شنبه، 2 آبان 1388 - شماره 2084
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
سه هنرمند ممنوع الخروج نامه نوشتند
مديرعامل خانه سينما؛ وزارت ارشاد بايد در اين مورد عکس العمل نشان بدهد



فاطمه معتمدآريا، جعفر پناهي و مجتبي ميرتهماسب، سه هنرمند ايراني که به تازگي با مشکل خروج از کشور براي حضور در مجامع بين المللي مواجه شده اند، نامه يي منتشر کردند و در آن از اتفاقي که برايشان افتاده، نوشتند. آنها در اين نامه نوشتند؛ «ما ايراني هستيم. هريک از ما تنها يک پاسپورت داريم. پاسپورت ايراني که آرم جمهوري اسلامي بر آن حک شده است. پاسپورت مان را در فرودگاه از ما گرفتند. ما سينماگريم. در اين 30 سال سينماگر شده ايم و به واسطه فيلم هايمان در مجامع جهاني نماينده فرهنگ و هويت ايراني خويش بوده ايم. هيچ دولتي اين هويت را به ما نبخشيده است که بتواند آن را از ما پس بگيرد.

ما همواره به فرهنگ کشورمان باليده ايم و آن را در معرض تماشاي مردم جهان قرار داده ايم. ولي اکنون حق عبور از مرزها را از ما گرفته اند؛ گلايه يي نداريم. حتي نمي دانيم به چه اتهامي؛ باز هم گله يي نداريم. اما ما مي خواهيم همچنان سينماگر مستقل ايراني باقي بمانيم. در تمام طول فعاليت فرهنگي مان مي توانستيم پاسپورت ديگري داشته باشيم؛ اما خواست و اراده ما بر ايراني بودن و ايراني ماندن بوده است. دولت اين توان را دارد که مانع خروج ما از مرزهاي کشورمان بشود؛ اما يادآوري مي کنيم که هويت ما در گرو پاسپورت هايمان نيست. حتي بدون پاسپورت، ما ايراني هستيم.» از سوي ديگر محمدمهدي عسگرپور در جلسه خانه سينما در مقابل خبرنگاران درباره ممنوع الخروج شدن هنرمندان گفت؛ «به نظرم رفتار، رفتار شايسته يي نيست و حتماً هم بايد وزارت ارشاد در اين مورد عکس العمل نشان بدهد. اين عکس العمل مي تواند در جهت حل مشکل باشد يا اگر موضع ديگري دارند بايد روشن کنند و اين سلب مسووليت به نظرم شايسته نيست.» به گزارش ايسنا عسگرپور در پاسخ به اينکه چرا به عنوان مدير يک تشکل صنفي در مواجهه با ممنوع الخروج شدن دو تن از هنرمندان، از ادامه سفر صرف نظر نکرده است تا مشکلات اين دو هنرمند حل شود، پاسخ داد؛ «وقتي در فرودگاه متوجه شديم که دو تن از اعضاي گروه ما نمي توانند بيايند، حدود 20 دقيقه فرصت داشتيم تصميم گيري کنيم.

من در همان تايم محدود نظرات دوستان حاضر را پرسيدم که چه کار کنيم. خود دوستان اشاره داشتند به اينکه بازتاب نرفتن مسوول اين گروه، بازتاب گسترده تري خواهد داشت. مثلاً اگر رئيس هيات آکادمي اسکار نمي آمد، حتماً تصورات ديگري اتفاق مي افتد. اگر قضاوت کنيم، ماندن بنده نيز نمي توانست مشکلي را حل بکند.» او به اظهارنظرهاي برخي ها پيرامون اين اتفاق اشاره کرد و گفت؛ «ديديم برخي از افراد پيش از آنکه مسووليتي بگيرند، اعلام کردند اين مشکل ربطي به وزارت ارشاد ندارد و حتي گفتند شايد اين دوستان مشکلات اقتصادي داشتند.» مديرعامل خانه سينما در پاسخ به اينکه آيا به عنوان مدير يک تشکل صنفي قصد ندارد واکنشي داشته باشد، چون پس از اين دو هنرمند، هنرمند ديگري نيز با اين مشکل مواجه شده است، گفت؛ «يک روز است که به ايران آمده ام و از شنبه بايد پيگيري هاي خود را آغاز کنم.وزارت ارشاد بايد در اين مورد عکس العمل نشان بدهد. »
پيدا و پنهان
? موج تحول در استانداري ها ؛ جهان نوشت؛احتمال تغيير استانداران کرمانشاه، کردستان، قزوين، ايلام و سه استان آذري نشين به همراه استان هاي هرمزگان، بوشهر و کرمان قوت گرفته است. گفته مي شود مازندران و لرستان هم در ليست تحولات قرار دارند.

? کروبي در نمايشگاه؛ بعد از ظهر ديروز حضور مهدي کروبي در نمايشگاه مطبوعات با حاشيه هايي همراه شد.در اين ديدار هواداران شيخ که متوجه ورود وي شده بودند با شعارهايي به استقبالش شتافتند و جمعي از هواداران دولت نيز با شعارهاي ديگري به اين شعارها پاسخ دادند.

? مشايي اهل توسل است؛ زريبافان اخيراً در جلسه يي با علماي خوانسار و گلپايگان به پرسش هايي در مورد اسفنديار رحيم مشايي پاسخ داد. سايت آريا نوشت وي در پاسخ به انتقاداتي که شرکت کنندگان به عملکرد مشايي داشته اند، گفته است؛ مشايي را 30 سال است که مي شناسم و رفاقت ديرينه با او دارم. در مورد او بايد بگويم ؛ مشايي دائم الذکر بوده و اهل توسل است و هر تصميمي که بگيرد بر آن باقي مي ماند.

? استاندار تهران معاون پارلماني مي شود؛ گفته مي شود تمدن استاندار تهران به زودي به عنوان معاون پارلماني رئيس جمهور معرفي خواهد شد. گفتني است از مدت ها پيش که رحيمي به عنوان معاون اول رئيس جمهور انتخاب شده معاونت پارلماني توسط پيريايي معاون هماهنگي اين معاونت اداره مي شد. به گزارش تابناک با جابه جايي تمدن به معاونت پارلماني، پيريايي تصدي گري استانداري تهران را بر عهده مي گيرد. از پيريايي به عنوان کانديداي اصلي استانداري لرستان نيز ياد مي شود.
روايت اسطوره از ناکامي و جوانمرگي
مينا اکبري



نمايشگاه عکس هاي کتايون ده چمني در گالري طراحان آزاد، سفري ديگرگون به سرزمين اساطير ايراني بود. هربار که هنرمند مسيرش را به مقصد اساطير کج مي کند، بدون شک اثرش بازخواني واقعي دروني است. ده چمني در عکس هايش به بازآفريني از تابلو هاي نقاشي سبک قهوه خانه يي مي پردازد، تا با اشاره يي مستقيم واقعه يي را تعزيه کند، که براي هنرمند بيش از تکرار حماسه يا تراژدي مفهومي امروزي و مدرن است. عکاس در تکرار پر از نشانه و کنايه تابلو هاي سياوش و سهراب در شاهنامه به پررنگ کردن نقش فرنگيس و تهمينه مي پردازد. ده چمني از زنان سوگوار آتش و زخم که نشانه هاي امروز دارند، به تلميح آشکاري از تکرار اسطورگي رويداد ها مي رسد. انگار روايت اسطوره از ناکامي و جوانمرگي داستان هميشگي است که تنها نشانه هايش عوض مي شود وگرنه از درون همان داستاني که مکرر تکرار مي شود. از آن زمان که روانشناسان خط پررنگ اسطوره را بر زندگي مدرن کشيدند، هنرمندان به صرافت افتادند که دوباره با ابزارها و رسانه هاي تازه درون قهرمانان داستان هاي اسطوره يي را هويدا کنند. کهن الگو هاي روايي را به چالش کشيدند و قهرمانان تازه يي خلق کردند. چه پيش از آنکه روانشناسان به واکاوي روان اسطوره ها بپردازند، اين هنرمندان باستاني بودند که با ابزارهاي زمانه خود اسطوره ها را خلق کرده بودند. پيش از آنکه روانشناسان به رستم نماد مردانگي بدهند و به سهراب نشانه جوانمرگي، شاعري به نام فردوسي آن را به نظم کشيد و پيش از آنکه ترجمه آثار يونگ و شاگردانش به ايران برسد، نقاشان قهوه خانه يي، ديوار قهوه خانه ها را با نقش رستم و سهراب مزين کردند و پيش از آنکه داستان نويسان معاصر به خلق دوباره اين اسطوره ها در داستا ن ها و رمان ها بپردازند، اين نقال ها بودند که پرده خوان داستان سياوش بوده اند. کتايون ده چمني بستر اسطوره يي کارهايش را به روش هنرمندان پست مدرن به گونه يي در برابر مخاطب مي چيند که به او اين نگرش را منتقل کند، که سوگواري بر تعزيه سهراب و سياوش، تنها کار تهمينه و فرنگيس نيست. هنوز روايت اين مرثيه زنده است.
جشن ثبت رديف ايراني در يونسکو
سخنراني شجريان، عليزاده و سرير در خانه موسيقي
اهالي موسيقي چهارشنبه يي که گذشت در خانه موسيقي دور هم جمع شدند تا ثبت رديف هاي موسيقي ايراني را به عنوان ميراث جهاني بعد از چند قرن همزمان با روز جهاني موسيقي و دهمين سال تاسيس خانه موسيقي جشن بگيرند. در اين مراسم که بسياري از اهالي موسيقي حضور داشتند، محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي حرف هاي خود را چنين آغاز کرد؛ «سال 76 عده يي از ما تصميم گرفتيم مرکز صنفي براي موسيقيدانان فراهم کنيم و هيچ وقت فکر نمي کرديم که امروز چنين جمعي داشته باشيم.» او اضافه کرد؛ «با وجود تمام ممنوعيت ها و محدوديت هايي که آن سال ها براي تشکيل چنين مراکزي وجود داشت اما در سال 78 اين اتفاق افتاد و امسال دهمين سال تاسيس خانه موسيقي است.» سرير در ادامه يادي از هنرمندان درگذشته يي همچون پرويز مشکاتيان، حسن يوسف زماني، شهريار فريوسفي و گرگين زاده کرد. مديرعامل خانه موسيقي سپس به دهمين جشن اين مجموعه اشاره کرد؛ «از چهار سال پيش قرار بود سالروز تولد فارابي به عنوان روز موسيقي در تقويم رسمي کشور ثبت شود که با وجود تاييد اوليه شوراي فرهنگ عمومي با اين موضوع مخالفت شد، اما خانه موسيقي از همان سال تاسيس هرساله و همزمان با سالروز جهاني موسيقي جشني برپا مي کند که امسال و در دهمين دوره آن به دلايلي که ترجيح مي دهم در اين نشست از آن صحبت نکنم اين مراسم برگزار نخواهد شد.» سرير همچنين با اظهار خوشحالي از ثبت رديف هاي موسيقي ايراني در فهرست جهاني يونسکو عنوان کرد؛ «چهار سال قبل خانه موسيقي پروژه ثبت رديف ها را در کميته ملي يونسکو شروع کرد، اما به دليل هزينه هاي مالي اين پروژه آن را رها کرديم و همه چيز نيمه کاره باقي ماند، تا زماني که با پيگيري هاي آقاي وکيل در سازمان ميراث فرهنگي موفق شديم بار ديگر با حمايت آنها اين پروژه را احيا کنيم.» سرير در پايان گفت؛ «ثبت رديف هاي موسيقي ايراني به نام ايران يک اعتبار و افتخار براي کشور است زيرا امروز موسيقي ما در دنيا به عنوان ميراث جهاني بشريت ثبت شده است و ديگر هيچ تفکري نمي تواند آن را از صحنه ايران حذف کند. در عين حال ثبت اين پرونده وظيفه سنگيني را براي بخش هاي فرهنگي جهت حفاظت از اين ميراث ملي ايجاد مي کند تا از اين پس به بهترين شکل اين هويت ملي را حفظ کند.» به گزارش ايسنا حسين عليزاده نيز از ثبت اين پرونده به نام ايران اظهار خرسندي کرد؛ «همواره در تاريخ کشورمان رديف هاي موسيقي باعث جدايي و اختلاف نظر ميان استادان موسيقي مي شد، اما امروز جاي خوشحالي دارد که اين رديف ها همه ما را در کنار هم جمع کرده و باعث دوستي ما شده است.» عليزاده ادامه داد؛ «رديف موسيقي ايراني در يک جامعه بي فرهنگ معنا ندارد و جامعه بافرهنگ هم به اين معنا نيست که در گرداب رديف گير بيفتيم، بلکه جامعه بافرهنگ بايد با حسي خلاقانه نسبت به رديف برخورد کند و امروز که اين امنيت جهاني براي رديف هاي موسيقي ايراني ايجاد شده است، بهتر است در داخل هم براي آن نگران نباشيم، بلکه به اين فکر کنيم که از اين پس چگونه مي توانيم اين رديف را به درستي و با مفهوم واقعي آن به نسل بعد منتقل کنيم.» عضو سابق گروه عارف در بخش ديگري از صحبت هاي خود عنوان کرد؛ «ما همواره دچار اين نگراني هستيم که همه چيز را داريم از دست مي دهيم، اما در برابر اين نگراني هيچ کار منطقي انجام نمي دهيم. در واقع درست است که امروز رديف هاي موسيقي ثبت شده است، اما اين اتفاق هم خيلي دير حاصل شد چه بسا که در کشور ما که مهد موسيقي است، هميشه موسيقي آن زير سوال است و حتي در تقويم آن روزي به نام موسيقي ثبت نمي شود.» در ادامه اين مراسم محمدرضا شجريان در سخناني مطرح کرد؛ «کاش شرايطي فراهم شود تا ما حداقل سالي يک بار همديگر را ببينيم و سعي کنيم تا زنده هستيم قدر يکديگر را بدانيم و امروز در اين مراسم از تمام آنها که با جان و دل اين رديف ها و هويت ملي ما را ثبت کردند، سپاسگزارم.» در بخش بعدي اين مراسم لوح تقدير و هداياي خانه موسيقي به مصطفي شيري، بهروز وجداني، داريوش طلايي، حاتم عسگري، احمد ابراهيمي، حسين عليزاده، داود گنجه يي، مجيد کياني، محمد سرير، محمدرضا شجريان، داريوش پيرنياکان و ليلا صمدي که در جمع آوري اين اسناد کمک کرده بودند، اهدا شد و سپس قطعه يي از مجيد درخشاني که براي سازهاي ابداعي شجريان نوشته شده بود، پخش شد.
عناوين اين صفحه
مديرعامل خانه سينما؛ وزارت ارشاد بايد در اين مورد عکس العمل نشان بدهد
پيدا و پنهان
روايت اسطوره از ناکامي و جوانمرگي
سخنراني شجريان، عليزاده و سرير در خانه موسيقي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام