سه شنبه، 12 آبان 1388 - شماره 2093
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
مقايسه حاميان دولت با اخباريون صدر اسلام
لاريجاني؛ مي خواهند قرائت خود را مسلط کنند

اگر اصولگرايان بر اساس عقلانيت اسلامي فضاي جامعه را رقم بزنند جاي پاي خود را محکم مي کنند ولي اگر به مناقشات فردي و تضادهاي فرعي بپردازند اين امر به آنها ضربه مي زند و ما في الحال وضعي ميانه داريم

گروه سياسي؛ «في الحال وضع ميانه يي داريم.» اين جمله پرابهام و تا حدودي منفي، شرح حال جناح اصولگرا از زبان مردي است که هم رياست پارلمان و هم رياست فراکسيون اصولگرايان را در دست دارد اما هر روز لبه تيز نقدهاي حاميان احمدي نژاد بر گرده او مي نشيند. هنوز هفته هايي بيش از جنجال يک ماهه رايحه خوشي هاي مجلس عليه رياست «علي» بر فراکسيون اکثريت نگذشته، خبرنگار خبرگزاري رسمي دولت به دفتر کار آقاي رئيس رفت تا از او «شرح حال» اصولگراياني را بشنود که طيف هاي مختلف آن از تندرو گرفته تا معتدل، همه ارکان حاکميت را در دست دارند. طرفه آنکه لاريجاني نيز در مقام يک منتقد، با نواهاي اصولگرايان منتقد و هشدارهاي آنها همراه شد و «مناقشات فردي و تضادهاي فرعي» جناح حاکم را سبب «ضربه» خوردن به اين جناح دانست.اشاره يکي از دو برادر حاضر در راس دو قوه به تندبادهايي باز مي گردد که در چهار سال اخير اردوگاه جناح راست را درنورديده و به اعتقاد بسياري از تحليلگران، شکاف اين جناح را به گسترده ترين شرايط در 30 سال گذشته رسانده است. اگر در پي شکست هاي پي در پي جناح راست در سال هاي پس از دوم خرداد، نسل نويني از نو رسيده هاي اين جناح که سوابقي غيرسياسي داشتند، رو به بزرگان اصولگرا کرده و آنها را شايسته «بازنشستگي» دانستند اين اتفاق به طور تدريجي رخ داد. نومحافظه کاران در شرايطي ويژه ابتدا در انتخابات شوراها خود را «پيروز» ناميدند و به فاصله يک سال پس از آن در ميدان نابرابر و عجيب مجلس هفتم تحت لواي «آبادگران» به ساختمان قديمي پارلمان راه يافتند. در آن روزها اصولگرايان سنتي نظاره گر بودند و کنايه هاي سياسي فرزندان «سرکش» را تحمل مي کردند تا در انتخابات رياست جمهوري نهم ثابت کنند کانديداي آنها و جريان سياسي نزديک به سنتي ها و معتدلين، بر تندروها و کانديداي آنها غلبه دارد. پنج کانديداي اصولگرا وارد صحنه شدند تا نتيجه آن انتخابات اثري ملموس بر اين جناح سياسي بگذارد. از آن پس همواره درگيري هاي داخلي جناح راست نقطه «بيشينه» را نشان داده و در انتخابات شوراهاي سوم، خبرگان چهارم و مجلس هشتم اين سنتي ها و منتقدان دولت بودند که بر فهرست هاي «جداگانه» حاميان احمدي نژاد غلبه کردند. اگرچه در انتخابات رئيس مجلس و رئيس فراکسيون اصولگرايان دوره هشتم مجلس هم اين تضادها همواره خبرساز شد اما اصلي ترين عرصه به سطح آمدن اختلافات در انتخابات رياست جمهوري دهم خود را نشان داد. پس لرزه هاي آن انتخابات امروز مجلس، شهرداري تهران، شوراهاي شهر و حتي خبرگان را مي لرزاند و در چنين شرايطي است که علي لاريجاني بسيار محتاط درباره حال و روز جريان سياسي خود سخن مي گويد؛ «اگر اصولگرايان بر اساس عقلانيت اسلامي فضاي جامعه را رقم بزنند جاي پاي خود را محکم مي کنند ولي اگر به مناقشات فردي و تضادهاي فرعي بپردازند اين امر به آنها ضربه مي زند و ما في الحال وضعي ميانه داريم.»او البته در آسيب شناسي خود، «کد»هايي معنادار نيز ذکر کرد تا پيام هاي لازم را به مخالفان خود در دل جريان اصولگرا بدهد؛ «دچار شدن به مسائل نفساني مهم ترين آسيب هاي موجود است. اين امر به جوهره افراد مربوط است و به همين دليل است که امام مي فرمودند آدم شدن سخت است چرا که ممکن است افراد از نظر آرايش فکري، آرايش درستي داشته باشند اما از نظر آرايش نفساني درست نباشند و اين امر صدمه مي زند.»وي تاکيد کرد؛ همه بايد براي همگرايي فکري تلاش کنيم و عدم تصلب در عقايد شخصي را ملاک کار خود قرار دهيم چرا که اصولگرايي ملک طلق کسي نيست و در نتيجه مجاهدت افراد زيادي پس از انقلاب است که اين فکر بارور شده و توانسته خود را فربه کند ودر حال حاضر هرگونه استفاده ابزاري يا تسلط نگاه شخصي بر آن به هويت اين جريان لطمه مي زند چرا که عده يي ممکن است اين قرائت را نداشته باشند يا نگاه متفاوتي به اصولگرايي داشته اما همه اين اصول را پذيرفته باشند. ما نبايد اين افراد را طرد کنيم.لاريجاني پيغامي رسمي هم به حاميان دولت داد؛ «اصولگرايان قدرت تحمل و سعه صدر خود را زياد کنند تا دوستاني که اين چارچوب را مي پذيرند با خود همراه کنند نه اينکه بخواهند قرائت خود را مسلط کنند.» او آنها را با «اخباريون» مقايسه کرد؛ «در طول تاريخ اسلام هم اين مشکل وجود داشته و افرادي مانند اخباريون تلاش مي کردند تفکرات خود را بر ساير علما حاکم کنند و به همين دليل برخي بخش هاي علوم اسلامي تضعيف شد چرا که اين افراد به اصول و فلسفه مجال رشد نمي دادند و اين در حالي بود که برخي از علما با اين چارچوب ها به فکر اسلامي نگاه مي کردند و اين الان در عرصه سياست ما وجود دارد.»نماينده مردم قم در مجلس گفت؛ چون سهم نخبگان در جامعه ايراني خيلي وسيع است و به همين ميزان مطالبه آنها از اداره کشور زياد است، اداره حجم زيادي از نخبگان خود، فرزانگي خاصي مي خواهد. سابقه تمدن ما هم اقتضا مي کند از همه انديشه ها به نيکي استفاده شود.وي در پايان تاکيد کرد؛ اگر اين فراخ نگري وجود داشته باشد بدنه مومن، انقلابي، اصيل و با تجربه در کشور ما ظرفيت خوبي براي پيشرفت کشور مي سازند اما اگر تنگ نظري در اين مساله باشد، به همين ميزان سرعت را کاهش مي دهد. اين چهره ميانه رو اصولگرا در اين گفت وگو اين گونه ادامه داد؛ «آنچه ما از رهنمودهاي رهبري دريافت مي کنيم اين است که هيچ وقت ايشان دسته بندي هاي اصولگرا و غيراصولگرا را تقسيمي صلب نمي دانند. به اين معني که اصولگراي واقعي، اصلاح طلب هم هست اما به هر حال اين جريان سياسي براي خودش مباني فکري مشخصي هم دارد.» وي افزود؛ ممکن است عده يي اين تقسيم بندي را جامع و مانع ندانند که ما اين امر را نفي نمي کنيم اما به هر حال بايد پذيرفت که اساس اين فکر را مکتبي سياسي تشکيل مي دهد که اولاً به حکومت ديني و تئوري ولايت فقيه پايبندي جدي دارد و از سوي ديگر از نظر نظامات سياسي، اقتصادي و فرهنگي به تفکر عدالت به عنوان رکن فلسفه سياسي اسلامي نگاه مي کند. وي در ادامه با اشاره به اينکه دين سالاري و مردمسالاري دو مقوله جدا از هم نيستند، افزود؛ مردمسالاري ديني في حد ذاته از عدالت سياسي زاييده مي شود و اگر اعتقاد داريم عدالت بسترساز بالفعل شدن استعدادهاي افراد است، بايد دانست که يکي از حالت هاي بروز استعداد افراد، حضور سياسي است و وقتي بالفعل مي شود که فرد مشارکت سياسي داشته باشد و در سرنوشت خود دخيل باشد يعني مردمسالاري را از درون تئوري عدالت دربياوريم. رئيس فراکسيون اصولگرايان گفت؛ در تفکر اصولگرا اين نگاه به عنوان مبنا مطرح است يعني مشارکت حداکثري مردم بر سرنوشت سياسي، فرهنگي و اقتصادي آنها تاثير مستقيم دارد. به همين دليل نگاه اصولگرايان به اقتصاد مثل نگاه سوسياليست ها به اقتصاد نيست. ما اول طرفدار اجراي اصل 44 هستيم کما اينکه از اول انقلاب به جناحي که الان مرسوم به اصولگرايي است راست مي گفتند چرا که معتقد بود کارها را نبايد به صورت صلب و سوسياليستي اداره کرد. رئيس پيشين صدا و سيما افزود؛ البته در طول اين 30 سال اين جريان فراز و فرودهايي داشته که اين امر بستگي به اين داشته که افراد فعال اين جريان که در صحنه بودند و کارهاي اصلي اجرايي را در دست داشتند چقدر با سليقه بوده و توانسته اند خوراک سياسي، فرهنگي و اقتصادي را به مردم درست عرضه کنند. زماني که اين تفکر ناقص يا زخمي عرضه شده يا در اجرا ناتوان بوده است، مردم به سمت ديگري گرايش نشان داده اند که البته گرايش به سمت ديگر به معني افتراق در تمامي زمينه ها نيست چرا که اصولگرايان با جناح مقابل در برخي از اين زمينه ها اشتراکات زيادي داشته اند. پيام هاي اين گفت وگوي لاريجاني آن هم با «ايرنا» در کنار سخنان انتقادآميز اين روزهاي حبيب الله عسگراولادي، محمدرضا باهنر، آيت الله مهدوي کني، حسن بيادي، علي مطهري، عماد افروغ و... مي تواند مرزبندي هاي اصولگرايان را برجسته تر سازد.

هشدار مقامات رسمي و نهادهاي انتظامي شدت گرفت
اجازه شعار انحرافي در سيزدهم آبان نمي دهيم
ستاد کل نيروهاي مسلح استانداري تهران فراکسيون اصولگرايان، فرماندهي انتظامي تهران بزرگ و... با صدور بيانيه هايي نسبت به نحوه برگزاري راهپيمايي روز 13 آبان هشدار دادند

گروه سياسي؛ دو روز مانده به سي امين سالگرد تسخير سفارت امريکا در تهران، هشدارها نسبت به برگزاري هرگونه مراسمي که خارج از عرف مراسم دولتي باشد، رنگ و بوي تازه يي به خود گرفته است. همچنان که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ستاد کل نيروهاي مسلح، استانداري تهران، فراکسيون اصولگرايان، فرماندهي انتظامي تهران بزرگ و... با صدور بيانيه هايي نسبت به نحوه برگزاري راهپيمايي روز 13 آبان هشدار دادند.اين هشدارها پس از برپايي مراسم روز قدس که هرساله در ايران برگزار مي شود و شعارهايي که از سوي مخالفان نتايج انتخابات اخير رياست جمهوري در اين مراسم سر داده شد، يکي پس از ديگري از سوي حاميان دولت مطرح شد. خطبه هاي نماز جمعه تهران نقطه آغازين اين گونه هشدارها بود که بيشتر رنگ و بوي برخورد قهرآميز مي داد.احمد جنتي يکي از امامان جمعه موقت تهران بود که در خطبه هاي نماز جمعه تهران در خصوص شرکت مخالفان دولت در راهپيمايي 13 آبان هشدار داده و حتي به قوه قضائيه توصيه کرده بود با اين افراد به شدت برخورد کند.پس از او بسياري از حاميان دولت شعارهايي را که در مخالفت با چين و روسيه در مراسم روز قدس سر داده شده بود به شدت مورد انتقاد قرار دادند و آن را همراهي با استکبار توصيف کردند. اما احتمال حضور دوباره مخالفان انتخابات رياست جمهوري در مراسم 13 آبان هشدارها را جدي تر از گذشته کرده است. در همين راستا بود که روز گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در خصوص آنچه آن را «شيطنت هاي عده يي فريب خورده در سالروز 13 آبان» عنوان کرد هشدار داد و اعلام کرد؛ «ملت عظيم الشأن ايران اسلامي به هيچ جرياني اجازه نخواهد داد با طرح شعارها و مسائل انحرافي و دروغين به اراده راسخ و عزم پولادين آنان خدشه يي وارد سازد.» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بيانيه خود با گراميداشت روز مبارزه ملي با استکبار جهاني، سيزدهم آبان ماه را نماد مقاومت، ايستادگي و استکبارستيزي ملت ايران و صحنه فروريختن هيمنه امريکا در برابر نظام و انقلاب اسلامي دانست.به گزارش ايلنا در ادامه اين بيانيه با برشماري جنايات و خيانت هاي امريکا عليه ملت ايران و عدم تغيير راهبرد شيطاني کاخ سفيد در عرصه خصومت ورزي و کينه توزي عليه نظام و انقلاب اسلامي و اطمينان ناپذيري و بدبيني ايرانيان نسبت به برخي تغييرات تاکتيکي سردمداران امريکايي در سطح ادبيات رايج و فريبنده سياسي و گفتمان هاي بدون پشتوانه و صداقت رسانه يي تاکيد شده است؛ ستاد کل نيروهاي مسلح نيز با صدور بيانيه يي با گراميداشت روز ملي مبارزه با استکبار جهاني، سيزدهم آبان ماه را نماد عزم و اراده ملت ايران در دفاع از آرمان ها و ارزش هاي انقلاب و تداوم حرکت استکبارستيز خود در برابر دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي و نماد مرگ بر شيطان بزرگ دانست.اما شايد شديدترين هشدار روز گذشته از سوي سردار نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين عنوان شد.به گزارش ايسنا وي روز گذشته در مراسم يادواره شهيد فهميده و شهداي دانش آموز فرهنگي کشور تاکيد کرد؛ اگر امروز کساني بخواهند با تاسي به کاخ سبز معاويه جنبش سبز اموي را در مقابل نظام ما علم کنند، ملت ما ثابت کرده است که در تداوم راه شهيدان، جنبش سبز علوي بزرگ خود را بر همه ظالمان عالم مي شوراند و سرنوشتي را که براي مستضعفين رقم زده شده است، محقق مي کند. اشاره نقدي به تشکيلاتي است که از روز يکشنبه به عنوان جنبش سبز علوي اعلام موجوديت کرده است تا جنبش سبز مخالفان دولت را تحت تاثير خود قرار دهد. به هر حال رئيس سازمان بسيج مستضعفين گفت؛ خيلي از کساني که 13 آبان در اول انقلاب در تسخير لانه جاسوسي حضور داشتند امروز در خط امام و اسلام مانده اند ولي برخي از آنها از خط خود برگشته اند.سردار سرتيپ بسيجي محمدرضا نقدي افزود؛ آن روز در اعتراض به وزير خارجه وقت، لانه جاسوسي را تسخير کردند، ولي امروز همنوا با همان وزير خارجه يي شده اند که هميشه حرف امريکا را زده و جيره خور آنها بوده است. وي اظهار داشت؛ عده يي زماني مي گفتند بايد به فلسطين و لبنان حمله کنيم ولي يک زمان حتي از دادن شعار در حمايت از لبنان و فلسطين ابا دارند و امروز که کمي از شور جواني افتاده اند، مي گويند چرا بايد خود را فداي آنها کنيم. برخي افرادي که در جواني بسيار حماسي و پرشور و نشاط بودند، بعد از عبور از جواني وضع شان خراب شد. اينها همان هايي هستند که در مدرسه و دانشگاه، از بي عدالتي عصباني مي شدند ولي وقتي به منصب و مقام رسيدند، نتوانستند آن روحيه عدالت خواهي را حفظ کنند. وي خطاب به بسيجيان گفت؛ ما منتظر ظهور امام عصر(عج) هستيم و براي اينکه اين انتظار زودتر به پايان برسد، بايد مشق دفاع خود را خوب انجام دهيم. امروز دفاع از ولايت وظيفه همه ماست. دفاع ما از ولايت ثابت مي کند اگر امام عصر(عج) ظهور کنند، اين ملت ملتي نيست که مثل ملت هاي گذشته دور امام خود را خالي کند. تحقق عيني همه امروز ما حمايت از ولايت، زمينه ظهور است. وي با بيان اينکه «ملت ما حسيني و علوي هستند و همواره شعار دشمن ظالم و مدافع مردم باش را پيام خود قرار داده اند»، افزود؛ اگر عده يي اندک از جاهلان و دنياديدگاني که ديروز انقلابي بودند و امروز ثروت درست کرده اند و از ترس حساب هاي بانکي خارج از کشور خود کوتاه مي آيند، جوانان و نوجواناني هستند که راه شهيد فهميده ها را ادامه مي دهند و اگر هر بن بستي پيش بيايد ما با جان خود اين بن بست ها را مي شکنيم. نقدي در پايان تاکيد کرد؛ ما خط ولايت را ادامه خواهيم داد و در همين خط حرکت خواهيم کرد.

پيش بيني روز 13 آبان

پس از او نوبت اصغر آب خضر دبيرکل شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي بود تا در يک کنفرانس خبري به مناسبت روز 13 آبان پيش بيني کند «همه کساني که به انقلاب اسلامي ايران اعتقاد دارند با شعار واحدي در اين مراسم شرکت مي کنند تا ما شاهد کم تنش ترين مراسم در اين روز باشيم.» به گزارش ايسنا آب خضر در ادامه در پاسخ به سوالي راجع به حواشي 13 آبان امسال و اينکه برخي معترضان به انتخابات سخن از برگزاري تجمع و دادن شعارهاي ديگري در اين مراسم گفته اند، گفت؛ 13 آبان يک روز ملي است. حضور اقشار مختلف مردم را در اين مراسم شاهد هستيم و طبق معمول هر سال شرکت کنندگان شعارهاي مرگ بر امريکا و مرگ بر اسرائيل خواهند داد. اگر جرياني بخواهد خلاف خواست ملت ما شعار دهد مردم راه خود را از آنها جدا خواهند کرد. مانند روز قدس که برخي شعارهاي متفاوتي دادند و بلافاصله پس از آن همه افرادي که در چارچوب نظام هستند آن شعارها را محکوم کردند. سردار جزايري معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح هم ديروز چنين هشدار داد؛ «جمهوري اسلامي ايران در عين سعه صدر، نمي تواند به عناصر برانداز و دنباله هاي کودتاي نرم اجازه فتنه گري بدهد و چنانچه ناچار شود حتي خواهد توانست عقبه هاي برون مرزي کودتا را با چالش جدي مواجه کند.» وي همچنين افزود؛ نحوه رفتار بخش هاي مربوطه نظام در جريان کودتاي امريکايي - انگليسي اخير که توسط مزدوران شان در ايران به اجرا گذاشته شد، به گونه يي بوده است که تاکنون طيف قابل ملاحظه يي از پياده نظام جريان فتنه شناسايي و به موقع با آنها برخورد خواهد شد. سردار رحيم صفوي دستيار ارشد فرمانده کل قوا نيز گفت؛ ممکن است عده يي بخواهند در 13 آبان فتنه گري کنند ولي مردم بايد صف شان را از فتنه گران جدا کنند، اما بايد اين عده بدانند ملت ايران در مقابل فتنه گران خواهد ايستاد. به گزارش مهر وي افزود؛ ملت بزرگوار ايران در مقابل عده يي خاص و فتنه گراني که بخواهند آرمان هاي انقلاب را زير پا بگذارند، کوتاه نمي آيد. سردار صفوي با بيان اينکه اگرچه عده يي ممکن است در زمان جنگ مسووليت هايي داشته و در دوران امام حضور داشتند اما هم اکنون که در مقابل رهبري ايستادند، ديگر از جايگاهي برخوردار نيستند. سردار صفوي بيان داشت؛ تجربه 30 ساله انقلاب اسلامي نشان داده است هر کسي در مقابل ولايت ايستاد سرنگون شد و امروز نيز هر کس در مقابل ولايت بر حق امام زمان و مقام رهبري بايستد، رسوا مي شود. وي با تاکيد بر اينکه افرادي که در مقابل ولايت بايستند نه تنها خود رسوا مي شوند بلکه شعارهاي آنها نيز رسوا مي شود، گفت؛ من به عنوان يک پاسدار توصيه مي کنم اين افراد به دامن اسلام و نظام اسلامي بازگردند و از ادامه فتنه گري پرهيز کنند. فراکسيون اصولگرايان مجلس نيز با صدور بيانيه يي به مناسبت روز 13 آبان به عنوان روز مبارزه با امريکا اعلام داشت؛ تغيير در الفاظ مسوولان امريکا، تغيير تاکتيک براي رسيدن به اهداف پيشين است.

نياز به تدابير امنيتي نيست

در همين حال استاندار تهران با تاکيد بر اينکه روز 13 آبان نيازمند تدابير امنيتي نيست، اظهار داشت؛ به ياري خداوند و با حضور گسترده امت حزب الله اين روز با شعار مرگ بر امريکا و به بهترين شکل برگزار خواهد شد. مرتضي تمدن در گفت وگو با فارس با پيش بيني برگزاري باشکوه راهپيمايي روز 13 آبان با حضور گسترده مردم، در خصوص تدابير استانداري براي جلوگيري از تجمعات انحرافي احتمالي در اين روز گفت؛ فضاي روز 13 آبان امنيتي نيست که بخواهيم به مسائل امنيتي بپردازيم. وي افزود؛ مراسم روز 13 آبان در فضايي کاملاً عادي و با محوريت شعار مرگ بر امريکا و حضور گسترده مردم برگزار مي شود و براي ما هم مقوله عادي است. تمدن در پاسخ به اين سوال که با تجمعات غيرقانوني در روز 13 آبان چگونه برخورد مي کنيد چراکه در روز جهاني قدس برخي با تجمعات غيرقانوني درصدد ايجاد انحراف در اهداف اين روز بودند، خاطرنشان کرد؛ بعيد مي دانم کسي در اين روز بخواهد در شعار مرگ بر امريکاي مردم انحراف ايجاد کند. پيش از او جانشين فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به اينکه در روز 13 آبان محدوديت هاي ترافيکي در سطح تهران اعمال خواهد شد از برخورد پليس با تجمعات غيرقانوني در اين روز خبر داده بود. به گزارش ايسنا، سردار رادان در اين باره گفت؛ کساني که با فريب و نيرنگ مردم را به تجمع غيرقانوني دعوت مي کنند بايد پاسخگوي اقدامات خود باشند. همچنين تجمعات غيرقانوني براي پليس غيرقابل تحمل است و نيروي انتظامي با تجمع کنندگان برخورد قانوني مي کند. سردار رادان افزود؛ رسماً اعلام مي کنيم کساني که قصد تجمع غيرقانوني دارند و افرادي هم که مردم و جوانان را با فريب دعوت و تشويق به تجمع غيرقانوني کنند، بايد پاسخگوي اعمال شان باشند. در خبري ديگر فرماندهي نيروي انتظامي نيز اعلام کرد با تجمع هاي غيرقانوني برخورد خواهد کرد. همزمان احزاب و تشکل هاي سياسي با تاکيد بر حفظ وحدت ملي در روز 13 آبان، از عموم ملت ايران دعوت کردند با حضور گسترده و باشکوه خود در راهپيمايي يوم الله 13 آبان هرگونه توطئه احتمالي دشمنان انقلاب را خنثي کنند.
با حکم هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد
«سرمايه» هم لغو امتياز شد



گروه اجتماعي؛ وزارت ارشاد دولت محمود احمدي نژاد بار ديگر يک روزنامه اصلاح طلب را تعطيل کرد. عصر ديروز منابع خبري به نقل از روابط عمومي هيات نظارت بر مطبوعات خبر دادند روزنامه «سرمايه» به دليل آنچه «تخلفات خارج از زمينه مصوب» خوانده مي شد لغو امتياز شده است. استناد قانوني هيات نظارت، تبصره 13 ماده 11 قانون مطبوعات اعلام شده که در آن تصريح شده «در صورتي که صاحب پروانه يکي از شرايط مقرر در ماده 9 اين قانون را فاقد شود، به تشخيص هيات نظارت مقرر در ماده 10 و با رعايت تبصره هاي آن پروانه نشريه لغو مي شود.» با اين حال جست وجوي خبرنگار اعتماد از ماده 9 قانون مطبوعات مطابقتي با مفاد اطلاعيه روابط عمومي وزارت ارشاد نداشت. در اطلاعيه ارشاد آمده بود؛ «روزنامه سرمايه علاوه بر تخلفات فوق الذکر خارج از زمينه مصوب (به عنوان نشريه يي تخصصي با زمينه علوم انساني و روش آموزشي و پژوهشي) منتشر مي شد و مشخصات شکلي مندرج در پروانه انتشار از جمله قطع و روش نشريه را نيز بدون اخذ مجوز لازم و تاييد هيات نظارت بر مطبوعات تغيير داده بود.» حال آنکه در ماده مفصل شماره 9 قانون مطبوعات غير از مورد کوچکي که مربوط به صاحب امتيازان حقوقي است، اشاره يي به فرم و زمينه انتشار نشريه نشده است، درصورتي که امتياز «سرمايه» به نام حسين عبده- شخص حقيقي- صادر شده است. با اين حال اين توجيه معاونت مطبوعاتي ارشاد، مطابقتي با گفته هاي سردبير اين روزنامه هم نداشت. داوود محمدي در گفت وگو با اعتماد تاکيد کرد، صاحب امتياز اين روزنامه پيش از اين مراتب تغيير فرم و زمينه انتشار را در هيات نظارت بر مطبوعات طي کرده است. محمدي با اشاره به پاسخ مستند عبده- صاحب امتياز سرمايه- به تذکرات ارشاد گفت؛ «من واقعاً متاسفم. وقتي آقاي عبده چند سال پيش تصميم گرفت سرمايه را به صورت روزنامه منتشر کند، با همه مراجع عمومي هماهنگ کرد و مراحل قانوني اين کار را در ارشاد گذراند. با اين حال هيات نظارت باز هم به ما در اين باره تذکر داد که آقاي عبده پاسخ تذکر آنها را با مستندات به ارشاد فرستاد و رسماً درخواست کرد اگر باز هم شبهه يي در پرونده سرمايه در ارشاد وجود دارد، هر مقام مسوولي در آن وزارتخانه اعلام کند تا ما آن را برطرف کنيم.» او با اشاره به انتشار هزار و 151 شماره از اين روزنامه ادامه داد؛ «روزنامه سرمايه، روزنامه پرتيراژ و معتبري بود. من مي خواهم از هيات نظارت سوال کنم، چطور در طول اين مدتي که 1151 شماره از روزنامه منتشر شد، آقايان متوجه تغيير زمينه و قطع روزنامه نشده اند که حالا بدون هيچ گونه اطلاعي يکدفعه روزنامه را لغو امتياز کرده اند؟» سردبير روزنامه سرمايه در ادامه صحبت هاي خود به خبرنگار اعتماد گفت؛ «تحليل شخص بنده اين است که روزنامه به دلايل سياسي و نزديکي به روز 13 آبان قرباني شده است، بلکه بقيه روزنامه ها در روزهاي آتي در انتشار اخبار محافظه کارانه تر عمل کنند. به هر حال هر وقت يک روزنامه تعطيل مي شود، حداقل تا چند روز ميزان خودسانسوري در روزنامه ها بيشتر مي شود.» داوود محمدي درباره چگونگي اطلاع مديران روزنامه و اعضاي تحريريه گفت؛ «تا اين لحظه (ساعت 30/16 روز گذشته) هيچ نامه رسمي به روزنامه ارسال نشده و ما هم مانند شما از طريق خبرگزاري ها متوجه قضيه شده ايم.» «سرمايه» در شرايطي مشمول حکم لغو امتياز هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد شده است که دو روز پيش در خبرها اعلام شده بود محمدعلي رامين- از ياران نزديک رئيس دولت- با حکم سيدمحمد حسيني، عهده دار مسووليت امور مطبوعات در دولت دهم شده است. بر اساس حکم وزير ارشاد، رامين جاي عليرضا ملکيان را گرفت. در زمان مديريت ملکيان در ارشاد، روزنامه هاي اصلاح طلب زيادي مشمول حکم توقيف و لغو امتياز شدند.هيات نظارت بر مطبوعات طي همين چند ماه پس از انتخابات حکم به تعطيلي روزنامه هايي چون «اعتماد ملي»، «صداي عدالت» و «آرمان روابط عمومي» داده بود. توقيف و تعطيلي روزنامه ها و نشرياتي چون «شرق»، «هم ميهن»، «کارگزاران»، هفته نامه «شهروند»، ماهنامه «هفت» و... نيز در کارنامه وزارت ارشاد دولت محمود احمدي نژاد به چشم مي خورد. در اين پرونده مي توان به نشرياتي چون «تهران امروز»، «دنياي تصوير» و... اشاره کرد که پس از توقيف توسط وزارت ارشاد، با حکم دادگاه دوباره صاحب امتياز و مجوز نشر شدند. با اين حال سردبير روزنامه لغو امتياز شده سرمايه معتقد است توقيف روزنامه متبوعش در شرايط گذار اتفاق افتاده و نمي توان آن را به هيچ کدام از دو معاون فعلي و پيشين مطبوعاتي ارشاد نسبت داد.
گفت وگو با معاون اقتصادي وزير صنايع و معادن
بحران کو؟ سند بياورند

گروه اقتصادي،عليرضا بهداد؛«من به عنوان معاون اقتصادي وزير صنايع و معادن مي گويم مشکل بخش صنعت کشور از دو مورد بيشتر نيست؛يکي مشکل نقدينگي است و ديگري مشکل فروش.»افشين روغني معاون اقتصادي وزير صنايع و معادن در گفت وگويي تفصيلي سپس شرح مي دهد صنعت کشور چه حال و روزي دارد و چگونه به حيات خود ادامه مي دهد. او در اين گفت وگو دلايل اعلام شدن سود صفر براي ايران خودرو و پشت پرده هاي مطرح شدن بحث ورشکستگي اين شرکت را نيز عنوان مي کند.

---

-چندي پيش يکي از مسوولان پارلمان بخش خصوصي (رئيس اتاق بازرگاني) هشدار داده بود صنايع کشور با 50 درصد ظرفيت خود مشغول به کارند يا در آستانه تعطيلي قرار گرفته اند. اين هشدار را وزارت صنايع و معادن قبول دارد؟

ما تا به حال مستنداتي پيدا نکرده ايم که نشان بدهد توليد کشور ما با 50 درصد ظرفيت خود مشغول کار است. بنابراين من از جنابعالي خواهش مي کنم از طريق روزنامه تان به افکار عمومي اعلام کنيد هر کس استناداتي راجع به اينکه توليد در کشور با 50 درصد ظرفيت خودش به فعاليت مي پردازد به ما ارائه دهد ما هم تشکر و قدرداني مي کنيم.حالا به فرض اينکه اين حرف درست باشد، ما بايد بياييم از چند جنبه آن را بررسي کنيم. قبلاً چقدر بوده که الان 50 درصد است؟ يک موقع مي بينيد اين داستاني هميشگي بوده.

-آيا واقعاً اين داستاني هميشگي بوده؟

عرض کردم ما مستنداتي نداريم. يعني چه هميشگي بوده؟ يعني اينکه به طور سنتي هميشه واحدهاي ما که راه مي افتاده اند هيچ موقع با ظرفيت کامل مشغول فعاليت نشده اند. پس در اين حالت اگر بگويد 50 درصد، خبرش درست است چون پارسال هم 50 درصد بوده. سه سال قبل هم 50 درصد بوده. آيا ما آماري داريم که ببينيم روند توليد در سال هاي گذشته به چه شکلي بوده؟ مثلاً بيشتر بوده حالا کاهش پيدا کرده يا کم بوده و افزايش يافته. اگر شما رسيديد به اينکه قبلاً توليد کشور بيشتر بوده و الان رسيده به 50 درصد اين يک عيب است و بايد فوراً به آن رسيدگي کرد. اين از جنبه مقايسه با گذشته. از يک جنبه ديگر هم مي توان اين موضوع را بررسي کرد. مي توانيم سرعت راه اندازي واحدهاي صنعتي را مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم نسبت به گذشته چگونه بوده است. چرا اين را عرض مي کنم؟ چون واحدهايي که راه مي افتند در اوايل راه اندازي شان معمولاً با ظرفيت بالا به توليد نمي پردازند و بايد دوره يي را پشت سر بگذارند تا به ظرفيت نهايي شان برسند. اگر در يک برهه زماني تعداد واحدهايي که راه مي افتند بالا رفت خب روي ميانگين تاثير مي گذارد. صد واحد داشته يي، ظرفيت توليد رسيده به بالاترين نقطه يکدفعه 200 واحد امروز راه مي افتد. اين 200 واحد که نمي توانند از همان موقع با ظرفيت نهايي شان کار کنند. ميانگين ظرفيت کشور را مي گيريم عدد پايين مي آيد آيا اين جوري است؟ آيا بررسي کرده ايم؟ طبيعي است واحدهايي را که در اين ايام به بهره برداري مي رسانيم فوق العاده بالاست. اگر ما در برنامه دوم و سوم يا در همين برنامه چهارم مقايسه کنيم ميزان سرمايه گذاري هاي صنعتي که به بهره برداري رسيده اند اگر اشتباه نکنم در برنامه چهارم 24 هزار و 600 ميليارد تومان ما سرمايه گذاري داريم که به بهره برداري (توليد) رسيده است. که اين در مقايسه با برنامه قبلي اش اگر اشتباه نکنم 5/2 برابر است. پس اگر يک مرتبه اين همه واحد به بهره برداري رسيده و طبيعي هم هست که با ظرفيت نهايي اش راه نمي افتد، چقدر به نظر شما روي ميانگين ظرفيت واحدها تاثير مي گذارد. آيا ما اين را بررسي کرده ايم.

 



اجازه بدهيد از جنبه يي ديگر عرض کنم. آماري که ما داريم توليد کشور را رو به بالا نشان مي دهد. تعدادي کالا داريم. (کالاهاي اساسي) اين کالاها را داريم رصد مي کنيم. در 90 درصد اينها ما افزايش توليد داريم. اين چه معني مي دهد؟ معني اش اين نيست که ظرفيت بالا رفته چون به هر حال يک تعداد واحد جديد تاسيس شده ولي معني اش اين است که حتماً روي اشتغال تاثير داشته چون به هر حال حتي اگر واحد جديدي هم ايجاد شده اشتغال جديدي به وجود آورده است. حتماً در توليد ناخالص ملي اثر مثبت داشته است و... خب ببخشيد منظور ما از توليد آيا چيزي غير از اين پارامترها است؟ شما بگوييد آقاي روغني دارند با 10 درصد ظرفيت کار مي کنند ما مي گوييم پارامترهايي نظير افزايش سرمايه گذاري، اشتغال و... رو به افزايش است. اين براي ما مهم است.

-پس اين عدد از کجا آمده که عده يي مي گويند بخش توليد کشور با 50 يا 40 درصد مشغول فعاليت است؟

من نمي دانم شما اگر براي ما مستنداتي آورديد تشکر مي کنيم.مثلاً برخي مي گويند چند شهرک صنعتي را ديده ايم وضع شان خراب است پس کل صنعت مشکل دارد. ما که بررسي مي کنيم مي بينيم شايد 20 درصد توليد کشور در بيش از 500 شهرک صنعتي صورت مي گيرد. 80 درصد آن خارج از اين شهرک است.

-پس توليد کشور با چند درصد ظرفيت خود کار مي کند حال که شما هيچ کدام از ارقام گفته شده را باور نداريد؟

من با پارامتري که توضيح دادم و گفتم افزايش توليد داريم پيامي به شما دادم.گفتم ما اصلاً دنبال اين نيستيم که در حال حاضر صنايع کشور با چه ظرفيتي در حال توليدند. شما اصلاً بياييد بگوييد من تحقيق کرده ام صنايع کشور با 40 درصد ظرفيت خود مشغول کارند. بنده هم مي گويم آمار داريم که نسبت به همه سال هاي گذشته افزايش توليد داريم. شما چه چيز منفي مي خواهيد ثابت کنيد؟ ممکن است بگوييد «روغني»، اين سرمايه گذاري که صورت گرفته مي شود بهتر از آن استفاده کرد. اين حرف درست است. اما خيلي چيزهاي خوب ديگر هم مي تواند اتفاق بيفتد. منظور من از اينکه مي گويم صنايع با 50 درصد ظرفيت خود کار مي کنند، چيست؟ آيا مي خواهم بگويم اتفاق بدي افتاده است يا فقط يک حرف بوده؟ اگر صرفاً يک حرف بوده پس به آن نمي پردازيم.

-حرف نبوده، هشدار بوده.

آهان، اگر مي خواهيم بگوييم يک اتفاق بدي دارد مي افتد من مي خواهم بگويم اين حرف مستند نيست. تعارض ها و تناقض هايي براي اين حرف به وفور وجود دارد.

-آقاي روغني، به برخي از صنعتگران که مراجعه مي کنيم انتقادي جدي از بخش صنعت و وضعيت فعلي آن دارند و مرتب به اصطلاح «غر» مي زنند، ريشه اين غر زدن ها کجا است؟

من فراوان اين غرها را شنيده ام. اجازه بدهيد موضوع را بشکافم. بحران اقتصادي غرب که اتفاق افتاد با آن هجمه رسانه يي که شد خيلي براي صنعت کشور نگران شديم.

بنابراين مجبور بوديم مقاومت هاي ويژه يي به خرج بدهيم و تحقيقاتي کرده و موضوع را ريشه يابي کنيم تا ببينيم تاثيرگذاري بحران غرب بر اقتصاد ما به ويژه بر صنعت ما چگونه است.

در يک نگاه شما هم شايد به اين نتيجه يي که ما بعد از ماه ها تحقيق رسيده ايم برسيد. ببينيد چه اتفاقي در دنيا افتاد. نفت در دنيا ارزان شد. حالا چه اتفاقي مي افتد. بنزين و گازوئيل قيمتش تغيير مي کند؟ خير. قيمت آب و برق و گاز تغيير مي کند؟ خير. حمل و نقل تغيير مي کند خير. حقوق کارگر و حق بيمه و ماليات تغيير مي کند خير. پس چرا ما ترسيديم وقتي در داخل تاثيري از اين بحران نمي پذيريم. بايد بيشتر بررسي کنيم شايد از خارج تاثير بگيريم. در خارج کشور نفت که ارزان شود قيمت آب و برق و گاز و... تغيير مي کند. در آنجا صنايع انرژي بري است که با پايين آمدن قيمت انرژي هزينه تمام شده شان پايين مي آيد و محصول نهايي را ارزان تر توليد مي کنند. دو حالت اتفاق مي افتد يکي اينکه همين کالا را ما در ايران توليد کنيم و مصرف هم نداشته باشد يا اگر مصرف هم دارد ما زياد از حد توليد مي کنيم و بايد صادرات داشته باشيم که در بازارهاي صادراتي نمي توانيم با اين وضعي که پيش آمده رقابت کنيم. دوم هم ممکن است کالاهايي داشته باشيم که انرژي بر هم باشد و پس از مدتي که نفت هم ارزان شد براي آنها ارزان در بيايد و لب مرزهاي ما قرار گيرد و وارد کشور شود. اين موضوع باعث مي شود توليد کشور ما ضربه بخورد. غير از اين در موردي که گفتم هيچ چيز ديگري را شما نمي توانيد پيدا کنيد که صنايع کشور از اين بحران آسيب ديده باشند.

-يعني آسيب مان در کمترين سطح بوده؟

از اين دو حالتي که گفتم خارج نبوده. وقتي هجمه رسانه يي مي شود اصلاً اجازه نمي دهند که شما فکر کنيد چه کاري بايد انجام دهيد. شش ماه حداقل شب و روز ما را مضطرب نگه داشتند.

-ولي آقاي محرابيان خيلي خونسردانه مي گفتند بحران روي صنايع ما تاثيري ندارد.

خب ايشان اشراف داشت و مي فهميد چه اتفاقي دارد مي افتد. ولي يکسري از دوستان ما مهندسي فکر نمي کنند. تا بحران شکل گرفت مقالات خارجي را براي من و شما ترجمه و عنوان حرف خود و تحليل خود ارائه کردند. اين عارضه يي بد است که پس از 30 سال هنوز در بعضي مواقع همه چيزمان مي شود ترجمه. تحليل مان ترجمه يي است و طرح هايمان هم ترجمه يي است. راهکارهاي پيشنهادي مان هم ترجمه يي و به عبارتي تقليدي است.

-پس غرزدن ها از اينجا شروع شد؟

بله، عرض کردم اگر شما به غير از اين دو موردي که گفتم مورد ديگري پيدا کرديد که از تاثير بحران غرب باشد بفرماييد تا ما هم استفاده کنيم. حالا مگر ما چند محصول داريم که انرژي بر است و آن محصول حتماً بايد صادر شود. حالا مشابه خارجي اش ارزان شده و نمي تواند رقابت کند. چقدر از محصولي که در خارج و قيمت پايين توليد شده بياييد توليد را تحت تاثير قرار دهد. حالا هم بيايد مگر ما تعرفه نداريم؟

-ولي اين مساله روي صنعت فولاد تاثير گذاشت.

چه تاثيري؟ امروز که آنها افزايش توليد دارند چه ضربه يي خورده اند؟ پس ببينيد در صنعت بايد با آمار و عدد و رقم صحبت کرد. با کلي گويي نمي شود گفت صنعت مشکل دارد يا با بحران مواجه شده است. اين طور که نمي شود کشور را اداره کرد. ما بررسي کرديم ديديم دو اتفاق در کشور افتاده که دست به دست هم داده و مساله را پيچيده تر کرده، يکي اينکه بانک ها به دلايلي (که بايد عارضه يابي شود) يکدفعه تصميم گرفتند ديگر تسهيلات ندهند و تعابيري مثل سه قفله کردن را به کار بردند. يک موجود زنده را در نظر بگيريد. اگر بياييد شريان اين موجود را قطع کنيد خب جانش درمي آيد. صنعت هم موجودي زنده است. پول از جايي مي گيرد، مواد اوليه مي خرد، محصول نهايي توليد مي کند و... بسياري از اين طريق ارتزاق مي کنند، ماليات مي گيرند، حق بيمه مي گيرند و... سه قفله کردن بانک ها بحران است. يک اتفاق ديگر افتاد. تحريم شد. قرار بود يک مقدار فشار وارد شود. تدابيري در کشور انديشيدند و گفتند واحدهاي توليدي اصلي بروند و مواد اوليه شان را بخرند و ذخيره کنند. حتي بيشتر از سابق. يعني اگر قبلاً براي شش ماه مواد اوليه مي خريدي الان برو و براي يک سال بخر و انبار کن.

-اين را ابلاغ کرديد؟

خير، بحثي محرمانه بود که به دوستان گفته شد. راهنمايي کرديم. البته اين بحث مربوط به قبل از سه قفله شدن بانک هاست. زماني که قطعنامه هاي اول و دوم داشت درمي آمد بسياري از واحدهاي خوب که حتي نقدينگي شان در کشور خوب بود و اعتباري در کشور داشتند بيشتر خريدند. چون پول نداشت مي گفت من نمي توانم الان خريدي داشته باشم اما واحدي که پول خوبي داشت رفت خريد اما در چه شرايطي؟ در شرايطي که قيمت نفت 120 دلار شده بود يک مرتبه نفت شد 30 دلار. خب اين واحد رفته بود مواد اوليه را با آن قيمت بالا خريده و ذخيره کرده، حالا بايد چه کند؟

-وزارتخانه که با اين راهنمايي اش صنعتگر را از چاله به چاه انداخته است؟

حالا اين دو پديده باعث شد مثلاً جنسي را که تا ديروز هزار تومان خريده بودي يکباره به يکصد تومان برسد و 900 تومان از پول شما باد هوا شد. بانک هم که سه قفله شده بود. در اين مرحله کمبود نقدينگي واحدهاي توليدي در کشور خود را نشان داد. يک اتفاق ديگر افتاد. از اين بحران يک فضاي رواني ايجاد شد که بعضي هم بي تدبيري کردند و گفتند همه جا ارزان شده پس در ايران هم بايد کالاهاي توليدي ارزان شود. اين فضاي رواني باعث شد يکدفعه کاهش تقاضاي شديدي در کشور ايجاد شود. کاهش تقاضا يعني کاهش فروش، يعني انباشت محصول. در مجموع که بررسي کرديم، ديديم واحدهاي توليدي ما به اسم بحران جيغ و داد مي کند. اصلاً بحث بحران نيست بلکه موضوع اصلي همين دو موضوع است که به آن اشاره کردم؛ کمبود نقدينگي و کاهش فروش. در اين مقطع کارگروه حمايت از توليد انصافاً خوب ريشه يابي کرد. وگرنه ممکن بود اين هجمه هاي رسانه يي ما را به بيراهه بيندازد و تصميماتي بگيريم که ما را از چاله به چاه بيندازد. اما مي بينيد امروز به فضل الهي اگر از شما به عنوان يک شهروند ايراني بپرسند بحران غرب روي شما چه تاثيري گذاشته من بعيد مي دانم يک جايي از زندگي ات را مثال بزني و بگويي من از اين بحران تاثيري گرفته ام. شما موردي سراغ داريد؟ من به عنوان يک شهروند ايراني پس از بحران غرب حقوقم کم شده، اجاره خانه ام افزايش پيدا کرده، براي خودروام اتفاقاتي افتاده و روي مواد غذايي ام تاثيري داشته. اين از نعمت هاي بزرگ الهي است که کشور ما اين شيب وسيع را به اين راحتي بدون اينکه مردم آسيبي ببينند از کنارش رد کرد.

-يعني شما چون اصلاً فکر نمي کرديد قيمت نفت کاهش يابد راهکار داديد که صنايع بروند مواد اوليه بخرند و انبار کنند؟

بله، چون هيچ کس فکر نمي کرد قيمت نفت يکدفعه صد دلار پايين بيايد. البته اين تصميم قبل از شکل گيري کارگروه حمايت از توليد بود و زمان بنده هم نبود. دوره اش هم به بحران نمي خورد و يک سال قبل از بحران است.

پس ديگر با اين شلوغ بازي ها که بحران چنين مي کند و فلان، کاري نداشتيم و رفتيم دنبال دو موضوع. اول اينکه نقدينگي واحدها را تامين و دوم بازار تقاضا را تحريک کنيم. يکي دو مصاحبه ديديد که آقاي محرابيان در اسفندماه انجام دادند و گفتند نرخ ها به تعادل رسيده و از اين کمتر نمي شود. به برخي از دوستان هم تذکر دادند که آقا برخي مصاحبه ها اثرات منفي دارد و ديگر از اين حرف ها نزنيد که هي بگوييد نخريد و ارزان مي شود.

-به چه کساني تذکر دادند؟

حالا مهم نيست. اما اين تذکر به برخي از دوستان دولتي داده شد تا در بيان ديدگاه هايشان مراقب باشند. يک مرتبه شما ديديد که در شب عيد وضع فروش خوب مي شود به طوري که شخصي از فروشندگان لوازم خانگي نقل مي کرد و مي گفت من هيچ سالي انبارم اينقدر خالي نشده بود.

-اما خب مردم اگر نمي خريدند پول نداشتند؟

شما بفرماييد چه اتفاقي افتاد که قدرت خريد مردم کم شد. شما يک شهروند تهراني هستيد. بالاخره اتفاقي ماورايي نيست که بگوييم برخي حس مي کنند و ما حس نمي کنيم. از شما به عنوان يک خبرنگار حقوقي کم شد، مالياتي گرفتند. بحث جو رواني است که به راه انداختند و گفتند نخريد چون ارزان تر مي شود. اين را هم بدانيد امروز در دنيا هر پديده يي را که با آن برخورد مي کنيم مي بينيم اينها اينقدر که از فضاي رواني که ايجاد کرده اند و بهره برده اند و پديده شان را جلو برده اند آنقدر از عوامل ديگري استفاده نکرده اند. وقتي جنگي را مي خواهند برنده شوند طرف مقابل را آنچنان مورد هجمه رسانه يي قرار مي دهند که آن طرف ممکن است خودکشي کند. امروز همين حربه را در اقتصاد به کار گرفته اند. واقعاً داشتند کشور ما را هم آلوده به اين فضاي رواني مي کردند که با هوشمندي که بود تاثيري نپذيرفتيم. امروز شما به ترکيه برويد اگر نفت يک دلار ارزان شود تابلوهاي پمپ بنزين يک سنت بنزين را ارزان مي کند ولي در کشور ما اينچنين نيست. چه نفت بشود 30 دلار چه بشود 150 دلار، اتفاق خاصي نمي افتد. اگر اخبار را نشنويد شما چيزي را حس مي کنيد؟

-در همان فضاي رواني اعلام شد ايران قصد دارد سهام يک خودروساز بزرگ امريکايي را بخرد. شما در جريان اين موضوع بوديد؟

من اعتراف مي کنم که بسياري از موضع گيري ها ترجمه يي بود و تدبير ملي نبود. شنيده بودند برخي صنايع در خارج کشور ورشکسته شده اند. مي گفتند ما بايد از اين فرصت استفاده کنيم و برويم آن صنايع را بخريم. اين به دليل ترجمه يي بود که صورت مي گرفت. البته اين موضوع در بنگاه هاي بزرگ اقتصادي بود که مستقل اند اما در بدنه وزارت صنايع و معادن همگي ديدگاه يکدستي داشتند.

- آقاي محرابيان شنبه گذشته اعلام کردند کارگروه حمايت از توليد بدهي شش هزار و 750 واحد را استمهال کرده و گفته اند اين واحدها دو هزار و 500 ميليارد تومان به سيستم بانکي کشور بدهکارند. اين رقم از کجا آمده است؟

اين دو هزار و 500 ميليارد تومان خارج از آن 40 هزار ميليارد است. آنها بدهي معوقه هستند اما اينها بدهي هايي هستند که به آنها مهلت داده شده و در واقع معوقه نيستند. ببينيد، به حدود هفت هزار واحد توليدي بدون اينکه وامي بدهيم نقدينگي وارد کرده ايم. يعني يک سال به آنها مهلت داده ايم تا از محل نپرداختن اقساط خود نقدينگي لازم را به مدت يک سال تامين کنند. انصافاً اين تدبير تشويق ندارد؟ پولي از بانک ها که بيرون نرفته است. پولي که قرار بوده بيايد با تاخير مي آيد. چقدر، آن هم دو هزار و 500 ميليارد تومان که در برابر 40 هزار ميليارد تومان بدهي معوق رقم بسيار کمي است. آن هم اين پول در اختيار توليد کننده واقعي قرار گرفته است. البته طبيعي است چند واحد تعطيل شوند.

-الان مشخص است که تراز اين 40 هزار ميليارد تومان بدهي معوقه بانکي چه ميزان آن مربوط به بخش صنعتي است؟

تا اين لحظه آماري ندارم. آماري هم که دوستان اعلام مي کنند مسووليتش با خودشان است. آنچه مي توانم به شما بگويم اين است که تا اين لحظه بنده مستنداتي نيافته ام که نشان دهد چه ميزان از اين بدهي سهم بخش صنعت بوده است؟

-پيگيري هم نکرده ايد؟

بله، در خيلي از جلسات تقاضا مي کنيم به ما بگوييد چقدر آن مربوط به بخش توليد (چه کشاورزي و چه صنعت) است. آمار شفافي را تا اين لحظه پيدا نکرده ايم.

-عکس اين سوال را هم مي پرسند مثلاً گفته مي شود بخش صنعت کشور براي خروج از مشکلات خود و رفع کمبود نقدينگي اش به 10 هزار ميليارد تومان نقدينگي فوري يا اورژانسي نياز دارد، چنين رقمي صحيح است؟ آيا در وزارت صنايع و معادن کارشناسان شما تخمين زده اند که بخش توليد براي رسيدن به حداقل ميزان توليد خود به چه ميزان نقدينگي اورژانسي نياز دارد؟

ما داريم با برخي دوستان دولتي و بانکي اين کار را انجام مي دهيم تا ببينيم نياز اورژانسي چقدر است و سپس با توجه به توانايي بانک ها آن نقطه بهينه پيدا شود. براساس محاسباتي که انجام داده ايم به اين نتيجه رسيده ايم که اگر براي يک دوره شش ماهه پنج هزار ميليارد تومان به بخش توليد کشور تزريق شود مي توانيم سرمايه در گردش مناسبي را در اختيار بخش صنعت قرار دهيم.

-ظاهراً قرار است از اين مبلغ هزار ميليارد تومان را به ايران خودرو اختصاص دهيد که در شوراي پول و اعتبار نيز به تصويب رسيد.

در مصوبه اين طور آمده که هر مقداري بانک ها تسهيلات به ايران خودرو مي دهند برابر آن را ايران خودرو از فروش دارايي هاي مازادش مي گذارد. يعني اگر بانک ها 500 ميليارد تومان به ايران خودرو تسهيلات دادند ايران خودرو بايد 500 ميليارد تومان از دارايي هاي خود را بفروشد و براي سرمايه در گردش خود به کار گيرد.

-بحث به ايران خودرو رسيد. مي توان گفت به نوعي اين شرکت آوردگاه صنايع ايران است. امسال را با خبري در رابطه با ورشکستگي ايران خودرو شروع کرديم. شما هم فرموديد که بايد به کسي که مي گويد ايران خودرو ورشکسته است، نوبل داد.

الان کسي ديگر نمي گويد ايران خودرو ورشکسته است. حتي کساني هم که گفته بودند حرف شان را پس گرفته اند.

-اصلاً اين بحث ورشکستگي از کجا شروع شد؟ چه اراده يي بود که مي خواست ايران خودرو را ورشکسته نشان دهد؟

يک موضوعش برمي گردد به اينکه چون همه مان مشغله داريم گاهي برخي حرف هايي را که مي زنيم صرف شنيده هايمان است. آنقدر وقت نداريم که خودمان برويم تحقيق کنيم. حقيقتش وقتي اخبار را پيگيري مي کردم متوجه شدم به رغم توضيحاتي که داده مي شود گويا يک جماعتي اصرار دارند ثابت کنند ايران خودرو شرکتي ورشکسته است يا در آستانه ورشکستگي قرار گرفته. از اين اصرار اينها من حقيقتاً مقداري ترديد کردم. چون بالاخره روشنگري مي شد. ما اطلاع رساني مي کرديم. من از خبرنگاراني که مي گفتند ايران خودرو ورشکسته است مي پرسيدم چه اتفاق افتاده که اين شرکت را ورشکسته مي دانيد. فروش ندارد که مي بينيم روز به روز فروشش بيشتر مي شود. توليد ندارد، قيمت هايش رو به افزايش نيست؟ بگوييد چه اتفاقي افتاده است. کساني که مي گفتند ايران خودرو ورشکسته است افرادي آگاه بودند. حتماً خودشان يا در ايران خودرو بوده اند يا دوستاني دارند. من که ديدم اينها اصرار پشت اصرار دارند ايران خودرو را ورشکسته نشان دهند ترديد کردم. حدس زدم که اينها همان قضيه سهام را در نظر دارند.

-شما مي فرماييد بحث مشکل مالي ايران خودرو اصرار عده يي بوده که چشم طمع به اين شرکت داشتند اگر اين طور است و ايران خودرو واقعاً مشکلي نداشته پس چرا سود اين شرکت صفر اعلام شد؟

حساب و کتاب بنگاه هاي بزرگ خيلي ساده نيست. خيلي پيچيده است. اين را صادقانه مي گويم. من هم با مديرعامل قبلي رفيقم و هم با مديرعامل فعلي. دفاع خاصي از کسي ندارم. از مجموعه صنعت دفاع مي کنم. ايران خودرو 140 شرکت زيرمجموعه دارد. از شما به عنوان يک تحصيلکرده سوال مي کنم؛ حساب و کتاب 140 شرکت و تلفيق اطلاعات مالي آنها کار ساده يي است؟ کسي مي تواند روي آن حساب و کتاب قسم حضرت عباس بخورد؟

-اين حساب و کتاب سال هاي قبل هم انجام مي شد، کار جديدي که نبود.

ببينيد يک مقدار از اين حساب و کتاب ها با اغماض هايي همراه است البته يک مقدار. فردا شما ننويسيد روغني گفت حساب و کتاب هاي اينها درست نيست. يک بخشي گرد کردن مي خواهد. شما يک تاريخ مشخص داريد و گفته اند تا اين تاريخ بايد حساب هايت را اعلام کني. حالا شما 140 شرکت داريد. هر کدام بايد مجمع بگذارند و در مجمع شان حساب و کتاب شان را نهايي کنند و بدهند به ايران خودرو. بعد ايران خودرو تمام اينها را با هم تلفيق کند و رقم نهايي را بدهد. اگر نرسد مجبور است رقم را گرد کند. حالا اين به نظر و سليقه مدير بستگي دارد که عدد را به کدام سمت گرد کند.

-يعني چون وقت نشد که به حساب ايران خودرو رسيدگي شود آمدند سود را صفر اعلام کردند؟

اين عين واقعيت است. حالا شايد برخي دوستان رويشان نشود اين را بگويند. نمي توان گفت حساب يک قران شرکت را هم دارند. به هر حال مجموعه بزرگ است. نمي توان همه کارها را تعطيل کرد و گفت بنشينيد يک قران يک قران حساب و کتاب کنيد. ايران خودرو يک قطار در حال حرکت است که بايد در حال حرکت حسابرسي هم شود.کساني که مي آيند مي گويند ايران خودرو ورشکسته است آيا متوجه هستند از حرف آنها چه تبعات منفي پيش مي آيد و کشور چه ضررهايي را مي بيند. نمي دانند که توي دل هزاران هزار قطعه ساز را خالي مي کنند. آيا نمي دانند 220 هزار شغل مستقيم و 500 هزار شغل غيرمستقيم با اضطراب به خواب مي روند؟

-اما بحث ورشکستگي ايران خودرو از خود مسوولان ايران خودرو شروع شد.

آنها خودشان بايد در اين رابطه پاسخ بگويند. اما بنده اين را بگويم که اگر کسي به توليد کشور نگاه منفعت طلبانه و غيرشرعي داشته باشد، سريع اطلاع رساني مي کنيم.
به بهانه لغو مجوز روزنامه سرمايه
راه هاي بهتري هست

behzadi_behrooz@yahoo.com
بهرو ز بهزادي

وقتي خبر انتصاب معاون جديد مطبوعاتي وزارت ارشاد را شنيدم، تصميم گرفتم بنا بر سنت خودم يادداشتي درباره انتظاري که روزنامه نگاران از وي دارند بنويسم. همين طور که مطالب چنين يادداشتي را در ذهنم طبقه بندي مي کردم، خبر لغو مجوز روزنامه سرمايه رسيد و اين پرسش که چرا يک روز بعد از انتصاب معاونت مطبوعاتي يکي از روزنامه هاي کشور از چرخه توليد و توزيع بازماند، تبديل به سوژه يي شد که مي خوانيد.بدون هيچ تعارفي بايد بگويم انتظار نداشتم خبر ناراحت کننده لغو مجوز يک روزنامه را در نخستين روز کاري جناب آقاي رامين بشنوم و اي کاش اين خبر يک روز قبل از انتصاب ايشان منتشر مي شد. شايد به من پاسخ دهند که رسيدگي به پرونده روزنامه سرمايه از قبل در جريان بوده است و تصميم گيري نهايي با انتصاب ايشان همزمان شده است که باز هم در اين مورد مي توان گفت مي توانستند چنين تصميم بزرگي را به اعتبار شخصيت حقوقي شان شخصاً نيز بررسي کنند و اگر به همين نتيجه موجود مي رسيدند، نتيجه را چند روز بعد اعلام مي کردند. حتي مي خواهم پا را از اين هم فراتر بگذارم و يادآور شوم چه خوب مي شد جناب آقاي معاون مطبوعاتي جديد که همين جا ورودشان را به عرصه تبريک و تهنيت مي گويم مديرمسوول روزنامه سرمايه را مي خواستند، تذکر نهايي را به ايشان مي دادند و يک هفته بعد اگر مي ديدند جناب مديرمسوول به تذکر ايشان توجه نکرده است، راي ارزنده خود را تقديم هيات نظارت مي کردند و شايد حالا هم دير نشده باشد و جناب شان با چنين رويه يي درباره روزنامه سرمايه به اهالي مطبوعات اعلام کنند وقتي راه هاي ديگري هست با تعطيل شدن مخالفند.و اما جناب رامين عزيز، به من روزنامه نگار حق بدهيد از شنيدن خبر لغو مجوز روزنامه سرمايه ناراحت و نگران شوم. حتي اگر عصبي هم شوم بايد به من حق بدهيد چراکه من روزنامه را مثل يک آدم داراي جان و روح و روان مي دانم. روزنامه مثل هر انساني نفس مي کشد و زندگي مي کند. چنين موجودي را بايد از گزند حوادث و عوارض حفظ کرد. بايد تيمارش کرد و نبايد گذاشت از نفس کشيدن بيفتد. مرگ يک روزنامه غم انگيز است و اگر حيات و مماتش دست ماست بايد تلاش کنيم زنده، سالم و سرحال بماند. هر بار که يک نشريه توقيف يا لغو مجوز شده است، نوشته ام که يک نشريه في نفسه نمي تواند مجرم و خطاکار باشد، بلکه اگر صحبت از جرم و خطا مي شود، مربوط به صاحب امتياز، مديرمسوول، سردبير و ساير نيروهاي يک روزنامه يا مجله است. به جاي اينکه مثلاً يک روزنامه را تعطيل کنيم مي توانيم مديران را از ادامه کار بازداريم. اگر واقعاً بنا بر اين باشد که سعي کنيم از تعطيل شدن واحدهاي مطبوعاتي جلوگيري کنيم مي توان به راحتي و بدون دردسر با مديران ارشد اين واحدها وارد گفت وگو شد و از آنان خواست جاي خود را به ديگري بدهند و اگر تمکين نکردند، آنگاه مي شود فکر ديگري کرد.شايد گفته شود آنچه من پيشنهاد مي کنم در قانون مطبوعات نيامده است، در پاسخ مي گويم قانون هيچ گاه جلوي رايزني هاي مثبت را نگرفته است و حتي مي توان قانون را در اين زمينه اصلاح کرد. با يک ماده واحده و تقديم لايحه به مجلس مي توان از نمايندگان خواست مسير را براي ايجاد فضايي که واحدهاي مطبوعاتي آسيب تعطيلي را نبينند، اصلاح کرد و سپس در انديشه قانون جديدي براي مطبوعات بود؛ قانوني که ملزومات روزنامه نگاري صنعتي امروز در آن ديده شده باشد. همه ما و به ويژه کارشناسان معاونت مطبوعاتي مي دانند شالوده قانون فعلي مطبوعات مربوط به دوراني است که روزنامه ها و مجلات سازمان کوچکي داشتند و در ساختماني يکي دو اتاقه به حيات خود ادامه مي دادند و در آن شرايط مديرمسوول مي توانست پاسخگو باشد، ولي اينک با تعدد صفحات مطبوعات، به ويژه روزنامه ها کدام مديرمسوولي مي تواند با دقت همه صفحات نشريه را هر روز بخواند. پس مسوولان و پاسخگويان بايد افزايش يابند و طرحي نو مي توان درانداخت که با شرايط روز کشور سازگار باشد.جناب معاون جديد مطبوعاتي وزارت ارشاد را دعوت مي کنم که به اين يادداشت کوتاه به ديده عنايت بنگرند، چراکه با قاطعيت مي گويم چاره يي جز تغيير نگاه به مطبوعات نداريم. از يک سو بايد تلاش کنيم مطبوعات کشور گام هاي بزرگي در جهت توسعه بردارند و از سوي ديگر بايد بکوشيم قانونگرايي در مطبوعات کشور نهادينه شود. در اين مسير با نگاه فعلي راه به جايي نخواهيم برد.درباره ساير مسائل و مشکلات مطبوعات سخن زياد است و بنا دارم بنا بر سنتي که داشته ام با جناب معاون جديد بيشتر سخن بگويم که مي ماند براي بعد. ولي فعلاً با اين جمله اين يادداشت کوتاه را- که به دليل لغو مجوز روزنامه سرمايه نوشته شده- پايان مي دهم که امثال ما قصد همکاري داريم و در هر زمينه يي که منجر به توسعه مطبوعات و در کل توسعه فعاليت مطبوعاتي و رسانه يي در کشور شود آماده ايم بضاعت خود را که ناشي از سال ها تحصيل و بيش از آن تجربه است در اختيار آقايان بگذاريم، چراکه در قبال نسل هاي آينده حرفه خود احساس وظيفه مي کنيم.

ديدار هاشمي با سفير الجزاير
گروه سياسي؛  محمدامين دراقي سفير الجزاير در پايان ماموريت خود با آيت الله هاشمي رفسنجاني ديدار و گفت وگو کرد. به گزارش ايسنا هاشمي در اين ديدار با اشاره به اهميت رابطه با کشورهاي اسلامي و آفريقايي در سياست خارجي ايرا ن اظهار اميدواري کرد؛«گسترش روابط دو کشور بتواند زمينه هاي همکاري مشترک ايران و الجزاير در ديگر کشورهاي اسلامي و آفريقايي را به همراه داشته باشد.»
عناوين اين صفحه
لاريجاني؛ مي خواهند قرائت خود را مسلط کنند
اجازه شعار انحرافي در سيزدهم آبان نمي دهيم
«سرمايه» هم لغو امتياز شد
بحران کو؟ سند بياورند
راه هاي بهتري هست
ديدار هاشمي با سفير الجزاير

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام