروها کارآزمايي هاي باليني به تعداد کافي انجام نشده اند.

براي درمان IBS دو داروي اختصاصي توليد شده اند؛

1- «آلدسترون هيدروکلرايد» (لونزونکس) که توسط اداره غذا و داروي امريکا (FDA) براي زنان مبتلا به IBS شديد که به درمان هاي متداول پاسخ نداده و اغلب مبتلا به اسهال هستند، تاييد شده است. اين دارو مي تواند عوارض جانبي جدي شامل يبوست و کاهش جريان خون کولون را به همراه داشته باشد. چند مورد مرگ با مصرف اين دارو گزارش شده است. به همين دليل بيماران بايد قبل از مصرف با پزشکان درباره منافع و مضار دارو بحث کنند.

2- «تگاسرول مالئات» (زلنورم) توسط FDA براي درمان کوتاه مدت زنان مبتلا به IBS که اغلب گرفتار يبوست هستند، تاييد شده است. اين دارو براي چهار هفته مصرف مي شود. عوارض جانبي آن شامل اسهال شديد و کاهش جريان خون کولون است. اسهال طي هفته اول درمان بروز کرده و با قطع درمان از بين مي رود.

کاهش استرس

استرس، اسپاسم هاي روده يي را در مبتلايان به IBS سبب مي شود. از اين رو کاهش استرس بخش کليدي درمان يبوست به شمار مي رود. اعصاب کولون انقباض هاي روده يي را کنترل مي کنند. رشته هاي عصبي متعددي کولون را به مغز مرتبط مي سازند. اين امر مي تواند توضيح دهد چرا مردم زماني که عصباني يا هيجان زده مي شوند در معده خود بال زدن پروانه را احساس مي کنند. در مبتلايان به IBS، معده حتي مي تواند به عوامل استرس زاي بسيار خفيف حساس باشد. به علاوه، استرس حساسيت افراد را نسبت به درد و ناراحتي افزايش مي دهد. پژوهش ها نشان داده است تاريخچه يي از رويدادهاي پرتنش يا تجربه فعلي استرس، بروز IBS را همراهي مي کند. ساير بررسي ها نشان داده اند که مبتلايان قبل از بروز علائم IBS يا همزمان با آن به اختلالات روانپزشکي دچار بوده اند. شايع ترين اين اختلالات افسردگي و اضطراب است. اين اختلالات به درمان پاسخ خوبي مي دهند و اگر بدون درمان رها شوند، علائم IBS را بدتر مي کنند. انتخاب هاي درماني شامل روان درماني يا مشاوره رواني و استفاده از داروهاي مرتبط از قبيل داروهاي ضدافسردگي است. نوعي روان درماني به نام درمان رفتاري شناختي براي بيماران مبتلا به IBS متوسط تا شديد و مبتلايان به IBS و اضطراب يا اختلالات خلقي موثر بوده است. اين روش مي تواند به بيماران راهکارهاي کنترل علائم حاصل از اضطراب را آموزش دهد. بيماران با يک روان درمانگر کار مي کنند و مي آموزند که درباره موقعيت هاي تنش زا و ادراک خود از علائم گوارشي فکر کنند. با تغيير ارزيابي شناختي بيماران از واقعيت، علائم گوارشي آنها بهبود مي يابد.

نوعي روان درماني به نام درمان رفتاري شناختي براي بيماران مبتلا به IBS متوسط تا شديد و مبتلايان به IBS و اضطراب يا اختلالات خلقي موثر بوده است. اين روش مي تواند به بيماران راهکارهاي کنترل علائم حاصل از اضطراب را آموزش دهد. بيماران با يک روان درمانگر کار مي کنند و مي آموزند که درباره موقعيت هاي تنش زا و ادراک خود از علائم گوارشي فکر کنند. با تغيير ارزيابي شناختي بيماران از واقعيت، علائم گوارشي آنها بهبود مي يابد. ساير انتخاب هاي درماني استرس شامل موارد زير هستند؛

- آموزش روش هاي آرامش بخشي مانند مراقبه، تخيل هدايت شده يا بازخورد زيستي

- ورزش هاي معمول شامل قدم زدن يا يوگا

- روش هاي نفس کشيدن

- خواب کافي طبق يک برنامه منظم

يک دفترچه يادداشت مي تواند در شناسايي عوامل تنش زايي که علائم را فعال مي سازند، به شما کمک کند. اين يادداشت ها مي توانند علائم و شدت آنها، عوامل همراه نظير تغذيه، فعاليت يا استرس، پاسخ عاطفي (احساس خشم، غم، بي ياوري) و افکار ناشي از حوادث ناگوار را شامل شوند.

www.worldhealthnew.harvard.edu

آشنايي با اندوه و افسردگي پس از زايمان
زايمان در اندوه
دکتر بهنام اوحدي* - www.iranbod.com

شايع ترين گونه از نشانه هاي خلقي که از سوي زنان در دوره بي درنگ پس از زايمان آزموده مي شود، «اندوه پس از زايمان» يا «اندوه بچه» است. اندوه پس از زايمان، رخداد به نسبت شايعي است که در 50 تا 80 درصد زنان رخ داده و دربردارنده نشانه هاي گذرا و تغيير (شيفت)هاي شتابان خلقي همچون گريان بودن، برانگيختگي (تحريک پذيري)، اضطراب، کاستي کنش مايه (انرژي)، از دست رفتن اشتها و آزمودن احساس کلي درهم شکستن و فرو ريختن، به ويژه در ارتباط با تکاليف نگهداري از نوزاد است. بنا بر تعريف، اندوه پس از زايمان در سرشت خود، گذرا و ناماندگار است. آغاز اين رخداد، پس از روز سوم بعد از زايمان (هنگامي که مادر بيمارستان را ترک کرده) است. نشانه ها به گونه معمول، در روز پنجم پس از زايمان به فراز رسيده و خودبه خود تا روز دهم پس از زايمان از بين مي روند. گزارش شده که 75 درصد زناني که نشانه هاي اندوه پس از زايمان را آزموده اند، سير و دوره زماني مشخص و محدودي را سپري مي کنند. به هرحال، 20 تا 25 درصد (يک چهارم تا يک پنجم) آنها ممکن است به سوي يک افسردگي پس زايماني تمام عيار پيش روند. بدين ترتيب درمان اندوه پس از زايمان بايد دربردارنده آموزش روانشناختي، تاييد تجربه کافي مادر و ديده باني نزديک و بادقت درباره بدتر يا طولاني تر شدن نشانه هايي باشد که ممکن است نشان دهنده تکامل و رشد يک اختلال تمام عيار خلقي (افسردگي يک يا دوقطبي) يا اضطرابي باشد.

افسردگي پس از زايمان

در 10 تا 15 درصد زنان پس از زايمان «افسردگي پس از زايمان» رخ مي دهد. نشانه ها و معيارهاي افسردگي پس از زايمان، از نشانه ها و معيارهاي اختلال افسردگي سترگ (شديد) تفکيک ناپذيرند اما شماري از مطالعات بيانگر اين بوده اند که همبودي و همزماني نشانه هاي اضطرابي در افسردگي هاي پس زايماني بروز بيشتري به نسبت ديگر افسردگي ها دارد. عوامل خطربرانگيز افسردگي پس از زايمان، به طور کلي دربردارنده يک پيشينه شخصي يا خانوادگي افسردگي همانند يک پيشينه شخصي افسردگي هاي در رابطه با رخدادهاي همانندآفريني (توليدمثلي) همچون «اختلال ناخوشي (ملال) پيش از خونريزي ماهيانه (PMDD)» يا افسردگي هاي پيشين پس از بارداري است. اين و ديگر يافته ها بيان مي دارد که يک زيرگروه زنان، به ويژه آنان که داراي پيشينه افسردگي بازگرد (تکرارشونده) هستند، ممکن است حساسيت افزون تري به دگرگوني هاي سطوح هورمون هاي همانندآفريني همچون آنچه در پيش از خونريزي ماهيانه، پس از زايمان و پيش از يائسگي رخ مي دهد، نشان دهند. اين به معناي کمينه ساختن نقش متغيرهاي روانشناختي به عنوان عوامل خطربرانگيز براي آغاز افسردگي در دوره پس از زايمان نيست. همانند افسردگي هاي پس از زايمان، زناني که با مشکلات روانشناختي شديد و چندگانه يا دشواري هاي ديرپا (مزمن) بين فردي روبه رويند، در خطر افزون آزمودن يک اپيزود افسردگي سترگ (ماژور) در دوره پس از زايمان هستند. پژوهش ها نشان دهنده آن است که فشارزا (استرسور)هاي روانشناختي ممکن است مغز را به دگرگوني هاي پسين متابوليک يا هورموني و... حساس سازند. در مطالعات باليني، در افسردگي پس از زايمان، کارايي و اثربخشي داروي سرترالين گزارش شده است. با وجود نبود ناهنجاري هورموني، استراديول (زيرزباني يا تزريقي) و پره مارين (استروژن) در درمان افسردگي يک قطبي پس از زايمان به کار برده شده است. هرچند در بيشتر موارد رفتاردرماني شناختي يا شناخت درماني به تنهايي حتي بدون تجويز سرترالين موثر بوده است. در موارد بسيار اندک و مقاوم به درمان، ممکن است سود جستن از الکتروشوک درماني، همچون مواردي از روان پريشي پس از زايمان، لازم شود که همانند دوران بارداري سود جستن از آن بي خطر و بسيار کارآمد است.

اختلال دوقطبي پس از زايمان

زنان داراي يک پيشينه «اختلال (افسردگي) دوقطبي» بي استثنا در خطر بيشتري براي اپيزود بازگرد (تکراري) آن در دوره پس از زايمان هستند. با وجود آنکه عامل اين خطر بازگشت بالاتر در دوره پس از زايمان، ناشناخته است، اما ممکن است با دگرگوني هاي ناگهاني در استروژن و پروژسترون، آشفتگي در محور هيپوتالاموس-هيپوفيز-تيروئيد، الگوهاي نامنظم، به هم ريخته و کاهش يافته خواب، فشار (استرس) روانشناختي افزايش يافته مربوط به روند مادري و نگهداري و پاسداري از نوزاد يا هرگونه به هم پيوستن و آميختگي اين عوامل در رابطه باشد. افزون بر اين، پژوهش ها نشان مي دهند از دست رفتن ناگهاني ريتم ها و نظم هاي اجتماعي، به ويژه از هم گسيختگي خواب ممکن است ارتباط بين فشار (استرس) زندگي و خطر بازگشت و عود اختلال دوقطبي را در بيماران دوقطبي شدت بخشد. آنچنان که محروميت از خواب ممکن است پيشايند شيدايي (مانيا) شود. بنابراين ديده باني باليني نزديک و کوشش در ياري جستن از پشتيباني هاي اجتماعي براي پيشگيري از درهم ريختگي و از هم گسيختگي خواب و پايدار ساختن ريتم ها و نظم هاي اجتماعي در نو (تازه)مادر داراي پيشينه اختلال دوقطبي ممکن است به گونه يي ويژه مهم باشد. سفارش مي شود در موارد شديد براي اين گونه زنان، طي 24 ساعت زايمان داروهاي تثبيت گر خلق تجويز شود تا از خطر بالاي بازگشت بيماري در دوره پس از زايمان ايمن بمانند. به دليل متابوليسم شتابان در اين زمينه سود جستن از والپروات سديم (دپاکين) و کاربامازپين (تگرتول) ايمن تر از ليتيوم است که غلظت آن در شير نصف اندازه آن در سرم مادر است. هرچند در موارد سود جستن از والپروات سديم و کاربامازپين، وضعيت باليني نوزاد و اندازه پلاکت و آنزيم هاي کبدي او بايد به گونه منظم و با دقت ديده باني شوند. سود جستن از بنزوديازپين ها همچون ديازپام (واليوم) و کلرديازوپوکسايد، به دليل ترشح بالا در شير مادر توصيه نمي شود؛ به ويژه اينکه مي تواند موجب سرکوب تنفس در نوزاد شود. در موارد بسيار لازم فقط زير نظر پزشک مي توان از اندازه هاي اندک گونه هاي کوتاه اثر بهره گرفت.

اختلالات اضطرابي پس از زايمان

از آنجا که همانند اختلال افسردگي تک قطبي، اختلالات اضطرابي به گونه معمول در زنان بيشتر از مردان ديده مي شود، ديده باني براي اختلالات اضطرابي همچون اختلال پانيک، نماهاي گذرهراسي، هراس اجتماعي، ترس هاي اختصاصي و اختلال اضطراب فراگير (GAD) بايد انجام شده و در موارد لازم درمان آن از سوي روانپزشک انجام شود.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
عناوين اين صفحه
از اضطراب و استرس دوري کنيد
زايمان در اندوه
دستيابي به اهداف جهاني هزاره
ششمين سمينار انجمن صرع ايران
ارتقاي تحصيلي تکنسين هاي دندانپزشکي

دستيابي به اهداف جهاني هزاره
90 درصد زنان باردار تحت پوشش خدمات نظام سلامت در کشور هستند. دکتر «مرضيه وحيددستجردي» وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در مراسم افتتاحيه هشتمين کنگره بين المللي زنان و مامايي ايران با اعلام خبر فوق گفت؛ «امروز نظام سلامت ما پوشش خوبي براي سلامت زنان جامعه فراهم کرده و در حال حاضر 95 درصد زايمان ها و سزارين ها توسط متخصصان زنان و ماماها و 5/2 درصد نيز توسط بهورز ماماها و افراد آموزش ديده انجام مي شود.» وي با اشاره به قدمت رشته متخصصان زنان و مامايي به عنوان اولين رشته تخصصي در دنيا گفت؛ «علم زنان قديمي ترين علم در دنيا است و از زمان آدم و حوا آغاز شده و اين رشته مهم ترين نقش را در ارتقاي سلامت زنان و جامعه داراست.» وزير بهداشت افزود؛ «آمار مرگ و مير مادران از 30 سال پيش که حدود 250 مورد در 100 هزار بوده امروزه به 22 مورد در 100 هزار کاهش يافته و ما توانسته ايم امروز به اهداف هزاره که بايد در سال 2015 محقق شود، برسيم و اين امر با تلاش هاي متخصصان زنان و ماماها ميسر شده است.» وي از طرح پزشک خانواده که در حال حاضر در شهرهاي زير 20 هزار نفر جمعيت اجرا مي شود، ياد کرد و گفت؛ «ما در اين طرح برآنيم با افزايش امکانات بهداشتي و امکان دسترسي بانوان به زايمان هاي بدون درد و ارتقاي سلامت بانوان و توجه به امر کاهش عوارض و بيماري هاي زنان اين طرح را براي شهرهاي زير يکصد هزار نفر نيز اجرا کرده و گام مهمي در جهت ارتقاي سلامت جامعه برداريم.» وي از برنامه هاي ديگر وزارت بهداشت به برنامه کاهش مرگ و مير نوزادان اشاره کرد و افزود؛ «در حال حاضر براي محقق شدن اين هدف با مجهز کردن بخش نوزادان در مراکز بهداشتي و جلوگيري از زايمان هاي زودرس به عنوان مهم ترين عامل مرگ نوزادان برآنيم تا به اهداف جهاني هزاره در اين زمينه در سال 2015 دست يابيم.» گفتني است در هشتمين کنگره بين المللي زنان و مامايي ايران که تا امروز (18 آبان ماه) در مرکز همايش هاي رازي تهران جريان دارد، بيش از 240 مقاله به صورت سخنراني و 400 مقاله نيز به صورت پوستر ارائه خواهد شد.


ششمين سمينار انجمن صرع ايران
انجمن صرع ايران ششمين کنگره صرع را به مدت دو روز در تاريخ هاي 28 و 29 آبان ماه سال جاري در تالار امام علي(ع) دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي (اوين- بلوار دانشجو) برگزار مي کند. اين سمينار داراي امتياز بازآموزي براي متخصصان مغز و اعصاب، روانپزشکان، جراحان مغز و اعصاب، پزشکان عمومي، پيراپزشکان و... است. جهت کسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 88463273 دبيرخانه سمينار حاصل فرماييد.


ارتقاي تحصيلي تکنسين هاي دندانپزشکي
دبير شوراي آموزش تخصصي دندانپزشکي کشور از ورود نخستين گروه از دانشجويان کارشناسي پروتز دندان از بهمن ماه امسال به دانشکده هاي دندانپزشکي کشور خبر داد و گفت؛ «تلاش 30ساله جامعه دندانسازان ايران و همت دانشکده هاي دندانپزشکي کشور با مساعدت وزارت بهداشت سرانجام به ثمر نشست و مقطع تحصيلي تکنسين هاي دندانسازي از کارداني به کارشناسي ارتقا يافت.» دکتر «اکبر فاضل» با اعلام اين خبر افزود؛ «اين اقدام زمينه را براي ادامه تحصيل تکنسين هاي کنوني پروتز دندان فراهم آورده که وجود اين افراد که سابقه فعاليت در لابراتوارها را دارند، در دانشکده ها موجب تبادل تجارب به دانشجويان جديد خواهد شد.» وي لازمه ارائه کار با کيفيت دندانپزشکان را در گرو افزايش دانش شاغلان در لابراتوارها برشمرد و تصريح کرد؛ «کيفيت بالاي کار دندانسازان در ارتقاي خدمات مطلوب از سوي دندانپزشکان نمود مي يابد و ضروري است دندانسازان به مسائل ايمني و بهداشتي در محيط هاي لابراتواري توجه ويژه يي داشته باشند زيرا بي دقتي در اين امر سبب انتقال عفونت از لابراتوارها به دندانپزشکي ها و در نهايت بيماران مي شود هرچند عکس اين قضيه نيز صادق بوده و رعايت نکردن اصول ايمني و بهداشتي از سوي دندانپزشکان نيز باعث انتقال عفونت از مطب هاي دندانپزشکي به لابراتوارها مي شود.» دکتر «حسين حصاري» رئيس اداره سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت نيز در اين کنگره با تاکيد بر اينکه فعاليت دندانپزشکي، فعاليتي تيمي است، گفت؛ «ارتقاي سلامت دهان و دندان در جامعه منوط به ارتقاي تحصيلي دندانپزشکان، متخصصان پروتز، پرستاران شاغل در اين بخش و بهداشت کاران دهان و دندان بوده، ارتقاي تحصيلي و مهارتي هريک از رشته ها بدون ارتقاي رشته ديگر سبب غفلت از بخش ديگر و در نتيجه توسعه ناموزون خواهد شد.» وي جامعه دندانسازان را به عنوان بخش مهمي از تيم سلامت دهان و دندان کشور برشمرد که بايد از جايگاه مناسبي برخوردار بوده و تقويت اين جامعه مي تواند سبب واگذاري بخشي از مسووليت هاي وزارت بهداشت به اين جامعه شود. دکتر «حصاري» يادآور شد؛ «جامعه دندانسازان ايران بايد جامعه يي مطالبه گر بوده که به روش منطقي عمل کند و با اطلاع از شرايط و اوضاع صنفي خود بتواند خدمات مورد نظر را در سراسر کشور و در تمام استان ها ارائه دهد.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام