يكشنبه، 12 مهر 1388 - شماره 2068
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
عادت مي کنيم
پنج هزار متر مربع وسط کريم خان

خبر يا شنيده خيلي کوتاه بود؛ «قرار است بودجه يي براي احداث کتابفروشي پنج هزار متري در خيابان کريم خان، کنار پارک مريم، تعيين شود.» اين را اولين بار يکي از سايت ها داخل يک گزارش مفصل درباره وضعيت نشر کتاب منتشر کرد. براي پيگيري به معاونت فرهنگي زنگ زديم. نتيجه اين شد که معاونت فرهنگي کمکي به ساخت اين کتابفروشي نمي کند. شايد جايي ديگر از ارشاد اين کار را انجام مي دهد اما در کل، ماجرا تغيير نمي کرد. همين که مطرح شود چنين مکاني قرار است ساخته شود خود جاي حرف و حديث فراوان دارد، حتي اگر فرض کنيم اين شايعه يي است که حالاحالا ها به نتيجه نمي رسد. و وقتي قرار باشد توسط دولت کاري انجام گيرد در هزارتوي بوروکراسي گم مي شود و کدام پروژه يي خيلي زود به نتيجه رسيده است. اما همين مساله نشان از علاقه مندي دولت به تسلط در همه زمينه ها دارد و کوچک ترين انعطافي در برابر بخش خصوصي از خود نشان نمي دهد. اگر واقعاً دولت قصد دارد کمي به بخش خصوصي کمک کند مي تواند همان ساختمان قديمي پکا در فلسطين را راه اندازي کند يعني به آنها وامي دهد که بتوانند دوباره سرپا بايستند. اما انگار هر جا که کتابفروشي هاي خصوصي توانستند موفق باشند دولت قصد دارد کارشان را کساد کند. سال ها است خيابان کريم خان با وجود چندين کتابفروشي معتبر از نشر ويستا گرفته تا ثالث و ني و چشمه به شدت مورد علاقه کتابخوان ها است. روند کافي شاپ کتاب ها که به تعطيلي رسيد اما استقبال مردم ادامه داشت. هنوز هم که هنوز است وقتي مي خواهند وقت بگذارند يک سر مي روند کريم خان. اما اگر واقعاً اين اتفاق بيفتد و چنين مکاني ساخته شود افسوس و دريغ در پي خوشحالي مي ماند. شنيدن اين خبر همان قدر تلخ است که ماجراي ساختن بناي فرهنگي هنري استاد شجريان در بم. که باعث شد هزينه 5/4 ميلياردي استاد در باغ هنر بم در اين زمينه کاملاً بي نتيجه بماند و استاد را از اين کار بزرگ و ماندگار مايوس کردند. هر چند در نهايت اعلام شد «همه تلاش خواهيم کرد اين کار انسان دوستانه تعطيل نشود» اما خب حرف و عمل به چه ماند. بحث بر سر اين نيست که اين مکان چقدر مي تواند موثر باشد، بحث بر سر اين نيست که اين مکان چقدر مي تواند خاطره انگيز باشد، بحث بر سر اين است که اين همه مکان هست اما چرا اينجا. خب شايد اين هم فقط يک شنيده باشد و تمام.

اتفاق خودش مي افتد
اکران فرهنگي با فيلم هاي مورد قبول

خبري که مي توانست دست اندرکاران سينماي متفاوت را خوشحال کند اين بود؛ «طرح جديد اکران آثار فرهنگي از 29 مهر آغاز مي شود». اما اين خبر زياد هم نتوانست سينماگران را اميدوار کند. آنان بر اين باور بودند که اين نامگذاري سبب مي شود فقط عده يي خاص اين فيلم ها را ببينند و رفع مسووليت شود. طبق تصويب شوراي صنفي نمايش حداقل 70 سانس موظف براي هر فيلم در نظر گرفته شد و زمان اکران فيلم هاي فرهنگي به چهار هفته افزايش يافت و بعد از آن با کف فروش مصوب شوراي صنفي فيلم ها به اکران ادامه مي دهند. براساس طرح جديد اکران آثار در هر دو گروه سينمايي فرهنگي، دو فيلم و مجموعاً چهار فيلم به صورت چرخشي طبق اعلام برنامه شوراي صنفي نمايش اکران مي شوند. مي دانيم و مي دانند که برخي فيلم ها به زمان زياد نياز دارند اما اين آخرين مصوبه هم نتوانسته است گامي در اين جهت پيش ببرد و اين سوال مطرح است که چه مي شد اگر يک سانس ثابت براي مدت چند ماه در اختيار يک فيلم قرار گيرد نه اينکه تا تبليغات فيلم آغاز شود فيلم از روي پرده برداشته شود. اولين فيلم ها هم موضوعات متفاوتي دارند و قرار است فيلم هاي «حيران» شاليزه عارف پور و «صداها» فرزاد موتمن در گروه سينمايي فرهنگ دو، اريکه ايرانيان و پرديس ملت و فيلم هاي «خانه روشن» وحيد موسائيان و «استشهادي براي خدا» عليرضا اميني در گروه سينمايي آزادي (شهر هفتم)، فلسطين و پرديس زندگي به نمايش درمي آيد. هر چهار فيلم توانستند در جشنواره هاي ايراني و خارجي مورد قبول قرار گيرند. جوايز شايد اندک اما حضورهاي زياد دارند. طي همين دو هفته گذشته فيلم حيران در جشنواره هاي مختلف حضور داشته است و جايزه بهترين فيلم جشنواره تونس را از آن خود کرد. اين فيلم در هنگ کنگ، موزه هنرهاي شيکاگو و سائوپائولو به نمايش در مي آيد و جزء فيلم هاي ايراني ارسالي به جايزه سينمايي «آسياپاسيفيک» است. حدود 280 روز از زماني که سعيد حاجي ميري تهيه کننده فيلم «استشهادي براي خدا» درباره اش گفت؛ «نمي خواهم آن را قرباني زمان و شرايط اکران نامطلوب کنم» مي گذرد. به نظر او «اين فيلم يک فيلم جشنواره يي صرف نيست و قصه يي متفاوت و جذاب دارد که مي تواند براي مخاطب عام هم دوست داشتني باشد. امسال شرايط اکران مناسب براي فيلم فراهم نشد و عجله يي براي اين کار ندارم.» آنها در رقابت براي اکران نوروز به فيلم هايي همچون اخراجي هاي 2 باختند اما هنوز به آينده اميدوار بودند تا اينکه در تيرماه سعيد حاجي ميري دوباره گفت؛ «تا وضعيت اکران فيلم هاي فرهنگي به اين شکل باشد، فيلم را اکران نمي کنم.» راضي شدن آنها به اکران فيلم هم باعث خوشحالي است. محسن تنابنده در فيلم «استشهادي براي خدا» برنده سيمرغ بلورين بازيگر نقش مکمل مرد شده بود. اين فيلم فرصتي براي دوباره ديدن «جمشيد هاشم پور» در شکل و ظاهري متفاوت است. چاشني برف براي خلق لحظه هاي احساسي ضروري است و اين توانايي «هاشم پور» را در بازيگري و عوض کردن خط بازيگري اش نشان داد. اما فيلم متفاوت «صداها» که صحنه ديدني زياد دارد؛ از بازي کيانيان و نونهالي تا ديدن دوباره توانايي پسياني در بازي نقش آدم بدها. اين بار اما همه خاکستري هستند.

آينه هاي روبه رو
18 دقيقه ، 56 مانع
اين سخنان جنجال برانگيز در ارديبهشت ماه عنوان شد؛ «مطالعه غيردرسي دانش آموزان ايراني روزانه کمتر از دو دقيقه است.» گوينده معاون پژوهشي وزير آموزش و پرورش بود که تاکيد داشت؛ «ميزان مطالعه غيردرسي دانش آموزان ايراني 53 دقيقه در ماه يا کمتر از دو دقيقه در روز است.» به هر حال عنوان شد؛ «يکي از برنامه هايي که در سال هاي اخير در محتواي کتاب هاي درسي پيگيري شده، تدوين عناويني به نام مطالعه آزاد است که در تمام پايه ها وجود دارد و دانش آموزان بايد آن را بخوانند و درباره آن بنويسند که با اين روش سرانه مطالعه آنها بالا مي رود و به کتابخواني تشويق مي شوند. خب حالا که مدارس باز شده است بايد ببينيم آيا اين اتفاق ها تاثيري هم گذاشته يا نه. با توجه به اينکه اين اصل همچنان ماندگار است؛ «وضعيت کتابخانه مدارس رضايت بخش نيست» و آرزوي مسوولان اين است که «روزي برسد که زنگ مطالعه را در برنامه درسي مان داشته باشيم» خب چرا براي اين کار پيشقدم نمي شوند، جاي سوال دارد. البته در مدارس غيرانتفاعي اين اتفاق به طور نسبي افتاده است. از همان 160 روز پيش تاکنون يعني از نمايشگاه بين المللي تا اين روزها نمايشگاه بين المللي تبريز برپا شده است. باز هم طبق گفته معاون فرهنگي محسن پرويز؛ «متوسط مطالعه 18 دقيقه است. ميانگين ميزان مطالعه در آذربايجان شرقي 5/17 دقيقه است که نزديک به ميانگين کشوري است. البته با احتساب ميزان مطالعه مردم از روزنامه ها، مجلات و صفحات وب، اين ميانگين افزايش خواهد يافت.» نبايد هم زياد انتظار داشت. اين آمار از سال پيش تا به حال هنوز تغيير نکرده است. احتمالاً تا وقتي نظرسنجي ديگري انجام بگيرد هم تغيير نمي کند. منصور واعظي با ارائه نتايج سنجش مطالعه کتابخواني در ايران اعلام کرده بود؛ «حاصل همين تحقيقات بود که سال گذشته از زبان وزير فرهنگ و ارشاد اعلام شد. در اين سنجش سه درصد احتمال خطا وجود دارد.» نتايج اين نظرسنجي نشان داد متوسط مطالعه غيردرسي هر ايراني روزانه 18 دقيقه است که اين مطالعه روزانه در ميان افراد باسواد 22 دقيقه و در ميان کساني که اهل مطالعه هستند، 39 دقيقه است. بالاي 50 سال شش دقيقه در روز است. در تحقيق و پژوهشي که انجام گرفته «رمان و ادبيات داستاني در صدر کتابخواني قرار دارد.» خانوارهاي با درآمد 500 هزار تومان تا يک ميليون تومان 60 دقيقه و خانوارهاي با درآمد بالاتر از يک ميليون ريال 77 دقيقه در روز است. صفحه حوادث روزنامه ها با 52 درصد در اولويت قرار دارد و مطالب ورزشي و سياسي در رتبه هاي بعدي قرار دارند.اين آمار در حالي قابل توجه بيشتر است که هر جوان ايراني 22 ساعت در هفته وقت آزاد براي مطالعه دارد اما متوسط 20 تا 30 دقيقه مطالعه مي کنند و 56 مانع از ديدگاه جوانان براي مطالعه وجود دارد و کلاً فضاي مطالعه براي هر100 نفر در ايران يک مترمربع است. قابل توجه اينکه هر بار قرار است نمايشگاهي برگزار شود همه مسوولان اين جمله را تکرار مي کنند، فقط گوينده فرق مي کند؛ «برگزاري نمايشگاه هاي کتاب در افزايش و ارتقاي مقدار مطالعه مردم هر منطقه موثر است.»
ديد و بازديد
مردان قاجار

مرور گذشته بعضي وقت ها زياد هم سخت نيست.مجموعه يي از عکس هاي مردان قاجار اين روزها در عکسخانه شهر به نمايش درآمده است.

عناوين اين صفحه
پنج هزار متر مربع وسط کريم خان
اکران فرهنگي با فيلم هاي مورد قبول
18 دقيقه ، 56 مانع
مردان قاجار

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام