سه شنبه، 14 مهر 1388 - شماره 2070
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
در نامه انتقادي انصاري به لاريجاني درباره اهانت به بيت امام عنوان شد
هدف از تخريب عليه امام چيست؟
گروه سياسي؛ نامه انتقادي محمدعلي انصاري در واکنش به هتک حرمت هاي صورت گرفته توسط محمدجواد لاريجاني خيلي زود به دفتر دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه ارسال شد. در اين نامه محمدعلي انصاري به عنوان مدير موسسه نشر و آثار امام خميني نسبت به رويکرد حرمت شکنان واکنش نشان داد و از وي به خاطر اتخاذ مواضعي تخريبگرايانه عليه بيت امام خميني(ره) انتقاد کرد. البته محمدعلي انصاري در حالي اين نامه را به رغم ميل باطني خود به نگارش درآورد که صفاتي را براي خانواده امام برشمرد. وي خانواده امام را افرادي دانست که هرگز مرعوب نمي شدند، مفتون اسم و نام و رسم نيستند، آزادانه و شجاعانه از حق و انصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع مي کنند و همواره در خط اصيل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود و در نهايت سرنوشت و جايگاه آنان با دست لطف الهي رقم خواهد خورد. در واقع اين نامه پس از سخنان محمدجواد لاريجاني در حاشيه مراسم افتتاح نمايشگاه نجوم در مجلس نوشته شد زيرا در اين مراسم محمدجواد لاريجاني که ميهمان برادر خود علي لاريجاني بود موسوي را آماج حملات خود قرار داد و وي را به رجوي تشبيه کرد که آينده سياسي خود را از بين برد. اما حملات لاريجاني به ميرحسين موسوي خلاصه نشد، گو اينکه وي سيدحسن خميني را به خاطر حمايت از ميرحسين موسوي آماج حملات خود قرار داد و از وي به خاطر عدم حضور در مراسم احمدي نژاد در مرقد امام انتقاد کرد و در عين حال به وي هشدار داد؛ حرمت متولي را بايد امامزاده نگه دارد. ما به امام احترام مي گذاريم و اين احترام بايد به خانواده ايشان سرايت کند، هرچند خانواده ايشان نيز مسووليت دارد. محمدجواد لاريجاني که بعد از انتخابات 22 خرداد اولين فردي بود که در صدا و سيما حضور يافت و به انتقاد از موسوي پرداخت، حسن خميني را متهم کرد که به اصول دموکراسي اعتقاد ندارد در حالي که بايد به فردي که پست ملي دارد، احترام بگذارد. همچنين وي به رابطه سيدحسن خميني با مراجع نيز انتقاد کرد و از حمايت سيدحسن خميني از کساني که مخالف حکومت ولايت فقيه هستند، انتقاد کرد، به گونه يي که وي به صورت آشکار تصريح کرد؛ براي بيت امام بسيار نامناسب است که از يک جريان سياسي حمايت کند که اين جريان سياسي مي خواهد دولت سکولار روي کار بياورد و مورد حمايت منافقين، امريکا و صهيونيست ها است. اگر مي خواهند حرمت امام(ره) را نگه دارند بايد از مناقشات دوري کنند.گرچه از اظهارات محمدجواد لاريجاني خطاب به بيت امام خميني بيش از يک هفته مي گذرد اما او هنوز پاسخ خود را دريافت نکرده بود که بار ديگر در دانشگاه شريف حضور پيدا کرد و درباره ميرحسين موسوي همان گونه سخن گفت. ولي اهانت به خانواده امام کافي بود تا محمدعلي انصاري برخي از مصلحت ها را ناديده بگيرد و از جواد لاريجاني اين سوال را بپرسد که داستان اين تماميت خواهي کي به پايان خواهد رسيد؟محمدعلي انصاري که مديريت موسسه نشر و آثار امام خميني را برعهده دارد در ابتداي نامه خود به اين مساله اشاره مي کند؛ بناي جواب نداشته ام اما سابقه آشنايي با خانواده امام مرا بر آن داشت که مطالبي در اين مورد بنويسم. محمدعلي انصاري با طرح اين سوال که هدف از حجم زياد شايعات و تخريب ها عليه شخص امام چيست، گفت؛ قطعاً براي مردم و بسياري از صاحب نظران اين سوال مطرح است که فلسفه اين کار چيست و با بيان آن چه هدفي را دنبال مي کنند.

بي گمان توفيق کامل در پاسخ به اين سوال مستلزم بازخواني و واکاوي امواج گسترده شايعات و تخريب ها عليه شخص امام و يادگاران گرانقدر ايشان قبل و بعد از انقلاب است. شايد براي نسل دوم و سوم و حتي نسل اول انقلاب دشوار باشد باور اين واقعيت که امام با آن همه ابعاد بيکران معنويت، عرفان، فقاهت، سياست و ايثار در راه نجات مردم، آماج تهمت و هتک و برچسب هاي گوناگون وابستگي از قبيل وابسته به اجانب، غيرايراني، کمونيست و... قرار گرفته باشد يا فرزندان پاک و نجيب و فاضل و با ايمان ايشان مرحوم آيت الله شهيد حاج آقا مصطفي و خصوصاً مرحوم حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيداحمد خميني با شدت بيشتري هدف اين تهاجمات باشند.

تا آنجا که امام را به رغم دعوت به سکوت و صبر و خويشتنداري فرزندان شان مجبور به دفاع از آنان کنند و تصريح کنند که احمد بعد از من از تو انتقام مي گيرند. آري، اين واقعيت است که اتفاق افتاده است اما نکته مهمي که کار بررسي و نتيجه گيري را از هدف طراحان دشوار مي کند اين است که نمي توان همه امواج تخريب و توطئه و شايعات را در يک طيف يا يک گروه و تفکر جست وجو کرد هرچند نتيجه و محصول هم يکي باشد.مدير مرکز نشر آثار امام خميني از تخريب هاي صورت گرفته در مورد سيد حسن خميني انتقاد و تصريح کرد؛ ولي بايد تصديق کنيم تمامي بسترها و پيشينه ها همچنان فعالند و چه بسا فعال تر نيز شده اند زيرا اگر امام از يک دودمان اصيل و پاک و فرزندان شايسته برخوردار نبود بعد از امام سيل حملات و انتقادات شيب ملايم تري پيدا مي کرد. اما وجود يک کانون گرم و معنوي و همراه و همدل با آرمان هاي امام و انقلاب در بيت امام همانند جناب آقاي حاج سيدحسن خميني که از محبوبيت و مقبوليت خاصي برخوردار است، باعث آشفتگي و عصبانيت بيشتر آنان شده است و به رغم ارتقاي جايگاه علمي، سياسي، اجتماعي و مردمي و اخلاقي روز افزون ايشان به شدت القا مي کنند آقاي حاج سيد حسن آقا شأن و جايگاهي جز انتساب به امام ندارد.محمدعلي انصاري هياهوهاي صورت گرفته در مورد طرح تفحص از انتخابات رياست جمهوري را زير سوال برد و اظهار داشت؛ از جنابعالي که منتسب به بيت شريف مرجعيت هستيد و از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون در مناصب و عرصه هاي گوناگون از خوان نعمت جمهوري اسلامي ايران و امام بهره وافر نصيب تان شده است و به لطف و مدد الهي اين باب همچنان به روي شما و ساير عزيزان بيت شما باز و روز افزون است، تعجب است که چرا بر خلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست که شرايط کنوني کشور را بسيار حساس و گذر منطقي و عقلاني از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام و انقلاب و منافع ملي مي دانند، شمشير از رو بسته ايد و اقدامات خيرخواهانه و دلسوزانه شخصيت هاي برجسته و خدمتگزاران صديق انقلاب را به رودررويي با نظام و اقدام عليه امنيت ملي کشور تفسير کرده ايد. آيا احتمال نمي دهيد اعتراض مردم و نخبگان و جناح هاي سياسي کشور درباره انتخابات براي کشف حقيقت و رفع ابهام از ذهن ها باشد؟ دوستاني که تحقيق درباره بسياري از مسائل تاريخي و از جمله تحقيق درباره جعلي بودن هولوکاست را که از سوي رئيس جمهور محترم طرح شد و در دنيا جنجال وسيعي به راه انداخت حق مسلم آزاد انديشان و تاريخدانان و مخالفت با آن را خلاف دموکراسي و آزادي بيان و انديشه دانسته و گلايه دارند که چرا در طرح تحقيق از يک موضوع تاريخي اينقدر عصبانيت و آشفتگي وجود دارد. چرا اجازه تحقيق درباره مساله ساده انتخابات را نمي دهند يا در مورد يادگار امام جناب آقاي حاج سيد حسن آقا خميني، آيا هيچ دليل موجهي از حجت شرعي يا مشکل شخص و امثال آن پيدا نمي شود که به ناچار به دروغ پردازي هاي هدفمند ده ها بولتن و جعليات بعضي از چهره هاي پشت صحنه تخريب روي مي آورند و در اين روزها مکرر ملاقات ايشان را با مراجع يا سفر به فرانسه يا شرکت در جلسات سران اصلاحات و کانديداتوري رياست جمهوري القا مي کنند و دانسته يا ندانسته براساس آنها نظريه پردازي و قضاوت کرده و جالب اينجاست که تمام خبرهايي همانند اين، دروغ و بي اساس بوده و بعيد است گويندگان از دروغ بودن بي اطلاع باشند. اکنون بهتر که در اين مجال يک تقسيم بندي اوليه و کلي ارائه دهم و قضاوت را در مورد افراد و گروه ها به خود مردم واگذارم.وي به تقسيم بندي منتقدان پرداخت و گفت؛ طيف اول، آنان که با هدف خيرخواهي و مصلحت انديشي نصيحت و نقد و تذکر دارند ولي از دو نکته غافلند؛ اول اينکه خيرخواهي و نقد هيچ گاه با ادبيات بد اخلاقي و هتک و اهانت قابل جمع نيست و دوم اينکه نصيحت و نقد و اعتراض چرا قبل از اينکه در فضاي رو در رو و صميمانه انجام شود در فضاي غوغاسالاري و رسانه ها طرح و پيگيري مي شود؟ مردم به خوبي بين ادبيات دوستي و خيرخواهي يا ادبيات تحکم و انتقام و تخريب و طلبکاري فرق قائلند. قطعاً از نگاه آنان يک مقاله يا سخني که در آن پيش داوري ها و قضاوت هاي نابجا وجود دارد را نمي توان با يک جمله به ظاهر قصد خيرخواهي تطهير کرد. چه کسي امروز مي تواند ادعا کند در زمان امام و پس از آن باب نقد و اعتراض و نصيحت صحيح روي مردم و نخبگان بسته بوده است که آنان مجبور به شيوه هاي ناصواب باشند؟

گروه دوم، آنان که تيرگي و سياهي و ارزش ستيزي بر باطن آنان سايه انداخته است و نمي توانند در برابر پاکان و خوبان و آزادصفتان صف آرايي نکنند در حقيقت جنس و فکر و عمل آنان شيطاني است و در همه ادوار تاريخ بشريت بوده اند و هيچ کدام از پاکان و صالحان و پيامبران و امامان و دودمان آنان بي نصيب از حملات و هتاکي آنان نبوده اند و قهراً امام و پيروان راستين امام و دودمان آنان نيز بي نصيب نخواهند ماند. گروه ديگر افراد، خانواده ها، حکومت ها، احزاب و انجمن هايي که در حوادث قبل و بعد از پيروزي خواسته يا ناخواسته در برابر امام و انقلاب صف آرايي کرده اند و متحمل خسارت هاي جاني و مالي و اجتماعي شده اند. طبيعي است که نگاه آنان به امام، ياران و دودمان امام دوستانه نيست. البته در ميان اين گروه هم بسيار بوده اند کساني که با عقل و انصاف بر کينه و حب و بغض شيطاني و شخصي خود غلبه کرده اند و همگام و همراه مردم شده اند و تا مرز شهادت هم پيش رفته اند. گروه ديگر منتقدان و معترضاني که بد اخلاقي و بي پروايي بر انديشه سياسي و حتي مکتبي آنان سايه انداخته است و ادبيات آنان هتک حرمت و پرخاشگري و ستيزه جويي و دشمن تراشي و فرافکني و مهم تر از همه خود برتر بيني در همه حوزه هاست و متاسفانه بعضي از اصحاب رسانه ها و مطبوعات از اين طايفه اند، که هيچ فردي از گزند آنان مصونيت ندارد و اينجانب با قاطعيت مي گويم بسياري از تنش ها و اختلافات و کينه ها از کانون بغض اين رسانه ها شکل گرفته و متاسفانه رو به توسعه است و اگر رويه آنان را در راستاي دوستي و خدمت به نظام و امام و ولايت و مردم تفسير کنيم، قطعاً براي ايجاد شکاف و نهايت آسيب پذيري نظام نيازي به دشمن خارجي و داخلي نيست و بايد همه ما به خدا پناه ببريم از اينکه اين افراد بخواهند در دفاع از اسلام و امام و نظام به حربه سب و لعن و تکفير رو بياورند. در اين کشور ان شاءالله هيچ گاه کودتاي نظامي و مخملي و نارنجي و امثال آن شکل نخواهد گرفت و اين هم يک اهانت بزرگ تاريخي به نظام و امام و رهبري و مردم است که درباره آنان چنين قضاوتي باشد. ولي اگر قرار باشد کودتاي مخملي و نرم اتفاق بيفتد اول کودتاي اخلاقي و هتاکي و شايعه پراکني و فرهنگي شکل مي گيرد و خواص و نخبگان و پيشگامان نهضت و آزادانديشه و دلسوزان واقعي ملت و اسلام و حتي دودمان امام از گزند حرافان و مدعيان در امان نمي مانند و در حيرت از وظيفه صبر و سکوت يا فرياد و اعتراض و دفاع از خود که سخت ترين آزمايش است، مستاصل و ناتوان مي شوند. آري، اگر اين راه و رسم ادامه يابد و حرمت و اخلاق انسان ها فداي برداشت هاي متحجرانه و يکسويه بعضي از قلم به دستان گردد، همه چيز در راه هست. راستي اين داستان تماميت خواهي کي به پايان مي رسد و راستي هر که با ما نيست، دشمن است. از کدام فرهنگ، از کدام رفتار امام و گفتار امام و ولايت شکل گرفته است که يک روزنامه چي يا نويسنده چنين تصور کند که در اين کشور بايد همه افراد حتي در جايگاه مرجعيت، استاد حوزه و دانشگاه، مبارزان سياسي و انقلابي و دودمان امام از معبر تفکرات سياسي آنان مشروعيت پيدا کنند و خارج از دايره آنان به نفاق، توطئه براندازي نظام، وابستگي به اجانب، ليبرال و سکولار و ده ها برچسب ديگر متهم گردند.گروه پنجم، آنان که منصب و قدرت بر ايشان يک موهبت و ذخيره و سرمايه است و عملاً مايل نيستند در رقابت جدي گوي قدرت را از دست بدهند.
گفت و گو با ابراهيم يزدي دبير کل نهضت آزادي
اپوزيسيون نقش متعادل کننده دارد
- آقاي مصباح يزدي در جمع مسوولان مرکز بررسي جرائم سازمان يافته سپاه که روي خبرگزاري ها قرار گرفت، گفته است؛ «تا زماني که ما تعدد قرائت ها را قبول داريم و آزادي به معناي بي بند و باري را به عنوان بزرگ ترين موهبت الهي قبول داريم، هر جايي که برويم، همين مفاسد وجود خواهد داشت...» نظر شما درباره اين سخنان چيست؟

از سخن آقاي مصباح اين گونه دريافت مي شود که به هيچ وجه نبايد اختلاف قرائت ها در دين را بپذيريم. چنين تفکري خود را حق مطلق مي داند و هيچ تفکر ديگري را برنمي تابد. ايشان در ادامه نيز گفته است «ما نبايد تنها به دفاع از خود اکتفا کنيم و بهترين دفاع، حمله است.» به نظر مي رسد يکي از ريشه هاي قطبي شدن و تشديد تخاصمات و تنازعات کنوني جامعه، مواضع و رهنمودهاي ايشان است.

-آقاي مصباح مي داند بسياري با اين سخنان وي مخالفت خواهند کرد. بنابراين وقتي او اين سخنان را مي گويد، بايد بپذيريم واقعاً به آن اعتقاد دارد.

انسان ها در مقامي نيستند که نيت يکديگر را مورد سوال قرار دهند. داوري درباره نيت افراد با خداوند است. آقاي مصباح يزدي اگر به چنين سخناني اعتقاد نداشته باشند قطعاً آن را بيان نمي کنند. بيان اعتقاد هم هيچ ايرادي ندارد. متاسفانه همين آموزش هاي نادرست سبب توجيه برخي رفتارها شده است.

محمد حسن غفوري

پذيرش يا عدم پذيرش قرائت هاي گوناگون از دين و مذهب و تنوع عقايد و سليقه ها، بحثي است که اين روزها بارها از زبان اشخاص سياسي، فرهنگي و مذهبي مطرح شده است. بدون شک يک جامعه تک رنگ و يکصدا، روزنامه هايي که همگي هم نظر و همفکر و حتي هم تيتر باشند، مجلسي که نمايندگان آن تنها يک جناح سياسي را نمايندگي کنند، صدا و سيمايي که تنها يک عقيده را روزها و شب ها بازگويد، دانشجوياني که همگي يک انديشه و يک سخن داشته باشند و داشتن احزابي هم راي و همسو، در نگاه اول مطلوب به نظر مي رسد و نشان از اتحاد دارد. براي مثال مي توان به قسمت هايي از دو متن آخر منتشرشده توسط آقاي مهندس موسوي يا به سخنان آقاي مصباح اشاره کرد. براي بررسي اين موضوع، گفت وگويي با دکتر ابراهيم يزدي انجام داديم و ابتدا نظر وي را در مورد سخنان آقاي مصباح جويا شديم.

---

-آقاي مصباح يزدي در جمع مسوولان مرکز بررسي جرائم سازمان يافته سپاه که روي خبرگزاري ها قرار گرفت، گفته است؛ «تا زماني که ما تعدد قرائت ها را قبول داريم و آزادي به معناي بي بند و باري را به عنوان بزرگ ترين موهبت الهي قبول داريم، هر جايي که برويم، همين مفاسد وجود خواهد داشت...» نظر شما درباره اين سخنان چيست؟

از سخن آقاي مصباح اين گونه دريافت مي شود که به هيچ وجه نبايد اختلاف قرائت ها در دين را بپذيريم. چنين تفکري خود را حق مطلق مي داند و هيچ تفکر ديگري را برنمي تابد. ايشان در ادامه نيز گفته است «ما نبايد تنها به دفاع از خود اکتفا کنيم و بهترين دفاع، حمله است.» به نظر مي رسد يکي از ريشه هاي قطبي شدن و تشديد تخاصمات و تنازعات کنوني جامعه، مواضع و رهنمودهاي ايشان است.

-آقاي مصباح مي داند بسياري با اين سخنان وي مخالفت خواهند کرد. بنابراين وقتي او اين سخنان را مي گويد، بايد بپذيريم واقعاً به آن اعتقاد دارد.

انسان ها در مقامي نيستند که نيت يکديگر را مورد سوال قرار دهند. داوري درباره نيت افراد با خداوند است. آقاي مصباح يزدي اگر به چنين سخناني اعتقاد نداشته باشند قطعاً آن را بيان نمي کنند. بيان اعتقاد هم هيچ ايرادي ندارد. متاسفانه همين آموزش هاي نادرست سبب توجيه برخي رفتارها شده است.

براساس کتاب خدا، ما انسان ها از يکديگر متفاوت هستيم. رنگ، نژاد، فرهنگ و زبان هاي متفاوت و گوناگوني داريم. (سوره روم آيات 21و22) آيات متعددي در قرآن کريم، تنوع و گوناگوني در باورهاي ديني و عقايد مردمان را به عنوان يک واقعيت انساني مطرح ساخته است.

علاوه بر اين يک نگاه اجمالي به تاريخ گذشته مسلمانان نشان مي دهد در زمان خود پيغمبر هم قرائت هاي متفاوت وجود داشت. از ابتداي تاريخ اسلام، زير خيمه اسلام، متصوفه هم بوده اند. برخي مي گويند تصوف از «صفه» که سکويي در مسجد مدينه بوده است، مي آيد. بعضي از مسلمان ها شب ها در اين سکو شب زنده داري مي کرده اند که به اصحاب صفه معروف شدند. در آن زمان کسي آنها را تکفير نکرد. اما الان با اين قرائت به جايي رسيده ايم که حسينيه دراويش هم خراب مي شود. يعني ما حتي دراويش را هم تحمل نمي کنيم. در ضمن ميان علماي دين نيز هميشه اختلاف نظر وجود داشته است. 1400 سال است که اين را تجربه کرده ايم. علاوه بر آنچه درباره تنوع ذاتي در جامعه بشري ذکر شد، جامعه ايران يک جامعه در حال انتقال يا transitional society است. در يک جامعه در حال انتقال، تنوع افکار و انديشه ها بيش از يک جامعه به ثبات رسيده است. الان تمام نرم ها و رفتارهاي فردي و اجتماعي در جامعه ما در حال تغيير و دگرديسي است. در چنين جامعه يي نمي توان انتظار داشت همه فقط يک قرائت را بپذيرند و نمي توان يک قرائت را با زور درفش و زندان به ديگران تحميل کرد. جامعه انتقالي يک جامعه فوق العاده متکثر است و ما هيچ راهي جز پذيرش اين تکثر نداريم. من در کتاب «روشنفکري ديني و چالش هاي جديد» اشاره کرده ام که روشنفکران ديني در اين دوره با چالش هايي مواجه هستند که در دهه هاي گذشته اصلاً مطرح نبود. جامعه براي عبور سالم و بهداشتي از اين دوره انتقالي، به تساهل، تسامح، آزادي گفتار و قلم و به تضارب عقايد بيش از هر زمان نياز دارد.

-امروز اجازه حضور عقايد گوناگون در صدا و سيما و رسانه هاي دولتي، تريبون هاي مختلف و... داده نمي شود. آيا به اين وسيله مي توان تنها يک انديشه را در ذهن ها حاکم کرد؟

به صورت ظاهري شايد، ولي در واقع چنين چيزي امکان پذير نيست.

-فرض کنيد تنوع عقايد و قرائت هاي گوناگون از يک مذهب و حتي تنوع دين و مذهب را پذيرفتيم و حضورشان را در جامعه تحمل کرديم. به نظر مي رسد مشکل آنجا آغاز مي شود که اين برداشت ها و عقايد گوناگون بخواهند وارد سياست و قدرت شده و در تصميم گيري ها اثرگذار باشند. وجود تنوع در افرادي که وارد قدرت مي شوند، چه سودي دارد که به دردسر آن براي حاکميت بيارزد؟

اولاً جامعه ما جامعه متنوعي است. بنابراين نمايندگان مجلس بايد نمونه يي از تنوع جامعه باشند. در قانون اساسي ما خوشبختانه حقوق اقليت هاي ديني به رسميت شناخته شده و بر اساس آموزه هاي قرآن کريم و فرهنگ ديني ما نيز جا افتاده که اهل کتاب مي توانند در کنار مسلمانان زندگي کنند و در اداره امور جامعه نيز مشارکت داشته باشند. حال بايد بپذيريم در ميان مسلمانان هم گرايشات متفاوت وجود دارد و راه را براي حضور موثر تمام اين افکار و انديشه ها هموار سازيم. دوم اينکه حضور همه گروه هاي سياسي جامعه به تناسب پايگاهشان در فرآيند تصميم گيري هاي کلان يعني در پارلمان براي وفاق ملي و توسعه ضروري است چرا که مجلس متنوع، ثبات درازمدت جامعه را تضمين مي کند.

حزب کمونيست ژاپن دهه 1920 تشکيل شد که تا اوايل دهه 1950 غيرقانوني بود. سپس قانوني شد و الان هشت نماينده در مجلس دارد. منطق اينکه ژاپني ها به اعضاي حزب کمونيست اجازه ورود به مجلس را داده اند اين است که اعتقاد دارند حضور همه نيروها در فرآيند تصميم گيري، موجب پذيرفتن مشروعيت تمام تصميمات از جانب تمام نيروهاست. هشت وکيل مجلس هم در تصميم گيري ها اثرگذار بوده و زماني در يک راي گيري مي توانند نقش تعيين کننده داشته باشند.

علاوه بر اين، در همه جاي دنيا رسم است که وقتي کشور با بحران مواجه مي شود، کابينه استعفا داده و کابينه جديد ائتلافي تشکيل مي شود. در اين کابينه ممکن است از همان حزب اقليت که چند نماينده در مجلس دارد، يک نفر را به کابينه دعوت کنند تا نه تنها در فرآيند تصميم گيري در پارلمان، بلکه در خود دولت هم حضور داشته باشند. تجربه نشان داده مشارکت دادن احزاب باعث استحکام جامعه و نظام مي شود. در فرانسه حزب کمونيست هنوز هم هست، ولي در اکثر راي گيري ها حدود 5 درصد آرا را دارد. اما چون به رسميت شناخته شده و آزادي هم دارد و حذف نشده است، نمي تواند مخالف قوانين عمل کند و نمي کند.

30 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران هنوز اين فکر که اقليت هاي سياسي هم حق حيات دارند، جا نيفتاده است. در انتخابات مجلس اول وقتي سه نفر از کردستان انتخاب شدند، آقاي مهدوي کني اعتبارنامه آنها را تصويب نکرد و نداد. در ديداري با ايشان عرض کردم؛ «اعتبارنامه شان را بدهيد بيايند به مجلس. آمدن آنان به مجلس بهتر از اين است که تفنگ بردارند بروند کوهستان. در مجلس 270 نماينده هست. سه نفر هم از آنها باشند. چه کار مي توانند بکنند؟ شما حتي بايد از حضور آنان در مجلس استقبال کنيد.» دومين اصلي که در ثبات سياسي موثر است، جابه جايي مسالمت آميز قدرت است. الان در ژاپن حزب حاکم بعد از 47 سال، جايش را به حزب ديگري مي دهد. در اين انتقال قدرت نه دعوا شد و نه کشتار و هيچ کس هم به اتهام براندازي نرم بازداشت نشد.

-آيا اين نگراني وجود ندارد که احزاب منتقد با تصاحب دولت ممکن است کشور را به مسير نادرستي هدايت کنند يا مثلاً قصد ساختارشکني داشته باشند؟

خير، همه اصل را بر اين قرار داده اند که مي خواهند به کشور خدمت کنند. حزب حاکم پذيرفته که حزب رقيب با اين حزب متفاوت است، ولي نمي تواند علاقه مندي حزب رقيب را به کشورشان انکار کند و حق حيات براي هم قائلند. علاوه بر اين، حزب رقيب که پيروز شده است، اگرچه قبلاً در اقليت بوده، اما يک گروه خلق الساعه و ناشناخته نيست.

-اين جابه جايي ، چگونه موجب ثبات سياسي مي شود؟

وقتي حزب اقليت در مراکز تصميم گيري حضور و مشارکت دارد و سپس اکثريت را به دست مي آورد، نمي گويد تصميمات گذشته را قبول ندارم براي اينکه مخالف بوده ام زيرا در همان مجموعه بوده و مشروعيت آن را پذيرفته است. بنابراين ثباتي که در اثر اين گردش قدرت حاصل مي شود، فراتر از ثباتي است که بعضي تصور مي کنند در اثر حکومت يک گروه واحد به وجود مي آيد.

-ولي شاهديم در کشور ما تمايلي به چرخش قدرت وجود ندارد. ريشه اين ديدگاه چيست؟

ريشه اش همان بحث قبلي در زمينه ديني و فرهنگي است. اينکه گروهي خود را حق مطلق مي داند و هيچ نوع تنوعي را برنمي تابد. اصل تنوع در انديشه ها را نمي خواهد بپذيرد و تحمل نمي کند. تصور مي کنند آن چيزي که خودشان مي فهمند حق مطلق است.

-در عرصه سياست ضرر اين نوع نگاه چيست؟

با سيطره اين نوع نگاه بر قدرت و دولت، جامعه به سمت تخاصم مي رود در حالي که براي توسعه سياسي و اقتصادي و به دنبال آن توسعه انساني جامعه، به وفاق ملي نياز داريم. همه بايد با هم کار کنيم. نمي توانيم بگوييم چون شما با ما مخالفي، با شما کار نمي کنيم. وقتي کنگره حزب موتلفه تشکيل شد، به آنها پيام داديم. اين پيام به معناي آن نبود که هر چه آنها بگويند، ما قبول داريم بلکه نشان دهنده اين است که ما همه در يک کشور زندگي مي کنيم. همديگر را بايد به رسميت بشناسيم، البته با حفظ همه مواضع مان. مساله ديگري که هنوز در جامعه ما جا نيفتاده اين است که اگر حزبي، مثلاً محافظه کار، نظير موتلفه اسلامي امروز در اقليت است، در يک جامعه آزاد دموکراتيک شانس اينکه اکثريت را به دست آورد، زياد است. اين طور نيست که اگر بگذارند مردم آزاد باشند، محافظه کاران هميشه در اقليت خواهند بود. به عنوان مثال مردم فرانسه در زمينه مقولات اجتماعي و اقتصادي عموماً چپ (سوسياليسم) فکر مي کنند، سال ها هم حزب سوسياليست حاکم بوده است، اما مردم از عملکرد آنها راضي نبودند و همين مردم به محافظه کارها راي دادند و محافظه کاران اکثريت را به دست آوردند. محافظه کاران هم چون مدت ها در قدرت نبودند، حالا مي خواهند ثابت کنند مي توانند، بنابراين دارند به مردم خدمت مي کنند. مردم هم خدمت مي خواهند. در ايران محافظه کاران يا اصولگرايان ما هنوز نتوانسته اند اين مطلب را در ذهن شان حل کنند که در درازمدت منافع آنها هم در اين است که در ايران دموکراسي پيروز شود.

-محافظه کاران در ايران چه ويژگي دارند که بتوانند اکثريت را به دست آورند؟

همان طور که گفتم در يک جامعه انتقالي مثل ايران تمام سنت ها و باورهاي سنتي زير سوال برده مي شوند. اين زير سوال بردن ممکن است به يک نقطه افراطي ختم شود و تعادل جامعه بر هم بخورد. محافظه کاران روي اصول سنت تکيه مي کنند و مي خواهند سنت ها را کاملاً حفظ کنند و تغييرات شديد را نمي خواهند. بنابراين محافظه کاران نمي گذارند فرآيند تغييرات به نقطه نامطلوبي برسد. اين به نوبه خود خيلي مهم و مطلوب است.

مثال مي زنم. مردم فرانسه به شدت از برنامه هاي ماهواره يي که امريکايي ها بر آنها مسلطند، ناراحت هستند. محافظه کاران يکي از اهداف شان حفظ سنن فرانسوي است. مردم هم از آنها استقبال مي کنند تا فرهنگ امريکايي بر آنها تحميل نشود. در مسائل سياسي نيز حضور محافظه کاران مفيد است، البته به شرطي که مقررات بازي مدني سياست را رعايت کنند. در اين بازي اگر گروهي احساس کند مي بازد، نبايد بترسد و سعي کند با هر وسيله يي، ولو برهم زدن بازي جلوي پيروزي رقيب را بگيرد بلکه بايد تمرين کند تا دفعه بعد شانس بردن را داشته باشد. البته همان اندازه که بودن محافظه کاران در جامعه مفيد است، محافظه کاران هم بايد بدانند بودن ديگران از جمله اصلاح طلبان و اپوزيسيون مفيد است.

-در مقابل گروهي حتي اصلاح طلباني را که سال ها در قدرت بوده اند موجب زيان جامعه مي دانند. شما چگونه اثبات مي کنيد اپوزيسيوني که به قدرت راه داده نشده و انتقادات تندتري نيز به حاکميت دارد، نقش مثبت دارد؟

تاکنون بايد به اين نتيجه رسيده باشيم که احزاب منتقد، نه تهديد بلکه فرصت هستند. مخالفان خارج از نظام، احزاب اصلاح طلب و احزابي مانند نهضت آزادي را دريچه اطمينان مي دانند. که به نظر ما اگر هم درست باشد، ايرادي ندارد.

اپوزيسيون نقش متعادل کننده دارد. اپوزيسيون نمي گذارد مطالبات مردم روي هم انباشته شود و يک دفعه منفجر شود، چرا که مطالبات مردم را به سطح آگاه جامعه مي آورد.

اعتصابات کارگري هم همين نقش را دارند. در جوامع توسعه يافته، اعتصابات کارگري را خفه نمي کنند، کارگران اعتصابي را به زندان نمي اندازند بلکه با آنها مذاکره مي کنند. البته تمام خواسته هاي کارگران را نمي توانند تامين کنند. بعضي موارد را مي پذيرند و به توافق مي رسند.

-يعني شما مي گوييد حتي اعتصابات کارگري هم براي نظام مفيد است؟

بله. براي اينکه مثلاً وقتي ميان درآمد ها و هزينه ها اختلاف چشمگيري به وجود مي آيد و کارفرما، چه دولت و چه بخش خصوصي حاضر به ترميم حقوق ها نيست، کارگران چاره يي جز اعتصاب ندارند. اما اگر دولت بخواهد جلوي اعتصاب را بگيرد، ممکن است کارگران به اعتراض هاي خشونت آميز دست بزنند، يا از راه هاي ديگر مجبور خواهند شد زندگي خود را تامين کنند.

- تظاهرات اعتراض آميز و راهپيمايي هاي مسالمت آميز هم براي نظام مفيد و مثبت است. پس براي چه در قانون اساسي آمده است؟ البته به اين شرط که حاکميت به تشخيص درد و درمان آن بپردازد.

خداوند مکانيسمي را در نظام زيستي ما ايجاد کرده است که اگر عفونتي در بدن به وجود بيايد، مثلاً دندان يا گوش چرک کرده باشد، يا ريه عفوني شده باشد، تب مي کنيم. تب کردن يعني بدن ما دارد داد مي زند که به دادش برسيم. اگر به اين فرياد بدن مان بي اعتنايي کنيم، به زودي بيماري ما را از پا در مي آورد. جامعه نيز همين طور است. وقتي کارگرها در جامعه يي اعتصاب مي کنند، يعني يک بيماري آنها را رنجور ساخته و بايد به دادشان برسيم. راهش اين نيست که ريه ها را خارج کنيم، دندان را بکشيم، گوش مان را ببريم و دور بيندازيم. در ضمن اينکه فرافکني کنيم و همه را به اسرائيل و کشورهاي خارجي نسبت دهيم، يا اينکه آنقدر در درمان بيماري تعلل کنيم که به نقطه غيرقابل درمان برسد نيز درست نيست. در آن صورت ديگر نظامي باقي نخواهد ماند.

اگر چنانچه فراز و فرود تمدن ها را مطالعه کنيم، مي بينيم بعد از اينکه نسل هاي اول با علاقه و به سختي تلاش مي کنند و تمدن را مي سازند، نسل هاي بعدي کم کم تنبل و مبتلا به فسادهاي مختلف مي شوند. ولي چون در جوامع و تمدن هاي گذشته، رسانه ها نبودند، روزنامه نگارها نبودند، اين آسيب ها به سطح آگاه جامعه منتقل نمي شد. آسيب ها بود، ولي مانند آتش زير خاکستر پنهان مي ماند. بعد يک دفعه مي بينيم تمدن ناگهان از بين مي رود.

اما بزرگ ترين ويژگي تمدن جديد که در تاريخ بي سابقه است، آزادي رسانه هاست. هيچ چيزي را نمي گذارند زير خاکستر بماند. حتي اگر مسائل اخلاقي رئيس جمهور ابرقدرت جهان با منشي دفترش باشد، به سطح آگاه جامعه مي آيد و جامعه به آن واکنش نشان مي دهد و نمي گذارد اين آسيب هاي اجتماعي به نقطه خطرناک برسد. همان طوري که وقتي تب مي کنيم، پيش پزشک مي رويم، گوش و حلق ما را چک مي کند، آزمايش هاي مختلف تجويز مي کند تا منشاء بيماري را کشف و درمان کند، جامعه هم همين گونه است. بنابراين اپوزيسيون و منتقدان، آن طرف سکه را که معمولاً صاحبان قدرت نمي خواهند کسي آن را ببيند، به مردم نشان مي دهند. اين براي جامعه و براي نظام بسيار مفيد است. در رژيم گذشته شاه هزينه و تلاش بسيار کرد که حزب مخالف درست کند، مانند حزب ايران نوين و حزب مردم که يکي از آنها نقش مخالف را بازي کند تا اگر مردم ناراضي هستند بروند آنجا. ولي مردم استقبال نکردند براي اينکه حزبش فرمايشي و صوري بود. اما جمهوري اسلامي ايران نعمتي دارد که آن اپوزيسيون است. آن هم اپوزيسيون وفادار. نهضت آزادي ايران يک حزب مخالف وفادار است. ما به نظام جمهوري وفاداريم، اما سياست ها و عملکردها را قبول نداريم و انتقاد مي کنيم. در واقع ما و منتقدان ديگر نمي گذاريم فسادها روي هم انباشته شوند و به نقطه غيرقابل ترميم و انفجار برسد.

بنابراين من اعتقاد دارم آزادي، يکي از عوامل جلوگيري از فساد است و برخلاف نظر آقاي مصباح که آزادي را از عوامل فساد مي داند، بايد گفت آزادي عامل بازدارنده فساد است، به خصوص آزادي گردش اطلاعات که فراتر از آزادي رسانه است.

وقتي آن اشتباه بزرگ کلينتون رئيس جمهوري امريکا توسط رسانه ها مطرح شد، مطمئن باشيد ديگر هيچ رئيس جمهوري در امريکا آن اشتباه را تکرار نمي کند.

متاسفانه الان يک فضاي مصنوعي در ايران درست شده است. اگر قرار باشد همه رسانه ها کنترل شوند و نگذارند صداي هيچ منتقدي به گوش کسي برسد، قوه قضائيه هم به مرور توان مقابله با تخلفات را از دست مي دهد.

-بنابراين توقيف روزنامه ها يا تلاش براي حذف افراد از نظر شما اشتباه است.

نه فقط نيروهاي اصلاح طلب و روزنامه هاي آنها که حتي حضور اپوزيسيون فعال نيز در ايران و در هر کشوري، نعمت و فرصت است، نه تهديد. البته حاکميت مي تواند آن را به تهديد تبديل کند. مي توان نهضت آزادي را خاموش يا کم سو کرد يا اصلاح طلبان را از صحنه حذف کرد. در ضمن خارج کردن احزاب منتقد داخلي از صحنه، رهبري منتقدان را به گروه هاي خارجي مي سپارد.

-نقش عقلا در پذيرش تکثر در جامعه چيست؟

وفاق ملي به خصوص در جامعه انتقالي ايران تنها از طريق قبول واقعيت تکثر در جامعه امکان پذير است. رهبران و شخصيت هاي تاثيرگذار جريان راست مي توانند در تحقق وفاق ملي نقش موثر داشته باشند. اما اينان بايد اول خودشان اصل تکثر، تساهل و سازگاري را بپذيرند. گفت وگو ميان جناح ها و جريان هاي مختلف قطعاً در رسيدن به اين تفاهم مفيد است اما مهم تر از گفت وگو، کسب تجربه در ميدان عمل است. تمام جريان ها و نيروهاي سياسي از طريق تجربه به اين جمع بندي مي رسند که تماميت خواهي و به دنبال «همه يا هيچ» رفتن، ميسر و مطلوب نيست. منافع همه جناح ها و جريان ها در قبول و تن دادن به کف مطالبات است نه سقف آن. در حال حاضر جناح ها عموماً به دنبال حداکثر يا سقف مطالبات خود هستند که هرگز براي هيچ گروهي به دست نخواهد آمد. هنگامي که خردورزان جناح راست به اين جمع بندي برسند، بر اين باورم که دوران تازه يي در مناسبات فکري و سياسي ايران آغاز خواهد شد.

-با توجه به سير رويدادها، برخي بر اين باورند که برخي جريان ها مي خواهند اصلاح طلبان را از صحنه حذف کنند و طيفي از جناح مقابل، نقش جريان اصلاح طلب را بازي کند. آيا اين امر امکان پذير است؟

وقتي جريان هاي گوناگون سياسي حذف شوند، جامعه دچار عدم تعادل مي شود. شايد بتوان يک گروه سياسي را با زور منحل يا محدود کرد، اما فکر و انديشه را که نمي توانند حذف کنند. جناح راست مي تواند و کاملاً هم محتمل است که ديدگاه هاي خود را تعديل کند و ضرورت تغييرات اصلاح طلبانه را بپذيرد. اما نمي تواند جناح و جريان اصلاح طلب را از بين ببرد و نقش آن را ايفا کند، يعني خود بشود اصلاح طلب يا اپوزيسيون. چنين چيزي امکان پذير نيست. اگر هم تلاش کند، حتي اگر صادقانه هم باشد، نه اين خواهد بود و نه آن.

قشقاوي جزييات نشست ايران، امريکا، روسيه و فرانسه را تشريح کرد
اعلام موضوع بحث جليلي - برنز در ژنو
گروه سياسي، زهره آقاياني؛ به رغم مذاکرات اوليه گروه 1«5 در ژنو سخنگوي وزارت خارجه اما روز گذشته اعلام کرد هيچ بحثي راجع به حقوق هسته يي ايران صورت نگرفته است.ظاهراً آنچه در نشست ژنو گذشت و غرب نيز از آن به عنوان يک موفقيت بزرگ نام برد، توافقي بود که براساس آن تهران پذيرفت اورانيوم غني شده خود را تا سقف 5/3 درصد تحت نظارت فرانسه به کشور روسيه منتقل و سپس اورانيوم 20 درصد مورد نياز خود را از روسيه خريداري کند. البته محور موردنظر در مذاکرات ژنو در ديدار محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي با علي اکبر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي در سفر دو روزه اش به تهران نيز در همين راستا پيگيري شد. اين در حالي است که هنوز دستگاه ديپلماسي ايران از پذيرفتن آن امتناع مي کند، چنان که حسن قشقاوي سخنگوي وزارت خارجه روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتي خود در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي تاکيد کرد هيچ بحثي راجع به حقوق هسته يي ايران صورت نگرفته و به هيچ وجه ما از دستيابي به استيفاي حقوقي خود عقب نشيني نمي کنيم. به هر حال موضوع نشست 17 مهر ايران، روسيه، امريکا و فرانسه مبني بر مذاکره تحويل سوخت 20 درصد بحثي بود که تاکنون ايران از پذيرش آن سر باز زده اما نشست اخير زمينه اين توافق را نيز فراهم ساخت چنان که قشقاوي ضمن تاييد، محور اين نشست را طبق مقررات دانست و افزود؛ اين موضوع طبق مقررات و براي تداوم فعاليت رآکتور تهران به صورت شفاف پيگيري مي شود و درخواست ايران قطع نظر از اينکه ظرفيت توليد اورانيوم غني شده رادارد يا ندارد، مطرح شده است و در نشست آينده مکانيسم و جزئيات تحويل سوخت غني شده انجام مي شود. او با اشاره به عضويت ايران در NPT افزود؛ «ما طبق مقررات آژانس قبل از آنکه سوخت به اتمام برسد به آژانس اعلام کرديم اورانيوم 20 درصد غني شده را براي تداوم فعاليت اين نيروگاه احتياج داريم و به ما بپردازيد تا بتوانيم استفاده شفافي از آن داشته باشيم. اين درخواست ما مطرح شد. آقاي رئيس جمهور نيز در نيويورک آن را مطرح کرد. اين موضوع قطع نظر از اين است که آيا ما ظرفيت توليد چنين چيزي را داريم يا نه؟ ما به صورت شفاف اين نياز را مطرح کرديم.» قشقاوي به جلسه سه جانبه 19 اکتبر که قرار است از سوي ايران، آژانس بين المللي و کشورهايي که مي گويند آمادگي ارائه سوخت دارند تشکيل شود اشاره کرد و گفت؛ اين آغاز راه است که مکانيسم وصول اين سوخت بررسي شود و اينکه آيا در چارچوب دريافت اورانيوم کمتر غني شده که زير 5 درصد يا 5/3 درصد ايران است، قيمت به چه صورت است و مکانيسم وصول چگونه است؟ اينها همه بحث هايي است که تازه پس از 19 اکتبر بايد مورد بررسي قرار گيرد. اجازه دهيد هيچ قضاوتي نداشته باشيم. اين مساله يي است که بايد نياز ما برطرف شود و جنبه کاملاً انساني و اخلاقي دارد و مکانيسم اجرايي آن تازه از 19 اکتبر مورد بحث قرار مي گيرد.سخنگوي وزارت خارجه سپس مذاکرات ايران با پنج عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان را خوشبينانه توصيف کرد و توضيح داد؛ نفس مذاکرات را در ژنو رو به پيشرفت و سازنده مي دانيم. طرف هاي غربي هم همين ارزيابي را داشتند. از اينکه مذاکرات براساس بسته جامع پيشنهادي شکل گرفت و حتي اراده اينکه اين مذاکرات تداوم پيدا کند بيانگر اين است که براي آينده سخن وجود دارد و مي شود راجع به آينده اميدوار بود. بنابراين اجازه دهيد راجع به آينده نه خوشبيني مفرط داشته باشيم و نه بدبيني مفرط. روند همکاري ها مثبت است و در فرآيند عادي سازي قرار دارد و در سراشيبي حل قرار گرفته است. اجازه دهيد با همين نگاه مثبت جلو رويم و در آينده قضاوت کنيم.ارزيابي هاي دوگانه ايران و آژانس در مورد کد 1/3 و موضوع قديم و جديد بودن آن و همچنين درخواست هاي مديرکل آژانس از ايران براي شفاف سازي برنامه هاي اتمي اش ديگر سوال خبرنگاران بود که قشقاوي به آن پرداخت. او در اين باره اظهار داشت؛ آقاي صالحي مستند و مستدل به اين سوال پاسخ دادند. ما پس از NPT مفاد جامع پادمان را داريم و پس از آن آيين نامه اجرايي پادمان که کدهاي اجرايي دارد را داريم که از جمله کد 1/3 است.



اين دستورالعمل اجرايي در سال 1976 تدوين شده است و در آن زمان ( زمان شاه) ايران نيز آن را پذيرفت و دو بار در سال 2002 اصلاحيه يي بر آن زده بودند. او به گفته هاي خود افزود؛ ايران در مقطعي تعليق موقت و داوطلبانه داشت و در اين روند غير از تعليق داوطلبانه و موقت بخشي از پروتکل الحاقي را اجرا کرده است. اما اين رويکرد در دولت نهم عوض شد، به ويژه اينکه پس از اينکه قطعنامه هاي شوراي امنيت در پاسخ به اقدام ايران صورت گرفت، تصميم ايران اين گونه گرفته شد که مجموعه فعاليت هاي داوطلبانه ملغي شود. از جمله اصلاحيه کد 1/3 بود و ما رسماً به آژانس اعلام کرديم ديگر آن را اجرا نمي کنيم و مجلس هم اين موضوع را درخواست کرده بود. تعليق داوطلبانه را نيز از بين برديم. معناي حقوقي اين بحث اين است که ما همان 1/3 قديم و مصوبه 1976 را قبول داريم و آن را به آژانس اعلام کرده ايم. به گفته قشقاوي بر مبناي 1/3 قديم شش ماه پيش از تزريق گاز بايد اطلاع داده شود و ما براساس اقدام درستي که انجام داده ايم آن را يک سال قبل اعلام کرديم. همه مي دانند ايران قاعده مند است و با حسن نيت رفتار مي کند. ما براساس کد 1/3 که مصوبه پيش از انقلاب بوده است عمل کرديم و با وجود تبليغاتي که بوده يک سخن حقوقي عليه ايران نبوده است.

مذاکره جليلي با نماينده امريکا

سخنگوي وزارت خارجه سپس به موضوع وضعيت سه امريکايي زنداني شده در ايران که در ادامه در مذاکرات جليلي و برنز مطرح شد و همچنين شهرام اميري شهروند ايراني محبوس در عربستان و شغل او پرداخت. او در اين خصوص گفت؛ بحث برنز و جليلي مربوط به اين موضوع نيست. محور بسته پيشنهادي ايران بوده است. جليلي دو ساعت براساس بسته پيشنهادي ايران صحبت کرده که طبعاً براي تبيين ابعاد مختلف بسته، بحث تهديد امنيت جهاني و خلع سلاح از جمله محورها بوده است. در اين موارد سوالاتي مطرح و براساس عرف اتهامات پاسخ داده شده است و طبعاً فرصت ناهار نيز فرصتي بوده است که ابهامات ديگري مطرح شده است تا آمادگي کاملي براساس بحث بعدازظهر وجود داشته باشد. قشقاوي راجع به سه امريکايي گفت؛ آنچه مسلم است و خود امريکايي ها نيز به آن اقرار مي کنند اين است که ورود غيرمجاز به مرز صورت گرفته است و اين کار بايد توسط نهادهاي ذي ربط و قضايي پيگيري شود و اين موضوع در حال پيگيري است که پس از آن اطلاع رساني به موقع صورت خواهد گرفت. او افزود؛ ما هيچ ورودي به بحث ماهيت شغلي افراد نداريم و تاکيدمان بر حقوق شهروندي آنان است. شهرونداني از ما در کشورهاي ديگر دچار مشکلاتي شده اند و توقع اين است که رسانه هاي داخلي به وضعيت آنان توجه داشته باشند. رسانه هاي خارجي به موضوع شهروندان خود مي پردازند. هيچ نيازي نيست که خبرگزاري ها يا روزنامه ها راجع به شهروندان خارجي بنويسند؛ شما فقط بر حقوق هموطنان خود متمرکز شويد. به گفته قشقاوي در گزارش وزير خارجه اشاره يي به ماهيت شغلي مجموعه افرادي که در کشورهاي ديگر دچار مشکلات شده اند، نمي شود و راجع به شهرام اميري نيز مسلم است که ايشان براي انجام سفر عمره مفرده رفته اند و حضورش در عربستان ثبت شده است اما سرنوشتش مشخص نيست. بسيار طبيعي است که ما در اين مورد پيگير باشيم و اين موضوع وظيفه ماست و متکي نيز در سفرش به نيويورک آن را مطرح کرده است.

ماهيت کار نيروگاه بوشهر تمام شده است


قشقاوي اما با تکذيب خبر روزنامه الشرق الاوسط مبني بر اينکه منوچهر متکي گفته اين فرد دانشمند هسته يي بوده است، افزود؛ براساس وظيفه ديپلماتيک که دفاع از حقوق اتباع مان براساس حق کنسولي است در مورد اين موضوع اقداماتي کرده ايم. روزنامه الشرق الاوسط براي چندمين بار ادعا کرده افرادي که وزير امور خارجه گفته است، دانشمندان هسته يي بوده اند، در حالي که در گزارش آقاي متکي اشاره يي به شغل و کار آنها نشده بود و اصلاً اين مطلب درست نبود. بحث آقاي اردبيلي که تاجر جواني در گرجستان بوده است که براساس قرارداد استرداد از سوي گرجي ها به امريکا داده شده بود و خانم دادستان نيز به ازاي خدمتي که به آنها کرد پس از يک ماه وزير خارجه گرجستان شد و در فرآيند سياسي اين کار صورت گرفت مورد انتقاد ما بوده است.در ادامه قشقاوي درخصوص تاخير چندباره در راه اندازي نيروگاه بوشهر توسط روس ها عنوان کرد؛ ماهيت کار تمام شده و آنچه مي ماند آزمايش ها و تست هاي حفاظتي است. بايد منتظر ماند تا تست هاي حفاظتي جواب دهد. الان به شدت با همکاري طرف روسي در حال فعاليت هستيم. همکاري تنگاتنگ است. کارشناسان روسي حضور دارند و در کنار کارشناسان ايراني در حال تست هستند. تمام مراحل را تست مي کنند. اگر اين مرحله طي شود بسياري از کارها انجام شده است.او درخصوص تحريم فروش بنزين که کنگره امريکا طرح آن را ابلاغ کرده است، گفت؛ چنين ارتباطي به صورت مستقيم وجود ندارد. اين موضوع از قبل مطرح بوده است. به گفته او هم طراحان اين طرح و هم کنگره امريکا در فضاي گذشته سير مي کنند و درخت پوسيده تحريم ديگر قدرت ميوه دادن ندارد. روزگاري مي گفتند گزينه هاي مختلفي روي ميز است. امروز اين فصل گذشته است و هيچ گزينه يي روي ميز نيست. اگر تحريم موثر بود تاکنون جواب مي داد. اين خوابي است که هرگز تعبير نمي شود.
90درصد خصوصي سازي در اختيار شبه دولتي ها است
بخش خصوصي و مجلس دل نگرانند
گروه اقتصادي؛به اين آمار دقت کنيد؛ تاکنون 13 هزار ميليارد تومان سهام شرکت هاي دولتي در قالب اجراي ابلاغيه اصل 44 از طريق بورس واگذار شده است اما سهم بخش خصوصي واقعي از اين واگذاري ها کمتر از 10 درصد بوده است. به بياني ديگر 11 هزار و 700 ميليارد تومان از سهام شرکت هاي واگذار شده در تملک شرکت هاي شبه دولتي يا وابسته به نهادهاي نظامي قرار گرفته است. شاه بيت نشست صبحانه بخش خصوصي با نمايندگان عضو کميسيون اصل 44 مجلس اين آمار بود؛ آماري که حميدرضا فولادگر رئيس کميسيون ويژه اصل 44 مجلس آن را بحث روز عنوان کرد و گفت؛ ما نگرانيم، زيرا يک بخش جديد در اقتصاد ظهور کرده که نه کاملاً دولتي محسوب مي شود که مجلس در مورد آن تحقيق و تفحص کند و نه کاملاً با قواعد بخش خصوصي همخواني دارد. فولادگر با بيان جزييات واگذاري هاي صورت گرفته، اظهار کرد؛ برآورد ما اين است که از 50 هزار ميليارد تومان سهام شرکت هاي دولتي که واگذار شده، 25 هزار ميليارد تومان به سهام عدالت، 12 هزار ميليارد تومان بابت رد ديون و مابقي از طريق بورس واگذار شده که بر اين اساس، به نظر مي رسد تنها کمتر از 10 درصد واگذاري ها به بخش خصوصي واقعي صورت گرفته باشد.


به اين آمار دقت کنيد؛ تاکنون 13 هزار ميليارد تومان سهام شرکت هاي دولتي در قالب اجراي ابلاغيه اصل 44 از طريق بورس واگذار شده است اما سهم بخش خصوصي واقعي از اين واگذاري ها کمتر از 10 درصد بوده است. به بياني ديگر 11 هزار و 700 ميليارد تومان از سهام شرکت هاي واگذار شده در تملک شرکت هاي شبه دولتي يا وابسته به نهادهاي نظامي قرار گرفته است.

شاه بيت نشست صبحانه بخش خصوصي با نمايندگان عضو کميسيون اصل 44 مجلس اين آمار بود؛ آماري که حميدرضا فولادگر رئيس کميسيون ويژه اصل 44 مجلس آن را بحث روز عنوان کرد و گفت؛ ما نگرانيم، زيرا يک بخش جديد در اقتصاد ظهور کرده که نه کاملاً دولتي محسوب مي شود که مجلس در مورد آن تحقيق و تفحص کند و نه کاملاً با قواعد بخش خصوصي همخواني دارد. فولادگر با بيان جزييات واگذاري هاي صورت گرفته، اظهار کرد؛ برآورد ما اين است که از 50 هزار ميليارد تومان سهام شرکت هاي دولتي که واگذار شده، 25 هزار ميليارد تومان به سهام عدالت، 12 هزار ميليارد تومان بابت رد ديون و مابقي از طريق بورس واگذار شده که بر اين اساس، به نظر مي رسد تنها کمتر از 10 درصد واگذاري ها به بخش خصوصي واقعي صورت گرفته باشد.

انحصار در شکل جديد


محمد آقانهاونديان نيز در سخنان خود بر نحوه واگذاري ها براساس اصل 44 تمرکز و تصريح کرد؛ در قانون اصل 44 يک راهکار براي واگذاري ها پيش بيني شده است ولي ما با شکلي از واگذاري ها به نام «رد ديون» مواجه هستيم که دولت برخي از واحدها را به عنوان رد ديون واگذار مي کند که ابهاماتي در اين امر وجود دارد. وي افزود؛ بايد مشخص شود که آيا واحدهاي مشخصي به عنوان رد ديون مي توانند به سازماني منتقل شوند يا به نحو مقرر در قانون، واحد به بخش خصوصي واگذار شود و سپس منابع واگذاري براي رد ديون اختصاص يابد. دکتر نهاونديان سپس به رشد نوعي از واحدها در اقتصاد کشور اشاره کرد که جزء هيچ کدام از چهار بخش تفکيک شده در قانون نيست و افزود؛ اين واحدها ظاهراً خصوصي اند، ولي به لحاظ نسب مديران يا سياستگذاري ها و اتکا به برخي امتيازات، متفاوت از بخش خصوصي است که فضاي کسب و کار را غيرمنصفانه مي کنند و فعالان اقتصادي از مجلس درخواست دارند که بر اين مساله اعمال نظارت کند.

سرمايه گذاران خارجي ناراضي اند


«احمد مهدوي ابهري» نايب رئيس کميسيون اصل 44 مجلس هم در سخنان خود بر مشکلات سرمايه گذاري در کشور تاکيد کرد.

به گفته اين نماينده مجلس طبق چشم انداز 20 ساله، بايد در اين دوره سه هزار و 700 ميليارد دلار سرمايه گذاري شود، اما عملاً هنوز فعاليت خاصي در اين خصوص صورت نگرفته است. وي همچنين به ماده 28 قانون اصل 44 اشاره کرد و گفت؛ دليل اينکه شبه دولتي ها جلو مي آيند، اين است که بخش خصوصي در اين موارد فعالانه وارد صحنه نمي شود.

مهدوي ابهري در ادامه سخنانش به بخش خصوصي توصيه کرد؛ قانون اصل 44 را به خوبي بررسي کرده و موارد مورد انتظار خود را از مجلس جهت اصلاح قانون اعلام کنند. وي تاکيد کرد؛ هدف اصل 44 تبديل ثروت کشور به توليد و اشتغال است، لذا بايد بخش خصوصي واقعي در اين زمينه وارد شود.

ابهري روايت قابل تاملي از سرنوشت يک سرمايه گذار خارجي داشت. بنا بر اظهارات اين نماينده مجلس چند روز پيش سرمايه گذار ترک پتروشيمي رازي به مجلس مراجعه مي کند و با اعتراض نسبت به روند همکاري ها گفته است قصد دارم در اجلاس پاييزه بانک جهاني که در ترکيه برگزار مي شود در مقابل هيات ايراني شرکت کننده فرياد بزنم چرا وقتي زمينه را براي سرمايه گذران خارجي فراهم نکرده ايد و به مشکلات آنان توجه نداريد آنها را به کشور خود براي سرمايه گذاري دعوت مي کنيد.

حل پس لرزه هاي واگذاري


يحيي آل اسحاق رئيس اتاق تهران هم در اين نشست اظهار کرد؛ بايد در پس لرزه هاي بعد از واگذاري ها دقت شود چرا که اين پس لرزه ها ايجاد فضاي نامناسب در اقتصاد مي کند.

وي افزود؛ اگر حادثه يي در واگذاري ها رخ دهد، بايد سازماني وجود داشته باشد که با در نظر گرفتن مصالح مسائل را حل کند.

آل اسحاق گفت؛ بايد روح واگذاري ها مهم تر از ظاهر واگذاري ها باشد و به اين اصل توجه داشته باشيم که هدف از سياست هاي کلي اصل44 ميدان دادن به بخش خصوصي بوده است و چون همه به روح اعتقاد داريم، بايد در خصوص اين هدف و تقويت بخش خصوصي اهتمام لازم صورت گيرد.

رئيس اتاق تهران گفت؛ بايد تقويت بخش خصوصي به صورت قانون درآيد چرا که اگر به شکل قانوني باشد، مي تواند تاثيرگذاري بيشتري داشته باشد. آل اسحاق گفت؛ آنچه اين روزها اتفاق مي افتد و خيلي مهم است، سرمايه گذاري شرکت هاي جديد دولتي است که اگر اين سرمايه گذاري ها انجام نشود به ضرر است، بنابراين بايد زمينه سازي لازم صورت گيرد تا سرمايه گذاري توسط بخش غيردولتي هم رشد کند و در اين ميان قانون و قانونگذاران بايد به تصميم گيران کمک کنند. وي افزود؛ بايد اعتقاد به روح سياست هاي اصل 44 عملياتي شود و به گونه يي برخورد کنيم تا درآمدهاي کمي به کيفي تبديل شود.

فضا پرالتهاب است


«اسدالله عسگراولادي» رئيس اتاق مشترک ايران و چين نيز چالش اصلي خصوصي سازي را برخي بي اعتقادي هاي دولت به اجراي اصل 44 دانست و گفت؛ فضاي کسب و کار پر از التهاب و چالش است. ديون نيز در اثر بدهي ها يا قرض دولت از واحدي ايجاد شده است و دولت نيز بايد سرمايه همان واحدي که ديون را ايجاد کرده است، براي حل اين موضوع واگذار کند. وي به واگذاري مخابرات اشاره و اظهار کرد؛ مي گويند خصوصي هستيم، کجا خصوصي هستند؟ حکم مديرعامل شرکت مبين را کدام وزير امضا کرده است؟ کجا خصوصي هستند؟ حق دارند که به عنوان بخش خصوصي حرف بزنند يا نه؟ عسگراولادي ادامه داد؛ اين نوع واگذاري ها هيچ کمکي به اقتصاد چشم انداز سال 1404 نمي کند چون هدف چشم انداز اين است که 80 درصد سهم بخش دولتي و 20 درصد سهم بخش خصوصي در اقتصاد برعکس شود که اين واگذاري اخيراً هرگز به اين موضوع کمک نمي کند.

عسگراولادي تصريح کرد؛ اگر اين روش ادامه پيدا کند، در سال 1404 باز هم دولت 80 درصد و بخش خصوصي 20 درصد سهم خواهد داشت.

10 برابر توليد در انبار است


«علي شمس اردکاني» رئيس کميسيون انرژي اتاق ايران ديگر نطق کننده اين نشست بود. او صحبت خود را از وضعيت برخي صنايع آغاز کرد که 10 برابر توليدات خود کالا در انبار دارند. به گفته او وضعيت اين صنايع نيازمند توجه است و دولت بايد آن را در دستور کار قرار دهد. شمس اردکاني براي نمونه به بحث بازسازي غزه اشاره و اظهار کرد؛ با کمک کشورهاي اسلامي از جمله ايران 5/2 ميليارد دلار براي بازسازي غزه جمع شده. در مذاکراتي که براي خريد کالاها صورت گرفت، سهم در نظر گرفته شده براي ايران صفر بود.

وي ادامه داد؛ اين در حالي است که قرار شده عمده خريد کالاي مورد نياز را مصر، ترکيه و... تامين کنند. رئيس کميسيون انرژي اتاق ايران اظهار کرد؛ دولت بهتر بود به جاي کمک نقدي تعهد مي کرد مبلغ مورد نظر خود را به صورت کالا و اقلام مورد نياز به غزه ارسال کند زيرا در اين صورت با خريد کالا از صنايع داخلي هم به آنها کمک مي شد و هم از غزه حمايت شده بود.

بهشت واردات


«محمد پارسا» رئيس هيات مديره سنديکاي صنعت برق با اشاره به چشم انداز 20 ساله نظام گفت؛ در پايان برنامه 20 ساله بايد 80 درصد درآمدهاي دولت از صادرات غيرنفتي تامين شود و به مرز 140 ميليارد دلار برسد و اين امر به درستي با اجرايي شدن صحيح اصل 44 قانون اساسي و رقابتي شدن واحدها امکان پذير است. وي افزود؛ اکنون قيمت تمام شده کالاي ايراني گران است و قيمت ارز ثابت نيز کشور را تبديل به بهشت واردات کرده است.

پارسا با اشاره به کمبود منابع مالي واحدها يادآور شد؛ صنعت برق در صادرات موفق است و ما در بخش انرژي داراي مزيت رقابتي هستيم و اگر در فضاي کسب و کار عدالت باشد و امنيت ايجاد شود، مي توان حتي برق يارانه يي در اختيار مردم قرار داد.

اين فعال بخش خصوصي با اعتراض به واگذاري نيروگاه ها به نهادهاي نظامي گفت؛ شرکت فرآب که توليدکننده نيروگاه برقابي است در جريان واگذاري به زيرمجموعه يک نهاد نظامي واگذار شد و به دنبال اين اقدام در فعاليت هاي جديد به مشکل برخورد و با نبود استقبال از سوي فعالان روبه رو شده است.

تغيير متولي خصوصي سازي


محسن نريمان يکي ديگر از نمايندگان حاضر در نشست هم با صراحت تمام سخن گفت. او نشست هاي کميسيون ويژه اصل 44 را براي اجراي بهتر اين اصل تاثيرگذار ندانست و گفت؛ مادامي که اختيار خصوصي سازي در دست دولت است، نمي توان اين نهاد را از اريکه قدرت به زير کشيد. او تاکيد کرد بايد متولي خصوصي سازي تغيير کند؛ پيشنهادي که با استقبال نهاونديان روبه رو شد. رئيس اتاق ايران نيز با تاييد اين موضع گفت؛ به نظر مي رسد براي متولي خصوصي سازي بايد سازماني زير نظر مجلس شوراي اسلامي تعبيه شود.

مسابقه دو مي دهم


در حاشيه اين نشست خبرنگاران از رفتن نهاونديان به دليل خستگي سوال کردند که او اظهار کرد؛ با هر کس که مدعي خستگي من است، مسابقه دو مي دهم. او تاکيد کرد در اتاق ايران مي ماند.
اعلام اسامي برندگان جايزه نوبل پزشکي 2009
کشف هاي مهم براي درمان سرطان و فرآيند پيري


گروه علم
؛ روز گذشته در کنفرانسي مطبوعاتي در موسسه کارولينسکا در بنياد نوبل استکهلم، اسامي برندگان جايزه جهاني نوبل در رشته پزشکي و فيزيولوژي در صدوهشتمين دوره مراسم نوبل اعلام شد.سه دانشمند تبعه امريکا براي تحقيقات خود در زمينه چگونگي عملکرد کروموزوم ها در تکثير و حفاظت از خود و در نهايت دستيابي به کشف هاي مهم درباره سرطان و فرآيند پيري جايزه نوبل پزشکي و فيزيولوژي 2009 را به خود اختصاص دادند. موسسه پژوهش هاي علمي کارولينسکا در سوئد اعلام کرد «اليزابت بلک برن» متولد سال 1948 استراليا، «جک سزوزتک» متولد 1952 و «کارول گريدر» متولد 1961 که هر دو متولد انگليس هستند، برنده اين جايزه 42/1 ميليون دلاري شدند. اين موسسه اعلام کرد هر سه دانشمند مساله مهمي را در دانش زيست شناسي حل کرده اند که تشريح مي کند کروموزوم ها چگونه در فرآيند تقسيم سلولي نسخه مشابه خود را به طور کامل توليد کرده و در برابر تخريب هاي سلولي از خود محافظت مي کنند.



اين سه دانشمند امريکايي کشف کرده اند که قسمت انتهايي کروموزوم ها (تلومرها) و آنزيمي که آنها را تشکيل مي دهد (به نام تلومراز) وظيفه نسخه برداري از کروموزوم ها را بر عهده دارد.اين کشفيات ابعاد جديدي به دانش ما درباره سلول افزوده است و نکات مبهمي را درباره مکانيسم بيماري ها روشن کرده و به عرضه روش هاي درماني جديد و بالقوه منجر شده است.دنباله هاي کروموزوم ها «تلومر» نام دارد و اگر اين «تلومر»ها کوتاه شوند، سلول ها پير مي شوند. اين دانشمندان نشان دادند اين پديده ممکن است علت اصلي فرآيند پيري باشد که نه تنها در تک تک سلول ها بلکه در کل يک ارگانيسم اتفاق مي افتد.دانشمندان اکنون در تلاشند نقش اصلي تلومرها را در سلول کشف کنند. کشفيات بزرگ اين سه دانشمند تاثيرهاي عمده يي روي جوامع علمي گذاشت و بسياري از دانشمندان در پژوهش هاي خود از آن استفاده کردند. دانشمندان براي مدت ها بر اين باور بودند که کوتاه شدن تلومرها مي تواند دليل سالخوردگي در سلول ها يا اندام ها باشد، اما پژوهش ها نشان داد فرآيند سالخوردگي بسيار پيچيده تر است و به عامل هاي متعددي بستگي دارد؛ فاکتورهايي که «تلومر» تنها يکي از آنها به شمار مي رود.کشف سه دانشمند امريکايي در واقع بعد جديدي را به درک انسان از سلول و مکانيسم بيماري ها افزوده است که مي تواند در نهايت منجر به توسعه يافتن شيوه هاي جديد درماني شود.«اليزابت بلک برن» پژوهشگر دانشگاه کاليفرنيا، «کارول گريدر» محقق دانشکده پزشکي جان هاپکينز در بالتيمور و «جک سزوزتک» محقق بيمارستان عمومي ماساچوست در بوستون است. جايزه نوبل پزشکي امسال به طور مساوي بين اين سه دانشمند تقسيم خواهد شد. در سال 2008 هم سه دانشمند اروپايي براي کشفيات جداگانه خود در زمينه ويروس هاي مولد ايدز و سرطان دهانه رحم مشترکاً برنده جايزه نوبل پزشکي شدند. به گزارش بنياد نوبل، مراسم اعطاي اين جوايز که توسط پادشاه سوئد انجام خواهد شد، روز 10 دسامبر در تالار بزرگ شهر استکهلم در سوئد برگزار خواهد شد.
يادآوري جشن مهرگان
فضايل اخلاقي فراموش نشود
محمد کاکاوند

يک.شانزدهم شهريورماه (در شماره 2046) روزنامه، يادداشت دقيق و صريح و شجاعانه جناب آقاي احمد پورنجاتي را با عنوان «سخني صميمانه با دادستان جديد تهران» خواندم که در آن با ذکر مصاديقي که من از جزئيات آن اطلاعي ندارم از «رابطه آمر و مامور» و «حدود صلاحيت مامور» و «چگونگي کنترل مقام مافوق بر مادون» و «ضمانت اجراي آن کنترل» و «اصل بي طرفي و عدم تبعيض مقام قضايي بين اشخاص» با قلم شيواي خودشان به زباني ساده سخن گفته بودند نه به اين صراحت و با اين اصطلاحات مذکور. از منظر حقوقي هيچ اشکال و ايرادي بر آنچه ايشان گفتند نمي توان گرفت. آن نوشته سبب شد از جنبه ديگر در سطحي کلان تر به رابطه اعضاي ملت و جايگاه دولت در آن بنگرم.

دو.اعضاي هر گروه خواه دولتي يا غيردولتي بايد با يکديگر همسان باشند؛ يعني از نظر آموزش و آموخته ها، آشنايي و اعتقاد به هدف گروه، شوق و ذوق شان براي رسيدن به آن هدف و خلق و خوي اعضا بايد با يکديگر تناسب داشته باشند.گروهي را در نظر بگيريد که سرگروه و اعضايش همسان هستند اما گروهي ديگر سرگروه از اعضا تواناتر، علاقه مندتر، دقيق تر، سختکوش تر، آگاه تر و آينده نگرتر باشد اما برعکس اعضا نه به تناسب کار و هدف گروه که فقط براي ارتزاق عضو آن شده باشند يا برحسب اتفاق. دغدغه نان شب داشته باشند يا اجاره خانه، چگونگي پرداخت مخارج گوناگون خودشان يا تهيه جهيزيه و اسباب ازدواج فرزندان شان يا پرداخت مخارج تحصيل آنها يا درمان بيماري که در خانه دارند...
... يا در اين فکر باشند که در اولين فرصت جاي سرگروه را بگيرند، به هر طريقي اما نه از راه صحيح، در حالتي ديگر تمام گروه علاقه مند، دقيق، سختکوش، توانا، آگاه و کاربلد اما سرگروه بديهي ترين اطلاعات مربوط به کار و هدف گروه و اعضاي آن را نداشته باشد و نه تحصيلات و تجارب مرتبط و نه حال و حوصله کار گروهي کردن و نه گوش شنوا براي شنيدن نظر اعضاي گروه را داشته باشد. آيا اين گروه ها مي توانند به هدف تشکيل خودشان برسند؟، شايد برسند، اما نه به سهولت و رواني و در کوتاه ترين زمان ممکن و با کمترين هزينه. ولي اگر اعضاي گروه با هم متناسب باشند اگر به هدف خودشان نرسند دست کم تجارب ارزنده و خاطره يي خوش از کار با يکديگر کسب خواهند کرد.

سه. آنچه گفتيم مربوط به گروهي بود که اساساً ديگران از خارج گروه قصد دگرگون کردن هدف يا دخل و تصرف در کارگروه را نداشته باشند يا گروه مجبور نباشد با گروه هاي ديگر کار کند اما اگر ناچار يا لازم باشد با ديگران کار کند که معمولاً چنين است هر چقدر گروه منظم و مرتب باشد باز هم فعل و انفعال افراد و اشخاص خارج از گروه، همکاري کردن يا نکردن آنها بر کارکرد گروه تاثير خواهد گذاشت؛ واي به آن روزي که عده يي نخواهند گروه فرضي ما باشد يا کار کند يا بخواهند مطابق ميل و نظر آنها کار کند. گروه فرضي ما بايد هم کار خودش را بکند و هم سنگ اندازي ها و چوب لاي چرخ گذاشتن ها را تحمل يا خنثي کند.

چهار. اولاً مسلم است کار دستگاه قضايي همانند هر کار گروهي احتياج دارد که همه اعضا به هدف سازمان آشنايي و اعتقاد داشته باشند و آموزش و آموخته هاي اعضا، شوق و ذوق شان به کار و هدف سازمان همانند باشد. ثانياً کار قضايي سخت است و حجم کار کارگزاران دستگاه قضايي ما زياد و افسوس که چندان روي خوشي دست کم در عمل و نه در نظر به همکاري وکلا با خودش ندارد. به جاي آنکه از ايشان کمک بگيرد که کارش کمتر و دقيق تر شود کمکي که نمي گيرد هيچ، از توان خودش مايه مي گذارد که آنها را آن گونه که خودش مي خواهد بکند. به علاوه، هيچ علاقه و توجهي هم به گسترش روش هاي جانشين مراجعه به دادگاه هاي دادگستري در مسائل حقوقي از قبيل «داوري» ندارد. ثالثاً اصحاب دعوا هم هزار افسوس، غالباً با حسن نيت و پاک دستي به دادگستري نمي روند. قاضي بايد انواع و اقسام «فيلمنامه ها» و داستان ها را براي احراز واقعيت و تشخيص و تصديق حق بشنود و با تيزهوشي از ميان گفته ها و نوشته هاي طرفين دريابد که چه اتفاقي افتاده است، دشواري يافتن حکم موضوع و اقناع وجدان قاضي به جاي خود، حتي دادباخته يي که بحق محکوم به بي حقي شده است تجديدنظرخواهي و فرجام و ديگر طرق اعتراض به راي را از دست نمي دهد.

پنج.در آن نوشته جناب آقاي پورنجاتي از «صلاحيت ذاتي ماموران» سخن گفته بودند. قصدم از اين نوشته اين است که دولت هم صلاحيتي دارد. از دولتي به خصوص سخن نمي گويم و مقصودم مفهوم مجرد آن است. مسلم است که بايد تمام اعضاي دولت يعني سه قوه و تمام کارکنان دولت همانند هر گروه ديگر با هم تناسب داشته باشند. صرف نظر از اينکه آيا رابطه دولت و ملت رابطه وکيل و موکلي است يا رابطه قيم و ولي عليه يي اگرچه نظريه دوم در جوامع مردمسالار پذيرفته نيست؛ نکته اينجاست که نبايد از دولت که دستگاه دادگستري يکي از ارکان آن است انتظار داشت در تمام عرصه ها پيشتاز باشد و هر کاري بر دوش دولت باشد. دولت در حدود صلاحيت خودش بايد پاسخگو و موظف به خدمت به مردم باشد. مضافاً اينکه هر کاري با قدرت دولت شدني نيست، رفتار کارگزاران دولت که دستگاه دادگستري بخشي از آن است چه از نظر روابط کارگزاران با يکديگر و چه از نظر روابط ايشان با مردم بايد براساس قانون باشد؛ اين شرط لازم است اما کافي نيست. ترويج و تعليم و عمل به وفاداري، دورانديشي، ميانه روي، عدالت، بخشندگي، دلسوزي، بردباري، پاکدامني، راستگويي، ادب، حسن نيت و عشق بين مردم جزء وظايف دولت نيست. اين فضايل لحظه لحظه بايد در گفتار و رفتار مردم مرسوم باشد. اميد است آن کسان که تمام يا بخشي از فضايل برشمرده را بوسيده اند و به کنار نهاده اند يا کلاً از وجود آنها غافل شده اند در رفتار خودشان تجديدنظر کنند. به اين شکل جامعه رو به سوي کمال مي رود و بار دستگاه دادگستري کم مي شود و زندگي شيرين تر. هموطن مهرتان بر ديگران افزون باد.
گواهي پزشکي درباره شرايط نگهداري نبوي
گروه سياسي؛ پزشکان بيمارستان خاتم الانبيا با صدور گواهي پزشکي ضرورت نگهداري بهزاد نبوي را در محيطي به دور از استرس و فشار رواني اعلام کردند. «صالح نيکبخت» تصريح کرد؛ آقاي ابطحي نيز در وبلاگ خود نوشته است دوشنبه (ديروز) با رمز يا علي آزاد مي شود. وکيل ابطحي در ادامه با اظهار اميدواري به اينکه اين آزادي ها محدود به همين عده نباشد، گفت؛ هم اکنون تحقيقات از تعدادي از زندانيان پايان يافته است و مقتضيات بند (د) ماده 302 قانون آيين دادرسي کيفري در مورد نگهداري زندانيان به جهت امکان تباني با شهود و نيز امکان از بين بردن اسناد جرم يا فرار متهم از بين رفته است و هيچ دليلي براي نگهداري زندانيان وجود ندارد. وي ادامه داد؛ برخي از دستگيرشدگان مانند مهندس نبوي به علت عمل جراحي براي چندمين بار در بخش سي سي يو بيمارستان خاتم الانبيا بستري هستند. و البته دکتر ميردامادي نيز به همين صورت به بيمارستان منتقل شده است. نيکبخت با تاکيد بر اينکه پزشکان ضرورت نگهداري آقاي بهزاد نبوي را در محيطي به دور از استرس و فشار رواني اعلام کردند، تصريح کرد؛ گواهي پزشکان در اين خصوص از بيمارستان خاتم الانبيا موجود است. وي اظهار اميدواري کرد دستگاه قضايي و کساني که اين افراد در اختيار آنان هستند، به اين موضوع توجه کرده و هرچه سريع تر نسبت به آزادي آنان با تبديل قرار اقدام کنند.
پاسخ کوثري به فرزند شهيد همت
گروه سياسي؛ فرمانده سابق لشگر 27 محمد رسول الله با تکذيب اظهارات فرزند شهيد همت در مورد بي توجهي فرماندهي لشگر محمد رسول الله به خانواده اين شهيد گفت؛ فرزندان اين شهيد بزرگوار را همانند فرزندان خودم دوست دارم.سردار اسماعيل کوثري فرمانده سابق لشگر محمد رسول الله و نماينده فعلي مجلس، به فردا گفت؛ زماني که فرمانده لشگر بودم هر سال که مراسم سالگرد يا بزرگداشت شهيد همت را برگزار مي کرديم، از خانواده بزرگوار اين شهيد براي حضور در اين مراسم دعوت مي شد.فرزند شهيد همت اخيراً در مصاحبه يي با اظهار گلايه از بي توجهي فرماندهي لشگر 27 محمد رسول الله نسبت به خانواده اش گفته بود؛ لشگر 27 محمد رسول الله لشگري است که پدر من تاسيس کرد و نوک پيکان حمله کشور بود. تا اواخر فرمانده سابق لشگر 27، هر سال مراسمي را براي شهيد همت برگزار مي کردند و هيچ گاه ما را که خانواده شهيد همت بوديم، دعوت نمي کردند. من هميشه از اخبار مي شنيدم و با اتوبوس از اصفهان به تهران مي آمدم و در بين مردم در اين مراسم حضور داشتم.اما سردار اسماعيل کوثري نماينده تهران و فرمانده سابق لشگر27 محمد رسول الله در اين باره گفت؛ در زماني که فرمانده لشگر بودم هر سال که اين مراسم را برگزار مي کرديم، از خانواده بزرگوار اين شهيد براي حضور در اين مراسم دعوت مي شد ولي به خاطر بعد مسافت تهران و اصفهان و طفوليت فرزندان اين شهيد همسر اين شهيد از حضور در اين مراسم عذرخواهي مي کرد و به جاي خانواده ايشان برادر شهيد که در تهران سکونت داشت، در اين مراسم شرکت مي کرد.سردار کوثري افزود؛ حفظ حرمت و احترام همه خانواده هاي شهدا به خصوص خانواده شهيد همت را براي خودم امري واجب مي دانم و در حد توان هميشه جوياي حال خانواده بزرگوار اين شهيد بوده ام.
حديث ناگفته نقدينگي
طهماسب مظاهري

اخيراً آمار رشد ساليانه نقدينگي منتشر شد. همه شاخص هاي کلان از اجزا و عناصر پيچيده يي تشکيل شده است. استنباط کامل و دقيق از اين شاخص ها موکول به ارزيابي آن اجزا و تحليل روابط بين آنها است. آمار منتشره بانک مرکزي حکايت از کنترل و مهار رشد نقدينگي حدود 16 درصد در سال دارد. اهميت اين شاخص ايجاب مي کند کمي آن را بشکافيم و شناخت کامل تري نسبت به آن پيدا کنيم. طبيعتاً اين کار به ما کمک مي کند که پيش بيني و سياستگذاري بهتري هم براي آينده به دست آيد؛ 1- رشد نقدينگي 16 درصد به عنوان خبري حاکي از توفيق دولت و بانک مرکزي تلقي مي شود. زمان زيادي از دوراني که شاهد رشد نقدينگي با نرخ غيرعادي و مخرب 35 تا 40 درصدي بوديم نمي گذرد. آمار منتشره حاکي از توجه بانک مرکزي به اين موضوع و عزم دولت براي مهار آن روند مخرب و رساندن آن به رقم قابل قبول است.

براي اينکه آمار ملموس تر و محسوس تري به مردم ارائه کنيم مي توان گفت نقدينگي در اسفند 1383 حدود 68 هزار ميليارد تومان بود و اکنون به حدود 210 هزار ميليارد تومان رسيده است. يعني به رغم مهاري که به آن زده شد، در اين مدت سه برابر شد. مي توان تصور و محاسبه کرد اگر آن روند مخرب مهار نمي شد، اکنون به چه رقمي مي رسيديم و به تبع آن چه اتفاقي مي افتاد.

2- رشد نقدينگي از دو عنصر اصلي تاثير مي پذيرد؛ اول رشد پايه پولي، دوم ضريب فزاينده پولي

3- اجزاي متشکله 16 درصد رشد نقدينگي در يک سال اخير نشان مي دهد رشد پايه پولي سهم بزرگي در رشد نقدينگي اين دوره دارد. در اين شرايط عامل اصلي کاهش رشد نقدينگي و کاهش ضريب فزاينده پولي بوده است. اين تصوير خوشحال کننده يي نيست. رشد 48 درصدي پايه پولي، ظرفيت بالقوه بزرگي براي رشد شديد نقدينگي و تورم را ايجاد مي کند و فشار تورمي بالقوه يي را ايجاد مي کند. اين ظرفيت بالقوه با کاهش ضريب فزاينده پول خنثي و مهار شده است.

نکته مهم اين است که کاهش ضريب فزاينده پولي در سال گذشته، عمدتاً ناشي از خارج شدن چک پول بانک ها و رواج ايران چک بانک مرکزي است. چک پول بانک ها از سپرده هاي مردم در بانک ها منبعث مي شد. معادل رقم چک پول منتشره، سپرده نزد بانک وجود داشت. جايگزيني ايران چک بانک مرکزي که عملکرد مشابه اسکناس داشت، علاوه بر آسايش مردم، پايه محاسبات نقدينگي و قدرت خلق پول بانک ها را اصلاح کرد. بيش از 10 هزار ميليارد تومان چک بانک از «حساب ساير» کسر شد و از دور خارج شد و مابه ازاي آن وجه نقد به مردم پرداخت شد. اين پديده موجب شد آمار سپرده هاي جديد بانکي کمتر از ميزان واقعي نشان داده شود. نتيجه آن در سال اول اجراي اين طرح، کاهش ضريب فزاينده پول است. اما نکته يي که نبايد از آن غفلت کرد اين است که اين تاثير کاهنده ضريب فزاينده پولي مختص سال اول اجراي اين طرح است و در سال دوم وجود نخواهد داشت و محاسبات نقدينگي به تدريج ظرف چند ماه، به روال عادي برمي گردد. سرعت گردش پول نيز تاثير جدي در اين امر دارد. سرعت گردش پول عکس ميل به نقدينگي خواهي است. هرجا مردم پول بيشتري نزد خود بلوکه کنند سرعت گردش پول پايين مي آيد. در شرايط رکودي اين اتفاق مي افتد.

4- دولت و بانک مرکزي بايد مراقب باشند کمتر شدن مقطعي و موضعي رشد نقدينگي ناشي از کاهش ضريب فزاينده، آنان را به بي دقتي و بي مبالاتي در کنترل پايه پولي نکشاند. اگر اين دقت و مراقبت انجام نشود و کماکان نيازمندي هاي دولت از روش هايي که متضمن رشد پايه پولي است تامين شود، پايه پولي کماکان رشد مي کند. حاصل ضرب پايه پولي عظيمي که خلق شده در ضريب فزاينده افزايش يابنده، نقدينگي را ايجاد مي کند که با ابزارها و سياست هاي عادي اقتصادي قابل مهار کردن نخواهد بود. امروز آثار کاهش سرعت گردش پول و کاهش سرمايه گذاري، همچنين کمبود جدي سرمايه در گردش واحد هاي توليدي به صورت پديده يي ملموس و قابل مشاهده براي عموم مردم درآمده است. تصميم به اصلاح اين وضعيت و رونق مجدد کسب و کار و سرمايه گذاري يک ضرورت است که دير يا زود بايد به منصه ظهور برسد. نبايد کاري کنيم که در آن روز، پايه پولي بزرگ و نگراني از افزايش ضريب فزاينده و سرعت گردش پول، مانعي براي راه انداختن چرخ هاي اقتصادي کشور شود. راه حل ساده است؛ دولت براي تامين نيازهايش از روش هاي منجر به افزايش پايه پولي تا حد ممکن اجتناب کند.

5- چند توصيه مشفقانه در اين ارتباط قابل ارائه است.

اول - بانک مرکزي گزارشي تحليلي با ملاحظه روند رشد پايه پولي و ضريب فزاينده و حتي پارامترهاي تکميلي ديگر نظير سرعت گردش پول، تهيه و واقعيت مطلب و عواقب احتمالي ادامه روند فعلي را به اطلاع مسوولان و مردم برساند.

دوم- موضوع در دستور جلسه شوراي پول و اعتبار مطرح شود و شورا در خصوص مديريت آن تصميم گيري کند.

سوم- صاحب نظران و کارشناسان در کارگاه هاي علمي و آموزشي و همچنين در رسانه هاي عمومي، ابعاد مختلف موضوع را مورد بحث قرار داده و توصيه هاي عقلايي و علمي به دولت و شوراي پول و اعتبار ارائه کنند.

چهارم - خودم موضوع را با بيان ساده تر و قابل ارائه به عموم مردم تنظيم و بيان کنم تا بتوان از نظرات عموم بهره مند شد.

6- يک نيم نگاه هم به آينده بيندازيم؛

1-6- اگر روزي قرار شود حجم اعتبارات بانکي به حد مورد تقاضاي اقتصاد برسد، ولو آنکه پايه پولي مديريت شود و افزايش نيابد، انتظار تورم لجام گسيخته را مي توان داشت.

2-6- اگر دولت براي تامين نيازهاي بودجه يي خود به لطايف الحيل از منابع بانک مرکزي استفاده کند، شاهد افزايش شديد تر پايه پولي خواهيم بود.

3-6- اگر بدون اينکه ظرفيت وام دهي بانک ها افزايش يابد، اعطاي اعتبار به بخش توليدي و خدماتي مورد نظر قرار گيرد، بانک ها به بانک مرکزي بدهکار خواهند شد و پايه پولي مجدداً افزايش خواهد يافت.

در حال حاضر هر سه رخداد فوق محتمل است. شايد بتوان راه حلي براي اين موضوع و جلوگيري از وقايع مضر و غيرمطلوب آتي برداشت.
عناوين اين صفحه
هدف از تخريب عليه امام چيست؟
اپوزيسيون نقش متعادل کننده دارد
اعلام موضوع بحث جليلي - برنز در ژنو
بخش خصوصي و مجلس دل نگرانند
کشف هاي مهم براي درمان سرطان و فرآيند پيري
فضايل اخلاقي فراموش نشود
گواهي پزشکي درباره شرايط نگهداري نبوي
پاسخ کوثري به فرزند شهيد همت
حديث ناگفته نقدينگي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام