يكشنبه، 19 مهر 1388 - شماره 2074
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
ساخت دو فيلم در خارج، تدريس در داخل
فرمان آرا؛ به معاونت سينمايي فعلي فيلمنامه يي نمي دهم

گروه فرهنگي؛ «نوع مميزي پس از انقلاب تغيير کرد. پيش از انقلاب «چه نبايد» بود، پس از انقلاب اما به «چه بايد» تبديل شد.» بهمن فرمان آرا که صبح ديروز رو در روي خبرنگاران درباره فعاليت هاي سينمايي آينده اش در موسسه «کارنامه» حرف مي زد، اين مقدمه را گفت تا بگويد چرا دست کم تا چهار سال آتي فيلمي در ايران نخواهد ساخت. کارگردان «خاک آشنا» موارد مميزي پيش از انقلاب را برشمرد و از شيوه اعمال مميزي در دوران پس از انقلاب اسلامي ايران سخن گفت؛ «خاندان سلطنتي، قانون اساسي، نيروهاي سه گانه و دين مبين اسلام چهار موردي بود که انتقاد از آنها مجاز نبود. انقلاب که شد از «چه بايد»ها سخن به ميان آمد. مي گفتند چه چيزي بايد ساخته شود و براي اين کار با اعطاي انواع سوبسيدها کوشيدند روند فيلمسازي را به آن سو ببرند.» به گفته فرمان آرا اين شيوه موفق نشد چون «اگر فيلمسازان به «چه بايد» گردن مي نهادند، بايد با خلاقيت خداحافظي مي کردند.» فرمان آرا درباره اعمال همين شيوه در زمان کنوني حرف زد؛ «در دولت بعد از نهم موفق شدند اين نوع از مميزي را به کرسي بنشانند. انتخاب شمقدري و گروهش نشانه اين است که فيلمي توقيف شده که کارگردانش پنج سال پيش آن را به وزير اطلاعات تقديم کرده بود، آزاد مي شود و از همين الان اعلام مي شود اکران نوروزي خواهد داشت.» از همين روست که فرمان آرا در ادامه سخنانش تاکيد مي کند «تصميمي براي فيلمسازي ندارد و از اينکه فيلمنامه يي را براي دريافت مجوز به وزارت ارشاد بدهد، راضي نيست.» فرمان آرا يک جمله ديگر مي گويد تا اين بخش از حرف هايش را تمام کند؛ «هيچ فيلمنامه يي را به وزارت ارشادي که معاونت سينمايي اش شمقدري باشد، ارائه نخواهم داد.» فرمان آرا در ادامه به روند فيلمسازي و ارتباط آن با اتفاق هاي اجتماعي پرداخت؛ «سرعت اتفاقات اجتماعي بسيار سريع تر از سرعت فيلمسازي است که معمولاً پروسه يي دوساله دارد و اينچنين است که فيلمي که ساخته شده هيچ ارتباطي به روزگاري که در آن اکران مي شود، ندارد. من يک سال و نيم از آغاز انقلاب سه فيلمنامه تصويب شده داشتم، اما هيچ يک را نساختم چون هر روز اتفاق جديدي مي افتاد و معلوم نبود فيلمي که ساخته مي شود به درد اجتماعي که در آن اکران مي شود مي خورد يا نه.» کارگردان «بوي کافور، عطر ياس» درباره فيلمنامه جديدش به نام «معلم» گفت؛ «به دليل شرايط فعلي ترجيح دادم، اين سناريوي کامل شده را کنار بگذارم اما از آنجا که هرگز بيکار نمي نشينم و خود را به مردم و جوانان علاقه مند به سينما بدهکار مي دانم و معتقدم هرچه دارم از اين مملکت است، تصميم گرفتم دوره سه ماهه کارگاه فيلمسازي را برگزار کنم و تا حد امکان داشته هايم را به هنرجويان علاقه مند منتقل کنم.» نويسنده و کارگردان «خاک آشنا» مهم ترين دغدغه خود را مسائل اجتماعي و فرهنگي دانست؛ «اين دغدغه همواره در سال هاي پيش و پس از انقلاب در من وجود داشته است. فيلم «شازده احتجاب» را در اوج حکومت آن دوره ساختم و فيلم ديگرم «سايه هاي بلند باد» که در هر دو دوره توقيف شد، محصول سال 56 است. بنابراين جنس فيلمسازي ام را به خاطر تغيير نظام تغيير ندادم.» فرمان آرا بر آن است دو پروژه سينمايي اش را در خارج از کشور پي بگيرد؛ «براي ساخت فيلم «از عباس کيارستمي متنفرم» در حال رايزني با کشورهاي ايتاليا، چک و بلغارستان هستم چون اين فيلم دکور بسيار بزرگي نياز دارد که در فضاي استوديو بايد ساخته شود و سرمايه در اين مساله بسيار دخيل است. البته فيلمبرداري ما تنها 12 روز زمان مي برد و کرايه استوديويي که دکور در آن ساخته مي شود، مهم ترين مساله پروژه است.» فيلمنامه «از عباس کيارستمي متنفرم» آخرين اثري بود که فرمان آرا به وزارت ارشاد داده و رد شده است؛ «حالا ترجيح مي دهم فيلمم را در خارج از کشور بسازم و فيلمنامه آن را به معاونت سينمايي فعلي ندهم. علاوه بر اين طرح ديگري دارم که کاري کمدي است و علاقه مندم آن را با حضور عليرضا خمسه و اکبر عبدي بسازم.» او درباره پروژه ديگرش «سفر به تاريکي» همچنين گفت؛ «چهار سال پيش اين فيلمنامه نوشته شد، اما شرايط ساخت آن فراهم نشد. حالا هم شخصاً در حال رايزني با شرکت هاي آلماني هستم که اگر شرايط فراهم شود اين فيلم با حضور دو بازيگر ايراني - هديه تهراني و رضا کيانيان- در برلين و به خاطر پيشينه تاريخي اين شهر ساخته مي شود.» قصه اين فيلم از ديد فرمان آرا ساده است؛ «زني ايراني با چادر و مقنعه سراغ شوهرش در آلمان مي رود که دارد دکتراي فلسفه مي گيرد اما آنجا متوجه مي شود او را کشته اند. پايان تراژيکي هم دارد و به همين خاطر نام «سفر به تاريکي» گرفته است.» بهمن فرمان آرا که دو نمايشنامه پيشنهادي اش «مردي براي تمام فصول» و «ظلمت در نيم روز» مجوز اجرا پيدا نکرده است، درباره سرانجام فعاليت هاي تئاتري اش نيز سخن گفت؛ «پيشنهاد اجراي دومين نمايشنامه همچون يک جوک بود. سيستمي که به نمايشنامه «مردي براي تمام فصول» که درباره مردي مذهبي و به قول امروزي ها اصولگرا بود، اجازه اجرا نداد، مسلماً اجازه اجراي «ظلمت در نيمروز» را که درباره دادگاه هاي استاليني در دهه 1930 است، نمي دهد. مي خواستم توپ را به زمين آنها بيندازم.»

«نمي توانم بيکار بنشينم و چون تصميمي براي ساختن فيلم ندارم يک بار براي هميشه دوره سه ماهه فيلمسازي در همين موسسه «کارنامه» برگزار خواهم کرد.» فرمان آرا آينده حرفه يي خود در ايران را با گفتن اين جمله تشريح مي کند؛ «مي کوشم در اين دوره آموزشي تمام دانسته هايم را منتقل کنم. اين دوره از پنجم آبان شروع خواهد شد. از اقتصاد سينما تا جزييات فيلمسازي را درس خواهم داد. کارگاه با حضور 25 تا 30 هنرجو برگزار خواهد شد که به مقوله فيلمسازي آشنايي داشته باشند و فيلم کوتاه ساخته باشند. فرمان آرا براي ايجاد زيربناي فکري مشترک با هنرجويان، 10 فيلم، 10 داستان کوتاه و 10 رمان را معرفي خواهد کرد تا هنرجوها آثار را ببينند و بخوانند و زيربناي فکري مشترکي ايجاد شود. به گفته فرمان آرا اين کارگاه در قالب يک جلسه طولاني مدت در هفته از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر برگزار مي شود و طي آن تئوري کارگرداني، ايده پردازي، فيلمنامه نويسي، طراحي صحنه، کار با بازيگر، اقتصاد سينما، تبليغات سينما، ارتباط سينما با هنرهاي ديگر و مقوله کارگردان مولف که در ايران به درستي معرفي نشده، آموزش داده مي شوند.
عسگرپور مديرعامل خانه سينما؛
ممنوع الخروج شدن سينماگران در امريکا هم اثر خوبي نداشت

«از مسوولان درخواست مي کنم تا فرصت باقي است، مشکل دو هنرمندي که از سفر بازماندند را حل کنند تا بخشي از سوء تفاهم ها حل شود.» محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما که به دعوت اعضاي آکادمي اسکار در امريکا به سر مي برد با بيان اين مطلب درباره ممنوع الخروج شدن فاطمه معتمدآريا و مجتبي ميرتهماسب صحبت کرد؛ «دو تن از اعضاي هيات سينمايي اعزامي به اسکار در فرودگاه امام خميني(ره) از سفر بازماندند و پاسپورت هاي آنها را نگه داشتند که طبيعتاً بايد به مراجعي که به آنها اعلام شده مراجعه کنند تا مشکل را پيگيري کنند.» او با اعتقاد به اينکه نوع رفتاري که اتفاق افتاده، نگران کننده است، گفت؛ «مقدمات اين سفر به بيش از سه ماه پيش و حتي ابتداي امسال برمي گردد و اين اصلاً بحث جديد امروز و ديروز نيست. براي اينکه يک گروه از ايران بتوانند در اين سفر حضور داشته باشند، براي همان برنامه يي که ما مشابه آن را براي اعضاي آکادمي اسکار در تهران داشتيم- که به نمايش فيلم ها و بخشي به بازديد از استوديوها و مراکز سينمايي امريکا برمي گردد- اين سفر مقدماتش پيگيري شد.» عسگرپور در ادامه گفت وگوي تلفني اش با ايسنا گفت؛ «حدود 10 روز پيش يکي از خبرگزاري هاي داخلي بدون اينکه ما خبري داده باشيم، از سايت اسکار که نزديک به سه هفته قبل تمام اين اطلاعات را داده بود و اعلام کرده بود چه کساني در اين سفر حضور خواهند داشت، سفر هيات سينمايي به اسکار را خبري کرد و از همان خبر اين سفر به صورت عمومي اطلاع رساني شد و طبيعتاً با وجود اين خبر همه متوجه شدند چه کساني از سينماگران قرار است در اين سفر حضور داشته باشند. اما هيچ اطلاعي به ما داده نمي شود که بعضي از اين همکاران مشکل خروج از کشور را دارند.» مديرعامل خانه سينما درباره برخوردهاي نهادهاي مربوط نيز توضيح مي دهد؛ «بايد ظاهراً از دو طرف اطلاع داده شود که اين مشکل وجود دارد يا از سوي خود هنرمندان که ممکن است بدانند مشکل خروج دارند که اين دوستان نيز نمي دانستند. يا از مجموعه نهادهايي که موجب ممنوع الخروج شدن فرد مي شوند که ما هيچ نکته يي را از سوي آن نهادها دريافت نکرديم.» عسگرپور گفت؛ «به هرحال با توجه به اينکه اين موضوع از 10 روز قبل به صورت کاملاً صريح در جامعه مطرح شد- حداقل از طريق خبرها- اما همه چيز طبق معمول تبديل مي شود به اينکه ما بايد در حوزه فرهنگ و هنر و به خصوص سينما يک هزينه گزافي بپردازيم و نمي دانم چه اصراري وجود دارد که دائم يک چيز نامطلوب از خودمان باقي بگذاريم. اگر به ما اطلاع داده مي شد که در بين اسامي که اعلام شده است، دو تن از هنرمندان مشکلي برايشان وجود دارد به هر حال ما براي حل اين مشکل تلاش مي کرديم يا همکاران مان را مجاب مي کرديم تا فرودگاه نيايند و شرايطي فراهم نشود که جلوي مردم، پاسپورت دو تا از همکاران ما را بگيرند.» عسگرپور با بيان اينکه فاطمه معتمدآريا از چهره هاي شناخته شده در ميان مردم است، ادامه داد؛ «در فرودگاه مردمي که اين اتفاق را مي بينند، اين موضوعات را به عنوان مشکلات غيرسياسي نمي گذارند. به هرحال ممکن است بنده هنرمند به دليل نپرداختن ماليات، ممنوع الخروج شده باشم ولي من چون يک سينماگر هستم و مرا مي شناسند، مردم ممکن است به حساب ديگري بگذارند. چون هيچ توضيحي نه قبل و نه بعد اين ماجرا داده نمي شود، به نظرم اين موضوع براي مجموعه مديريت فرهنگي و مديريت کشورمان خوب نيست.» مديرعامل خانه سينما در بخش ديگري از اين مصاحبه از مسوولان کشور، رئيس جمهور، وزير ارشاد و معاونت سينمايي درخواست کرد تا هنوز فرصت براي حضور اين دو هنرمند در اين سفر باقي است، اين مشکل را به گونه يي حل بکنند؛ «به هرحال فيلم آقاي ميرتهماسب هنوز اکران نشده و نمايش فيلم «گيلانه» يکي دو روز بعدتر است، اگر مشکل اين افراد حل بشود و بتوانند اينجا حضور پيدا کنند به نظرم بخشي از سوء تفاهم ها حل مي شود.» عسگرپور درباره بازتاب اين اتفاق در اين سفر گفت؛ «اينجا هم اثرات خوبي نداشته است. البته ما تحت يک جمله که مشکلي وجود داشته و اميدواريم اين همکاران به ما بپيوندند، فعلاً اينجا موضوع را به تعويق انداختيم و سعي کرديم ماجرا به يک فضاي سياسي تبديل نشود که حال خيلي از ما مجبور شويم توضيحاتي بدهيم، بابت موضوعي که از آن اطلاع دقيقي نداريم.» او در پايان گفت؛ «اگر قرار است، اين روال ادامه داشته باشد به نظرم براي هر سفرمان چند روز قبل بايد برويم استعلام بکنيم، همان کاري که سال هاي بسيار دور انجام مي داديم. در حالي که الان ما پيشرفت کرديم و سيستم هاي مکانيزه وجود دارد.» روز گذشته همزمان با گفت وگوي عسگرپور نخستين گزارش حضور هيات اعزامي سينماي ايران به اسکار منتشر شد. ديدار با رئيس آکادمي فيلم امريکا، شرکت در ضيافت شام و نمايش فيلم به همين سادگي به کارگرداني رضا ميرکريمي برنامه هاي هيات اعزامي سينماي ايران به امريکا در اولين روز ديدار از امريکا بود.

در ادامه جلسه سيد گانيس از سينماگران ايراني پرسيد هدف تان از قبول دعوت ما براي حضور در اينجا چه بوده است؟ که محمدمهدي عسگرپور ضمن اظهار تاسف از ناقص شدن تيم شرکت کننده در اين برنامه در پاسخ گفت؛ «هدف ما ارتباط و همکاري براي کارهاي مشترک و بخشي از آن هم براي کسب تجارب کاملاً شخصي است.»
پيدا و پنهان
? التهاب در مدارس منطقه 7 تهران؛ برخي اقدامات مديريت آموزش و پرورش منطقه 7 تهران با اعتراض مديران و کارمندان و خانواده هاي دانش آموزان اين منطقه مواجه شده است. جمعي از معلمان و نيروهاي شاغل در اين اداره با امضا و ارسال طوماري به سايت جهان به جو نامطلوب و امنيتي حاکم بر آموزش و پرورش منطقه 7 تهران اعتراض کردند. در اين نامه عنوان شده مديريت منطقه با برگزاري نمايشي مجالس و مباحث مذهبي و اسلامي تلاش مي کند ناکارآمدي و سوء مديريت خود را نزد مديران عالي خود مخفي سازد. در اين نامه تصريح شده است؛ به دليل جو امنيتي و نبود فضاي نقد شفاف در آموزش و پرورش منطقه 7 تهران، عده يي فرصت طلب به توزيع شبنامه مبادرت کرده اند که طي آن اتهامات متعدد اخلاقي و مالي بيان شده و اين موضوع باعث نگراني خانواده هاي دانش آموزان شده است.

? ملاقات محموديان با مادرش؛ «مهدي محموديان» عضو جبهه مشارکت و انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ملاقات با مادرش گفت به اتهام گفت وگو با رسانه هاي مختلف در مورد اعلام نام و شمار درگذشتگان حوادث اخير بازداشت شده است. به گزارش نوروز وي گفته مدتي است بازجويي نمي شود و در بلاتکليفي به سر مي برد.

? درخواست تعيين تکليف يک زنداني؛ «ايوب قنبرپوريان» از بازداشت شدگان حوادث اخير در تماس با روزنامه «اعتماد» خبر داد از زمان دستگيري اش - 23 خرداد - هنوز دادگاهي براي وي تشکيل نشده. وي در تماس اش از اوين با بيان اينکه اتهامش اقدام عليه امنيت ملي به دليل حضور در راهپيمايي است، گفت امکان استفاده از وکيل هم براي وي فراهم نشده است.

? درخواست آزادي ملکي؛ شنيديم جمعي از فعالان سياسي و فرهنگي و اجتماعي خواستار آزادي محمد ملکي و انتقال وي به بيمارستان با توجه به شرايط جسماني او شدند.

? شکاکان به نيروي انتظامي از اسلام خارج اند؛ معاون پرورشي و تربيت بدني آموزش و پرورش شهر تهران کارکنان نيروي انتظامي را سربازان راستين امام زمان(عج) دانست و گفت؛ «اگر کسي به اين موضوع شک کند از اسلام خارج است.» به گزارش فردا، محمد بنيادي در مراسم نواختن زنگ انضباط اجتماعي در مدارس با بيان اينکه خدا پليس هستي است، گفت؛ «هيچ موجودي دستور تمرد از اين الهه ناز را ندارد و کوچک ترين تمرد از او موجب جايگزيني فرد ديگري از عالم هستي مي شود.»

? شرط خواننده مشهور؛ در حالي که بر اساس برنامه ريزي قبلي قرار بود در مراسم اختتاميه جشنواره رسانه هاي ديجيتال که فردا برگزار مي شود يک خواننده مشهور موسيقي پاپ ايران به اجراي برنامه بپردازد، اين برنامه لغو شد. به گزارش سلام، «م الف» خواننده مشهور موسيقي پاپ پس از آنکه مطلع شده قرار است احتمالاً يکي از شخصيت ها در اين مراسم حضور پيدا کند، به برگزارکنندگان اعلام کرده است حتي اگر اين شخصيت در ميانه مراسم اجراي موسيقي هم به سالن وارد شود، او اجراي برنامه را متوقف و سالن را ترک خواهد کرد.

? احضار 68 دانشجوي گيلان؛ در خبرها آمده است 68 دانشجوي دانشگاه گيلان به کميته انضباطي احضار شده اند و براي عده قابل توجهي از آنان احکامي همچون تعليق از تحصيل و تعيين جريمه هاي دو يا سه ميليون توماني صادر شده است. همچنين به گزارش خبرنامه اميرکبير، تعدادي از دانشجويان توسط افرادي خارج از کميته انضباطي مورد بازجويي مکتوب قرار گرفته اند.

? دستگيري سه ايراني در مالزي؛ روزنامه استار گزارش داد پليس فرودگاه مالزي سه ايراني را که 262 کپسول مواد توهم زا در شکم خود جاسازي کرده بودند، دستگير کرد.

? تماس شاپور کاظمي با مادرش؛ در خبرها آمده است شاپور کاظمي برادر زهرا رهنورد در تماس کوتاهي با مادرش خبر داده در يک آپارتمان در تهران زنداني است. او همچنين گفته يک بار با پسرش شاهين که 22 روز قبل بازداشت شده ملاقات کرده است.

? جلسه دفاعيه در خارج از دانشگاه؛ گفته مي شود جلسه دفاعيه پايان نامه يکي از دانشجويان غلامعلي حدادعادل در ساختماني خارج از دانشگاه برگزار شد. اميرکبير نوشت بعد از اعتراض دانشجويان به حضور حدادعادل در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران، وي جلسه دفاع دانشجويش را به يکي از ساختمان هاي اين دانشگاه در خيابان وصال شيرازي منتقل کرد.
درخواست
ابراهيم رها

اساساً درخواست کردن در ايران معمولاً دو نتيجه دارد؛ يا کسي جواب نمي دهد يا کار بدتر مي شود، تحقيقات نشان مي دهد اين روند از دوران سنوزوئيک به همين شکل بوده و فقط گاهي دچار فراز و فرود شده که شکر خدا در دولت بعد از نهم در فراز است. ول کن اين فراز هم نيست، يعني ديگر تصور بفرماييد که «فراز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز ميدن» مثلاً اخيراً پس از درخواست هاي مکرر تمام ابناي بشر براي آزادي زندانيان سياسي، دوستان به دو شيوه عمل کردند. شيوه نخست را مي توان در يک کلمه خلاصه کرد؛ اهکي، و در شيوه دوم پيرو اين درخواست، فرزندان اين افراد را هم بازداشت کردند، من اوايل احساس مي کردم شايد درخواست کنندگان درخواست کردن بلد نيستند، به هر حال انجام دادن هر کاري بلديت مي خواهد مخصوصاً اگر پاي درخواست در ميان باشد، بعد ديدم چيزي که اينها مي گويند در مايه هاي ول کن و شل کن است و چيزي که آنها مي کنند در مايه هاي... (فضولي اين «مايه ها» به مايه هاي ما نيامده،) در همين راستا پس از چندين بار درخواست آزادي شاپور کاظمي برادر زهرا رهنورد پسرش را بازداشت کردند، تعجب نکنيد. شما شنيده ايد منفي در منفي مي شود مثبت؟ خب، دوستان دقيقاً از همين قاعده پيروي مي کنند، يعني نيت شان مثبت است، البته نتيجه مهم نيست، نيت مهم است. تحليل ساير درخواست ها در دوران دولت بعد از نهم به اين نتايج مي رسد؛

- درخواست؛ آزادي احزاب.

- نتيجه؛ لغت حزب هم رده يک جور فحش ناموسي اعلام شد.

- درخواست؛ بازگشايي مطبوعات توقيف شده.

- نتيجه؛ حرف مفت نزن بابا.

- درخواست؛ آزادي در حيطه فيلم و سينما.

- نتيجه؛ جواد شمقدري،

- درخواست؛ يک ليوان آب ميدين؟

- نتيجه؛ ليوان رو بکنم تو چشت؟،

www.Ebrahimraha.com
عناوين اين صفحه
فرمان آرا؛ به معاونت سينمايي فعلي فيلمنامه يي نمي دهم
ممنوع الخروج شدن سينماگران در امريکا هم اثر خوبي نداشت
پيدا و پنهان
درخواست
نامزدهاي اسکار بهترين فيلم کوتاه اعلام شدند
دردسر ترديد
رقابت «آرام باش و تا هفت بشمار» در جشنواره فيلم ورشو

نامزدهاي اسکار بهترين فيلم کوتاه اعلام شدند
آکادمي هنر و علوم نمايشي امريکا اسامي هشت نامزد اوليه جايزه اسکار بهترين فيلم کوتاه مستند را اعلام کرد. ورايتي اعلام کرد هيات انتخاب فيلم هاي مستند کوتاه اين هشت فيلم را از ميان 37 عنوان فيلم مستند کوتاه معرفي شده به آکادمي برگزيده است. بين سه تا پنج فيلم از اين تعداد روز دوم فوريه به عنوان نامزد هاي نهايي اين رشته معرفي مي شود. اين هشت فيلم عبارتند از «بلاياي غيرطبيعي چين، اشک هاي استان سيچوان»، «آخرين ستاد انتخاباتي فرماندار بوث گاردنر»، «آخرين کاميون، بسته شدن خط توليد جنرال موتورز»، «ستوان واتادا»، «موسيقي کيفيت»، «خرگوش در برلين»، «هرچه دلت مي خواهد به آنها بگو، تصويري از موريس سنداک» و «زن عاصي». به گزارش مهر هشتاد و دومين دوره اهداي جوايز اسکار هفتم ماه مارس در سالن کداک تيه تر لس آنجلس برگزار مي شود.


بار ديگر سوء تفاهم در مفهوم «سينماي فرهنگي»
دردسر ترديد
امير پوريا

amirpouria@gmail.com


ادعاهايي که از سوي واروژ کريم مسيحي در گفت وگوها و جلسات مختلف مطرح شده، مانند مباحثي که در طول اکران جشنواره يي و بعد نمايش عمومي فيلم سوء تفاهم برانگيز «آتش سبز» شنيده و خوانده مي شد، يادآور همان برداشت از تعبير «سينماي جدي» است که سال هاي سال است هم سينما و هم ادبيات انتقادي سينما را در اطراف ما گرفتار خود و اغلاط مصطلح جاري در خود کرده و با اين جلوه هاي هر بار تازه نه خودش دست بردار است و نه نگرش هاي مدعيانه مي گذارند اين سينما از شر اين تعابير دم دست رهايي يابد. ماجرا اين است که اصرار واروژ و بسياري ديگر بر اينکه فيلم شان «فرهنگي» و مناسب فرهيختگان است و به همين دليل در اکران عمومي موفقيت هاي چشمگير اقتصادي به دست نمي آورد (هرچند فروش فيلم «ترديد» تا همين جا بالاتر از قابليت ها و جذابيت هاي بالقوه آن بوده)، اصراري توام با کجروي و انحراف از مسير اصلي بحث است. در رويارويي با «ترديد» و فيلم هاي پيچيده نمايي از اين دست نمي توان و نبايد بحث جديت و دوري فيلم از سليقه هاي سخيف عامه را به محور موضوعي بدل کرد. آنچه در درجه بالاتري از اهميت قرار دارد، سوء تفاهمي است که در تلقي اين نوع فيلم ها از «جديت» و پيچيدگي و چندلايگي در روايت و داستانگويي وجود دارد. اينکه فيلم با افزودن بي قاعده و بي نظم انبوه شخصيت هاي فرعي و روابطي که هيچ سنخيتي با روح «هملت» شکسپير ندارد، مي خواهد تصور باطلي از پيچيدگي روايت امروزي اين اثر کلاسيک هنوز درس گرفتني پديد بياورد، اينکه يگانگي موقعيت دراماتيک هملت در متن شکسپير و شرايط شخصيت اصلي (بهرام رادان) در فيلم واروژ به قدري رو و روشن است که هيچ گاه توهم و رازگونگي قابل ملاحظه يي براي تماشاگر دربر ندارد، اينکه انبوه بحث و صحبت هاي سه جوان اصلي (رادان، حامد کميلي و ترانه عليدوستي) بيشتر شبيه ذهنيات خام اوليه فيلم هاي پايان نامه يي دانشجويي نسبت به اهميت طرح مباحث مهم درباره هنر در دل ديالوگ هاي فيلم است، همه از همان نشانه هايي هستند که «ترديد» و برجسته قلمداد کردن آن به عنوان فيلمي شاخص و مهم و نماينده سينماي جدي و اثرگذار را به اندازه «آتش سبز» خطرناک جلوه مي دهد.

با تاکيد بر همين نوع فيلم هاست که مي توانيم تماشاگر و حتي تماشاگر فيلم فهم و علاقه مند- و نه لزوماً نادان و کم دان و عامي- را از هرچه تعبير سينماي فرهنگي است، بيزار يا دست کم دلزده کنيم. اين نوع فيلم ها با مغلق نمايي بيهوده و بي کاربردي که در لحظه لحظه شان جاري است، بر سر سينماي فرهنگي اثرگذار درگيرکننده جدي و دوست داشتني همان بلايي را مي آورند که شبه کمدي هاي سخيف و غيراصيلي چون «دو خواهر» و «زندگي شيرين» (خدا مرا ببخشد که نام مشابه شاهکار فليني فقيد را به عنوان مثال ابتذال ذکر مي کنم،) مي آورند. يعني فاصله يي نجومي و شديد ميان بيننده پيگير لذات فهيمانه و با اصالت و بيننده دچار افراط هاي اسنوبيستي ايجاد مي کنند. بله، با اسنوبيسم مي توان متفاوت نمايي کرد و بي آنکه «ترديد» لذتي زيبايي شناختي و ماندگار در آدمي پديد آورده باشد، وانمود به خوش آمدن از آن کرد. اما نمي توان مضحکه يي را در پايان فيلم از طريق کشته شدن نيم دوجين آدم به دست برادر عقب مانده افلياي قصه (جايگزين لايرتيس که به طور نهفته بيشترين درک و آگاهي را در قبال هملت داشت و به افتخار کشتن و کشته شدن در برابر او نائل مي آمد) به تماشاگر فهيم علاقه مند به تجربه هاي بديع و جدي در اين سينما حقنه کرد تا فيلم را فرهنگي بپندارد، به اين ترتيب به نظر مي رسد تحقير فيلم هاي ديگر و سينماي باب طبع عوام از سوي کارگردان اين فيلم، بيشتر نوعي فرافکني براي نهان داشتن ضعف هاي مبنايي بي شمار «ترديد» و فيلمنامه و رويکرد روايت آن باشد. بله، شايد بتوان در حيطه داعيه هاي شفاهي هر نوع نچسبي و نادلپذيري را به اينکه فيلم فرهنگي ساخته ايم و تماشاگر علاقه مند به اخراجي ها نمي تواند از آن لذت ببرد، ربط داد. ولي نمي توان اين بيان مطول و موسيقي 20 سال عقب از جلوه هاي ظريف تر موسيقي فيلم در اين دوران و اين بازي مستعمل ميان جهان نمايش و جهان واقعي (که زماني در «پرده آخر» اثربخش بود) را در جايگاه نماينده سينماي جدي و متين و هم اثرگذار و هم جذاب مثلاً به جاي «درباره الي...» قرار داد. اين کار فقط مي تواند بيننده فيلم هايي از جنس اخراجي ها را به واکنشي در ابعاد «شما را به خير و ما را به سلامت» در برابر تعبير مبهم «سينماي فرهنگي» وادارد و به زيان فرهنگ و تفکر و سينماي درست و موثر تمام شود.


رقابت «آرام باش و تا هفت بشمار» در جشنواره فيلم ورشو
فيلم سينمايي «آرام باش و تا هفت بشمار» ساخته رامتين لوافي پور در بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم بيست و پنجمين جشنواره فيلم ورشو به نمايش درمي آيد. پايگاه اطلاع رساني سينماي اروپا اعلام کرد 150 فيلم بلند و بيش از 100 فيلم کوتاه از 57 کشور از جمله ايران از 9 تا 18 اکتبر در بيست و پنجمين دوره جشنواره فيلم ورشو به نمايش درمي آيد. اين جشنواره 25سالگي خود را با پيوستن به باشگاه 12 جشنواره درجه يک دنيا از جمله برلين، کن، ونيز، لوکارنو، شانگهاي و توکيو جشن مي گيرد. «آرام باش و تا هفت بشمار» لوافي پور که پيشتر در چند رويداد مهم بين المللي به نمايش درآمده و موفقيت هايي هم داشته است در بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم جشنواره ورشو در کنار 18 فيلم ديگر رقابت مي کند. «آرام باش» روزهاي 14 و 15 اکتبر دو نمايش در سالن شماره هشت مجتمع سينمايي زلوتي تاراساي خواهد داشت. به گزارش مهر فيلم برگزيده بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم يک جايزه بزرگ نقدي به ارزش 20 هزار زلوتي لهستان معادل هفت هزار دلار مي گيرد. مسابقه بين الملل، مسابقه روح آزاد، مسابقه مستند، مسابقه کوتاه، کشف، فيلم برگزيده تماشاگران و جايزه فيپرشي از ديگر بخش هاي جشنواره فيلم ورشو در لهستان است. جشنواره در مجموع پنج بخش رقابتي و سه بخش غيررقابتي دارد. «بازي هاي شرقي» از بلغارستان و سوئد، «ساحل ديگر» از گرجستان و قزاقستان، «لي تونگ» از چين، «معجزه وار» از کلمبيا، «چشم توفان» از برزيل، «منطقه افراد گمشده» از بلژيک، «برعکس» از لهستان، «جستجو» از چين و «نور سفيد» از امريکا و کانادا از جمله فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه اول و دوم جشنواره ورشو هستند. در بخش مسابقه بين الملل بيست وپنجمين جشنواره فيلم ورشو 17 فيلم حضور دارند که بيشتر آنها از سينماي اروپا هستند. اين دوره روز جمعه با نمايش دو فيلم انيميشن آغاز به کار کرد؛ «متروپيا» نخستين تجربه کارگرداني طارق صالح فيلمساز سوئدي و «اشترهازي» ساخته ايزا پلوچينسکا فيلمساز لهستاني.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام