يكشنبه، 26 مهر 1388 - شماره 2079
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
حضور کمرنگ ايران در فرانکفورت
علي اصغر سيدآبادي

ايران در شصت و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت شرکت داشت که 26 مهر پايان گرفت؛ نمايشگاهي که يک فرق بزرگ با نمايشگاه کتاب تهران دارد. در اين نمايشگاه تنها ناشران و دست اندرکاران و نويسندگان کتاب شرکت مي کنند.

اما با وجود اين هفت هزار نفر در اين نمايشگاه شرکت مي کنند. اين بار جمع زيادي از افراد همچون فرانک شتسينگ، گونتر گراس، اوولا هان، ژان ماري گوستاو لوکلزيو، سيبيل گرًفين، مارگارت اتوود، هاکان نًصًر و نيک کًيو از جمله نويسندگان حاضر در اين دوره بودند که در2700 برنامه مختلف شرکت کردند. اما در اين نمايشگاه شش روزه که در نوع خود مهم ترين و بزرگ ترين نمايشگاه کتاب در دنيا محسوب مي شود، حدود 700 ناشر از حدود 100 کشور جهان بيش از 400 هزار تازه ترين کتاب هاي خود را که طي يک سال گذشته منتشر کرده اند به نمايش گذاشتند. شعار ايران در اين نمايشگاه «ايران؛ دهه پيشرفت و عدالت» است که اين شعار به زبان هاي فارسي و انگليسي به خط بزرگ نوشته شده و در دو طرف غرفه نصب شده بود. محل برگزاري نمايشگاه کتاب فرانکفورت در مرکز اين شهر قرار دارد و يکي از شعارهاي اصلي امسال نمايشگاه «توقف نکنيد، به مطالعه کردن ادامه دهيد» است.

اما در عين حال نکته اساسي درباره اين نمايشگاه نکاتي است که يورگن بوس رئيس نمايشگاه بين المللي فرانکفورت نيز درباره اهميت مباحثه هاي آزاد گفته است؛ «اين موضوع به ويژه براي آلماني ها مهم است چرا که ما تاثير بحث و گفت وگو را ديده ايم. هنگامي که شما با يکديگر صحبت مي کنيد مي توانيد ديوارهاي مابين را فرو بريزيد.» رئيس نمايشگاه کتاب فرانکفورت تاکيد کرده است؛ «نمايشگاه کتاب سياسي نيست و فقط فرصتي براي گوش کردن به فرهنگ هاي ديگر است و ما زمينه ساز اين بحث و تعامل هستيم.»

نمايشگاه امسال به چين اختصاص دارد. اغلب سه روز نخست نمايشگاه به «اهل فن» اختصاص پيدا مي کند. يعني نويسندگان، ناشران، کتابداران و روزنامه نگاران که به نوعي با کتاب و نشر سر و کار دارند. اما سهم ايران حداقلي بود. ستاد برگزاري اين نمايشگاه تعداد شرکت کنندگان ايراني را 17 شرکت انتشاراتي اعلام کرده بود. اين در حالي است که برخي آمارها تعداد آنها را کمتر و برخي نيز بيشتر نشان مي دهد. دليل اين تفاوت آمارها حضور برخي شرکت هاي خارج از کشور با نام ايران در آن است. سرپرست رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران درباره تعداد ناشران شرکت کننده از ايران در اين نمايشگاه گفت؛ از مجموع 15 ناشر شرکت کننده ايراني هشت ناشر دولتي و چهار ناشر غيردولتي از داخل ايران هستند. ضمن آنکه سه ناشر نيز از داخل آلمان شرکت کرده اند. به گفته وي به فارس حدود دو هزار عنوان کتاب که 90 درصد آنها به زبان فارسي است از سوي ناشران ايراني در اين نمايشگاه عرضه شده است.

ناشراني مي توانند در اين نمايشگاه از طرف ايران شرکت کنند که «حداقل 10 ماه قبل از برگزاري نمايشگاه تصميم قطعي خود را براي شرکت در آن گرفته باشند و بعد دچار ترديد نشوند.» مثلاً مجموعه يي از مشاهير ايران زمين به صورت چاپي و سه زبانه در نمايشگاه کتاب فرانکفورت عرضه شده است.

اما نکته اصلي درباره اين نمايشگاه فرصت هاي مختلفي است که در اختيار نويسندگان قرار گرفته است. از جمله محمود دولت آبادي درباره دو کتابش که در ايران مجوز چاپ نمي گيرد، گفته است؛ کتاب هايي که اکنون در آلمان چاپ مي شود. 205 ناشر آلماني سال 1949 در کليساي پاول در فرانکفورت براي شش روز جمع شدند و نخستين نمايشگاه کتاب را بعد از جنگ جهاني دوم راه انداختند.

در همين مکان است که هرساله اتحاديه ناشران اين کشور جايزه صلح خود را اعطا مي کند که امسال به کلوديا ماگريس نويسنده، پژوهشگر و مترجم 70ساله ايتاليايي داده مي شود.
کاتدهاي تصوير- 3
تيز کردن داس

امير شهيدثالث*

در اين قطعه- نوشته ها درباره يک اثر هنري، هيچ نيتي براي اضافه کردن معلومات به معرفت آدمي يا تعليم و تجزيه و تحليل يک اثر به سياق نقدهاي هنري که عموماً بيشتر گويا ابعاد دانش منتقد را به صحنه مي کشند يا کم کردن مجهولات صورت بندي شده در باستان شناسي يک اثر و لحاظ کردن شرايط اجتماعي هنرمند در ميان نيست. آنچه در اين قطعه واره ها که تعداد آنها براي کتابي به 50 مي رسد، اهميت دارد، شيوه اتصال يک اثر هنري به واقعيت است. اين نوشته ها تلاش براي پيدا کردن اين نقطه اتصال است ولاغير.

---


در اين اثرکîتًهٍ کïلويتس، رعيتي در حال تيز کردن داس اش است. يحتمل داس بايد براي دروي فردا مهيا شود. اما کار او به قول والتر بنيامين، تيز کردن لبه تيغ برنده تبر عقل است که بدون نگاه کردن به چپ و راست، به جلو پيش مي رود. در ظلمت جنگل چيزي هست که تبر عقل را وامي دارد بدون وقفه به جلو رود، تاريخ در دو سوي آن ايستاده و تنها نيازمند ضربتي يکباره و ناگهاني است تا يک حرکت ناب الهي، ظلمت را به تمامي در خود فرو بلعد. اين بار نور رستگاري شعله از سمت چپ بر چهره، دست ها و داس تابيده است. دهقان به ظلمت خيره شده است و حرکت دست شرطي شده او، کار خود را انجام مي دهد، حتي بيم آن ندارد که دست خود را ببرد. اگر هم چنين شود، به نظر نمي آيد درد را احساس کرده باشد. اين چشم هاي تنگ شده به چيزي در تاريکي مداقه مي کند. همواره در ظلمت چيزي هست که چشم ها حريصانه در جست وجوي آن هستند. مستقيم به نور نگاه کردن، چشم ها را کور مي کند. در نگاتيوً نور است که غمردمکف چشم ها باز باز مي شوند. چندان به مغاک ظلمت خيره نگاه مي کند که مغاک نيز محو او شده است. دست بيش از اندازه بزرگ است و افزوده يي توليد شده از کار را در خود حمل مي کند. دست بر قضا همين افزوده، باعث افزايش تنش بين کار و محصول که حالا از آن او نيست، مي شود. آيا فصل درو براي او، روز شادماني به خاطر چند ماه مشقت اوست؟ خشم در رگ ها با سکوت در چشم ها تناسب دارد. هيچ چيز نمي تواند از پيش رفتن داس ممانعت به عمل آورد. آن که آسوده خاطر در کنار شومينه پس از يک روز کاري لم مي دهد سودايي ندارد جز شروع فرداي کاري در مسير پيشرفت اما اين رعيت، برخلاف، پشت به شعله ها، در جهت عکس ساعتي که صرفاً زمان را اندازه مي گيرد، به خاطر ساعت مسيانيک تاب و قرار ندارد. شمارش معکوس آغاز شده است. گذشته مصيبت بار همگان مي خواهد رستگار شود و همه چيز به لبه تيز داس عقوبت وابسته است. پيوستار تاريخ به يکباره قطع مي شود و شيپور رستاخيز نواخته مي شود. مغاک ظلمت در شکاف ايجاد شده بلعيده مي شود. ساعت ها از کار مي افتند زيرا ديگر نه زمان بلکه محصول به مساوي اندازه گرفته مي شود.

*دانش آموخته رشته دکتراي فلسفه، دانشگاه اسکس

پهناي باند به عنوان حقوق بشر
جادي ميرميراني

خبري که هفته قبل جهان اينترنت را تکان داد اين بود؛ «دولت فنلاند طرحي را تصويب کرده است که طي آن هر فرد فنلاندي از سال 2010، بايد به عنوان بخشي از حقوق شهروندي، به اينترنت با سرعت يک مگابيت بر ثانيه دسترسي داشته باشد.» اين قانون، بخشي از قانون بزرگ تري است که دسترسي به اينترنت 100 مگابيت بر ثانيه را تا سال 2015 به عنوان بخشي از حق شهروندي هر فرد فنلاندي به رسميت مي شناسد.

براي درک بهتر از سرعتي که تا چند ماه بعد، حق قانوني هر شخص فنلاندي خواهد بود، کافي است بگوييم که اين سرعت 10 برابر بيشتر از حداکثر سرعتي است که در ايران يک فرد مي تواند در قبال پول بخرد. سرعت پيش بيني شده تا سال 2015، هزار برابر آن است و کماکان رايگان.

شايد فنلاند داراي بالاترين سرعت اينترنتي باشد که يک دولت به عنوان حق انسان ها به رسميت شناخته اما اولين کشوري نيست که پهناي باند را براي شهروندانش به يکي از حقوق بشر تبديل کرده. از سال 2003 که «همايش جهاني جامعه اطلاعاتي» برگزار شد، کشورها شروع کردند به اضافه کردن «حق دسترسي به پهناي باند و اينترنت» به حقوق بشر و حتي در مواردي مانند يونان، اين حق به قانون اساسي کشور هم راه يافت. بخش پنجم قانون اساسي يونان مي گويد هر فرد يوناني بايد حق داشته باشد در جامعه اطلاعاتي مشارکت کند و فراهم کردن اين امکان را برعهده دولت مي گذارد. کشورهاي ديگري که حق دسترسي رايگان و سريع به اينترنت را به قوانين خود اضافه کرده اند عبارت هستند از فرانسه و استوني.

اما آيا واقعاً اينترنت يک حق است که دولت موظف باشد آن را در اختيار تک تک شهروندان قرار دهد؟ به نظر من بله. اينترنت تا چند سال قبل يکي از ابزارهاي ارتباطي بود و اين روزها اصلي ترين ابزار ارتباطي.

نيازي به پيش بيني کارشناسي ندارد که اينترنت در آينده بسيار نزديک، آنقدر در دنيا گسترش پيدا خواهد کرد که به تنها ابزار ارتباطي قابل اتکا بدل خواهد شد و در آن هنگام عدم دسترسي تکنيکي يا نداشتن دانش استفاده از اينترنت، انسان را از يکي از اصلي ترين جنبه هاي انسانيتش يعني ارتباط محروم خواهد کرد. در آن روز، دسترسي به اينترنت با پهناي باند بالا تنها راه براي تاثيرگذاري روي تمامي جنبه ها- از اقتصاد تا سياست- خواهد بود. به همين دليل است که کشورهايي همچون استوني که تا 10 سال قبل به شکل سهميه بندي از تلفن استفاده مي کردند، حالا در سفرهاي بين شهري با ديدن علامت هاي آبي در کنار اتوبان ترمز مي کنند تا اي ميل هايشان را بخوانند و تک تک مردم فنلاند ديگر تا آخر عمر نيازي به تمديد اشتراک يا فکر کردن به نحوه تهيه اينترنت سريع نخواهند داشت و دولتمردان فرانسه و سوييس در حال اضافه کردن دسترسي به اينترنت به عنوان يکي از حقوق بشر هستند.

انسان بدون ارتباط، انساني زنداني و غيرتاثيرگذار است و در دنياي آينده، تنها کشورهايي موفق خواهند بود که انسان هايي آزاد و فعال داشته باشند. فراهم کردن دسترسي به اينترنت با سرعت بالا براي تک تک افراد جامعه، چيزي تجملي نيست بلکه شرط سربلندي دولتي است که مي داند اگر مردم حرف بزنند، او را سربلند خواهند کرد.
عناوين اين صفحه
حضور کمرنگ ايران در فرانکفورت
تيز کردن داس
پهناي باند به عنوان حقوق بشر

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام