دوشنبه، 13 مهر 1388 - شماره 2069
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
پسر خردسال پس از 14 ماه به آغوش خانواده اش بازگشت
يک زوج نابارور کودک ربوده شده را خريده بودند
گروه حوادث؛ کودک سه ساله يي که ربوده و به يک زوج افغان فروخته شده بود پس از گذشت 14 ماه از آدم ربايي به آغوش خانواده اش بازگردانده شد. اين پسربچه پس از آن ربوده شد که زوجي نابارور به يکي از آشنايان خود اعلام کردند حاضر هستند در ازاي گرفتن سرپرستي يک کودک مبلغ 500 هزار تومان بپردازند.

آدم ربايي

بعدازظهر روز 19 تيرماه سال گذشته ماموران انتظامي اسلامشهر يک پرونده کودک ربايي را تنظيم و به مرجع قضايي ارسال کردند. مطابق محتويات اين پرونده پسري سه ساله به نام مهدي از مقابل خانه شان در شهرک امام حسين(ع) ربوده شده بود. پدر مهدي در اظهاراتش به علي رزاقي بازپرس شعبه دوم دادسراي اسلامشهر گفت پسرش ساعت يک ظهر براي بازي از خانه بيرون رفت و پس از آن ناپديد شد. از آنجا که هيچ ردپايي از اين کودک وجود نداشت و هيچ يک از اهالي محل نيز فرد يا افراد مشکوکي را در آن حوالي نديده بودند تصميم بر اين شد که عکس پسربچه تکثير و از مردم درخواست کمک شود اما اين کار فقط نگراني و اضطراب بيشتر والدين مهدي را به همراه داشت چون چند فرد سودجو به اميد گرفتن مژدگاني به پدر اين کودک تلفن زده و اطلاعات کذبي داده بودند. اين مزاحمت ها مسير تحقيقات را منحرف مي کرد و تمرکز پليس را از بين مي برد براي همين کارآگاهان تصميم گرفتند راه حل ديگري را پيدا کنند. آنها با اين فرضيه که ربودن مهدي کار يک آشناست به بازجويي از اقوام پدر کودک پرداختند و به دو نفر از آنان مشکوک شدند و حتي يکي از مظنونان را به مدت يک هفته در بازداشت نگه داشتند ولي اين ترفند هم بي نتيجه بود و سرنوشت کودک سه ساله در هاله يي از ابهام ماند.

تماس تلفني

13 ماه از ماجراي ناپديد شدن مهدي گذشت و ديگر کمتر کسي به پيدا شدن او اميد داشت. کارآگاهان هم خود را در بن بست مي ديدند و جز اظهار تاسف پاسخ ديگري براي والدين اين کودک که ديگر چهارساله شده بود، نداشتند تا اينکه زني ناشناس با خانه پدر مهدي تماس گرفت. او شماره تلفن را از همان اعلاميه هايي که يک سال قبل تکثير شده بود، برداشته و مدعي بود مي داند مهدي کجاست. تماس اول، والدين پسربچه را خوشحال نکرد، سابقه مزاحمت هاي قبلي به آنها آموخته بود به گفته هاي اين افراد دل نبندند اما چند روز بعد زن ناشناس دوباره تماس گرفت و اين بار بدون هيچ چشمداشتي آدرس خانه يي را در لواسانات به پدر مهدي داد و به او گفت فرزندش در آنجا با يک زوج افغان زندگي مي کند.

پس از آن بود که ماموران انتظامي اسلامشهر به تکاپو افتادند و با گزارش موضوع به همکاران شان در کلانتري لواسانات از آنان خواستند موضوع را پيگيري کنند. افسران پليس با ورود به خانه مورد نظر مهدي را پيدا و حبيب و نجيبه را بازداشت کردند. اين زوج وقتي تحت بازجويي قرار گرفتند، پذيرفتند پسربچه فرزند خودشان نيست. حبيب گفت؛ «من و همسرم با وجود گذشت چند سال از ازدواج مان بچه دار نمي شديم به همين خاطر به يکي از آشنايان مان به اسم ملکه گفتيم اگر کودکي را پيدا کند که ما بتوانيم حضانتش را برعهده بگيريم حاضر هستيم 500 هزار تومان به او بدهيم. ملکه هم اين پسر را به ما تحويل داد و گفت والدينش از هم جدا شده اند و او سرپرستي ندارد.» بعد از اين اعترافات ماموران ملکه را در نسيم شهر رباط کريم بازداشت کردند و او گفت براي پيدا کردن کودک از زن عمويش به نام سکينه کمک خواسته است. به اين ترتيب تحقيقات ادامه يافت و سکينه نيز بازداشت شد. اين زن با اعتراف به کودک ربايي، مردي به نام جواد و همدستان خودش را به اسامي حميد و ميترا معرفي کرد.

سرانجام بعد از چند عمليات پليس، هشت نفر به عنوان متهمان اين کودک ربايي بازداشت شدند و معلوم شد سکينه و همدستانش روز حادثه مهدي را به بهانه خريدن خوراکي از مقابل خانه اش سوار خودرو خود کرده و ربوده بودند. بازپرس رزاقي با اشاره به اينکه مهدي بار ديگر به آغوش خانواده اش بازگشته است به خانواده ها هشدار داد فرزندان خردسال خود را به ويژه در ساعات خلوت شبانه روز تنها در کوچه و خيابان و اماکن تفريحي رها نکنند و حتي يک لحظه هم از آنها غافل نشوند.
مرد کلاهبردار طعمه هايش را در چت روم ها شکار مي کرد
متهم به بهانه فروش آپارتمان دختران جوان را فريب مي داد و از آنان مبالغ ميليوني مي گرفت


گروه حوادث؛ يک مرد شياد با پرسه زدن در چت روم ها دختران جوان را شناسايي مي کرد و پس از ريختن طرح دوستي با آنان نقشه خود را براي کلاهبرداري به اجرا درمي آورد. اين مرد 35ساله پس از اعلام شکايت هاي متعدد هنگامي که براي اغفال طعمه جديدش به يک کافي شاپ رفته بود، بازداشت شد.

طرح شکايت


مردادماه امسال چند دختر جوان به دادسراي ناحيه 4 تهران رفتند و از فردي که خود را يکي از مديران ارشد شرکت نفتي پاسارگاد معرفي و از آنان کلاهبرداري کرده بود، شکايت کردند. آنها که شکواييه هاي جداگانه يي را تنظيم کرده و از وجود مالباختگان ديگري اطلاع داده بودند اظهارات مشترکي را بيان و اعلام کردند متهم به بهانه فروش آپارتمان از آنان مبالغي بين 20 تا 30 ميليون تومان دريافت کرده است. يکي از اين دختران توضيح داد؛ «در يک چت روم با پسر جواني آشنا شدم و چند روزي با هم گفت وگوي اينترنتي داشتيم تا اينکه پيشنهاد داد از نزديک يکديگر را ملاقات کنيم. من هم اين خواسته را پذيرفتم و به اين ترتيب دوستي من و آرش شروع شد. او جوان موقر و ثروتمندي بود و هميشه سوار بر يک ماکسيما سر قرار مي آمد. بعد از چند جلسه اعتمادم نسبت به آرش جلب شد. او يکي از مديران شرکت نفت پاسارگاد بود و فرد قابل اعتمادي به نظر مي رسيد براي همين وقتي پيشنهاد داد برايم يک آپارتمان بخرد، قبول کردم.» اين مالباخته ادامه داد؛ «آن طور که آرش مي گفت شرکت شان در حال واگذاري چند واحد آپارتماني در غرب تهران به کارکنان خودش بود و او مي توانست با توجه به موقعيت شغلي و نفوذش يکي از آپارتمان ها را براي من بخرد. قيمت هر واحد مسکوني فقط 30 ميليون تومان بود و البته شرکت به خريداران مسکن سهام مي فروخت و مابقي پول خانه را از سود سهام کسر مي کرد. اين فرصتي استثنايي و بي نظير بود براي همين 30 ميليون تومان را فراهم کردم و به آرش دادم اما از آن به بعد ديگر خبري از او نشد و فهميدم اصلاً چنين فردي در آن شرکت نفتي کار نمي کند.» بقيه مالباختگان نيز به همين شيوه در چت روم ها با آرش آشنا شده، با او در يک کافي شاپ قرار گذاشته و فريب ادعاها و خودروهاي گران قيمت او مثل ماکسيما و آزرا را خورده بودند. بنا به گفته شاکيان، آرش بعد از گرفتن پول از آنها قراردادي نيز منعقد مي کرد که البته هيچ ارزش قانوني نداشت.

تحقيقات پليس


کارآگاهان پايگاه چهاردهم پليس آگاهي پس از آنکه پرونده را تحويل گرفتند به چهره نگاري از متهم پرداختند، سپس محدوده جغرافيايي را که متهم معمولاً در آنجا تردد مي کرد و با طعمه هايش قرار مي گذاشت به صورت نامحسوس زير نظر گرفتند و سعي کردند با توسل به ترفندهاي ديگر پليسي ردي از مرد کلاهبردار پيدا کنند. سرانجام روز 18 شهريورماه خبر رسيد آرش دختر ديگري را نيز اغفال کرده و قرار است ساعت 17 او را در يک کافي شاپ در خيابان وليعصر، نرسيده به خيابان فاطمي ملاقات کند. به اين ترتيب متهم سر بزنگاه بازداشت شد. او اين بار با يک پرايد به محل قرار رفته بود و در بازرسي از خودرو وي يک لپ تاپ و تعدادي سربرگ و مهر جعلي شرکت پاسارگاد پيدا شد. آرش 35ساله ابتدا خودش را بي گناه مي خواند اما همه شواهد و مدارک عليه او بود به همين خاطر او بالاخره بعد از چندين روز بازداشت شد و جزييات نقشه تبهکارانه اش را افشا کرد و گفت وقتي به شرکت خصوصي يکي از بستگانش که طرف قرارداد شرکت پاسارگاد است، رفته بود، يک نامه اداري شرکت نفت را به دست آورد و با جعل آن فعاليت هاي مجرمانه اش را شروع کرد.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران در اين باره گفت؛ تاکنون شش شاکي در اين پرونده شناسايي شده اند، اما با توجه به اطلاعات به دست آمده از رايانه متهم که در آن نشاني هاي اينترنتي افراد مختلف به همراه شماره هاي تماس آنها کشف شده است به احتمال زياد تعداد افرادي که از سوي اين فرد مورد سوءاستفاده مالي قرار گرفته اند، افزايش پيدا خواهد کرد و کارآگاهان در حال حاضر در حال شناسايي ديگر مالباختگان اين پرونده هستند. سرهنگ عباسعلي محمديان افزود؛ در بررسي هاي به عمل آمده توسط کارآگاهان مشخص شد اين فرد هيچ گونه شغل يا مسووليتي در شرکت پاسارگاد ندارد و صرفاً با جعل عنوان و معرفي کذب خود به عنوان يکي از مديران ارشد آن، اقدام به کلاهبرداري از شهروندان کرده است.

رئيس پليس آگاهي پايتخت همچنين گفت؛ خودروهاي گران قيمتي که متهم سوار بر آنها در محل ملاقات حاضر مي شد همه کرايه يي بودند.

سرهنگ عباسعلي محمديان در پايان اظهار داشت؛ از کليه مالباختگاني که با اين شيوه مورد کلاهبرداري قرار گرفته اند دعوت مي شود براي طرح شکايت و تشکيل پرونده به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي ناحيه 4 تهران يا اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران واقع در خيابان وحدت اسلامي مراجعه کنند.
پرونده يک جنايت بعد از 14 سال به جريان افتاد
پيش از اين قرار بود تکليف پرونده با انجام قرعه کشي مشخص شود
گروه حوادث؛ پرونده يک نزاع مرگبار که 14 سال قبل اتفاق افتاده بود بار ديگر به جريان افتاد. در مراحل اوليه رسيدگي به اين قتل دو مرد در مظان اتهام قرار داشتند و قضات ديوان عالي کشور تصميم گرفتند با انجام قرعه کشي يک نفر را به عنوان قاتل تعيين و او را مجازات کنند، اما پيش از انجام اين کار يکي از متهمان در زندان فوت کرد و ديگري متواري شد.

به گزارش خبرنگار ما ظهر روز سوم خرداد ماه سال 74 مردي با کلانتري انقلاب تماس گرفت و گفت در نزديکي خانه اش نزاع سختي بين سه مرد درگرفته است و هر لحظه امکان دارد اتفاق ناگواري رخ دهد. او گفت اين سه مرد با چوب و قمه به جان يکديگر افتاده اند و هيچ کس نمي تواند آنها را از هم جدا کند. دقايقي پس از اين تماس گروهي از ماموران در محل حادثه حاضر شدند اما فقط يکي از شرکت کنندگان در نزاع را به نام مجيد که به شدت مجروح شده و خون از سر و رويش جاري بود ديدند و دريافتند دو نفر ديگر به نام هاي ناصر و هاشم پس از مجروح کردن مجيد متواري شده اند. بلافاصله مجيد به نزديک ترين بيمارستان منتقل شد اما جراحات وارده به وي به حدي بود که او پس از ساعتي روي تخت بيمارستان جان باخت و پزشکان علت مرگ او را ضربه مهلکي دانستند که به سر وي وارد شده بود. بنابراين کاشاني قاضي وقت شعبه 1603 دادگاه جنايي در جريان مرگ مجيد قرار گرفت و از آنجا که شاهدان گواهي دادند مجيد را ناصر و هاشم کشته اند حکم جلب آنها را صادر کرد. کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تجسس هاي گسترده يي را براي دستگيري مظنونان آغاز کردند و پس از چند روز دو مظنون به طور جداگانه بازداشت شدند. در اين ميان هاشم در بازجويي هاي مقدماتي قتل را به گردن ناصر انداخت و با ارائه مدارکي توانست زمينه آزادي اش را فراهم کند اما ناصر نيز در برابر کارآگاهان جنايي پايتخت اتهام قتل مجيد را پذيرفت و چگونگي حادثه را شرح داد. او گفت؛ من و هاشم به خاطر مسائل کاري با مجيد مشکل داشتيم و روز حادثه هم براي حل اين مشکل نزد او رفته بوديم که اين حادثه اتفاق افتاد. مجيد وقتي فهميد قرار است در مورد اختلاف مان صحبت کنيم عصباني و با ما درگير شد. او يک قمه از زير پيراهنش بيرون کشيد و با آن چند ضربه به من زد، من هم با يک چوب از خودم دفاع کردم و چند ضربه به سر او وارد کردم. وي ادامه داد؛ آن چوب هم متعلق به خود مجيد بود و من آن را در شروع درگيري از او گرفته بودم.

اعترافات صريح ناصر کافي بود تا وي به اتهام قتل عمد در دادگاه جنايي تهران محاکمه شود. در جلسه رسيدگي به اين پرونده در شرايطي که ناصر در پليس آگاهي قتل را گردن گرفته بود حرف هايش را پس گرفت و اقرار اوليه اش را انکار کرد. او گفت؛ قاتل واقعي هاشم است. من فقط چند مشت به صورت مقتول زدم و ضربه اصلي را هاشم با يک چوب به سر مجيد وارد کرد و او را کشت. اظهارات متهم به قتل در حالي مطرح شد که هاشم پس از آزادي مفقود شده و هيچ ردي از خود به جا نگذاشته بود. در چنين شرايطي قاضي کاشاني با بررسي محتويات پرونده ناصر را در قتل مجيد گناهکار تشخيص داد و وي را به قصاص محکوم کرد اما هاشم که نامش به عنوان شريک جرم در پرونده ثبت شده بود از اتهام مباشرت در جرم تبرئه شد.

پس از صدور اين راي ناصر به آن اعتراض کرد و پرونده براي بررسي به شعبه 20 ديوان عالي کشور ارجاع شد. قضات ديوان با بررسي دقيق پرونده و با توجه به دفاع متهم و وکيل تسخيري اش پرونده را از مصاديق ماده 315 قانون مجازات اسلامي تشخيص دادند. بر اساس اين ماده قانوني اگر دو نفر توامان متهم به قتل باشند و هر يک اين اتهام را به گردن شخصي ديگر بيندازد و شواهد نشان دهد فقط يکي از آنها قاتل است قرعه بين آنها حکم مي کند تا قاتل مشخص شود. در اين صورت متهم اصلي فقط به پرداخت ديه محکوم خواهد شد. به اين ترتيب در شرايطي که محکوميت يا تبرئه ناصر به شانس بستگي داشت او در زندان در انتظار نتيجه اين قرعه کشي بود که مرگ به سراغش آمد و او در سن 62 سالگي در زندان فوت شد.

مرگ ناصر پايان ماجرا نبود و پرونده در خصوص اتهام هاشم به جريان افتاد. در حالي که 14 سال از مرگ مقتول مي گذشت کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي ماموريت يافتند با بررسي سرنخ هاي موجود هاشم را دستگير کنند اما اين بررسي ها پس از مدتي بي نتيجه ماند چرا که همه اطلاعاتي که از وي در دست بود به 14 سال قبل بازمي گشت و هيچ يک از آنها قابل استناد نبودند. بنابراين مقامات قضايي تصميم گرفتند به اين پرونده به صورت غيابي رسيدگي کنند.

به اين ترتيب اين پرونده قديمي براي رسيدگي به شعبه 1106 مجتمع قضايي بعثت به رياست قاضي محمدرضا گيوکي ارسال شد و قرار است به زودي دور جديد رسيدگي به اين جنايت آغاز شود. قاضي گيوکي در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ هم اکنون تلاش هاي گسترده يي براي دستگيري متهم فراري آغاز شده است اما در صورتي که حتي او نيز دستگير نشود محاکمه به طور غيابي برگزار مي شود و پس از دستگيري اش حکم در مورد وي اجرا خواهد شد. اما در صورتي که متهم فراري به دام بيفتد بين او و متهم فوت شده قرعه کشي مي شود و قرعه به نام هر کس بيفتد به پرداخت ديه محکوم خواهد شد. وي خاطرنشان کرد اگر قرعه به نام متهم فوت شده بيفتد وراث وي بايد ديه را پرداخت کنند.
قتل پدرخوانده در حمايت از همسر
متهم به قتل با رضايت اولياي دم مقتول به حبس محکوم شد
گروه حوادث؛ پسري که ناپدري اش را مقصر قهر همسرش از خانه مي دانست بعد از محاکمه به اتهام قتل ناپدري به زندان محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين مرد عطار نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ فرهاد مطابق اوراق پرونده از نظر دادسرا در قتل پدرخوانده اش علي که 73ساله بود مجرم شناخته شده است. بررسي اعترافات فرهاد نشان مي دهد او به خاطر اختلافي که با همسرش پيدا کرد دچار عصبانيت شد و سپس در يک درگيري پدرخوانده اش را به قتل رساند. وي ادامه داد؛ اولياي دم مقتول اعلام کرده اند از قصاص گذشت مي کنند اما من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني به لحاظ جنبه عمومي جرم را دارم.

در ادامه فرهاد در جايگاه حاضر شد. وي اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ من پدر و مادر نداشتم و در پرورشگاه زندگي مي کردم تا اينکه علي و همسرش حضانت مرا قبول کردند. من روزهاي سختي را در زندگي ام گذرانده ام و بي هويتي هميشه آزارم مي داد. فقط مادرخوانده ام بود که با حرف ها و کارهايش مي توانست آرامم کند. چند سال قبل عاشق دختري شدم و با او ازدواج کردم. تنهايي زياد من باعث شد هرچه بيشتر به همسرم نزديک شوم و رابطه عاطفي قوي بين ما برقرار شود تا اينکه مادرخوانده ام فوت شد. من دچار غم سنگيني شده بودم اما اميدوار بودم همسرم نياز هاي عاطفي مرا برآورده کند. از آنجايي که مادرم پدرخوانده ام را به من سپرده بود براي اينکه به وصيتش عمل کنم، تصميم گرفتيم به اتفاق همسرم به خانه او برويم و آنجا زندگي کنيم تا علي تنها نباشد. پدرخوانده ام خيلي بهانه گيري مي کرد و با کارهايش باعث آزار همسرم مي شد. با اين حال من سعي مي کردم همسرم را آرام کنم تا اينکه يک روز وقتي به خانه آمدم، متوجه شدم همسرم در خانه نيست. وقتي سراغش را از پدرخوانده ام گرفتم، فهميدم او همسرم را از منزل بيرون کرده است. همسرم تنها اميد من در زندگي بود و بدون او نمي توانستم زندگي کنم. به پدرخوانده ام گفتم تو خودت باعث شدي او برود و خودت هم بايد او را باز گرداني اما علي با من درگير شد. متهم گفت؛ چند روز سخت را پشت سر گذاشتم. از پدرخوانده ام خواستم واسطه شود تا همسرم بازگردد اما او اين کار را نکرد. من که به لحاظ عصبي خيلي تحت فشار بودم به آشپزخانه رفتم و يک چاقو برداشتم. آنقدر عصبي بودم که متوجه رفتارم نمي شدم. يکدفعه درگيري بين ما آغاز شد و من با چاقو به او ضربه زدم. در اين ميان خودم هم آسيب ديدم. پريشان از خانه بيرون رفتم. دست هايم زخمي بود به همين خاطر به بيمارستان رفتم و دست هايم را پانسمان کردم. بعد به کلانتري رفتم و خودم را به ماموران معرفي کردم. من به شدت از کاري که کرده بودم پشيمان بودم. من دنبال يک زندگي بهتر بودم و مي خواستم فقط همسرم را بازگردانم اما پدرخوانده ام خيلي دخالت مي کرد و زندگي ما را به هم ريخته بود.

فرهاد ادامه داد؛ از کاري که کرده ام به شدت پشيمان هستم و از اولياي دم که از قصاص گذشت کرده اند تشکر مي کنم و تقاضا دارم هيات قضات هم با توجه به شرايط زندگي من در مجازاتم تخفيف قائل شوند.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و فرهاد را به جرم قتل پدرخوانده اش به زندان محکوم کردند.
عناوين اين صفحه
يک زوج نابارور کودک ربوده شده را خريده بودند
متهم به بهانه فروش آپارتمان دختران جوان را فريب مي داد و از آنان مبالغ ميليوني مي گرفت
پيش از اين قرار بود تکليف پرونده با انجام قرعه کشي مشخص شود
متهم به قتل با رضايت اولياي دم مقتول به حبس محکوم شد
تاييد حکم قصاص دو متهم به قتل
سرقت جواهرات از شرکت کنندگان مجلس ختم
بازداشت به خاطر شوخي با پليس 110
سرقت خودرو براي درمان فرزند
دعواي زن و مرد جوان بر سر خودروي پژو
مرگ 210 هندي در سيل
کاميون تيرچراغ برق را واژگون کرد
15 ماه حبس به اتهام کندن زبان نامزد

تاييد حکم قصاص دو متهم به قتل
گروه حوادث؛ ديوان عالي کشور حکم دو محکوم به مرگ را که از سوي قضات دادگاه کيفري استان تهران محکوم شده بودند مورد تاييد قرار داد. به گزارش خبرنگار ما اين دو متهم که يکي خواننده جشن هاي عروسي و ديگري سارق ماشين حمل پول است در دو پرونده جداگانه مرتکب قتل شده بودند. در اولين پرونده صلاح الدين مرد خواننده زماني که فهميد مقتول با همسرش رابطه دارد او را به مکاني خلوت کشاند و به قتل رساند. اين مرد در جلسه محاکمه اش توضيح داد مقتول همکار او بود و وي زماني که متوجه شد اين مرد در نبود او با همسرش رابطه برقرار مي کند تصميم به قتل گرفت. صلاح الدين با درخواست اولياي دم از سوي هيات قضات شعبه 71 به قصاص محکوم شد و اين حکم به تاييد ديوان عالي کشور رسيد. در پرونده ديگر مردي که در پي سرقت هاي متعدد از ماشين هاي حمل پول نگهبان يکي از اين خودروها را به قتل رسانده بود به قصاص محکوم شد. اين مرد که رضا نام دارد با همدستي دوستانش باندي را تشکيل داده بود و به خودروهاي حمل پول بانک ها دستبرد مي زد. وي در يکي از اين سرقت ها با شليک گلوله به سمت محافظ 37ساله او را به قتل رساند. اين مرد بعد از دستگيري در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد و حکم وي در شعبه 11 ديوان عالي کشور مورد تاييد قرار گرفت.


سرقت جواهرات از شرکت کنندگان مجلس ختم
گروه حوادث؛ دو زن که به بهانه تحويل گرفتن امانت جواهرات شرکت کنندگان در يک مراسم ختم را سرقت کرده اند از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفتند. به گزارش خبرنگار ما مالباختگان هنگام ورود به مسجدي در شهرک غرب با دو زن روبه رو شدند که از آنها خواستند براي پيشگيري از سرقت يا گم شدن جواهرات شان آنها را تحويل دهند و قبض دريافت کنند. يکي از مالباختگان در اين باره گفت؛ وقتي قصد داشتم وارد مسجد شوم دو زن که در دست يکي از آنها قبض و در دست ديگري نايلون هاي مخصوصي بود از من خواستند جواهراتم را به آنها تحويل دهم. آنها گفتند به خاطر ازدحام شرکت کنندگان در مراسم ختم ممکن است جواهراتم گم يا سرقت شود. آنها سپس همه زيورآلاتم را از من گرفتند و پس از آنکه آنها را درون نايلون هاي مخصوص شان گذاشتند به من رسيد دادند. اما پس از پايان مراسم وقتي از مسجد خارج شدم هيچ اثري از آن دو زن نبود. وقتي از مسوولان مسجد پرس و جو کردم فهميدم آنها سارق بوده اند. شاکي همچنين گفت؛ اين اتفاق به جز من براي چند نفر ديگر نيز رخ داده است و آنها نيز از سارقان شاکي هستند. بنا بر اين گزارش هم اکنون تلاش ها براي دستگيري سارقان ادامه دارد.


بازداشت به خاطر شوخي با پليس 110
بازپرس جنايي تهران براي مردي که به قصد شوخي با پليس 110 تماس گرفته و مدعي شده بود وي را ربوده اند و مورد ضرب و شتم قرار داده اند، قرار بازداشت صادر کرد. روز دوشنبه شش مهر مرد جواني در تماس با پليس 110 از ربوده شدن و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن خود خبر داد. اين فرد به اپراتور110 گفت عده يي وي را مورد ضرب و جرح قرار داده و او را به ته چاهي در يکي از پارک هاي تهران انداخته و سپس متواري شده اند. پس از اين تماس ماموران به سرعت به محل اعلام شده رفتند اما در چاه اثري از اين فرد ديده نشد. ماموران سپس خط تلفني را که اين فرد با آن تماس گرفته بود مورد بررسي قرار دادند و موفق شدند اين شخص را در حوالي محل پارک مورد نظر در حالي که روي صندلي نشسته بود و به ماموران نگاه مي کرد، دستگير کنند. متهم در بازجويي اوليه مدعي شد فردي تلفن وي را قرض گرفته و او نمي دانست آن شخص با پليس تماس گرفته و براي ماموران مزاحمت ايجاد کرده است. در ادامه مرد جوان به دادسراي جنايي فرستاده و در دادسرا مشخص شد ماجراي قرض دادن تلفن دروغ بوده و خود متهم با ماموران پليس تماس گرفته است. محمد شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ براي اين فرد به اتهام مزاحمت براي ماموران پليس و همچنين مداخله و ايجاد بي نظمي در کار آنها قرار بازداشت صادر شد.


سرقت خودرو براي درمان فرزند
مرد ميانسالي به بهانه تامين هزينه درمان فرزندش دست به سرقت خودرو زد. به گزارش فارس، چند روز قبل مرد جواني با مراجعه به پليس آگاهي تهران ماموران را از سرقت خودرو اش باخبر کرد و گفت پيکان سفيدرنگ وي شب قبل از جلوي در خانه به سرقت رفته است. اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات براي کشف خودرو و دستگيري سارق آن آغاز شد، تا اينکه 15 روز بعد بدنه خودرو در حاشيه جنوبي شهر کشف شد اما اثري از سارق خودرو نبود. وي ادامه داد؛ چند روز بعد پيرمردي با مراجعه به ماموران پليس در منطقه يافت آباد مدعي شد خودرو پيکان کرم رنگ وي به سرقت رفته است. داديار شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران بزرگ گفت؛ ماموران تحقيقات خود را براي پيدا کردن پيکان دوم نيز آغاز کردند، تا اينکه پنج روز بعد موفق شدند زن و مرد ميانسالي را سوار بر اين اتومبيل شناسايي و دستگير کنند. مرد 37ساله به نام افشين با اعتراف به سرقت اين اتومبيل و پيکان اول انگيزه خود را از سرقت ها هزينه بالاي مداواي بيماري فرزندش عنوان کرد و مدعي شد بيشتر مجبور است ويزيت 100 هزار توماني به پزشکان بدهد و چون از تمکن مالي برخوردار نيست چاره يي به جز سرقت نداشت.


دعواي زن و مرد جوان بر سر خودروي پژو
زن و مردي با اظهارات ضد و نقيض بر سر يک خودروي پژو 206 درگير شدند و قاضي پرونده را بر سر دوراهي قرار دادند. به گزارش فارس، 31 شهريور مرد جواني با مراجعه به مسوولان دادسراي ناحيه 27 تهران مسوولان را از وقوع سرقت خودروي خود باخبر کرد. اين فرد در اظهاراتش مدعي شد خودروي پژو 206 وي از جلوي در خانه اش در حوالي نياوران به سرقت رفته و نمي داند چه کسي آن را دزديده است. تحقيقات براي پيدا کردن خودرو و همچنين دستگيري سارق آن آغاز شد تا اينکه ماموران چهار روز بعد خودرو را زماني که در حوالي شهرک غرب در حال تردد بود شناسايي و راننده آن را که زن جواني بود دستگير کردند. اين زن به محض دستگيري از اقدام پليس ابراز ناراحتي کرد و گفت پليس حق ندارد بدون دليل وي را دستگير و خودروي وي را متوقف کند. ماموران با انتقال اين زن به دادسرا به وي گفتند مردي 32ساله به نام رضا مدعي شده خودرواش به سرقت رفته است. اين دختر جوان به محض شنيدن اسم رضا مدعي شد از سرقت خودرو بي اطلاع است و اتومبيل را ندزديده بلکه آن را از رضا خريده و اسناد خودرو را نيز تحويل گرفته است. پس از روبه رو شدن اين زن و مرد جوان با يکديگر رضا مدعي شد بحث فروش خودرو صحت ندارد و قرار بود پژو 206 با يک زانتيا تعويض شود اما اين زن جوان اين کار را نکرده و فقط پژو206 را برده است. در حال حاضر تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده ادامه دارد.


مرگ 210 هندي در سيل
افزون بر 200 نفر بر اثر بارش باران هاي سيل آسا و وزش تندباد در جنوب و غرب هندوستان جان سپردند. به گزارش ايسکانيوز از روز جمعه تاکنون دست کم 166 نفر در کارناتاکاي هند بر اثر باران هاي موسمي و تندباد قرباني شده اند. بسياري از خانه هاي اين ايالت نيز بر اثر جاري شدن سيل خسارت ديده و در محاصره گل و لاي قرار گرفته است. همچنين 33 نفر در ايالت «آندراپرادش» جان سپرده اند و منطقه کنکان در ايالت «ماهاراشترا» قربانگاه 15 هندي ديگر لقب گرفته است. از سوي ديگر در منطقه «گوا» سيل به چندين محور ارتباطي خسارت جدي زده است و نيروهاي مسلح هند براي نجات هزاران نفر از خانه به دوشان به سختي تلاش مي کنند. در اين بين اردوگاه هايي براي اسکان موقت بيش از چهار هزار سيل زده در نظر گرفته شده است. مسوولان مرکز مقابله با حوادث غيرمترقبه هند تصريح کردند سيل در ايالت هاي «آندراپرادش» و «کارناتاکا» به 200 هزار خانه و حجم وسيعي از زمين هاي کشاورزي خسارت کلان زده و هزاران راس دام تلف شده است. بنا بر اين گزارش آوارگان از کمبود غذا، دارو و پوشاک رنج مي برند و پخش اقلام حياتي با شش فروند بالگرد ادامه دارد. سازمان هواشناسي هند هشدار داده است بارندگي هاي شديد تا پايان امروز قطع نخواهد شد.


کاميون تيرچراغ برق را واژگون کرد
برخورد يک دستگاه کاميون با تير چراغ برق سيماني موجب واژگون شدن تير و ايجاد اتصالي در سيم هاي برق شد. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران آتش نشانان در ساعت 22/21 شنبه با دريافت خبري مبني بر برخورد يک دستگاه کاميون با تيرچراق برق، به محل حادثه در جنت آباد جنوبي، تقاطع 35 متري گلستان اعزام شدند. شهرام کريمي نصر فرمانده آتش نشانان اعزامي به محل حادثه درباره جزييات عمليات امدادرساني گفت؛ در اين حادثه يک دستگاه کاميون به علت بي توجهي با تير چراغ برق سيماني برخورد کرد و موجب شد تير چراغ برق تا نيمه واژگون شود. به طوري که کشيده شدن سيم هاي برق موجب بروز اتصالي و جرقه در آنها شده بود. وي افزود؛ آتش نشانان بلافاصله با کشيدن نوار ايمني براي جلوگيري از ورود شهروندان به محل حادثه و محدوده خطر با هماهنگي و همکاري عوامل راهنمايي و رانندگي از گذر خودروها از اين محدوده جلوگيري کردند. اين فرمانده آتش نشاني گفت؛ با رسيدن ماموران شرکت برق منطقه يي و قطع جريان اصلي برق، تير چراغ برق نيمه واژگون با استفاده از جرثقيل جابه جا شد و آتش نشانان پس از اجراي عمليات ايمن سازي به ماموريت خود پايان دادند. اين گزارش حاکي است با بروز اين حادثه راننده کاميون از صحنه حادثه گريخت.


15 ماه حبس به اتهام کندن زبان نامزد
رسانه هاي امريکا از اقدام جنون آميز يک دختر جوان خبر دادند و اعلام کردند؛ اين دختر زبان نامزد خود را با چاقو قطع کرد. به گزارش ايسنا، «بيل کالفورد» قاضي رسيدگي به اين پرونده در مصاحبه يي با يکي از روزنامه هاي محلي ايالت «کاليفرنيا» تصريح کرد؛ متهم که 38ساله است و به دليل امنيتي نامش فاش نمي شود، در يک اقدام کاملاً انتقام جويانه زبان نامزد خود را با استفاده از چاقو قطع کرد. اين زن جوان در بازجويي هايش خاطرنشان کرد؛ هفته گذشته با نامزدم براي خريد به يک بوتيک رفته بودم، او جلوي همه، مرا بدون هيچ دليلي زير مشت و لگد گرفت و من هم در يک فرصت مناسب و زماني که در خواب بود، زبانش را با چاقو قطع کردم و اصلاً هم از کارم پشيمان نيستم. بر اساس راي دادگاه منطقه «وست مونرو» در ايالت «کاليفرنيا»، اين دختر به اتهام قطع عضو و آسيب رساندن به اين مرد به 15 ماه حبس و پرداخت جريمه نقدي محکوم شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام