
گروه حوادث؛ حدود 10 روز پس از آنکه دو دختر شکاک در استان فارس خواهر خود را با تصور رابطه با يک پسر به قتل رساندند جنايتي مشابه در استان مرکزي به وقوع پيوست و اين بار دختر جواني خواهر بزرگ تر خود را با انگيزه يي مشابه حلق آويز کرد. اين جنايت در شهر خنداب از توابع اراک رخ داد و متهم در بازجويي ها جزئيات حادثه را تشريح کرد. ماموران نيروي انتظامي زماني در جريان اين حادثه قرار گرفتند که فردي در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 اعلام کرد دختري در يک خانه حلق آويز شده است. کارآگاهان پس از حضور در محل اعلام شده جنازه دختر 19ساله به نام سميرا را در حالي که با طناب از سقف طويله آويزان بود پيدا و تحقيقات خود را آغاز کردند. از آنجا که اکثر موارد حلق آويزي خودکشي است کارآگاهان نيز با همين تلقي پيش رفتند و جسد را در اختيار متخصصان پزشکي قانوني قرار دادند اما کارشناسان با توجه به نوع جراحتي که روي گلوي متوفي ايجاد شده بود و همچنين نشانه هاي ديگر به اين نتيجه رسيدند مرگ دختر 19ساله خودخواسته نبوده و او را کشته اند. اعلام اين نظريه مسير تحقيقات را تغيير داد و اين بار پليس براي شناسايي عامل جنايت به تکاپو افتاد. نوع پوشش سميرا هنگام مرگ و اين موضوع که او با ميل و اختيار خودش به طويله رفته بود گواهي مي داد اين جنايت يک قتل خانوادگي است و دختر جوان تا لحظه آخر نمي دانسته چه انديشه يي در سر طرف مقابلش است. والدين سميرا در بازجويي ها هيچ حرف شک برانگيزي نزدند اما خواهر 18ساله مقتول به شدت پريشان و مضطرب بود و هر بار که مي خواست ماجرا را توضيح دهد تغييراتي در آن به وجود مي آورد. همه اينها حکايت از آن داشت که سميه راز قتل خواهرش را مي داند. به همين خاطر بازجويي ها از او ادامه يافت تااينکه بالاخره دختر جوان اعتراف کرد خودش سميرا را کشته است. او گفت؛ مدتي بود به خواهرم مشکوک شده بودم. با کمي کنجکاوي فهميدم سميرا دچار مشکلات اخلاقي شده است. رفتارهاي او تنفربرانگيز بود. براي همين تصميم گرفتم او را بکشم. نفرت من از سميرا به حدي بود که احساس مي کردم جز با قتل او آرام نمي گيرم. روز حادثه به سميرا گفتم مي خواهم وي را بکشم. خواهرم هم بدون اينکه اعتراض بکند، قبول کرد و با هم به محل نگهداري گوسفندان رفتيم. من يک طناب از سقف آويزان کردم و از سميرا خواستم خودش را براي مرگ آماده کند. خواهرم تا آن زمان موضوع را جدي نگرفته بود اما وقتي فهميد براي کشتنش مصمم هستم، ترسيد و سعي کرد مقاومت کند ولي زورش به من نرسيد. با اجبار و تهديد طناب دار را دور گردنش انداختم و صندلي را از زير پايش خالي کردم. خواهرم چند ثانيه يي تقلا کرد و بعد جان باخت. بنابراين گزارش پس از اعترافات دختر 18ساله او راهي زندان شد.