گروه فرهنگي؛ «هيچ موجود زنده يي در برابر شرايط اجتماعي پيرامون خود بي تفاوت نيست و نمي ماند چه برسد به هنرمند که تاثيراتي را که گرفته در آثارش منعکس مي کند.» هوشنگ کامکار آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها ديروز در نشست رونمايي «دور تا نزديک» جديدترين اثر کامکارها اين را گفت. صبح ديروز خانه موسيقي ميزبان دو شخصيت ويژه از شعر و موسيقي ايران بود. هوشنگ کامکار در کنار احمدرضا احمدي نشسته بود تا به اتفاق درباره آلبوم جديد که همکاري مشترک اين دو است سخن بگويند. آلبومي که «از فکر و آهنگش تا انتخاب شعر از تيرماه امسال شروع شد و در مجموع سه ماه طول کشيد تا منتشر شود.» هوشنگ کامکار درباره نحوه شکل گيري اين اثر مي گويد؛ «با هنري که دنباله رو سياست باشد به طور کلي مخالفم. هيچ اثري نبايد شعارگونه باشد. اما هر انساني تحت تاثير شرايط اجتماعي قرار مي گيرد. برداشت از هر اثري هم مربوط به مخاطب است.» او که بالاي سرش عکس هايي از بزرگان موسيقي مثل ميرزا عبدالله و کلنل وزيري و... است، از محتواي کار مي گويد. آلبومي که «متفاوت» است. کامکار براي توليد اين اثر سراغ شعر خاقاني رفته است. او خواسته «سير تحول و دگرگوني شعر ايران را در موسيقي» پياده کند. ««ايوان مدائن» را از خاقاني انتخاب کردم. بيشتر به خاطر محتواي شعرش که مقابل مال اندوزي است و عبرت گيري از گذشته.» قطعه اول به گفته هوشنگ کامکار در عين سادگي، پيچيدگي هم دارد. «شعرهاي خاقاني پر از صنايع ادبي است. پيچيده است. اين قطعه هم روي شعر او ساخته شده پس طبيعي است که پيچيدگي هايي هم داشته باشد. موسيقي اين قطعه بيان کننده محتواي شعر است.»
نام قطعه بعدي آلبوم «دور تا نزديک» و «عهد شباب» است. شعري از حافظ دارد. هوشنگ کامکار توضيح مي دهد؛ «تفالي زدم به حافظ. تيرماه بود. «اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولي...» آمد. وزن شعري اش مناسب کار بود، محتوايش هم.» از ديد کامکار، حافظ عرفان و فلسفه و انسانيت را به هم مي آميزد. اين بيت هم که در تفال آمده محتوايي نزديک به شعر خاقاني دارد. «وزن موسيقايي اين دو قطعه هم شبيه به هم است.» شعر «مهتاب» نيما را هوشنگ کامکار براي قطعه سوم آلبوم جديد برگزيده است. «اين شعر نيما با شعرهاي قطعه هاي قبلي همسو بود. نيما را به اين دليل انتخاب کردم که او همگام با تحولات عصر خود حرکت مي کرد و شعر مي گفت.» به اعتقاد سرپرست گروه کامکارها «طبيعت و زبان ساده در شعر نيما به وضوح ديده مي شود و به همين دليل براي هدف او بهترين گزينه بود.»
قطعه چهارم «در کمين اندوه» است. کامکارها کنار هم روي شعري از احمدرضا احمدي نواخته اند. هوشنگ کامکار مي گويد؛ «بعد از نيما يگانه شاعري که ميان شاعران نوپرداز مي توانستم سراغ گيرم احمدرضا احمدي بود که در مجموعه «در گلستانه» با هم کار کرده بوديم.» کامکار شعر «در کمين اندوه» را از او انتخاب کرده که «به لحاظ شعر و زبان همان هدف قطعات قبل را دنبال مي کرد و موسيقي نيز در اين اثر کاملاً هماهنگ با شعر بود.» انتخاب سازها و شيوه چيدمان ارکستراسيون در هر چهار قطعه متفاوت از هم است. «هرچه از خاقاني به جلو مي آييم بافت و ارکستراسيون نيز مدرن تر مي شود، زيرا کار شاعران نو زنده تر و جديدتر است. در «دور تا نزديک» اين تفاوت ها به وضوح ديده مي شود.» او ادامه مي دهد؛ «از جمله ويژگي هاي مهم اين اثر کارکردن با شاعري است که خودش زنده بود و مي توانست به چگونگي اجراي اين اثر نظارت کند و کار را تغيير دهد.»
احمدرضا احمدي شاعر معاصر هم با شوخ طبعي هاي هميشگي اش به اين نشست آمده بود. از شروع آشنايي اش با هوشنگ کامکار مي گويد تا به امروز برسد؛ «سال ها پيش به واسطه بهروز غريب پور با هوشنگ کامکار آشنا شدم و در آلبوم «در گلستانه» با او همکاري کردم. او نخستين کسي بود که مرا به حوزه دکلمه خواني وارد کرد و بعد از آن نيز در انتشار چندين کتاب با هم همکاري کرديم و همچنان اين مسير را ادامه مي دهيم.» احمدي خود را خوشبخت مي داند که بر شعرهايش در زمان حياتش آهنگ ساخته مي شود؛ «قطعاً يکي از خوشبخت ترين آدم هايي هستم که در زمان حياتم اشعارم آهنگسازي شده است و خودم دکلمه کرده ام. هنرمند زماني هنرمند است که بتواند در هر شرايطي و هر زماني کار کند و از هنر خود نان بخورد.» او از «دور و نزديک» چنين ياد مي کند؛ «خيلي ها بر شعر نيما آهنگسازي کردند، اما موفق نبودند. ولي در اين اثر سادگي شعر نيما با قدرت بسيار ديده مي شود و نوع سازها و پرداخت آنها از شعر «خاقاني» تا شعر من که اثري به روز است، کاملاً فرق مي کند و اين نکته ناشي از شناخت «کامکار» از دنياي شعر و ادبيات است.» تمامي شعرهايي که در اين اثر انتخاب شده، به گفته احمدي عنصري از درد در خود نهفته دارد؛ «وقتي شاعر درد نداشته باشد، کارش بي مزه مي شود و به همين دليل هم اين اشعار ماندگار هستند.»
کامکار حرف هاي خود را چنين خاتمه داد؛ «کارکردن در اين شرايط در حوزه موسيقي نياز به کمي عشق و ديوانگي دارد وگرنه با هيچ هدف ديگري نمي توان چنين اثري ارائه داد.با وجود اينکه در وزارت ارشاد براي ما احترام قائلند و ظاهراً بايد کارمان را زودتر راه بيندازند، اما چنين نبود و نشد.»