.jpg)
خبر يا شنيده خيلي کوتاه بود؛ «قرار است بودجه يي براي احداث کتابفروشي پنج هزار متري در خيابان کريم خان، کنار پارک مريم، تعيين شود.» اين را اولين بار يکي از سايت ها داخل يک گزارش مفصل درباره وضعيت نشر کتاب منتشر کرد. براي پيگيري به معاونت فرهنگي زنگ زديم. نتيجه اين شد که معاونت فرهنگي کمکي به ساخت اين کتابفروشي نمي کند. شايد جايي ديگر از ارشاد اين کار را انجام مي دهد اما در کل، ماجرا تغيير نمي کرد. همين که مطرح شود چنين مکاني قرار است ساخته شود خود جاي حرف و حديث فراوان دارد، حتي اگر فرض کنيم اين شايعه يي است که حالاحالا ها به نتيجه نمي رسد. و وقتي قرار باشد توسط دولت کاري انجام گيرد در هزارتوي بوروکراسي گم مي شود و کدام پروژه يي خيلي زود به نتيجه رسيده است. اما همين مساله نشان از علاقه مندي دولت به تسلط در همه زمينه ها دارد و کوچک ترين انعطافي در برابر بخش خصوصي از خود نشان نمي دهد. اگر واقعاً دولت قصد دارد کمي به بخش خصوصي کمک کند مي تواند همان ساختمان قديمي پکا در فلسطين را راه اندازي کند يعني به آنها وامي دهد که بتوانند دوباره سرپا بايستند. اما انگار هر جا که کتابفروشي هاي خصوصي توانستند موفق باشند دولت قصد دارد کارشان را کساد کند. سال ها است خيابان کريم خان با وجود چندين کتابفروشي معتبر از نشر ويستا گرفته تا ثالث و ني و چشمه به شدت مورد علاقه کتابخوان ها است. روند کافي شاپ کتاب ها که به تعطيلي رسيد اما استقبال مردم ادامه داشت. هنوز هم که هنوز است وقتي مي خواهند وقت بگذارند يک سر مي روند کريم خان. اما اگر واقعاً اين اتفاق بيفتد و چنين مکاني ساخته شود افسوس و دريغ در پي خوشحالي مي ماند. شنيدن اين خبر همان قدر تلخ است که ماجراي ساختن بناي فرهنگي هنري استاد شجريان در بم. که باعث شد هزينه 5/4 ميلياردي استاد در باغ هنر بم در اين زمينه کاملاً بي نتيجه بماند و استاد را از اين کار بزرگ و ماندگار مايوس کردند. هر چند در نهايت اعلام شد «همه تلاش خواهيم کرد اين کار انسان دوستانه تعطيل نشود» اما خب حرف و عمل به چه ماند. بحث بر سر اين نيست که اين مکان چقدر مي تواند موثر باشد، بحث بر سر اين نيست که اين مکان چقدر مي تواند خاطره انگيز باشد، بحث بر سر اين است که اين همه مکان هست اما چرا اينجا. خب شايد اين هم فقط يک شنيده باشد و تمام.