
گيسو فغفوري
نگراني، انتظار، کمي بي توجهي و سرانجام زندگي و به هر طريقي نفس کشيدن. اين است روزگار امروز سينماي ايران. شايد نه به آن بدي که برخي با آن قهر کرده اند و به آغوش سيما رفته اند، و شايد نه به آن خوبي که کارگردان يکه تازش بشود مسعود ده نمکي. در اين ميانه آيا سينماي ايران مي تواند باقي و پابرجا بماند؟ نمي دانيم، هميشه و همواره اين گفته ثابت شده است که مسوولان مي آيند و مي روند و اين هنرمندان هستند که مي مانند.
اکران و آشتي
جنگ ستاره ها، رادان در برابر گلزار، به انتظار اکران فطر، فيلم هاي بزرگان در عيد فطر، سوپراستار پس از يک سال مي آيد، «بي پولي» و «دو خواهر» ميلياردي مي شوند و... هزاران تيتر و جمله ديگر، داشتند مردم و سينماروهاي جدي و مخاطبان گذري را براي رفتن به سينما در روزهاي بعد از ماه رمضان تشويق مي کردند. اين مي آيد، آن مي آيد، اين مي فروشد و آن مي فروشد تبديل شد به حذف يک فيلم جدي به نام «کتاب قانون» و اميد به آمدنش در روزهاي آينده، نفروختن «ترديد» در مقايسه با فيلم هاي ديگر، و همان طور که پيش بيني مي شد فروش خوب «بي پولي» و «دو خواهر» و ادامه استقبال از شبه کمدي هايي همچون «زندگي شيرين» ساخته جديد و سريع کارگردان «دلداده» و «شاخه گلي براي عروس». اما فارغ از اين بحث ها اکران عيد فطر امسال يک فرق اساسي با سال هاي قبل دارد. ديگر مثل دفعه هاي قبل نيست که در پس دوره يي خمودي و خالي بودن سالن ها در طول اکران بي رونق ماه رمضان، همه از سينماگر گرفته تا سينمادار، منتظر آمدن فيلم هاي خوب باشند. امسال با موفقيت تجربه اکران از افطار تا نزديکي سحر، مردم عملاً در ماه رمضان با سينما قهر نکردند. اما تقريباً گل هاي سرسبد سينماي ايران از ماه پيش به نمايش درآمدند. اين روند در اکران هفت هفته يي فطر نيز ادامه دارد.
جنگ ستارگان ايراني
درست چند روز مانده به اکران فيلم «دو خواهر» او بازداشت شد و براي اين اتفاق چند شايعه پخش شد که از ميان آنها مسائل اخلاقي و شکايت تهيه کننده بيش از بقيه موارد به گوش مي رسيد. به هر حال در انتهاي تمام اين شايعات، عنوان شد گلزار ممنوع التصوير نيست و مشکلي براي نمايش عمومي اين فيلم پيش نمي آيد. البته فيلمي که هم نيکي کريمي، هم الناز شاکردوست و هم محمدرضا گلزار در آن بازي کنند نسبتاً خوب مي فروشد حتي اگر فيلمنامه آن اصالتي نداشته باشد و برداشتي از فيلمي خارجي (Two (Much ساخته فرناندو تريبال با بازي آنتونيو باندراس، ملاني گريفيث و داريل هانا باشد. اما مانده ايم که بازيگري چون نيکي کريمي چرا چنين انتخابي دارد هرچند که او حتماً کمبود فيلم ها و فيلمنامه هاي خوب را دليل مي آورد. البته نيکي کريمي ستاره دهه 70 و کارگردان دهه 80 تلاش مي کند انتخاب هاي متوالي و يکي در ميان داشته باشد. يعني بعد از هر فيلم گيشه پسند يک فيلم جدي هم به کارنامه اش اضافه کند. مثل فيلم «محاکمه در خيابان» که مسعود کيميايي آن را ساخته و به زودي روانه اکران مي شود. در مقابل، فيلم «ترديد» تمام عناصر يک فيلم فاخر را دارد. از بازيگران خوشنام تا کارگرداني مورد احترام مثل واروژ کريم مسيحي. حيف که فروش آن زياد نيست؛ و البته اين موضوع، دلايلي دارد که به خود فيلم برمي گردد. اما نگاهي به اکران فيلم ها يک نکته ديگر را هم به ما منتقل مي کند؛ هر چقدر بهرام رادان دوست دارد «انتخاب» کند و فيلمنامه هاي داراي قابليت مطرح شدن را برگزيند و بکوشد انتخاب هاي اشتباهي چون «سربازهاي جمعه»، «رز زرد» و «چهارانگشتي» نداشته باشد، در عوض محمدرضا گلزار مي خواهد به حضور در فيلم هاي گيشه يي ادامه دهد. اما معلوم نيست اين بار هم مثل دفعه هاي پيش باشد که اگر زحمت چنداني در بازي کردن به خودش ندهد، فروش يک ميلياردي فيلم تضمين شود.
درباره اسکار، درباره الي
خب، خدا را شکر که فيلم منتخب ايران در اسکار نيز معرفي شد. قرار بود هياتي متشکل از نمايندگان معاونت سينمايي، بنياد سينمايي فارابي و خانه سينما فيلم نهايي را انتخاب کنند. اما انگار وجهه دولتي بودن اين هيات بيشتر بوده است و نمايندگان برخي صنف هاي سينمايي همچون عليرضا رئيسيان و فرهاد توحيدي از اين موضوع ابراز نارضايتي کردند. البته در نهايت، همه از انتخاب «درباره الي...» خوشحال شده اند چون در واقع انتخاب خودشان هم بوده است. هم معيار جوايز بين المللي مد نظر قرار گرفته، هم ويژگي هاي تکنيکي و انساني قابل توجه فيلم و هم پخش خوب فيلم در امريکا که به هر حال براي ارائه فيلم ها به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي امريکا از شرط هاي اساسي است. در بين تمامي بحث هايي که در اين مقطع مطرح شد، نمي شود از انتخاب «درباره الي...» گفت و به نگاه مهربان و پدرانه بهمن فرمان آرا اشاره يي نکرد. او اعلام کرده بود فيلم خود «خاک آشنا» را به هيات انتخاب فيلم ايراني اسکار نمي دهد چراکه از نظر او فيلم اصغر فرهادي شايستگي معرفي به اسکار را دارد. نمي دانيم اين کارگردان شناخته شده ايراني سال ديگر فيلمي خواهد داشت که ديگران اين مهرباني اش را جبران کنند يا نه؟ چون او در جايي گفته است در اين چهار سال فيلم نخواهد ساخت و در جايي ديگر، از فيلمنامه مشهور او «از عباس کيارستمي متنفرم» به عنوان فيلمي که او مي خواهد در ايتاليا بسازد نام برده شده. مجموع اين دو نقل متضاد، به هر حال اين نکته را قطعي جلوه مي دهد که او در ايران فيلم نخواهد ساخت.
در کمال خونسردي
سيدمحمد حسيني به جاي کسي بر صندلي وزارت ارشاد نشسته است که چندان بين سينماگران محبوب نبود هرچند در نهايت مشخص شد نزد دوستانش هم همين طور بوده. صفارهرندي موقع رفتن از لبه تيز تيغي گفت که انگار خودش را زخمي کرده بود. اما حسيني انگار هيچ عجله يي براي انجام تغييرات ندارد. او در طول حدود 20 روز گذشته (تا پيش از روز شنبه که جواد شمقدري به عنوان معاون امور سينمايي معرفي شد) در کمال صبر و حوصله، تنها دو معاون خود را انتخاب کرده بود و اعلام کرد عجله يي براي انتخاب معاونان ديگر از جمله معاونت سينمايي نداشت و همکارانش را کاملاً آگاه به وظايف شان دانست. نام هاي متعددي براي بر عهده گرفتن اين سمت عنوان مي شد که حتي نگرش ها و سليقه هاي بسيار متفاوت با همديگر داشتند؛ از محمدمهدي عسگرپور و محمدرضا برازش با سابقه تلويزيوني اش تا عليرضا رضاداد مديرعامل سابق بنياد فارابي. حسيني در حالي از ادامه حضور معاونان دولت قبلي ابراز خرسندي مي کرد که محمدرضا جعفري جلوه معاون وقت امور سينمايي گفته بود؛ «در شب هاي قدر از خدا خواستم که ديگر در اين سمت نباشم.» البته درباره اين تاخير در اعلام نام معاونان شايعه ديگري هم به گوش مي رسيد مبني بر اينکه ظاهراً تا انتهاي هفته پيش، هنوز با حضور افرادي که به عنوان معاون سينمايي مد نظر حسيني بوده اند موافقت نشده بود. به خصوص که گفته اند محمود احمدي نژاد از وزرايش خواسته است در انتخاب معاونان نقش و دخالت چنداني نداشته باشند و سرانجام روشن نيست شمقدري انتخاب کدام نگرش بوده است. در اين مدت از زبان سيدمحمد حسيني سخناني براي جلب نظر هنرمندان شنيده شده که نمي توان ارزيابي کرد تا چه حد به موفقيت او در اين مسير کمک کرده است.
از فجر چه خبر
بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر که قرار است به رسم معمول در بهمن ماه امسال برگزار شود، اولين اتفاق جدي و رسمي فضاي سينماي کشور در دوران وزارت ارشاد سيدمحمد حسيني خواهد بود. خب، چقدر زمان داريم؟ با کلي ارفاق عملاً زماني حدود چهار ماه مانده که زمان مفيدش با کسر روزهاي تعطيل و غيره، از اين هم کمتر خواهد بود. هنوز معاونت سينمايي و مديرعامل بنياد فارابي که در تعامل با هم جشنواره را برگزار مي کنند، انتخاب نشده اند. مديرکل نظارت و ارزشيابي تنها يک بار در هفته بر سر پستش حاضر مي شود. در شش ماه اول سال تنها 21 پروانه ساخت صادر شده است. همه منتظرند. سينماگران شناخته شده و سيمرغ بگير از حاتمي کيا تا داريوش مهرجويي کارهايشان نيمه کاره است. جوان ترهاي مستعد مانند محسن اميريوسفي و محمد رسول اف هنوز بلاتکليف هستند. فيلم يکي مجوز نمايش دارد اما عملاً هيچ اتفاقي براي نمايش آن نمي افتد؛ و براي آن يکي شايد هيچ اميدي نباشد. کارگردانان زن سينماي ايران مانند منيژه حکمت و رخشان بني اعتماد کاري در دست ساخت ندارند يا اگر دارند، انگيزه يي براي ادامه ندارند. اما از نظر مسوولان همه اينها غمي نيست. از سال هاي قبل کلي فيلم اکران نشده مانده است، تله فيلم ها هم که به وفور ساخته مي شوند و در عمل به شکلي کاذب، اهل سينما را درگير کار نشان مي دهند. از همه جالب تر اينکه طبق آخرين گزارش 50 فيلم آماده حضور در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر هستند. شايعه هاي مربوط به دوسالانه شدن جشنواره فجر هم که در همان ابتدا به شدت از سوي مسوولان تکذيب شد. فوقش مي شود مثل جشنواره دو سال قبل که 60 کارگردان جشنواره را تحريم کردند و باز جشنواره برگزار شد. دو فيلم توانستند بيش از نيمي از سيمرغ ها را به خانه ببرند اما حالا و امسال ديگر نه مجيدي فيلمي دارد و نه ميرکريمي.
ده نمکي در برابر مجيدي
ديدار جمعي از سينماگران دفاع مقدس و مجيد مجيدي با مقام معظم رهبري در هفته پيش در حالي رخ داد که مجيدي در مقام کارگردان مورد توجه نگاه رسمي براي خود از شأن خاصي برخوردار بود. او در آن سخنان تلخ و گريه آور هم به مسائل بعد از انتخابات اشاره کرد و هم به شدت به رفتار صدا و سيما اعتراض کرد و خواست ديگر چهره و صدايش از اين رسانه پخش نشود. مجيدي به طور خلاصه به مسائل بعد از انتخابات نيز اشاره کرد و البته طوري سخن گفت که کسي نتواند ديدگاهش را به حمايت از جناح معترض به نتيجه اعلام شده انتخابات نسبت دهد؛ «مي خواهيم بگوييم آقا حال مان بد است. بپرسيم چه بلايي دارد سر ما مي آيد. همه چيزمان دارد از دست مي رود. داشته و نداشته هايمان دارد از بين مي رود. کجا رفته آن باورها و اعتقادات و ايثارها و از جان گذشتگي ها؟ چرا همه همديگر را متهم مي کنيم و تلاش نمي کنيم فضا را به يک فضاي روشن و زيبايي ببريم؟ هيچ کس حاضر نيست از حقي بگذرد؛ همه چيز يکطرفه است.» اما با وجود اين عدم صراحت مجيدي در موضع گيري نکته قابل ملاحظه رفتار مسعود ده نمکي و سخنان او در همين نشست بود. کارگردان
تازه از گرد راه رسيده سينما با همان الفاظ آشناي نشرياتي چون شلمچه و صبح دوکوهه و با رفتار واکنشي مشابه آن دوره جشنواره فجر که جايزه يي دريافت نکرده بود، به گلايه هاي مجيدي جواب داد. زياد هم نبايد انتظار داشت و همان طور که پرويز پرستويي در مراسم اختتاميه جشنواره همان سال گفت اميدواريم خدا به همه ما صبر بدهد. ده نمکي بارها گفته است اگر نگذارند فيلم بسازم برمي گردم سر کار قبلي ام. و ما نمي دانيم منظور او همان انتشار نشريه است يا... البته عده يي اعتقاد دارند خيلي خوب است که او به جاي ابزار گذشته، دوربين فيلمبرداري به دست گرفته است.
شجاعت رئيس
مسعود کيميايي کارگردان صاحب نام و صاحب سبک سينماي ايران بوده و هست و کسي در اين مساله شک ندارد. او اخيراً در جمع بازيگران درباره فيلمسازي در ايران سخن گفت و وجه ديگري از سينماي کشوري همچون ايران را که متعلق به جهان سوم است، بيان کرد. او قهرمانان فيلم هايش از جمله قيصر را قهرمانان زمان خود دانست که دوران شان حالا ديگر به انتها رسيده است؛ «قيصر تمام شده و ديگر قهرمان امروز نيست. او فاعل فردي است که مي خواهد تبديل به فاعل اجتماعي شود اما آنچه مهم است اين است که وقتي حرکتي شبيه به حرکت او وسيع شد ديگر به جايي مي رسد که يک طبقه فاعل اجتماعي نيست، بلکه تمام طبقات جامعه اين نقش را پيدا مي کنند.» اين شايد بهترين تحليل درباره شرايط کلي سينماي ما و شخصيت هاي محوري و داراي کنش فاعلانه در آن باشد. فيلمساز باسابقه سينماي ايران که چندي پيش نيز جلسه نقد و بررسي کتاب هايش «حسد» و «جسدهاي شيشه يي» برگزار شد، گفته است برخي قهرمانانش در اين کتاب ها هستند. او تاکيد کرد براي پرهيز از قضاوت است که درباره قهرمانان معاصر همچون مصدق فيلم نمي سازد. او کاملاً شجاعانه گفت؛ «رئيس فيلم بدي است و آشفتگي فيلم ناشي از مونتاژ بد است که تدوينگر هم تقصيري ندارد.» در اکران بعد از فيلم هاي عيد فطر، فيلم جديد کيميايي «محاکمه در خيابان» از نيمه مهرماه در تهران و شهرستان ها به اکران عمومي درمي آيد.
تقوايي چاي تلخ نمي خورد يا مي خورد؟
همه دوست دارند ناصر تقوايي فيلم بسازد و بيش از همه، خود او. اما چرا اين اتفاق نمي افتد؟ جشن خصوصي سينماي ايران فرصتي بود تا بزرگداشتي براي ناصر تقوايي برگزار شود و همان جا باز هم بحث فيلم ساختن يا نساختن اين کارگردان تواناي سينماي ايران مطرح شود. «چاي تلخ» و «رومي و زنگي» دو پروژه نيمه کاره اوست. براي «چاي تلخ» که فيلمنامه اش هم منتشر شده است اين روزها سعيد حاجي ميري تهيه کننده فيلم اعلام آمادگي کرده و همه چيز را به خانه سينما سپرده است تا مشکل را حل کند و اگر چنين نمي شد، بايد همه چيز را درخصوص اين فيلم پايان يافته تلقي مي کرديم. جشن سينماي ايران با دو روز نمايش فيلم در سينماها و حضور سينماگران در کنار مردم برگزار شد که هدفش به نوعي نزديکي و همدلي سينماگران با مردم بود و کاش اين فرصتي شود که ناصر تقوايي نيز دوباره بتواند با ساختن فيلمي مردم و سينمادوستان را خشنود کند.