پنج شنبه، 7 آبان 1388 - شماره 2089
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: انديشه
روند توسعه در سوئد - بخش دهم
توسعه اجتماعي و نهادهاي مدني؛ از حاشيه تا متن

محسن نجات حسيني - سوئد / contactmnh@yahoo.com

کشور سوئد در اوايل قرن بيستم در زمره فقيرترين کشورهاي اروپايي بوده است. اکنون بر اساس آمار بين المللي و ارزيابي سازمان هاي بي طرف، يکي از پيشرفته ترين کشورهاي صنعتي جهان بوده و مردم آن از بالاترين سطح رفاه زندگي برخوردارند. اين دگرگوني نتيجه مبارزات درازمدت جنبش کارگري و سنديکايي و نيز سياستگذاري سوسيال دموکراسي در اين کشور است. اين نيروها توانسته اند آزادي، برابري و عدالت اجتماعي را در اين کشور نهادينه کرده و راه رشد و پيشرفت جامعه را هموار کنند.هدف از اين نوشته نگاهي دروني به روابط و مناسبات جاري در سوئد و شناخت عواملي است که آن جامعه را به سوي پيشرفت سوق داده است.

---

چندي پيش در يک برنامه اجتماعي تلويزيون سوئد تعدادي از افرادي را که داراي معلوليت هاي بسيار دشوار هستند به يک گفت وگوي تلويزيوني دعوت کرده بودند تا پيرامون نيازمندي هاي آنها گفت وگو شود. موضوع اصلي اين بحث اين بود که افراد ناتوان، مثلاً کسي که تمام بدنش فلج است يا افراد عقب افتاده ذهني، چگونه به نياز طبيعي جنسي خود پاسخ مي دهند. وقتي معلولان شرکت کننده در اين برنامه احساس خود را پيرامون روابط جنسي بيان مي کردند براي بسياري از بينندگان شگفت آور بود. وقتي معلولي فاقد هرگونه حرکتي است و تنها زبان و چشم او حرکت مي کند، صحبت از نياز جنسي براي او شايد عجيب به نظر برسد. اما آنچه در اين برنامه از زبان خود معلولان برملا شد اين بود که احساس و نياز غريزي جنسي نزد بسياري از آنها مانند افراد سالم وجود دارد و عدم پاسخ به آن بر رنج آنها مي افزايد. اين برنامه از موضوعي پرده برمي داشت که جامعه از آن بي خبر بود.

هدف اين برنامه برملا کردن احساس و نياز افراد شديداً معلول بود؛ چيزي که جامعه به آن نمي انديشد. به همين خاطر به رغم خدمات گسترده اجتماعي براي معلولان، کسي به مساله نيازهاي جنسي آنها به طور جدي رسيدگي نکرده است. اين گفتمان هاي علني و تلويزيوني وظايف جديدي را بر دوش مسوولان اجتماعي مي گذارد تا با ايجاد راهکارهاي جديد در مراکز نگهداري از اين معلولان به مساله جنسي آنان نيز توجه شود. بر اساس اظهاراتي که معلولان در اين برنامه ارائه مي دادند هميشه نياز جنسي به معناي نياز به آميزش جنسي نيست. در شرايطي که بيمار فاقد هر گونه حرکتي است تنها لمس دست جنس مخالف يا گرفتن بوسه يي مي تواند فرد معلول را اقناع کند.

نهادهاي دولتي به جاي موسسات خيريه

در يک جامعه مدني امروزي دولت از راه گرفتن ماليات ها در خدمت همه اقشار مردم از جمله نيازمندان و معلولان قرار مي گيرد. در عرف عمومي جامعه سوئد کمک به نيازمندان، يک حق اجتماعي آنهاست که به صورت قانون متبلور شده است.

در اين کشور، کمک هاي اجتماعي به عنوان يک وظيفه قانوني است که جامعه بر دوش نمايندگان مردم يعني دولت و نهادهاي دولتي قرار داده است. مردم از درآمد خود ماليات مي پردازند. بخشي از همين ماليات ها صرف کمک به کساني مي شود که به هر دليلي قادر به تامين زندگي خود نيستند.

هر گاه فردي مجبور باشد دست نياز به سوي ديگران دراز کند يا از خيرات و صدقه ديگران امرار معاش کند، شخصيت آن فرد آسيب مي بيند؛ به خود بي اعتماد مي شود و توان اتکا به خود را از دست مي دهد. چنين فردي در نگاه ديگران سربار جامعه به حساب مي آيد و مورد آزار رواني قرار مي گيرد. اين شرايط باعث مي شود فرد نيازمند، به جاي آنکه مورد حمايت قرار گيرد و براي فعال بودن در جامعه آماده شود، مورد تحقير قرار گرفته و در نگراني و نوميدي فرو افتد. چه بسا برخي از اين افراد به خاطر فشارهاي رواني و مادي که بر آنها وارد مي آيد به عنصري زيانبار براي جامعه تبديل شوند.

از اين رو ياري دادن به نيازمندان نبايد به وسيله مردم و از راه احساس ترحم به آنها باشد. بر خلاف جوامع عقب افتاده که نيازمندان به حاشيه هاي فراموش شده جامعه رانده مي شوند در سوئد در مرکز توجه ادارات خدمات اجتماعي قرار مي گيرند. يک فرد نيازمند و ناتوان به خود حق مي دهد در صورت کوتاهي در خدمت رساني به او، از نهاد هاي مسوول به دادگاه شکايت کند.

بنابراين هيچ نيازمندي به خاطر دريافت خدماتي که به آنها نياز دارد، مديون لطف و محبت اين يا آن فرد يا انجمن خيريه و کليسا قرار نمي گيرد و لازم نيست در ازاي کمکي که دريافت مي کند دعاگوي کسي باشند. وقتي قانون به همه شهروندان حق يک زندگي معمولي و راحت را مي دهد، نيازمندان نيز مانند همه شهروندان ديگر، غرور و استقلال فردي خود را حفظ خواهند کرد.

ترويج انسان دوستي

رسيدگي به نيازهاي معلولان و برخورد احترام آميز نسبت به افرادي که به دلايل گوناگون از توانمندي طبيعي محروم شده اند و هيچ گونه بازدهي اقتصادي براي جامعه ندارند، به ترويج روحيه انسان دوستي در جامعه و احترام به حقوق همه انسان ها کمک مي کند. آنگاه در فضايي خالي از تشنج، همه مي توانند با آسايش خاطر زندگي کنند و از خوبي هاي آن لذت ببرند.

قوانين کمک به معلولان و نيازمندان که در جوامع مدني رايج است، شاخص احترام جامعه به حيثيت و جان همه افراد جامعه است. ياري رساندن به يک انسان ناتوان داراي پيام انسان دوستي است. اين احساس کمک به ديگران، از غريزه انسان دوستي آدم ها سرچشمه مي گيرد. نشان مي دهد انسان ها در حالت طبيعي خود، يکديگر را دوست دارند. هر گاه فردي مورد سرزنش، تحقير، خرد کردن شخصيت، شکنجه جسمي يا رواني، مجازات هاي خشونت آميز و به ويژه اعدام واقع شود، تنها آن فرد نيست که مورد اهانت قرار گرفته است. واکنش هاي خشن نسبت به يک انسان، توهين به همه انسان هاست و همه جامعه انساني را تهديد مي کند. کاربرد خشونت عليه يک انسان، به هر دليلي که باشد، از ارزش شخصيت و جان انسان ها مي کاهد و راه را براي تجاوز به حقوق همه انسان ها هموارتر مي کند. هرگاه تحقير، شکنجه و نابودي جان افراد، به نام قانون انجام شود، آسيب اجتماعي آن دوچندان مي شود. کار خشني که به نام قانون انجام مي گيرد، به مثابه خواست و عملکرد همه افراد جامعه است. قوانين خشن، به گسترش خشونت در جامعه خواهد انجاميد و جامعه را از دوستي، مهرباني و انسانيت تهي مي کند و بي رحمي و شقاوت را در آن رايج خواهد کرد.

قوانين انسان دوستانه رايج در جامعه سوئد، که با خواست و اراده مردم تدوين شده است، باعث پيشگيري از بسياري نا رسايي هاي اجتماعي شده و رفاه و آسايش را گسترش مي دهد. در اين کشور که معلولان مورد توجه جامعه و دولت هستند، در بسياري موارد، توانبخشي معلولان نتيجه بخش بوده و از آنها انسان هاي مفيدي براي جامعه مي سازد که به نوبه خود به رشد و پيشرفت جامعه کمک مي کنند. هزينه کردن براي خدمات درماني و توانبخشي معلولان، ضمن اينکه يک عمل انساني و بشردوستانه است، در بخش هايي از جامعه نيز به ايجاد اشتغال کمک مي کند.

ارائه خدمات انسان دوستانه تنها در يک جامعه برخوردار از دموکراسي و آزادي، امکان پذير است زيرا در چنين جوامعي، دولت مورد اعتماد و حمايت مردم بوده و از راه کسب ماليات ها توان خدمات گسترده رفاهي از جمله کمک به نيازمندان و معلولان را دارد.

در جوامع غيردموکراتيک، که حقوق و آزادي هاي مردم مورد تجاوز قرار مي گيرد، بخش هاي بزرگي از شهروندان، مانند زنان يا اقليت هاي قومي و مذهبي از حقوق اجتماعي خود محرومند.

در چنين جوامعي که بخش عظيمي از نيروي کارآمد جامعه، عقيم مانده است، جايي براي رسيدگي به حقوق بيماران و معلولان نيست. حتي اگر دولت با انگيزه نيکوکاري بخواهد به داد درماندگان برسد، به خاطر جو بي اعتمادي و قانون گريزي، توان مالي براي انجام چنين کاري را ندارد.

فاشيست هاي آلمان، افراد معلول و بيمار را به عنوان سربار جامعه مورد تهديد و نابودي قرار دادند و برخي از آنها را قرباني اين بينش ضدانساني خود کردند. چنين سياست هايي جامعه آلمان را از وارستگي هاي انساني تهي کرد و توده هايي از مردم را به اعمال خشونت باري کشاند که عواقب آن همچنان بر دوش نسل هاي پس از آن دوران سنگيني مي کند.

در جامعه يي که انتقامجويي جاي مهرباني و گذشت را گرفته باشد فضاي زندگي عموم مردم نيز آکنده از سوءظن، نوميدي، ترس و وحشت است که به نوبه خود آسايش و آرامش را از جامعه برخواهد گرفت.

در سوئد کلفت و نوکر وجود ندارد

در سوئد زندگي همه مردم آنقدر تامين است که کسي نياز به بردگي يا به عبارت ديگر به نوکر يا کلفت بودن ندارد. همان طور که قبلاً گفته شد، دولت و نهادهاي دولتي مسوول تامين رفاه و آسايش همه شهروندان هستند. در اين کشور بيگاري کردن، نوکري و کلفتي از سال ها پيش منسوخ شده است. از بالاترين مقامات کشور تا پايين ترين افراد آن معمولاً کار پخت و پز و نظافت خانه و رسيدگي به بچه ها را خودشان انجام مي دهند. اگر هم نيازي به کمک باشد کارگر مي گيرند. حقوق کارگر و مزاياي اجتماعي او داراي ضوابطي است که قانون تعيين کرده است و همه ساله مانند حقوق کارگران صنعتي، از طريق گفت وگو ميان کارفرمايان و سنديکاي مربوطه تعيين مي شود.

هر کس در کارهاي خانه به ديگري کمک کند بايد استخدام شود. قرارداد ساعتي، روزانه، هفتگي يا ماهيانه داشته باشد و براساس آن حقوق و مزايا بگيرد و مثل هر شاغل ديگر از تعطيلات رايج و مرخصي از کار برخوردار باشد. ميزان حقوقش هم بايد مطابق با استاندارد سوئد باشد. کارفرما (صاحبخانه) بايد مانند ساير کارفرمايان ماليات بدهد و حقوق بگير نيز ماليات بر درآمد بپردازد. به اين ترتيب همه مزاياي شغلي از جمله حق بيمه و بازنشستگي به فردي که در خانه ديگران کار مي کند تعلق مي گيرد. بنابراين نوکر يا کلفت جاي خود را به کارکنان کارهاي خانگي، با تمام حقوق و مزاياي شغلي و اجتماعي داده است. کار در خانه ديگران مانند همه کارهاي ديگر در جامعه سوئد، داراي حيثيت اجتماعي است.

افراد و گروه هاي انسان دوست از مجازات مصون هستند

سوئد به خاطر امکانات فراوان اقتصادي از يک سو و به علت قوانين انسان دوستانه آن از سوي ديگر مورد توجه متقاضيان مهاجرت و پناهندگي است.

هر ساله به طور متوسط حدود صد هزار نفر متقاضي پناهندگي در سوئد هستند که از بين آنها حدود 30 هزار نفر مي توانند اجازه اقامت و کار در سوئد را دريافت کنند.

برخلاف بسياري از کشورها که پذيرش خارجي هاي کارآمد در برنامه مهاجرت پذيري آنهاست، سياست پناهنده پذيري سوئد به جنبه هاي انساني نيز توجه دارد. بخش بزرگي از پناهندگان،بچه ها و سالمندان هستند که هيچ کدام قابليت کاري ندارند و تا ساليان درازي در اين کشور فقط مصرف کننده هستند. افراد ميانسال نيز چندين سال بايد به فراگيري زبان سوئدي و انطباق خود با جامعه سوئد سرگرم باشند تا بتوانند وارد بازار کار شوند. همه افراد از کوچک تا بزرگ، وقتي وارد سوئد مي شوند و تقاضاي پناهندگي مي کنند زير پوشش کمک هاي اجتماعي قرار مي گيرند. کمک به اين افراد درست بر اساس آن معيارها و ضوابطي است که به هر سوئدي تعلق مي گيرد. داشتن خانه يي مناسب، پول کافي براي پوشاک و غذا و تفريح و بهداشت و درمان رايگان در اختيار همه قرار مي گيرد. پس از اينکه متقاضي اجازه اقامت دريافت کند از کمک هاي آموزشي و کارآموزي براي اشتغال به کار نيز بهره مند مي شود.

آن عده از پناهندگان که تقاضاي آنها مورد قبول قرار نمي گيرد بايد سوئد را ترک کنند. بسيار اتفاق مي افتد که اين افراد همچنان در سوئد باقي مي مانند و چون پليس حکم اخراج آنها را دارد به زندگي مخفي روي مي آورند تا شايد با گذشت زمان قوانين و تصميمات جديدي باعث دريافت اجازه اقامت در سوئد شود. چنين افرادي براي زندگي مخفي نياز به پول، بهداشت و درمان دارند. علاوه بر اينها، کودکان خانواده هاي مخفي شده احتياج به مدرسه و آموزش دارند.

بنا بر عرف جامعه سوئد اگر پدر و مادري به زندگي مخفي روي آورده و خود را از برخي کمک هاي اجتماعي محروم کرده اند، کودکان آنها بايد مورد حمايت جامعه باشند. از اين رو به کودکان خانواده هاي مخفي شده حق داده شده است در مدارس عمومي به درس خود ادامه دهند و پليس حق ندارد کودکي را مورد سوال قرار دهد يا اينکه براي کشف محل اختفاي خانواده اش او را دنبال کند. در سايه قوانين انسان دوستانه اين کشور، به کليه مراکز اورژانس پزشکي نيز دستور داده شده است که هر گاه فردي مخفي شده به خاطر فوريت درماني به آنها مراجعه کند بايد بدون درخواست نام و نشان از آن فرد، خدمات درماني لازم را به طور رايگان در اختيارش بگذارند.

افراد و گروه هايي هستند که به طور علني براي ياري دادن به پناهندگان مخفي شده به جمع آوري پول و تهيه مسکن براي آنها اقدام مي کنند. اين فعاليت ها براي حمايت از افرادي صورت مي گيرد که اقامت شان در سوئد غيرقانوني است و ماندن آنها در اين کشور قانون شکني به شمار مي رود. اما چون هدف اين فعالان اجتماعي از ديدگاه انسان دوستي بوده و به خاطر سودجويي فردي نيست، نهادهاي دولتي مزاحم فعاليت آنها نشده و هرگز آنها را تحت پيگرد قرار نمي دهند.

يکي از سرشناس ترين اين افراد خانم «آنيتا دوزاريو» است که چهل سال در زمينه پشتيباني از متقاضيان پناهندگي کار کرده است. اين بانوي سوئدي يکي از منتقدان سرسخت سياست هاي پناهنده پذيري در سوئد بوده است. او معتقد است قوانين انسان دوستانه سوئد از آنچه هست بايد فراتر رفته و ورود مهاجرين را ساده تر کند. خانم آنيتا با مخفي کردن برخي از آنها که اجازه اقامت دريافت نکرده و حکم خروج از سوئد برايشان صادر شده است، به آنها شانس مي دهد شايد در آينده به آرزوي خود برسند. به ابتکار اين خانم انسان دوست، چند سال پيش يک کلينيک پزشکي مخفي نيز داير شده است که خدمات بهداشتي- درماني روزمره را به افراد مخفي شده ارائه مي دهد. اکنون اين کلينيک در بسياري از شهرهاي بزرگ سوئد نيز شعبه دارد. دنبال کردن خانم آنيتا يا کشف کلينيک مخفي پناهندگان مخفي شده براي پليس کار ساده يي است اما قانون، پليس را از اين کار منع مي کند.

به پاس خدمات انسان دوستانه خانم «آنيتا دوزاريو» تاکنون جايزه هاي متعددي نيز به وي اهدا شده است که پرافتخارترين آنها عنوان «سوئدي برجسته سال 2008» است. اين جايزه امسال به اين مدافع و پشتيبان سرسخت متقاضيان پناهندگي اعطا شد. اين نمونه هاي انسان دوستي را تنها در جايي مي توان مشاهده کرد که مردم از حقوق مدني و اجتماعي خود برخوردار بوده و در شرايط آزاد و دموکراتيک موجود، فرصت ابراز احساسات انساني و بشردوستانه را داشته باشند.

سوئد کشور بنيادهاي نيکوکاري

ضرب المثل عقل سالم در بدن سالم است را به ياد بياوريم. در کشوري که زندگي مردم آن را بايد نسبت به کشورهاي ديگر سالم تلقي کرد، عقل سالم و احساسات نيکوکارانه انساني بيش از هر جاي ديگر وجود دارد. وقتي همه مردم در رفاه و آسايش زندگي مي کنند و هيچ خانواده يي نگران آينده خود يا فرزندانش نيست، آن وقت بذل و بخشش و نوع دوستي رواج پيدا مي کند. سالمندان و پيراني که مي دانند فرزندان آنها در هر شرايطي از حمايت جامعه برخوردارند و نيازي به ارث و ميراث والدين خود ندارند به راحتي اموال خود را وقف بنيادهاي نيکوکاري مي کنند.

اکنون در کشور سوئد آنقدر بنيادهاي نيکوکاري ريز و درشت زياد است که هر ساله يک کتاب قطور را به خود اختصاص مي دهد. در اين کتاب نام و نشان بسياري از بنيادهاي نيکوکاري گنجانده شده است. هر بنيادي داراي شرايط و اهدافي است که در چارچوب آن به متقاضيان کمک مي کند مثلاً يک بنياد فقط به دانشجويان يک رشته به خصوص علمي بورس تحصيلي مي دهد. ديگري براي کارهاي پژوهشي در زمينه پزشکي کمک مي کند و بنيادي براي بهبود شرايط زيستي کودکان مبتلا به سرطان ايجاد شده است. در ميان بنيادهاي نيکوکاري، بنياد هايي نيز هستند که کمک هاي مالي خود را در راه ترويج آگاهي و دموکراسي به کار مي گيرند.

حضور اين بنيادهاي مالي در جامعه توانسته است بخش قابل توجهي از هزينه هاي پژوهشي و بهزيستي را تامين کرده و به رشد و پيشرفت جامعه کمک کند.

بنابراين براي ترويج نيکوکاري و خصلت هاي خوب انساني بايد زمينه مناسب آن را ايجاد کرد. بايد نيازمندي هاي اوليه انسان ها را برطرف کرد و عدالت و برابري هاي اجتماعي را گسترش داد. بديهي است چنين کاري تنها در يک جامعه آزاد که همه مردم از آزادي بيان و شرکت فعال در همه تصميم گيري ها برخوردار باشند ميسر است. در سوئد سازمان ها و گروه هاي بي شماري هستند که اعضاي آن داوطلبانه و بدون هيچ چشمداشتي به طور مستقل به فعاليت هاي انسان دوستانه و کمک رساني مشغولند. سازمان صليب سرخ سوئد يکي از فعال ترين شعبه هاي سازمان صليب سرخ جهاني است که نسبت به جمعيت سوئد داراي بيشترين تعداد اعضا در سطح جهان است. اين سازمان در سوئد حدود 40هزار نفر عضو داوطلب فعال دارد که در اين سازمان مشغول به فعاليت هستند و حدود 280 هزار نفر عضو غيرفعال دارد که با پرداخت مبلغي ماهيانه به اين سازمان ياري مي رسانند. با توجه به اينکه مردم سوئد نيازي به خدمات اين سازمان ندارند، بنابراين فعاليت نيکوکارانه آنها نمودي از ياري دادن به مردم نيازمند کشورهاي بحران زده و درگير با حوادث طبيعي است. علاوه بر اين هنگام بروز حوادث نا گوار از جمله سيل و زلزله در سراسر جهان، سازمان ها و گروه هاي نيکوکاري به جمع آوري پول و امکانات مي پردازند. از جمله راديو و تلويزيون دولتي سوئد نيز با مشخص کردن يک شماره حساب بانکي، براي جمع آوري کمک هاي نقدي از مردم استمداد مي طلبد.

در سال هاي اخير، خطرهايي که محيط زيست را تهديد مي کند موضوع گفت وگوي روزمره مردم سوئد است. اين امر باعث شده است آنها بيشتر از پيش در راه حفظ محيط زيست فعال شده و خواستار هماهنگي جهاني پيرامون اين موضوع باشند. در اين رابطه، تعداد اعضاي سازمان «صلح سبز» در سوئد با رشد ساليانه 10 درصد روبه رو بوده است. دولت سوئد نيز در راستاي خواست مردم تلاش مي کند تا اقدامات موثري از سوي اتحاديه اروپا، در جهت حفظ محيط زيست انجام گيرد.

علاوه بر اين در سوئد اکنون صدها سازمان يا گروه براي بهبود زندگي انسان ها در سطح جهان مشغول به فعاليت هستند که برخي از آنها عبارتند از سازمان عفو بين الملل، آکادمي دموکراسي، اداره ضدتبعيض در سوئد، سازمان داوطلبان دفاع از حقوق بشر، انستيتوي مهاجرين، سازمان نجات کودک، سازمان معلولان، سازمان هاي دفاع و کمک به پناهندگان و بسياري سازمان هاي ريز و درشت ديگر.

در سوئد هرساله تعداد بي شماري کنسرت کوچک و بزرگ برگزار مي شود که هدف آنها جمع آوري پول براي ياري رساندن به مردم کشورهاي ديگر است. اينجا چند نمونه از اين نوع کنسرت هايي را که براي جمع آوري پول اخيراً در سوئد به اجرا درآمده است، نام مي برم.

کنسرت به نفع بچه هاي جهان، کنسرت به نفع بچه هاي کشور آفريقايي ليبريا، کنسرت به نفع جنوب آفريقا، کنسرت به نفع بچه هاي آواره، کنسرت به نفع تهيه آب آشاميدني براي مناطق قحطي زده، کنسرت به نفع «خانه مادران» در برزيل و...

همه اين نمودهاي انسان دوستي و نيکوکاري نتيجه عملکرد يک جامعه مدني آزاد و دموکرات است. در جوامع بسته و غيردموکراتيک مردم چنان گرفتار مسائل اوليه زندگي خود هستند که حتي در کمک به خويشاوندان و همسايگان خود نيز ناتوان يا بي اعتنا هستند.

کتابخانه
بازخواني يک زبان تقريباً مرده

زبان اورارتو

مولف؛ ميليکشويلي

ترجمه؛ حميده بحرائيان

چاپ اول ؛ 1387

ناشر؛ موسسه فرهنگي و انتشاراتي پازينه- سازمان ميراث فرهنگي

بيژن تلياني: سرزميني که از اوايل سده ششم پيش از ميلاد ارمنيا ناميده مي شد و از لحاظ موقعيت جغرافيايي ميان سرچشمه هاي فرات و دجله قرار داشت از شمال به کليمند (لازستان قرون بعد) و ايبري (گرجستان امروزي) و آلباني (ولايات واقع بين دربند کورا و رود ارس) محدود و آشور و ماد و بين النهرين در جنوب آن واقع و از مغرب به مشرق از فرات گرفته تا ملتقاي رود کورش« کورا» به ارس امتداد داشت و حدود غربي آن تا کاپا دوکيه. اورارتويي زبان قومي بود به نام اورارتو که در قرون 6 تا 9 پيش از ميلاد تحت لواي حکومتي قدرتمند در شرق باستان زندگي مي کردند. اين اقوام در نيمه دوم هزاره اول پيش از ميلاد در اطراف درياچه وان به طور گسترده يي سکونت داشتند. در حال حاضر در مکان فعلي شهر وان در ترکيه بقاياي يکي از شهرهاي اصلي حکومت اورارتوها به نام توشپا يکي از مراکز مذهبي اورارتوها به نام موساسير وجود داشت که مردم آن به زبان اورارتويي صحبت مي کردند. و محل آن در محدوده آشوري زبان ها ارتباط داشت. در جنوب درياچه وان نيز اقوام و نژادهايي از اورارتوها تا مرز رودخانه «بوختن سو» و محدوده سرزمين حوري ها و حو بوشکيا به طور گسترده زندگي مي کردند. شواهدي نيز از آثار زندگي اقوام اورارتويي در ساحل شمالي درياچه وان به دست آمده است.

مطالعه زبان اورارتويي زماني کامل تر و با ارزش تر مي شود که درباره زبان هاي خويشاوند با اين زبان مانند زبان حوري که زماني داراي قدرتمند ترين حکومت شرق باستان يعني حکومت متياني بودند اطلاعات کامل و جامعي داشته باشيم. اگرچه اشتراکات دو زبان حوري و اورارتويي مدت زمان مديدي است که مشخص شده است اما مطالعات و تحقيقاتي که اخيراً صورت گرفته است اين پرسش را مطرح مي کند که آيا خويشاوندي صريح و آشکار اين دو زبان با يکديگر بر پايه محکم و اصولي بنا شده است يا خير. دو زبان اورارتويي و حوري به لحاظ ساختار زباني در يک مرتبه ساختاري قرار مي گيرند. به اين معنا که در هر دو زبان ساختارهاي پيوندي نه تنها به لحاظ اصول بلکه ساخت پسوندهاي مورد استفاده با هم برابر هستند. در جملات تکميلي براي ساخت فاعل و مفعول از افعال متعددي استفاده مي شود. در زبان اورارتويي فاعل افعال متعددي داراي پسوند S و در حالت جمع به صورت ase است. مفعول جمله نيز با توجه به ريشه فعل که در حالت جمع پسوند Li مي گيرد يا با توجه به فاعل و اضافه کردن پسوند hi به ريشه ساخته مي شود که در حالت جمع به آن پسوند Li اضافه مي شود. از آنجايي که زبان اورارتويي زباني مرده محسوب مي شود مبناي تحقيقاتي اين زبان خط ميخي است که روي کتيبه ها و اشياي سنگي و فلزي حک شده است. که مدت زمان مديدي است توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. جهت بررسي و مطالعه خط اورارتويي کامل ترين مرجع ها منابع آشوري است زيرا در بسياري از موارد اسامي خاص مشترکي بين آنها وجود دارد. از ديگر زبان هايي که رابطه خويشاوندي با زبان اورارتويي دارد زبان حوري (هوري) است و از قديمي ترين کتيبه هاي مربوط به پادشاهان اورارتويي کتيبه سردوري پسر لوتيپريس است که در سال سي ام قرن نهم پيش از ميلاد در وان حکومت مي کرد. کتيبه او به زبان آشوري نيز نوشته شده است. شيوه نگارش در خط اورارتويي از سمت چپ به راست و در سطرهاي منظم است. کتاب حاضر اولين نوشتاري است که به طور مستقل نگاشته شده است و اميدي است براي پژوهش هاي بعدي. کتاب داراي آگاهي هاي وسيعي است درباره زبان، خط و مسائل دستوري و به ويژه تاريخ شناسايي اين زبان.
عناوين اين صفحه
توسعه اجتماعي و نهادهاي مدني؛ از حاشيه تا متن
بازخواني يک زبان تقريباً مرده

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام