چهارشنبه، 29 مهر 1388 - شماره 2082
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
اتفاق خودش مي افتد
نمايشگاهي که تمام شد

نمايشگاه کتاب فرانکفورت فرصت خوبي بود تا جمع زيادي از دست اندرکاران و اهالي کتاب دور هم جمع شوند و نگاه ديگري به بازار کتاب داشته باشند. بازاري که تحت تاثير کتاب هاي ديجيتالي قرار دارد؛ دستگاه هاي کتابخوان، دستگاه هايي که امکان ذخيره و خواندن کتاب در آنها آسان است و قيمت شان هم زياد گران نيست. اما اين همه اتفاقي نيست که در اين نمايشگاه رخ مي دهد. در نمايشگاهي که گفته مي شود حدود 70 درصد مبادلات کتاب جهان و انعقاد قراردادها براي خريد امتياز و کپي رايت کتاب ها در آن انجام مي گيرد اتفاقات گوناگوني افتاده است. در اين دوره 500 ميليون صفحه از آثار ادبي و غيرادبي ارائه شده در نمايشگاه فرانکفورت، پيش از خريد به صورت آنلاين در اين نمايشگاه قابل دسترسي و مطالعه شد. اين ابتکاري جديد بود تا خريد کتاب آسان تر باشد. اين دوره نمايشگاه که به چين اختصاص داشت با صحبت هاي سياسي همراه بود. نويسندگان اروپايي به تندترين انتقادها عليه آنگلا مرکل، نيکلا سارکوزي، سيلويو برلوسکوني و هو جين تائو پرداختند. داي کينگ و ماجيان دو نويسنده چيني که در مهاجرت به سر مي برند در نشستي با عنوان «ادبيات و قدرت» به انتقاد از سياست هاي دولتمردان چيني پرداختند. حتي هرتا مولر هم درباره نويسندگان چيني سخن گفت. حدود 150 نويسنده و 225 ناشر ادبيات و هنر رسمي کشور چين را طي پنج روز در نمايشگاه کتاب فرانکفورت معرفي کردند.

همچنين در اين نمايشگاه نيز عنوان شد ناشران فرانسوي احتمالاً نمايشگاه پاريس را تحريم مي کنند و به صورت حداقلي در آن حضور پيدا مي کنند. آنان اين نمايشگاه را هزينه بر و با برنامه هاي قديمي مي دانند. اما کتاب هاي پرفروش هم مورد علاقه مردم هستند مثلاً نسخه آلماني رمان «سمبل گمشده» نوشته دن براون با شمارگان يک ميليون و 200 هزار نسخه در نمايشگاه کتاب فرانکفورت رونمايي شده است. نسخه انگليسي اين رمان را چهار هفته پيش ناشر امريکايي رندوم هاوس در شش ميليون و 500 هزار نسخه در کشورهاي امريکا، انگليس و کانادا توزيع کرد. روز نخست توزيع اين رمان حدود يک ميليون نسخه از آن فروش رفت که رکورد فروش کتاب بزرگسالان را شکست. اما گوگل هم در نمايشگاه کتاب فرانکفورت اعلام کرد از ژوئن 2010 کتابفروشي ديجيتال خود را براي عرضه و فروش 500 هزار جلد کتاب راه اندازي مي کند.

اين کتابفروشي آنلاين که Google Editions نام دارد از ژوئن سال آينده با فروش نيم ميليون کتاب ديجيتال عرضه مي شود. اعلام خبر راه اندازي اين فروشگاه کتاب در نمايشگاه کتاب فرانکفورت تاييدي بر شروع جنگ کتاب هاي ديجيتال گوگل در سال 2010 است. به گزارش مهر در ابتداي عرضه اين کتابفروشي تنها کاربران امريکايي مي توانند با پرداخت قيمت کتاب به 440 تا 600 هزار کتاب الکترونيک دسترسي پيدا کنند. براي دسترسي به اين کتاب ها کافي است کاربر يک مرورگر ويژه خواندن کتاب ها و يک دستگاه الکترونيکي مثل رايانه، تلفن همراه يا پخش کننده کتاب الکترونيک در اختيار داشته باشد.

براساس گزارش پي سي ورد، اين پروژه کتابفروشي آنلاين ثمره توافق ميان گوگل و برخي از ناشران است.

خبر گشايش اين کتابفروشي در شرايطي اعلام مي شود که بزرگ ترين موتور جست وجوي دنيا به شدت مورد انتقاد بسياري از دولت ها از جمله دولت آلمان براي نقض حق مولف در کتابخانه ديجيتال گوگل قرار دارد.نمايشگاه کتاب فرانکفورت بزرگ ترين و مهم ترين مکان براي داد و ستد کتاب ها، رسانه ها، کپي رايت ها و امتياز کتاب ها در جهان است که از سال 1949 هرساله در ماه اکتبر برگزار مي شود.

دولت آلمان در اين نمايشگاه نقشي ندارد و اين اتحاديه ناشران و کتابفروشان آلمان است که از سال 1949 آن را برگزار مي کند. امسال 290 هزار و 469 نفر از نمايشگاه کتاب فرانکفورت ديدن کردند که نسبت به سال گذشته حدود سه درصد کاهش داشته است. امسال همچنين تعداد بازديدکنندگان تخصصي 181 هزار و 155 نفر بوده که نسبت به سال قبل 7/2 درصد کاهش داشته است. اما در مجموع برگزار کنندگان از آن راضي بودند.

در روز پاياني هم به کلوديا ماگريس نويسنده 70ساله ايتاليايي جايزه داده شد. او شصتمين جايزه صلح اتحاديه ناشران و کتابفروشان آلمان را در کليساي پاول فرانکفورت دريافت کرد. جايزه صلح از سال 1950 هرساله اهدا مي شود و ارزش آن 25 هزار يورو است. او هنگام دريافت جايزه اش گفت؛ «گاهي مرزهاي نامرئي در درون شهرهايمان بين ما و تازه واردها از هر قسمت جهان که آمده باشند به وجود مي آيد که کمتر آن را جدي مي پنداريم.» دليل اين جايزه اين بود؛ «او در پيوند بين فرهنگ هاي مختلف تلاش زيادي کرده است.» هرمان هسه، کارل ياسپرس، ارنست بلوخ، ماکس فريش، اکتاويو پاز، واسلاو هاول، آنه ماري شيمل، ماريو بارگاس يوسا، يورگن هابرماس، ياشار کمال، آستريد ليندگرن و اورهان پاموک نيز اين جايزه را گرفته اند. اما تاثيرگذاري اين نمايشگاه همان قدر است که کشورهاي حاشيه يي خليج فارس به دنبال الگو گيري از آن هستند و حتماً به وسيله پول مي توانند اين کار را انجام دهند. قرار شده است نمايشگاه بين المللي کتاب دوبي 2010 با تمرکز بر تازه هاي نشر و آثار ارائه شده توسط ناشران در نمايشگاه کتاب فرانکفورت برگزار شود. به دستور «رشيد المکتوم» امير امارات متحده عربي اين نمايشگاه که در ماه هاي اوليه سال 2010 برگزار مي شود بناست ويتريني از آثار منتشرشده و تازه هاي نشر ارائه شده در نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت باشد.

چهره
شاعري با لبان دوخته

محمد فرخي يزدي در سال 1267 شمسي، 18 سال قبل از مشروطه در يزد چشم به جهان گشود. او تا حدود 16سالگي در همان زادگاهش يزد تحصيل کرد و فارسي و مقدمات عربي را آموخت. وي در همان سنين نوجواني اشعاري عليه مديران مدرسه مرسلين يزد که متعلق به ميسيونرهاي انگليسي بود، سرود؛

صاحب الزمان يک ره سوي مردمان بنگر/ کز پي لسان گشتند جمله تابع کافر

در نمازشان خوانند ذکر عيسي اندر/ برپا رکاب کن از مهر، اي امام بر و بحر

مديران مدرسه به اين خاطر او را اخراج کردند. از آن به بعد او مجبور شد به کارگري پرداخته و از دسترنج خود زندگي بگذراند. به اين ترتيب با رنج و درد مردم نيز آشنا شد. با شروع نهضت مشروطه خواهي او نيز به اين جرگه پيوست. در همان زمان با تشکيل حزب دموکرات ايران، در يزد از طرفداران اين حزب شد. سه يا چهار سال از انقلاب مشروطه گذشته بود که فرخي حدود 21 يا 22 سال داشت. فرماندار يزد ضيغم الدوله قشقايي فردي مستبد بود. فرخي شعري تند خطاب به او و در انتقاد از رفتار او سرود و در دارالحکومه يزد خواند. حاکم مستبد سخت برآشفته شد و دستور داد او را به زندان انداخته و دهانش را با نخ و سوزن دوختند. خبر در شهر پيچيد و مردم يزد در اعتراض به اين قساوت در تلگرافخانه شهر تحصن کردند و کار به پايتخت کشيد و مجلسيان وزير کشور را استيضاح کردند. فرخي در مدتي که زندان بود، اين شعر را با زغال بر ديوار زندان نگاشت؛

به زندان نگردد اگر عمر طي / من و ضيغم الدوله و ملک ري

به آزادي ار شد مرا بخت يار/ برآرم از آن بختياري دمار

بعد از اين واقعه او به تهران آمد و به فعاليت هاي خود ادامه داد و اشعار و مقالات انقلابي در جرايد منتشر ساخت. همزمان با شروع جنگ جهاني اول در سال 1293شمسي به بغداد و کربلا رفت. در آنجا نيز آزاديخواهي او کار دستش داد و تحت تعقيب انگليسي ها قرار گرفت. از اين رو پياده از بيراهه به شهر موصل و از آنجا به ايران بازگشت. در بازگشت نيز مورد سوءظن ماموران تزاري قرار گرفت و توسط آنها بازداشت شد ولي توانست از اين معرکه هم نجات يابد. فرخي در دوره نخست وزيري وثوق الدوله به علت مخالفت با قرارداد 1919 ميلادي بار ديگر به زندان افتاد و سه ماه را در حبس گذراند. پس از آزادي در سال 1300 شمسي روزنامه توفان را منتشر ساخت و با نشر مقالات انتقادي مردم را به آگاهي و بيداري فرامي خواند.

صاحب امتياز و موسس توفان خودش و مديرمسوولش موسوي زاده بود. توفان در طول مدت انتشار بيش از 15 مرتبه توقيف و باز منتشر شد. توفان در سال اول، هفته يي دو روز (جمعه و دوشنبه) و در سال هاي بعد سه نوبت در هفته (دوشنبه و چهارشنبه و جمعه) منتشر مي شد و بعدها به صورت مجله هفتگي درآمد. به محض توقيف نشريه توفان، فرخي مطالب خود را در روزنامه هاي ديگر مانند ستاره شرق، قيام، پيکار و... منتشر مي کرد. فرخي در دوران سلطنت رضاشاه، سال 1307 به عنوان نماينده مجلس شوراي ملي در دوره هفتم قانونگذاري از طرف مردم يزد انتخاب شد. در مجلس در جناح اقليت بود و با مخالفت هاي شديد جناح مقابل روبه رو شد. در پايان مجلس هفتم پس از آنکه مصونيت پارلماني فرخي خاتمه يافت، از بيم جان خود مدتي از نظرها ناپديد شد. سپس بدون گذرنامه از مرزهاي شمالي به شوروي و از آنجا به آلمان رفت و در برلين اقامت کرد. مدتي در نشريه يي به نام «پيکار» که صاحب امتياز آن غيرايراني بود، افکار انقلابي خود را منتشر ساخت.سال 1311 يا 1312 تيمورتاش سفري به برلين کرد و در آنجا ديداري با فرخي داشت. در اين ملاقات تيمور وي را تشويق به بازگشت به ايران کرد و به او اطمينان داد در صورت بازگشت به ايران مورد رافت و مهر رضاشاه قرار خواهد گرفت. فرخي که از ماندن در کشوري بيگانه رضايتي نداشت، با عشقي که به ايران داشت فريب وعده حکومت وقت را خورد و به تهران بازگشت. در ايران عده يي به اسم «طلبکار مالي» شکايتي عليه او طرح کردند و وي را با برنامه ريزي به زندان کشاندند. در سال 1316 او را محاکمه و ابتدا به 27 ماه زندان محکوم کردند. در دادگاه تجديدنظر مدت زندان وي به سه سال افزايش يافت. او دوران حبس خود را مي گذراند تا اينکه در 25 مهرماه 1318 در بيمارستان زندان با آمپول هوا که توسط «پزشک احمدي» به وي تزريق شد به قتل رسيد. چهار سال بعد پس از سقوط رضاشاه وقتي «پزشک احمدي» در دادگاه جنايي تهران به جرم «قتل هاي عمد در عصر رضاشاه» به اعدام محکوم شد، از جمله جرائم اعلام شده اش در دادگاه قتل فرخي يزدي بود. سرود «جان فداي آزادي» که امروز همه با آن آشنا هستند از فرخي است.

آن زمان که بنهادم سر به پاي آزادي/ دست خود زجان شستم از براي آزادي

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را/ مي روم به پاي سر در قفاي آزادي

در محيط توفانزاي، ماهرانه در جنگست/ ناخداي استبداد با خداي آزادي

دامن محبت را گر کني زخون رنگين/ مي توان تو را گفتن پيشواي آزادي

فرخي زجان و دل مي کند در اين محفل/ دل نثار استقلال جان فداي آزادي

زندگي فرخي سراسر مبارزه و درگيري و تنش بود. او از دوران تحصيل و نوجواني با زورگويي و تزوير و ستم مخالفتش را آغاز کرد و تا پايان عمر هيچ گاه سر تسليم در برابر کسي فرود نياورد. اين شاعر آزاده بارها زندان را تجربه کرد و سرانجام نيز در زندان به شهادت رسيد. او شعري دارد که گويي سرگذشت خود را تصوير مي کند؛

شب چو در بستم و مست از مي نابش کردم/ چرخ اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

ديدي آن ترک خطا دشمن جان بود مرا/ گرچه عمري به خطا دوست خطابش کردم

منزل مردم بيگانه چو شد خانه چشم/ آنقدر گريه نمودم که خرابش کردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع/ آتشي در دلش افکندم و آبش کردم

غرق خون بود و نمي مرد ز حسرت فرهاد/ خواندم افسانه شيرين و خوابش کردم

زندگي کردن من مردن تدريجي بود/ آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم

هنوز
شبانه؛ يک خاطره از گذشته

برخي فيلم ها با طلسم اکران روبه رو هستند. بعد از فيلم «عصر روز جمعه» ساخته مونا زندي اين رکورد از آن فيلم «شبانه» ساخته دو کارگردان هميشه همراه هم کيوان علي محمدي و اميد بنکدار است. اين فيلم هر چند وقت يک بار خبر اکرانش منتشر و دوباره به فراموشي سپرده مي شود. در جشنواره فيلم 84 بود که اين فيلم به نمايش درآمد. از آن زمان به بعد بود که مدام خبر اکرانش پخش شد و مدام به تعويق افتاد. اين فيلم در مراحل ساخت خود نيز با کمک و همراهي گروه کار خود را دنبال کرد. به گونه يي که «هديه تهراني» به عنوان سرمايه گذار وارد عمل شد تا فيلم ساخته شود. به هر حال عنوان شده است اين فيلم پس از پايان نمايش فيلم «نيش و زنبور» در گروه سينمايي آفريقا روي پرده مي رود. اين يعني حداقل يکي دو ماه بعد. اما همين که قرارداد آن ثبت شد خود قدمي است رو به جلو. اين فيلم هم در گروه فيلم هاي فرهنگي روي پرده مي رود.

کيوان علي محمدي در اين باره مي گويد؛ «ما در اين مدت چند سال پيگير بوديم و مدام با اعضاي شوراي صنفي اکران در ارتباط بوديم. اين فيلم هيچ وقت گرفتار مسائل سانسور و مميزي نبود. پشت در مافياي اکران مانده بود.» او درباره نحوه نمايش فيلم مي گويد؛ «تا آنجايي که من اطلاع دارم قرار نيست و تا اين لحظه هم هيچ تغييري در فيلم داده نشده است و اين فيلم همانند اکران در جشنواره 24 به نمايش در مي آيد.» اين فيلم هم در گروه فيلم هاي فرهنگي روي پرده مي رود. او درباره فيلم دوم شان «شبانه روز» مي گويد هنوز مجوز اکران پيدا نکرده است؛ «ما قرار بود فيلم را عيد اکران کنيم اما هنوز نه حرفي به ما مي زنند و نه دليل و موردي براي تغيير آن عنوان مي کنند. مي گويند هنوز در مراحل اداري است. به هر حال ما هم منتظريم بدانيم که دليل اين تاخير چيست.»

او درباره اين روزها و کار جديد به طنز تلخ مي گويد؛ «در انتظار پروانه نمايش فيلم دوم و اکران فيلم اول هستيم.» اين دو کارگردان اميد بنکدار و کيوان علي محمدي از کارگردانان خوب سينماي مستند بودند اما در همين دو فيلم خود نشان دادند که توانايي کار و همکاري با بازيگران نامي و شناخته شده را دارند.

هديه تهراني، حميدرضا پگاه، ستاره اسکندري، کمند اميرسليماني، بهاره رهنما و... بازيگران اولين فيلم بنکدار و علي محمدي هستند. هرچند کارگردانانش بيشتر دوست داشتند اين فيلم در زماني قبل تر به نمايش درآيد اما حالا که اين اتفاق نيفتاده است به همين راضي هستند. چند سال پيش در يکي از همان زمان هايي که فيلم قرار بود اکران شود گفتند فيلم را به پخش سپردند و ديگر درباره اش زياد نمي دانند. اکنون بار ديگر صحبت اين فيلم شده است؛ فيلمي که از آخرين بازي هاي «هديه تهراني» است و نگاهي متفاوت به موضوع اعتياد دارد. هرچند شايد ديدن چهره هديه تهراني در اين فيلم راضي مان نکند و بازي او نتواند خاطره هاي خوش قبلي بازي هاي او در «يک بوس کوچولو» را تکرار کند اما آمدن او يک اتفاق محسوب مي شود؛ اويي که مي گويند به دليل مسائل مميزي از سينماي ايران قهر کرده است. او در نقش مادر امام خميني(ره) در فيلم فرزند صبح بازي کرده است. فيلمي که به احتمال زياد در جشنواره فيلم فجر امسال سرانجام نشان داده مي شود. به هر حال همه منتظر هستند تا بهترين ها براي سينماي ايران پيش بيايد.

طرح اکران فيلم هاي فرهنگي (نگاهي ديگر) و نمايش فيلم هاي «صداها»، «حيران»، «خانه روشن» و «استشهادي براي خدا» شروع شده است.

عادت مي کنيم
گروه کتاب آبي و تصويرگري

بعضي وقت ها اعداد در عين کوچکي بزرگ هستند. گاه يک ميليون براي درآمد يک نفر آنقدر بزرگ نيست که جمع شدن حدود 100 نفر کنار هم. اين بار مي توان همين نگاه را به دومين نمايشگاه بين المللي گروه تصويرگري «کتاب آبي» داشت. گروه «کتاب آبي» با حضور 96 تصويرگر از 27 کشور دنيا همچون هلند، استراليا، بلغارستان، لهستان، امريکا، يونان، تايوان، اسپانيا، تونس، روماني، کرواسي، روسيه، سوئد، ژاپن، اسلووني، کره، آرژانتين، پرتغال، آلمان، بلژيک، سوئيس، مجارستان، انگليس، فرانسه، ايتاليا، ترکيه و ايران جمعه اول آبان ماه در خانه هنرمندان ايران آغاز به کار مي کند و تا يک هفته ادامه دارد. طبق اعلام برگزارکنندگان، در نمايشگاه امسال دو تصويرگر داراي جايزه بزرگ براتيسلاوا و تعدادي برنده جوايز سيب و پلاک براتيسلاوا و همچنين برخي از نامزدهاي جايزه هانس کريستين آندرسن حضور دارند. همچنين بخشي از برگزيدگان، از نمايشگاه «بولونيا» در سال هاي مختلف بوده اند.

گروه «آبي» را که نخستين گروه غيردولتي بين المللي است، علي و حسن عامه کن با حضور تصويرگران خارجي تاسيس کرده اند و اين نمايشگاه دومين نمايشگاه اين گروه در ايران است. هدف از نمايش و تشکيل اين گروه ارتقاي سطح تصويرگري در ايران و جهان و ديدن تکنيک و کيفيت کارهاي جهاني از نزديک است. اين گروه پيش از اين در کشورهاي امارات متحده عربي، ايتاليا و فرانسه نمايشگاه برپا کرده اند و اين نمايشگاه نيز تنها نمايشگاهي است که بخش غيردولتي در زمينه تصويرگري برگزار مي کند. بعد از برپايي در خانه هنرمندان ايران، آذرماه سال جاري به ايتاليا، ژاپن، استراسبورگ و اسپانيا مي رود. اين نمايشگاه فرصتي است تا تنوع تکنيکي در آثار هنرمندان تصويرگر ايراني و کشورهاي ديگر با هم مقايسه شود. به تعبيري روايتگر مشکل بزرگ تصويرگري در ايران است و با برپايي اين نمايشگاه ها، روايتگري و چگونگي کنار آمدن تصويرگر با متن کتاب و تنوع تکنيکي آنها به نمايش گذاشته مي شود تا علاقه مندان و تصويرگران ايراني از نزديک با اين تکنيک ها آشنا شوند. از ويژگي هاي اين نمايشگاه همان کنار هم قرار گرفتن اين تعداد تصويرگر شناخته شده جهاني در کنار هم است. اين گروه تنها با 30 نفر کار خود را آغاز کرده است و به تدريج و با نمايش در کشورهاي مختلف هنرمندان جديدتري را به خود جلب کرده است. اين اتفاق به خصوص به صورت مستقل و خصوصي صورت مي گيرد که ويژگي آن است. براي ديدن اين نمايشگاه از جمعه اين هفته وقت داريم. و نکته آخر اينکه اصلاً نمي خواهيم مقايسه کنيم اگر حمايتي بدون توقع از گروه صورت مي گرفت اتفاق خوبي بود؛ چيزي که کمتر در بين سياستگذاران فرهنگي امروز ديده مي شود.

روزانه
تکه تاريکي از ماه
معمولاً رسم بر اين است که تالارهاي کوچک را در اختيار گروه هاي جوان تئاتر که تشنه عرضه تجربه هاي نو هستند، قرار مي دهند تا آنها نيز بتوانند کارشان را براي مخاطبان هرچند محدود خود به نمايش بگذارند. بر اساس همين رسم، تالار کوچک مولوي از 24 مهر هر روز ساعت 30/18 ميزبان نمايش «تکه تاريکي از ماه» شده که پيش از اين در جشنواره تئاتر تجربه نيز به نمايش درآمده بود. اين نمايش 40 دقيقه يي به نويسندگي و کارگرداني مشترک رضا صورتي و مصطفي حاجي قاسمي به روي صحنه مي رود. رضا يزداني، مهناز ذبيحي، محمدرضا قلمبر و آيدا صادقي در اين نمايش بازي مي کنند و سيدمحمد موسوي طراحي صحنه آن را بر عهده دارد.رضا صورتي که در نمايش «خشکسالي و دروغ» دستيار محمد يعقوبي بود، مي گويد؛ «تکه تاريکي از ماه» يک درام اجتماعي است و در چندين مورد دچار اصلاحيه شده. او خلاصه داستان نمايشش را اينچنين تعريف مي کند؛ «يک روز برفي تهران، آدم ها براي فرار از سرما به خانه پناه مي آورند اما در خانه اتفاقاتي برايشان مي افتد که روند زندگي آنها را دگرگون مي کند. روابط آنها با هم دستخوش تغيير مي شود و نگاه شان نسبت به يکديگر متفاوت.» اجراي «تکه تاريکي از ماه» نيمه آبان به پايان مي رسد و بهاي بليت آن دو هزار تومان است.
يک پيشنهاد
کارگاه کيشلوفسکي

اين روزها اينترنت را که مي گردي، يک برنامه نظرت را جلب مي کند؛ کارگاه تحليل و بررسي آثار کريستف کيشلوفسکي. خيلي هايمان مي دانيم که کريستف کيشلوفسکي کارگردان و فيلمنامه نويس لهستاني است که ده فرمان و سه رنگ او شهرت فراواني دارد. اما اينکه جلساتي به صورت کارگاهي برگزار شود و در هشت جلسه فيلم هاي او را مي بينند و درباره اش سخن بگويند، اتفاق خوبي است. کساني هم که شرکت مي کنند درباره هر فيلم نظرات شان را مي گويند و البته به نظرات مهمانان شان احمد ميراحسان و بهزاد عشقي نيز توجه مي کنند. آخرين فرصت هم آخر مهرماه است و به صورت اينترنتي هم ثبت نام مي شود. برنامه آن هم مشخص است. فيلم هاي آماتور (1979) و پاياني نيست (1984) جلسه اول 6 آبان نشان داده مي شود و به ترتيب هر هفته شانس کور (1981)، فيلم کوتاهي درباره مرگ (1988)، فيلم کوتاهي درباره عشق و زندگي دوگانه ورونيک (1991) در کنار همان سه گانه معروف آبي، سفيد و قرمز نشان داده مي شوند. برنامه چهارشنبه ها 4 تا 7 بعدازظهر برگزار مي شود.

عناوين اين صفحه
نمايشگاهي که تمام شد
شاعري با لبان دوخته
شبانه؛ يک خاطره از گذشته
گروه کتاب آبي و تصويرگري
تکه تاريکي از ماه
کارگاه کيشلوفسکي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام