دوشنبه، 13 مهر 1388 - شماره 2069
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
زنجيره تامين دارو در آستانه فروپاشي
داروخانه ها به سوپرمارکت تبديل مي شوند

فاطمه احمديان

زنجيره دارويي کشور يکي از مهم ترين ارکان نظام درماني کشور است که از شرکت هاي واردکننده و توليدکننده دارو آغاز شده و به واسطه شرکت هاي پخش و توزيع کننده دارو به داروخانه ها، بيمارستان ها و مراکز درماني به عنوان مصرف کننده دارو ختم مي شود. برآوردها حاکي از آن است که گردش مالي دارويي کشور در يک سال حدود 250 ميليارد تومان است. طبيعي است حفظ ظرفيت خدمات رساني و ادامه گردش کار اين مجموعه عظيم منوط به تعادل دريافت ها و پرداخت هاي مالي آنها است و هرگونه اخلال در گردش مالي اين صنعت، موجب اخلال در نظام دارويي کشور مي شود.

اين به اين معنا است که زماني که داروخانه ها و مراکز درماني و بيمارستاني به هر دليل نتوانند بهاي داروهاي مورد نياز خود را به شرکت هاي پخش و توزيع کننده دارو پرداخت کنند، سيستم توزيع دارو ناگزير است مطالبات شرکت هاي توليدکننده و واردکننده دارو را تا زمان دريافت نقدينگي به تعويق اندازد و کسري بودجه يي که از اين طريق به شرکت هاي توليدکننده و واردکننده دارو تحميل مي شود نتيجه يي جز کاهش کيفي و کمي خدمات دارماني نخواهند داشت چرا که بدهي قريب به 250 ميليارد تومان، رقم کوچکي در گردش مالي اين مراکز محسوب نمي شود.

زماني که دکتر «لنکراني» (وزير سابق بهداشت) در مراسم توديع خود با عنوان کردن اين موضوع که «متاسفانه از ابتداي سال جاري تاکنون بيمه ها به بيمارستان هاي دانشگاهي پرداختي نداشته اند» و از عدم پرداخت سازمان هاي بيمه گر به عنوان يک معضل مهم نام برد، شايد کسي به ابعاد مختلف فاجعه خاموشي که در حال اتفاق افتادن بود، فکر نمي کرد؛ فاجعه يي که هم مراکز درماني و بيمارستاني را تحت الشعاع خود قرار مي دهد، هم شرکت هاي توليدکننده و واردکننده دارو را در آستانه ورشکستگي قرار مي دهد و هم داروخانه ها را تبديل به سوپرمارکت مي کند. فاجعه يي که بدون ترديد قابليت و پتانسيل بالقوه يي براي بلعيدن دستاوردها و پيشرفت هاي 30 سال گذشته در خود خواهد اشت.

به هر حال هر انسان منصف و سليم النفسي بر موفقيت ها و پيشرفت هاي بزرگي که در طول 30 سال گذشته از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران در عرصه دارويي کشور از قبيل کشف و توليد داروهاي جديد و نوترکيب، پيشرفت در حوزه تخصص هاي دارويي و ابداع روش هاي جديد درماني، ريشه کن کردن بعضي از بيماري ها، بهبود وضعيت درماني، تاسيس و گسترش مراکز علمي-پژوهشي مورد نياز جامعه صورت گرفته، اذعان دارد، اما قطعاً استمرار آن نيازمند جلوگيري از فروپاشي شرکت هاي توليدکننده دارو به عنوان قلب تپنده تحقيقات صنعت دارويي کشور و نيز شرکت هاي واردکننده دارو به عنوان تکميل کننده صنايع داخلي و تامين کننده نيازهاي ضروري درماني است و بدون ترديد بدقولي هاي بيمه هاي درماني در پرداخت مطالبات بيمارستان ها و مراکز درماني آثار سوء درازمدتي در ادامه حيات شرکت هاي فعال در اين حوزه و استمرار موفقيت ها و پيشرفت هاي گذشته و دستيابي به اهداف و افق هاي برنامه 20 ساله کشور از يک سو و تامين دارو جهت درمان بيماران نيازمند از سوي ديگر خواهد داشت.

دکتر «سيدجمال سعيدواقفي» دبير انجمن داروسازان ايران در اين ارتباط مي گويد؛ «عدم پرداخت مطالبات داروخانه ها طي پنج ماه گذشته مشکلات زيادي را به دنبال داشته است. به همين ترتيب طلب شرکت هاي توزيع کننده دارو از مراکز درماني و بيمارستان هاي دولتي به مراتب ارقام بزرگ تري را شامل مي شود و طبيعتاً اين منجر به عدم پرداخت بهاي دارو به توليد کنندگان و واردکنندگان دارو شده است به طوري که در حال حاضر صنايع داروسازي حدود 200 تا 250 ميليارد تومان از توزيع کننده ها طلبکارند و حدود همين ميزان نيز شرکت هاي پخش از مراکز دولتي مصرف کننده دارو طلب دارند.

از سوي ديگر دکتر «سيدحميد خويي» رئيس انجمن علمي داروسازان ايران معتقد است عدم پرداخت مطالبات پنج تا شش ماه داروخانه ها از سوي بيمه ها بيش از 50 درصد گردش مالي برخي داروخانه ها را شامل مي شود. به اين ترتيب با خواب سرمايه به مدت شش ماه، گردش مالي داروخانه در شرايط عادي به معناي ضرر است. به همين علت داروخانه ها به منظور مقابله با ورشکستگي تمايل به عرضه اقلام غيردارويي پيدا کرده اند و در نتيجه داروخانه ها تبديل به سوپرمارکت مي شوند.

بديهي است در درازمدت افزايش بدهي بيمه ها به شرکت هاي تامين کننده دارو باعث ايجاد چالش و مشکلات عديده در شرکت ها شده و اگر اين امر از آستانه تحمل و توان شرکت ها فراتر رود، متاسفانه باعث انحلال و ورشکستگي شرکت مي شود و ورشکستگي صنايع دارويي کشور (اعم از واردکننده و توليدکننده) را بايد بزرگ ترين فاجعه ملي در حوزه سلامت ارزيابي کرد. اين در حالي است که وزارت بهداشت در چند سال اخير بدون در نظر گرفتن محدوديت هاي مالي شرکت هاي توليدکننده و واردکننده دارو، سعي در کاهش قيمت دارو داشته است در صورتي که به گفته دبير انجمن داروسازان ايران قيمت دارو در داخل نسبت به ساير کشورها خيلي ارزان تر است، به نحوي که قيمت دارو در ايران يک پنجم کشورهاي همسايه و در مقايسه با اروپا يک دهم تا يک پانزدهم و در مقايسه با امريکاي شمالي و ژاپن نيز يک بيستم تا يک بيست وپنجم است. البته نبايد از اين نکته غافل بود که فعالان بخش دارويي کشور با اعتقاد به اينکه قيمت دارو در داخل نسبت به ساير کشورها خيلي ارزان تر است در عين حال خواستار حمايت بيمه ها براي کاستن هزينه هاي سنگين تهيه برخي اقلام دارويي گران قيمت هستند تا مردم در تهيه دارو کمتر دچار مشکل شوند.در خصوص واردات دارو بايد گفت هرچند از نظر عددي 97 درصد داروهاي مورد نياز کشور در داخل توليد مي شود و فقط امکان توليد حدود 3 درصد داروها توسط صنايع دارويي داخلي وجود ندارد، اما همين مقدار اندک 3 درصدي، بيشترين هزينه را براي دولت و مردم به دنبال دارد. ناگفته پيداست که عموم اين داروهاي وارداتي از لحاظ قيمتي، جزء داروهاي گران قيمت محسوب مي شوند و بسياري از بيماران نيازمند، جز از طريق پشتيباني سازمان هاي بيمه گر توانايي مالي تهيه آنها را ندارند و بدون ترديد پاسخ اين سوال که چه سوءتدبيري موجب سرگرداني و آوارگي بيماران در ميان داروخانه هاي شهر و سر زدن به داروخانه هاي متعدد براي تهيه اين دسته از داروهاي وارداتي گران قيمت تحت پوشش بيمه شده است، آشکار مي شود چرا که با وضعيت نابسامان مالي داروخانه ها، سرپرستان آنها به منظور حفظ بقا و حيات داروخانه، تمايلي به تهيه و عرضه اين داروها ندارند.

گزارش ها حاکي از آن است که حدود 70 درصد داروهاي توليد داخل و وارداتي، در بيمارستان ها و مراکز درماني دولتي مصرف مي شود. بر اين اساس کمبود بودجه بيمارستان ها که ناشي از عدم همکاري سازمان هاي بيمه گر در پرداخت معوقات و مطالبات بيمارستاني است، سبب مي شود مراکز خدمات درماني نتوانند تعهدات خود را به شرکت هاي پخش و داروخانه ها پرداخت کنند. اين در حالي است که براساس قانون 60 درصد مطالبات داروخانه ها بايد حداکثر تا سه هفته پس از ارائه نسخ دارويي پرداخت شود و 40 درصد باقيمانده نيز حداکثر طي دو ماه پرداخت شود، اما آيا وزير بهداشت دولت دهم مطالبات بخش بيمارستاني را در اولويت کار خود قرار مي دهد؟

چندي پيش دکتر «عبدالرحمن رستميان» رئيس مجتمع بيمارستاني امام خميني (ره) نيز با بيان اينکه ديرپرداخت شش ماهه بيمه هاي درماني، کارکرد بيمارستان هاي دولتي را خدشه دار کرده است، از يکي ديگر از ابعاد ناگفته اين فاجعه پرده برداشت. هرچند بيمارستان ها به راحتي حاضر به از دست دادن داروخانه هايشان نيستند، اما به هر حال اين مشکلات دارويي ممکن است سبب ورشکستگي يا تعطيلي برخي از اين مراکز شود. علاوه بر اين پرداخت نشدن بدهي ها، موجب کاهش قدرت اقتصادي بيمارستان ها در پرداخت حقوق پرسنل، تکميل پروژه هاي عمراني و حتي پرداخت هزينه هاي جاري مي شود و در آينده نيز به معضلي در اين بخش تبديل خواهد شد.

آنچه موجب نگراني بيشتر است، آن است که قطعاً بار بدهي 250 ميليارد توماني بيمه ها به بيمارستان ها بر دوش مردم خواهد بود چرا که در چنين شرايط و فضايي انتظار ارائه خدمات علمي و مشاوره يي از داروخانه ها، واردکنندگان و توليدکنندگان دارو و بيمارستان ها و مراکز خدمات درماني چندان منطقي به نظر نخواهد رسيد.

تلاش براي ساخت واکسن ايدز به نتيجه نرسيد
صد ميليون دلار دود شد
بنيانگذار انجمن ملي مبارزه با ايدز ايتاليا پس از اعلام نتايج آزمايش واکسن جديد ايدز توضيح داد نتايج به دست آمده از اين آزمايش بسيار پايين است بنابراين امکان عرضه تجاري اين محصول وجود ندارد. به گزارش مهر، نتايج سه سال آزمايش باليني واکسن جديد ايدز روي 16 هزار داوطلب روز پنجشنبه در رسانه هاي بزرگ دنيا اعلام شد. اين نتايج نشان مي دهد اين واکسن قادر است 31 درصد احتمال ابتلا به ويروس HIV را کاهش دهد. اکنون «فرناندو ايوتي» عضو کميسيون بيماري هاي نادر و بنيانگذار انجمن ملي مبارزه با ايدز ايتاليا که تاکنون چهار جايزه بين المللي را در عرصه هاي ايمني شناسي دريافت کرده است در گفت وگو با روزنامه «لااستامپا» به سوالات اين روزنامه درخصوص ترديدهايي که در مورد اين نتايج وجود دارد، پاسخ داد.

---

-شما اين نتايج را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

ارزيابي من بسيار پايين است. هيچ واکسني نبايد ايمني و مصونيت کمتر از 50 درصد را تضمين کند. در حالي که واکسن وبا ايمني بالاي 55 درصد را تضمين مي کند، اين رقم براي واکسن هاي ضد تب زرد، ديفتيري و آنفلوآنزا بيش از 60 درصد و براي فلج اطفال حتي 95 درصد است.

-به هر حال اين آزمايش روي بيش از هشت هزار نفر آزمايش شونده و بيش از هشت هزار نفر گروه کنترل انجام شد. بنابراين نتايج به دست آمده نمي توانند حائز اهميت باشند؟

در حقيقت تعداد شرکت کنندگان بسيار محدود است. از ميان افراد واکسينه شده 52 نفر بيمار شدند در حالي که آلودگي هاي جديد ثبت شده در گروه کنترل که تنها «پلاسيبو» مصرف مي کردند، 74 مورد است. بنابراين اختلاف ميان موارد آلوده شده در دو گروه بسيار کم است و اين نشان مي دهد براي صحبت از يک موفقيت واقعي بايد احتياط بيشتري کرد.

-چرا حتي خاصيت ترکيبي اين واکسن متقاعدکننده نيست؟

پروژه اين واکسيناسيون آن طور که در آغاز برنامه ريزي شده بود، پايان نيافت. در سال 2003 اين پروژه با برنامه يي برپايه واکسن «ايدزواکس» آغاز شد، اما سه سال بعد مشاهده شد اين واکسن هيچ مصونيتي ندارد بنابراين از آن زمان واکسن دوم با عنوان «آلواک» نيز به آن افزوده شد. بنابراين روندي که از اين پروژه طي شد منطبق با پيش بيني هاي اوليه نيست.

-آيا مي توان علاوه بر ترديدهايي که در مورد خود اين واکسن ترکيبي وجود دارد نسبت به نمونه هاي مختلف خود ويروس نيز ترديد داشت؟

بله. در تايلند نمونه هاي مختلفي از ويروس HIV نسبت به ويروس هاي رايج وجود دارد به طوري که در اين کشور نمونه هاي B و E ويروس HIV وجود دارد، درحالي که در اروپا، امريکا و آفريقا نمونه هاي A و C رايج هستند. در حقيقت اين مهم ترين دليل براي ترديد نسبت به نتايج آزمايش است بنابراين آزمايش هاي باليني از ابتدا در منطقه نامناسبي انجام شده است.

-نتيجه کلي شما چيست؟ آيا اين واکسن مي تواند به عرضه تجاري برسد؟

معتقدم واکسني که حدود 30 درصد ايمني را تضمين مي کند مي تواند به عرضه تجاري برسد. بنابراين فکر مي کنم اين چيزي است که از ديدگاه علمي اهميت دارد، اما از نظر استفاده بايد در مورد آن تامل کرد. به هر حال نبايد فراموش کنيم که تاکنون بيش از 100 ميليون دلار براي اين واکسن هزينه شده است و اين، تصميم گيري در مورد ادامه آزمايش ها يا متوقف کردن آن را دشوار خواهد کرد.
نشريه لايوساينس معرفي کرد
آشنايي با 10 بيماري ناشناخته و مرموز
بيماري هاي زيادي در جهان وجود دارند که پزشکان مي توانند با نوشتن چند جمله روي برگه نسخه آن را درمان کنند، اما در کنار اين بيماري ها سري ديگري از امراض نيز وجود دارند که براي درمان پزشکان و دانشمندان را دچار زحمات زيادي کرده اند. تحقيقات فراواني براي يافتن درمان و ريشه کني آنها انجام گرفته اما نسخه يي براي آنها کشف نشده يا ريشه اصلي آنها يافته نشده است. نشريه لايوساينس 10 نمونه از اين بيماري هاي مرموز و همچنان ناشناخته را معرفي کرده است.

بيماري مورژلونز؛اين بيماري مرموز که به تازگي کشف شده است نشانه هاي غريبي از خود نشان مي دهد و مبتلايان معمولاً از علائم ناخوشايندي که روي پوست بدن آنها به وجود مي آيد، شکايت مي کنند. برخي ريشه اين بيماري را توهمات ذهني مي دانند، اما برخي ديگر آن را بيماري واقعي و ناشناخته مي پندارند.

سندرم خستگي مزمن؛ يکي از بيماري هايي است که در گروه عوارض فيزيکي ناشناخته پزشکي قرار دارد و مبتلايان به اين بيماري به اندازه يي احساس خستگي مي کنند که گاهي براي روزها به خواب و استراحت مي پردازند.

بيماري کروتزفلد-جيکوب؛ يکي از نمونه هاي اين اختلال نادر مغزي به نام جنون گاوي شناخته مي شود و مي تواند در اثر خوردن گوشت آلوده گاو مبتلا بروز پيدا کند. بيماري CJD معمولاً سريع و کشنده است، اما پزشکان تاکنون موفق به کشف دقيق دلايل بروز اين بيماري نشده اند.

شيزوفرني؛ يکي از مرموزترين بيماري هاي رواني است و مبتلا در اين بيماري توانايي خود را در تشخيص واقعيت و توهم از دست مي دهد. از نشانه هاي بيماري هذيان گويي، توهم، سخن گفتن نامنظم و مختل، کمبود انگيزه و نبود احساسات است و منشاء اين بيماري و درمان آن مانند يک پازل دانشمندان را به خود مشغول کرده است.

اختلال در سيستم دفاعي بدن؛ «لوپوس» و «ام اس» از جمله بيماري هاي به وجودآمده تحت تاثير اين اختلال هستند. در اين اختلال اندام هاي بدن و فعاليت هاي عادي و معمولي آنها به عنوان دشمن شناسايي شده و توسط سيستم دفاعي مورد حمله قرار مي گيرند.

پيکا؛ مبتلايان به اين بيماري ميل اجتناب ناپذيري به خوردن مواد غيرغذايي مانند کاغذ، چسب يا گل دارند. با وجود اينکه اين بيماري معمولاً به کمبود مواد معدني در بدن ارتباط داده مي شود، متخصصان تغذيه و پزشکان تاکنون هيچ دليل قانع کننده يي براي توضيح بروز اين بيماري پيدا نکرده اند.

آنفلوآنزاي مرغي؛ از جمله بيماري هايي است که سيستم دفاعي انسان تقريباً در برابر آن مصونيتي ندارد و ابتلا به آن جان 50 درصد از مبتلايان را مي گيرد. تماس مستقيم با پرندگان مبتلا مي تواند منجر به ابتلا به اين بيماري شود.

سرماخوردگي؛ با وجود سالانه يک ميليارد مبتلا در ايالات متحده، پزشکان اطلاعات محدودي از اين بيماري در اختيار دارند. آبريزش بيني، سرفه و عطسه از نشانه هايي است که انسان ها بارها آن را در طول زندگي خود تجربه کرده اند.

آلزايمر؛ اختلال فرسودگي مغز و فراموشي پيشرفته تعداد زيادي از انسان ها در سرتاسر جهان را تحت تاثير خود قرار داده است. به دليل نبود درک درست از دليل بروز اين بيماري درماني قطعي نيز براي آن کشف نشده است.

ايدز؛ بيش از 20 سال از ظهور و کشف بيماري مرگبار ايدز مي گذرد و تاکنون هيچ درمان قطعي براي آن کشف نشده است. اين بيماري اکنون به عنوان يکي از مرگبارترين بيماري هاي جهان شناخته مي شود و اين گونه به نظر مي رسد که اولين بار از ميمون ها به انسان انتقال يافته است.
آشنايي با شخصيت مختلط-بخش اول
همچون چاقوي چندکاره سوئيسي
دکتر بهنام اوحدي*  - www.iranbod.com

با وجود اينکه شايع ترين و بيشترين شخصيت مشاهده شده -چه در اندازه ويژگي (Trait) و چه در قواره اختلال (Disorder)- همين شخصيت آميخته به هم يا مختلط است، اما کمترين توصيف و تشريح در مبحث شخصيت کتاب ها و درسنامه هاي روانپزشکي، روانکاوي و شناخت درماني از آن همين شايع ترين و رايج ترين شخصيت آدميان است.

نکته بنيادين درآميختن و اختلاط شخصيت ها به همديگر، وجوه اشتراک «سرشتي» (تمپرمنتال) و «منشي» (کاراکتري) اين شخصيت هاست که جوشگاه و پيوستگاه اين شخصيت ها مي شوند. چند سالي است که در کلاس ها و کارگاه هاي آموزشي عمومي و تخصصي، براي فهم پذيري بيشتر شخصيت آميخته به هم (مختلط) در پيش ذهن مخاطبان، اين شايع ترين شخصيت را به «چاقوي چندکاره کوهنوردي سوئيسي» تشبيه کرده و مي کنم. اگر تاکنون به فروشگاه هاي ورزشي کوهنوردي و طبيعت گردي سر زده باشيد، بي گمان، اين گونه چاقوهاي طبيعت گردي و کوهنوردي قرمزرنگ با صليبي سپيد روي آن را ديده ايد که بسته به «خواست» و «نياز» دارنده اش، چاقو، قاشق، چنگال، دربازکن، چوب پنبه کش، قيچي، سوهان، اره و...اش بيرون آورده شده و به کار گرفته مي شود. در شخصيت آميخته به هم (مختلط)، نيز در هر يک از ايستارهاي فردي و اجتماعي -بسته به «خواست» و «نياز» فرد- درست همانند چاقوي سوئيسي، يکي از شخصيت هاي موجود در قالب شخصيتي فرد برون جسته و نمايان و هويدا مي شود. بنابراين، مفهوم سازي (کانسپچواليزيشن) و جمع بندي (فرموليشين) شخصيتي فرد در محور دو بسيار دشوار شده و ممکن است نيازمند بازنگري در جلسات و مراجعات بعدي و مصاحبه هاي تکميلي باشد. البته در بيشتر موارد، وجوه شخصيتي چيره تر و پرمايه تر در «ساختار شخصيتي» فرد، خودشان را در همان جلسه و مصاحبه نخست، پيش چشم و ذهن روانپزشک و روانشناس تيزبين و نکته سنج، آشکار و آشنا مي نمايانند.

نخستين اصل براي شناخت «شخصيت آميخته به هم»، اين است که در بيشتر موارد، فردي که داراي ويژگي هاي پررنگ يا اختلال يک شخصيت از يک دسته (کلاستر) شخصيتي است، به احتمال فراوان داراي ويژگي هاي پررنگي از ديگر شخصيت هاي آن کلاستر نيز هست. براي نمونه، مراجعي که داراي ويژگي هاي پررنگ يا اختلال شخصيت خودشيفته (نارسيسيستيک) است، به احتمال فراوان ويژگي (تريت)هايي از سه شخصيت ديگر کلاستر

B -يعني نمايشگر (هيستريونيک)، جامعه ستيز (آنتي سوشيال)، مرزي- آشوبناک (بوردرلاين)- را هم در ساختار شخصيتي اش دارد. همچنين فردي که دچار اختلال شخصيت درخودمانده-تنهايي گزين (اسکيزوئيد) است، به احتمال فراوان ويژگي هايي از دو شخصيت ديگر کلاستر A يعني شخصيت بدبين- سرنخ جو (پارانوئيد) و شخصيت خرافه مدار- شگفت انگيز (اسکيزوتايپال) را در ساختار شخصيتي اش داراست. نيز بيمار دچار اختلال شخصيت پرهيزمدار- مردم گريز (اوويدنت) نيز در ساختار شخصيتي اش، به احتمال فراوان در ساختار شخصيتي اش، ويژگي هاي پررنگي (چه بسا حتي در اندازه اختلال) از دو شخصيت ديگر کلاسترC يعني شخصيت وابسته (ديپندنت) و شخصيت قانونمدار-منضبط (وسواسي- جبري) را در ساختار شخصيتي اش همراه و همبسته دارد.

البته بايد دانست که به هم آميختن و اختلاط شخصيت منحصر و محدود به شخصيت هاي يک دسته (کلاستر) شخصيتي نبوده و شخصيت هاي گوناگوني از همراه و همبسته شدن ويژگي (تريت)هاي پررنگ و نيز اختلال شخصيت هاي دسته (کلاستر)هاي ناهمگون با يکديگر پديد آمده و پيش چشم و ذهن آدميان، مشاوران، روانشناسان و روانپزشکان پيدا و پنهان مي نشينند. به ياري پروردگار بخشنده مهربان، ديگر چاقوهاي چندکاره سوئيسي -شخصيت هاي شايع آميخته به هم (مختلط)- که در هر ايستار فردي يا اجتماعي، يکي از اجزاي شخصيتي شان برون جسته و هويدا مي شوند، را در هفته هاي پيش رو مورد واکاوي و بازبيني قرار مي دهم.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
از لگد زدن به کودک خودداري کنيد
متخصصان روانپزشکي هشدار دادند لگد زدن باعث کاهش ضريب هوشي کودکان مي شود. نتايج يک پژوهش جديد نشان داده است اين کار اگرچه کودک را وادار مي کند سريع تر کارهايش را انجام دهد، اما آسيب قابل توجهي به مغز وي وارد مي کند. در اين پژوهش که روي صدها کودک امريکايي انجام شد، معلوم شد «هرچه تعداد لگد زدن به کودک بيشتر شود و اين کار تکرار شود به همان نسبت از ضريب هوشي کودک کاسته و باعث کندذهني او مي شود». «موري استرائوس» پژوهشگر دانشگاه نيوهمسيفر و سرپرست اصلي اين پژوهش تاکيد کرد؛ «همه والدين مي خواهند فرزندان باهوش داشته باشند. پس بايد بدانند خودداري از لگد زدن به کودک و اصلاح سوءرفتارهاي فرزندان به شيوه هاي ديگر و بهتر مي تواند به افزايش ضريب هوشي کودکان کمک کند.»