جواد جهانگيرزاده*

خبر تاثرانگيز شهادت سردار نورعلي شوشتري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه و جمعي از فرماندهان سپاه پاسداران به ويژه سردار محمدزاده مايه تاسف و تالم همه ملت به ويژه نمايندگان مردم شد. سردار شوشتري داراي روحيات اخلاقي و منش و شخصيت ويژه يي بود. ايشان مدتي را در آذربايجان غربي به عنوان فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا خدمت کرد و هنوز هم خاطره درايت ها، تدابير شايسته و روحيات مردمي و تواضع فروشي ايشان در اذهان مردم اين منطقه مانده است. ايشان فرمانده شايسته يي بود که در مسووليت هاي مختلفي که برعهده مي گرفت منشاء اثرات فوق العاده يي شد. حوادث تروريستي که مدتي است در بعضي از مناطق کشور و به شکل انتحاري صورت مي گيرد و متاسفانه سير صعودي به خود گرفته بايد بيشتر مورد بررسي و تحليل قرار گيرد.
تحليل حادثه تروريستي که در سيستان و بلوچستان اتفاق افتاد چندان دشوار نيست چرا که ريشه هاي مستقيم و غيرمستقيم حضور دشمن را به راحتي مي توان در اين حادثه ديد و اگر با تامل و تاني بيشتر به اين موضوع نگاه کنيم اين اقدام تروريستي قطعاً در راستاي پروژه يي است که سال هاست دشمن در کشور براي آن سرمايه گذاري مي کند. اين حوادث تروريستي را از چند منظر بررسي و تحليل خواهم کرد؛
1- يکي از بحث هاي جدي، بحث مديريت اقوام در امنيت ملي است. به نظر مي رسد ما در بحث مديريت اقوام در حوزه هاي ملي بايد بيشتر سرمايه گذاري و سلسله هاي اين اختلافات قومي در مناطق مختلف کشور را به درستي شناسايي کنيم. بررسي ترورهايي که در برخي مناطق کردنشين و اين روزها در منطقه سيستان و بلوچستان اتفاق افتاده است نشان دهنده يک نقشه ترسيم شده و سيستماتيک است. هدف، هدفي تبيين شده براي دشمن است که با استفاده از ابزارها و اضلاع مختلف به دنبال پيگيري و عملياتي کردن نقشه يي است که در نهايت به جدايي اقوام از حوزه اشتراکات ملي و امنيت ملي منجر شود. بنابراين بررسي اين پديده بدون توجه به اتفاقات مشابه در ساير نقاط کشور امکان پذير نيست.
2- يک بحث ديگر بحث مسائل امنيتي است. شيوه يي که سردار شوشتري طي ماه هاي اخير در حوزه سيستان و بلوچستان به کار برده بود، ارتباط بيشتر با مردم و برگزاري جلساتي با شيوخ و بزرگان اقوام بود. ايشان به درستي به اين مساله پي برده بودند که تداوم کاهش فاصله ميان حکومت و مردم ريشه بسياري از ناامني ها در منطقه را مي خشکاند و دقيقاً در همين راستا يک برنامه فرهنگي، اجتماعي را شروع کرده بودند چرا که ايشان معتقد بودند تنها با ابزارهاي نظامي نمي توان به جست وجوي ريشه هاي ناامني در منطقه پرداخت و همين تحليل بود که ايشان را وادار مي کرد با گروه ها و اقشار مختلف مردمي و اجتماعي وارد ارتباط شود. حتي شهادت عده يي از سران عشاير و طوايف در اين منطقه نشان دهنده آن بود که روش سردار شوشتري روش درستي بوده است و به همين خاطر هم در نهايت مورد کينه و بغض دشمن قرار گرفت و به درجه شهادت نائل شد.
3- بايد باور کنيم که کشور ما در يک منطقه فوق العاده استراتژيک و پرحادثه و ناامن قرار گرفته است و تقريباً تنها کشور منطقه است که اين توانايي را دارد که با استفاده از ظرفيت هاي داخلي اش، در منطقه و بخش قابل توجهي از جهان هم منشا ء اثر باشد و اين مساله براي برخي از کشورهاي منطقه و فرامنطقه قابل پذيرش نيست و به همين علت هم به دنبال کاهش اقتدار جمهوري اسلامي ايران هستند و مايلند از طريق ايجاد بسترهاي نارضايتي و توسعه زمينه هاي جدايي اقوام و وابستگان مذاهب و حتي جدايي حوزه هاي مختلف سياسي، بتوانند پروژه خود را با موفقيت عملي کنند. از اين جهت هوشياري جدي مسوولان براي مقابله با اين توطئه ها را مي طلبد. چند سالي است که در منطقه سيستان و بلوچستان سرمايه گذاري هاي گسترده يي براي برقراري و حفظ امنيت صورت مي گيرد که به عقيده من اين سرمايه گذاري به تنهايي کافي نيست. ما بايد به دنبال ايجاد امنيتي باشيم که در نهايت به توسعه اقتصادي منطقه و رفاه اهالي آن منجر شود.
از آنجا که مردم سيستان و بلوچستان طي سال هاي ستم شاهي دچار عقب ماندگي هاي زيادي شده اند، ما بايد به دنبال کاهش و حذف ريشه هاي اين عقب ماندگي باشيم. از اين جهت امنيت در مناطقي مثل سيستان و بلوچستان به عنوان اصلي ترين عنصر و ضروري ترين بنياد براي توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... حائز اهميت است.
بنابراين نقش نيروهاي نظامي و انتظامي در منطقه صرفاً کارکرد امنيتي ندارد بلکه در يک افق طولاني مدت کارکردهاي ويژه اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراين به نظر مي رسد؛
الف- توجه ويژه به امنيت منطقه سيستان و بلوچستان به جز راهي که سردار شوشتري رفته است قابل پيگيري نيست و آن عبارت است از ايجاد زمينه همکاري گروه هاي متنفذ اجتماعي، مذهبي و فکري مردم و توسعه نظام مشارکتي در ميان مردم
ب؛ سرمايه گذاري در مسائل امنيتي در مناطقي مثل سيستان و بلوچستان صرفاً به توسعه امنيت منجر نخواهد شد بلکه ايجاد توسعه امنيت پايدار در کنار توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي امکان پذير است.
4- از طرف ديگر وقوع چنين اتفاقاتي در برخي از مناطق سني نشين نشان دهنده اين است که بخشي از پروژه دشمن معطوف به ايجاد شکاف بين وابستگان به مذاهب مختلف است. تقريباً اکثر استان هاي نوار مرزي کشور، داراي جمعيت اهل سنت هستند که البته در بين آنها علاقه مندان به انقلاب اسلامي هم بسيار زياد است. اما توسعه و تسري ناامني ها و ترورها به اين مناطق سني نشين حکايت از نقشه حساب شده دشمن دارد که بايد کارشناسان و مسوولان نظام حتماً به اين مساله توجه کنند.
5- برخورد با برخي از عوامل دست چندمي اين حوادث تروريستي و ادامه پيدا کردن روند اين ترورها نشان دهنده اين است که اين ترورها و حوادث به طور کامل ريشه کن نشده اند و وظيفه دستگاه هاي امنيتي، اطلاعاتي، انتظامي و حتي سياسي است که نسبت به شناسايي اصلي ترين و بنيادي ترين عوامل اقدام کنند.
قطعاً بخشي از اين عوامل خارج از افراد و گروه ها هستند و به ساختارهاي اجتماعي برمي گردند. بنابراين اگر قرار است کار جامعي براي ريشه کن کردن اين حوادث و اتفاقات صورت گيرد بايد جدا از دستگيري عوامل اصلي به بررسي زمينه هاي ساختاري وقوع چنين اتفاقات و پديده هايي پرداخت و در جهت رفع اين عوامل ساختاري اقدام کرد.
6- و در نهايت هر چند هنوز نمي توان گمانه زني کرد که گروهک ريگي مسوول اين ترورها باشد ولي به نظر مي رسد محدود کردن چنين اتفاقاتي به گروهک ريگي ساده فرض کردن قضايا است و مساله پيچيده تر از آن است که به نظر مي رسد. برخورد کامل با اين وقايع و اتفاقات هم جز با مشارکت عمومي به ويژه مشارکت نخبگان اجتماعي، فرهنگي و سياسي منطقه امکان پذير نخواهد بود. آنها هم بايد در کنار مسوولان نظام مسووليت خود را در اين شرايط فوق العاده سخت و دشوار ايفا کنند.
*عضو کميسيون امنيت ملي مجلس