سه شنبه، 7 مهر 1388 - شماره 2064
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
جعفري جلوه معاون سابق سينمايي وزارت ارشاد؛
معاونت جديد مجبور به ادامه راه عقلاني ماست


گروه فرهنگي؛ «فعلاً به خانه بازمي گردم. فکر مي کنم مسووليت پدري و همسري و ايفاي نقش در خانواده مسووليت کمي نباشد؛ چيزي که در کنار خدمت هرگز نبايد از آن غفلت کرد.» محمدرضا جعفري جلوه که حالا هيچ پستي در دولت احمدي نژاد ندارد، در آخرين لحظاتي که در ساختمان وزارت ارشاد حضور داشت، اين جمله ها را گفت. جعفري جلوه پريروز با حکم حسيني وزير ارشاد دولت احمدي نژاد صندلي خود در معاونت سينمايي را به جواد شمقدري يار غار محمود احمدي نژاد سپرد. او ديروز در آخرين روز کاري اش درباره مديريت چهارساله خود در دولت نهم سخن گفت. او اعلام کرد بعد از او هر کسي با هر گرايش و نظري بيايد مجبور به ادامه راهي است که در چهار سال گذشته به طور عقلاني پيموده شده است؛ «هيچ طرح، نظر و نقشه عقلاني توقف پذير نيست و بي ترديد اقداماتي از اين دست که لازمه کار و راه است امتداد خواهد يافت.» سختي هاي کار در چهار سال گذشته از زبان جعفري جلوه چنين است؛ «اين مدت به شکرانه حق، فرصت و زماني براي درک، شناخت، اقدام و عمل بود که برايم حاصل شد و توفيق خدمت فراهم بود و با وجود همه مزاحمت ها و سختي هاي راه، اين مسير را طي چهار سال طي کرديم و از باب آنکه هر کسي چند روزي نوبت اوست خشنوديم از فرصتي که اين گونه دست داد و به فرجام رسيد.» به گزارش ايسنا جعفري جلوه ادامه داد؛ «هرچند که زمان هميشه براي کارهاي سخت کوتاه و کم است، اما بايد بدانيم در فرصت هاي کم بايد کارهاي بزرگ کرد و چه بپسنديم چه نپسنديم زمان هميشه کم و کوتاه است. امروز هم، بنده گوي اين حرکت امدادي را به معاونت جديد سينمايي آقاي شمقدري سپردم و دعاگوي ايشان خواهم بود.» معاون سابق سينمايي وزارت ارشاد همچنين درباره بهترين و بدترين روز کاري خود اين گونه گفت؛ «بهترين روز کاري ام امروز بود چراکه تکليف و امانتي را که به ما سپرده بودند بازپس گرفتند و ما را معاف کردند؛ يعني به ظاهر اين بار امانت از دوش ما برداشته شد. سخت ترين روز هم همين امروز است چون اين دوره از ايام خدمت نيز سپري شده است و براي يک خادم، هميشه پايان فرصت هاي خدمت لحظه هاي دشواري است، با وجود اين، چه سرخوشي و چه دشواري نبايد باعث بي قراري انسان شود و نمي شود چراکه خداوند بخشنده و حق شناس يا به زبان قرآن غفور و شکور است.» او تاکيد کرد اقدام هاي مثبت او بايد ادامه پيدا کند؛ «اقدامات منتهي به فيلم خوب، به سالن خوب و به اکران خوب تا به امروز صورت گرفت و ناگزير بايد امتداد پيدا کند و هر کسي با هر سليقه يي که به اين صحنه مي آيد اين کارهاي عقلاني را بايد دنبال کند.» از سوي ديگر جواد شمقدري نخستين جلسه خود را پس از آغاز به کار در معاونت سينمايي وزارت ارشاد اسلامي با جمعي از سينماگران برگزار کرد. ايسنا گزارش داد در اين جلسه برخي از سينماگران حضور داشتند که نظرهاي مشورتي خود را به شمقدري ابراز کردند. به گفته عليرضا سجادپور تهيه کننده که در آن جلسه حضور داشت، اين جلسه ها ادامه دار خواهد بود. او اضافه کرد در جلسه مذکور، شمقدري و مشاوران مدام از حرف هاي حاضران يادداشت برداري مي کردند. مراسم توديع و معارفه معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي احتمالاً شنبه 11 مهرماه برگزار خواهد شد.
به رغم درخواست مکتوب تماشاگران براي تمديد
«خشکسالي و دروغ» يعقوبي به اجراي خود پايان داد


تماشاگراني که موفق به ديدن نمايش «خشکسالي و دروغ» نشده بودند با امضاي درخواستي خواستار تمديد اجراي اين نمايش شدند، اما مجموعه تئاتر شهر اعلام کرد چون نمايش ديگري در نوبت اجراست نمي تواند با اين درخواست موافقت کند و نمايش «خشکسالي و دروغ» نوشته و کار محمد يعقوبي با وجود استقبال مخاطبان در نهايت با پنج هزار و 468 تماشاگر اجراي خود را در سالن چهارسوي تئاتر شهر به پايان برد. در همين رابطه محمد يعقوبي به ايسنا گفت؛ برگه درخواست اين تماشاگران روي بورد تئاتر شهر نصب شد، اما مديريت اين مجموعه عنوان کرد در معذوريت گروه بعدي هستيم و نمي توانيم با اين درخواست موافقت کنيم. يعقوبي ادامه داد؛ وقتي مديري چنين سخني مي گويد به معناي آن است که به گروه بعدي که هنوز کارش را آغاز نکرده، احترام گذاشته است. درحالي که در چنين شرايطي مي توان مانند سينما عمل کرد و به گروه قبلي که نمايش اش در حال اجراست و با استقبال خوب تماشاگران روبه رو شده است و همين طور به تماشاگراني که در صف بليت نمايش ايستاده اند، احترام گذاشت. اين کارگردان تئاتر با اشاره به برخي بي نظمي ها در سيستم اجراي نمايش در ايران ياد آور شد؛ اگر مديران موضوع نظم را مطرح مي کنند، بي نظمي چيز جديدي در تئاتر ما نيست و اگر اين بي نظمي به دليل استقبال از نمايش قبلي باشد که جاي خوشحالي است.

کارگردان «ماچيسمو» سپس با اشاره به تفاوت هاي فروش آثار سينمايي و تئاتري تصريح کرد؛ سالن تئاتر برخلاف سينما ممکن است روزهاي آخر پر شود و اين اصلاً معيار دقيقي براي پرتماشاگر بودن يک نمايش نيست، اما مي توان از همان روزهاي اول که اجراي نمايشي آغاز مي شود تشخيص داد که احتمال تمديد اجراي اين نمايش وجود دارد يا نه، به اين معنا که گروهي خاص مي توانند عهده دار بررسي وضعيت تماشاگران نمايش ها شوند. علاوه بر اين حتي با توجه به پيش فروش بليت هاي يک نمايش مي توان وضعيت تماشاگر آن را به آساني پيش بيني کرد. يعقوبي ياد آور شد؛ بارها شنيده ايم که مي گويند تئاتر سود دهي ندارد هرچند اصولاً سود دهي از تئاتر، انديشه درستي نيست، اما حتي زماني که يک نمايش به اين مرحله مي رسد که مي تواند مخارج خود را تامين کند، شرايط لازم را برايش فراهم نمي کنيم تا ديگر اين سخنان کاسبکارانه را نشنويم، بنابراين تمديد اجراي نمايشي که تماشاگر دارد هم توجيه اقتصادي دارد و هم راهي است براي رسيدن به شايسته سالاري. محمد يعقوبي در ادامه با تاکيد بر اهميت جايگاه تماشاگر در تئاتر افزود؛ تئاتر ما کمتر به تماشاگر توجه مي کند در حالي که همين تماشاگران هستند که با ايستادن خود در مقابل گيشه تئاتر شهر، تئاتر ما را سرپا نگه داشته اند و ما بايد به آنان احترام بگذاريم. يعقوبي در پايان اين سخنان توضيح داد؛ اين نخستين بار نيست که اجراي نمايش من درحالي به پايان مي رسد که هنوز تماشاگران بسياري خواستار تمديد آن هستند. هرچند اجراي ما به هرحال تمديد شده است، اما همچنان معتقدم تا زماني که تماشاگران براي ديدن نمايشي صف مي کشند بايد آن نمايش به اجراي خود ادامه بدهد. پيش از اين علي اصغر دشتي که نمايش «ملانصرالدين» را در تالار مولوي اجرا مي کرد نسبت به وضعيت فروش بليت و تمديد اجراي اين نمايش انتقاداتي را وارد کرده بود.
فروش آثار پيکاسو، دالي و کوکتو در گالري «اويسي»
نمايشگاه آثار نقاشان خارجي بزرگ قرن بيستم از روز جمعه دهم مهرماه با فروش اين آثار در گالري «اويسي» برگزار مي شود. اين مجموعه شامل 25 اثر از 24 هنرمند بزرگ خارجي قرن بيستم است که گنجينه گرانبهايي از اين هنرمندان محسوب مي شود. مسعود اويسي مدير نگارخانه «اويسي» با اعلام اين خبر به ايسنا گفت؛ اين مجموعه از گنجينه شخصي ام که طي 30 سال گذشته از حراجي هاي بزرگ دنيا خريداري کرده ام، انتخاب شده است. آثار اين نمايشگاه به گفته اويسي به فروش مي رسد و به جز دو تابلو از «ماتيس» و «کوکتو» که کارهايي اصل است، مابقي از 2000 دلار به بالا قيمت گذاري شده اند، مثلاً اثري از پيکاسو با قيمت 12هزار دلار و اثري از ميرو با قيمت 18 هزار دلار قيمت گذاري شده است. اين دو اثر اصل نيز با توافق خريدار به قيمت مي رسند. در اين نمايشگاه آثاري از هنرمنداني همچون «ژان کوکتو»، «پيکاسو»، «ميرو»، «دالي»، «سيلوا» و... به نمايش درمي آيد. نگارخانه اويسي سال گذشته نيز نمايشگاه «هفتاد سال هنر مدرن ايران» را با حضور 28 هنرمند برگزار کرد. نگارخانه «اويسي» در خيابان پاسد اران، خيابان گل نبي، خيابان ناطق نوري (زمرد )، کوي آذر، شماره 20 قرار دارد. اين نمايشگاه تا 21 مهرماه ادامه دارد.
انتشار کتابي درباره سينماي شاعرانه کيارستمي در آلمان
کتاب «سه گانه يي به يگانه» درباره سينماي عباس کيارستمي در آلمان منتشر شد. به گزارش مهر به نقل از دويچه وله، «سه گانه يي به يگانه» عنوان کتابي است از ابوالفضل توسلي درباره سينماي عباس کيارستمي که به تازگي به زبان آلماني منتشر شده و تلاش مي کند شناخت تازه يي از آثار اين سينماگر بر پايه ميراث شعر فارسي ارائه دهد. اين کتاب ريشه هاي سينماي کيارستمي را در انديشه ها و بنيادهاي فرهنگ ايران جست و جو مي کند و به اين نتيجه مي رسد که اين سينماگر از درآميختن ارثيه کهنسال شعر پارسي با يکي از مظاهر برجسته دوران روشنگري (سينما) رشته يا ژانر سينمايي تازه يي ابداع کرده که مي توان آن را سينماي شاعرانه خواند. کتاب «سه گانه يي به يگانه» سينماي کيارستمي را «گامي بلند در راستاي سينماي مدرن» مي داند و براي شناخت سينماي او بر اهميت آشنايي با پشتوانه هاي ادبي آن تکيه مي کند. به نظر نويسنده اين کتاب در آثار اين فيلمساز پيوند واقعيت و تخيل بر بستر فرهنگ ايراني جاري مي شود که جانمايه آن شعر فارسي است. ابوالفضل توسلي روند تکوين «سينماي شعر» در فيلم هاي کيارستمي را از رهگذر بررسي سه فيلم به هم پيوسته اين سينماگر بررسي مي کند؛ خانه دوست کجاست؟، زندگي و ديگر هيچ و زير درختان زيتون.
آغاز تور کنسرت هاي گروه شمس در امريکا
گروه شمس به سرپرستي کيخسرو پورناظري تور کنسرت هاي خود در کشور امريکا را از ديشب در شهر نيويورک آغاز کرد. به گزارش مهر، اين تور کنسرت ها که قرار است با عنوان «براي ايران» روي صحنه برود علاوه بر نيويورک در چهار شهر واشنگتن، لس آنجلس، سانفرانسيسکو و سن ديه گو نيز برگزار خواهد شد. در اين اجراها کيخسرو پورناظري (تنبور)، تهمورث پورناظري (تنبور و عود)، سهراب پورناظري (کمانچه، تنبور و خواننده)، نجمه تجدد (خواننده)، حميدرضا تقوي (سنتور)، روبين واسي (پرکاشن)، حسين ذهاوي (پرکاشن)، شهاب پارنج (پرکاشن)، ندا خاکي (تنبور و همخوان) و گيتي اقليمي (تنبور) گروه شمس را همراهي مي کنند.
اتريش فيلم يک فيلمساز ايراني را به اسکار معرفي کرد
فيلم سينمايي «براي يک لحظه آزادي» به کارگرداني آرش رياحي به نمايندگي از سينماي اتريش به بخش بهترين فيلم غيرانگليسي زبان اسکار هشتاد و دوم معرفي شد. به گزارش مهر، ورايتي اعلام کرد فيلم داستان مهاجرت ايرانيان به اتريش از طريق خاک ترکيه را به تصوير مي کشد و به خاطر تعادلي که ميان واقعيت، طنز، تعليق و تراژدي برقرار کرده بسيار مورد توجه جشنواره هاي سينمايي قرار گرفته است. رياحي فيلمسازي ايراني است که در اتريش زندگي و فعاليت مي کند. «براي يک لحظه آزادي» که پيشتر در جشنواره فيلم وين درخشيده و جايزه فيلم هاي برگزيده اول دو جشنواره زوريخ و مونترال را دريافت کرده، براي حضور در ميان نامزدهاي اسکار بايد با ديگر فيلمساز اتريشي ميشائيل هانکه رقابت کند.
پيدا و پنهان
? تفهيم اتهام متهمان پرونده زهرا بني يعقوب؛ در خبرها آمده دو تن از متهمان مرگ زهرا بني يعقوب به سه جرم جعل سند، توقيف غيرقانوني در جرائم غيرمشهود و سرپيچي از دستور مقام قضايي تفهيم اتهام شدند. دادگاه نهايي اين دو نفر آبان ماه برگزار مي شود.

? هشدار ناجا به تحرکات سياسي در آزادي؛ فرمانده انتظامي تهران بزرگ از برخورد قاطعانه پليس با افرادي که بخواهند مسائل سياسي را وارد ورزشگاه آزادي کنند، خبر داد. سرتيپ عزيز الله رجب زاده در رابطه با داربي تهران گفت؛ «همانند هر ساله ماموران انتظامي تهران بزرگ براي برقراري نظم و امنيت تماشاچيان داربي تهران در مسيرهاي منتهي به استاديوم آزادي و داخل ورزشگاه مستقر مي شوند و مسووليت برقراري امنيت در داخل ورزشگاه همانند گذشته برعهده يگان ويژه و اطراف ورزشگاه برعهده يگان امداد است.» فرمانده انتظامي تهران بزرگ در رابطه با شايعاتي مبني بر اينکه پليس از ورود بعضي از افراد که با لباس سبز وارد ورزشگاه مي شوند جلوگيري مي کند، اظهار داشت؛ چنين چيزي صحت ندارد که از ورود شخصي تنها به علت پوشيدن لباس سبز به داخل ورزشگاه جلوگيري شود چرا که پوشيدن لباس سبز جرم نيست اما افراد معدودي قصد وارد کردن مسائل سياسي به داخل ورزشگاه را دارند که پليس با اين افراد قاطعانه برخورد مي کند. همچنين قرار است دو قاضي در محل ورزشگاه آزادي تهران مستقر شوند.

?معاون سياسي وزارت کشور کيست؛ در خبرها آمده است مهدي هاشمي از قائم مقامي وزارت راه برکنار شد. گفته مي شود او قرار است به معاونت سياسي وزارت کشور منصوب شود.

? تغيير رئيس دانشکده اقتصاد علامه؛ شنيديم رئيس دانشکده اقتصاد علامه با نظر مقامات بالاتر اين دانشگاه تغيير پيدا کرد. گفته مي شود جايگزين «رضا مقدسي» قرابت نزديک تري به دولت دهم دارد.

? بلاتکليفي دو معاونت؛ با گذشت دو ماه از آغاز به کار دولت دهم هنوز دو معاونت برنامه ريزي و راهبردي و معاونت توسعه مديريت و منابع انساني بدون مسوول است. از يک طرف ابراهيم عزيزي طبق مصوبه مجمع تشخيص مصلحت به دليل عضويت در شوراي نگهبان نمي تواند به مسووليتش در معاونت برنامه ريزي ادامه دهد و از سوي ديگر برقعي نيز از معاونت توسعه به وزارت خارجه عزيمت کرده است.

? محروميت از خوابگاه؛ شنيده شد مدير دانشگاه تهران با ارسال نامه يي به معاون دانشجويي و فرهنگي اين دانشگاه درخواست کرد به برخي از دانشجويان دانشگاه تهران تا زمان رسيدگي به تخلفات آنها در کميته هاي انضباطي، هرگونه امکانات رفاهي نظير خوابگاه تعلق نگيرد.

? پنج سال حبس براي يکي از بازداشت شدگان اخير؛ شنيديم «عليرضا اشراقي» از بازداشت شدگان وقايع اخير پس از انتخابات به شعبه 26 دادگاه انقلاب به رياست قاضي مقيسه جهت ابلاغ حکم منتقل شد. وي به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق توهين به رهبري، توهين به رياست جمهوري و حضور موثر در تجمعات غيرقانوني جمعاً به پنج سال و شش ماه حبس تعزيري محکوم شد.
جواد جغجغه


ابراهيم رها

اساساً انسان ها بر دو دسته اند؛ يا اگر حرف و نظري دارند آن را معقول و منطقي بيان مي کنند يا جواد لاريجاني هستند. جواد اردشيرلاريجاني باز هم صحبت، جلب توجه و اظهار وجود کرده است. او اصولاً وقتي مي خواهد خيلي جدي حرف بزند حاصل صحبت هايش طنز مي شود، طوري که من با خواندن حرف هايش مي خواستم داد بزنم «طنز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن». اما بعد دوستان گفتند، جواد جدي حرف زده، طنز نيست، او گفته بود ميرحسين موسوي شبيه مسعود رجوي عمل مي کند. مي خواستم خدمتش بگويم اينکه شوخي بي مزه يي بود، اما به جايش مي شود حرف هاي با پايه و اساس زد و گفت چه کساني مثل چه کسان ديگري عمل مي کنند.

- صادق محصولي مثل شعبده بازها عمل مي کند،

- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.

- جواد لاريجاني مثل جغجغه عمل مي کند.

- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.

- وزارت بهداشت از اين به بعد مثل حمام که به شدت زنانه و مردانه اش جداست، عمل مي کند،

- وزارت راه و ترابري در بخش هاي هوايي و جاده يي دقيقاً مثل آمبولانس بهشت زهرا عمل مي کند.

- غلامحسين الهام مدت هاست مثل دستگاه غذاساز 11 کاره عمل مي کند،

- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.

- هيات ايراني در سفر اخير به امريکا مثل «اسمال در نيويورک» عمل مي کند.

- تيم اقتصادي دولت مثل زلزله، سيل و ساير بلايا عمل مي کند.

- فدراسيون فوتبال دولت مثل سوراخ فوري عمل مي کند.

- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.

- محمود احمدي نژاد مثل خاطرخواه اسفنديار رحيم مشايي عمل مي کند.

- دولت در برابر نظرهاي ديگران مثل مدرسه باغچه بان عمل مي کند.

- صدا و سيما نسبت به وقايع پس از انتخابات مثل عزيزان روشن دل عمل مي کند،

- آها، يک چيز ديگر هم در آخر يادم آمد؛ دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند،

www.Ebrahimraha.com
فهرست 100 رمان برتر مجله تايم و بازتاب هاي آن
مجله تايم فهرست «100 رمان برتر براي همه دوران ها» را منتشر کرد که با واکنش تشويق آميز و طعنه آميز خوانندگان مواجه شد. به گزارش مهر، اين فهرست که به وسيله دو تن از منتقدان کتاب با نام «لو گروسمان» و «ريچارد لاکايو» تهيه شده، شامل يکصد عنوان کتاب به زبان انگليسي است که از سال 1923 (زمان انتشار مجله تايم) به بعد منتشر شده اند. برخي از آثار نويسندگاني که دو بار در اين فهرست قرار گرفته اند، عبارتند از «روشنايي در ماه اوت» و «خشم و هياهو» از ويليام فاکنر، «لوليتا» و «آتش رنگ پريده» از ولاديمير ناباکف، «هرتزوگ» و «ماجراي آگويجي مارچ» از سال بلو، «مزرعه حيوانات» و «1984» از جرج اورول، «خانم دالووي» و «به سوي فانوس دريايي» از ويرجينيا وولف و همچنين «شکايت پارتوني» و «پاستورال امريکايي» از فيليپ راث. در فهرست منتشرشده برخي شاهکارهاي ادبي همچون «اوليس» نوشته جيمز جويس به علت اينکه پيش از سال 1923 چاپ شده اند، جاي نگرفته اند. فهرست ارائه شده واکنش هاي متفاوتي دربر داشته است. برخي از اينکه اين فهرست به شدت امريکايي و مردمحور است، گله کرده اند و گروهي ديگر از اينکه نام آثار معروفي چون «هري پاتر» اثر رولينگ در اين فهرست نيست، ابراز دلخوري کرده اند. اما با اين وجود برخي ديگر از مخاطبان يادآوري آثار برجسته ادبي معاصر را که در اين فهرست آمده است، بسيار سودمند مي دانند.
عناوين اين صفحه
معاونت جديد مجبور به ادامه راه عقلاني ماست
«خشکسالي و دروغ» يعقوبي به اجراي خود پايان داد
فروش آثار پيکاسو، دالي و کوکتو در گالري «اويسي»
انتشار کتابي درباره سينماي شاعرانه کيارستمي در آلمان
آغاز تور کنسرت هاي گروه شمس در امريکا
اتريش فيلم يک فيلمساز ايراني را به اسکار معرفي کرد
پيدا و پنهان
جواد جغجغه
فهرست 100 رمان برتر مجله تايم و بازتاب هاي آن
مراسم هفتم زنده ياد مشکاتيان با حضور شجريان
رزمندگان و مردم
پيشخوان

مراسم هفتم زنده ياد مشکاتيان با حضور شجريان
گروه فرهنگي؛ مراسم هفتم زنده ياد پرويز مشکاتيان امروز در مسجد جامع شهرک غرب برگزار مي شود. در اين مراسم که از ساعت هفت تا هشت و نيم عصر برگزار مي شود محمدرضا شجريان نيز حضور خواهد داشت. اين مراسم از سوي خانواده زنده ياد پرويز مشکاتيان برگزار مي شود و علاوه بر شجريان، هنرمندان و دوستان مشکاتيان نيز حضور خواهند داشت. شجريان پس از برگزاري کنسرت هاي تور اروپايي خود همراه با گروه شهناز ديشب به ايران بازگشت. مسجد جامع شهرک غرب در ميدان صنعت، ابتداي فاز سه، روبه روي مجتمع ميلاد نور واقع است.


رزمندگان و مردم
جعفر گلابي



آخرين روزهاي هفته دفاع مقدس مثل آخرين روزهاي جنگ مي ماند که گويي براي هزارمين بار بايد با شهدا، رزمندگان و خاطرات آنها خداحافظي کنيم، تا دوباره روزي و هفته يي ديگر اندر آيد و باز وارد دنياي آنها شويم و خواستن و رفتار و آرزوهايشان را به تماشا بنشينيم. راجع به شهدا، رزمندگان و فرماندهان آنها تاکنون بسيار سخن گفته شده است. فکر کردم جاي يک نکته بزرگ و منور و خارق العاده خالي است. اين يک چيز مخفي نيست که کسي با زحمت به کشفش بپردازد. هر کس اندکي با اين فرزندان ملت ايران آشنا و مانوس بوده است، حتماً بدان اذعان داشته و با جانش آن را لمس کرده است. از آنجا که دفاع ما يک جنگ مظلومانه بود، جنگ دو کشور بر سر يک اختلاف جغرافيايي صرف نبود، حداقل در طرف ما رزمندگان فقط سربازان نظام ديده رسمي نبودند. بچه هاي جبهه و جنگ، دانشجو، کارمند، محصل، کارگر و حتي استاد دانشگاه بودند که داوطلبانه به ميدان آمدند تا از کشور و اعتقادات خود دفاع کنند، لذا آنها معدل کامل و دقيقي از متن مردم بودند که حالا آرماني تر از هميشه از حرکت بزرگ ملت خويش در انقلاب سال 57 به دفاع برخاسته بودند. شايد به همين دليل و شايد به دلايل متعدد ديگر که جاي بازشکافي آن وجود دارد، رزمندگان الفتي عجيب و مثال زدني با مردم داشتند. رزمنده يي که در ميدان جنگ ماشه تفنگ و توپ و تانک را مي چکاند و دلاورانه بر سر دشمنان و متجاوزان خراب مي شد، وقتي به پشت جبهه مي آمد، واقعاً کس ديگري مي شد که اگر نمي شناختي باور نمي کردي او يک جنگجوي مبارز است و اهل نبرد و شدت با خصم است، کسي که هم رزم شهيدش را در جبهه جا گذاشته بود و به چشم خود تن مجروحش را ديده بود، در شهر تبسم اش فراموش نمي شد، خدمتش به مردم کم نمي شد و گاهي از خود شهريان و مسوولان در شهر براي مردم نوازي و مردم دوستي سبقت مي گرفت. روزي منتظر يکي از بچه هاي جبهه بودم، اتفاقاً او محصلي نابغه بود که با اينکه اغلب ماه ها به واسطه حضور در جبهه از کلاس ها محروم مي شد، هميشه بهترين نمره ها را مي آورد و بعدها هم که در کنکور شرکت کرد با درسي که در جبهه ها مي خواند جزء نفرات اول بود. بگذريم، خيلي دير شده بود، کم کم نگران شده بودم که او قرار بود فلان ساعت بيايد چرا اين همه تاخير کرده است؟ بالاخره بعد از دو سه ساعت تاخير با آن لباس هاي خاکي و سر و صورت غبارگرفته از خاک جبهه آمد و من غرق در بوسه اش کردم ولي هرچه جويا شدم که چرا اينقدر تاخير کرده است از پاسخ طفره مي رفت. من که به شدت کنجکاو شده بودم، بر اصرار خودم افزودم تا اينکه برايم مشخص شد او وقتي به اهواز مي رسد خانم مسني را مي بيند که خريد کرده است و بار و زنبيلش زياد و سنگين است. کمکش مي کند تا به خانه برسد، بعد وقتي با اصرار آن خانم وارد خانه مي شود تا آبي بخورد و لبي تر کند، متوجه مي شود مهتابي اتاق کوچک اين خانم خراب است. آن را درست مي کند، بعد متوجه مشکل ديگري مي شود و... خلاصه دو سه ساعت هر کاري از دستش برمي آمد براي آن خانم تنها انجام مي دهد و براي همين هم آن همه تاخير مي کند. اين يک نمونه کوچک بود. فرماندهان زيادي که بعضي از آنها شهيد شدند را مي شناختم که وقتي به شهر مي رسيدند، از کمترين وقت خود براي سرکشي به مستمندان و شرکت در امور اجتماعي عام المنفعه سود مي جستند. آن روزها بچه هاي جبهه و جنگ چنان با مردم و مشکلات شان عجين بودند که گويي عشق به مردم بخشي از رسالت عظيمي است که بر دوش گرفته اند. حالا بسياري از آن عزيزان دکتر، مهندس، کارمند، معلم و کارگر شده اند و خوب مي دانم که اگر چشمه مهرباني و رافت و همکاري و مردم دوستي در جامعه نخشکيده است قسمتي از آن مرهون همين روحيه قابل تحسين بچه هاي جبهه است. همان زمان هم مردم احترام و ارزش خارق العاده يي به رزمندگان مي گذاشتند. يادم مي آيد وقتي يکي از بچه ها مستقيماً از جبهه سر کلاس آمد، دبير فيزيک مان که داشت درس مي داد، گچ را به کناري انداخت و چنان او را در آغوش گرفت که گويي فرزند خودش از جبهه بازگشته است. اين احترام که بعضاً تا تقدس بچه هاي جنگ پيش مي رفت، فقط به اين خاطر نبود که آنها داشتند براي مردم مي جنگيدند بلکه به رفتار انساني، اخلاقي، مهربانانه و کريمانه خود رزمندگان بازمي گشت. رزمندگان خوب و دوست داشتني ما براي اينکه جان خود را در طبق اخلاص گذاشته بودند، هرگز طلبکار و منت گذارنده بر مردم نبودند و خدا را شاهد مي گيرم که بسياري از آنها وقتي به شهر مي آمدند و بعدها که جنگ تمام شد، در آنجايي که کسي نمي دانست، اصلاً بروز نمي دادند که مثلاً ماهي بلکه سال ها در جبهه بوده اند، آنها هرگز اهل تندي با مردم نبودند و حتي اگر کسي شأني و هنجاري را رعايت نمي کرد، بيشتر از طرفداران انقلاب در شهر با جوانان از سر نصيحت و موعظه لفظي برمي آمدند و گويي اين رزمندگان بودند که در شهرها هم مدافع مردم خويش بودند و هرگز اين نکته مهم و اخلاقي را به فراموش نمي سپردند. روزي که عمليات والفجر8 نزديک مي شد، فرمانده گردان مرا صدا کرد و چون به خاطر وضع جسماني خاص من نمي شد به خط مقدم بروم، خواست که با بچه ها خداحافظي کرده، بازگردم. آن روز غم عالم بر دلم مستولي شد. نمي دانستم چگونه مي شود با بچه هايي خداحافظي کنم که قطعاً بعضي از آنها را ديگر هرگز نخواهم ديد. با بعضي از دوستان از موقعيت گردان خارج شديم و در امتداد جاده خاکي که به جاده دهلران مي رسيد، روي تخته سنگي نشستم تا به جاي من آنها به گردان بازگردند، يکي يکي خداحافظي کردم و تصوير رفتن شان را از پشت اشکي که امانم را ربود مي ديدم، همان هايي که چند روز بعد خبر شهادت بعضي هايشان را شنيدم و حالا يادم مي آيد هر کس از بچه ها مخلص تر بود، به خصوص بعضي که شهيد شدند از ديگران با مردم مهربان تر بود. آري فرزندان ملت ايران از بطن و متن مردم به پا خاستند و براي مهد تولد خويش به مبارزه يي هوشمندانه و آکنده از شور و شعور پرداختند. آنها هيچ گاه رابطه مقدس و متقابل خود با مردم را که مملو از ارادت و احترام و آگاهي بود، از دست نمي دهند.


پيشخوان
? بهترين فيلم هاي زندگي ما؛ چهارصدمين شماره ماهنامه فيلم منتشر شد. در اين شماره منتقدان و غير منتقدان و علاقه مندان حرفه يي سينما 10 فيلم منتخب خود از سينماي ايران و سينماي جهان را با ذکر دليل گزينش آنها معرفي کرده اند. ماهنامه فيلم دو بار ديگر هم (يکي سال 1367 و ديگري سال 1378) انتخاب هاي سينمايي ها را در دو حوزه ايران و جهان منتشر کرده بود. اما در اين ويژه نامه که به تازگي منتشر شده بخش هاي جديدي هم به چشم مي خورد. قسمت هايي مانند «معيارهاي ما»، «نزديکان ما»، «فيلم ديدن هاي ما» و «سينماهاي ما». سيدفريد قاسمي اسم آشناي مطبوعات ايران در مقاله يي که در نخستين صفحه چاپ شده، نوشته؛ «يک دهه استقامت براي کسب مجوز و مهارت عبور از پيچ هاي خطرناک و هنر سکانداري 27 ساله قدر و قيمتي بي مانند دارد... در اين ملک براي فنا نياز به پاسخگويي نيست اما براي بقا بايد به همه توضيح بدهي...» تازه ترين شماره مجله «فيلم» ويژه معرفي بهترين فيلم ها از سوي منتقدان در 200 صفحه با بهاي 1500 تومان بر پيشخوان دکه هاي روزنامه فروشي است.

? شماره سوم فصلنامه فروزش منتشر شد؛ سومين شماره از فصلنامه ايران شناسي و ايران پژوهي فروزش منتشر شد. اين شماره نيز همچون دو شماره پيش داراي هفت بخش «تاريخ و فرهنگ»، «ايرانشهر»، «جهان ايراني»، «زبان فارسي»، «ايرانگردي»، «يادگارهاي فرهنگي و طبيعي» و «چکامه» است. از طرح روي جلد مجله مي توان پي برد اين شماره ويژه جنبش بزرگ مشروطه است. در اين باره نوشتارهايي چون «ريشه يابي واژه مشروطه» پژوهش ميثم نظمي، «آرمان هاي انقلاب مشروطه» متن سخنراني حميد احمدي در همايش انقلاب مشروطه از منظر علوم اجتماعي نوين، «همکاري ها و هماوردجويي ها در جريان انقلاب مشروطه» پژوهش امير نعمتي ليمايي و «نقش ايل بختياري و علماي اصفهان در سقوط محمدعلي شاه» پژوهش دکتر غفار پوربختيار در بخش تاريخ و فرهنگ و... چاپ شده است. شماره تازه «فروزش» از چند روز پيش روي دکه هاي روزنامه فروشي ها است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام