چهارشنبه، 29 مهر 1388 - شماره 2082
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
گفت وگو با نامزدهاي سومين دوره جايزه روزي روزگاري
نخستين برنده هاي سال

مريم مهتدي؛ جايزه يي که قرار بود ارديبهشت ماه قبل از نمايشگاه کتاب تهران برگزار شود بالاخره در روز اول آبان برندگان خود را معرفي خواهد کرد. «روزي روزگاري» که در سال هاي گذشته برخلاف ديگر جوايز در بهار برگزار مي شد امسال به فصل پاييز نقل مکان کرد. علت اين تعويق هم مشکلات هميشگي جوايز ادبي خصوصي در ايران است و از همه مهم تر اينکه تمام تالار و سالن هاي شهر دولتي است و مديران تالارها تمايل چنداني ندارند يک شب ميزبان يک جايزه ادبي خصوصي باشند. به دلايلي از اين قبيل است که در سالن هاي شهر به روي جوايز ادبي خصوصي باز نمي شود. امسال سومين دوره جوان ترين جايزه ادبي خصوصي کشور برگزار مي شود. «روزي روزگاري» از سال 86 کار خود را آغاز کرد. مديا کاشيگر دو سال بعد از تعطيلي جايزه ادبي يلدا اين جايزه را پايه گذاري کرد. در دوره اول روزي روزگاري که در سالن بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد ماه منير کلباسي تنديس بهترين رمان را گرفت و از حسين مرتضاييان آبکنار و سپيده شاملو هم تقدير شد. تنديس بهترين مجموعه داستان کوتاه به اميرحسين خورشيدفر به خاطر «زندگي مطابق خواسته تو پيش مي رود» و آذردخت بهرامي به خاطر «شب هاي چهارشنبه» اهدا شد. همچنين از دو نويسنده برجسته ايراني شميم بهار و اسماعيل فصيح هم تقدير شد. دوره دوم جايزه در شهر کتاب ازگل برگزار شد. در اين دوره جايزه روزي روزگاري هيچ رماني را شايسته تقدير ندانست اما به حافظ خياوي به خاطر مجموعه داستان « مردي که گورش را گم کرد» جايزه داد. همچنين براي اولين بار در ايران يک جايزه ادبي يک رمان ترجمه را به عنوان بهترين اثر خارجي منتشر شده برگزيد. اين اثر «اپراي شناور» جان بارت نويسنده برجسته امريکايي بود که در پيامي ضمن تشکر از داوران جايزه از انتشار بدون کپي رايت کتابش در ايران انتقاد کرد. در اين دوره همچنين از بهرام بيضايي به عنوان نمايشنامه نويس و جمال ميرصادقي به عنوان مدرس داستان نويسي تقدير شد. دبير جايزه مديا کاشيگر در مراسم پاياني سال گذشته از اضافه شدن بخش بهترين اثر ادبيات نمايشي سال در دوره هاي بعدي خبر داد. فردا جايزه ادبي روزي روزگاري به عنوان اولين جايزه ادبي خصوصي سال 1388 برگزيدگان خود را معرفي خواهد کرد. خبرهاي خوشي از جايزه هاي ديگر مي رسد. داوران جايزه منتقدان و نويسندگان مطبوعات کار بررسي آثار را آغاز کرده اند و بنياد گلشيري هم هرچند با شکلي نصفه و نيمه اما به هرحال امسال برنده خواهد داشت. از مهرگان هم خبرهاي خوشي شنيده مي شود. با نامزدهاي سه بخش رمان، مجموعه داستان و رمان خارجي سومين دوره جايزه روزي روزگاري گفت وگو کرده ايم.
يادداشت ادبي
نويسنده اعتراض
نيلوفر نياوراني

بعد از رسيدن جايزه نوبل ادبي امسال به خانم هرتا مولر آلماني، با خودم فکر کردم آيا مولفه هاي مشترکي بين برندگان جايزه نوبل وجود دارد که بتوان روي آن انگشت گذاشت؛ البته اگر در اين زمينه به پاسخي قطعي نرسيم اما مي توان مواردي را يافت که ويژگي نويسندگان نوبليست است. اين در حالي است که هنوز در کارگاه هاي داستان نويسي ما صحبت از پيرنگ و عناصر داستاني و زاويه ديد مي شود و هر بار پس از دريافت جوايز ادبي از جمله نوبل داغ دل ما تازه مي شود و از گوشه و کنار ادعاهايي هم شنيده مي شود که فلان شاعر و بهمان نويسنده ما چيزي کم از نوبليست ها ندارند و اين بهانه هاي قديمي دوباره شنيده مي شود که زبان فارسي زباني مهجور است و آثار ارزشمند ما به دشواري به ديگر زبان ها ترجمه مي شود. در اين ميان نهادهاي مرتبط با داستان نويسي چون کانون نويسندگان و آکادمي ها و کانون هاي ادبي مورد هجوم قرار مي گيرند و کشورهاي ترکيه و سوريه به عنوان کشورهايي که توانسته اند فرهنگسازي کنند و براي نويسندگان خود جايگاهي جهاني تعريف کنند شاهد مثال آورده مي شوند. بسيار شنيده ايم که مي گويند مگر نويسندگان ما چه چيزي کمتر از اورهان پاموک ترک دارند. اينجا حسادت ها و تنگ نظري ها و فاصله ها و شکاف ها باعث شده نويسندگان ايراني جايگاه واقعي خود را پيدا نکنند، اما در اين ميان اصل مهمي مغفول مانده است که به آن خواهيم پرداخت.

مهجور بودن زبان فارسي و کم مخاطب بودنش در دنيا به جاي خود، کوتاهي و فاصله دولت با روشنفکران و عدم فرهنگسازي و نبود يک کانون نويسندگان درست و حسابي که از همه نسل هاي داستان نويس کنار هم بنشينند و راهکارهاي ادبي بدهند و اعلاميه بدهند و جوابيه بگيرند به کنار، اما صحبت بر سر خود نويسنده است. نويسندگان ما چه تلاشي براي جهاني شدن کرده اند؛ جدا از تکنيک و فرم هاي ادبي. اصلاً بياييد نوبل و ديگر جوايز ادبي را کنار بگذاريم و فرآيندي را در نظر بگيريم که يک نويسنده جهاني مي شود. فرآيندي که اولين مولفه اش اعتراض است؛ شورش نويسنده در درون خودش، با خودش، با حکومتش، با ساختار و قواعد کهنه جامعه اش، با چارچوب هاي پوسيده و سنتي ادبي اش و... که اين مولفه به دنبال خود يا گولاک و داغ و درفش و زندان و مهاجرت داشته يا اخراج از حزب و... و بالاخره شکستن بنيادهاي به ظاهر ارزشي يک نويسنده و جايگزيني اش با جهان بيني متفاوت؛ جهان بيني متفاوتي که با پشت سرگذاشتن تجربه هاي ناب بشري به دست آمده است. نويسنده جهاني تقابل ديدگاه ها را مي شناسد و تجربه هاي زيسته اش را در فرم هاي قوام يافته هنري به ظهور مي رساند و صداي خودش را ثبت مي کند. نويسنده جهاني در پيله تنهايي اش، مخمور و منجمد تجربه هايش را براي لذت خودش نمي نگارد. او تجربه هاي زيسته اش را به تجربه اصل جهاني پيوند مي زند و آن را ثبت جهاني مي کند. نويسنده جهاني معترض است؛ قبل از همه به خودش و آثارش آيينه يي است که اين ويژگي در آن انعکاس مي يابد. اين مولفه قبل از آنکه در شرکت کردن اش در تظاهرات خياباني، يا مخالفتش با سياست هاي حاکم خودش را نشان دهد از لابه لاي آثارش مي تراود و همه گير مي شود. نويسنده جهاني نويسنده اعتراض است.
عناوين اين صفحه
نخستين برنده هاي سال
نويسنده اعتراض

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام