.jpg)
گروه سياسي؛ احمد پورنجاتي وقايع اخير را براي جريان اصلاح طلبي مفيد دانست. به گزارش ايلنا قائم مقام اسبق صدا و سيما، علت نفوذ گسترده اصلاح طلبان در لايه هاي اجتماعي را به اقدامات غيرمبارک جريان حاکم دانست. وي شرايط اصلاح طلبان را برخلاف تفکر عمومي نه نااميدکننده بلکه بسيار خوب توصيف کرد. وي روند حاکم بر جامعه را نه تنها عامل تضعيف اصلاح طلبي بلکه عامل تقويت جريان اصلاح طلبي دانست و گفت؛ برخلاف برداشتي که القا مي شود، روند حاکم موجب تضعيف جريان اصلاح طلب نشد. معتقدم چنين نيست و خارج از اراده جريان اصلاح طلب، خواسته هاي جامعه سمت و سويي پيدا کرد يعني کاري که سال ها بايد تشکل هاي اصلاح طلب و فعالان سياسي معتقد به اين رويکرد انجام مي دادند تا بتوانند با لايه هاي عميق اجتماعي ارتباط ارگانيک برقرار کنند، به برکت اقداماتي که البته خوب نبود، صورت گرفت.
اين فعال سياسي با بيان اينکه پس از اين وقايع جوهر اصلاح طلبي به شکل بسيار شتاب دار و پرنفوذ در لايه هاي اجتماعي جامعه ايران نفوذ يافت و تبديل به خواستي شد که برخوردار از قاعده و بستر اجتماعي عميق بود، تصريح کرد؛ اينکه موسوي يا کروبي پيروز مي شدند روند به گونه ديگري پيش مي رفت و مي توان آن را با دوراني که خاتمي بعد از دوم خرداد 76 پيروز شد مقايسه کرد. پورنجاتي در ادامه افزود؛ اگر آن اتفاق مي افتاد، با تجربه نقد و ارزيابي که از عملکرد دوره اصلاحات صورت گرفته بود و تجربيات بسيار ارزشمند دوران غيبت اصلاح طلبان از مسووليت هاي اجرايي، شرايط اميدبخش تري به وجود مي آمد و مهم ترين تفاوت آن با وضعيت فعلي اين بود که بدون پرداخت هزينه هاي سنگين که متاسفانه نظام در اين چندماه متحمل شده است و با يک فضاي بسيار افتخارآميز فصل جديدي در تاريخ انقلاب اسلامي و سرنوشت ايران آغاز مي شد. وي تصريح کرد؛ آنچه پس از انتخابات به وجود آمد، تجربه بي سابقه يي براي نظام بود زيرا نظام ما از ابتداي انقلاب تاکنون با گونه هاي مختلف چالش هاي سياسي، اجتماعي، امنيتي و نظامي مواجه شده است و صرف نظر از ارزشگذاري روش هاي برخورد، تاکنون آنها را با موفقيت پشت سر گذاشته است. اما تجربه يي که تاکنون نداشت، اين بود که يک چالش درون خانوادگي، آن هم نه در چارچوب رقابت هاي سياسي يک بخش «اليت» يا تشکل هاي حزبي يا حتي شخصيت ها، بلکه دقيقاً يک مواجهه سياسي که جامعه را به دو بخش تقسيم مي کند و پايگاه گسترده اجتماعي دارد، به وجود آيد. پورنجاتي افزود؛ اشتباهي که رخ داد و هنوز هم هست، اين است که اين اشتباه هنوز در رفتار بخشي از دست اندرکاران اصلي مديريت اين جريان ادامه دارد و آن الگوبرداري و گرته برداري و تصور تشابه با چالش هاي قبلي بود. يعني همچنان فکر مي کنند با همان شيوه يي که با گروهک ها و جريانات برانداز رفتار مي شود، بايد برخورد کنند. وي تصريح کرد؛ هيچ حکومتي نمي تواند رفتار لجاجت آميز را به عنوان نسخه قانع کردن مردم در دستور کار قرار دهد و نبايد تصور کنند با اصرار بر يک موضع و تکرار آن به نتيجه مي رسند و مردم کم کم قانع مي شوند. پورنجاتي ادامه داد؛ مساله اين است که جامعه ايران يک حافظه جمعي دارد که به صورت انباشت و تدريجي ذخيره مي شود و رفتار آنها بر مبناي آن حافظه است و دائماً ارزيابي مي شود. وي تصريح کرد؛ جامعه الان در حالت تعليق به سر مي برد و فکر مي کنم اين پوششي که به لحاظ شکلي ايجاد شده است، انباشتي از پرسش ها، چون و چراها، عدم اقناع ها و ابهام ها است زيرا به آن امکان داده نمي شود که شکل و شمايل قانوني و پذيرفته شده داشته باشد و زير اين چتر خود را قرار مي دهد. وي ابراز عقيده کرد؛ سرنوشت اين جريان چالشي، وابسته به اين است که طرف اصلي ماجرا در نوع تجويز نسخه تجديدنظر کند و بپذيرد که براي بيماري ديابت، نسخه علاج بيماري سرماخوردگي مي نويسد يا پيشنهاد جراحي مي دهد که اين رفتار اشتباه است و از سوي ديگر وقتي هم از آن نتيجه نمي گيرند، عصباني مي شوند و براي اقناع مردم توليد سند مي کنند. بنابراين اين روند هر چه بيشتر ادامه يابد، به تشديد چالش کمک بيشتري مي کند. نماينده مجلس ششم خاطرنشان کرد؛ يکي از مهم ترين شاخصه هاي اين جنبش اجتماعي، فراگير بودن آن است و اين ويژگي برخلاف چيزي که گفته مي شود ناشي از نداشتن مرزبندي ها و ملاک هاي موجه نيست و اتفاقاً به اين دليل است که فراگيرترين امر موجه را هدف خودش قرار داده است. وي افزود؛ در قرآن کريم آيه يي هست که براي شرايط فعلي بسيار عبرت آموز است. در آن آيه خداوند مي فرمايد؛ «قل تعالو الي کله سواء بيننا و بينکم»؛ يعني بياييد در چارچوب يک مطلب مشترک جمع شويم. حال اگر يک جريان اجتماعي و نه فقط رهبرانش، بلکه متن آن، پيامي را مورد توجه قرار داد که تمام افراد با عنوان ايراني مي توانند آن را قبول کنند اين امر حسن جريان و يک گام به پيش و حرکتي ابتکاري و انقلابي است. پورنجاتي ادامه داد؛ اين پارادايم و هدف مشترک ميان همه، «حاکميت قانون» است. چيزي که ايراني ها مي خواهند آن است که قانون به معني واقعي و نه ابزاري که بعضاً شاهد آن هستيم، حاکم شود زيرا وقتي حاکميت قانون بود، خواست مردم در چارچوب معيارهاي قانوني مورد توجه قرار مي گيرد و آزادي هاي قانوني خدشه دار نمي شود. حال چه اشکالي دارد که ايراني خارج از کشور که قبلاً از نظام هم نااميدشده بود، از آزادي هاي قانوني بگويد؟ وي با بيان اينکه حق پاسخگويي مسوولان به مردم هم يک خواست مشترک است، تصريح کرد؛ مگر نان اين شعار را نمي خورند که ما نوکر مردم هستيم؟ بسيار خب، جواب مردم را بدهيد. مردم سوال دارند، اما امروز حتي اجازه طرح آن را نمي دهيد. اينکه ايراني مقيم خارج هم اين را مي خواهد عيب نيست، بلکه حسن است. قائم مقام اسبق صدا و سيما افزود؛ متاسفانه برخي تبليغ مي کنند جنبش در داخل دنباله رو جريان برانداز در خارج از کشور شده است، درحالي که هر فرد «بماهو ايراني» به اين جمع بندي رسيده که حاکميت قانون حلال مشکلات است. وي با طرح اين سوال که چرا ما اعتراض مي کنيم، چه جرياني امروز اين برخوردها را در پوشش نهادهاي قانوني انجام مي دهد، افزود؛ پاسخ اين سوال اين است که ضابط قضايي، قاضي و... در قانون تعريف شده و فرد دستگيرشده بايد روال عادي را طي کند. اگر اين پرسش در داخل مطرح مي شود و ايراني خارج کشور هم آن را تکرار مي کند، سخن ناحقي نيست. بگذاريد همه در بيان حرف حق با هم باشيم. اين نماينده سابق مجلس در پاسخ به اينکه راهکار مدنظر شما براي اينکه مردم را به هدف خود برساند در عين حال چارچوب قانون اساسي حفظ شود، چيست، گفت؛ اولين گام توقف روند فعلي است که در قالب يک نسخه پيچي اشتباه انجام مي شود و جلوي ضرر را از هر کجا بگيريم، منفعت است. بايد تمام عواملي که توليدکننده شرايط فعلي بودند و اين سرخوردگي و فضاي ابهام و اغتشاش ذهني را براي جامعه به وجود آوردند توسط مسوولان و متوليان نظام مورد ارزيابي قرار گيرند، آب رفته به جوي برگردانده شود و همان پيشنهاداتي که هاشمي در نماز جمعه گفت، مقدمات اين امر است. همچنين بايد اجازه داده شود از يک فضاي خانوادگي طرفين موضوع را طرح کنند و ادعاها مطرح شود.
اين مسوول سابق در صدا و سيما ادامه داد؛ يک عامل موثر در تخريب افکار عمومي و حتي تشديد فضاي موجود رسانه هايي است که آتش بياران اصلي معرکه هستند. پورنجاتي در پاسخ به اين پرسش که «عملکرد صدا و سيما پس از انتخابات، چه تاثيري در تشديد فضاي جامعه که اشاره کرديد، داشت؟»، گفت؛ به عنوان کسي که جزء خانواده صدا و سيما و بازنشسته آن هستم و فکر مي کنم رسانه را مي شناسم، به نظر مي رسد عملکرد صدا و سيما نه فقط در بعد از انتخابات، بلکه در جريان انتخابات به خصوص در حوزه مربوط به رقابت هاي انتخاباتي، غيرمسوولانه، جانبدارانه و برانگيزاننده احساسات افکار عمومي بود. وي افزود؛ متوليان صدا و سيما افکار عمومي را به شکل «خمير در مشت» براي خود فرض مي کنند. در حالي که بنده اعتقاد دارم اگر روزي گفته مي شد رسانه ابزار پيام است و سپس گفته شد خود رسانه پيام است، امروز افکار عمومي خودش رسانه است و کنشگر اصلي افکار عمومي است. لذا اين رسانه بسيار بد عمل کرد و سهم بسيار زيادي در تشديد فضايي دارد که عنوان «فتنه» به آن داده مي شود. پورنجاتي تصريح کرد؛ اگر هيات منصفه بي طرف عملکرد صدا و سيما را بعد از انتخابات ارزيابي کند، بدون ترديد نمره منفي و مردودي مي گيرد؛ به خصوص با توجه به اينکه رسانه رسمي است و اگر بنگاه انتشار افکار يک جريان سياسي بود، اگرچه در آن زمينه هم حرف هست و اخلاق حرفه يي را رعايت نکرده، اين رفتارها قابل توجيه بود، اما رسانه يي که عنوان «ملي» دارد نبايد اين گونه باشد. هرچند من مخالف اين عنوان هستم و صدا و سيما حتي رسانه هم نيست و در بعضي بخش ها صرفاً ابزار عمليات رواني در خدمت عملياتي که ديگران مديريت مي کنند، شده است. نماينده مجلس ششم اظهار داشت؛ اگر قرار باشد روند برگردد، هم رسانه هاي مکتوبي که نان خود را در تشديد اين شرايط مي دانند و هم صدا و سيما بايد مورد بررسي قرار گيرند. وي با بيان اينکه بسياري از کانون هاي قانوني که مسووليت داشتند هم خوب عمل نکردند، ادامه داد؛ نمي توان براي حل يک اختلاف خانوادگي، يک طرف کلاه خود و زره و تمام عوامل تهديد را بگيرد و به طرف مقابل بگويد هم عذرخواهي کن و هم آشتي کن.