چهارشنبه، 29 مهر 1388 - شماره 2082
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
سخنگوي خانه موسيقي؛
الان زمان برگزاري جشن موسيقي نيست

«برگزار نکردن جشن خانه موسيقي به فضاي موجود جامعه ايران مربوط مي شود و ما اعضاي خانه موسيقي گمان مي کنيم در حال حاضر فضاي مناسبي براي برگزاري جشن وجود ندارد.» سخنگوي خانه موسيقي با بيان اين مطلب با اشاره به سخن شهبازيان که برگزار نشدن جشن خانه موسيقي را به عدم توانايي اين نهاد ربط داده بود، گفت؛ «ما در 9 سال گذشته جشن خانه موسيقي را به خوبي برگزار کرده ايم، به طوري که همه اعضاي خانه موسيقي و مردم نيز از برگزاري اين جشن ها راضي بوده اند؛ به خصوص در سال گذشته که جشن به شکل مفصل تري و با کنسرت استاد شجريان، ارکستر ملي و گروه کامکارها همراه بود.» به گزارش مهر پيرنياکان گفت؛ «عدم برگزاري جشن حتماً به ضرر موسيقي نيست چرا که به نظر من اول بايد ديد جشن در چه شرايطي قرار است برگزار شود و آيا اين جشن در وضعيت فعلي مناسب است يا نه و چه بهتر که منتقدان برگزار نشدن جشن به اين موضوع هم اشاره يي کنند.» پيرنياکان با اشاره به اين ادعا که اعضاي خانه موسيقي هرگونه بخواهند، عمل مي کنند و به خرد جمعي کاري ندارند، گفت ؛ «اعضاي خانه موسيقي به طور گسترده در انتخابات شرکت مي کنند و اعضاي هيات مديره کانون ها را انتخاب مي کنند و سپس طبق اساسنامه خانه موسيقي اين افراد از طريق مجمع عمومي اعضاي هيات مديره خانه موسيقي را انتخاب مي کنند. با اين وصف من متاسفم که بعضي ها اين گونه صحبت مي کنند چرا که بعضاً خود اين افراد از اعضاي پيوسته کانون ها هم هستند و حتي کانديداي هيات مديره خانه موسيقي نيز بوده اند که موفق به انتخاب نشده اند.» او همچنين گفت؛ «اگر ما به گذشته خانه موسيقي نگاه کنيم کارهاي زيادي از جمله بيمه کردن اعضا، نقل و انتقال ملک خانه موسيقي، ايجاد شعبات شهرستان، موضع گيري درباره منافع اهالي موسيقي، به ثبت رساندن رديف هاي موسيقي ايراني و بسياري کارهاي ديگر انجام شده که هر کدام به تنهايي قابل تقدير است.» عضو هيات مديره نوازندگان موسيقي سنتي در پايان گفت؛ «برخي افراد که شايد حال نداشته باشند از خانه بيرون بيايند و از فعاليت هاي انجام شده مطلع شوند، بهتر است يک روز وقت بگذارند تا در مورد فعاليت هاي صورت گرفته با آنها صحبت کنيم. به گمان من اين درست نيست که با قضاوت هاي نادرست همه زحمت هاي خانه را زير سوال ببريم.»

تجربه جديد قرباني و خلعتبري در کنسرت ارکستر مجلسي «ايرانيان»
تهيه کننده کنسرت؛ اگر تالار وحدت را انتخاب مي کردم به يک شبه دولتي تبديل مي شدم



عليرضا قرباني و ارکستر مجلسي ايرانيان با آهنگسازي فردين خلعتبري در سه شب در آذرماه سال جاري با تهيه کنندگي موسسه فرهنگي-هنري ترانه شرقي در سالن همايش هاي ميلاد کنسرت مي دهد. در نشست خبري که صبح ديروز در خانه هنرمندان ايران برگزار شد، محسن رجب پور مدير موسسه «ترانه شرقي» درباره جزييات آن توضيح داد؛ «اين موسسه از سال گذشته با رهنمودهاي فردين خلعتبري ارکستر مجلسي ايرانيان را شکل داد و قرار است اولين اجراي اين ارکستر با اجراي پلاک «مدار صفر درجه» و با خوانندگي عليرضا قرباني طي روزهاي 19 ، 20 و 21 آذرماه در سالن همايش هاي برج ميلاد برپا شود.» به گفته رجب پور اين کنسرت هر شب دو اجرا در ساعت هاي 18 و 21 خواهد داشت. فردين خلعتبري آهنگساز اين کنسرت نيز در ادامه از افشين يداللهي به عنوان شاعر بسياري از قطعات اين کنسرت ياد کرد؛ «اشعار افشين يداللهي تاثير زيادي در ساخت اين قطعات داشت و اين کنسرت نيز به درخواست مردم برنامه ريزي شد و جوابي به تقاضاي آنها در تمام اين سال هاست.» به گفته او عنوان «مدار صفر درجه» نوع موسيقي و ارکستر آن را مشخص مي کند که ترکيبي از 16 قطعه است که بيشتر آنها جديد است و تعدادي از آنها همچون موسيقي سريال هاي «مدار صفر درجه»، «شب دهم»، «سايه آفتاب» و... پيش از اين شنيده شده است. خلعتبري ادامه داد؛ «اجراهاي اين کنسرت کارهاي ارکسترالي همچون اجراهاي ارکستر ملي است که با تصنيف همراه مي شود و دو آواز نيز که ترکيبي از بداهه و کار تمرين شده است، اجرا خواهد شد.»

محسن رجب پور نيز در ادامه درباره کنسرت چنين توضيح داد؛ «ما چندين سال است که در حوزه موسيقي پاپ کار مي کنيم و احساس مي کنم در آن حوزه به عنوان يک تهيه کننده و مدير توليد به انتها رسيده ايم و ديگر چيز جديدي نداريم. بنابراين دوست داشتم با يک تغيير نگرش کلي و رويکرد جديد کارم را ادامه دهم.» رجب پور وعده داد نيمي از مخاطبان کنسرت هاي دائم خود در کنسرت مشترک عليرضا قرباني و فردين خلعتبري نيز حضور پيدا خواهند کرد؛ «تا امروز چه کسي مسير را براي جواناني که به تماشاي کنسرت هاي پاپ مي آيند، فراهم کرده است تا به موسيقي ملي خود نيز گوش دهند؟ من با روش خودم اين کار را انجام مي دهم و ايمان داشته باشيد که ارکستر مجلسي ايرانيان که به اسم «ترانه شرقي» ثبت شده است به کار خود ادامه خواهد داد و اگر نوازندگان اين ارکستر تغيير کنند، ساختار آن همچنان حفظ خواهد شد، زيرا اين موسيقي ريشه در تاريخ ما دارد.» عليرضا قرباني نيز در بخش ديگري از اين نشست گفت؛ «استاد بنان ويژگي داشت که در هر ژانري امکان خواندن برايش فراهم بود و من هم دوست دارم به عنوان يک خواننده اين سبک هاي مختلف را تجربه کنم و توانايي هاي خود را در اجراهاي متفاوت محک بزنم.» خلعتبري نيز اضافه کرد؛ «فراموش نکنيد که عنوان موسيقي پاپ نبايد قرباني شود، چه بسا که من هم خودم با اين موسيقي شروع به کار کردم و اگر امروز اتفاق بدي براي موسيقي پاپ افتاده است، بايد دليل آن را در جاي ديگري جست وجو کرد که چرا موسيقي پاپ امروز از هويت ايراني خود خارج شده است.» او معتقد است؛ «اگر بخواهيم با ديدي وسيع تر نگاه کنيم، فعاليت محمدرضا شجريان نيز يک نوع موسيقي پاپ است زيرا مردمي است، سالن را پر مي کند و تمام آلبوم هاي صوتي او فروخته مي شود. اما متاسفانه تقليد در عرصه موسيقي پاپ باعث شده هنرمندان اين عرصه هويت ايراني خود را از دست بدهند و اتفاق جالبي در اين حوزه حاصل نشود، در حالي که مدير يک موسسه بزرگ که سال ها در اين عرصه فعاليت کرده اين بار سراغ ما آمده است.» خلعتبري همچنين با پرداختن به عنوان مخاطب عام که بارها مورد سوال قرار مي گيرد، گفت؛ «امروزه عنوان مخاطب عام در ورطه خطرناکي قرار گرفته است، در حالي که اين مفهوم گستره وسيعي دارد و ما از دور در حال تقسيم بندي کردن مردم با اين عنوان هستيم و فراموش کرده ايم که جوانان بسياري وجود دارند که کسي در اين حوزه به آنها توجه نمي کند.» اين آهنگساز اضافه کرد؛ «ارکستر مجلسي ايرانيان قرار است تجربه هاي موفق عليرضا قرباني را تکرار کند و قرار نيست ما تجربه جديدي را شکل دهيم، زيرا اجراي عليرضا قرباني با ارکستر موسيقي ملي يا ارکستر سمفونيک بسيار توانمند بود و اين صداي قرباني بود که ارکستر را تحت هر شرايطي تحت تاثير خود قرار مي داد.» به گزارش ايسنا رجب پور در بخش ديگري از اين نشست درباره دلايل انتخاب سالن همايش هاي ميلاد براي اين کنسرت گفت؛ «اگر تالار وحدت را براي اين برنامه انتخاب مي کردم، تبديل به يک شبه دولتي مي شدم. درحالي که براي فعاليت موسسه «ترانه شرقي» در اين عرصه توقع حمايت از دولت را دارم و به اين کار افتخار مي کنم و آن را گسترش خواهم داد، زيرا ترانه شرقي به اندازه يي سابقه دارد که بايد امروز دين خود را نسبت به اين نوع موسيقي ادا کند.» او همچنين درباره اسپانسرهاي اين کنسرت گفت؛ «امروز اسپانسرهاي زيادي قصد حمايت از اين کنسرت را دارند اما معتقدم شأن اين موسيقي اجازه استفاده از هر نوع اسپانسري را نمي دهد و اميدوارم از پس احترام گذاشتن به اين موسيقي و معرفي آن برآيم.» در ادامه عليرضا قرباني نيز توضيح داد؛ «ساخته هاي خلعتبري براي نوازنده و خواننده سخت است و ضبط و تمرين استوديويي آن بيش از کارهاي ديگر زمان مي برد، اما اميدواريم در اين کنسرت از پس سختي هاي آن برآييم.» او همچنين يکي از خواسته هاي خود را اجراي موسيقي سنتي دانست؛ «بيشترين و پرتراکم ترين کارهايم در اين عرصه موسيقي سنتي است و خبر مي دهم که با توافقات صورت گرفته با موسسه ترانه شرقي در کوتاه ترين زمان معمول کنسرت گروه «اشتياق» را با همکاري محسن رجب پور و فردين خلعتبري اجرا خواهيم کرد.» خلعتبري نيز تصريح کرد؛ «استاندارد بودن سالن، ابزار صوتي و نوازنده ها هميشه برايم اهميت داشته است، اما در تمام اين سال ها هيچ سالن استانداردي براي موسيقي ساخته نشده است و حتي اگر ما خودمان ابزارهاي استاندارد را فراهم کنيم باز هم با مشکل روبه رو هستيم، اما اميدواريم اين اجرا در سالن همايش هاي ميلاد با موفقيت به نتيجه برسد.»
استقبال مردم از غرفه رسانه هاي اصلاح طلب در نمايشگاه مطبوعات
وزير ارشاد؛ دولت عنايت خاصي به مطبوعات دارد


گروه اجتماعي؛ شانزدهمين جشنواره مطبوعات روز گذشته در حالي اولين روز خود را پشت سر گذاشت که حاشيه هاي آن از متن جذاب تر و پررنگ تر بود. حضور گسترده مردم که متاثر از فضاي سياسي اين روزهاي ايران و وقايع پس از انتخابات بود، باعث شد غرفه رسانه هاي اصلاح طلب رونق بيشتري بگيرند. هرچند مردمي که امروز را در سالن هاي نمايشگاه مطبوعات گذراندند به غرفه رسانه هاي اصولگرا هم سر زدند و دفترهاي يادبود آنها را نوشتند. غرفه هاي روزنامه هاي اصولگرا هم از بازديدکننده بي نصيب نماندند. اما اين بازديدکنندگان برخلاف گذشته دفترهاي يادبود اين رسانه ها را به عنوان جايگاهي براي بيان اعتراض به وضعيت کنوني کشور و جناح سياسي که اين رسانه ها نمايندگي مي کنند، انتخاب کردند. اين وضعيت تا جايي پيش رفت که مسوولان حراست نمايشگاه از غرفه ها خواستند دفاتر يادبود خود را جمع آوري کنند، هرچند اين خواسته از طرف رسانه هاي اصلاح طلب پذيرفته شد اما گويا رسانه هاي اصولگرا علاقه يي به جمع آوري دفاتر خود نداشتند. مردم که از مسوولان غرفه روزنامه هاي اصلاح طلب غالباً مي خواستند زمان حضور سيدمحمد خاتمي، ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و ساير سران اصلاح طلبي را که اين روزها در زندان نيستند به آنها اعلام کنند بعد از نوشتن مطالبي در حمايت از آنها در دفاتر يادبود راهي غرفه هاي ديگر مي شدند. پيش از همه اين اتفاقات البته مراسم گشايش شانزدهمين جشنواره مطبوعات با شعار ارتقاي جايگاه رسانه و تعميق اخلاق حرفه يي با حضور مسوولان مربوطه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نمايندگان مطبوعات و خبرگزاري ها در مصلاي تهران برگزار شد. هرچند اين مراسم هم بي حاشيه نبود و برخلاف سال هاي گذشته در فضايي محدود و کوچک برگزار شد به طوري که بسياري از ميهمانان در حالي که کارت دعوت مراسم در دست شان بود، ايستاده به سخنراني ها گوش دادند. سيد محمد حسيني وزير ارشاد دولت دهم جشنواره مطبوعات را با اين سخن آغاز کرد که «حمايت از مطبوعات در برنامه دولت دهم قرار دارد» و در ادامه از رسانه ها خواست «آيينه تمام نماي واقعيت هاي در کشور باشند و نارسايي هايي موجود در جامعه را متوجه شوند و آن را به منظور برون رفت از مشکل مطرح کنند.» هرچند بلافاصله اين نکته را هم يادآور شد که «رسانه ها نبايد قصد ايجاد نااميدي در کشور را داشته باشند.» حسيني رابطه دولت و مطبوعات را با اين جمله تعريف کرد که «دولت عنايت خاصي به مطبوعات و رسانه هاي مختلف دارد» و در توضيح رابطه دولت و مطبوعات به وظايف خود در قبال آنها اشاره و ابراز اميدواري کرد بتواند وظايف خود را در قبال آنها انجام دهد. اما وزير فرهنگ و ارشاد دولت دهم ،خود را يک «روزنامه خوان حرفه يي» دانست و از اين جايگاه به مطبوعات توصيه کرد «در کنار نارسايي ها به نشاط و شادابي در جامعه کمک کنند» چرا که «پرداختن به مشکلات واهي خود مي تواند مشکلي بر مشکلات ديگر بيفزايد.»
پيدا و پنهان
? اعتراض شريعتمداري به عسگراولادي؛ حسين شريعتمداري ديروز در مقاله يي در روزنامه کيهان به شدت به حبيب الله عسگراولادي و طرح برون رفت از شرايط کشور اعتراض کرد. او نوشت؛ يکي از عزيزان که نگارنده احترام فراواني براي ايشان قائل است و سوابق انقلابي، فداکاري، مراتب تدين و پاکبازي وي غبطه انگيز است، در مصاحبه يي ضمن تاکيد بر فتنه اخير و اهداف شومي که دشمنان بيروني دنبال مي کردند، درباره سران فتنه فرموده اند؛ «موسوي، کروبي و خاتمي از خانواده انقلابند و آنها را مفت به دست نياورده ايم که مفت از دست بدهيم»، اين حسن ظن ايشان قابل تقدير است، اما مگر جمهوري اسلامي، قانون اساسي، اقتدار نظام اسلامي و... مفت به دست آمده اند که مفت از دست بدهيم؟، سران فتنه با مديريت دشمنان بيروني و همخواني و همصدايي با تمامي گروه هاي ضدانقلاب نظير منافقين، سلطنت طلب ها، مارکسيست ها، بهايي ها و... به جان نظام اسلامي که خون بهاي شهيدان است افتاده بودند. کيهان افزود؛ «اکنون از برخي عزيزان پاک نيت- تاکيد مي شود که فقط برخي از آنها- بايد سوال شود آيا «شوراي حل اختلاف»، يا «شوراي برون رفت از شرايط کنوني» يا هر اسم ديگري که بر آن نهاده اند، مفهومي غير از دور زدن ساختار قانون نظام دارد؟

? ثروتمندترين خبرگزاري رسمي؛ بودجه خبرگزاري ايرنا به ميزان 22 ميليارد و 500 ميليون تومان، سه برابر بودجه چهار خبرگزاري اصلي ديگر کشور شامل مهر، ايلنا، ايسنا و فارس است. آينده گزارش داده است در بودجه دستگاه هاي اجرايي کشور اين ميزان بودجه به خبرگزاري دولت اختصاص يافته است.

? علت لغو سفر متکي به يمن؛ شنيديم علت لغو سفر متکي به يمن، سفر مخفيانه يک مقام ارشد عربستاني به يمن براي منتفي کردن موضوع ميانجيگري تهران در صنعا است. جهان نوشت ظاهراً اين سفر منتفي شده است.

? تجمع در دانشگاه آزاد؛ در خبرها آمده است دانشجويان دانشگاه آزاد واحد کرج و دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز ديروز در اعتراض به احکام کميته هاي انضباطي تجمع کردند. آنها خواستار لغو احکام تعليق و ممنوع الورودي دانشجويان بودند.

? هجوم هکرها به سايت 90؛ در خبرها آمده است وب سايت برنامه 90 هک شده است. اين برنامه از روز دوشنبه مورد هجوم هکرها قرار گرفته است.

? اعتراض به حکم طباطبايي؛ شاخه جوانان جبهه مشارکت با صدور بيانيه يي به حکم صادر شده براي سيدشهاب الدين طباطبايي رئيس اسبق اين شاخه اعتراض کردند و خواستار تجديدنظر در آن شدند.

? حکم يک فعال دانشجويي؛محمد حمزه نژاد دانشجوي دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. به گزارش اميرکبير کميته انضباطي دانشگاه تهران علت صدور اين حکم را شرکت در تجمعات 22 خرداد در کوي دانشگاه تهران عنوان کرده است.

? ممنوع الخروجي يک عضو نهضت آزادي؛ «امير خرم» عضو شوراي مرکزي و دفتر سياسي نهضت آزادي ايران ممنوع الخروج شد. روابط عمومي نهضت آزادي اعلام کرد خرم براي انجام يک ماموريت شغلي عازم فنلاند و آلمان بود که با ممانعت و ضبط گذرنامه روبه رو و براي چند ساعت بازداشت شد.
قلم توتم من است


ابراهيم رها



ستون جمعه، تعطيل شد، گفتند تند و تيز است و بايد فيتيله را پايين بکشي و ما هم کرکره پايين بکش نبوديم و خلاصه در نهايت درش را تخته کرديم. حالا به ميمنت نمايشگاه مطبوعات ستون جديدي راه انداخته ايم که نمي دانم عمرش با پايان عمر نمايشگاه تمام مي شود يا ادامه خواهد داشت. اسم ستون جديد «شش گانه» است.

يک روز و روزگاري، مردي، شش پسر داشت. آنها را جمع کرد تا نصيحت شان کند. به هر کدام هم گفت با خودش چند تکه چوب بياورد. وقتي جمع شدند ديد هيچ کدام چوب نياورده اند. دليلش را با تعجب و حيرت از پسرانش پرسيد، چراکه نگران بود به اين شکل تاريخ ادبيات و قصص دچار تغيير و بلکه تحريف شود.

اولي گفت؛ چوب نياوردن من نشانه آزادي است، پدر گفت چه ربطي دارد؟ پسر جواب داد چطور پناهنده شدن دختر کلهر نشانه آزادي است. تعطيل کردن آرمان و فرهنگ آشتي و تحليل امروز نشانه آزادي است، آن وقت چوب من نمي تواند نشانه آزادي باشد؟، بيشتر هم گير بدهي مي گويم؛ «اين 63 درصد که مي گن کو؟،»

دومي گفت؛ چوب نياوردن من چيز مهمي نيست بلکه هيچ اهميتي ندارد. پدر گفت چطور؟ جواب داد چطور ترک جلسه سخنراني احمدي نژاد توسط اکثر سران کشورهاي دنيا هيچ اهميتي ندارد، آن وقت يک تکه چوب من که آخرش هم مي خواهي بشکني و تازه قصه اش هم تکراري است، حائز اهميت شده است؟،

سومي گفت؛ من چوب آورده ام، پدرش گفت چيزي دستت نيست که، جواب داد نخير، آورده ام، اسناد و مدارکش هم موجود است،

چهارمي گفت؛ به جاي اينکه از من سوال کني عجالتاً خودت جواب بده «اين 63 درصد که مي گن کو؟»

پنجمي گفت؛ من چوب نياوردم چون شنيده بودم محمدعلي ابطحي در زندان، مثل چوب خشک شده و احساس کردم «چوب» يکي از عوامل انقلاب خزنده و نرم مي تواند باشد و به جهت آنکه نمي خواستم ماهيت امريکايي و اسرائيلي ام را آشکار کنم چوب نياوردم و 13 آبان به من چه،

ششمي گفت؛ اولاً که نگفتي «اين 63 درصد که مي گن کو»، در ثاني شما از طريق اينترنت و شبکه هاي ماهواره يي خبر داده بودي چوب بياوريم که ما هم اينترنت مان کلاً خلاص شده، هم پارازيت ها ماهواره مان را تخته کرده، به اين ترتيب از اصل قضيه خبردار نشديم.

www.Ebrahimraha.com
عناوين اين صفحه
الان زمان برگزاري جشن موسيقي نيست
تهيه کننده کنسرت؛ اگر تالار وحدت را انتخاب مي کردم به يک شبه دولتي تبديل مي شدم
وزير ارشاد؛ دولت عنايت خاصي به مطبوعات دارد
پيدا و پنهان
قلم توتم من است
شمقدري واژه هاي فيلمفارسي، معناگرا و فرهنگي بايد اصلاح شود
گلزار و حاتمي کيا را چه کسي محکوم کرد، چه کسي بخشيد؟
دهمين دوسالانه پوستر تهران آغاز شد
معتضد؛ نظامي و مولانا يک بيت ترکي نسروده اند

شمقدري واژه هاي فيلمفارسي، معناگرا و فرهنگي بايد اصلاح شود
مراسم توديع مجيد شاه حسيني و معارفه احمد ميراعلايي با حرف هاي جواد شمقدري معاونت سينمايي آغاز شد. او در اين مراسم با بيان اينکه سينماي ايران در حوزه توليد با مشکلات زيادي مواجه است يکي از برنامه هاي مهم پيش روي بنياد سينماي فارابي را حل اين مشکل خواند و گفت؛ «توليدات سينمايي ما به شدت متکي بر دولت است و هزينه ها به شدت افزايش پيدا کرده و در مقابل نيز ريسک تهيه کنندگان پايين آمده است.» او در ادامه گفت؛ «امروز دستمز دهاي زيادي به بازيگران داده مي شود و به تبع آن بقيه عوامل هم خواهان دستمزد بيشتري هستند. لذا هزينه توليد بالا رفته که اين موضوع بايد در بخش هاي مختلف ساماندهي شود.» شمقدري در بخش ديگري از حرف هايش بر لزوم اصلاح بعضي از مفاهيم و واژه ها در سينما تاکيد کرد و گفت؛ «از جمله اين واژه ها عنوان فيلمفارسي است که اين عنوان از بعد انقلاب به فيلم هاي نازل اطلاق مي شود، درحالي که بايد به واژه فارسي ارج نهاد و آن را اصلاح کرد.» او عناوين معناگرا و فيلم فرهنگي را از عناوين ديگر اين واژه ها دانست و گفت؛ «اين تفکيک ها ممکن است ما را به بيراهه بکشاند، درحالي که همه فيلم هاي ما بايد معناگرا و فرهنگي باشند و در پس اين واژه ها ممکن است رانت خواري هايي صورت گيرد که همه ما را دچار مشکل کند و اميدوارم با اصلاح بعضي واژه ها در سينما بعضي رويکرد هايمان را اصلاح کنيم.» او در اين مراسم بار ديگر به صميميت خود با رئيس جمهور اشاره کرد؛ «سينماي ايران يکي از دلمشغولي هاي نظام است و رئيس جمهور هم بسيار پيگير آن هستند و همين روز گذشته دقايقي همديگر را ديديم و ايشان بر لزوم تداوم راهي که آغاز شده است، تاکيد کردند.» اوبا اشاره به تغيير صورت گرفته در مديريت بنياد سينماي فارابي گفت؛ «تمام تلاشم اين بود آقاي شاه حسيني کارش را ادامه دهد و طي روزهاي گذشته بيش از 10 ساعت با ايشان جلسه داشتم و معتقدم ايشان نسبت به سينماي ايران در جريانات 30 ساله گذشته اطلاعات بسيار جامعي دارند و با تفکر و رويکرد انديشه يي که دارند تلاش کردم کارشان را ادامه دهند، اميدوارم در جايي ديگر رسالت شان را به سينما ادا کنند.» مجيد شاه حسيني مديرعامل سابق بنياد سينماي فارابي نيز در اين مراسم سخنانش را با اين جمله آغاز کرد؛ «پايان ماموريتم را به همه کساني که منتظر اين اتفاق بودند تبريک مي گويم.» به گزارش ايسنا، احمد ميراعلايي مديرعامل جديد فارابي نيز در سخناني گفت؛ «تمايل نداشتم اين سمت را برعهده بگيرم. من به توليد در سينما علاقه مندم. به خاطر همين حضور در اين پست برايم بسيار سخت بود، اما در نهايت متقاعد شدم آن را بپذيرم.» او در ادامه گفت؛ «من چند شرط براي آقاي شمقدري گذاشتم. اين سينما، سينماي نحيفي است و به لحاظ تجهيزات و امکانات - که يکي از کارهاي مهم فارابي است - بايد تامين شود که معاون سينمايي قول هرگونه حمايتي را داده اند. من خودم بارها پشت در اين اتاق ها در فارابي مانده ام و هميشه دوست داشتم ببينم در اين اتاق ها چه خبر است .»


گلزار و حاتمي کيا را چه کسي محکوم کرد، چه کسي بخشيد؟
سيامک رحماني

خبر اين است که به رنگ ارغوان از محاق درآمده است و روزنامه ها نوشته اند محمدرضا گلزار پس از ملاقات چند روز پيش اش با اسفنديار رحيم مشايي و محمود احمدي نژاد، به ديدار جواد شمقدري رفته و با اين وعده بيرون آمده که ممنوعيتش از حضور در سينما به پايان مي رسد. خبرهاي خوشي است و بعيد مي دانم هيچ کس با هيچ غرض و مرضي از شنيدن اين اخبار خوشحال نشده باشد. حالا بايد منتظر باشيم ببينيم فيلم توقيف شده ابراهيم حاتمي کيا کي بر پرده خواهد رفت و بازيگر پرفروش سينماي ايران براي اولين قرارداد مقابل دوربين کدام کارگردان خواهد ايستاد؛ يعني چرخ خواهد چرخيد و فيلمي که سال ها از انظار پنهان مانده اکران خواهد شد و بازيگر پرطرفدار هم. که شايد به زعم عده يي همين کافي باشد. اما چند سوال پيش پا افتاده هم هست که بعيد است کسي پاسخگويشان باشد و مي خواهم اينجا بپرسم. شايد کار عبثي به نظر برسد، ولي چرايش را در آخر مطلب خواهم گفت.

يک- فيلم حاتمي کيا و بازي محمدرضا گلزار دوباره مجوز گرفتند. بعد از مدت ها که هر دو ممنوع بودند. حالا که ماجرا تمام شده است هم هيچ کس نمي خواهد به ما بگويد فيلم آقا ابراهيم به کدام دلايل نبايد ديده مي شد و گلزار به کدام دلايل بايد از پرده سينما دور مي ماند. واقعاً نمي خواهيد به ما دليل اين محروميت ها را و مراجع محروم کننده را بگوييد؟ نمي خواهيد بگوييد با گذشت اين مدت چه اتفاقي افتاده است که حالا ما مجاز شد ه ايم اين دو را دوباره ببينيم؟ مي خواهم از کساني که باني توقيف فيلم به رنگ ارغوان بودند و از مراجعي که حکم به ممنوع التصوير شدن گلزار دادند بپرسم، حالا که حکم ها برگشته چه احساسي دارند. آيا از اين چند سال محروميتي که براي فيلم و بازيگر درست کردند خوشحالند؟ از اينکه حکم شان لغو شده ناراحت نيستند؟ اگر ناراحت اند چرا چيزي نمي گويند؟ آيا ما نبايد بدانيم چرا ستاره سينماي ايران بايد از حقوق اوليه اش که بازي در سينما است محروم باشد؟ حق آزادي کار را که شنيده ايد، آيا وقتي اين حق سلب مي شود کسي نبايد پاسخگو باشد؟

دو- اين ماجراي پاسخ ندادن را مي توانيد به همه ابعاد زندگي مان تعميم بدهيد. مثل آنچه براي فاطمه معتمدآريا و مجتبي ميرتهماسب و جعفر پناهي اتفاق مي افتد و ممکن است براي خيلي هاي ديگر هم در همه اين سال ها اتفاق افتاده باشد. حوادثي چنان تکراري، که به نظرمان معمولي مي رسد. اينکه از حقي محروم شوي، بدون اينکه دليلش را بداني و مرجع اش را بداني و هيچ چيز ديگري بداني. تصور اينکه جاي ديگر دنيا مشابه اين را بشود ديد، سخت است. منظورم از جاي ديگر دنيا البته سودان يا افغانستان نيست. ولي فکر کنيد يک روز بگويند آنجلينا جولي يا يک بازيگر سرشناس ديگر از کشورش ممنوع الخروج شده. يعني اين طوري که پاسپورتش را گرفته اند و گفته اند شما حق نداريد از کشور خارج شويد. بدون اينکه دليلش معلوم باشد و بدون اينکه بگويند اين حکم از طرف کي و کجا صادر شده. به نظر مضحک است و اصلاً نمي شود فکرش را کرد. چيزي که ما داريم با آن زندگي مي کنيم. مثال روزمره ترش که همه هم با آن سروکار دارند ارسال پارازيت روي فرکانس شبکه هاي ماهواره يي است. خيلي جالب است که با وجود اين همه شبهه در مورد تبعات و مضراتي که پارازيت ها مي تواند به همراه داشته باشد، هيچ کس مسووليت آنها را بر عهده نمي گيرد و سراغ وزارت مخابرات و هر جايي که مي روند ارسال آنها تکذيب مي شود. مجلسي ها و معترضان هم در نهايت از «نهادها»يي مي گويند که ظاهراً براي هيچ کس شناخته شده نيستند و نمي آيند بگويند چه مي کنند و چرا. آيا مردمي که بايد بيست و چهار ساعت در شبانه روز اين پارازيت ها را تحمل کنند حق ندارند بپرسند مسوول آن کيست؟ آيا دولت و مجلس و ديگران نبايد در دفاع از حق مردم، حداقل به دنبال شناسايي مراجع صادرکننده اين امواج باشند تا بدانيم چه کسي پشت اين امواج است.

سه- بايد ياد آوري کنم از ابتداي اين مطلب مطلقاً نگفته ام کسي مستحق مجازات نيست. شايد واقعاً فيلم به رنگ ارغوان فيلمي مضر به حال جامعه باشد و شايد آن بازيگر سينما و آن کارگردان چنان کرده باشند که ممنوع التصوير شدن و ممنوع الخروج شدن، کمترين عقوبت شان باشد. آن شبکه هاي ضاله ماهواره يي هم برباددهنده جان و مال مردم اگر نباشند، طبيعي است که مي توانند نظم و امنيت ما را تهديد کنند. اصلاً چه بسا اين پارازيت ها، مضر که نباشند هيچ، خيلي هم براي سلامت شهروندان مفيد باشند و حال همه مان را بهتر کنند. مي پرسم کس يا کساني که اين همه به فکر ما هستند چرا نبايد خود را معرفي کنند و دلايل شان را بگويند و مسووليت آنچه را مي کنند برعهده بگيرند. آيا اگر اين دلايل- که حتماً هم منطقي است- بيان شود، جاي اعتراضي مي ماند؟ آيا به جاي اعتراض، همه از مراجع و نهادهاي مسوول ممنون نخواهند شد و حمايت نخواهند کرد؟

چهار- مي خواستم بگويم عامل آن نگفتن ها و پاسخگو نبودن ها بيش و پيش از همه ما هستيم. اين رسانه ها هستند که يادشان مي رود سوال کنند و ديگران را از پاسخگويي باز مي دارند. مثل همين موارد اخير که فيلمي بخشيده شد و بازيگري بخشيده شد و داشت يادمان مي رفت که بپرسيم چرا ممنوع شده بودند و بعد بپرسيم حالا چرا بخشيده مي شوند. آن خودآگاهي نسبت به عبث بودن طرح اين سوالات و آن اصرار بر طرح شان که اول نوشتم هم براي همين است. اينکه بعضي بديهيات که وظيفه مان است را فراموش مي کنيم و انتظار داريم ديگران وظيفه شان را به درستي انجام دهند؛ پرسيدن را از ياد مي بريم و انتظار داريم همه پاسخگو باشند. همه ما که در روزنامه و راديو و تلويزيون صدايي داريم، ما که رسانه ايم. گفتن همه اين حرف ها و طرح سوالات براي اين بود که بگويم خوشحالي از بازگشت گلزار و به رنگ ارغوان کافي نيست وقتي نمي دانيم چرا رفتند و چرا برمي گردند. اگر قرار باشد نفهميم چه کسي براي سينماي ما و زندگي ما دارد تصميم مي گيرد و چرا. حتي اگر حق با معتمدآريا و پناهي نباشد. حتي اگر گلزار و حاتمي کيا مستحق بسيار بيش از اينها باشند.


بدون حضور هنرمندان شاخص گرافيک
دهمين دوسالانه پوستر تهران آغاز شد
دهمين دوسالانه جهاني پوستر تهران بدون حضور هنرمندان شاخص گرافيک و مدير دفتر هنرهاي تجسمي در موزه هنرهاي معاصر کار خود را آغاز کرد. قباد شيوا دبير اين جشنواره و دو تن از اعضاي داوران قبل از برگزاري دوسالانه پوستر انصراف خود را از شرکت در اين دوسالانه اعلام کردند. موزه هنرهاي معاصر تهران 27 مهرماه ميزبان گرافيست هاي جواني بود که آمده بودند تا چراغ دهمين دوسالانه جهاني پوستر تهران را در حالي روشن کنند که جمعيت زيادي از هنرمندان اين حوزه پيش از اين از عدم حضور خود در اين دوسالانه خبر دادند.به گزارش ايسنا محمود شالويي مدير دفتر هنرهاي تجسمي نيز که براي شرکت در نمايشگاه کتاب فرانکفورت عازم آلمان شده بود، در مراسم افتتاحيه حاضر نشد .»


معتضد؛ نظامي و مولانا يک بيت ترکي نسروده اند
خسرو معتضد پژوهشگر حوزه تاريخ صبح ديروز در نشست نقد و بررسي کتابش با عنوان «آن سوي ديوار کاخ سلطنتي» که در فرهنگسراي انقلاب برگزار شد، گفت؛ «تاريخ کشور ما متفاوت با تاريخ ديگر کشورهاست. کشور عراق با آنکه بيش از 400 سال مستعمره عثماني بود و فرهنگ ترک ها بر فرهنگ ايران و عربي آن حکمفرما بود يا افغانستان - که هرات سال ها پايتخت فرهنگي ايران بود - با آنکه روزگاري از خاک ايران جدا شده اند، اما مردم اين کشورها هنوز به ايران احساس تعلق دارند.»

او با اشاره به مصادره شخصيت هاي فرهنگي ايران از سوي کشورهاي همسايه تصريح کرد؛ «کشور ترکيه امروز تمام آثار بيزانس (روم قديم) را به اسم خود ضبط کرده است در حالي که آنها بعد از اسلام به آسياي صغير مهاجرت کردند. حتي با وجود اينکه آتاتورک درهاي قونيه را بست اما امروز ادعاي مالکيت مولانا را دارند يا آذربايجاني ها نظامي را متعلق به خود مي دانند در حالي که اين دو شاعر بزرگ يک بيت به ترکي نسروده اند.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام