پنج شنبه، 30 مهر 1388 - شماره 2083
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
خاتمي و شايگان برنده جايزه گفت وگوي جهاني

جايزه گفت وگوي جهاني در سال 2009 تاسيس شده و اولين دوره از کنفرانس هاو جوايز خود را در ژانويه 2010 برگزار مي کند

گروه سياسي، حامد طبيبي؛ سرانجام نام سيدمحمد خاتمي به عنوان دريافت کننده نخستين جايزه «گفت وگوي جهاني» در سال 2009 اعلام شد تا افتخاري ديگر به تالار افتخارات رئيس جمهور اصلاح طلب پيشين ايران و ايرانيان دوستدار واضع نظريه گفت وگوي تمدن ها اضافه شود. البته نام يک چهره شهير ايراني ديگر نيز در کنار نام پرآوازه خاتمي براي دريافت اين جايزه ديده مي شود؛ داريوش شايگان فيلسوف ايراني که وي نيز از جمله باسابقه ترين حاميان و نظريه پردازان گفت وگوي ميان فرهنگ ها، تمدن ها و مذاهب به شمار مي رود. جايزه «گفت وگوي جهاني» در سال 2009 تاسيس شده و اولين دوره از کنفرانس ها و جوايز خود را در ژانويه 2010 برگزار مي کند. از برندگان جايزه (شايگان و خاتمي) نيز براي شرکت در مراسمي که ژانويه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا مي شود، دعوت به عمل آمده است تا فرزند فاضل ايران به عنوان نماد اسلام سازگار با دموکراسي، صلح و گفت وگو در مراسمي ديگر، تحسين ساکنان جامعه جهاني در جاي جاي کره زمين را برانگيزد.هر چند خاتمي به عنوان شخصيتي بين المللي در چهار سال گذشته و در شرايطي که کشورهاي غربي از مراودات معمول ديپلماتيک با دولت نهم حتي در سطح مديران مياني وزارت خارجه نيز امتناع ورزيدند همواره از چهره هاي مورد احترام جهاني بود و شخصيت هاي طراز اول بين المللي را به ايران مي کشاند اما افتخار دريافت يک جايزه جهاني ديگر از نظر ناظران سياسي در اين مقطع بسيار بااهميت تلقي مي شود. اين در حالي است که يکي از انتقادات به عملکرد مقامات دولت در چهار سال اخير، عدم حرکت در چارچوب اصول راهبردي و برخي توهين ها به مسوولان ارشد ايراني در مجامع بين المللي است که در دوران اصلاحات در اوج قرار داشته و احترام ويژه به خاتمي در هر سفر و سطح بالاي مناسبات ديپلماتيک با کشورهاي اثرگذار جهان موجب افتخار ايران و نظام در سطح جهان شد. البته در دوران اصلاحات و پس از آن محافل تندرو هيچ گاه اين جايگاه غبطه برانگيز خاتمي در جهان را برنتافته و اين درک در آنها ايجاد نشد که خاتمي براي ايران از يک سو در مقابل خشونت قد علم کرده و از سوي ديگر به نفي ايده ائتلاف جهاني براي جنگ ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز امريکايي برخاسته است. اين تلاش ها تا به آنجا پيش رفت که وي به نمايندگي از ايران پيشنهاد نامگذاري سال 2001 به عنوان سال گفت وگوي تمدن ها را در مجمع عمومي سازمان ملل طرح کرد و با اکثريت مطلق آرا به تصويب جامعه جهاني رسيد. اينچنين بود که امسال سازمان گفت وگوي جهاني دانمارک، دو چهره نامدار ايراني را که سال ها در زمينه گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها فعاليت کرده اند شايسته دريافت اين لقب بااهميت جهاني دانست؛ داريوش شايگان فيلسوف و سيدمحمد خاتمي سياستمدار. داريوش شايگان در اين باره با بيان اينکه در اين جايزه نامزدهايي معرفي شده بودند که دو هفته پيش از ميان آنها بنده و آقاي خاتمي را به عنوان برگزيده معرفي و طي نامه يي اعلام کردند، از جايگاه خاتمي در گفت وگو با سايت ديپلماسي ايراني،تمجيد کرد؛ «آقاي خاتمي از زماني که رئيس جمهور ايران شدند، در توسعه گفت وگوي تمدن ها نقش مهمي ايفا کردند؛ به ويژه بعد از نطقي که سال 2001 در سازمان ملل خواندند به طور مداوم پيگير موضوع گفت وگوي تمدن ها بوده اند و موسسه يي را هم تاسيس کرده اند.» شايگان در شرايطي از رئيس جمهور اصلاح طلب پيشين ايران به عنوان فعال در زمينه گفت وگو سخن مي گويد که خود در سال هاي پيش از انقلاب، ايده گفت وگوي فرهنگ ها و تحقيقات سامان يافته بينافرهنگي را پايه گذاشت و در شناخت فرهنگ ملل مختلف کوشا بود.وي از مراکزي چون تلويزيون ملي ايران، دانشگاه فارابي و چند نهاد ديگر که پيش از انقلاب پيگير ايده گفت وگوي تمدن ها بودند، نام برد. شايگان از جمله فيلسوفان ايراني است که در فرانسه و ايران ساکن بوده و البته در نوشتن رمان نيز دستي دارد. او با فيلسوفان بزرگ ايران مانند علامه طباطبايي، حاج ابوالحسن رفيعي قزويني، حکيم الهي قمشه يي و علامه سيدجلال الدين آشتياني نزديک بوده و به مباحثه پرداخته است. استاد ابراهيمي ديناني، شايگان را اين گونه تشريح مي کند؛ «او فيلسوف غرب و شرق است. هم هند را مي شناسد، هم غرب را و هم فلسفه اسلامي مي داند.» شايگان که کتاب هايي مانند افسون زدگي جديد، آسيا در برابر غرب، اديان و مکاتب فلسفي هند (دو جلد)، بت هاي ذهني و خاطره ازلي و هانري کربن و هويت چهل تکه و سرزمين سراب ها را به رشته تحرير درآورده است متولد بهمن ماه 1313است. وي مدرک ديپلم خود را از يکي از دبيرستان هاي مشهور لندن دريافت کرده و ليسانس علوم سياسي از دانشگاه ژنو، اولين مدرک تحصيلي دانشگاهي او به شمار مي رود. او همزمان در رشته هاي فلسفه و حقوق و زبان شناسي تحصيل کرده و از سال 46 پس از آشنايي با ايندو شکر و هانري کربن به عنوان استاد هندشناسي در دانشگاه تهران به تدريس پرداخت. اين فيلسوف شهير مدرک دکترا را نيز از دانشگاه سوربن پاريس در سال 1346 اخذ کرد. وي اهداف اصلي مطالعات فرهنگي خود را نيز اين گونه تشريح مي کند؛ «ما معتقد بوديم تمدن هاي غيرغربي نظير چين، ژاپن، مصر و ايران يک تقدير مشترک در برابر تحولات دنيا داشته اند. بنابراين هدف ما اين بود که با روشنفکران تماس بگيريم و تحولات بزرگ دنيا را بررسي کنيم و ببينيم چه روندي را بايد در پيش بگيريم.» راوي «زير آسمان هاي جهان» سپس به ايده گفت وگوي تمدن هاي خاتمي پرداخت و گفت؛ خاتمي بيشتر به بعد سياسي توجه نشان داد و به همين دليل تاثير فعاليت هايش را بايد در عرصه روابط سياسي جست وجو کرد. من به طور مشخص نمي دانم برنامه اصلي خاتمي براي گفت وگوي تمدن ها چه بود. در پايگاه اطلاع رساني جايزه گفت وگوي جهاني آمده است اين جايزه درباره تحقيقات بينافرهنگي و همکاري و ارتباط هاي فرهنگي در جهان امروز است. اين جايزه بر اهميت تحقيقات ميان فرهنگي در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکيد دارد و به محققان، روزنامه نگاران و سازمان هاي مستقل در سراسر جهان که مسووليت اين گفت وگو را برعهده دارند تعلق مي گيرد. اين جايزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال يک بار برگزار خواهد شد.

همزمان با اتمام مذاکرات وين علي اصغر سلطانيه اعلام کرد
مسکو مسوول تامين سوخت هسته يي ايران شد

گروه سياسي؛ با کشيده شدن مذاکرات وين به دور سوم برخي ديپلمات هاي غربي اعلام کردند پاريس به منظور پيوستن به معامله هسته يي ايران خواستار وساطت محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي شده است. گويي اين وساطت نيز پرفايده بود چراکه سرانجام فرانسه نيز در ادامه جلسات مذاکرات حضور يافت و هيات هاي حاضر به توافقي در خصوص تامين سوخت رآکتور تهران دست يافتند. در دومين روز نشست وين که با حضور ايران، امريکا، فرانسه و روسيه برگزار شد، گفته شد تهران خواستار حذف پاريس از روند مذاکرات است. طي توافقي که ايران و گروه 1«5 در نشست نهم مهرماه در ژنو به دست آوردند، قرار شد اورانيوم 5/3 درصد غني شده را از ايران خارج کرده و اورانيوم 20 درصد غني شده را از کشور روسيه براي استفاده در رآکتور اتمي تهران وارد کنند، اما در ميانه مذاکرات اعلام شد تهران فرانسه را به خاطر پايبند نبودن به تعهدات هسته يي سال هاي گذشته اش از حضور در ادامه مذاکرات منع کرده و به اين خاطر متن پيش نويس قرارداد را هم تغيير داده است. منوچهر متکي وزير خارجه نيز اگرچه خروج فرانسه از اين جلسات را تلويحاً تاييد کرد اما علت آن را موضوع ديگري عنوان کرد و گفت به دليل نياز ايران به مقدار کم اورانيوم غني شده دليلي وجود ندارد فروشندگان متعددي وجود داشته باشند و ما اورانيوم مورد نياز خود را از امريکا و روسيه تامين مي کنيم. و سرانجام همان گونه هم که وزير خارجه ايران اعلام کرد و علي اصغر سلطانيه سفير ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از خاتمه مذاکرات جاري در مقر آژانس گفت «روسيه مسوول اجراي تمامي قرارداد تامين سوخت رآکتور تحقيقاتي تهران شد.»به گزارش ايرنا سلطانيه افزود؛ اين مذاکرات موثر و سازنده بود و کارشناسان بحث هاي فني موثري درباره موضوع مورد بحث داشتند.وي با اشاره به فعاليت هاي تحقيقاتي و صلح آميز اين رآکتور از اينکه «بالاخره آژانس در مسير درست خود قرار گرفته است» ابراز خرسندي کرد. سلطانيه گفت؛ آژانس بعد از مدت ها فاصله گرفتن از وظايف اصلي خود که حمايت و فراهم کردن همکاري هاي فني است با برگزاري اين نشست در مسير درست قرار گرفت که ما از آن استقبال مي کنيم. وي همچنين تاکيد کرد اين روند را مثبت مي بينيم.همچنين محمد البرادعي مديرکل آژانس نيز گفت بعد از گفت وگوي ايران، روسيه و امريکا پيش نويس قراردادي براي تصويب تا روز جمعه به پايتخت هاي اين سه کشور ارسال خواهد شد. به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه وي افزود؛ تهران تا روز جمعه فرصت دارد نظر خود را درباره اين پيش نويس ارائه کند.اما به رغم آنکه برخي از حذف فرانسه آن هم به درخواست ايران خبر مي دادند، خبرگزاري فرانسه اعلام کرد مذاکرات عصر سه شنبه با حضور همه طرف ها يعني ايران، امريکا، فرانسه و روسيه به علاوه آژانس در وين از سر گرفته شد.



در همين باره خبرگزاري فارس به نقل از سخنگوي آژانس بين المللي انرژي اتمي افزود؛ هر سه کشور فروشنده در مذاکرات روز چهارشنبه حضور دارند. البرادعي نيز شامگاه سه شنبه از پيشرفت مذاکرات خبر داده بود که به صورت کندتر از آنچه پيش بيني مي شد از سر گرفته شد. محمد البرادعي نيز تصريح کرد؛ روز سه شنبه با گفت وگوهاي دوجانبه جداگانه که ايران، فرانسه، روسيه و امريکا را شامل مي شد گذشت و بر اين باورم که رسيدن به توافق همچنان ممکن است.

ديدار هيات ايران و امريکا

اما تنش به وجود آمده بر سر حذف فرانسه از حضور در جلسات مذاکره باعث شد چهار هيات حاضر به طور غيررسمي تمام روز سه شنبه را با يکديگر مشورت کنند و فقط نشست رسمي و چهارجانبه کوتاهي در عصر همان روز داشته باشند. مهم ترين ديداري که در راس اخبار ديروز منتشر شد، رايزني ديپلمات هاي ايران و امريکا با يکديگر در حاشيه نشست وين بود. اين ديدار در دفتر محمد البرادعي برگزار شد. مايک همر سخنگوي شوراي امنيت ملي امريکا نيز در اين باره گفت هيات هاي ايراني و امريکا تحت سرپرستي البرادعي در تلاش براي حرکت به جلو به سمت توافق با يکديگر ملاقات کردند. همر جزييات بيشتري از اين مذاکرات را ارائه نکرد اما گفت اين مذاکرات درباره پيشنهاد ايران براي سوخت مورد نياز رآکتور تحقيقاتي تهران ادامه دارد. خبرگزاري ايلنا نيز به نقل از يکي از مسوولان امريکايي بعد از برگزاري گفت وگوها گفت هيات نمايندگي امريکا در وين با نمايندگان ايران در دفتر محمد البرادعي ديدار و درباره پيشنهاد ارسال اورانيوم غني شده به خارج از ايران براي تبديل به سوخت مورد نياز تهران مذاکره کرد. «محمد البرادعي» مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي هم در پايان مذاکرات گفت هرچند اين گفت وگوها پيشرفتي کمتر از حد انتظار داشته است اما همچنان دنبال مي شود. البرادعي همچنين گفت؛ «تمام روز را به مذاکرات دوجانبه و سه جانبه گذرانديم. هرچند موضوع پيچيده يي است اما مذاکرات در حال پيشرفت است.» از سوي ديگر برخي منابع ديپلماتيک نزديک به مذاکرات انجام شده گفتند دور بعدي مذاکرات پنج عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان با ايران احتمالاً هفته آينده در ژنو برگزار خواهد شد.

اظهار بي اطلاعي اصولگرايان شاخص از امضاي شکايت عليه سران اصلاحات
گروه سياسي؛ بي خبري جمعي از اصولگرايان مجلس از ارائه شکايتنامه يي عليه اصلاح طلبان شاخص به دادستان کل کشور، نقشه جديد حاميان احمدي نژاد در مجلس براي انزواي بيشتر اصلاح طلبان را نقش بر آب کرد.طيف حامي احمدي نژاد در مجلس در حالي از ارائه شکايتنامه يي با امضاي 100 نماينده عليه چهره هاي شاخص اصلاحات به غلامحسين محسني اژه يي دادستان کل کشور خبر مي دهند که قريب به اتفاق نمايندگان اصولگرايي که انتظار مي رود اسامي شان ذيل شکايتنامه مذکور باشد از اين اقدام ابراز بي اطلاعي مي کنند و جمعي ديگر مي گويند شکايتنامه عليه سران اصلاحات در نخستين روزهاي اعتراض به نتيجه انتخابات مطرح بود که فقط از سوي 20 تا 25 نماينده به امضا رسيد.بي اطلاعي اصولگرايان از ارائه شکايتنامه يي عليه سران اصلاحات در حالي است که چهره هاي صاحب نام اصولگراي ساکن بهارستان سوداي عملي کردن طرح وحدت ملي را در سر دارند. اين امر سبب شد که تلاش حاميان احمدي نژاد براي اعلام شکايت از سران اصلاحات به تک روي آنها در جريان اصولگرا تعبير شود.چنانچه حسين ابراهيمي عضو ارشد فراکسيون روحانيون مجلس با تاکيد بر اينکه بحث شکايت از سران اصلاحات مربوط به زماني است که معرکه جدال هاي انتخاباتي داغ بود، گفت؛ در شرايط حال بهتر است طرح وحدت ملي در دستور کار همه فعالان سياسي قرار گيرد.وي افزود؛ هرچند بنده از امضاکنندگان اين نامه هستم و معتقدم سران اغتشاشات بايد محاکمه شوند اما در شرايط فعلي بهتر است به تنش هاي سياسي دامن نزنيم و عاقلانه پيش برويم.غلامرضا مصباحي مقدم عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز نيز با نادرست خواندن اين اقدام فراکسيون انقلاب که از سوي حميد رسايي چهره شاخص آن صورت گرفته است، گفت؛ متاسفانه برخي از آقايان را غرور پيروزي فرا گرفته است، اما بايد بگويم اين تعصب و غرور جناحي به ضرر نظام تمام خواهد شد.به دنبال نکوهش اين اقدام حاميان احمدي نژاد از سوي اصولگرايان شاخص مجلس بود که جمعي از اصولگرايان دست به افشاگري عليه حاميان احمدي نژاد زدند و اعلام کردند تعداد امضاهاي ذيل شکايتنامه عليه موسوي حداکثر 30 امضا بوده است و اظهارات حميد رسايي را که تعداد امضاها را 100 عدد اعلام کرده و مدعي شده بود تعداد امضاها در حال افزايش است بي اساس خواندند.در پي کذب خواندن ادعاي رسايي، اصلاح طلبان بهارستان با استناد به اقدامات مشابه فراکسيون انقلاب - حاميان احمدي نژاد- خواستار انتشار اسامي امضا کنندگان شکايتنامه عليه موسوي شدند. افزودن بر امضاي ذيل نامه حمايت از معاون اولي محمدرضا رحيمي در کابينه احمدي نژاد و بزرگنمايي در تعداد امضاها ذيل نامه يي سرگشاده عليه هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان براي مذمت مواضع اخير وي از جمله اقدامات حاميان افراطي احمدي نژاد در مجلس است که براي دفاع از جايگاه احمدي نژاد صورت گرفته است.نارضايتي نمايندگان به ويژه اصلاح طلبان از اقدامات اخير حاميان تندرو احمدي نژاد تا حدي بود که به تريبون رسمي مجلس کشيده شد....و امير طاهرخاني نماينده تاکستان طي تذکر آيين نامه يي خطاب به محمدحسن ابوترابي فرد رئيس جلسه ديروز مجلس گفت؛ برخي ادعا کرده اند نمايندگان از شخصيت هاي کشور شکايت کرده اند، به همين دليل ما از شما مي خواهيم اگر اين شکايت صورت گرفته اسامي نمايندگان براي تبيين افکار عمومي منتشر شود. با مطرح شدن اين ادعا از تريبون رسمي مجلس بود که ابوترابي فرد در پايان جلسه علني مجلس در جمع خبرنگاران با اشاره به تلاش برخي بزرگان سياسي براي ايجاد وحدت ملي در کشور و ميانجيگري آيت الله مهدوي کني گفت؛ بنده از شکايت جمعي از نمايندگان از سران اصلاحات بي اطلاعم. اگرچه اصولگرايان صاحب نام و نفوذ بهارستان در راستاي برقراري آشتي ملي درصدد جلوگيري از هر اقدامي هستند که مجدداً به مناقشات سياسي در کشور منجر نشود اما به نظر مي رسد حاميان احمدي نژاد اگرچه از حضور در قدرت مغرورند اما همچنان بر استمرار خواسته هايشان تاکيد مي کنند، چنانچه محمدتقي رهبر رئيس فراکسيون روحانيون مجلس به دنبال تلاش ابوترابي فرد براي فرونشاندن موج خبري که از طرح حاميان احمدي نژاد براي محاکمه سران اصلاحات به راه افتاده بود، تاکيد کرد حال که فضاي سياسي کشور آرام تر از ماه هاي گذشته شده است وقت رسيدگي به اتهامات سران اصلاحات به عنوان سران اغتشاشات است.
براي سهيلا، بي پناه ترين ايراني


froostaee@yahoo.com فرزانه روستايي

سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني که زندان هاي کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسي را داشت که براي اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتي بيرون در زندان اوين کسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها کسي که به او محبت کرد، سربازي بود که دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بکشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا کرد که مامن زجرکشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي که هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارک هاي ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه کردي و لباس هايي بود که به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه کثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي که فرزند ناخواسته يي را حمل مي کرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي کشيدن فرزند دلبندش را نداشت. وقتي وکيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد که بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زير بار نرفت و باز تاکيد کرد من عاشق کودکم بودم زيرا به غير از او کسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري که در دادگاه تکرار مي کرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن کودک بي پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي کند که گناه ولگردي و هرزگي يک انسان فقير و بي پناه و راه گم کرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي که براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي کند. قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينکه کسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينکه در لابه لاي کوچه پس کوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد که براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري کند. حال که از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينکه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري کند. فرجام سهيلا قديري و کودک پنج روزه اش ثمره يک بي عدالتي و يک ظلم غدار اجتماعي است که براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه کنيم، درمي يابيم بسياري از کشورها راه حل هايي را تجربه کرده اند. کشورهاي اروپايي مراکزي را داير کرده اند که هدف از سازماندهي آن پناه دادن به کساني است که براي مدت کوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در کشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني که در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مکان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.براي جامعه يي که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يکديگر رقابت مي کنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي کمرشکني محسوب نمي شود.اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير که از يکي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبي کجاي نظام قضايي ما را اقناع مي کند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه کشور ايران به خاطر محروميت و فلاکتي که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي کرد يا حکم اعدام. يک هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران که بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يک حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي که بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت کرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امکان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان کسي که نتوانست از هيچ امکاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي کرد. و نيز به خاطر محروميت هايي که به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي کرد. به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقي را اجاره کند، کار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شايد او مي توانست خانواده يي تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي کرد و نيز فرصت مي يافت به جاي کشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي کودکانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي کشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي کند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
کلهر؛پناهندگي دخترم کودتاي نرم بود
مشاور رسانه يي محمود احمدي نژاد اخباري را که درباره موضوع پناهندگي دختر خود به يکي از کشورهاي خارجي منتشر شده است، نوعي کودتاي نرم و جنگ رسانه يي خواند.به گزارش ايرنا، مهدي کلهر در جمع خبرنگاران حاضر در شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات با بيان اينکه من دو روز پيش اسم رمز «مده آ» را روي اين سناريو گذاشتم، در توضيح اين نام گفت؛ مده آ نام نمايشنامه يي معروف است که طي آن سلطان قدرتمندي براي ماندن در قدرت، فرزندان خود را مي خورد. همچنين به گزارش ايلنا مشاور رسانه يي احمدي نژاد اخلاق رسانه يي در ايران را وارداتي توصيف کرد.مهدي کلهر با بيان اينکه قانون مطبوعات غرب به صورت ترجمه شده وارد ايران شده و تبديل به قانون مطبوعات در کشور ما شده است افزود؛ قوانين مطبوعاتي ما بايد به جاي آنکه تجربه قوانين مطبوعاتي غربي باشد از قرآن و اسلام سرچشمه بگيرد.
عناوين اين صفحه
خاتمي و شايگان برنده جايزه گفت وگوي جهاني
مسکو مسوول تامين سوخت هسته يي ايران شد
اظهار بي اطلاعي اصولگرايان شاخص از امضاي شکايت عليه سران اصلاحات
براي سهيلا، بي پناه ترين ايراني
کلهر؛پناهندگي دخترم کودتاي نرم بود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام