دوشنبه، 20 مهر 1388 - شماره 2075
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
ملاقات مهندس و شيخ


 ميرحسين؛ با ياري مردم آگاه و دانشجويان فرهيخته حرکت اجتماعي خود را ادامه مي دهيم

 کروبي؛ آنهايي که نفي بديهيات مي کنند اعتماد و اعتقاد مردم را از بين مي برند ?ميرحسين؛عده يي مي خواهند

به دوران تفتيش عقايد بازگرديم  کروبي؛ سخن فرمانده سپاه درباره بي نياز بودن بسيج دانشجويي از حکم مافوق

به چه معناست

گروه سياسي، حامد طبيبي؛ عصر هجدهمين روز «ماه مهر» سال 88 دو کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم يکديگر را ملاقات کردند تا در خصوص شرايط فعلي کشور به رايزني پرداخته و درباره آينده حرکت اصلاحي چاره انديشي کنند. البته آنها چند روز پس از انتخابات پرحرف و حديث رياست جمهوري با حضور سيدمحمد خاتمي، جلسه سه نفره يي را برگزار کرده بودند که ماحصل آن تشکيل کميته يي مشترک براي پيگيري وضعيت آسيب ديدگان اعتراضات مردمي پس از انتخابات بود. شايد همين مساله سبب شد در اين ديدار اين دو رهبر اصلاحات از هر فرصتي براي اعتراض به پلمب کميته مذکور، ضبط اسناد و برخورد با مسوولان آن- عليرضا حسيني بهشتي و مرتضي الويري- بهره بگيرند. از ديگر سو حوادث ماه هاي اخير در کنار تداوم حرکت قانوني و مدني موج سبز حاميان اصلاحات که در چند مقطع خود را نشان داد به انضمام ادامه بازداشت چهره هاي شاخص اصلاح طلب و حاميان «دموکراسي سازگار با دين» بر اهميت ديدار فوق مي افزود چه اينکه پس از انتشار بيانيه سيزدهم مهندس موسوي و نامه شيخ مهدي کروبي درباره اجلاس اخير خبرگان، هواداران در انتظار حرکت تازه اين دو کانديداي معترض و اعلام آخرين مواضع از سوي آنها بودند. ميرحسين ساعت 30/4 در مقابل منزل شيخ از ماشين خود پياده شده و با متانت هميشگي خود از معدود عکاسان حاضر درخواست کرد در داخل منزل به انجام وظيفه خبري خود بپردازند. اينچنين بود که اين دو يار امام(ره) در روزهايي که برخي محافل صاحب قدرت درصدد حذف احزاب و گروه هاي اصلاح طلب و نيروهاي اصيل انقلاب هستند، باز به يکديگر رسيدند و اين بار اين رئيس مجالس سوم و ششم بود که براي استقبال از نخست وزير محبوب امام و ملت به در منزل آمده و دوست قديمي خود را در آغوش گرفت. آنها در ابتدا ضمن ابراز تاسف از تداوم بازداشت فعالان شاخص سياسي اصلاح طلب، تبعات تداوم بي ثباتي موجود را متوجه افراد و نهادهايي دانستند که به اعتماد جامعه خدشه وارد مي کنند. دو کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم در ديدار با يکديگر در خصوص شرايط پس از انتخابات و تحولات اخير کشور به گفت وگو پرداختند. در اين ديدار ميرحسين موسوي با ابراز نگراني از تداوم بازداشت فعالان سياسي اصلاح طلب و توقيف روزنامه هاي اين جريان سياسي، خواستار روشن شدن وضعيت آنها شد و ابراز اميدواري کرد روزنامه اعتماد ملي هرچه سريع تر رفع توقيف شده و به فعاليت حرفه يي خود ادامه دهد. نخست وزير دوران دفاع مقدس با اشاره به نامه فرمانداري و استانداري تهران به شوراي شهر تهران و بازداشتن منتخبان مردم از پيگيري امور کشته شدگان و آسيب ديدگان پس از انتخابات، از عدم درک درست برخي نهادها از شرايط موجود ابراز تعجب کرد. مهندس موسوي به 13 آبان هم اشاره يي داشت؛ «در آستانه سالگرد 13 آبان هستيم اما رهبران دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مانند آقايان ميردامادي و امين زاده در زندان بوده و آقايان بي طرف و اصغر زاده نيز مجبور به سکوت شده اند و اين هم از عجايب دوران ماست. در اين شرايط برخي چگونه مي خواهند در اين روز مراسم برگزار کنند؟»کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم با انتقاد از دادگاه هاي برگزار شده براي فعالان سياسي اصلاح طلب افزود؛ «با اين دادگاه ها چه چيزي ثابت شد؟ اگرچه بعداً اعلام شد اين رويه خلاف قانون بوده اما اين زخم ها به کشور آسيب خواهند رساند.» نخست وزير دوران دفاع مقدس در بخش ديگري از سخنان خود تاکيد کرد علوم انساني در کشور داراي پژوهشگراني توانا و دانشجوياني خبره است و ادامه داد؛ «با واژگاني مثل براندازي نرم و مطرح شدن برخي مباحث آکادميک در دادگاه ها- که جاي آن در دانشگاه است- چه هدفي را دنبال مي کنند. برخي از اين سخنان براي قشر دانشگاهي ما مضحک است. گويي عده يي مي خواهند به دوران تفتيش عقايد بازگرديم. آنها از طرح اين موضوعات هيچ نتيجه يي نگرفتند و تنها جامعه را جزيره جزيره مي کنند.» ميرحسين با تاکيد بر اينکه مي خواهند جامعه ما لاغر باقي بماند نسبت به شرايط موجود هشدار داد؛ «اگر مجلس، نخبگان، مديران گذشته نظام، احزاب اصلاح طلب، چهره هاي معتدل، دانشجويان و دانشگاهيان و زنان و فرهنگيان همه مساله دارند، پس ديگر چه کسي براي انقلاب باقي مي ماند؟» وي با اشاره به هشدارهاي يک سال اخير خود در خصوص سوءاستفاده برخي نهادهاي قدرت از دارايي هاي مالي کشور از ابهام در واگذاري سهام مخابرات و منابع تامين هشت هزار ميليارد تومان هزينه خريد آن ابراز تاسف کرد. نخست وزير دوران دفاع مقدس با انتقاد از طرح برخي سخنان از تريبون هاي نماز جمعه ادامه داد؛ «خطيب نماز جمعه تهران اظهار کرد چند هزار نفر از حاميان جنبش سبز به راهپيمايي روز قدس آمدند. اين سخنان مردم را عصباني مي کند.

چرا از تريبون هاي جمعه حقيقت گفته نمي شود؟ چرا بخش عمده آن به انتساب اتهام به ياران انقلاب مي گذرد؟ نبايد تريبوني ديني که به همه مردم تعلق دارد در اختيار چهره هاي جناحي باشد و چهره هاي شاخص انقلاب از حضور در آن منع شوند.»مهندس موسوي در بخش ديگري از سخنان خود از وارونه جلوه دادن واقعيت ها ابراز تاسف کرده و يک مثال تاريخي براي آن زد؛ «در تاريخ روسيه و دوران کمونيست ها در مقطعي افرادي بر سر کار آمدند و تلاش کردند نيروهايي را که انقلاب کرده بودند، حذف کنند. در کتاب ها و عکس هاي انقلاب خود، نقش آفرينان انقلاب را حذف و تلاش کردند با جعل تاريخ، تاريخ ديگري را براي مردم خود و دنيا بيافرينند. حکومت آنها برچيده شد. تاريخ نگاران آمدند و تاريخ واقعي را نگاشتند.» وزير امور خارجه کابينه شهيد رجايي اين مثال خود را به امروز پيوند زد؛ «امروز هم برخي افراد و نهادهاي قدرت از همان مدل الگو مي گيرند و فکر مي کنند روزهاي انقلاب از ذهن مردم گريخته است. اگر بخواهند فيلمي از اول انقلاب نمايش دهند، مي گردند تا کروبي و موسوي خوييني ها و ياران امام را از آن قيچي کنند. آقايي که در دوران ما خودش از دولت بيرون رفته را مي آورند تا بگويد فلاني روحيات آنچناني داشت. فکر مي کنند مردم آن دوران و رفتارهاي آنها را از ياد برده اند.» کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري بار ديگر از راديو و تلويزيون دولتي ايران لب به انتقاد گشود؛ انتقادي که از دوران اصلاحات مطرح مي شود اما گوش شنوايي براي آن نيست؛ «اين گونه رفتار ها نگاه ها را متوجه بيرون کرده و اعتماد ها را سلب مي کند. چهار ماه است در صدا و سيما به من و آقاي کروبي، مردم و اصلاحات اتهام مي زنند و ما حق نداريم در رسانه يي که با پول بيت المال اداره مي شود سه دقيقه از خود دفاع کنيم.» مهندس موسوي ماجراي دعوت رئيس وقت قوه قضائيه از وي براي گفت وگو و صحبت در تلويزيون را نيز بيان کرد؛ «آقاي شاهرودي با بنده تماس گرفت و گفت آيا مي توانيد به دفتر من بياييد؟ رفتم. آقاي هاشمي رفسنجاني نيز آنجا بود که من اصلاً از حضور ايشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتيم و آقاي شاهرودي از بنده پرسيد مي خواهيد چه کار کنيد؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در اين فضاي تخريب به ما تريبون بدهيد تا ما نيز از رسانه ملي با مردم به صورت زنده سخن بگوييم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود حاضري به تلويزيون بروي. من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودي، ايشان پيشنهاد برگزاري يک تجمع قانوني را دادند. پذيرفتم. همان لحظه ايشان با شوراي عالي امنيت ملي تماس گرفت. صحبتي کردند. آنها نيز پذيرفتند. بعد به من گفتند درخواستي بنويسيد. ما درخواستي را به امضاي بنده تهيه و ارسال کرديم. چند روز بعد مطلبي از شوراي عالي امنيت ملي براي ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاري تجمع مخالفت کرده بودند. يک مديرکلي نيز آن را امضا کرده بود.» وي با انتقاد از رواج دروغ در ميان برخي مسوولان نيز انتقاد کرد. وي درباره شرايط اجرايي کشور هم نکاتي را بيان کرد؛ «اين روزها هر کس انتقادي از دستگاه اجرايي داشته باشد مي گويند مي خواهد کل نظام را زير سوال ببرد و برايش پرونده مي سازند. بارها هشدار داده ام که اين درصد تخلفات بودجه يي امسال و کسري سال گذشته به خاطر چه چيزي بوده است. آنگاه در چشم مردم نگاه مي کنند و مي گويند تخلفي نبوده است.» ميرحسين گفت؛ «ما به ياري مردم آگاه و دلسوزان کشور تلاش خواهيم کرد تا حرکت کشور به مسير درست آن باز شود. مردم هم اگر حق آنها داده شود و راي آنها بازگردانده شود مي پذيرند. اگر از 13 آبان نگران هستند بهتر است با دانشجويان فهيم ما که اهل مطالعه هستند درست رفتار کنند تا آرام شوند. ستاره دار کردن دانشجويان، احضار آنها به کميته هاي انضباطي، فشار بر خانواده هاي آنها و تهديد آنها به چه دليل افزايش يافته است؟» نخست وزير دوران دفاع مقدس با طرح اين سوال که مگر با بستن و بازداشت سياسيون، دانشجويان و مردم و بازنشسته کردن استادان مشکل حل مي شود، افزود؛ «از سر خيرخواهي مي گويم که پاسخ به اين سوال منفي است. اکنون 5/3 ميليون دانشجو در کشور داريم که اکثريت آنها آگاه به مسائل و دلسوز کشور هستند. نبايد بسيج مردمي در مقابل آنها قرار داده شود.» دبيرکل حزب اعتماد ملي نيز در اين ملاقات دو نفره با اشاره به وقايع ماه هاي اخير، از بازداشت فعالان سياسي اصلاح طلب و سردبير روزنامه اعتماد ملي ابراز تاسف کرد؛ «پس از چهره هاي شاخص اصلاحات، آقاي الويري با اين سوابق درخشان نيز بازداشت شد و مي گويند دليل آن کميته مشترک من و آقاي موسوي بوده است؟ کار به جايي رسيده که پسر آيت الله بهشتي را هم بازداشت مي کنند. مگر جرم آنها چه بوده است؟ به هماهنگي ميان من و آقاي موسوي و آقاي خاتمي، چهار يار امام و انقلاب يعني آقايان محمد مقدم، بهشتي، الويري و ابراهيم اميني که چهره هاي وجيهي هستند، کار آن را انجام مي دادند. آنها حتي يک بار هم پيش از آن درباره کار کميته اخطار نداده بودند.» کروبي با انتقاد از فشار به اصلاح طلبان و اعضاي معتدل شوراي شهر تهران براي عدم پيگيري وقايع پس از انتخابات به ذکر خاطره يي از دوران مبارزه پرداخت؛ «زماني که در 16 آذر 32 نيروهاي شاه به دانشگاه حمله بردند، همه اين رفتار را يک عمل قبيح دانستند و پس از اين همه سال هنوز کسي نيست که از اين رفتار دفاع کند.» کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم از برخي مواضع اخير فرماندهان ارشد سپاه انتقاد کرد؛ «امروز فرمانده سپاه به طور رسمي، اعضاي بسيج دانشجويي را افسران جواني مي خواند که نيازي به حکم مافوق ندارند يا اينکه مدام به ياران امام و نيروهاي انقلاب اولتيماتوم مي دهند.» کروبي به سخنان دادستان کل کشور نيز اعتراض کرد؛ «چند روز پيش ديدم آقايي که چندين سال وزير و قاضي ارشد بوده گفته ما در حال جنگ هستيم و همه بايد از دادگاه انقلاب بترسند. چرا بايد اين سخنان بيان شود و چرا بايد اين گونه وانمود شود که فضاي کشور جنگي است و همه بايد سکوت کنند و دم نزنند؟ آن وقت مي گويند چرا در داخل براي رسانه هاي بيگانه خوراک تهيه مي شود؟ خود همين حرف ها کفايت مي کند تا آنها يک هفته به اين موضوعات بپردازند.» رئيس مجالس سوم و ششم همچنين با اشاره به وقايع راهپيمايي روز قدس، از برخي سخنان مطرح شده در اين باره انتقاد کرد؛ «حرف ما در مورد قدس و مواضع امام در اين باره همان است که بود و من هم تاکيد کردم شعار براي فلسطين هم فراموش نشود اما عموم کساني که به دعوت ما به اين مراسم آمدند شعار هايي که دادند در رابطه با ايران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمي توان به مردم گفت نگران کشور خود نباشيد. اگرچه مساله اصلي ما در اين روز فلسطين است اما من مي پرسم که آقايان توضيح دهند چه اتفاقي در کشور افتاده است که روز فلسطين ناگهان مردم دو دسته مي شوند و عده يي نگراني هاي خود را در شعارهايشان بازتاب مي دهند؟» او در پايان سخنان خود به انتخابات نيز اشاره يي داشت؛ «برخي درباره انتخابات به گونه يي سخن مي گويند که گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است. نه خاني رفته نه خاني آمده است. آخر چرا اين حرف ها را به مردم مي زنيد؟ يعني مردم نمي دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس اين اعتراضات چيست؟ مي گويند فلاني 300 هزار تا راي آورده است و من در 10 هزار صندوق حتي يک راي هم نداشتم و در محل هايي که صندوق ها مستقر بود حتي يک طرفدار هم نداشته ام؟ اين در حالي است که برخي از دوستان که پاي صندوق بودند مي گويند در فلان صندوق شما 100 تا راي داشتيد اما براي شما يک راي منظور شد. آخر يک حرفي بزنيد که کسي نخندد. اگر راست مي گوييد به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون دلايل و مدارک خود را ارائه دهيم.» گفتني است پس از اين سخنان،کروبي و ميرحسين در جلسه خصوصي به بررسي موضوعات مورد نظر خود پرداختند.

تشريح گفت وگويي با يک خواننده تکنوکرات
سوء تفاهم هاي مطبوعاتي

بهروز بهزادي
ديروز با يکي از خوانندگان تکنوکرات روزنامه گفت وگويي تلفني داشتم که بي مناسبت نديدم گزارش بخشي از آن را به مخاطبان تقديم کنم، چرا که گاهي اوقات متوجه مي شويم به علت عملکرد گذشته و حال برخي از مطبوعات، برداشت ها از کار روزنامه گاهي با سوء ظن استفاده ابزاري از اخبار و اطلاعات همراه است. در مورد خاصي که مربوط به خبر اول صفحه دوم روزنامه ديروز (يکشنبه 19 مهرماه) بود در تيتر آمده بود که «نمايندگان حمايت از معاون اول احمدي نژاد را تکذيب کردند». در اين خبر که اشاره يي نيز به شکايت آقايان توکلي، نادران و زاکاني در کميسيون مجلس از رحيمي داشت، تيتر مطلب به گونه يي آمده بود که در خبر وجود نداشت و نوعي برداشت را القا مي کرد. در گفت وگوي فوق الذکر اينجانب ضمن پذيرش مشکل تيتر گفتم خيلي وقت ها مطلبي به خاطر سرعت کار از دست درمي رود و خوانندگان اگر با سوء ظن به مساله ننگرند و آن را ناشي از شيطنت روزنامه نگاران ارزيابي نکنند به راحتي مي شود توضيح آن را روز بعد از روزنامه انتظار داشت، کما اينکه توضيحاتي که در موارد مختلف در روزنامه چاپ مي شود ناشي از همين رويداد است.من همچنين به اين خواننده عزيز گفتم نه ما، بلکه اکثر مطبوعاتي که ادعاي حرفه يي بودن دارند، به هيچ وجه نظرات خود را در اخبار دخالت نمي دهند، بلکه حرفه روزنامه نگاري راه را باز کرده است که از طريق يادداشت يا مقاله بتوان از مواضع و مسائل مختلف انتقاد کرد و در اين گونه انتقادها اتفاقاً بهتر مي توان با مخاطب ارتباط برقرار کرد. البته کتمان نمي کنم که در مواردي برخي از مطبوعات استفاده ابزاري از خبر، چه هنگام نوشتن و چه در چينش آن کرده اند که نتيجه آن همين سوء ظن امروز به برخي از اشتباهات است که البته بايد کوشيد به حداقل برسد. برداشت هاي نادرست از مواضع مطبوعات اين روزها به جايي رسيده است که به عقيده نگارنده بايد در مورد آن با مخاطب سخن گفت، چرا که اگر برخي از مخاطبان در مواضع نادرست خود بمانند، مطبوعات آسيب زيادي خواهند ديد. براي مثال شما اگر «خط اعتماد» ستون تلفني خوانندگان را خوانده باشيد متوجه مي شويد خيلي از مخاطبان به روزنامه اعتماد خرده مي گيرند که مثلاً چرا ما با فلان شخصيت اصولگرا مصاحبه کرده ايم و تصوير او را به چاپ رسانده ايم و از ما انتظار دارند فقط با اصلاح طلبان گفت وگو کنيم و اگر قرار است تصويري به چاپ برسانيم از اصلاح طلبان باشد که بايد به عرض اين گروه از خوانندگان عزيز برسانيم که روزنامه در کار حرفه يي خود به رويدادها و اتفاقات مهم توجه مي کند و برخي از آنها را اصولگرايان اعلام مي کنند و چاپ نکردن آنها نافي اصول حرفه يي است که ما روزنامه نگاران بايد به آن معتقد باشيم. البته همين مطالب نافي مشي کلي روزنامه نيست و در واقع به هر مقدار که يک روزنامه در انتشار اخبار رعايت امانت را بکند به همان اندازه اعتماد مخاطب را به خود جلب مي کند.گرچه موضوعات مختلف که زمينه تفاهم را کاهش مي دهد در کار ما بسيار است و بايد با دقت به آنها رسيدگي کنيم ولي موضوعي که به آن اشاره کردم از مهم ترين بخش هاي ايجاد سوءتفاهم و سوءظن است که بايد از آنها برائت جست.موضوع ديگري که با مخاطب تکنوکرات در ميان گذاشتم، بحث طنز بود که خود مقوله يي جدا در ادبيات ژورناليستي است که البته تحمل آن براي برخي از خوانندگان و کساني که سوژه طنز مي شوند، مشکل است. در اين زمينه خيلي ها آنچنان تحمل از دست مي دهند که گاهي برخي از طنزها را توهين به خود تلقي مي کنند که در اين زمينه بايد از آنها خواست در جهت بالندگي کار مطبوعات بر قدرت تحمل خود بيفزايند و سوءظن را از خود دور کنند. البته بايد بپذيريم هر کسي در مقابل طنزي که به نوعي او را نشانه رفته است، ناراحت مي شود و البته کارکرد طنز نيز با همين ناراحت شدن قابل تعريف است. طنزنويس مي خواهد ضربه يي عاطفي بر احساس شخصي که هدف گرفته است وارد آورد تا او را به تفکر وادارد که البته بايد گفت کارکرد طنز با توهين بسيار متفاوت است و طنزهاي جدي و حرفه يي هيچ گاه توهين تلقي نمي شوند. مگر اينکه آستانه تحمل هدف بسيار پايين باشد. برخي از طنزها فضايي مي سازند که اگر به مباحث جدي وارد شوند، آنگاه تبديل به توهين مي شود که البته اين هوشياري در ميان خبرنگاران، نويسندگان و البته دبيران و سردبيران بايد وجود داشته باشد که از چنين چرخشي جلوگيري کنند و طنز جاي خود را داشته باشد و مطالب جدي جاي خود را.در زمينه طنز بايد بپذيريم تحمل شخصيت هدف و جامعه و همچنين شخصيت افراد بايد مدنظر طنزنويس باشد و به همين جهت در حرفه ما طنزنويسي کاري مشکل ارزيابي مي شود.مطلب آخر اينکه در طنز به هيچ وجه نبايد شائبه يي از جدي بودن مطلب احساس شود و اگر قلم نويسنده در اين جهت حرکت کند رفتاري غيرحرفه يي مرتکب شده است و بايد از آن جلوگيري کرد و همان طور طرف مقابل نيز يک طنز را نبايد به عنوان يک مطلب جدي ارزيابي کند که البته در اين زمينه بايد فرهنگ سازي کرد. در زمينه جلوگيري از ايجاد سوءتفاهم و سوءظن در مخاطبان که بخش بزرگي از کار آن بر عهده ما روزنامه نگاران است، باز هم خواهم نوشت؛ گرچه همانند مکالمه ديروز با بسياري از خوانندگان گفت وگوهاي طولاني و روشنگر بسيار داشته ام.

با اشاره به حوادث پس از انتخابات
خاتمي؛ نسبت اغتشاش اهانت به مردم است

گروه سياسي؛ سيدمحمد خاتمي حرکت جنبش سبز را حرکتي اصيل و مدني ميليون ها مردم معترض براي تحقق جمهوري اسلامي دانست که اطلاق اغتشاش به اين حرکت مدني و اصيل بزرگ ترين اهانت در حق مردم است که با هيچ معياري از شرع و عرف سازگار نيست. رئيس دولت اصلاحات که ميزبان اقشار مختلف مردم يزد بود به موازات دفاع از جنبش سبز به عنوان يک حرکت اجتماعي، از هتک حرمت هاي صورت گرفته نسبت به چهره هاي خدوم انقلاب که دلسوز جمهوري اسلامي بودند ابراز تاسف کرد. وي اين رفتارها را روش هاي نخ نما شده يي دانست که نتايج عکس را به همراه خواهد داشت. رئيس بنياد باران تداوم رويکرد فعلي را عامل انبوه شدن خواست هاي مردم و هدايت ملت به سوي هدفي خواند که به نفع هيچ کس نيست.سيدمحمد خاتمي به کارگيري قانون و رجوع به قانون اساسي را تنها راهکار حل وضعيت کشور ارزيابي کرد و سپس صادق لاريجاني را خطاب قرار داد و گفت؛ حداقل انتظار ما از قوه قضائيه تحول در شرايط فعلي بود هرچند هنوز اميدواريم اين تحول رخ بدهد. رئيس دولت اصلاحات ضمن تاکيد بر حفظ مواضع پيشين خود نسبت به فضاي فعلي که سخن گفتن براي معتقدان به جمهوري اسلامي سخت شده است، ابراز تاسف کرد. رئيس دولت اصلاحات نسبت به حذف جريان هاي سياسي هشدار داد و گفت؛ برخوردهاي صورت گرفته با اصلاح طلبان و مردم توسط جريان متحجر و متوهمي که حتي مي خواهند اصولگرايان با شخصيت را از صحنه بيرون کنند، خطرناک است. اگر جلوي حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوري اسلامي ايران گرفته شود، کساني وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند. باني طرح گفت وگوي تمدن ها شرايط سياسي کشور را مورد واکاوي قرار داد و اظهار داشت؛ «گفته مي شود در اين موقعيت حرف زدن مشکل است، حرف زدن براي چه کسي مشکل است؟ براي کساني که به اصل انقلاب و راه امام پايبندند و حتي در اين زمينه نقش مهمي در پيروزي و تثبيت انقلاب و خدمت به آن داشته اند و بارها گفته اند آنچه مي خواهيم همان حقيقتي است که مورد خواست اين ملت بزرگوار بود، مورد تاييد امام بود و در جريان انقلاب تحقق پيدا کرد و به صورت قانون اساسي تبلور پيدا کرد و راه و رسمي که به آن معتقدند، آن راه و رسمي است که با واقعيت تطبيق مي يابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»رئيس جمهور دولت اصلاحات يادآور شد؛ «در دنيايي به سر مي بريم که جهان پذيرفته است ديگر حکومت ها نمي توانند حکومت هاي مستبدي باشند که از بالا بر مردم تحميل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمانروايي کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه اين نتيجه به دست آمده است که حکومت مطلوب حکومتي است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمايندگي کند و در نتيجه در برابر حقوق مردم نيز مسوول است.»

رئيس دولت اصلاحات نسبت به انسداد سياسي موجود در جهت حذف اصلاح طلبان ابراز نگراني کرد و افزود؛ «باعث تاسف است که واقعاً امروز حرف زدن براي کساني که چنين ديدگاهي دارند و با اين نگاه به مردم شان، به انقلاب، اسلام و امام شان نگاه مي کنند مشکل شده است و اين گونه القا مي شود که حرف زدن اين افراد يعني تخريب نظامي که خود اين افراد حاضرند جان شان را براي واقعيت اصلي آن بدهند.» وي با تاکيد بر اينکه «اين مشکل بزرگي است که اين افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت؛ «اگر اينها نتوانند حرف بزنند، مي دانيد چه وضعي پيش خواهد آمد؟ آن وقت در اين فضاي بسته يکجانبه، هسته هاي عمل به وجود مي آيد؛ عملي که متوجه نفي همه اينها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه هاي آن را در جامعه مي بينيم.» سيد محمد خاتمي تاکيد کرد؛ «وقتي جلوي صداهاي اصيل گرفته مي شود هيجان ايجاد مي شود و بعضي صداهايي شنيده مي شود که آن صداها مطلوب نيست، اگر در بخش هايي از جامعه مساله جمهوري اسلامي مورد کم لطفي قرار مي گيرد، علتش اين است که آنهايي که معتقد به جمهوري اسلامي هستند، نمي توانند حرف خودشان را بزنند و آن گاه کساني حرف مي زنند که به اصل اعتقاد ندارند.» در اين ميان، سيدمحمد خاتمي نسبت به ايراد تهمت ها عليه اصلاح طلبان واکنش نشان داد و گفت؛ «حرکت اصيل، مدني و ميليوني مردم معترض حرکتي بود به سوي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي و بزرگ ترين اهانت اين بود که اين حرکت را حرکتي اغتشاشي به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و براي مقابله با آن رفتارهايي کردند که آن رفتارها به هيچ وجه با معيارهاي اسلامي، قانون اساسي، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زيان هاي بزرگي به بار آورد.» سيدمحمد خاتمي ادامه داد؛ «متاسفانه فضايي ايجاد شد که به حيثيت ها لطمه خورد، انسان هاي بزرگي دستگير شدند و انسان هايي مورد هجمه همه جانبه قرار گرفتند.» وي تاکيد کرد؛ «اين فضاي يکجانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بيرون راندن چهره هايي که واقعاً سرمايه نظام هستند روش هاي نخ نمايي است که عکس خودش نتيجه مي دهد و قضاوت جامعه قضاوت ديگري خواهد بود چون اکثريت جامعه از آنچه رخ داده و مي دهد ناراضي است و وقتي در توجيه آن عمل غلط، رفتار غلطي با افراد و شخصيت ها مي شود، قضاوت مردم عکس آن چيزي است که مطلوب بعضي جريان ها است.» سيدمحمد خاتمي تصريح کرد؛ «با زور مي شود براي مدتي روش و شيوه و استراتژي را پيش برد ولي اين روش ها و استراتژي ها نمي توانند دوام پيدا کنند.» رئيس دولت اصلاحات افزود؛ «معتقديم کساني که به راي مردم معتقد نيستند، با اين انقلاب و جمهوري اسلامي بيگانه اند؛ اين راه و رسم ماست و صحبت ما اين است که بياييم همين قانون اساسي را پياده کنيم.» وي با طرح اين سوال که «چرا قانون اساسي زير پا گذاشته مي شود؟»، گفت؛ «مگر قانون اساسي اجازه فعاليت تشکل ها، اظهارنظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شيوه هايي که پيامبر و ائمه داشتند آشنا نيستيم که براي آزادي مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت اميرالمومنين با بدترين مخالفانش برخورد مي کرد حتي اگر بدترين ناسزاها را مي شنيد؟ چرا به قانون اساسي عمل نمي شود؟» خاتمي تاکيد کرد؛ «قانون اساسي براي راي مردم، انتخابات آزاد و رقابتي، حق مسلم براي مردم گذاشته و وظيفه مسلم براي مسوولان نظام ايجاد شده است، حال اگر کسي اعتراض داشته باشد که اين اصل درست پياده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نيست.» رئيس بنياد باران تصريح کرد؛ «ما دل مان براي ايران مي سوزد؛ ايراني که با امکاناتي که دارد بايد سربلند و سرفراز باشد و متاسفيم که بايد بگوييم اين امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسياري از آنها تلف شده و از بين رفته است. مي توان قاطعانه گفت مسيري که در اين مدت طي کرديم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز 20ساله است.» وي ادامه داد؛ «آنچه براي ما تاثر آور است اين است که رفتارهايي شود و سياست هايي در پيش گرفته شود که چهره نظام و جمهوري اسلامي را خدشه دار کند.»

ديوان محاسبات با اعلام ريز مبالغ واريزنشده به خزانه اعلام کرد
پرونده يک ميليارد دلار مختومه نشده

گروه اقتصادي؛ اختلاف حساب يک ميليارد دلاري ميان وزارت نفت و بانک مرکزي در بودجه سال 1385 که در تفريغ بودجه آن سال از سوي ديوان محاسبات طرح شد، همچنان به عنوان موضوع خبري داغ مطرح است به طوري که اين موضوع در دو روز گذشته دوباره سر باز کرد تا مطرح شود که «نه فقط پرونده يک ميليارد دلار بسته نشده» بلکه «همچنان در حال رسيدگي است».موضوع تازه از آنجا آغاز شد که دادستان ديوان محاسبات کشور در حاشيه همايش حسابرسي عملکرد پاسخگويي و ارتقاي بهره وري در گفت وگو با ايرنا گفت؛ در محاسبات انجام شده يک ميليارد و 58 ميليون دلار اختلاف اعلام شده بود و به همين دليل پرونده مطروحه در اين دادسرا در ارتباط با اين موضوع بررسي و در نهايت رفع مغايرت شد.اصغر عربيان در اين گفت وگو که بازتاب گسترده يي در رسانه هاي طرفدار دولت داشت، به نوعي از مختومه شدن پرونده خبر داد. اما يک روز پس از آنکه اين خبر اعلام شد، روابط عمومي ديوان محاسبات در بيانيه يي اعلام کرد اين اختلاف هنوز حل نشده و فقط بخش مربوط به عملکرد بانک مرکزي آن مختومه شده و بخش مربوط به وزارت نفت آن در حال رسيدگي است. روابط عمومي ديوان محاسبات کشور در توضيح سخنان دادستان ديوان اعلام کرد؛ مختومه شدن اعلامي دادستان تنها مربوط به بخش عملکرد بانک مرکزي است و اختلاف حساب هاي شرکت هاي تابعه وزارت نفت با خزانه داري کل کشور همچنان در حال رسيدگي است. در اين بيانيه آمده است؛ در پي مصاحبه دادستان ديوان محاسبات کشور و به جهت تنوير افکار عمومي در تکميل گفت وگوي ايشان، مجدداً قابل يادآوري است که از ابتداي ماجراي معروف به يک ميليارد دلار که در تفريغ بودجه سال 1385 به عنوان اختلاف حساب في مابين شرکت هاي تابعه وزارت نفت و بانک مرکزي و خزانه مطرح بود، هرچند مقطع قرائت گزارش تفريغ بودجه در صحن علني مجلس، چند ماه مانده به برگزاري انتخابات رياست جمهوري موجب شد در آن فضاي کاملاً سياسي، برخي رسانه ها و گروه ها، الفاظ و عناوين غيرفني و خارج از ادبيات مکتوب گزارش تفريغ بودجه به کار گرفته و موجب تشويش افکار عمومي گرديد که مسوولان ديوان محاسبات ناچار بودند در اظهارنظرها، اطلاعيه ها و گفت وگوهاي متعدد خود جهت شفاف سازي تاکيد ورزند که اين مبلغ مفقود نشده (که الان هم تاکيد مي کنيم پولي گم نشده است) بلکه اختلاف حساب بين شرکت هاي تابعه وزارت نفت و بانک مرکزي و خزانه بوده که در نتيجه گزارشات حسابرسان ديوان محاسبات بعد از طرح در هيات عمومي به عنوان بالاترين رکن ديوان محاسبات به رياست آقاي رحيمي (رئيس کل وقت ديوان) مطرح، تاييد و در نهايت در گزارش تفريغ بودجه ذکر شد که در تعاقب آن به دليل حساسيت هاي به وجود آمده، ديوان محاسبات کشور مجدداً مبادرت به بررسي و رسيدگي به نحوه تسويه حساب شرکت هاي تابعه وزارت نفت با بانک مرکزي و خزانه داري کل کشور، تشکيل جلسات با مسوولان حوزه هاي نفت و گاز کشور نمود که بخش مربوط به عملکرد بانک مرکزي با توجه به مستندات ابرازي آنها (پس از گزارش تفريغ بودجه و در مرحله دادسرا) مختومه شد، ليکن اختلاف حساب في مابين شرکت هاي تابعه وزارت نفت و خزانه داري کل کشور در نتيجه بررسي مجدد ارقام آن به بيش از يک ميليارد و 58 ميليون دلار رسيد که فرآيند رسيدگي و نتايج حاصله برخي از اين اقلام به شرح زير جهت اطلاع و تنوير افکار عمومي اعلام مي شود؛ الف- نسبت به هزينه هاي سيف پس از صدور دادخواست به شماره 56/27 -3 به مبلغ هشت هزار و 485 ميليارد و 494 ميليون و 982 هزار و 34 ريال مربوط به سال هاي 1382 لغايت 1386 که از اين مبلغ هيات مستشاري راي به استرداد مبلغ سه هزار و 564 ميليارد و 569 ميليون و 38 هزار و 142 ريال معادل 000/000/351 دلار مربوط به يکي از ارقام مورد اختلاف مندرج در تفريغ بودجه سال 1385 صادر کرده است.

ب- اختلاف في مابين شرکت هاي تابعه وزارت نفت و دولت مربوط به يک ميليارد و 607 ميليون دلار وجوه حاصل از فروش صادراتي گاز بوده که طي کلاسه شماره 167/88 از سوي دادسراي ديوان محاسبات منجر به صدور دادخواست شده که هم اکنون مراتب در هيات مستشاري مطرح رسيدگي و اتخاذ تصميم نهايي است. پ- حسب حکم جزء (4) بند (هـ) تبصره (11) قانون بودجه سال 1385 کل کشور مقرر شده تعهدات بيع متقابل نفتي و گازي از محل منابع داخلي شرکت ملي نفت بازپرداخت شود، اين در حالي است که شرکت ملي نفت ايران در طي سال مالي 1385 کليه بازپرداخت تعهدات بيع متقابل نفتي خود را به مبلغ 842 ميليون و 968 هزار و 327 دلار از محل صادرات نفت خام پرداخت کرده و موجب شده بانک مرکزي در طول سال 1385 از دريافت مبلغ مذکور محروم بماند. ت- مبلغ چهار هزار و 992 ميليارد و هفت ميليون و 412 هزار ريال وجوه حاصل از فروش فرآورده هاي نفتي (بنزين - گازوئيل) وارداتي که از جنس صادرات بوده تابع قاعده عوض و معوض مي باشد در طي سال مالي 1385 به خزانه داري کل کشور واريز نگرديده که موضوع طي کلاسه 489/88 در دادسراي ديوان محاسبات کشور مطرح رسيدگي است. ث- ساير انحرافات برشمرده شده در تفريغ بودجه سال 1385 اعم از نفتي و غيرنفتي هم اکنون در دادسرا و هيات هاي مستشاري ديوان محاسبات کشور مطرح رسيدگي مي باشد. در پايان مجدداً متذکر مي شويم ديوان محاسبات کشور به عنوان تنها مرجع قانوني مسوول رسيدگي به انحرافات بودجه يي و مالي در راستاي صيانت از بيت المال در کشور در چارچوب قانون، وظيفه حرفه يي و تخصصي خود را در راستاي احقاق حقوق حقه ملت بزرگ ايران اسلامي بدون توجه به مسائل حاشيه يي با قاطعيت پيگيري مي کند.

توصيه به صدا و سيما
گروه سياسي؛آيت الله صافي گلپايگاني گفت؛ «صداوسيما بايد مراقب باشد برنامه هاي آن با هويت اسلامي در تعارض نباشد.» به گزارش فارس، وي در ديدار برنامه سازان راديو معارف با اشاره به استقلال علمي و هويت اسلامي در صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت؛ « بايد دقت شود تا کارهاي غرض ورزانه و معاند با دين ارائه نشود.»
عناوين اين صفحه
ملاقات مهندس و شيخ
سوء تفاهم هاي مطبوعاتي
خاتمي؛ نسبت اغتشاش اهانت به مردم است
پرونده يک ميليارد دلار مختومه نشده
توصيه به صدا و سيما

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام