دکتر بهنام اوحدي* - www.iranbod.com
با وجود اينکه شايع ترين و بيشترين شخصيت مشاهده شده -چه در اندازه ويژگي (Trait) و چه در قواره اختلال (Disorder)- همين شخصيت آميخته به هم يا مختلط است، اما کمترين توصيف و تشريح در مبحث شخصيت کتاب ها و درسنامه هاي روانپزشکي، روانکاوي و شناخت درماني از آن همين شايع ترين و رايج ترين شخصيت آدميان است.
نکته بنيادين درآميختن و اختلاط شخصيت ها به همديگر، وجوه اشتراک «سرشتي» (تمپرمنتال) و «منشي» (کاراکتري) اين شخصيت هاست که جوشگاه و پيوستگاه اين شخصيت ها مي شوند. چند سالي است که در کلاس ها و کارگاه هاي آموزشي عمومي و تخصصي، براي فهم پذيري بيشتر شخصيت آميخته به هم (مختلط) در پيش ذهن مخاطبان، اين شايع ترين شخصيت را به «چاقوي چندکاره کوهنوردي سوئيسي» تشبيه کرده و مي کنم. اگر تاکنون به فروشگاه هاي ورزشي کوهنوردي و طبيعت گردي سر زده باشيد، بي گمان، اين گونه چاقوهاي طبيعت گردي و کوهنوردي قرمزرنگ با صليبي سپيد روي آن را ديده ايد که بسته به «خواست» و «نياز» دارنده اش، چاقو، قاشق، چنگال، دربازکن، چوب پنبه کش، قيچي، سوهان، اره و...اش بيرون آورده شده و به کار گرفته مي شود. در شخصيت آميخته به هم (مختلط)، نيز در هر يک از ايستارهاي فردي و اجتماعي -بسته به «خواست» و «نياز» فرد- درست همانند چاقوي سوئيسي، يکي از شخصيت هاي موجود در قالب شخصيتي فرد برون جسته و نمايان و هويدا مي شود. بنابراين، مفهوم سازي (کانسپچواليزيشن) و جمع بندي (فرموليشين) شخصيتي فرد در محور دو بسيار دشوار شده و ممکن است نيازمند بازنگري در جلسات و مراجعات بعدي و مصاحبه هاي تکميلي باشد. البته در بيشتر موارد، وجوه شخصيتي چيره تر و پرمايه تر در «ساختار شخصيتي» فرد، خودشان را در همان جلسه و مصاحبه نخست، پيش چشم و ذهن روانپزشک و روانشناس تيزبين و نکته سنج، آشکار و آشنا مي نمايانند.
نخستين اصل براي شناخت «شخصيت آميخته به هم»، اين است که در بيشتر موارد، فردي که داراي ويژگي هاي پررنگ يا اختلال يک شخصيت از يک دسته (کلاستر) شخصيتي است، به احتمال فراوان داراي ويژگي هاي پررنگي از ديگر شخصيت هاي آن کلاستر نيز هست. براي نمونه، مراجعي که داراي ويژگي هاي پررنگ يا اختلال شخصيت خودشيفته (نارسيسيستيک) است، به احتمال فراوان ويژگي (تريت)هايي از سه شخصيت ديگر کلاستر
B -يعني نمايشگر (هيستريونيک)، جامعه ستيز (آنتي سوشيال)، مرزي- آشوبناک (بوردرلاين)- را هم در ساختار شخصيتي اش دارد. همچنين فردي که دچار اختلال شخصيت درخودمانده-تنهايي گزين (اسکيزوئيد) است، به احتمال فراوان ويژگي هايي از دو شخصيت ديگر کلاستر A يعني شخصيت بدبين- سرنخ جو (پارانوئيد) و شخصيت خرافه مدار- شگفت انگيز (اسکيزوتايپال) را در ساختار شخصيتي اش داراست. نيز بيمار دچار اختلال شخصيت پرهيزمدار- مردم گريز (اوويدنت) نيز در ساختار شخصيتي اش، به احتمال فراوان در ساختار شخصيتي اش، ويژگي هاي پررنگي (چه بسا حتي در اندازه اختلال) از دو شخصيت ديگر کلاسترC يعني شخصيت وابسته (ديپندنت) و شخصيت قانونمدار-منضبط (وسواسي- جبري) را در ساختار شخصيتي اش همراه و همبسته دارد.
البته بايد دانست که به هم آميختن و اختلاط شخصيت منحصر و محدود به شخصيت هاي يک دسته (کلاستر) شخصيتي نبوده و شخصيت هاي گوناگوني از همراه و همبسته شدن ويژگي (تريت)هاي پررنگ و نيز اختلال شخصيت هاي دسته (کلاستر)هاي ناهمگون با يکديگر پديد آمده و پيش چشم و ذهن آدميان، مشاوران، روانشناسان و روانپزشکان پيدا و پنهان مي نشينند. به ياري پروردگار بخشنده مهربان، ديگر چاقوهاي چندکاره سوئيسي -شخصيت هاي شايع آميخته به هم (مختلط)- که در هر ايستار فردي يا اجتماعي، يکي از اجزاي شخصيتي شان برون جسته و هويدا مي شوند، را در هفته هاي پيش رو مورد واکاوي و بازبيني قرار مي دهم.
*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي