سه شنبه، 7 مهر 1388 - شماره 2064
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سينما
گزارش هفتگي رويدادهاي سينماي ايران
هيچ غمي نداريم

گيسو فغفوري

نگراني، انتظار، کمي بي توجهي و سرانجام زندگي و به هر طريقي نفس کشيدن. اين است روزگار امروز سينماي ايران. شايد نه به آن بدي که برخي با آن قهر کرده اند و به آغوش سيما رفته اند، و شايد نه به آن خوبي که کارگردان يکه تازش بشود مسعود ده نمکي. در اين ميانه آيا سينماي ايران مي تواند باقي و پابرجا بماند؟ نمي دانيم، هميشه و همواره اين گفته ثابت شده است که مسوولان مي آيند و مي روند و اين هنرمندان هستند که مي مانند.

اکران و آشتي

جنگ ستاره ها، رادان در برابر گلزار، به انتظار اکران فطر، فيلم هاي بزرگان در عيد فطر، سوپراستار پس از يک سال مي آيد، «بي پولي» و «دو خواهر» ميلياردي مي شوند و... هزاران تيتر و جمله ديگر، داشتند مردم و سينماروهاي جدي و مخاطبان گذري را براي رفتن به سينما در روزهاي بعد از ماه رمضان تشويق مي کردند. اين مي آيد، آن مي آيد، اين مي فروشد و آن مي فروشد تبديل شد به حذف يک فيلم جدي به نام «کتاب قانون» و اميد به آمدنش در روزهاي آينده، نفروختن «ترديد» در مقايسه با فيلم هاي ديگر، و همان طور که پيش بيني مي شد فروش خوب «بي پولي» و «دو خواهر» و ادامه استقبال از شبه کمدي هايي همچون «زندگي شيرين» ساخته جديد و سريع کارگردان «دلداده» و «شاخه گلي براي عروس». اما فارغ از اين بحث ها اکران عيد فطر امسال يک فرق اساسي با سال هاي قبل دارد. ديگر مثل دفعه هاي قبل نيست که در پس دوره يي خمودي و خالي بودن سالن ها در طول اکران بي رونق ماه رمضان، همه از سينماگر گرفته تا سينمادار، منتظر آمدن فيلم هاي خوب باشند. امسال با موفقيت تجربه اکران از افطار تا نزديکي سحر، مردم عملاً در ماه رمضان با سينما قهر نکردند. اما تقريباً گل هاي سرسبد سينماي ايران از ماه پيش به نمايش درآمدند. اين روند در اکران هفت هفته يي فطر نيز ادامه دارد.

جنگ ستارگان ايراني

درست چند روز مانده به اکران فيلم «دو خواهر» او بازداشت شد و براي اين اتفاق چند شايعه پخش شد که از ميان آنها مسائل اخلاقي و شکايت تهيه کننده بيش از بقيه موارد به گوش مي رسيد. به هر حال در انتهاي تمام اين شايعات، عنوان شد گلزار ممنوع التصوير نيست و مشکلي براي نمايش عمومي اين فيلم پيش نمي آيد. البته فيلمي که هم نيکي کريمي، هم الناز شاکردوست و هم محمدرضا گلزار در آن بازي کنند نسبتاً خوب مي فروشد حتي اگر فيلمنامه آن اصالتي نداشته باشد و برداشتي از فيلمي خارجي (Two (Much ساخته فرناندو تريبال با بازي آنتونيو باندراس، ملاني گريفيث و داريل هانا باشد. اما مانده ايم که بازيگري چون نيکي کريمي چرا چنين انتخابي دارد هرچند که او حتماً کمبود فيلم ها و فيلمنامه هاي خوب را دليل مي آورد. البته نيکي کريمي ستاره دهه 70 و کارگردان دهه 80 تلاش مي کند انتخاب هاي متوالي و يکي در ميان داشته باشد. يعني بعد از هر فيلم گيشه پسند يک فيلم جدي هم به کارنامه اش اضافه کند. مثل فيلم «محاکمه در خيابان» که مسعود کيميايي آن را ساخته و به زودي روانه اکران مي شود. در مقابل، فيلم «ترديد» تمام عناصر يک فيلم فاخر را دارد. از بازيگران خوشنام تا کارگرداني مورد احترام مثل واروژ کريم مسيحي. حيف که فروش آن زياد نيست؛ و البته اين موضوع، دلايلي دارد که به خود فيلم برمي گردد. اما نگاهي به اکران فيلم ها يک نکته ديگر را هم به ما منتقل مي کند؛ هر چقدر بهرام رادان دوست دارد «انتخاب» کند و فيلمنامه هاي داراي قابليت مطرح شدن را برگزيند و بکوشد انتخاب هاي اشتباهي چون «سربازهاي جمعه»، «رز زرد» و «چهارانگشتي» نداشته باشد، در عوض محمدرضا گلزار مي خواهد به حضور در فيلم هاي گيشه يي ادامه دهد. اما معلوم نيست اين بار هم مثل دفعه هاي پيش باشد که اگر زحمت چنداني در بازي کردن به خودش ندهد، فروش يک ميلياردي فيلم تضمين شود.

درباره اسکار، درباره الي

خب، خدا را شکر که فيلم منتخب ايران در اسکار نيز معرفي شد. قرار بود هياتي متشکل از نمايندگان معاونت سينمايي، بنياد سينمايي فارابي و خانه سينما فيلم نهايي را انتخاب کنند. اما انگار وجهه دولتي بودن اين هيات بيشتر بوده است و نمايندگان برخي صنف هاي سينمايي همچون عليرضا رئيسيان و فرهاد توحيدي از اين موضوع ابراز نارضايتي کردند. البته در نهايت، همه از انتخاب «درباره الي...» خوشحال شده اند چون در واقع انتخاب خودشان هم بوده است. هم معيار جوايز بين المللي مد نظر قرار گرفته، هم ويژگي هاي تکنيکي و انساني قابل توجه فيلم و هم پخش خوب فيلم در امريکا که به هر حال براي ارائه فيلم ها به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي امريکا از شرط هاي اساسي است. در بين تمامي بحث هايي که در اين مقطع مطرح شد، نمي شود از انتخاب «درباره الي...» گفت و به نگاه مهربان و پدرانه بهمن فرمان آرا اشاره يي نکرد. او اعلام کرده بود فيلم خود «خاک آشنا» را به هيات انتخاب فيلم ايراني اسکار نمي دهد چراکه از نظر او فيلم اصغر فرهادي شايستگي معرفي به اسکار را دارد. نمي دانيم اين کارگردان شناخته شده ايراني سال ديگر فيلمي خواهد داشت که ديگران اين مهرباني اش را جبران کنند يا نه؟ چون او در جايي گفته است در اين چهار سال فيلم نخواهد ساخت و در جايي ديگر، از فيلمنامه مشهور او «از عباس کيارستمي متنفرم» به عنوان فيلمي که او مي خواهد در ايتاليا بسازد نام برده شده. مجموع اين دو نقل متضاد، به هر حال اين نکته را قطعي جلوه مي دهد که او در ايران فيلم نخواهد ساخت.

در کمال خونسردي

سيدمحمد حسيني به جاي کسي بر صندلي وزارت ارشاد نشسته است که چندان بين سينماگران محبوب نبود هرچند در نهايت مشخص شد نزد دوستانش هم همين طور بوده. صفارهرندي موقع رفتن از لبه تيز تيغي گفت که انگار خودش را زخمي کرده بود. اما حسيني انگار هيچ عجله يي براي انجام تغييرات ندارد. او در طول حدود 20 روز گذشته (تا پيش از روز شنبه که جواد شمقدري به عنوان معاون امور سينمايي معرفي شد) در کمال صبر و حوصله، تنها دو معاون خود را انتخاب کرده بود و اعلام کرد عجله يي براي انتخاب معاونان ديگر از جمله معاونت سينمايي نداشت و همکارانش را کاملاً آگاه به وظايف شان دانست. نام هاي متعددي براي بر عهده گرفتن اين سمت عنوان مي شد که حتي نگرش ها و سليقه هاي بسيار متفاوت با همديگر داشتند؛ از محمدمهدي عسگرپور و محمدرضا برازش با سابقه تلويزيوني اش تا عليرضا رضاداد مديرعامل سابق بنياد فارابي. حسيني در حالي از ادامه حضور معاونان دولت قبلي ابراز خرسندي مي کرد که محمدرضا جعفري جلوه معاون وقت امور سينمايي گفته بود؛ «در شب هاي قدر از خدا خواستم که ديگر در اين سمت نباشم.» البته درباره اين تاخير در اعلام نام معاونان شايعه ديگري هم به گوش مي رسيد مبني بر اينکه ظاهراً تا انتهاي هفته پيش، هنوز با حضور افرادي که به عنوان معاون سينمايي مد نظر حسيني بوده اند موافقت نشده بود. به خصوص که گفته اند محمود احمدي نژاد از وزرايش خواسته است در انتخاب معاونان نقش و دخالت چنداني نداشته باشند و سرانجام روشن نيست شمقدري انتخاب کدام نگرش بوده است. در اين مدت از زبان سيدمحمد حسيني سخناني براي جلب نظر هنرمندان شنيده شده که نمي توان ارزيابي کرد تا چه حد به موفقيت او در اين مسير کمک کرده است.

از فجر چه خبر

بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر که قرار است به رسم معمول در بهمن ماه امسال برگزار شود، اولين اتفاق جدي و رسمي فضاي سينماي کشور در دوران وزارت ارشاد سيدمحمد حسيني خواهد بود. خب، چقدر زمان داريم؟ با کلي ارفاق عملاً زماني حدود چهار ماه مانده که زمان مفيدش با کسر روزهاي تعطيل و غيره، از اين هم کمتر خواهد بود. هنوز معاونت سينمايي و مديرعامل بنياد فارابي که در تعامل با هم جشنواره را برگزار مي کنند، انتخاب نشده اند. مديرکل نظارت و ارزشيابي تنها يک بار در هفته بر سر پستش حاضر مي شود. در شش ماه اول سال تنها 21 پروانه ساخت صادر شده است. همه منتظرند. سينماگران شناخته شده و سيمرغ بگير از حاتمي کيا تا داريوش مهرجويي کارهايشان نيمه کاره است. جوان ترهاي مستعد مانند محسن اميريوسفي و محمد رسول اف هنوز بلاتکليف هستند. فيلم يکي مجوز نمايش دارد اما عملاً هيچ اتفاقي براي نمايش آن نمي افتد؛ و براي آن يکي شايد هيچ اميدي نباشد. کارگردانان زن سينماي ايران مانند منيژه حکمت و رخشان بني اعتماد کاري در دست ساخت ندارند يا اگر دارند، انگيزه يي براي ادامه ندارند. اما از نظر مسوولان همه اينها غمي نيست. از سال هاي قبل کلي فيلم اکران نشده مانده است، تله فيلم ها هم که به وفور ساخته مي شوند و در عمل به شکلي کاذب، اهل سينما را درگير کار نشان مي دهند. از همه جالب تر اينکه طبق آخرين گزارش 50 فيلم آماده حضور در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر هستند. شايعه هاي مربوط به دوسالانه شدن جشنواره فجر هم که در همان ابتدا به شدت از سوي مسوولان تکذيب شد. فوقش مي شود مثل جشنواره دو سال قبل که 60 کارگردان جشنواره را تحريم کردند و باز جشنواره برگزار شد. دو فيلم توانستند بيش از نيمي از سيمرغ ها را به خانه ببرند اما حالا و امسال ديگر نه مجيدي فيلمي دارد و نه ميرکريمي.

ده نمکي در برابر مجيدي

ديدار جمعي از سينماگران دفاع مقدس و مجيد مجيدي با مقام معظم رهبري در هفته پيش در حالي رخ داد که مجيدي در مقام کارگردان مورد توجه نگاه رسمي براي خود از شأن خاصي برخوردار بود. او در آن سخنان تلخ و گريه آور هم به مسائل بعد از انتخابات اشاره کرد و هم به شدت به رفتار صدا و سيما اعتراض کرد و خواست ديگر چهره و صدايش از اين رسانه پخش نشود. مجيدي به طور خلاصه به مسائل بعد از انتخابات نيز اشاره کرد و البته طوري سخن گفت که کسي نتواند ديدگاهش را به حمايت از جناح معترض به نتيجه اعلام شده انتخابات نسبت دهد؛ «مي خواهيم بگوييم آقا حال مان بد است. بپرسيم چه بلايي دارد سر ما مي آيد. همه چيزمان دارد از دست مي رود. داشته و نداشته هايمان دارد از بين مي رود. کجا رفته آن باورها و اعتقادات و ايثارها و از جان گذشتگي ها؟ چرا همه همديگر را متهم مي کنيم و تلاش نمي کنيم فضا را به يک فضاي روشن و زيبايي ببريم؟ هيچ کس حاضر نيست از حقي بگذرد؛ همه چيز يکطرفه است.» اما با وجود اين عدم صراحت مجيدي در موضع گيري نکته قابل ملاحظه رفتار مسعود ده نمکي و سخنان او در همين نشست بود. کارگردان

تازه از گرد راه رسيده سينما با همان الفاظ آشناي نشرياتي چون شلمچه و صبح دوکوهه و با رفتار واکنشي مشابه آن دوره جشنواره فجر که جايزه يي دريافت نکرده بود، به گلايه هاي مجيدي جواب داد. زياد هم نبايد انتظار داشت و همان طور که پرويز پرستويي در مراسم اختتاميه جشنواره همان سال گفت اميدواريم خدا به همه ما صبر بدهد. ده نمکي بارها گفته است اگر نگذارند فيلم بسازم برمي گردم سر کار قبلي ام. و ما نمي دانيم منظور او همان انتشار نشريه است يا... البته عده يي اعتقاد دارند خيلي خوب است که او به جاي ابزار گذشته، دوربين فيلمبرداري به دست گرفته است.

شجاعت رئيس

مسعود کيميايي کارگردان صاحب نام و صاحب سبک سينماي ايران بوده و هست و کسي در اين مساله شک ندارد. او اخيراً در جمع بازيگران درباره فيلمسازي در ايران سخن گفت و وجه ديگري از سينماي کشوري همچون ايران را که متعلق به جهان سوم است، بيان کرد. او قهرمانان فيلم هايش از جمله قيصر را قهرمانان زمان خود دانست که دوران شان حالا ديگر به انتها رسيده است؛ «قيصر تمام شده و ديگر قهرمان امروز نيست. او فاعل فردي است که مي خواهد تبديل به فاعل اجتماعي شود اما آنچه مهم است اين است که وقتي حرکتي شبيه به حرکت او وسيع شد ديگر به جايي مي رسد که يک طبقه فاعل اجتماعي نيست، بلکه تمام طبقات جامعه اين نقش را پيدا مي کنند.» اين شايد بهترين تحليل درباره شرايط کلي سينماي ما و شخصيت هاي محوري و داراي کنش فاعلانه در آن باشد. فيلمساز باسابقه سينماي ايران که چندي پيش نيز جلسه نقد و بررسي کتاب هايش «حسد» و «جسدهاي شيشه يي» برگزار شد، گفته است برخي قهرمانانش در اين کتاب ها هستند. او تاکيد کرد براي پرهيز از قضاوت است که درباره قهرمانان معاصر همچون مصدق فيلم نمي سازد. او کاملاً شجاعانه گفت؛ «رئيس فيلم بدي است و آشفتگي فيلم ناشي از مونتاژ بد است که تدوينگر هم تقصيري ندارد.» در اکران بعد از فيلم هاي عيد فطر، فيلم جديد کيميايي «محاکمه در خيابان» از نيمه مهرماه در تهران و شهرستان ها به اکران عمومي درمي آيد.

تقوايي چاي تلخ نمي خورد يا مي خورد؟

همه دوست دارند ناصر تقوايي فيلم بسازد و بيش از همه، خود او. اما چرا اين اتفاق نمي افتد؟ جشن خصوصي سينماي ايران فرصتي بود تا بزرگداشتي براي ناصر تقوايي برگزار شود و همان جا باز هم بحث فيلم ساختن يا نساختن اين کارگردان تواناي سينماي ايران مطرح شود. «چاي تلخ» و «رومي و زنگي» دو پروژه نيمه کاره اوست. براي «چاي تلخ» که فيلمنامه اش هم منتشر شده است اين روزها سعيد حاجي ميري تهيه کننده فيلم اعلام آمادگي کرده و همه چيز را به خانه سينما سپرده است تا مشکل را حل کند و اگر چنين نمي شد، بايد همه چيز را درخصوص اين فيلم پايان يافته تلقي مي کرديم. جشن سينماي ايران با دو روز نمايش فيلم در سينماها و حضور سينماگران در کنار مردم برگزار شد که هدفش به نوعي نزديکي و همدلي سينماگران با مردم بود و کاش اين فرصتي شود که ناصر تقوايي نيز دوباره بتواند با ساختن فيلمي مردم و سينمادوستان را خشنود کند.

گزارشي از جشنواره سينما حقيقت توسط تعدادي از مستندسازان در پي وقايع اخير
خودزني هاي فرهنگي

زهرا نعيمي

تنها جشنواره سينماي مستند در ايران جشنواره سينما حقيقت است که از دو سال گذشته هرساله برپا شده و امسال سومين دوره برپايي آن است.

اين جشنواره از همان سال اول برپايي توانست به اندازه يي خوب کار کند و استانداردهاي يک جشنواره معتبر را رعايت کند که در سال دوم عده زيادي از مستندسازان سراسر دنيا تمايل خود را به شرکت در اين برنامه اعلام کردند و اين برنامه جايي شد براي آنکه بسياري از فيلمسازان فيلم هاي خود را که در هيچ جاي ديگري نمي توانستند به نمايش بگذارند، ببينند و با اخبار منتشرشده درباره فيلم هايشان مخاطبان زيادي را هم پشت درهاي سالن نظاره کنند. اين طور شد که کم کم فيلمسازها متوجه شدند مخاطب سينماي مستند در ايران به اندازه کافي وجود دارد که حتي يک سانس نمايش فيلم شان بدون بيننده نباشد و خوشحال باشند از اينکه جمعي گرد هم مي آيند، فيلم شان را مي بينند، درباره آن باهم صحبت مي کنند و بسياري از مسائلي که از نگاه يک فيلمساز مستند اهميت دارد، مي تواند براي عده ديگري مهم باشد. اين جشنواره در کشوري که سالانه ده ها جشنواره سينمايي برگزار مي کند و تنها چندتايي از ميان آنها براي سينماگران اهميت دارد، برپا مي شود. در اين شرايط وقتي جشنواره سينما حقيقت را مي بينيم که طي دو سال يکي از همان پراهميت ها شده، خاصيتش بيشتر نمودار مي شود.

در سينما حقيقت هر مستندي از اجتماعي، پرتره، طبيعت، فرهنگي و سياسي به نمايش در مي آيد و خيلي ها که فقط مخاطب اين سينما هستند مي آيند تا فيلم هايي خاص در اين جشنواره ببينند.

خيلي از آدم هاي معتبر سينما و منتقدان از اين جشنواره و اهميتش گفته اند و خيلي از معتبرها در آن شرکت داشته اند.

البته بايد گفت اين حرف ها به معني تمام و کمال بودن اين جشنواره نيست و قطعاً ايرادهايي دارد که توسط همان معتبرهاي سينما به مسوولان آن يادآوري شده است. بايد گفت در اينجا قرار نيست از اين فستيوال سينمايي هواداري کنيم يا بر ضرر آن حرفي زده باشيم. اما امسال ناگهان در پي جو حاکم بر جامعه عده يي از مستندسازان نيز با انتشار بيانيه يي تنها جشنواره مستقل سينماي مستند را تحريم کردند.

البته از اين عده که تعدادشان 130 نفر بود، بسياري جزء عوامل فيلم بودند و نه دقيقاً فيلمساز و عده زيادي هم اصلاً فيلمي در جشنواره نداشتند که بخواهند با تحريمش فيلم شان را از فستيوال خارج کنند. در اين بيانيه ضمن اشاره به محدوديت هايي که در راه توليد آثار سينمايي مستند، به خصوص در مورد شرايط فعلي جامعه ايجاد شده، از تحريم اين دوره جشنواره «سينما حقيقت» صحبت شده بود.

اين عده 136 نفري در بيانيه خودشان در تاريخ بيست و ششم مردادماه با عنوان «چرا در جشنواره سينما حقيقت امسال شرکت نمي کنيم؟» آورده اند؛ «سينماي مستند ايران، سندهاي ارزشمندي از واقعيت هاي جامعه ايراني در تاريخ يکصدساله خود ثبت کرده است. اين سينما براي تصوير کردن شرايط اين سرزمين توانسته با وجود همه قيد و بندها از سال هاي دور، دوران انقلاب، دوران جنگ و نيز دو دهه اخير اسناد بسياري به يادگار بگذارد.» نبايد منکر اين شد که هنرمندان از آنجا که بخش زيادي از قشر فرهيخته جامعه را تشکيل مي دهند، نسبت به حوادث و اتفاقات پيرامون خودشان آگاه ترند و بيشتر و زودتر از هر قشري در اين کشور عکس العمل نشان مي دهند که اين جاي خوشحالي است. اما در اين مورد به خصوص به نظر مي رسد خيلي ها شتابزده عمل کردند. قياسي در کار نيست. قضيه اين است که خيلي از کارهايي که بر اساس يک تصميم خاص در شرايط خاص انجام مي شود بدون فکر تبعاتي ايجاد مي کند که اگر هيچ واکنشي نسبت به آن شرايط صورت نمي گرفت، اوضاع دست کم اگر تغيير نمي کرد بدتر هم نمي شد. شايد امضاي چنين بيانيه يي در صورتي مي توانست موثر واقع شود که سينما حقيقت يک جشنواره تمام دولتي با محدوديت هايي بود که حالا با عدم شرکت در آن مي شد به نوعي به اين محدوديت ها پشت و اعتراض کرد. اما همان طور که اهالي سينماي مستند در نامه شان آورده اند؛ ««سينماحقيقت» توانسته طي دو دوره قبلي فضاي موثري در عرصه نمايش و گفتمان پيرامون سينماي مستند به وجود آورد.» سينما حقيقت تنها جشنواره يي است که بسياري از همين امضاکنندگان، فيلمي را بر پرده آن ديده اند که هرگز در جاي ديگري به نمايش درنيامد. آنها مي دانند اين جشنواره هرچند با حد و حدودي تعيين شده از خط قرمزها خيلي عبور نمي کند اما بستري باز دارد براي گفتماني سازنده که مي شد همان هدفي را که امضاکنندگان به خاطرش جشنواره را تحريم کردند، در اين فضا پيگيري کنند و درمورد ساخت و نمايش فيلم هايي که اشاره به ساخته نشدن شان مي شود، راه حلي پيدا کنند. سينما حقيقت جشنواره يي نيمه دولتي است که با دخالت مستقيم ارشاد برگزار نمي شود و هرچه باشد منفعت برپايي اش بيشتر از برگزار نشدنش است. اين را خود مستندسازان بهتر از هرکسي مي دانند اما در اين حرکت، گويا انگيزه هاي شخصي برخي افراد در ارسال اين بيانيه و جمع کردن امضاها دخيل بوده است. يعني انگار قراري بر تحريم جشنواره بر مبناي منفعت ملي در کار نبوده است.

صحبت هاي برخي از اين مستندسازان که بعد از امضا درباره شتابزده بودن اين کار صحبت کرده اند، اين احتمال را بيشتر افزايش مي دهد. مهدي اسدي مستندساز در اين باره مي گويد؛ «در سفر کاري بودم که دوستي با من تماس گرفت و گفت چنين متني نوشته شده و من آن زمان خيلي تمرکزي بر قضيه نداشتم و نتوانستم آن را آناليز کنم اما حالا بعد از اينکه به تهران برگشتم راجع به اينکه آيا اين حرکت درست بوده يا نه ترديد دارم. اول فکر کردم اين شايد جزء معدود کارهايي است که به وسيله آن مي توانيم اعتراض خود را نسبت به وقايع جامعه ابراز کنيم و اين نوعي وحدت قضيه است. اما الان تصور مي کنم شايد بهترين حرکت ممکن نبود.»او اضافه مي کند؛ «سينما حقيقت شايد اولين فضايي بود که فيلمسازان مستند بعد از وقايع اخير مي توانستند دور هم جمع شوند و جاي مناسبي براي تحليل اوضاع بود. فکر مي کنم اگر اين بيانيه تيري در کمان بود و رها شد،برد محدودي داشت و اگر همين تير به جشنواره مي رسيد مي توانست هدف هاي بيشتري داشته باشد. اما اين اتفاق افتاد و تصميمي بود که گرفته شد و امضا کردن آن در حد بيعت و تاييد بود چراکه انجمن مستندسازان هم معمولاً تلاش مي کند با خرد جمعي و بررسي جوانب پيش رود اما تصورم اين است که اين بار تمام جوانب در نظر گرفته نشد.»

محسن خانجهاني از ديگر مستندسازاني است که بيانيه را البته امضا نکرده است. او معتقد است هرچند همه کارگردان ها دوست داشتند درباره وقايع پيرامون خود فيلمي بسازند و اين بخش از تاريخ کشورشان را اين گونه و با مديوم سينما ثبت کنند، و هم اکنون از اين قضيه ناراحتند، اما نبود چنين امکاني دليل نمي شود يک جرياني مثل سينما حقيقت را به کل خاموش کنند. وي به ويژگي نمايش فيلم هاي مستند سال در جشنواره سينماي مستند اشاره مي کند و مي گويد؛ «تلويزيون براي سينماگر مستند رسماً مرده است چون اين رسانه هيچ وقت از سينماي مستند حمايت نکرده و نمي کند. آنها مستندهاي خودشان را مي سازند. بنابراين نمايش فيلم هاي مستند ما نهايتاً به اينجا ختم مي شود که همکاران و مستندسازهايي مثل من دوستان مان را به خانه يا دفترمان دعوت کنيم تا فيلم مان را ببينند و اگر خيلي اوضاع خوب باشد جايي را براي نمايش خصوصي بگيريم که نهايتاً 50 تا 100 نفر هم فيلم را ديده باشند و تمام. فقط يک جا براي ديدن فيلم ها باقي مي ماند و آن يک جشنواره مستند است. با اينکه سابقه جشنواره بيشتر از دو سال نيست تبديل به جشنواره يي قدرتمند شده و آنقدري که براي فيلمسازان اهميت دارد ،جشنواره هاي ديگر باسابقه هاي بيشتر برايشان بزرگ نيست.» او اضافه مي کند؛ «شرايط و جو جامعه دليلي نمي شود که جريان سينماي مستند را کلاً خاموش کنيد. با اين کار دقيقاً خودزني و خودکشي کرده اند. درست است که يکي از دردهاي ما دردهاي اجتماعي سياسي است که خيلي ها دوست داشتند درباره اش فيلم بسازند اما به هر دليل نشد. اما اين همه وقايع اجتماعي ديگر هست که فيلم درباره شان ساخته شده و در تنها جايي که ديده شد سينما حقيقت بود و با اين اوصاف اين تحريم به نظرم خيلي کار درستي نبود.»

يکي ديگر از مستندسازان در اين باره مي گويد؛ «من اصلاً در جريان بيانيه نبودم و موقعي که مشغول کارهاي فيلم جديدم بودم به من اطلاع دادند چنين بيانيه يي نوشته شده است. به دليل اينکه کسي من را در جريان اين امر قرار نداد خيلي ناراحت شدم و به همين دليل مي خواستم فيلمم را در جشنواره سينما حقيقت نگه دارم و خارج نکنم اما بعد به اين نتيجه رسيدم که فيلم را دربياورم.» او به امضاکنندگان بيانيه اشاره مي کند و مي گويد؛ «تقريباً 80 درصد آنها که امضا کرده اند، فيلمي نداشته اند اما قضيه اين است که اگر هم فيلم خوبي در جشنواره داشتند، باز اين کار را مي کردند. اين عده حتي اگر جايزه يي هم در جشنواره مي گرفتند آخرش اين بود که مي گفتند، جايزه مربوط به همان سالي است که جشنواره تحريم شده بود.»

او مي گويد؛ «واقعيتش اين است که جنبه هاي مثبت سينما حقيقت خيلي بيشتر از جنبه هاي منفي آن است. هرچند جوايز جنبي اش دوستانه و رفاقتي تقسيم مي شود و نقص هاي زيادي دارد اما هرگز نمي گويم که برگزار نشود. اين جشنواره تنها جايي بود که مي شد چند فيلم مستند چه خوب چه بد در آنجا ديد و جشنواره يي است که کمترين سانسور را دارد.»

اين در حالي است که همان زمان فريد فرخنده کيش دبير جشنواره با بيان اينکه عدم حضور اين افراد به جشنواره خللي وارد نمي کند، اعلام کرد؛ «نامه اخير مستندسازان بيش از آنکه جشنواره سينما حقيقت را مخاطب خود قرار دهد و واکنشي به اين جشنواره باشد، اعتراضي صنفي را به نمايش مي گذارد.»

البته او با احترام به تصميم و نظر اين عده عنوان کرد؛ «ما کار فرهنگي خود را همچنان دنبال خواهيم کرد. البته در اين ميان، به نامه يي که گروهي از مستندسازان هم نوشته اند احترام مي گذاريم و اصراري براي حضور آنان در جشنواره نخواهيم داشت. برخورد ما بر اساس احترام متقابل خواهد بود.»

در اينکه امضاکنندگان نامه از آنجا که به عنوان بخشي از هنرمندان اين جامعه، اعتراض برايشان ضرورت بوده و در اين کار نيتي جز نشان دادن واکنش به وقايع اخير نداشته اند، هيچ شکي نيست اما اينکه چطور اين قشر آگاه با تعمق بيشتر مي توانستند يک حرکتي مثل اين را مفيدتر انجام دهند، جاي بحث و بررسي دارد.

سومين دوره جشنواره بين المللي «سينما حقيقت» در اين ماه با شعار «سينماي مستند براي همه» در سه بخش مستند هاي کوتاه کمتر از 60 دقيقه، مستندهاي بلند بيشتر از 60 دقيقه و جايزه بزرگ مستند ايران برگزار مي شود.

عناوين اين صفحه
هيچ غمي نداريم
خودزني هاي فرهنگي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام