يكشنبه، 12 مهر 1388 - شماره 2068
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
پليس تهران در تعقيب قاتلان دختر روس
دبير دوم سفارت روسيه خواستار پيگيري پرونده قتل تبعه اين کشور به دست دو ايراني در کشور امارات شد


گروه حوادث؛ دو مرد ايراني که متهم هستند يک دختر روس را در کشور امارات به قتل رسانده اند بار ديگر توسط پليس تهران تحت تعقيب قرار گرفتند. دستور بازداشت اين دو در شرايطي صادر شده است که متهمان پيش از اين يک بار دستگير و آزاد شده بودند. در همين حال دبير دوم سفارت روسيه صبح ديروز با حضور در دادسراي جنايي تهران خواستار پيگيري اين پرونده از سوي مقامات قضايي ايران شد.

کشف جنازه

روز 26 نوامبر سال 2003 ميلادي ماموران پليس امارات در بندر البخوط چمداني را پيدا کردند که گوشه يي رها شده بود و کسي سراغي از آن نمي گرفت. اين موضوع مشکوک به نظر مي رسيد به همين سبب ماموران در چمدان را باز کردند و جنازه تکه تکه شده يي در برابرشان ظاهر شد. جنازه متعلق به يک زن جوان بود که قاتل يا قاتلان به طرز دلخراشي او را به کام مرگ کشانده بودند. کارآگاهان جنايي امارات تحقيقات ويژه يي را براي افشاي هويت قرباني و رازگشايي از قتل او انجام دادند. آنها با توجه به سرنخ هاي موجود متوجه شدند مقتول يک دختر روس به نام واسيل چيکاوان ايرنيا ولاديمير اونا بود که در امارات به ناديه شهرت داشت. ناديه در امارات در شرکت يک تاجر ايراني به نام «ک» کار مي کرد و احتمال داشت اين ايراني از چگونگي قتل وي اطلاعاتي داشته باشد.

رازگشايي

هنگامي که پليس امارات تصميم گرفت «ک» را پشت ميز بازجويي بنشاند اطلاعات تازه يي به دست آمد و فاش شد مدير داخلي شرکت فرزند «ک» است که با ناديه روابط نزديکي داشت. مرد بازرگان پس از دستگيري در امارات اسرار مرگ دختر روس را فاش کرد و گفت دو آدمکش اجاره يي ناديه را کشته اند. «ک» توضيح داد؛ مهدي با دختر يکي از دوستان من که تاجر بزرگي است ازدواج کرده اما ناديه مزاحم زندگي اش بود و من احساس مي کردم رابطه نزديک آن دو به زندگي خانوادگي پسرم و رابطه من با دوستم لطمه وارد مي کند براي همين چند بار خواستم ناديه را وادار کنم از فرزندم دوري کند ولي تلاش هايم فايده يي نداشت تا اينکه از دو نفر به نام هاي طالب و هاشم که ساکن ايران بودند دعوت کردم به محل کارم بيايند. بعد از حضورشان در امارات از آنها خواستم ناديه را بترسانند اما چون دختر روس حاضر نبود از زندگي پسرم بيرون برود دو کارمندم او را خفه و سپس جسدش را مثله کردند. پليس امارات در ادامه تحقيقات خود حرف هاي «ک» را مطابق با واقعيت تشخيص داد چون مدارک موجود نشان مي داد هاشم و طالب يک روز قبل از کشف جسد ناديه وارد امارات شده و يک روز بعد از پيدا شدن جنازه اين کشور را ترک کرده و به ايران بازگشته اند.

تحقيقات در تهران

در نهايت «ک» به تهران منتقل شد و بازپرس جنايي بعد از بازداشت هاشم و طالب از هر سه متهم بازجويي کرد. آنها در تحقيقات مقدماتي به جرم شان اقرار کردند و دو مرد اجيرشده توضيح دادند براي تنبيه ناديه از «ک» 30 ميليون تومان دريافت کرده اند. پس از آن پرونده به دادگاه عمومي ارسال شد اما قاضي دادگاه دلايل را براي محکوم کردن سه متهم کافي ندانست و با صدور حکم برائت آنها را آزاد کرد. چندي بعد موضوع به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس وقت قوه قضائيه اطلاع داده شد و با ارجاع پرونده به دفتر نظارت و پيگيري، تبرئه متهمان سوءاستفاده از اصل برائت قلمداد شد. به اين ترتيب متهمان بار ديگر تحت تعقيب قرار گرفتند و «ک» بازداشت شد اما ردي از دو متهم ديگر به دست نيامد تا اينکه ديروز ميخائيل کامنف دبير دوم سفارت روسيه براي پيگيري اين پرونده و انجام اقدامات لازم براي شناسايي خانواده مقتول در شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي تهران حاضر شد. محمد شهرياري بازپرس شعبه هفتم در اين باره گفت؛ «با توجه به اينکه دو متهم اصلي فراري هستند اقدامات لازم براي دستگيري آنها در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفته است.»
مدير مدرسه همکارش را در اسيد سوزاند
متهم در دادگاه ادعا کرد با اينکه بي گناه است مسووليت قتل را مي پذيرد




گروه حوادث
؛ مدير يک مدرسه که در پي تسويه حساب مالي کارپردازش را به قتل رسانده بود در جلسه محاکمه مدعي شد مرتکب اين قتل نشده اما مسووليت آن را مي پذيرد.

به گزارش خبرنگار ما، مطابق اوراق پرونده مدير مدرسه بعد از به قتل رساندن همکار کارپردازش با همدستي سرايدار مدرسه جسد را به گودالي منتقل کرد و آن را با اسيد سوزاند.

در ابتداي جلسه محاکمه عطار نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح ماجرا به قضات شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ آذرماه سال گذشته ماموران پليس با شکايت خانواده مردي به نام محرم باخبر شدند او به طور ناگهاني گم شده است. خانواده محرم اعلام کردند وي براي رفتن به سرکار از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته و تلفن همراهش را هم پاسخ نمي دهد. 50 روز تلاش ماموران براي پيدا کردن محرم بي نتيجه ماند تا اينکه با کنترل تماس هايي که او گرفته بود، مشخص شد وي به محل کارش که يک دبيرستان در خيابان دولت است، رفته و از آن به بعد ديگر خبري از او نشده است. نماينده دادستان ادامه داد؛ پليس دريافت محرم با مدير مدرسه که عليرضا نام دارد و متهم رديف اول پرونده است اختلاف مالي داشت بنابراين عليرضا براي تحقيقات بيشتر بازداشت شد. وي به قتل محرم اعتراف کرد و توضيح داد بعد از شليک به او جسدش را با اسيد سوزانده و در اين کار عليصدر هم با او همکاري کرده است. نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ با توجه به محتويات پرونده از نظر دادسرا عليرضا متهم به مباشرت در قتل محرم و همچنين سرقت چک و صدور چک بلامحل و اختفاي جسد است و متهم رديف دوم عليصدر به معاونت در قتل و مخفي کردن جسد متهم است و من به عنوان نماينده دادستان تهران براي هر دو متهم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. سپس اولياي دم مقتول در جايگاه قرار گرفتند و براي متهم رديف اول تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول در اين باره گفت؛ پسرم مردي بسيار مهربان بود و تلاش مي کرد براي فرزندانش پول درآورد و هزينه آنها را تامين کند. اما عليرضا هرچه پول داشت از او گرفت و بعد از اينکه دارايي اش را از دستش درآورد او را به قتل رساند. من تقاضاي صدور حکم قصاص را براي او دارم. در ادامه عليرضا متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت. وي ادعا کرد مرتکب قتل نشده است اما مسووليت آن را قبول مي کند. اين مرد گفت؛ مدتي قبل از اين حادثه من به دنبال کارپرداز مي گشتم که با محرم آشنا شدم. قرار شد او همه وسايل مورد نياز مدرسه را بخرد. من مدير آن دبيرستان بودم و با توجه به اينکه ما به بچه ها در مدرسه صبحانه، ناهار و يک وعده ميوه مي داديم خريد مدرسه خيلي زياد بود. کم کم اعتماد من نسبت به محرم جلب شد تا اينکه تصميم گرفتم مقداري از کارهاي بانکي ام را هم به او واگذار کنم. محرم به من نزديک شده و خيلي از مسووليت ها را برعهده گرفته بود تا اينکه يک روز متوجه شدم ايراداتي در کارش دارد براي همين تصميم گرفتم اخراجش کنم. اختلافاتي که بين ما پيش آمده بود رابطه خوب ما را به هم ريخته بود. با اين حال من در تصميم خودم جدي بودم. چند روز قبل از حادثه محرم به مدرسه آمد. من به او گفتم بايد با هم تسويه حساب کنيم. دو فقره چک نوشته بودم تا به صاحب ملک مدرسه بدهم. يکي از اين چک ها 36 ميليون تومان بود و ديگري 47 ميليون تومان. بعد از اينکه با محرم حرف زدم چند دقيقه يي از اتاق بيرون رفتم. وقتي برگشتم محرم خداحافظي کرد و رفت. بعد فهميدم هر دو چک مفقود شده است. از آنجايي که فقط محرم در اتاق بود، فهميدم او چک ها را برداشته است. متهم گفت؛ چندين بار با او تماس گرفتم و گفتم چک ها را بياور اما وي جواب داد اگر به او 30 ميليون تومان پول بدهم، حاضر است چک ها را بدهد. من هم قبول کردم. روز حادثه او به مدرسه آمد. من مبلغي پول در کيفم داشتم. به او گفتم چک ها را بده تا پول را بدهم اما او گفت چک ها را به يکي از دوستانش داده است و نمي تواند آنها را پس بدهد. قرار بود عليصدر که آبدارچي مدرسه بود او را با هفت تير بترساند. من هفت تير را به او داده بودم. عليصدر يکباره دستش لرزيد و به سمت او شليک کرد و گلوله به شقيقه محرم برخورد کرد. البته من اعترافاتم در مورد اينکه گلوله را شليک کرده ام قبول مي کنم چون عليصدر به خاطر من دچار اين مشکل شد و گناهش وفاداري به من بود. با اين حال واقعيت چيز ديگري است و اين عليصدر بود که شليک کرد اما من حاضرم به جاي او قصاص شوم.

در اين هنگام قاضي همتيار از عليصدر خواست در مورد ادعاي متهم رديف اول صحبت کند. وي گفت؛ من در آن مدرسه يک آبدارچي بودم و هيچ سمتي نداشتم. همسرم دو ماه بود که فرزندمان را به دنيا آورده بود. من سرگرم زندگي ام بودم و از هيچ چيز خبر نداشتم تا اينکه روز حادثه عليرضا به من گفت تو بمان چون قرار است محرم بيايد و ما با هم اختلاف حساب داريم. من هم فکر کردم مي خواهد من براي پذيرايي بمانم. وي گفت؛ در راهرو بودم که متوجه شدم درگيري اتفاق افتاده است. به محض اينکه رسيدم عليرضا را ديدم که کلتش را به سمت محرم گرفته بود. به او گفتم اين کار را نکن. خون جلوي چشمانش را گرفته بود. به من گفت تو دخالت نکن. مقتول هم مي گفت اگر جراتش را داري بزن. در اين هنگام عليرضا شليک کرد و محرم روي زمين افتاد. عليرضا خيلي عصباني بود. به من گفت هر طور شده است مي خواهد جسد را از مدرسه خارج کند. اگر با او همکاري نمي کردم من را هم مي کشت. جسد را به اتفاق لاي پتويي پيچيديم و به گودالي که روز قبل در اطراف قزوين کنده بوديم، برديم. البته من نمي دانستم عليرضا آن گودال را براي دفن محرم مي خواهد و از قبل براي قتل او نقشه کشيده است. او به من گفته بود اين گودال را براي دستشويي و ويلايش در آن اطراف مي خواهد. به هر حال با پيکان من جسد را به آن گودال منتقل کرديم. بعد از من خواست اسيد تهيه کنم و روي مقتول بريزم. من هم از ترسم اين کار را کردم. اگر نمي کردم من هم کشته مي شدم.

بعد از دفاعيات هر دو متهم هيات قضات شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي همتيار براي صدور حکم وارد شور شدند.
برندگان قرعه کشي خيالي، طعمه هاي يک زن کلاهبردار
گروه حوادث؛ زني که خودش را کارمند بهزيستي معرفي کرده و با اين ادعا توانسته بود از 17 شهروند زودباور کلاهبرداري کند دو سال پس از ارتکاب اولين جرمش دستگير شد. اين زن طعمه هايش را با اين شگرد که در قرعه کشي بهزيستي برنده 10 ميليون تومان شده اند فريب مي داد و يک ميليون تومان به عنوان خمس جايزه از آنان مي گرفت. به گزارش خبرنگار ما اولين مورد از کلاهبرداري هاي اين زن شياد سال 86 به پليس گزارش شد. شاکي زني بود که پس از مرگ شوهرش همراه با تنها فرزندش زندگي سختي داشت. وي که فائزه نام دارد و در يک خانه استيجاري واقع در خيابان مصطفي خميني زندگي مي کند، به ماموران گفت؛ يک روز صبح زني به در خانه ام آمد و با اعلام خبري خوش من را خوشحال کرد. در ابتدا کارت شناسايي اش را که نشان مي داد کارمند سازمان بهزيستي است به من نشان داد و سپس گفت؛ در يک قرعه کشي 10 ميليون توماني برنده شده ام. او گفت زن و شوهري سالخورده در اقدامي خيرخواهانه وصيت کرده اند مبلغ 10 ميليون تومان به صورت بلاعوض به يک خانواده نيازمند هديه شود و پس از انجام قرعه کشي من به عنوان برنده انتخاب شده ام. از شنيدن اين خبر خوشحال شدم و در همان دقايق با خودم فکر کردم با اين مبلغ مي توانم براي خود و فرزند يتيمم درآمدي فراهم کنم. آن زن به من گفت براي دريافت اين مبلغ بايد يک ميليون تومان به عنوان خمس به او بدهم. او همچنين از من خواست مدارکي را آماده کنم و با خود ببرم. دقايقي بعد من مبلغي پول فراهم کردم و همراه با مدارک خواسته شده با آن زن که يک ماشين کرايه کرده بود به سوي اداره بهزيستي به راه افتاديم اما در بين راه او گفت چند قطعه عکس هم لازم است. بنابراين به يک عکاسي رفتيم و من وارد اتاق مخصوصي شدم تا از من عکس گرفته شود. اما همين که از آنجا بيرون آمدم خبري از زني که خودش را کارمند بهزيستي معرفي مي کرد، نبود. شاکي ادامه داد؛ در بين راه زن شياد که چند النگو و انگشتر در دست من ديده بود، گفت اگر مسوولان بهزيستي اين جواهرات را در دستم ببينند ممکن است از دادن 10 ميليون تومان منصرف شوند. او با اين بهانه همه جواهراتم را نيز از من گرفت تا به امانت نزد خودش نگه دارد اما او همه را با خود برد.به دنبال اين شکايت افراد ديگري نيز که با اين ترفند فريب خورده بودند جداگانه از کارمند قلابي سازمان بهزيستي شکايت کردند. بيشتر مالباختگان از اقشار آسيب پذير و کم درآمد جامعه بودند و بسياري از آنها در خانه هايي استيجاري در مناطق جنوبي شهر سکونت داشتند. با ثبت اين شکايت ها پرونده به شعبه سوم دادسراي ناحيه 16 تهران ارجاع شد و بازپرس پرونده پس از بررسي دقيق اظهارات مالباختگان پيگيري ماجرا را به کارآگاهان پايگاه هفتم پليس آگاهي محول کرد. به اين ترتيب تفحص ها براي شناسايي زن شياد آغاز شد اما از آنجا که متهم پس از ارتکاب جرم هيچ ردي از خود به جا نگذاشته بود تحقيقات به کندي پيش مي رفت تا اينکه بهمن ماه سال گذشته زني که رفتار مشکوکي داشت، ظن ماموران را برانگيخت و باعث شد ماموران او را به پليس آگاهي منتقل کنند. تحقيقات از زن دستگيرشده نشان داد او تاکنون اموال چند زن بي بضاعت تحت پوشش بهزيستي را سرقت کرده است. چند نفر از شاکيان نيز با حضور در پايگاه هفتم او را به عنوان سارق اموال شان شناسايي اما شاکيان ديگر اعلام کردند زن ديگري پول هايشان را دزديده است. بنابراين تحقيقات براي دستگيري متهم اصلي ادامه يافت. در دور جديد تحقيقات کارآگاهان بار ديگر مالباختگان را به پليس آگاهي فراخواندند و به کمک آنها تصوير فرضي متهم بازسازي شد و در اختيار گشت هاي ويژه آگاهي قرار گرفت. از سوي ديگر گروهي از کارآگاهان نيز تحقيقات نامحسوسي را براي شناسايي متهم آغاز کردند و با اين فرض که او همچنان درصدد به دام انداختن طعمه هاي ديگري است، تجسس هاي خود را در مناطق جنوبي شهر ادامه دادند تا اينکه سرانجام مجموعه اين اقدامات باعث شد کارآگاهان به اطلاعاتي در خصوص محل سکونت متهم تحت تعقيب دست يابند. ماموران با شناسايي دقيق اين محل آنجا را به محاصره درآوردند و لحظه يي که متهم قصد داشت از آنجا خارج شود او را دستگير کردند. زن 47ساله که احترام نام دارد، هنگامي که به پايگاه هفتم پليس آگاهي منتقل شد و در ميان شاکيانش قرار گرفت، سرقت از 17 مالباخته را پذيرفت و گفت از دو سال قبل دزدي هايش را آغاز کرده است. وي گفت؛ من با استفاده از يک کارت شناسايي جعلي به خانه هايي که از قبل شناسايي کرده بودم، مي رفتم و به آنها مي گفتم در قرعه کشي بهزيستي 10 ميليون تومان برنده شده اند و با اين شگرد اعتماد آنها را جلب مي کردم. سپس به آنها مي گفتم بايد براي دريافت اين مبلغ يک ميليون تومان خمس بپردازند. آنها که از شنيدن خبر جايزه 10 ميليون توماني ذوق زده مي شدند، اين شرط را قبول مي کردند و من هم با گرفتن اين مبلغ در فرصتي مناسب مي گريختم. اين متهم در مورد چگونگي شناسايي افراد تحت پوشش بهزيستي نيز گفت؛ قبل از هر کاري از کسبه محله و همسايه ها در مورد محل سکونت اين افراد سوال مي کردم و سپس با اطلاعات دقيقي که در اين رابطه گرفته بودم سراغ طعمه هايم مي رفتم.سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران در مورد اين پرونده گفت؛ متهم براي اغفال طعمه هايش خمس 10 ميليون تومان را يک ميليون تومان اعلام کرده است در حالي که اگر بحث شرعي خمس نيز در ميان باشد مبلغ ديگري خواهد بود. وي همچنين افزود؛ چون اين احتمال وجود دارد که طعمه هاي متهم بيش از تعداد اعتراف اش باشد از افرادي که با اين شيوه از آنها کلاهبرداري شده است درخواست مي شود به شعبه سوم دادسراي ناحيه 16 يا پايگاه هفتم پليس آگاهي مراجعه کنند.
30 فقره جيب بري براي خريد مواد مخدر


گروه حوادث؛ دو مرد معتاد که براي تامين هزينه مواد مخدرشان 30 فقره جيب بري انجام داده بودند، بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار ما روز اول شهريورماه مردي به کلانتري فرجام رفت و از سرقت کيف جيبي اش در صحنه يک تصادف رانندگي خبر داد. وي در اين رابطه گفت؛ هنگامي که سوار بر خودرو شخصي ام از خيابان هنگام مي گذشتم به خاطر اينکه راننده يکي از خودروها جلوي من پيچيد با او درگير شدم. چون هر دو ماشين هايمان را وسط خيابان نگه داشته بوديم راهبندان شديدي ايجاد شد. رانندگان زيادي براي جدا کردن ما پا در مياني کردند و در نهايت پس از دقايقي درگيري به پايان رسيد. اما وقتي سوار ماشينم شدم، فهميدم کيف جيبي ام که مبلغي پول، کارت عابربانک و مدارکم داخل آن بود، مفقود شده است.يک روز بعد از اعلام اين موضوع مرد ديگري به کلانتري فرجام رفت و گفت در ازاي طلبش يک کارت عابربانک از شخصي خريده است اما حساب اين کارت موجودي ندارد. اين مرد گفت؛ من از مردي به نام نصرالله طلب داشتم و مدت ها بود دنبال وصول پولم بودم، تا اينکه او ديروز يک کارت عابربانک و يک کارت سوخت به من داد اما وقتي کارت عابربانک را وارد يکي از خودپردازها کردم، نتوانستم پولي دريافت کنم چرا که در حساب آن هيچ پولي وجود نداشت.

در پي اين اظهارات ماموران به بررسي اين عابربانک پرداختند و دريافتند اين کارت متعلق به شخصي است که روز قبل کيفش ناپديد شده بود. بنابراين مشخص شد نصرالله سارق کيف است يا دست کم دزد را مي شناسد. بعد از آنکه مجموعه اين اطلاعات به بازپرس شعبه دهم دادسراي ناحيه 27 گزارش شد ماموران پايگاه چهارم پليس آگاهي در عملياتي ضربتي نصرالله را دستگير کردند. اين مرد در بازجويي هاي مقدماتي اتهام جيب بري را پذيرفت و به ده ها فقره سرقت در خيابان هاي تهرانپارس، شريعتي، بزرگراه رسالت و ميدان نارمک اقرار کرد و گفت اين سرقت ها را با همدستي دوستش به نام امير انجام داده است.

بررسي سوابق متهم نشان مي داد او از مجرمان سابقه داري است که بارها به اتهام هايي نظير سرقت از داخل خودرو، نگهداري و مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلي زنداني شده است. وي در اعترافات خود گفت؛ همراه با امير در خيابان ها پرسه مي زديم و افرادي را که کيف هايشان را روي صندلي کناري ماشين قرار داده بودند، شناسايي و آنها را تعقيب مي کرديم. سپس در فرصتي مناسب کيف راننده را از طريق پنجره ماشين مي دزديديم.به دنبال اين اعترافات دستگيري امير در دستور کار پليس قرار گرفت. او که از به دام افتادن نصرالله باخبر شد محل سکونتش را تغيير داده و به مکان نامعلومي نقل مکان کرده بود. تجسس ها براي شناسايي مخفيگاه امير چند روزي طول کشيد تا اينکه کارآگاهان به اطلاعاتي دست يافتند که فاش مي کرد او فعاليتش را در مناطق شرقي تهران متمرکز کرده و اخيراً چند مرتبه در بيمارستان الغدير مشاهده شده است. بنابراين ماموران به طور نامحسوس در بيمارستان مستقر شدند و منتظر ماندند امير به بيمارستان برود. سرانجام پس از چند روز متهم تحت تعقيب به بيمارستان رفت. در حالي که او براي انتخاب طعمه هايش در اطراف صندوق بيمارستان پرسه مي زد در عملياتي ضربتي به دام افتاد و به پايگاه چهارم پليس آگاهي منتقل شد. وقتي اين متهم تحت بازجويي قرار گرفت به ارتکاب سرقت با همکاري نصرالله اقرار کرد و گفت آشنايي آنها به دوران کودکي شان بازمي گردد و انگيزه شان نيز از ارتکاب سرقت تامين هزينه اعتيادشان است.سرهنگ محسن غفاريان رئيس پايگاه چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ در اين باره گفت؛ تاکنون متهمان به 30 فقره سرقت اقرار کرده اند و 10 نفر از مالباختگان نيز توانسته اند آنها را شناسايي کنند.
عناوين اين صفحه
دبير دوم سفارت روسيه خواستار پيگيري پرونده قتل تبعه اين کشور به دست دو ايراني در کشور امارات شد
متهم در دادگاه ادعا کرد با اينکه بي گناه است مسووليت قتل را مي پذيرد
برندگان قرعه کشي خيالي، طعمه هاي يک زن کلاهبردار
30 فقره جيب بري براي خريد مواد مخدر
مرگ 265 نفر بر اثر غرق شدگي در تابستان امسال
قتل نگهبان يک گاراژ
درگيري باجناق ها بر سر جاي خواب به قتل انجاميد
سقوط مرگبار دخترخاله ها در شمال تهران
امدادگران در جست وجوي سه هزار مفقودي زلزله اندونزي
سارقان خشن از کارگاه ها دزدي کردند

مرگ 265 نفر بر اثر غرق شدگي در تابستان امسال


رئيس سازمان پزشکي قانوني کشور اعلام کرد تابستان امسال در چهار استان گلستان، گيلان، مازندران و خوزستان در مجموع 265 نفر بر اثر غرق شدگي جان خود را از دست دادند که از اين تعداد 234 نفر مرد و 31 نفر زن بودند. محمدحسن عابدي با اعلام اين خبر افزود؛ در سه ماهه تابستان در استان مازندران 142، در استان خوزستان 64، در استان گيلان 50 و در استان گلستان 9 نفر از هموطنان بر اثر غرق شدگي فوت کردند. وي خاطرنشان کرد؛ بيشترين آمار غرق شدگي در تابستان با رقم 142 نفر مربوط به استان مازندران بوده که اين رقم در مقايسه با مدت مشابه سال قبل 26 درصد کاهش يافته است. رئيس سازمان پزشکي قانوني با اشاره به آمار غرق شدگي در شهريور امسال در چهار استان مذکور يادآور شد؛ در شهريور امسال 48 نفر بر اثر غرق شدگي در استان هاي مازندران، گيلان، گلستان و خوزستان فوت شدند که از اين تعداد 41 نفر مرد و هفت نفر زن بودند.


قتل نگهبان يک گاراژ
يک جوان شرور در پي به قتل رسيدن نگهبان گاراژي در جنوب تهران با دستور بازپرس جنايي تحت پيگرد قرار گرفت. ساعت20/13 روز جمعه زنگ تلفن همراه قاضي محمد شهرياري بازپرس جنايي تهران به صدا درآمد و ماموران کلانتري غياثي وي را در جريان کشف جسد مردي ميانسال در ضلع غربي ميدان خراسان قرار دادند. داماد برادر مقتول در بررسي هاي ابتدايي به ماموران گفت؛ فردي به نام وحيد که از اشرار معروف منطقه هاشم آباد است ساعت ¹ صبح به گاراژ مراجعه کرد و از محمود (مقتول) خواست اجازه دهد او يک موتور سرقتي را داخل گاراژ ببرد اما محمود در برابر او مقاومت کرد و در جريان درگيري آنها، وحيد پس از آنکه به صورت محمود اسپري اشک آور زد او را با ضربات مشت و لگد مصدوم کرد و سپس متواري شد. وي ادامه داد؛ بعد از اين حادثه با اورژانس تماس گرفتيم اما همزمان يک خودرو از راه رسيد و قصد داشتيم محمود را با اين خودرو به بيمارستان منتقل کنيم. در بين راه ماموران اورژانس رسيدند و حين انتقال محمود از خودرو به داخل آمبولانس، وي کنار خيابان جان باخت. در پي اظهارات اين شاهد دستور بازداشت متهم به قتل صادر شد.


درگيري باجناق ها بر سر جاي خواب به قتل انجاميد
درگيري دو باجناق بر سر جاي خواب در خانه مادرزن شان با قتل باجناق بزرگ تر به پايان رسيد.ساعت 30 دقيقه بامداد ديروز ماموران کلانتري2 کن از اين قتل باخبر شدند و پس از حضور در محل حادثه واقع در بلوار آبشناسان دريافتند يک مرد 35ساله به نام سعيد به دست باجناق 23 ساله خود به نام هادي با ضربه چاقو به قتل رسيده است.محمد شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ هادي به همراه همسر خود از شهر قزوين به خانه مادرزن خود رفته بود و در همين لحظه سعيد نيز همراه همسرش به خانه مادرزن خود رفت و پس از صرف شام سعيد و هادي بر سر جاي خواب با يکديگر درگير شدند.وي افزود؛ هادي مدعي است در اين لحظه سعيد با چاقو به سمت او حمله ور شد و ضربه يي را به ناحيه پيشاني وي وارد کرد و متهم نيز چاقو را از دست او گرفت و او را با چاقو زد.بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده ادامه دارد.


سقوط مرگبار دخترخاله ها در شمال تهران
پرونده هاي جنايي در پي سقوط مرگبار دو دخترخاله در شمال تهران، با موضوع فوت مشکوک به جريان افتاد. به گزارش ايسنا عصر روز پنجشنبه 9 مهرماه ماموران کلانتري نياوران طي تماسي با محمدحسين شاملو بازپرس کشيک قتل پايتخت، وي را در جريان سقوط مرگبار دو دختر 19 و 20ساله به نام هاي سميرا و سوسن از طبقه سوم منزلي مسکوني قرار دادند و بازپرس جنايي با صدور دستورهاي قضايي لازم خواهان کشف زواياي پنهان اين حادثه شد. پدر سوسن، دختري که از تبريز به تهران آمده و قرباني اين حادثه شده بود، به ماموران گفت؛ چند روز قبل دخترم پس از ترک خانه از تبريز به تهران آمد و در منزل خاله اش مستقر شد. من به دنبال او به تهران آمدم اما هر چه به خانه خواهر همسرم مراجعه کردم، نتوانستم دخترم را ببينم چون در را باز نمي کردند. مطمئن بودم دخترم در خانه اوست به همين دليل از سرايدار خواستم در را باز کند. بعد از باز شدن در به واحد مسکوني آنها مراجعه کردم اما باز هم در خانه را باز نکردند. به ناچار با پليس تماس گرفتم. آنها هم در محل حضور يافتند اما به دليل آنکه مجوز ورود به منزل نداشتند به من گفتند بايد به دادسرا مراجعه کنم. در مسير رفتن به دادسرا بودم که ناگهان يکي از بستگانم تماس گرفت و گفت لحظاتي قبل دخترم از خانه خاله اش به پايين پرتاب شده و جان باخته است. وي ادامه داد؛ زماني که به آنجا برگشتم متوجه شدم دخترخاله سوسن به نام سميرا هم از همان جا به پايين پرتاب شده و هر دو در دم فوت شده اند.بازپرس ويژه قتل تهران با اشاره به اين حادثه اظهار کرد؛ از آنجا که نحوه سقوط دو دختر جوان مشکوک است و همچنين تناقض گويي هايي در اظهارات خاله سميرا که دخترش نيز قرباني شده، وجود دارد، دستور بازداشت وي را صادر کرديم و اين زن در حال حاضر بازداشت است. وي اضافه کرد؛ زن جوان مدعي است همزمان با سقوط مرگبار دختر و خواهرزاده اش به محل رسيده اما همسايگان گفته اند او پس از حادثه از طبقه سوم به پايين آمده و در دستشويي واقع در پارکينگ مخفي شده است.


امدادگران در جست وجوي سه هزار مفقودي زلزله اندونزي


ستاد حوادث غير مترقبه اندونزي اعلام کرد بر اثر وقوع زمين لرزه 6/7 ريشتري روز چهارشنبه هفته گذشته در اين کشور، دست کم سه هزار نفر مفقود شدند. به گزارش ايسنا، رئيس ستاد حوادث غير مترقبه اندونزي در مصاحبه يي با آسوشيتدپرس خاطرنشان کرد؛ تاکنون بيش از 715 نفر بر اثر وقوع زمين لرزه يي به قدرت 6/7 ريشتر در مقياس امواج دروني زمين که روز چهارشنبه هفته گذشته اين کشور و جزاير اطراف آن را به شدت لرزاند، جان خود را از دست داده و بيش از سه هزار نفر نيز مفقود شده اند.ماموران امداد و نجات با کنار زدن آوار و بيرون کشيدن اجساد موفق شده اند اين تعداد جنازه را از زير آوار منازل و ساختمان ها بيرون بکشند و احتمال دارد با پايان يافتن عمليات آواربرداري تعداد کشته شدگان افزايش يابد. بر اساس گزارش ستاد حوادث غير مترقبه مرکزي «اندونزي» تاکنون بيش از 10 هزار و 400 نفر در هفت ناحيه زلزله زده بستري شده اند و احتمال اين مساله وجود دارد که تعداد تلفات در مناطق بحران به 1100 نفر نيز برسد. به دليل شدت زمين لرزه روز چهارشنبه هفته گذشته «اندونزي» اين کشور با بحران سوخت مواجه شده و به همين دليل بسياري از مناطق بدون برق و آب و مواد غذايي مانده اند. بر اساس گزارش ستاد بحران «اندونزي» اين زمين لرزه که در ساعت 16/17 به وقت محلي روي داد، باعث شد ده ها دانش آموز نيز جان خود را از دست بدهند. «يوسف کالا» معاون رئيس جمهور«اندونزي» نيز در مصاحبه يي با رسانه هاي دولتي اين کشور در جاکارتا پايتخت اندونزي يادآور شد؛ دولت براي بازسازي مناطق زلزله زده بيش از 400 ميليون دلار اعتبار در نظر گرفته است. بر اساس اعلام مقامات دولتي بيش از 10 هزار منزل مسکوني و ساختمان و ادارات دولتي بر اثر وقوع اين زمين لرزه به طور کامل تخريب شده يا دچار آسيب ديدگي شده اند و براي بازسازي يا ساختن مجدد آنها به هزينه زيادي نياز است. تاکنون کشورهاي استراليا، انگلستان، چين، آلمان، ژاپن، اتحاديه اروپا، مالزي، هلند، سنگاپور، کره جنوبي و امريکا ميليون ها دلار به اين کشور کمک کرده اند. اندونزي به دليل قرار گرفتن در «حلقه آتش» اقيانوس آرام سالانه شاهد زمين لرزه هاي کوچک و بزرگ است، به طوري که در سال 2004 ميلادي بر اثر وقوع زمين لرزه قدرتمند و وقوع سونامي دست کم 230 هزار نفر در کشورهايي که اين سونامي در آنها تاثيرگذار بود، جان خود را از دست دادند.


سارقان خشن از کارگاه ها دزدي کردند
اعضاي يک باند سرقت که شبانه وارد کارگاه ها مي شدند و با مجروح کردن نگهبانان اقدام به سرقت لوازم مي کردند، شناسايي و دستگير شدند.سرهنگ احمد ميري فرمانده انتظامي شهرستان اسلامشهر در تشريح جزئيات اين خبر گفت؛ چندي قبل مردي با پليس 110 اسلامشهر تماس گرفت و از دستبرد سارقان خشن به کارگاهش خبر داد. وقتي ماموران در محل سرقت حضور يافتند، نگهبان کارگاه که زخمي شده بود، در تشريح ماجراي سرقت گفت؛ نيمه هاي شب بود که متوجه شدم چند خودرو مقابل کارگاه توقف کردند. به اين ماجرا توجهي نکردم اما دقايقي بعد چند مرد قوي هيکل را ديدم که قصد ورود به داخل کارگاه را داشتند. خواستم در برابر آنها مقاومت کنم که ناگهان به طرفم حمله ور شدند و پس از بستن دست و دهانم يک کيسه مشکي رنگ به سرم انداختند و مرا داخل اتاقک نگهباني زنداني کردند. آنها سپس مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند و پس از سرقت از کارگاه، سيم تلفن و برق را قطع کردند و متواري شدند. بررسي ها نشان مي داد در تمامي اين سرقت ها دزدان بعد از ورود به کارگاه هاي مورد نظرشان نگهبان را مجروح و بعد از سرقت با قطع سيم برق و تلفن محل را ترک کرده اند. فرمانده انتظامي اسلامشهر ادامه داد تمامي محل هايي را که احتمال مي رفت سارقان به آنجا مراجعه کنند، زير نظر گرفتند تا اينکه فهميدند، سارقان قصد دارند اموال مسروقه را در يکي از شهرهاي همجوار اسلامشهر بفروشند، بنابراين ردزني ها براي شناسايي متهمان وارد مرحله يي تازه شد و مدتي بعد تيم تحقيق توانست مردي را که با سارقان وارد معامله شده و از آنها مقداري جنس خريده بود، دستگير کند. سرهنگ ميري اظهار داشت؛ در بازجويي از اين مالخر ماموران به مردي به نام «حسين» در جنوب تهران رسيدند که احتمال مي رفت يکي از اعضاي باند سرقت باشد. در تحقيقات مشخص شد اين مرد از سارقان سابقه دار و حرفه يي است که به تازگي از زندان آزاد شده است. بنابراين محل سکونت او به محاصره پليس در آمد، اما وي با کمک دوربين هاي مدار بسته که در داخل و اطراف خانه اش نصب کرده بود، همه راه هاي ورودي به مخفيگاهش را زير نظر داشت و به همين خاطر متوجه حضور پليس در محل شد و پا به فرار گذاشت. پس از آن ماموران در بازرسي از مخفيگاه «حسين» مقدار زيادي از اموال به سرقت رفته از کارگاه ها را کشف کردند. ميري خاطرنشان کرد؛ ماموران در ادامه تحقيقات متوجه شدند، پسر «حسين» به نام «حميد» نيز در جريان سرقت از کارگاه ها با پدرش همدست است. با اين اطلاعات مخفيگاه «حميد» به محاصره پليس درآمد و او در يک عمليات ضربتي دستگير شد. رئيس پليس اسلامشهر گفت؛ در حالي که تحقيقات درباره سردسته باند ادامه داشت، او با پليس تماس گرفت تا براي آزادي پسرش وارد معامله شود. وي در قبال آزادي پسرش حاضر شده بود خودش را تسليم کند و همه اموال مسروقه را نيز پس دهد. بررسي تماس او با پليس باعث شد ماموران نشاني مخفيگاه جديد او را پيدا و اين سارق حرفه يي را دستگير کنند. «حسين» در بازجويي هاي اوليه به سرقت از 10 کارگاه و شرکت در اسلامشهر اعتراف کرد و گفت؛ با شناسايي محل هاي سرقت، وقتي مطمئن مي شديم نگهبان در کارگاه تنهاست، با يک نيسان و خودروي سواري به آنجا مي رفتيم و بعد از کتک زدن و بستن دست و پاي نگهبان، کيسه مشکي رنگي به سرش مي کشيديم و نقشه سرقت را عملي مي کرديم. سرهنگ احمد ميري در پايان گفت؛ پس از اعترافات سردسته باند، چهار همدست ديگر او نيز دستگير شدند و در حالي که تاکنون 250 ميليون تومان از اموال سرقتي به مالباختگان پس داده شده، تلاش براي کشف بقيه اموال ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام