يكشنبه، 19 مهر 1388 - شماره 2074
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: ادبيات
ادبيات ايران در هفته يي که گذشت
قضيه را وارونه نکنيد

مرضيه رسولي

مي شود به واسطه کتاب «پاريس جشن بيکران» ارنست همينگوي کافه آماتورها، باغچه لاي لا و رستوران نگر دوتولوز را بهتر از کافه عکس توي برج اسکان و کافه هنر توي خيابان انقلاب شناخت. تصويري که از خيابان نتردام دشان يا بلوار مون پارناس مي دهد گرم تر و خودماني تر و زنده تر از خياباني است که در تهران، هر روز از آن مي گذريد و کسي نيامده برايتان از آنها آشنايي زدايي کند. کتاب هاي ترجمه شده زيادي هستند که خاطره کافه هايشان، خيابان ها و رستوران هايشان توي ذهنمان زنده است اما کمتر داستان نويسي در اينجا عزم کرده شهرها و خيابان هاي محبوبمان را، موزيک ها و فيلم ها و کارتون ها و غذاهاي محبوبمان را، رستوران و کافه هايي را که مي شناسيم بياورد توي داستانش. آدم هاي کمي هستند که همين هايي را که گفتم، همين هايي را که زندگي مان را آغشته کرده اند توي داستان هايشان آدم حساب کنند. از يک خيابان حي و سالم جوري حرف بزنند که به صرافت بيفتيم همان روز که کتاب را خوانديم، بزنيم بيرون و برويم سراغ خيابان و خيابان تبديل بشود به خالي در زمان - سلام آلن دوباتن و هنر سير و سفرت - مرديم از بس خودمان را توي کتاب ها نديديم.بيشتر آدم هاي داستان هاي اينجايي مختصاتي که براي ما ملموس باشد، ندارند. شخصيت پردازي نويسنده از آدم هاي داستانش در مراحل مختلف زندگي شان، پيشينه خانوادگي شان، تکيه کلام هايشان، ماجراهايشان، افکار و عقايدشان و طرز حرف زدنشان بسط پيدا مي کند. شما چند مثال مي تواني بزني از آدم هاي قصه، که مي داني شب شام چه خورده اند، خانه شان توي کدام خيابان واقعي است و توي کدام کافه واقعي قهوه شان را مي خورند و توي کدام رستوران واقعي غذايشان را و در خلوتشان يا وقتي دور هم هستند چه موزيکي گوش مي دهند و چه فيلمي مي بينند و کنترل تلويزيون که دستشان مي افتد چقدر کانال عوض مي کنند و دستشان روي کدام کانال متوقف مي شود. نويسنده وظيفه ندارد از اين چيزها برايمان بگويد. او دارد کار خودش را مي کند. ما مي مانيم و حسرتي که وقتي داريم توي دروس قدم مي زنيم، وقتي پياده چهارباغ اصفهان را گز مي کنيم يا وقتي توي وکيل آباد مشهد هستيم ياد ادبيات بيفتيم. فلان آهنگ را بشنويم و ياد ادبيات بيفتيم و ياد اين بيفتيم که اولين بار توي فلان داستان درباره اش خوانده بوديم. يا مثلاً وقتي داريم داستان مي خوانيم، گرسنه مان شود و هوس غذاخوردن کنيم آنجور که وقت ديدن فيلم «مهمان مامان» يا «ماهي ها عاشق مي شوند» گرسنه مان شده بود. من و شما مي دانيم که همه اينها مثال هاي نقض هم دارد و استثنائاتي. مثلاً با خواندن «چراغ ها را من خاموش مي کنم» هوس مي کنيد برويد آبادان. يا آب و خاک مدرس صادقي که از تهران و مخلفاتش برايتان مي گويد. يا پاگرد حسن شهسواري و ماجراهاي کوي دانشگاهش. خلاصه که همه حرف ها غير از هرچيز، درد دل است.

کتاب هاي تازه

«ويندو شاپينگ» فقط مختص به ديد زدن لباس فروشي ها و عطرفروشي ها و طلافروشي ها و لوازم خانگي ها نيست. امروز روز خيلي ها ويندو شاپينگ را در رفتن به کتابفروشي ها و شهرکتاب ها خلاصه مي کنند. کتاب ها را از قفسه ها بيرون مي کشند، ورق مي زنند، به پشت جلدش نگاه مي کنند و نگاهي به جيب خود مي اندازند، آه مي کشند و کتاب را سرجايش مي گذارند. اما همين آدم ها کساني هستند که به محض اينکه پول گيرشان مي آيد کله مي کنند به سمت کتابفروشي و با دست پر و جيب خالي برمي گردند. حالا همه اينها به کنار، در طول اين چند هفته جز کتاب «تو مشغول مردنت بودي» کتاب گراني که براي خريدن وسوسه تان کند، وارد بازار نشده. «پر قيچي» نوشته جمشيد خانيان را به تازگي نشر علم وارد بازار کرده. اين کتاب که جلد جنايي هم دارد هفت پرده از ماجراي پر قيچيً گردن برنجي است و کتاب با جمله هايي از بارگاس يوسا توي کتاب واقعيت نويسنده ترجمه مهدي غبرايي شروع مي شود؛ «وقتي ادبيات داستاني مي نويسم، توجهم را به آنچه واقعاً ادبي است، چيزي بزرگ تر از سياست معطوف مي دارم. مي توانيد از سياست براي ادبيات استفاده کنيد اما اين قضيه را نمي توان وارونه کرد... من رمان هايي نوشته ام که سياست در آن نقش اصلي را ايفا مي کند، مثلاً گفت وگو در کاتدرال. مي توان گفت اين رمان سياسي است چون توصيفاتي از جامعه دستخوش ديکتاتوري در آن است و چون عقايد سياسي و اعمال سياسي عنصر مهمي در کار محسوب مي شود. اما رمان براي ترويج عقايد سياسي نوشته نشده بود.» توي سايت رخداد يادداشتي را که امير احمدي آريان با عنوان «مانيفست ادبيات آينده» نوشته بود بخوانيد و جوابي را که به يادداشت او داده شده هم بخوانيد و جوابي را که او به جواب يادداشتش داده هم بخوانيد و همه اينها را مقايسه کنيد با حرف هاي يوسا. «پرقيچي» 356 صفحه و 6500 تومان است.«هفت» مجموعه داستان مختار عبداللهي است که مرواريد منتشرش کرده. کتاب 77 صفحه است در کاغذهايي کلفت تر از کاغذ معمول و 1800 تومان است. اسم کتاب هفت است اما هشت داستان دارد و پشت جلد کتاب نوشته؛ «اين مجموعه داستاني خواننده را با پايان هاي متفاوت و دور از انتظار مواجه مي کند. عبداللهي خواننده اش را دعوت مي کند تا وقايع ساده و گاه دور از نظر مانده زندگي را از زاويه يي متفاوت ببيند.»«و نيچه گريه کرد» ترجمه مهشيد ميرمعزي را نشر ني منتشر کرده. کتاب رماني است درباره نيچه که اروين يالوم مدرس روان درماني دانشگاه استنفورد و نويسنده کتاب هاي روانشناسي آن را نوشته. قصه در وين پايان قرن نوزدهم مي گذرد. «و نيچه گريه کرد» 456 صفحه و 6600 تومان است.«رابرت کندي از غرق شدن نجات يافت و چند داستان ديگر» نوشته دونالد بارتلمي را که ناشرش ني است، مزدک بلوري ترجمه کرده. کتاب شامل 17 داستان بارتلمي است در 173 صفحه و 2800 صفحه. توي مقدمه کتاب نوشته شده؛ «وضعيت امروز بشر تاثير عميقي در بارتلمي و نوشته هاي او داشته است. داستان هاي او به صراحت و با زباني طنزآميز، شيوه زندگي انسان ها را به نمايش مي گذارند.» از بارتلمي قبلاً «زندگي شهري» ترجمه شيوا مقانلو منتشر شده است. دو رمان و يک مجموعه داستان به قلم علي محمد افغاني را انتشارات نگاه چاپ کرده. «شوهر آهو خانم» که به تجديد چاپ رسيده، داستان زندگي يک خانواده متوسط شهرستاني است که دوره يي از حيات جامعه ايران را بازمي نماياند. اين کتاب اولين رمان فارسي بود که در 900 صفحه به چاپ مي رسيد و اولين بار در سال 1340 با سرمايه مولف منتشر شد. چاپ هاي دوم تا نهم اين رمان توسط انتشارات اميرکبير منتشر شد و اکنون چاپ دهم آن در 800 صفحه و شمارگان سه هزار نسخه توسط انتشارات نگاه عرضه شده است. مختصري از نوشته هاي منتقدان و آراي نويسندگان ايراني درباره «شوهر آهو خانم» هم در ابتداي کتاب آمده است. پرداخت دقيق نويسنده به ابعاد گوناگون زندگي فردي و اجتماعي و روحيات زناني از طبقه متوسط، موجب محبوبيت اين رمان نزد بانوان شده است.مجموعه داستان «محکوم به اعدام» مشتمل بر پنج داستان با نام هاي محکوم به اعدام، زنده به گور، بالابلنده، يک گردش تفريحي و فصل خوب سال است که همچون ساير آثار علي محمد افغاني در فضاي واقعي و با شخصيت هاي ملموس اجتماعي اتفاق مي افتد. اين مجموعه 215 صفحه دارد و در دو هزار نسخه به بازار آمده است.علاوه بر اين دو کتاب رمان «شلغم ميوه بهشته» همين نويسنده که قبلاً در سال 1364 توسط انتشارات نگاه منتشر شده بود، در 175 صفحه منتشر شده است.ديگر اينکه «مشتي خاک همين،» اولين مجموعه مينا احمدي که شامل 23 داستان کوتاه است هم منتشر شده که ناشرش نگاه است.«پرتره مرد ناتمام» مجموعه داستاني است از اميرحسين يزدان بد که نشر چشمه به تازگي منتشر کرده. کتاب 115 صفحه و شامل هشت داستان است. در معرفي نويسنده نوشته شده که او هفت سال اول زندگي اش را در پايگاه نظامي در بندرعباس زندگي کرده است. «پرتره مرد ناتمام» که روي جلدش را يک سنجاق قفلي خيلي بزرگ پوشانده، 2500 تومان است.«شهرهاي ناپيدا» نوشته ايتالو کالوينو ترجمه بهمن رئيسي هم تازه است. سفر به شهرهاي ناپيدا از وراي گفت وگوي خان مغول و مارکوپولو شروع مي شود. شهرهايي که هر کدام نام زني بر خود دارند و به ظاهر خيالي هستند. در شهرهاي ناپيدا از شهرهاي عيني موجود و قابل مشاهده خبري نيست. کتاب از فصل هاي کوتاهي تشکيل شده. توي مقدمه کتاب نوشته شده؛ تقريباً تمام منتقدان روي جمله آخر کتاب تاکيد کرده اند؛ «جست وجو و توانايي تشخيص اينکه چه کسي و چه چيزي، در ميان جهنم، جهنمي نيست و اينکه آن را تداوم بخشيد و براي آن جا باز کرد.» «شهرهاي ناپيدا» را انتشارات کتاب خورشيد منتشر کرده، 208 صفحه و 4200 تومان است.«فکر دموکراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران» نوشته فريدون آدميت کتابي است که بعد از سال ها تجديد چاپ شده. آدميت بهمن ماه سال 1353 نوشته؛ «اين کتاب شامل دو قسمت است؛ قسمت اول آن فصلي است از کتاب مفصلي در ايدئولوژي نهضت ملي مشروطيت... قسمت دوم اين رساله، تحقيقي است در افکار محمدامين رسول زاده متفکر حزب دموکرات ايران و نويسنده روزنامه ايران نو.» کتاب را نشر گستره منتشر کرده، 290 صفحه است و هفت هزار تومان قيمت دارد.

طلب مغفرت از سعدي

عبدالعلي دستغيب از حرف هايي که در جواني درباره سعدي زده پشيمان است و از روان سعدي مغفرت مي طلبد. اما آن دنيا حواس تان باشد که پيگيري کنيد سعدي او را بخشيده يا نه. دستغيب در مراسم ضيافت ادبا، نويسندگان و شاعران که هفته پيش در هتل لاله برگزار شد، گفت؛ «زمان جواني با سعدي مخالف بودم. يک سخنراني در شيراز کرده ام اما الان از روان سعدي مغفرت مي طلبم. سخنراني من در روزنامه هاي آن روز تهران منتشر شد و حرف هايم منجر به درگيري دو ماهه در روزنامه هاي اطلاعات و کيهان درباره شعر نو و سنتي شد. بعد از مدتي يکي از مسوولان انجمن روسيه در ايران با من ملاقات کرد و از من پرسيد آيا شما درباره سعدي اين حرف ها را زده يي؟ ما سعدي را بزرگ ترين انسان دوست دنيا مي دانيم يا حرفت را پس بگير يا چيزهايي را که گفته يي ثابت کن.» دستغيب البته توضيح نداده که چه چيز باعث شد از حرف هاي جواني خود پشيمان شود، شايد ترس از رودررويي با سعدي در آخرت.

مصلي مناسب نيست

کشمکش درباره اينکه نمايشگاه کتاب بالاخره بهتر است کجا برگزار شود، ادامه دارد. قبلاً بحث بر سر اين بود که اصلاً سال ديگر اين نمايشگاه برگزار مي شود يا نه و حالا بحث بر سر مکانش است. محمدباقر قاليباف شهردار تهران به مهر گفته؛ «با کار عمراني که در مصلاي امام خميني(ره) آغاز شده است فکر مي کنم اين مکان ديگر مناسب برگزاري نمايشگاه کتاب تهران نيست.»

او با اشاره به روند تکميل پروژه شهر آفتاب توسط شهرداري تهران و احتمال انتقال نمايشگاه به اين مکان هم گفت؛ «اين پروژه که ما در حال انجام و تکميل آن هستيم به خاطر اشکالي که در قرارداد آن به وجود آمده بود با حدود يک سال تاخير در اجرا روبه رو شد و به نظرم تا آماده سازي آن بايد فکري براي مکان برگزاري نمايشگاه کتاب تهران کرد.»

ختم کلوم؛ چهل سال بعد

مدير جايزه ادبي روزي روزگاري از کشف يک تالار در جاده قديم کهنوج به شهرکرد خبر داد. وي در حالي که به اطراف نگاه مي کرد، با صداي آهسته يي گفت با کشف اين تالار غذاخوري امکان برگزاري مراسم اختتاميه فراهم شده است. پيش از اين قرار بود مراسم اختتاميه اين مسابقه در استاديوم سن سيرو ميلان برگزار شود که با اعتراض شوراي تامين شهر ميلان مواجه شده بود. مدير بخش خدمات جايزه در مصاحبه يي گفت؛ از برگزيدگان مي خواهيم به علت بعد مسافت از هم اکنون سفر خود را به محل برگزاري جايزه آغاز کنند. وي از شرکت کنندگان خواست آب و غذا به همراه داشته باشند و در راه از خوردن قارچ سمي و تمشک کوهي جداً خودداري کنند. وي در ادامه گفت به علت مشکلات موجود، اسامي برگزيدگان نهايي هيچ وقت به رسانه ها اعلام نخواهد شد و از خود برگزيده ها هم مي خواهيم به روي خودشان نياورند. وي در ادامه از شوراي شهر زهکلوت عليا که امکان برگزاري جايزه را فراهم کردند قدرداني کرد و گفت شهر مورد نظر اگر لوله کشي آب و گاز داشت و به برق مجهز بود و راه آسفالته و يک خط تلفن داشت و کيهان بچه ها و دفتر چهل برگ در آنجا به هم مي رسيد به عنوان پايتخت فرهنگي ايران انتخاب مي شد.» اينها را حامد حبيبي در وبلاگ خود که اسمش ورطه است، نوشته. عنوان نوشته «جوايز ادبي غيردولتي چهل سال بعد در چنين روزي» است. قبلاً از او جايي که پنچرگيري ها تمام مي شوند منتشر شده بود. مراسم پاياني جايزه روزي روزگاري دوباره به تعويق افتاده. پيش از اين قرار بود مراسم پاياني اين جايزه قبل از انتخابات در فرهنگسراي نياوران برگزار شود ولي همان زمان از سوي وزارت کشور اعلام شد هفته منتهي به انتخابات مراسم فرهنگي برگزار نشود. بعد قرار شد 16 مهر برگزار شود که اين بار مکاني که براي برگزاري اختتاميه در نظر گرفته شده بود اعلام کرد امکان پذيرش مهمان ندارد و هزينه هايي از جمله چاپ پوستر و کارت دعوت بر دوش برگزارکنندگان ماند. حالا تاريخ دقيق برگزاري مراسم پاياني معلوم نيست. جايزه بيژن جلالي هم جايزه ديگري است که امسال اهدا نمي شود.

نگاهي به کتاب «تي اس اليوت؛ نقد ساختاري منظومه ها» و «انسان در شعر رابرت فراست» نوشته بهروز حاجي محمدي
ديوارهاي خوب همسايگان خوب مي سازد

مهدي فاتحي / Mehdi. zenu@gmail. com

تي اس اليوت

اليوت شاعر بزرگي است. خوانندگان تايمز در پايان سال 2000 او را به عنوان بزرگ ترين شاعر قرن برگزيدند. او از حدود سال 1330 به بعد در ايران با ترجمه و چاپ اشعارش در مجلات شناخته شد و تاثير زيادي بر شعر نو و شاعران ما در آن زمان گذاشت به طوري که در آن زمان در هر مجله يي مي توانستي بخشي از اشعار اليوت را بخواني.

کتاب «تي اس اليوت؛ نقد ساختاري منظومه ها» به کوشش بهروز حاجي محمدي که با تازگي توسط نشر ققنوس منتشر شده است يکي از معدود کتاب هايي است که به طور ساختاري و تحليلي به اشعار اليوت پرداخته است.

مولف کتاب در جاي جاي کتاب نظر منتقدان متفاوت اليوت را مطرح مي کند و نشان داده است با منابع کاملي به بررسي آثار حجيم اليوت پرداخته است و ما مي توانيم با خواندن کتاب آراي متفاوتي از منتقدان اليوت را بازخواني کنيم؛ نوع نگاهي به شعر و نقد شعر که خود اليوت هم مي پسنديد و از نقد هايي که از شخصيت و خاستگاه شاعر نتيجه هاي آنچناني مي گرفتند نفرت داشت.

در اين کتاب ما با اليوت شاعر طرف هستيم نه اليوت منتقد يا نمايشنامه نويس. يکي از خصوصيات اين کتاب که مي توان از امتيازات آن دانست معطوف بودن مولف کتاب به شعر و ساختار شعري اليوت است (که با در نظر گرفتن اينکه اليوت يکي از شاعران سخت فهم يا مشکل گوي اين دوران است وجود چنين کتابي لازم و ضروري بود). مولف سعي کرده به طور تخصصي در اين باره بحث کند و از هر دري سخن نگويد و کتاب را در اين حجم تبديل به کليات معلوم نکند هرچند ما به عنوان خواننده گاهي با خواندن اشعار نغز اليوت مي خواهيم ديدگاه و مفهوم شاعر را نيز بدانيم.

بهروز حاجي محمدي در پرداخت تحليلي اش به اشعار اليوت روش ثابتي را در پيش مي گيرد؛ براي نشان دادن آهنگ کلمات و ترکيب بندي جمله ها دائم به متن اصلي شعرها رجوع مي کند تا ساختار بندي و فرم کار هم مشخص شود. بعد از آن شعر را قطعه قطعه کرده و هر بخش را به فراخور خود تفسير و تعبير مي کند؛ کاري که گاه با برداشت هاي ويژه و نگاه خاصي صورت مي گيرد و ما با خواندن آن نه تنها با خاستگاه اسطوره يي و تمثيلي شعر آشنا مي شويم بلکه هر بند را به طور مستقل در ميان کل شعر درمي يابيم و جايگاهش را (از نظر آهنگ، وزن و روايي) پيدا مي کنيم.

«... در سطرهاي ششم و هفتم اين بند به خراباتي مي رسيم و ولگرداني را سرگرم قماربازي مي بينيم. سطر هفتم را مي توان تلميحي به انجيل دانست؛ و به صليبش کشيدند و جامه هايش را قسمت کردند. (انجيل متي، 27؛35) پايان بند دوم، نيل به مقصد، و يافتن «مکان» (مکان تولد مسيح در بيت اللحم) است...» (ص 51)

ولي گاهي به آساني از کنار متن و بندها مي گذرد و تعابير تبديل به توضيح واضحات مي شود.

«بند پاياني اين شعر چهار مصرع دارد؛

جهان را اين گونه پايان است

جهان را اين گونه پايان است

جهان را اين گونه پايان است

نه با صداي انفجار، که با ناله يي.

اين تکرار توجه مخاطب را به آخرين مصرع جلب مي کند و آن را مرکز توجه خواننده قرار مي دهد.»

در اين حالت حاجي محمدي به عنوان يک پژوهشگر سعي کرده تنها به روايت و حضور شعر اشاره کند و جاي نگاه و نظر خود را خالي بگذارد؛ کاري که تا پايان کتاب به آن وفادار مانده است و ما به جز نظراتي درباره بخش هاي مختلف يک شعر و خاستگاه و تمثيلات آن، چيزي درباره نگرش شاعر به جهان در موقع سرودن يا در مقام مقايسه برآمدن او با ديگران نمي بينيم.

درباره اشعار اليوت جدا از نظر مولف کتاب حاضر (که نظر خود را به صراحت بيان نکرده است) يا ديگر محققان، به نظر من اشعار ابتدايي او تا سال هاي ميانسالي (1925)، چه از لحاظ تصويرسازي که بيشتر شهري و قابل لمس است و چه از نظر محتوايي، مدرن تر و امروزي تر است. در واقع اليوت وقتي به دوران کهولت نزديک مي شود کم کم به وادي احساسات و مسائل مذهبي نزديک تر شده و سعي مي کند اين احساسات و انديشه هاي محافظه کارانه اش را در قالب تمثيلات و سمبل هاي مسيحي بيان کند. اما آنچه به طور کلي در تمامي اشعار او هويداست قدرت خلاقانه او در ساخت تصاوير و فضاسازي است. به طوري که بي آنکه به شکل داناي کل از اشيا يا شخصيت هاي موجود يا رخدادها در روايت شعري اش بپردازد به تاثيرات حسي ناشي از آن مي پردازد؛ در واقع شکلي از ادبيات امپرسيونيستي که در تمام اشعار اليوت جاري و پررنگ است. هر چند در اين زمينه مي توان گفت اليوت در زمينه سرايش شعر يکي از مرتجعان عصر خود بود.

چيزي که درباره کوارتت هاي اليوت مي توان گفت و در کتاب از اين منظر به آن اشاره نشده است شباهت ساختاري اين اشعار با ساختار موسيقايي کوارتت است؛ در موسيقي کلاسيک ابتدا کوارتت ها از چهار موومان تشکيل مي شدند که اولي تند، دومي کند، سومي با تم رقص و چهارمي دوباره تمي تند داشت که از زمان بتهوون به بعد ساختار کوارتت ها تغيير يافت و از چهار موومان به پنج، شش و هفت موومان رسيد. اليوت در اين اشعار به ساختار مدرن کوارتت نظر داشته و بر اساس آن ساختار اشعارش را چيدمان کرده است.

«زمان حال و زمان گذشته

هر دو شايد در زمان آينده حاضرند

و زمان آينده نهفته در زمان گذشته.

اگر همه زمان تا ابد حاضر باشد

همه زمان برگشت ناپذير است.»

اما در عين حال مولف در کتابش به طور مبسوط به چهار کوارتت اليوت پرداخته و آن را از منظر شعري واحد در بخش هاي متفاوت بررسي کرده است.

کتاب «تي اس اليوت؛ نقد ساختاري منظومه ها» شامل قطعات پراکنده يي از دوره هاي متفاوت شعر اليوت است که از پس هر کدام نقدي ساختاري نه معناگرايانه آورده شده است (چيزي که در عنوان کتاب هم به ما يادآور شده بود)؛ اشعاري که به ترتيب طبقه بندي اوليه کتاب از دوره هاي متفاوت شعر اليوت رديف نشده است و قطعات پس و پيشي از جواني تا کهولت شاعر آورده و تحليل مي شود، کاري که هرچند قابل تقدير است اما در ترکيب بندي کتاب بهتر بود قطعات انتخاب شده در هر دوره کنار هم بررسي شوند تا يا خود نويسنده يا خواننده جمع بندي از نوع سرايش شعرهاي اليوت و هم روحيات متفاوت او داشته باشد. اين کار هم به شناخت بيشتر ديدگاه شاعر و هم به بازتر شدن نوع ساختار کارهايش کمک مي کند. بر همين اساس مي توانستيم وضعيت اجتماعي و تاريخي هنرمند را هم مورد بررسي يا حداقل بازبيني قرار دهيم زيرا به گفته خود مولف کتاب هيچ اثري در خلأ زاده نمي شود و شرايط مختلف فرهنگي، تاريخي، روانشناختي و اجتماعي به طور مستقيم يا غيرمستقيم در خلق يک اثر هنري و قهراً بر نقد آن تاثيرگذار است هرچند نمي توان و نبايد يک نقد تبديل به نقدي تاريخي تذکره يي شود.

اما به هر حال غرض مولف کتاب تنها تحليل اشعار اليوت به شکل فرمي و ساختاري است و بحث کلي درباره او و شعرهايش را به مقوله يي ديگر واگذار کرده است. به همين دليل مي توان گفت مولف کتاب به خوبي از پس اين مقوله برآمده و ما در طول کتاب شاهد جراحي هستيم که اشعار را بند به بند جدا کرده و هماهنگي و عدم هماهنگي، استقلال و خصوصيت هاي ويژه هرکدام را به خواننده ا ش نشان مي دهد.

رابرت فراست

در کتاب «انسان در شعر رابرت فراست» حاجي محمدي ديدگاه ديگري به شعرهاي رابرت فراست دارد و ديگر از آن نگاه صرفاً ساختارگرايانه که به شعرهاي اليوت داشت خبري نيست. در اين کتاب تنها متن اصلي شعرهاي فراست وجود دارد و فقط وقتي نويسنده بخواهد درباره شعري حرف بزند يا نگاه معناگرايانه شاعر را بازيابد آن قطعه را به فارسي آورده و تحليل مي کند. محور تمامي تحليل هاي حاجي محمدي در اين کتاب پيدا کردن نوع نگاه شاعر به انسان و تقابل و تشابهش با موجودات و اشياي ديگر است. او که در مقدمه طويل خود در ابتداي کتاب ديدگاهش را به تفصيل شرح مي دهد در بخش هاي بعدي با مثال هاي متعدد در پي اثبات ديدگاهش در اشعار فراست است.

شعرهاي رابرت فراست در معدود شعرهايي به ورطه رمانتيک مي افتد مثل شعر «دسته گل» که در آن در تمام اتفاقات و پديده ها رابطه يي محکم و حلقه يي معنوي جست وجو مي کند ولي بيشتر او را مي توان يک شاعر زميني- انساني دانست که نگاهي مدرن به اطرافش دارد مثل شعر «مرمت ديوار» که دو همسايه که با هم کار مي کنند هر بهار ديوار ميان شان را که فرسوده شده، مي چينند و آن را بلند تر مي کنند. چيزي که در کتاب مشهود است ما هيچ نوع طبقه بندي يا نگاهي گذرا به دوره هاي متفاوت شعري فراست نداريم؛ دوره هايي که نگاه و خلق تصاوير در شعرهاي فراست تغييرات محسوسي دارد.

شعرهاي فراست برخلاف بيشتر کارهاي اليوت روايتگرند و از نشانه ها و سمبل ها خبري نيست. قدرت تصويرگري فراست نيز به آن حد نيست اما چيزي که فراست را جدا از حس شاعرانه اش، خاص و ويژه مي کند نگاه تيزبينانه او به اطرافش و انسان هاست. شايد به همين خاطر است که مولف کتاب به طور موضوعي به کارهاي فراست پرداخته است هرچند در اين کتاب نيز ما شاهد قطعه قطعه کردن اشعار و بيرون آوردن امر دروني شعر هستيم. فراست را مي توان شاعر طبيعت نيز دانست؛ شاعري که حتي در آخرين دست نوشته هايش از کشمکش انسان و طبيعت حرف مي زند و گاه انسان و گاه طبيعت را ملامت مي کند.

«در سرنگوني يک درخت

براي طبيعت شکستي نمي بينم

يا براي خودم در عقب نشيني ام

براي ضربتي ديگر.»

چاپ و انتشار چنين کتاب هايي که به طور دقيق و موشکافانه به تحقيق و بررسي نويسندگان و شعرا مي پردازد، اتفاق خوش يمني در عرصه انتشارات کتاب است؛ نوع کتاب هايي که در زمينه هاي ديگر هنر جايشان کمابيش خالي است، کتاب هايي که به تحليل و واکاوي متن نويسندگان مي پردازد نه به تحليل زندگي يا نوشتن زندگينامه آنها. آنچه در هنر و ادبيات حائز اهميت است متن نويسندگان است و تنها بايد به متن هاي ادبي شان اعتماد کرد نه مصاحبه ها و جهت گيري هايشان؛ متني که در آن نه تنها شخصيت و امر واقع وجودشان رخ مي نمايد بلکه ما تمام تلاطمات و بحران هاي يک عصر را با جوهر سياه روي يک صفحه سفيد شاهد هستيم به قول گونتر گراس؛ هنرمند متهم مي کند، بيان مي کند، عشق مي ورزد. هنر يعني نبرد ميان زغال طراحي و کاغذ سفيد و له شدنش بر سينه آن.

عناوين اين صفحه
قضيه را وارونه نکنيد
ديوارهاي خوب همسايگان خوب مي سازد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام