دکتر بهنام اوحدي* -
www.iranbod.com
سودي که بر پايه روان درماني شناختي -رفتاري از فيلم «دفترچه سياه» مي توان جست، درست همانند بهره يي است که مي توان از فيلم هاي «بر باد رفته»، «اشک ها و لبخندها» و «پرسپوليس» برد. از همه اين فيلم ها مي توان در شناساندن نقش و جايگاه ويژه «کوشش» و «پشتکار» در زندگي و لزوم جدي گرفتن عنصر «اختيار» از سوي مراجع در رخدادهاي ناگوار فردي، اجتماعي، ملي و بين المللي سودي فراوان و بي همتا برد. فيلم به هوشمندي هاي شبانه روزي دختري مي پردازد که بي هيچ گناه، همه خانواده، بستگان و دوستان و آشنايانش از سوي نيروهاي وجدان گريز اس اس در جريان جنگ جهاني دوم کشته مي شوند و او تک و تنها زنده مي ماند تا به ياري «هوش» و «پشتکار» خودش، نه تنها از دام ها و مهلکه ها رهايي يابد، بلکه ديگران را نيز نجات دهد. فيلم به ويژه براي دختران هرگز ازدواج نکرده و زنان جوان بيوه و مطلقه که بايد بار زندگي شان را تک و تنها و بدون پشتيبان طي سال ها و دهه ها به دوش بکشند، بسيار آموزنده و انگيزه دهنده است. اينان به خوبي و در چارچوب روان درماني شناختي -رفتاري مي توانند يک رشته الگوهاي احساسي، انديشه يي و رفتاري با فيلم برقرار ساخته و با اين الگوها همذات پنداري کرده يا از آنها الهام گيرند و به برطرف شدن مشکلات شان طي زندگي نه چندان آسان پيش رويشان، در پرتو «هوشمندي»، «فرصت شناسي» و «پشتکار» اميدوار شوند. بر اين بنياد، فيلم هاي بالا مي توانند به ويژه براي رفتاردرماني شناختي بيماران دچار اختلال و مراجعان داراي ويژگي هاي پررنگ شخصيت هاي کلاستر C -به ويژه شخصيت هاي «وابسته - منفعل» (ديپندنت) و «پرهيزگرا- مردم گريز» (اوويدنت) - و شخصيت هاي «افسرده - منتقد» (دپرسيو)، «پرخاشگر - منفعل» (پسيو -اگرسيو)، «نمايشگر» (هيستريونيک) و «مرزي -آشوبناک» (بوردرلاين) سودمند و اثرگذار واقع شوند.
کازابلانکا
از فيلم دوست داشتني و هرگز فراموش ناشدني «کازابلانکا» افزون بر نشان دادن نقش و جايگاه «واقعيت پذيري»، «سازگاري»، «هوشمندي» و «پشتکار» در زندگي روزمره، سودي ديگر هم مي توان درست همانند «بر باد رفته» و «دايي جان ناپلئون» جست که همانا شناساندن لزوم جدي گرفتن «اعتماد به نفس، قاطعيت و جرات مندي جنسي -زناشويي» براي مردان است. کوشش در همانندسازي با نگاه ها، ژست ها و کردارهاي «ريک»، «رت باتلر» و «اسدالله ميرزا»، به ويژه مي تواند براي مردان نرم، ظريف و لطيف برخوردار از چيرگي اجزاي «آنيمايي» بر عناصر «آنيموسي»، مردان درگير ترس و هراس (فوبيا) و وسواس هاي فکري و رفتاري جنسي -زناشويي (وسواس نخست نسل سوخته اين روزهاي ما)، و مردان دچار اختلال و ويژگي هاي پررنگ شخصيت هاي کلاستر A و C، به ويژه «پرهيزگرا- مردم گريز»، «وابسته - منفعل» (ديپندنت)، «منضبط- قانون مدار» (وسواسي - جبري)، «درخودمانده - تنهايي گزين» (اسکيزوئيد) و همچنين «افسرده - منتقد» (دپرسيو) و «پرخاشگر - منفعل» (پسيو - اگرسيو) و نيز مردان مختل رشد يافته در سامانه آموزشي - پرورشي و تربيتي سخت گيرانه و متعصب نسبت به موضوعات جنسي - زناشويي، اثربخشي و دگرگون سازي بي همتا و سرنوشت ساز داشته باشد.
عامل همليگ
از اين فيلم درست همانند فيلم هاي «نبرد بريتانيا»، «نبرد اکيناوا»، «پلي در دوردست»، «گرگ هاي دريا»، «توپ هاي ناواران»، «قلعه عقاب ها»، «خيابان هانوفر»، «معجزه در سنت آنا»، «نجات سرباز رايان»، «رمز (باد) گويان»، «ما سرباز بوديم»، «پرچم هاي پدران مان»، «نامه هايي از ايووجيما»، «شيرهاي جوان»، «ميهن پرست» (پاتريوت)، «سقوط هيتلر»، «پسران پرواز»، «بارون سرخ»، «ديده بان»، «پرنده مهاجر» و بسياري ديگر از فيلم هاي تاريخ سينماي جنگي واقع نگر جهان مي توان به خوبي براي نشان دادن و آموختن لزوم پايبندي به ميهن دوستي و منافع ملي و فداکاري، ازخودگذشتگي، آزادگي و دلاوري براي سرافرازي ميهن سود جست. چنين کاربردي به ويژه در کشورهايي که دچار و گرفتار همه گيري (اپيدمي) «بحران هويت» و دستاورد و برآمد طبيعي آن يعني «اختلال شخصيت مرزي - آشوبناک» (بوردرلاين) با نماهايي همچون «ويرانگري» (ونداليسم)، «بخل، کينه توزي و ستيزه جويي»، «پندارها و کردارهاي جامعه ستيزانه و خودشيفته وار» هستند، مي تواند بسيار سرنوشت ساز باشد.
آمين
اين ساخته به يادماندني «کوستا گاوراس»، به راستي در نشان دادن لزوم جدي گرفتن «آزادگي»، «راست مداري» و «نداي وجدان» در پرتو «معنويت» بسيار ارزشمند و بي همتاست. فيلم به ماجراي واقعي شيميدان مسيحيت مدار و افسر ارشد مذهبي سپاه ويژه نيروي اس اس رايش سوم مي پردازد که وظيفه انساني و الهي خود را در افشاي جنايت هاي دهشتناک ضدبشري سرداران و افسران نظام ديکتاتوري هيتلري نزد کليسا و واتيکان مي بيند و در اين راه معنويت مدارانه، همه وعده هاي آنچناني قدرت و ثروت مآبانه مادي و دنيوي پيش رويش را ناديده مي گيرد. لزوم «پاسخگو بودن به وجدان و پروردگار» آموزه مهم، بي همتا و سرنوشت ساز اين فيلم، به ويژه براي جوامع دچار و گرفتار همه گيري (اپيدمي) «بحران هويت» و رقابت شرافت گريزانه در «گرداب شهوت قدرت و ثروت» است.
*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي