رضا نادم

با سلام و تشکر از مطلب روز چهارشنبه همين ستون که در مورد فيلم هاي برگزيده تاريخ سينماي ايران و جهان نوشته بوديد و خيلي هم چاپ شد و ما همه ديديم. خواستم عرض کنم چند روز پيش در روزنامه خواندم کشور آذربايجان موفق شده موسيقي «عاشيق لار» را در سازمان يونسکو به نام خود ثبت کند. با توجه به اينکه اساساً موسيقي آذري ريشه در موسيقي ايراني داشته و اصالتاً متعلق به آذري هاي ايران بوده است، فکر مي کنم لازم باشد مسوولان محترم سازمان ميراث فرهنگي مسائلي از اين دست را با حساسيت بيشتري پيگيري کنند تا حقي از مردم خوب مان ضايع نشود. ممنون مي شوم اگر در اين مورد چند راهکار ارائه بفرماييد. با تشکر. گاليا زنگانه از بندر انزلي
---
با عرض سلام خدمت اين خواهر گرامي. بله، بايد عرض کنم که متاسفانه با رفتن آقاي مشايي از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هرچه فعاليت خلاقانه و ترکاننده و جذابانه بود از اين سازمان رخت بست. و ديديد که کشورهاي فرصت طلب همسايه با سوء استفاده از درگير شدن ايشان در دفتر رياست جمهوري، يکي يکي ميراث هاي فرهنگي و تمدني مان را به نام خود مصادره مي کنند و اين بار رد پاي استکبار جهاني از ته کفش سازماني موسوم به يونسکو مشخص شد که در حال تحريک کشورهاي اطراف براي دست درازي به مشاهير و آيين هاي سنتي کشور ايران است. لذا بر مسوولان محترم لازم است حواس شان را جمع کرده و هرچه سريع تر نسبت به ثبت نمادها و آثار ويژه ايراني در مجامع جهاني اقدام کنند. البته هنوز هم دير نشده و فرصت براي معرفي مفاهيم و کلماتي که در فرهنگ ايراني معاني ويژه يي دارند باقي است. در همين جا بنا به درخواست اين خواننده محترم برخي از موارد به همراه توضيحات آنها براي ارائه و ثبت پيشنهاد مي شود.
1- نمودار؛ يک نوع ابزار خلاقانه توضيح عملکرد- چيزي که هميشه آخرش خيلي از اولش بهتر باشد- عرضه نما- تصويري که مي تواند نشان بدهد ما از نظر منطقي چقدر خوبيم- از فعل «نمودن» مشتق شده است- راهي براي فرو کردن کارهاي انجام شده در چشم ديگران- انواع؛ ميله يي، استوانه يي و مخروطي.
2- خصوصي سازي؛ اين جيب اون جيب- تغيير حالت يک اداره از دولتي به شبه دولتي- وقتي مديران دولتي بازنشسته مي شوند اين بلا را بر سر واحدشان مي آورند تا بعداً هم بتوانند مدير همان جا باقي بمانند- فعاليتي که طي آن يک اداره يا سازمان به يکي از بستگان سببي يا نسبي خود يا رفقا منتقل شود- چهارديواري اختياري کردن کارخانه ها - خصوصي سازي کارخانجات؛ خريداري يک کارخانه زير قيمت و بعد اخراج کارکنان و فروش دستگاه ها و زمين و ساختمان آن- خصوصي سازي در قالب طرح سهام عدالت؛ تقسيم سازمان هاي ضررده ميان مردمي که به ضرر کردن عادت کرده اند.
3- مشايي؛ ابرمرد، همه فن حريف، همه کاره، کاردرست، بچه باحال، کسي که بتواند همه جور کاري بکند- کسي که نصف کشور با او مخالف باشند اما هر روز سمت جديد بگيرد- يک گونه نظريه پرداز در فلسفه عرفان سياسي- کاشف پرواز کوروش در آسمان ايران- اولين مسوول ايراني که در يک مجلس رقص ترکيه شرکت کرد و بعدش سعيد ابوطالب خودش را کشت اما هيچ اتفاقي نيفتاد.
4- مدرک دکترا؛ يکي از مراحل ارتکاب تحصيلات عاليه- کاغذپاره يي که نشان دهد يک نفر دکتر است- ديپلم سابق- کاغذي که به انگليسي تايپ کنند و غلط املايي داشته باشد- يک نوع وسيله مورد نياز براي سمت گرفتن- جهت حال گيري از فرد آن را استعلام مي کنند و معمولاً هم تکذيب مي شود.
5- پخش زنده؛ له کردن و پخش کردن آدم هاي زنده با راه رفتن روي اعصاب شان- پخش تصاويري که تاخير کمتري دارند- نوعي جوک قديمي- پخش تصاوير سال قبل با زيرنويس تاريخ امسال- يک نوع برنامه تلويزيوني که در طول آن شصت نفر در واحد حراست صدا و سيما چهارچشمي به مانيتور خيره مي شوند تا خداي ناکرده قلب مردم اذيت نشود.
6- ميزگرد؛ ميزي که نجار آن بلد نبوده برايش گوشه بسازد- ميز استحاله شده - جلسه يي که در آن چند نفر با قيافه هاي مختلف حرف همديگر را تکرار کنند- دوره خوري سياسي- برنامه يي که در آن افراد مختلف از روي يک نوشته بخوانند و براي هم هندوانه قاچ کنند، قربان صدقه رسانه يي، تلاش براي فرو کردن منطقي يک چيز بي منطق با زور.