حميد احمديان

در قرن حاضر اکثر مشاغل به دانش و مهارت هاي رايانه يي نياز دارند و به نوعي ورود به اين عرصه نيز به نوع جديدي از آموزش نياز دارد که با آموزش سنتي کنوني به خصوص آنچه هم اکنون در مدارس ايران در جريان است، همخواني ندارد. مدتي است برخي کشورهاي جهان به تاسيس مدارس الکترونيکي يا آنچه در ايران مصطلح شده مدارس هوشمند، دست زده اند. الگوي اوليه اين مدارس از کشور انگليس گرفته شده است و کشور مالزي يکي از پيشتازان ايجاد اين مدارس به شمار مي رود.
در مدارس هوشمند رايانه در نحوه تدريس و ارزشيابي تاثير مي گذارد و برنامه هاي درسي را تا حدودي تغيير مي دهد. ولي در عين حال کارکردهاي اجتماعي مدارس بر جاي خود باقي مي ماند چون در روابط اجتماعي به دانش آموزان ياري مي رساند. در اين مدارس دانش آموزان مي آموزند انبوهي از اطلاعات را پردازش و از اين اطلاعات در جهت يادگيري بيشتر استفاده کنند. دانش آموزان حتي مي توانند با منابع علمي جهان و معلمان و بچه هاي مدارس ديگر ارتباط برقرار کنند. در مدارس هوشمند معلمان مي توانند به جاي اينکه تلاش کنند خودشان پاسخي براي پرسش هاي دانش آموزان پيدا کنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هايشان را در رايانه پيدا و براي بقيه بازگو کنند. البته مدارس هوشمند اين کارايي را نيز دارند که به دانش آموزان نشان دهند چه اطلاعاتي در وب موثق است تا کودکان و نوجوانان ضمن دريافت اطلاعات درست تحت تاثير تبليغات سوء اينترنت هم قرار نگيرند. در نهايت به کارگيري رايانه به معلمان خوشفکر کمک مي کند به دوره آموزش براساس کتاب محوري و سخنراني تک گويانه معلم در کلاس خاتمه دهند و سيستم آموزشي را به شکل سيستم مشارکتي، مبتني بر آموزش توانايي هاي پژوهش، جمع بندي، تحليل و نتيجه گيري دانش آموزان تبديل کنند.
دانش آموزان ايراني در مقايسه با دانش آموزان کشورهاي پيشرفته و برخي کشورهاي در حال توسعه پيشرو، عقب ماندگي هايي دارند. در کشورهاي پيشرفته کودکان از همان ابتدا در خانواده با رايانه آشنا مي شوند و با آن کار مي کنند در حالي که در کشور ما در حال حاضر هنوز رايانه به منازل بسياري از خانواده ها راه پيدا نکرده است.
البته کارشناسان هشدار مي دهند حتي در صورت ايجاد امکان دسترسي همه دانش آموزان به امکانات لازم باز هم رايانه نمي تواند مشکلات ريشه يي مدارس را حل کند و اگر هدف از کاربرد رايانه در مدارس مشخص نشود، رايانه ها تنها به دستگاه هاي تحميلي در مدارس تبديل مي شوند.
مرضيه ابراهيمي کارشناس فناوري اطلاعات در اين خصوص مي گويد؛ اگرچه در عصر تکنولوژي و اطلاعات سرعت توليد دانش تصاعدي است ولي به خاطر عمق داشتن و ريشه دار بودن علوم اين سرعت نبايد خطي و شتابزده باشد. ما به آموزش شتابان نيازمنديم نه آموزش شتابزده و اگر راهي که طي مي کنيم اشتباه باشد فناوري بر سرعت ما در راه اشتباه مي افزايد.
اين کارشناس در خصوص چالش هاي سيستم آموزشي کشور و دليل اصلي ورود فناوري به اين سيستم نيز مي گويد؛ پرورش خلاقيت و ايجاد تغيير و سوق دادن يادگيرندگان به سمت ناشناخته ها، ايجاد زمينه بهره مندي مناسب و عدالت در دسترسي به منابع موجود، انتقال و پردازش حجم عظيمي از دانش در عصر اطلاعات، ايجاد زمينه حضور صحيح دانش و فرهنگ ايراني و زبان فارسي در تکنولوژي هاي نوين آموزشي و محيط اينترنت و البته سابقه چند کشور دنيا در ايجاد مدرسه هوشمند که البته بر مبناي 10 سال پژوهش و تحقيق انجام گرفته بود، باعث شد ما هم به ايجاد اين مدارس بينديشيم. در نتيجه با چند بازديد و مطالعه روي نمونه هاي مشابه ظرف يک سال طرح پايلوت مدرسه هوشمند در چند مدرسه منتخب کليد زده شد. البته زماني که کليد اين طرح زده شد بستر آموزشي و پژوهشي دقيق منطبق با شرايط محيطي و فرهنگي و آموزشي وجود نداشت و اين کار با سند محکم تحليل شده با مديريت قدرتمند پروژه و بازدهي کاري کارشناس شروع نشد و به نظر مي رسد طرح هاي پايلوت در اين بعد حداقل بايد داراي يک سيستم آناليز و تحليل و ارزيابي تعريف شده از قبل باشد تا مرتباً پيشرفت پروژه را بسنجد و موانع و مخاطرات آن را از قبل پيش بيني و راه حل هاي پيشنهادي را ارائه کند.
به هرحال در تعريف مدرسه هوشمند بايد گفت مدرسه هوشمند مدرسه يي است که با کمک فناوري هاي نوين سيستم هاي آموزشي و ديجيتالي هوشمند درصدد سرعت بخشي به فرآيند ياددهي، يادگيري و بهبود مديريت به صورت کاملاً نظام يافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندي و استفاده بهينه از منابع فني دانش روز با توجه به طيف گسترده آن براي کشف استعداد خود و بروز خلاقيت ها باشد. در طراحي يک مدرسه هوشمند بايد به چهار فاکتور تاثيرگذار توجه کرد؛
1- عوامل محيطي (فضا و طراحي مناسب مدرسه، کلاس ها و...) 2- عوامل اجرايي و يادگيرندگان (آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان) 3- عامل سخت افزاري و شبکه طراحي مهندسي وسايل ارتباطي شبکه و سخت افزاري 4- عامل مهم نرم افزار و ديجيتال.
فضاي فيزيکي يک مدرسه هوشمند بايد به يک زيرساخت ارتباطي قوي مجهز باشد تا بتواند به شکل مستمر نسبت به وضعيت هاي متغير محيط عکس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد.
براي ايجاد يک مدرسه هوشمند يا کلاً ورود فناوري اطلاعات به مدارس وزارت آموزش و پرورش بايد به دنبال ايجاد بانک هاي اطلاعاتي قوي و هماهنگ باشد که بتواند شبکه آموزشي قوي و استانداردي را ايجاد کند تا خدمات محتوايي و آموزشي را به راحتي در دسترس مدرسه قرار دهد. تغذيه کننده اين شبکه آموزشي مي تواند بانک دپارتمان تحقيق و پژوهش، سازمان آموزش و پرورش و بانک استانداردهاي آموزشي باشد.
از طرف ديگر طراحي فني سيستم ارتباطات داخلي و تجهيزات سخت افزاري خود مدرسه جهت ايجاد امکانات مناسب براي استفاده اطلاعات آموزشي و نرم افزاري بايد در مدرسه صورت بگيرد. سيستم هاي ديجيتال و نرم افزاري نيز بايد داراي يک پيش زمينه و بستر دقيق مطالعاتي باشد.
استفاده از انواع نرم افزارها و محتواهاي آموزشي غيراستاندارد مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به بدنه آموزش وارد و يادگيرندگان را دچار سردرگمي کند. براي استفاده از سيستم ديجيتال نرم افزار بايد قدم به قدم حرکت کرد و مراحل فازبندي شده و رشد را تعريف کرد زيرا يکباره رسيدن به سيستمي کاملاً هوشمند رويايي و بي پايه و اساس است و بر اين اعتقاديم که در يک سيستم مدرسه هوشمند در صورتي که برنامه ريزي شده و قدم به قدم عمل شود، هزينه ها با بهره وري رابطه مستقيم خواهد داشت و با گذر زمان با پيچيدگي فرآيند روبه رو خواهيم شد.
معماري سيستم آموزش الکترونيکي براي طراحي يک نرم افزار جامع که بتواند خوني را در پيکره طراحي شده فضاي مدرسه هوشمند به جريان اندازد، بايد از جديدترين متدها و تکنولوژي هاي آموزشي استفاده کند که بر پايه زيرساخت هاي استانداردشده صنعتي و آموزشي با شناخت و تعريف دقيق وظايف آموزشي و اداري سيستم برپاشده باشد.
شرايط مناسب از نظر دست اندرکاران چنين طرح هايي اين است که معلم ديگر آموزش دهنده صرف نيست، فعاليت هاي گروهي تشويق مي شود، با تک تک دانش آموزان متناسب با توانمندي ها و استعدادهاي آنها رفتار مي شود و دانش آموزان مي توانند مواد درسي شان را از طريق سايت هاي اينترنتي دنبال کنند. ارزشيابي نيز از شکل حافظه محوري خارج مي شود.
در مدارس هوشمند از اينترنت استفاده زيادي مي شود ولي اين با آموزش مجازي متفاوت است چرا که در آموزش از راه دور معلم و دانش آموز يا استاد و دانشجو از طريق اينترنت صدا و تصوير يکديگر را دريافت مي کنند و در يک محيط و مکان حضور ندارند البته در باب مزاياي دانشگاه هاي مجازي نيز گفته مي شود تعداد دانشجويان افزايش ولي هزينه ها کاهش مي يابد. آموزش مجازي به طور کلي به آموزش توسعه زيادي مي دهد. افزايش تعداد اين دست از دانشگاه ها در سطح جهان نيز به اين باور که بهتر است اين نوع دانشگاه ها را در ايران گسترش دهيم، دامن زده است چرا که تعداد استادان و ظرفيت کلاس هاي دانشگاهي در کشور ما محدود است بنابراين از طريق اينترنت مي توان خيلي ها را آموزش داد و لازم نيست کلاس فيزيکي باشد چرا که هر کس مي تواند در خانه از طريق رايانه آموزش ببيند، تمرين حل کند و نمره بگيرد و براساس اين نمرات به مراحل بعدي و دروس بعدي صعود کند.
در مجموع بايد گفت ما براي عقب نماندن از قافله جامعه جهاني که به سرعت نقش رايانه ها را در مشاغل گسترش مي دهد به سيستم آموزش مناسب اين عصر نيازمنديم، منتها در صورتي که به مشکلات ساختاري آموزش نپردازيم، تنها از رايانه ها دکوري خواهيم ساخت بي اينکه به نتايج مورد نظر دست پيدا کنيم.