شنبه، 25 مهر 1388 - شماره 2078
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
پس از معتمدآريا و مجتبي ميرطهماسب
جعفر پناهي هم ممنوع الخروج شد


گروه فرهنگي ؛ از خروج جعفر پناهي که عازم فرانسه بود در فرودگاه امام خميني ممانعت به عمل آمد. اين فيلمساز در اين باره مي گويد؛ «شب چهارشنبه بيست و دوم مهرماه قصد داشتم از طريق فرودگاه مهرآباد عازم فرانسه شوم اما در فرودگاه پاسپورت من توقيف شد و امکان خروج من از کشور ميسر نشد.» چندي پيش از خروج فاطمه معتمدآريا و مجتبي ميرطهماسب که به دعوت آکادمي اسکار راهي امريکا بودند نيز در فرودگاه ممانعت به عمل آمد و آنها بدون هيچ توضيحي ممنوع الخروج شدند. پناهي درباره اين اتفاق توضيحات بيشتري مي دهد؛ «در زمان مراجعه به گيت خروج فرودگاه پاسپورت را ارائه دادم و مسوول مربوطه مهر خروج را روي پاسپورت زد ولي زماني که خواستم از فرودگاه خارج شوم مامور حراست فرودگاه با نشان دادن برگه يي اعلام کرد من حق خروج از کشور را ندارم و نامه يي به من نشان داد که بر اساس آن بايد خود را به مقامات قضايي معرفي کنم.» از سوي ديگر فاطمه معتمدآريا درباره ممنوع الخروجي و اتفاقات افتاده متني را منتشر کرد؛ «در تاريخ 16 مهرماه پس از ضبط پاسپورت من و آقاي مجتبي ميرطهماسب و منع خروج از کشور به همراه گروه سينماگران دعوت شده از طرف آکادمي اسکار تا به امروز نه هيچ پيگيري و پاسخي از طرف مسوولان شده است و نه من درخواست ملاقات با هيچ فردي را داشته ام و همچنان وضعيت ما در بلاتکليفي است.» با مشکلاتي که هنگام سفر اخير جعفر پناهي به پاريس به وجود آمد حضور او در هيات داوري دو جشنواره سينمايي در بمبئي هند در هاله يي از ابهام قرار گرفته است. او در اين باره مي گويد؛ «من از 28 اکتبر در دو جشنواره در هند داور هستم و بايد بعد از سفر به پاريس به اين کشور مي رفتم که با اتفاقات پيش آمده اين امر امکان پذير نمي شود.» پناهي که قرار بود براي داوري در يازدهمين دوره جشنواره فيلم مومباي به بمبئي هندوستان سفر کند و بلافاصله پس از آن هم داور جشنواره فيلم کودک و نوجوان هند شود، حالا کمتر از دو هفته وقت دارد حضور يا غيبت خود را در اين دو رويداد سينمايي به مسوولان برگزاري آنها اطلاع بدهد. پس از بازماندن معتمدآريا و ميرطهماسب از کاروان 10 نفري سينماي ايران اعزامي به امريکا و بازتاب منفي اين اتفاق در ميان اعضاي هيات مديره آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسکار، بايد منتظر پيامدها و بازتاب هاي منفي بازماندن پناهي از حضور در هيات داوري دو جشنواره سينمايي در هند باشيم. پناهي، ميرطهماسب و معتمدآريا هر سه در روزهاي انتخابات از ميرحسين موسوي حمايت کردند. بسياري ممنوع الخروج بودن اين افراد را بي ارتباط با مسائل سياسي نمي دانند گرچه حمايت از کانديداهاي مورد تاييد شوراي نگهبان يا حضور در ستادهاي انتخاباتي آنها در روزهاي انتخابات جرم نبوده است. با اينکه به نظر مي رسد ممنوعيت خروج برخي سينماگران ايراني از کشور چندان ارتباطي به مديران و مسوولان سينمايي ندارد و معاون سينمايي وزير ارشاد دولت دهم پيش از اين حسن نيت خود را با رفع توقيف از «به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتمي کيا نشان داده است، اما جامعه سينماي ايران انتظار دارد مشکلات و مسائل آن به دست مديران سينمايي حل وفصل شود. پناهي که بامداد پنجشنبه از سفر به پاريس بازمانده بود، به مهر گفت؛ «وقتي وزارت ارشاد متولي اصلي اعطاي مجوز توليد و نمايش فيلم به سينماگران است، يعني تمام امور مرتبط با هنرمندان سينما هم زير نظر اين نهاد دولتي است، حالا که ارشاد اعلام کرده ارتباطي با مشکلات خروجي سينماگران ندارد، چه کسي بايد از ما در برابر مسائل پيش آمده حمايت کند؟ در حالي که سايه سياست بر سينماي ايران سنگين تر از هميشه شده و برخي اتفاق ها هم به اين شرايط دامن زده، انتظار مي رود مسائلي نظير مشکل خروجي برخي هنرمندان آن هم براي حضور در رويدادهاي معتبر هنري و سينمايي با رايزني مديران ارشد ارشاد با مقام هاي مسوول پيش از رسيدن پاي هنرمندان به فرودگاه حل و فصل و نتايج به اطلاع آنها رسانده شود.» چند روز پيش محمدمهدي عسگرپور که به دعوت آکادمي اسکار در امريکا به سر مي برد از بازتاب هاي منفي ممنوع الخروج شدن همکارانش در جلسات نقد و بررسي فيلم ها خبر داد.
درويشي در مراسم بزرگداشت مشکاتيان؛
نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت


مراسم بزرگداشت پرويز مشکاتيان نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز در شيراز برگزار شد. ساعت هنوز به 19(هفت بعدازظهر) پنجشنبه نرسيده بود که در مقابل در هاي شيشه يي مجموعه فرهنگي- هنري حافظ بودم، پشت خيل مشتاقاني که براي بزرگداشت استاد مسلم موسيقي ايران پرويز مشکاتيان به دعوت انجمن موسيقي فارس به اين مکان آمده بودند. بعد از مدت ها سالن اصلي مجموعه فرهنگي حافظ را مملو از جمعيت مي ديدم؛ جمعيتي که با پخش کليپ و سخنان مشکاتيان در مراسم بزرگداشتش، ابراز احساساتي وصف ناشدني کرد، آن زمان که آن موسيقيدان مي گفت؛ «بايد قدر هنرمندان را تا زماني که زنده هستند بدانيم. هنرمندان شناسنامه يک سرزمين هستند. اگر آنها را از جامعه جدا کنيم، جامعه سرگردان و بي ريشه يي بيش نخواهد ماند.» پرويز مشکاتيان در آن مراسم بزرگداشتش که تنها يک بار و به گفته يار 35ساله اش محمدرضا درويشي در ميانه سال هاي خانه نشيني و سکوت او و به همت سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران برگزار شده بود، تاکيد کرد؛ «از دست دادن يک هنرمند ضايعه نيست، زيرا ضايعه قابل ترميم و جبران است. از دست دادن يک هنرمند براي جامعه فاجعه است.» سپس بعد از پخش اين کليپ، محمدرضا درويشي آهنگساز و پژوهشگر موسيقي ايراني با اشاره به سخنان مشکاتيان که در کليپ پخش شد، گفت؛ «پرويز مشکاتيان اگر امروز هم اينجا بود، همان حرف هاي ساده اما عميق را مي گفت.» درويشي که سال ها و از دوران دانشکده در سال 53 با استاد همراه و همنشين بود، ادامه داد؛ اگر استاد بود در اين سالن و روي اين سن خاک گرفته (اشاره به سن پر از خاک تالار حافظ) حتي اگر مجوز هم داشت، اجرا نمي کرد. به گزارش ايسنا، محمدرضا درويشي پژوهشگر و محقق و موسيقيدان معاصر گفت؛ «مرحبا بر انجمن موسيقي فارس که اين بزرگداشت را برگزار کرد و زمينه يي فراهم کرد که به بهانه آن استاد کنسرت احتمالاً بدون مجوزي برگزار شود.» درويشي که به ابراز احساسات و قدرداني مشتاقان موسيقي حاضر در سالن هنگام برگزاري تکنوازي آقايي اشاره داشت، ادامه داد؛ «اگر نواي سنتور آقايي و نواي گروه هاي موسيقي اين سرزمين قرار است شنيده نشود پس چه چيز را بايد شنيد؟» درويشي با يادآوري اينکه استاد مشکاتيان 14 سال به خاطر غم زمانه در سکوت به سر برد، گفت؛ «بايد شرايط را براي يک هنرمند طراز اول مهيا کرد. نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت و هم حمايت نکرد.» درويشي با تاکيد بر اينکه طي دوران فعاليت استاد مشکاتيان تنها يک بار از او تجليل شد، گفت؛ «اين تجليل در دوران سکوت آن مرحوم بود، چرا زماني که بمب صحنه بود کسي از او تجليل نکرد. امروز او را اسطوره مي خوانيم، چرا زماني که زنده بود نگفتيم اسطوره است و قدرش را ندانستيم و چرا از زنده ها تجليل نمي کنيم.» نويسنده دايره المعارف سازهاي ايران، با تصريح اينکه قاطبه فعالان موسيقي در ايران و شخص او سياسي نيستند، گفت؛ «آنها نه چپ هستند نه راست، آنها فرهنگ را مي خواهند، آنها آزادي را طلب مي کنند. بعد از قرن ها استبداد با وقوع انقلاب اسلامي در سال 57 در اکثر حوزه ها پيشرفت و رشد را شاهد بوديم؛ حوزه هايي که نه کار من است نه تخصص ام، با قاطعيت مي گويم در عرصه موسيقي نه تنها همراهي نشد بلکه چوب لاي چرخ گذاشتند.» پژوهشگر عرصه موسيقي و موسيقيدان معاصر اذعان داشت؛ براي دريافت مجوز يک تکنوازي افرادي مانند سيامک آقايي بايد بارها و بارها به ادارات دولتي بروند. آقايي که نواي سازش سحرانگيز است چرا بايد مجوز بگيرد، چه کسي صلاحيت دادن مجوز به او را دارد، چه کسي صلاحيت دارد به شجريان مجوز برگزاري کنسرت را بدهد، چه کسي صلاحيت داشت به مشکاتيان مجوز کنسرت بدهد. درويشي با يادآوري اينکه در 10 سال گذشته استاد مشکاتيان تنها يکي دو بار در صحنه اجرا ظاهر شد، اعتقادش را اين گونه مطرح کرد؛ «بساط مجوز اضافه است، بايد جمع بشود، آنها که تکليف شان روشن است نبايد نيازي به مجوز داشته باشند.» او مميزي را امري اضافه دانست و در عين حال گفت؛« وظيفه ارشاد صدور مجوز است پس کار خود را انجام دهد. استاد مشکاتيان به دليل اين فضا خانه نشين شد، ناصر فرهنگ فر خانه نشين شد، محمدرضا درويشي ادامه داد؛ «برگزاري کنسرت نه تنها خطري ندارد بلکه به دليل لطافت و زيبايي موسيقي تنش هاي کاذب را کم مي کند، از بين مي برد. نفس موسيقي حرام نيست.» او که در ميان تشويق بسيار طولاني و بلند حضار بارها سخنانش قطع شد، در حالي که از شرکت کنندگان درخواست مي کرد اجازه دهند سخنانش را بر زبان بياورد، گفت؛ «شما براي پرويز دست مي زنيد، من با او هم خانه بودم، بچه هاي من و او با هم بزرگ شده اند، ما با هم وارد دانشکده شديم. ما دو خانه در قالب يک خانواده بوده و هستيم، اين نشست و برخاست ها، اين همراه بودن ها باعث شده امروز من حرف دل پرويز را بگويم، حرف هاي من حرف هاي او است.» درويشي ادامه داد؛«پرويز مشکاتيان يک آرتيست بود، يک آرتيست به سادگي به وجود نمي آيد. او يک هنرمند خاص بود، شخصيت و منش و زندگي او زور را قبول نمي کرد و در مقابل کسي گردن کج نمي کرد.» او ادامه داد؛ «مشکاتيان بزرگمردي بود که مجبور شد 13 ، 14 سال در کنج عزلت نشيند و من به عنوان نزديک ترين دوست او اعتقاد دارم روح پرويز 14 سال قبل مرد، ولي شخصيت او تا روزي که زنده بود تغييري نکرد و ماند. کنسرت هايي که برگزار کرد تنها تشويقي بود براي فعالان موسيقي.» به گزارش ايسنا، مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان فارس نيز در سخنان کوتاهي با بيان اينکه اين مراسم، بزرگداشت مردي است که عمري را در اعتلاي موسيقي و فرهنگ ايران زمين گذراند، گفت؛ «تجليل از اين افراد تجليل از فرهنگ ايران است.» در بخشي از اين مراسم گروه «خموش» قطعاتي را اجرا کرد و در بخش ديگري از آن نيز سيامک آقايي از سنتورنوازان معاصر و شاگردان پرويز مشکاتيان قطعاتي را اجرا کردند.
پيدا و پنهان
? تصميمات جديد در علامه؛ دانشگاه علامه در روزهاي اخير تصميمات سختگيرانه يي براي دانشجويان ارشد خود اتخاذ کرده است. به گزارش آينده از اين پس به دانشجويان ترم پنج روزانه، خوابگاه تعلق نمي گيرد. همچنين دانشجوياني که تحصيلات شان بيش از چهار ترم طول بکشد از ترم پنج بايد ترمي يک ميليون تومان جريمه پرداخت کنند.

? بازگشت انگليس به اروندرود؛ تابناک نوشت بنا بر مصوبه تازه مجلس عراق قرار است يکصد نظامي انگليسي در قالب برنامه آموزش نيروهاي عراقي و پاسداري از ايستگاه هاي صدور نفت وارد آبراه اروندرود شوند. قرار است آنها يک سال در اين آبراه حضور داشته باشند.

? ترور يک بسيجي در سلماس؛ شنيديم يک بسيجي در روستاي دلزي شهرستان سلماس ترور شده است. ايرنا گزارش داد اين بسيجي خسرو پرورده مسوول هسته مقاومت مرکزي و رئيس شوراي روستا بود.

? اتهام دو فعال حقوق زنان؛ شنيديم پرونده فاطمه مسجدي و مريم بيدگلي دو تن از اعضاي کمپين يک ميليون امضا در شهر قم کماکان در شعبه 10 بازپرسي دادسراي انقلاب قم در مرحله تحقيقات مقدماتي است. اين دو فعال حقوق زنان در تاريخ 17 ارديبهشت ماه امسال دستگير شدند و در روز سوم بازداشت، اتهامات براندازي نرم، تبليغ عليه نظام و عضويت در کمپين يک ميليون امضا به آنها تفهيم شد. مريم بيدگلي و فاطمه مسجدي پس از 13 روز با صدور قرار وثيقه هاي 20 ميليوني از زندان لنگرود قم آزاد شدند.

? پلمب يک آموزشگاه؛ شنيديم آموزشگاه علمي خيريه دخترانه وحدت در شهرستان کرج به دستور دادستاني کرج پلمب شده است. سازمان آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران در نامه 18 خرداد امسال به اداره کل ارزيابي عملکرد و پاسخگويي به شکايات اين وزارتخانه، صريحاً فعاليت آموزشگاه را به دليل انتساب آذر فريزي موسس آن به دراويش گنابادي برخلاف مصالح منطقه و سازمان اعلام کرد و خواستار انحلال آن شد.

? استانداران جديد در راه؛ گفته مي شود در جلسه آتي هيات دولت حداقل چهار استاندار جديد معرفي مي شوند. به گزارش پارسينه استانداران ايلام، هرمزگان، سمنان و لرستان مشخص شده اند و به زودي معرفي مي شوند.
سامان مقدم و شغل جديد
بهمن فرمان آرا، فاطمه معتمدآريا، پرويز پرستويي، فرهاد آييش، مائده طهماسبي، علي معلم، هوشنگ گلمکاني، همايون ارشادي، نيما شاهرخشاهي، جعفر پناهي، محمد سلوکي، مرجانه گلچين، هانيه توسلي، علي قربانزاده و چند تن ديگر از اهالي سينما دور هم جمع شدند تا شغل جديد سامان مقدم را تبريک بگويند و رستوران «الف» که متعلق به اوست افتتاح شود. سامان مقدم بعد از اينکه همه راه ها را براي گرفتن مجوز نمايش آخرين ساخته اش «صد سال به اين سال ها» رفت اما نتوانست فيلمش را روانه سالن هاي سينما کند، تصميم گرفته شغل ديگري را تجربه کند و کمي از کار سينما فاصله بگيرد، با اين وجود همچنان پيگير رفع موانع براي نمايش فيلم است. حالا نام او را در تيراژ سريال «شمس العماره» مي بينيم؛ سريالي که بسيار مورد استقبال قرار گرفته اما سامان مقدم همچنان در حسرت عدم نمايش آخرين ساخته سينمايي اش است. او قرار است گهگاهي در رستورانش حضور يابد و خودش از ميهمان ها پذيرايي کند. کاري که ليلا حاتمي و علي مصفا در کافي شاپ کوچک شان در سينما جمهوري انجام مي دادند. کافي شاپي که همراه سينما سوخت و هنوز علت آتش سوزي آن اعلام نشده است.
دو فيلم از ايران در جشنواره يونان جايزه گرفتند
دو جايزه يازدهمين دوره جشنواره بين المللي «پاتراس سيتي»، در دهمين دوره «چشم انداز فيلمسازان مستقل» يونان به فيلمسازان ايراني رسيد. در اين رويداد سينمايي 232 فيلم از 62 کشور جهان در معرض تماشاي مخاطبان قرار گرفته است. بنا بر اعلام پايگاه اطلاع رساني جشنواره «پاتراس سيتي»، اين فستيوال در بخش هاي «فيلم هاي بلند سينمايي»، «فيلم کوتاه»، «نگاهي به سينماي يونان»، «سينما هنر صلح»، «در انتهاي جهان»، «نگاهي به شرق» و «کارگردانان پاتراس» از دوم تا دهم اکتبر (18-10 مهر) برگزار شده است. جشنواره «چشم انداز فيلمسازان مستقل» جوايز خود را در بخش هاي بهترين ويدئو آرت، بهترين اثر انيميشن، بهترين فيلم مستند، بهترين فيلم کوتاه، جايزه ويژه براي فيلم کوتاه و جايزه ويژه براي موسيقي فيلم به برگزيدگان خود اعطا کرده است.

به گزارش ايسنا جايزه بهترين فيلم انيميشن جشنواره در بخش رقابت بين المللي به «تنهايي» به کارگرداني مهرداد شيخان با مدت زمان 10 دقيقه اهدا شد و فيلم «فرشتگان در خاک مي ميرند» ساخته بابک اميني به مدت زمان 30دقيقه محصول مشترک ايران و کردستان عراق، جايزه ويژه بهترين فيلم کوتاه را دريافت کرده است. يازدهمين جشنواره بين المللي «چشم انداز فيلمسازان مستقل» همچنين در بخش بهترين فيلم هاي يوناني، بهترين بازيگر زن و مرد و جايزه ويژه با موضوع صلح جوايزي به برگزيدگانش اهدا کرده است.
عناوين اين صفحه
جعفر پناهي هم ممنوع الخروج شد
نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت
پيدا و پنهان
سامان مقدم و شغل جديد
دو فيلم از ايران در جشنواره يونان جايزه گرفتند
روايت توحيدي از نمايش مستند ميرطهماسب در آکادمي اسکار
کارگرداني «رومن پولانسکي» از زندان
بزرگداشت «مجيد مجيدي» در فرانسه

اين فيلم غرور ملي را برمي انگيزاند
روايت توحيدي از نمايش مستند ميرطهماسب در آکادمي اسکار
فرهاد توحيدي رئيس کانون فيلمنامه نويسان سينماي ايران که اين روزها به دعوت آکادمي اسکار در امريکا حضور دارد، در متني جلسه نمايش مستند «بانوي گل سرخ» به کارگرداني مجتبي ميرطهماسب را توصيف کرد. ميرطهماسب به همراه فاطمه معتمد آريا در آخرين لحظات در فرودگاه ممنوع الخروج اعلام شدند و از سفر به امريکا بازماندند. آنها هنوز دليل ممنوع الخروج شدن شان را نمي دانند. معتمدآريا و ميرطهماسب در ايام انتخابات از اعضاي ستاد ميرحسين موسوي بودند و حمايت خود را از کانديداتوري او اعلام کرده بودند. به گزارش ايسنا توحيدي در اين متن آورده است؛

«... نه کسي پولي برايشان خرج کرده، نه شامي در کار است، نه قرار است بعدش هديه يي بگيرند. با اين حال آمده اند. پول هم داده اند و گوش تا گوش سالن بزرگ دانشگاه «يوسي ال اي» را پر کرده اند. مسن ترها و ميانسال ها، آنها که پيداست مدت ها همديگر را نديده اند حال و احوال مي کنند. فارسي حرف مي زنند. آن وسط ها يکي دو کلمه انگليسي مي پرانند و جوان ترها که ورجه وورجه مي کنند و مثل گنجشک ها جيک جيک شان بلند است، بين گفت وگوي انگليسي شان تک جمله هاي فارسي مي پرانند. مسوول فعاليت هاي نمايشي دانشگاه پشت ميکروفن اعلام مي کند فيلم تا لحظاتي ديگر آغاز مي شود. او توضيح مي دهد کارگردان فيلم به دليل توقيف پاسپورتش نتوانسته از ايران خارج شود به همين دليل نامه کوتاهي را که خطاب به تماشاگران نوشته، خانم دولت آبادي تهيه کننده اجراي فيلم خواهد خواند. خانم دولت آبادي پشت ميکروفن مي رود و نامه ساده مجتبي ميرطهماسب را مي خواند. «متاسف است که در جمع تماشاگران نيست.» در نامه کوتاهش از همايون صنعتي تشکر مي کند؛ «مردي که امروز در ميان ما نيست». پرده باز مي شود. عنوان فيلم بر پرده ظاهر مي شود، «بانوي گل سرخ». صورت نجيب و مهربان همايون صنعتي بر پرده مي نشيند. پيرمرد 83ساله يي که با بغض و اندوه مثل روح خوابگردي در اتاق هاي تودرتوي ساختمان نوسازي که به سبک معماري کويري ايران ساخته شده، پرسه مي زند. يادگارهاي باز مانده از همسر ازدست رفته اش شهين صنعتي را نشان مي دهد و او را معرفي مي کند. زني که ديگران با صفت شيرزن از او ياد مي کنند. همايون صنعتي خود اعجوبه يي است از خاندان صنعتي، نوه علي اکبرخان صنعتي؛ بنيانگذار پرورشگاه صنعتي در کرمان. فيلم درباره کارهاي بزرگ همايون صنعتي نيست. از تحولي که او در صنعت نشر ايران ايجاد کرد، از کتاب هايي که ترجمه کرد، حرفي نمي آورد. فيلم درباره همسر اوست؛ شهين، زني که هکتارها زمين را زير کشت گل سرخ برد. آن هم در جايي که کشت خشخاش متداول بود. يک تنه، شب ها در دو اتاق وسط بيابان زندگي کرد، پشت وانت نشست، نهال و کود و مصالح برد و آورد تا بوته ها به بار بنشينند. تا به جاي عطر تلخ ترياک، رايحه مست کننده گل سرخ و عطر گلاب در فضا شناور شود. پيرمرد عاشق جوري از شهين حرف مي زد که هنوز مي شود لرزش دست و دل را از پشت کلمات شفافش حس کرد... همه لرزش دست و دلم از آن بود/ که عشق پناهي گردد/ پناهي نه، تکيه گاهي گردد... طنز و نشاط پيرمرد بر تاريکي سالن غلبه مي کند. جوري از ناملايمات، از پنج سال حبس بي جهت حرف مي زند که انگار نيش پشه يي بيش نبوده. روستاييان از شهين مي گويند؛ از رابطه چهره به چهره، از لطف مادرانه او. باغ مسري است، گل سرخ مسري است. حالا همه گل سرخ مي کارند. در دهات مجاور کشت خشخاش ورافتاده و روستاييان گروه گروه با کيسه هاي گل سرخ مي آيند تا به کارخانه گلاب گيري گل بفروشند. شيرزن بي هيچ اجباري شيوه زندگي هزاران نفر را دگرگون کرده است. پيرمرد خوش مشرب روي دور افتاده است. با نشاطي کودکانه از روغن گل سرخ مي گويد که هر اونس اش را معادل طلا مي خرند. از انگليس و آلمان و هلند و... مشتري دارد. آدم ها از آنجاها مي آيند تا از شيوه کارشان بياموزند. دوربين سراغ روستاييان مي رود. روستايياني که از سر محبت عکسي از شيرزن در خانه دارند. همايون صنعتي کنار آتش بخاري ديواري (شومينه) نشسته، چيزي چون خشت را در آتش مي اندازد. مي گويد او و شهين دوست داشته اند در ايام سرد سال آتش زنده در خانه داشته باشند. در باغ و اطراف آن هم هيچ هيزمي وجود نداشت. به فکرشان رسيده که شايد با خشک کردن تفاله هاي گل سرخ بعد از گلاب گيري بشود از پسماند خشک براي افروختن آتش استفاده کرد. خشت خشک گل سرخ را دوباره در آتش مي گذارد. آتش عطر مي گيرد. همايون صنعتي مي خندد و مي گويد يک روز دوتا از اين خشت ها را به خارجي ها هديه داده، رفته اند و بعد نامه فرستاده اند که مشتري آن خشت ها هستند. صنعتي خوش طبعي مي کند و مي گويد لابد خشت خشک گل سرخ را مي برند توي اتاق هاي مهمانخانه ها و کلي پول بابت اش مي گيرند. آنها هم که عقل به کله شان ندارند، پول را مي پردازند. تماشاگر با صنعتي قد مي کشد. از سقف سينما بالاتر مي رود. سينه اش با ياد ايران پر مي شود. پيوندهايش با سرزمين مادري مستحکم تر مي شود. عطر گل سرخ در سالن مي پيچد و وقتي پيرمرد از تصادف و مرگ شهين مي گويد و چانه مدورش زير نرمه سفيد ته ريش از بغض مي لرزد، وقتي صحنه هاي مستند تشييع و تجليلي روستاييان از شهين ديده مي شود، اشک ها بي اختيار بر گونه مي لغزند. صورتم گمشده، اشک بي محابا سرازير شده است. کنار دستم رضا کيانيان و مجتبي راعي نشسته اند. چشم هاي آنان هم خيس است و رديف هاي جلوتر را مي بينم. فيلم تمام مي شود. تماشاگران دست مي زنند. سينه ها فراخ تر شده. احساس افتخار در سالن موج مي زند. افتخار از تعلق به ملتي چنين بافرهنگ و بزرگ. با مردان و زناني بشکوه و عاشق. جاي مجتبي واقعاً خالي است. او بايد خود مي بود و به علاقه مندانش که هر يک نسخه يي از فيلم را مي خواستند، جواب مي داد. کاش آن که گذرنامه او را گرفت فيلمش را مي ديد. کاش آن که دستور جلوگيري از سفرش را داده «بانوي گل سرخ» را مي ديد. کاش مي دانست مجتبي با ساختن اين فيلم چگونه غرور ملي را برمي انگيزاند و کاش لحظه يي مي انديشيد که اقدام او چيزي به آبروي ملي اضافه مي کند يا نه؟»


کارگرداني «رومن پولانسکي» از زندان
رومن پولانسکي کارگردان لهستاني که هم اينک در زندان شهر «زوريخ» کشور سوئيس به سر مي برد، با همکاري رابرت هريس خالق کتاب و فيلمنامه «روح»، مراحل فني فيلم اخير خود «روح» را به انجام مي رساند. هريس نويسنده رمان هاي تاريخي چون «سرزمين پدري» اخيراً اعلام کرده است، پولانسکي جزييات فني و آماده سازي فيلم جديدش را از سلول خود به وي اطلاع مي دهد تا آن را براي نخستين نمايش جهاني در جشنواره فيلم برلين (فوريه- بهمن) آماده کند. بنا بر اعلام پايگاه اطلاع رساني مووي فون، پولانسکي کارگردان 76ساله به علت جرمي که در سال 1978 ميلادي (26 سپتامبر در سوئيس) در امريکا مرتکب شده بود، بازداشت شده است. تعدادي از مهم ترين فيلم هاي پولانسکي شامل «چاقو در آب»، «بچه رزماري»، «محله چيني ها»، «مرگ و مستخدم» و «پيانيست» و «پولانسکي» در جشنواره فيلم زوريخ روي پرده رفته اند. پولانسکي براي دريافت جايزه «چشم طلايي» جشنواره «زوريخ» به پاس يک عمر دستاورد سينمايي به سوئيس سفر کرده بود.


بزرگداشت «مجيد مجيدي» در فرانسه
برنامه ويژه بزرگداشت مجيد مجيدي کارگردان سينماي ايران در جشنواره فيلم «سينه - ژون، لايين» کشور فرانسه آغاز شد. در بيست و هفتمين دوره برپايي اين جشنواره که از 23-16 اکتبر (24 مهر- اول آبان ) برپا شده است، فيلم هاي مطرح مجيد مجيدي با نگاهي ويژه به فيلم «آواز گنجشک ها» در معرض تماشاي مخاطبان قرار مي گيرد. مجيد مجيدي نيز خود در اين برنامه حضور خواهد داشت. بنابر اعلام پايگاه اطلاع رساني جشنواره فيلم «سينه- ژون»، اين رويداد فرهنگي- هنري در بخش آثار بلند، چشم انداز، بخش ويژه و فيلم هاي کوتاه بيش از يکصد فيلم در شهر «سنت کوئنتين» روي پرده مي فرستد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام