علي اصغر سيدآبادي

«دنيل کلاک» و «ريموند مارتين» دو نويسنده امريکايي کتابي کوچک نوشته اند با نام «پرسيدن مهم تر از پاسخ دادن است» که حميده بحريني آن را ترجمه و نشر هرمس آن را منتشر کرده است. در اين کتاب کوچک نويسندگان تقريباً درباره همه مفاهيم بزرگ زندگي ما بحث کرده اند و با پيش کشيدن پرسش هايي نشان داده اند پاسخ ها چندان معتبر نيستند و اهميت پرسش به مراتب بيشتر از پاسخ هاست. بيان و زبان ساده کتاب باعث شده است براي همه مخاطبان قابل استفاده باشد. چند سطر از اين کتاب را از فصلي به نام «معنا» انتخاب کرده ام. «وقتي زندگي بر وفق مراد ماست، آنقدر لذت مي بريم که از معناي زندگي نمي پرسيم. اما وقتي زندگي به تقلا و کشمکشي کشنده تبديل مي شود اين پرسش بر سرمان آوار مي شود، اما نه به خاطر اينکه به دنبال اين پرسش هستيم که «معناي زندگي چيست؟» بلکه مي خواهيم به مصيبت مان پايان دهيم. پس دغدغه ما حل مساله زندگي نيست. دغدغه ما حل مشکلات زندگي است.

همه ما مي خواهيم اوقات خوشي داشته باشيم و ظاهراً هر کدام از ما دستورالعملي هم براي خودمان داريم؛ با اين حال تقريباً همه ما در تقلا و کشمکش ايم. پس قاعدتاً بايد اشکالي در اين دستورالعمل ها باشد. تقريباً همه آدم ها و در همه جاي دنيا، و نه فقط آنان که در فقيرترين نقاط جهان زندگي مي کنند، در تقلا و کشمکش اند. گرچه فقرا فقط براي بقا مي جنگند، اما تقريباً همه آدم ها، چه فقير و چه غني، هميشه و در همه جا در تقلا و کشمکش اند، راستي چرا؟ در اين باره چه کاري از دستمان برمي آيد؟ آيا اين همان چيزي نيست که وقتي خارخار معناي زندگي به جانمان مي افتد مي خواهيم بدانيم؟
پاسخ هاي نظري مي تواند اهميت نظري داشته باشد اما به درد زندگي نمي خورد. امروزه با وجود تمام کتاب هاي فلسفي و رمان هايي که نوشته شده است، و با وجود ترانه ها، شعرها و فيلم ها، آدم ها هنوز در تقلا و کشمکش اند. به پرسش ما درباره معناي زندگي پاسخ هاي بسياري داده اند - به صورت جدي يا طنز، هوشمندانه يا احمقانه - اما هيچ کدام از آنها نتوانسته است مهر پاياني بر تقلا و کشمکش ما باشد. چرا؟»