چهارشنبه، 15 مهر 1388 - شماره 2071
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
رونمايي اثر مشترک احمدرضا احمدي و کامکارها
هوشنگ کامکار؛ هيچ موجود زنده يي نمي تواند بي تفاوت باشد چه برسد به هنرمند


گروه فرهنگي؛ «هيچ موجود زنده يي در برابر شرايط اجتماعي پيرامون خود بي تفاوت نيست و نمي ماند چه برسد به هنرمند که تاثيراتي را که گرفته در آثارش منعکس مي کند.» هوشنگ کامکار آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها ديروز در نشست رونمايي «دور تا نزديک» جديدترين اثر کامکارها اين را گفت. صبح ديروز خانه موسيقي ميزبان دو شخصيت ويژه از شعر و موسيقي ايران بود. هوشنگ کامکار در کنار احمدرضا احمدي نشسته بود تا به اتفاق درباره آلبوم جديد که همکاري مشترک اين دو است سخن بگويند. آلبومي که «از فکر و آهنگش تا انتخاب شعر از تيرماه امسال شروع شد و در مجموع سه ماه طول کشيد تا منتشر شود.» هوشنگ کامکار درباره نحوه شکل گيري اين اثر مي گويد؛ «با هنري که دنباله رو سياست باشد به طور کلي مخالفم. هيچ اثري نبايد شعارگونه باشد. اما هر انساني تحت تاثير شرايط اجتماعي قرار مي گيرد. برداشت از هر اثري هم مربوط به مخاطب است.» او که بالاي سرش عکس هايي از بزرگان موسيقي مثل ميرزا عبدالله و کلنل وزيري و... است، از محتواي کار مي گويد. آلبومي که «متفاوت» است. کامکار براي توليد اين اثر سراغ شعر خاقاني رفته است. او خواسته «سير تحول و دگرگوني شعر ايران را در موسيقي» پياده کند. ««ايوان مدائن» را از خاقاني انتخاب کردم. بيشتر به خاطر محتواي شعرش که مقابل مال اندوزي است و عبرت گيري از گذشته.» قطعه اول به گفته هوشنگ کامکار در عين سادگي، پيچيدگي هم دارد. «شعرهاي خاقاني پر از صنايع ادبي است. پيچيده است. اين قطعه هم روي شعر او ساخته شده پس طبيعي است که پيچيدگي هايي هم داشته باشد. موسيقي اين قطعه بيان کننده محتواي شعر است.»

نام قطعه بعدي آلبوم «دور تا نزديک» و «عهد شباب» است. شعري از حافظ دارد. هوشنگ کامکار توضيح مي دهد؛ «تفالي زدم به حافظ. تيرماه بود. «اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولي...» آمد. وزن شعري اش مناسب کار بود، محتوايش هم.» از ديد کامکار، حافظ عرفان و فلسفه و انسانيت را به هم مي آميزد. اين بيت هم که در تفال آمده محتوايي نزديک به شعر خاقاني دارد. «وزن موسيقايي اين دو قطعه هم شبيه به هم است.» شعر «مهتاب» نيما را هوشنگ کامکار براي قطعه سوم آلبوم جديد برگزيده است. «اين شعر نيما با شعرهاي قطعه هاي قبلي همسو بود. نيما را به اين دليل انتخاب کردم که او همگام با تحولات عصر خود حرکت مي کرد و شعر مي گفت.» به اعتقاد سرپرست گروه کامکارها «طبيعت و زبان ساده در شعر نيما به وضوح ديده مي شود و به همين دليل براي هدف او بهترين گزينه بود.»

قطعه چهارم «در کمين اندوه» است. کامکارها کنار هم روي شعري از احمدرضا احمدي نواخته اند. هوشنگ کامکار مي گويد؛ «بعد از نيما يگانه شاعري که ميان شاعران نوپرداز مي توانستم سراغ گيرم احمدرضا احمدي بود که در مجموعه «در گلستانه» با هم کار کرده بوديم.» کامکار شعر «در کمين اندوه» را از او انتخاب کرده که «به لحاظ شعر و زبان همان هدف قطعات قبل را دنبال مي کرد و موسيقي نيز در اين اثر کاملاً هماهنگ با شعر بود.» انتخاب سازها و شيوه چيدمان ارکستراسيون در هر چهار قطعه متفاوت از هم است. «هرچه از خاقاني به جلو مي آييم بافت و ارکستراسيون نيز مدرن تر مي شود، زيرا کار شاعران نو زنده تر و جديدتر است. در «دور تا نزديک» اين تفاوت ها به وضوح ديده مي شود.» او ادامه مي دهد؛ «از جمله ويژگي هاي مهم اين اثر کارکردن با شاعري است که خودش زنده بود و مي توانست به چگونگي اجراي اين اثر نظارت کند و کار را تغيير دهد.»

احمدرضا احمدي شاعر معاصر هم با شوخ طبعي هاي هميشگي اش به اين نشست آمده بود. از شروع آشنايي اش با هوشنگ کامکار مي گويد تا به امروز برسد؛ «سال ها پيش به واسطه بهروز غريب پور با هوشنگ کامکار آشنا شدم و در آلبوم «در گلستانه» با او همکاري کردم. او نخستين کسي بود که مرا به حوزه دکلمه خواني وارد کرد و بعد از آن نيز در انتشار چندين کتاب با هم همکاري کرديم و همچنان اين مسير را ادامه مي دهيم.» احمدي خود را خوشبخت مي داند که بر شعرهايش در زمان حياتش آهنگ ساخته مي شود؛ «قطعاً يکي از خوشبخت ترين آدم هايي هستم که در زمان حياتم اشعارم آهنگسازي شده است و خودم دکلمه کرده ام. هنرمند زماني هنرمند است که بتواند در هر شرايطي و هر زماني کار کند و از هنر خود نان بخورد.» او از «دور و نزديک» چنين ياد مي کند؛ «خيلي ها بر شعر نيما آهنگسازي کردند، اما موفق نبودند. ولي در اين اثر سادگي شعر نيما با قدرت بسيار ديده مي شود و نوع سازها و پرداخت آنها از شعر «خاقاني» تا شعر من که اثري به روز است، کاملاً فرق مي کند و اين نکته ناشي از شناخت «کامکار» از دنياي شعر و ادبيات است.» تمامي شعرهايي که در اين اثر انتخاب شده، به گفته احمدي عنصري از درد در خود نهفته دارد؛ «وقتي شاعر درد نداشته باشد، کارش بي مزه مي شود و به همين دليل هم اين اشعار ماندگار هستند.»

کامکار حرف هاي خود را چنين خاتمه داد؛ «کارکردن در اين شرايط در حوزه موسيقي نياز به کمي عشق و ديوانگي دارد وگرنه با هيچ هدف ديگري نمي توان چنين اثري ارائه داد.با وجود اينکه در وزارت ارشاد براي ما احترام قائلند و ظاهراً بايد کارمان را زودتر راه بيندازند، اما چنين نبود و نشد.»
تمديد تلويحي مديريت رسانه ملي
ضرغامي برنامه هاي پنج سال آينده صدا و سيما را تدوين کرد


گروه سياسي؛ «سيدعزت الله ضرغامي» پس از مدت ها سکوت رسانه يي، ديروز در جمع اهالي مطبوعات حاضر شد تا از تدوين راهبردهاي پنج سال آينده سازمان صدا و سيماي تحت مديريت خود خبر دهد و غيرمستقيم تمديد حکم مديريت اش را اعلام کند. ضرغامي در حالي در حاشيه سومين اتحاديه راديو و تلويزيون هاي اسلامي تن به مصاحبه مطبوعاتي داد که چند ماهي است مدت حکم وي در کسوت رئيس سازمان صدا و سيما به پايان رسيده و حتي گزينه هاي مختلفي براي جايگزيني او معرفي شده اند. زماني از غلامعلي حدادعادل به عنوان رئيس جديد نام برده شد و با تکذيب حداد، پاي رحماني فضلي به ميان آمد. به ويژه گمانه زني درباره مديريت راديو و تلويزيون در بحبوحه حوادث انتخابات رياست جمهوري دهم و نحوه عملکرد صدا و سيما در پوشش وقايع که منتقدان آن را «يکطرفه و جهت دار» ارزيابي کردند، به اوج خود رسيد. اما ضرغامي ديروز داوطلبانه به پرسش هاي خبرنگاران پاسخ داد تا به همه شايعات پايان دهد و غيرمستقيم تمديد مديريت اش را براي يک دوره پنج ساله ديگر اعلام کند. او حتي اخبار منتشر شده درباره شرط و شروط دولتيان با وي براي ابلاغ حکم مجددش با رايزني حاميان دولت را تکذيب کرد و به ايسنا گفت؛ «چنين مسائلي تکذيب مي شود، هيچ شرط و شروطي با هيچ کس گذاشته نشده است. مسير حرکت رسانه ملي بر اساس افق رسانه و عملکرد پنج سال گذشته است و با توجه به شرايط نوين در حال جمع بندي نهايي هستيم.»

ضرغامي همچنين خبر داد از دو ماه قبل معاونت هاي مختلف صدا و سيما در چارچوب راهبردهاي جديد پنج سال آينده، توجيه شده و برنامه هايشان را ارائه کرده اند. در همين راستا قرار است ظرف يکي- دو هفته آينده سمينار سه روزه يي با حضور همه معاونان صدا و سيما براي جمع بندي نهايي رويکردها و اقدامات مهم که براساس استراتژي هاي تعيين شده امروز، براي پنج ساله دوم تعيين شده، برگزار شود که جمع بندي اين نشست مبناي فعاليت هاي پنج سال آينده صدا و سيما خواهد بود. ضرغامي البته به جزئيات برنامه پنج سال بعدي مديريت اش در صدا و سيما اشاره يي نکرد، ولي با تکيه بر اينکه اين برنامه با سرپرستي وي تدوين شده است، تلويحاً تداوم رياستش بر سازمان صدا و سيما را تاييد کرد. هم اينک بايد ديد حکم رسمي وي چه زماني ابلاغ خواهد شد.
با وجود انتخاب شمقدري به عنوان معاونت سينمايي
«به رنگ ارغوان» در بلاتکليفي به سر مي برد
گروه فرهنگي؛با گذشت شش سال همچنان وضعيت نمايش «به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتمي کيا مشخص نشده است. در حالي که روز گذشته خبر رفع توقيف «به رنگ ارغوان» به همت شمقدري، از قول يک منتقد سينمايي همسو با وزارت ارشاد روي خروجي خبرگزاري دولتي فارس قرار گرفت پيگيري هاي اعتماد از وزارت ارشاد نشان از آن داشت که هيچ پاسخ رسمي مبني بر مشخص شدن وضعيت نمايش اين فيلم و رفع توقف نمايش آن اعلام نشده است. سيدجمال ساداتيان تهيه کننده اين فيلم در آستانه برگزاري جشنواره فيلم فجر در بهمن ماه سال گذشته نامه يي به وزير ارشاد نوشت و خواستار نمايش «به رنگ ارغوان» در جشنواره شد. بعد از نامه سرگشاده ساداتيان، جواد شمقدري که آن روزها در سمت مشاور هنري رئيس جمهور در ساختمان پاستور فعاليت مي کرد و از هر فرصتي براي انتقاد از وزارت ارشاد و معاونت سينمايي استفاده مي کرد در مصاحبه يي گفت؛ «پس از تماشاي «به رنگ ارغوان» طي گزارشي به حضور آقاي احمدي نژاد گفتم منعي براي اکران آن نمي بينم. آقاي رئيس جمهور نيز گفتند پس چرا تا به حال اکران نشده است، گفتم بعضي ها مخالف اکران آن هستند، مثلاً آقاي يونسي وزير اطلاعات دوره اصلاحات همچنان مخالف اکران فيلم است. دکتر احمدي نژاد تاکيد کردند پس تلاش کنيد نظر مسوولان امر در وزارت اطلاعات نيز اخذ شود. در حال مذاکره و برگزاري جلسه يي با وزارت اطلاعات در روزهاي آينده بوديم که اين نامه سرگشاده منتشر شد.» مشاور هنري وقت در ادامه گفت؛«شخصيت و جايگاه فرهنگي آقاي حاتمي کيا به عنوان فيلمساز انقلاب و دفاع مقدس آنقدر ارزش دارد که مسووليت اکران فيلم را بر عهده خودش بگذاريم و مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شود.»

حالا در روزهايي که شمقدري در ساختمان بهارستان به عنوان معاونت سينمايي وزارت ارشاد جايگزين جعفري جلوه شده بسياري سراغ اکران «به رنگ ارغوان» و «سنتوري» را مي گيرند که مشاور وقت احمدي نژاد در مخالفت با وزارت ارشاد دولت نهم از هر دو فيلم دفاع کرده بود. در شرايط کنوني بسياري رفع توقيف فيلم حاتمي کيا را بعيد نمي دانند؛ فيلمي که شش سال قبل در آستانه برگزاري جشنواره فيلم فجر در سال 82 خبر عدم نمايش آن رسيد.

آن روزها ساداتيان گفت؛ «مسوولان مربوط به موضوع فيلم، خواستند فعلاً «به رنگ ارغوان» در جشنواره نمايش داده نشود. ممکن است بعد از مذاکرات راه حل هايي ارائه شود و فيلم بعداً به نمايش درآيد اما هيچ چيز مشخص نيست.»
پيدا و پنهان
? تحولات جديد در نهاد رياست جمهوري ؛ نهاد رياست جمهوري که اين روزها خبرهاي متنوعي از تغيير و تحولات ساختاري در آن به گوش مي رسد قصد دارد براي جبران نواقص موجود در گذشته به تغييراتي اساسي در ساختار سياسي و ارتباطي خود دست بزند. بنا بر اين گزارش که پرچم نيوز آن را منتشر کرده است، به زودي دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت، حوزه سخنگويي دولت، معاونت ارتباطات دفتر رئيس جمهور و بنا بر برخي شنيده ها معاونت سياسي دفتر رئيس جمهور با يکديگر ادغام شده و ساختار جديدي شکل خواهد گرفت. در صورت اين ادغام، محمد زاده معاون ارتباطات دفتر رئيس جمهور به دفتر معاون اول رئيس جمهور منتقل مي شود.

? بذرپاش از وطن امروز رفت؛ شنيديم مهرداد بذرپاش بعد از خروج از مديريت گروه خودروسازي سايپا، مديرمسوولي روزنامه «وطن امروز» را به «محمد آخوندي» واگذار کرده است. ثانيه نيوز نوشت؛ آخوندي پيش از اين مدير روابط عمومي سازمان تربيت بدني و عضو هيات رئيسه فدراسيون کاراته بوده است.

? تداوم بازداشت پيرحسينلو؛ خانواده علي پيرحسينلو خبر دادند با وجود توديع وثيقه 100 ميليون توماني براي آزادي اين فعال مطبوعاتي، هنوز آزادي وي ميسر نشده است. پيرحسينلو 27 شهريور گذشته به همراه «فاطمه ستوده» همسرش بازداشت شده بود.

? مخالفت بازجو با دادستان تهران؛ شنيده شد دادستان تهران با مرخصي 24 ساعته «داود سليماني» تحت الحفظ براي شرکت در مراسم عروسي يکي از بستگانش موافقت کرد، اما اين درخواست مرخصي با مخالفت بازجوي وي روبه رو شده است.

? توصيه حاج رضايي به فردوسي پور؛ امير حاج رضايي مربي سابق تيم فوتبال در توصيه به عادل فردوسي پور در برنامه 90 اظهار کرد؛ «در قاموس چراغ خاموشي نيست»، سعي کنيد به صورت شفاف اطلاع رساني کنيد. همچنين در اين برنامه يک سوال پيامکي طرح شد که قابل توجه بود. در اين سوال طرح شد؛ «نتيجه بازي استقلال - پرسپوليس طرفداران کدام تيم را راضي کرد؟»

نتيجه در يک نمودار با سه ستون رنگي به نمايش درآمد؛ قرمز براي پرسپوليس و آبي براي استقلال و «سبز» براي «هيچ کدام». 84 درصد شرکت کنندگان در مسابقه به نمودار «سبز» راي داده اند.

? معاون زنان احمدي نژاد مشخص شد؛ پس از قطعي شدن تصميم احمدي نژاد براي تشکيل معاونت امور زنان، گزينه اصلي اين معاونت مشخص شده است. به گزارش جهان، معصومه صادقي که از تاريخ 20 فروردين سال جاري به سمت مشاور وزير و مديرکل دفتر امور بانوان و خانواده وزارت کشور مشغول به فعاليت بود، قرار است به عنوان معاون زنان و خانواده رياست جمهوري منصوب شود.

? تجمع در دانشگاه آزاد ؛ شنيديم دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز ديروز صحنه اعتراض هاي دانشجويان بود. دانشجويان در صحن دانشکده فني با سر دادن شعار به حوادث پس از انتخابات اعتراض کردند و در عين حال سالروز تولد مهدي کروبي را تبريک گفتند.

? قاضي حداد مي رود؛ سلام نيوز نوشت شنيده شده است قاضي حسن حداد که مسوول پرونده تعداد زيادي از فعالان سياسي است به زودي از دادستاني تهران خداحافظي خواهد کرد.
گوسفند


ابراهيم رها



مي خوانيم که روزنامه هاي فرهنگ آشتي و آرمان هم توقيف شدند. اصولاً و اساساً بعضي حرف هاي رئيس دولت بعد از نهم کمي پيچيدگي دارد. مثلاً اينکه او مي گويد در ايران آزادي نزديک به مطلق وجود دارد، يعني اينکه دوستان آزاد هستند هر نشريه يي را خواستند ببندند، هر کس را خواستند بازداشت کنند، هر... دوستان و عزيزان براي «آزادي» رسماً ماشين دربست گرفته اند، بس که عجله دارند،

در راستاي همين آزادي نزديک به مطلق (اميدوارم احمدي نژاد در سخنراني بعدي توضيح بدهد دقيقاً چقدر نزديک، خداي نکرده اين نزديکي، مشکل منکراتي نداشته باشد،) و پس از آنکه قرار شده همه مديران صدا و سيما با راست هاي راست دولت بعد از نهم هماهنگ (بخوانيد منطبق) شوند، حالا پيشنهاد شده يک کسي که تازه از خارج برگشته و از قلب امريکا به ايران سفر کرده، رياست شوراي عالي سينما در ايران را بر عهده بگيرد. اتفاقاً خبر خوبي است چون که هر چند امريکا بدي هايي دارد اما صنعت سينما مربوط به آنها مي شود و في نفسه اين خبر، خبر خوبي است منتها يک توضيح دارد. اسم اين شخص محمود احمدي نژاد است، يعني شما پيشاپيش تصور بفرماييد که «فيلم ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن.» وزير راهً دولتً بعد از نهم گفته «چوپان بهتر از من وزير تحليل سياسي مي کند». حرف حساب البته جواب ندارد و ما نبايد همه اش انتقاد کنيم و اگر يک روز کسي حرف منطقي، درست، کاملاً منطبق با واقعيات روز جامعه زد را هم بايد قبول کنيم. حميد بهبهاني ادامه داده؛ «اگر کسي از مديريت هما کنار مي رود بايد 10 الي 15 گوسفند بکشد.» شما که دو خط بالاتر هم از چوپان ها گفته بوديد و حالا از گوسفندها، پيداست که دستت توي کار است و مظنه دستت است. سرراست بگو اگر يکي بخواهد از وزارت راه کلاً کنار برود حسابش چند گوسفند يا گاو مي شود. ما قول مي دهيم مردم ياري کنند هزينه اش را جمع آوري کنيم شما هم برو يک مقدار استراحت کن،

www.Ebrahimraha.com
عناوين اين صفحه
هوشنگ کامکار؛ هيچ موجود زنده يي نمي تواند بي تفاوت باشد چه برسد به هنرمند
ضرغامي برنامه هاي پنج سال آينده صدا و سيما را تدوين کرد
«به رنگ ارغوان» در بلاتکليفي به سر مي برد
پيدا و پنهان
گوسفند
متفاوت بودن تان چقدر چسبيد
برادرزاده يوسا رقيب احتمالي فرهادي در اسکار

به استاد هوشنگ گلمکاني درباره حامد بهداد
متفاوت بودن تان چقدر چسبيد
سيامک رحماني


آقاي گلمکاني عزيز، راستش اين ماجراي جدل همکارمان مصطفي جلالي فخر با حامد بهداد بهانه شد، اگر نه خيلي وقت بود که مي خواستم درباره مجله فيلم يعني مجله محبوب دوران جواني ام خطاب به شما چيزي بنويسم و نمي شد. اما حمله تند قلمي آقاي جلالي فخر به بهداد که به تاييد شما هم مزين شده بود، هيجان زده ام کرد تا کمي حرف هايم را بگويم. تنها کمي. به نظرم دوئلي که اين همکار مطبوعاتي حامد بهداد را به آن دعوت کرده فارغ از دلايل و نتايجش يک اتفاق خجسته است. اينکه شما دست به قلم برده ايد و نقد عجيب و بي محاباي آقاي جلالي فخر را مهر تاييد زده ايد هم آن را از شکل يک مطلب معمولي خارج و تبديل به سوژه يي مهم مي کند؛ نقد جسورانه يکي از شاخص ترين بازيگران سينماي ايران که پس از پاسخ احساسي او، به نقد شخصيت و روحيات او منجر مي شود و تا جايي پيش مي رود که اين بازيگر سينما روان نژند و لمپن و اينها لقب مي گيرد و همه اينها در حالي است که نام مجله فخيمه فيلم پشت ماجراست. به نظرتان موضوع هيجان انگيز نيست؛ ديگران حق ندارند به وجد بيايند و بخواهند شما را به خاطر سياست تازه يي که در پيش گرفته ايد، تحسين کنند؟،

گفتم اين اتفاقي مهم است به خاطر اينکه رويه مجله فيلم در تمام چند دهه يي که منتشر شده با اين تندروي ها ميانه يي نداشته. خوانندگان قديمي حتي کمتر به خاطر مي آورند صاحب فکران و نويسندگان اين مجله از دايره محافظه کاري خارج شوند و به کسي يا جرياني بتازند. اينکه امروز حامد بهداد باعث شده همکاران مجله و سردبير محترمش محافظه کاري را کنار بگذارند و بي پروايي به خرج دهند را بايد به فال نيک گرفت. مثلاً همين يادداشتي که شما بر پيشاني مطلب آقاي جلالي فخر نوشته بوديد؛ اينکه گفته ايد پيگير بازي هاي حامد بهداد بوده ايد و برخلاف تعاريفي که شنيده ايد، نکته مثبتي در آن نيافته ايد. باور کنيد نوشتن اينها براي ما که سال هاست مطالب شما را مي خوانيم، شگفت انگيز و در عين حال سخت دلگرم کننده است. کاري به اين نداريم که بازي هاي اين بازيگر جوان حداقل در فيلم هايي چون «بوتيک»، «روز سوم» و«دايره زنگي» چقدر ستايش شده و با همان جرقه هايي که در بازيگري زده چطور مورد تحسين بسياري قرار گرفته. من دارم در مورد شيوه مرضيه يي حرف مي زنم که مجله فيلم در تمام اين سال ها از آن پيروي مي کرده و حالا ناگهان تغييرش داده ايد. فوق العاده است. نمي دانم تا حالا چند نفر به شما گفته اند، اما اگر هيچ کس هم نگفته باشد خودتان آنقدر باهوش هستيد که بدانيد محافظه کاري و تعارفي که با سينماي ايران و عواملش داشته ايد، جدا از اينکه دوام مجله و حاشيه امن شما را تضمين کرده است چقدر در پيشرفت يا پسرفت اين سينما موثر بوده؛ حمايت هاي حيرت انگيز و بي پايان تان از کارگردان هايي که هر سال داشتند پايين و پايين تر مي رفتند و نگفتن از گل نازک تر به «هنرپيشگاني» که حاصل کارشان را ديده ايم و ديده ايد. اينکه حالا داريد رفتار متفاوتي را در پيش مي گيرد من يکي را که حسابي سرشوق آورده است، اما باز هم اين مسير را ادامه مي دهيد؟ يعني قرار است از اين پس بزرگ و کوچک را بي هيچ ترحم و هيچ توجهي به مراودات و مناسبات تان به زير تازيانه نقد بگيريد يا اين ماجرا به بهداد خلاصه مي شود؟ نکند صراحت او و راحت بودنش و کارهاي غيرقابل پيش بيني اش که گاه حتي به خودزني مي رسد، شما را به اين صرافت انداخته که چنين معرکه هيجان انگيزي تدارک ببينيد، اگر نه همه ما چشم به راهيم اين نقدهاي شجاعانه که بي شک شائبه غرضي هم بر آن وارد نيست، شامل حال همه بشود. همه کارگردانان بزرگي که فيلم هايشان گاه به شدت محقر و حسرت برانگيز از کار درمي آيد و شما که ريش سفيد مطبوعات سينمايي هستيد، همه چيز را با اغماض و بلندنظري از سر مي گذرانيد. دل مان مي خواهد اين آغاز راهي باشد که در آن نقد ديگر بازيگران را هم، از استاد و تازه کار بخوانيم؛ همان هايي که اغلب با رفتار پرطمطراق شان و با احترامي که در ظاهر براي ديگران قائل مي شوند، راه را بر نقد و تحليل منصفانه مي بندند.

من يکي در مورد آنچه دوست مان مصطفي جلالي فخر از اغراق در بازي بهداد نوشته و از انرژي بيش از حدي که در ايفاي نقش صرف مي کند، گفته، بسيار با ايشان موافقم. اين نکات را خيلي ها به حامد بهداد گفته اند و او در آينده خواهد ديد نشان دادن استعدادش تنها با بازي هاي کنترل شده ممکن خواهد بود. آنجا هم که همکار سينمايي نويس مان سراغ خانواده و زمينه هاي تربيتي و شخصيتي بهداد رفته بود، معتقدم بيرون از دايره انصاف و حرفه يي گري بود که اين را مي توان به بهداد و پاسخش هم تعميم داد. اما اگر حامد بهداد و رفتار نامتعارفش همين يک نتيجه را داشته باشد که مجله فيلم پيله محافظه کاري را بشکافد و به جاي اين همه سال حرکت دست به عصا در فضاي گل و بلبل کمي از واقعيات کج و معوج سينماي ايران بگويد، خودش سجده دارد. اگر بهداد اين انگيزه را به فيلم هايي بدهد که کمي متفاوت باشند و کمي روابط و بده بستان هاي خود با عوامل سينما را نديده بگيرند و کمي راست و صريح بنويسند، خودش يک دنياست، اگر نه شما هم مي دانيد شکايت و شکايت کشي در اين حيطه شوخي است و آنچه در عالم واقع و زندگي شخصي اتفاق مي افتد هم دخلي به حاصل کار هنرمند ندارد. اگر قرار بود اين گونه باشد، براندو با حرکتي که سر صحنه عروسي در فيلم پدرخوانده کرد، با کتک زدن پاپاراتزي فضول پشت ديوار خانه اش و با پس گردني که به سوفيا لورن پشت صحنه فيلم کنتسي از هنگ کنگ زد، بايد تا حالا به زباله داني تاريخ مي پيوست که نپيوسته است يا مارادونا با همه حواشي زندگي اش که... بماند. حتي اگر اينها قياس مع الفارق باشد. اينجا در ميدان کوچک زندگي ما که پر از ريا و دروغ و مدح و ثنا و لبخندهاي مزورانه است، من يکي شما را به خاطر آنچه به تازگي در پيش گرفته ايد، ستايش مي کنم. البته حامد بهداد را هم به خاطر همان متفاوت بودن و خاص بودن، که با اجازه شما گمان نمي کنم ربطي به لمپنيسم و ديگر تعبيرات آقاي جلالي فخر داشته باشد.


برادرزاده يوسا رقيب احتمالي فرهادي در اسکار
با پايان يافتن مهلت ارسال آثار به بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان هشتادودومين دوره اسکار، «درباره الي...» اصغر فرهادي براي حضور در فهرست پنج نامزد نهايي با 59 فيلم ديگر رقابت مي کند. ويتنام، پرو، کلمبيا، اروگوئه، بنگلادش، مغولستان و اندونزي آخرين کشورهايي بودند که تا پيش از ساعت پنج بعدازظهر روز پنجشنبه اول اکتبر 2009 به وقت هاليوود فيلم هاي خود را براي حضور در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان اسکار 2010 به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي معرفي کردند. يکي از نکات جالب حضور نمايندگان کشورهاي مختلف در رقابت اسکار معرفي «شير اندوه» به نمايندگي از پرو در اسکار هشتاد و دوم است. اين فيلم را کلوديا يوسا برادرزاده ماريو بارگاس يوسا نويسنده سرشناس پرويي ساخته که پدرش لوئيس يوسا هم از فيلمسازان نامدار اين کشور است. «شير اندوه» جايزه شير طلايي بهترين فيلم جشنواره برلين را برده است. «درباره الي...» فرهادي هم که همراه با نماينده پرو در بخش مسابقه جشنواره برلين پارسال حضور داشت و در نهايت موفق شد شير نقره يي بهترين کارگردان را از آن خود کند، حالا بايد براي حضور در ميان پنج نامزد نهايي اسکار هشتاد و دوم با «شير اندوه» و 58 فيلم ديگر از جمله برندگان جوايز اصلي جشنواره کن رقابت کند. روبان سفيد «ميشائيل هانکه» برنده جايزه نخل طلاي بهترين فيلم جشنواره کن از آلمان، نيز از رقباي جدي «درباره الي...» است. از ديگر رقباي جدي اسکار سال 2010 مي توان به «مادر» از کره جنوبي، «يک پيشگو» ساخته ژاک اوديار برنده جايزه بزرگ جشنواره کن از فرانسه، «باريا» ساخته جوزپه تورناتوره از ايتاليا، «بازداشتگاه شماره 6» از روسيه و برنده دوربين طلايي کن از استراليا اشاره کرد. به گزارش مهر در دوره گذشته برخلاف تمام ادوار مراسم اهداي جوايز اسکار فيلم هاي حاضر در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان در دو مرحله انتخاب شدند. به اين ترتيب که ابتدا اسامي 9 فيلم از ميان 67 فيلم معرفي شده به آکادمي انتخاب شدند و در نهايت فهرست برگزيدگان اين بخش به پنج فيلم کاهش يافت و نماينده ژاپن اسکار اين بخش را برد. مهلت ارسال فيلم ها به بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان روز اول اکتبر به پايان رسيد. هشتاد و دومين دوره مراسم اسکار هفتم مارس 2010 در کداک تيه تر لس آنجلس برگزار و فهرست نامزدهاي تمام رشته ها هفتم فوريه اعلام مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام