
سپيده جديري*
ادبيات ما صرفاً مردانه نيست، مردسالارانه هم نيست، به هيچ وجه. اتفاقاً اغلب ادبا اعم از زن و مرد معترفند که زنان دست کم در دو دهه اخير چه ميان داستان نويسان و چه شاعران، پا به پاي مردان پيش رفته اند ـ اگر نخواهيم بگوييم از آنها جلو هم زده اند. با اين حال، چند سالي بود که مي ديدم در جوايز ادبي ـ چه ميان برندگان و چه داوران ـ مردان اغلب حرف اول را مي زنند، يعني نه اينکه خودشان واقعاً حرف اول را بزنند، انتخاب ها به گونه يي صورت مي گرفت که آنها حرف اول را بزنند. يعني قصد و غرضي در کار بود، شايد هم نبود اما ظاهر امر که اين طور نشان مي داد. به طور مثال، در جايزه شعري که خود من دو دوره داوري آن را بر عهده داشتم، تنها داور زن آن دو دوره من بودم و در دوره بعدي، ديگر آب پاکي را روي دست زنان ريختند و تمام داوران از ميان مردان انتخاب شدند. به اين ترتيب، عجيب نيست که برنده هر سه دوره اين جايزه نيز از ميان شاعران مرد برگزيده شد. البته نمي خواهم بگويم انتخاب برنده از ميان مردان با قصد و غرض قبلي صورت گرفت، نه، اصلاً اين طور نبود. منظورم اين است که هنگامي که ميان داوران جايزه يي سليقه مردانه حاکم باشد، احتمال انتخاب برنده از ميان زنان به ميزان چشمگيري کاهش مي يابد. البته در اين زمينه استثناهايي را نيز شاهد بوده ايم. مثلاً داوران نخستين دوره جايزه نيما نيز همگي از مردان بودند ـ اين ايرادي بود که پيشتر به آن وارد کرده بودم ـ اما برنده اصلي بخش شعر آن يک شاعر زن بود. در مجموع، سخن بر سر اين است که هنگامي که بسياري از چهره هاي مطرح ادبيات امروز ما را ـ چه در عرصه سرايش شعر، چه نقدنويسي و چه داستان نويسي ـ بنا به گفته بزرگان ادبيات و بنا بر آنچه خود شاهديم، زنان تشکيل مي دهند، چگونه است که مثلاً جايزه يي 10 ، 12 داور خود را فقط از ميان مردان انتخاب مي کند؟ اگر بخواهيم خيلي خوشبين باشيم و اين مساله را بگذاريم به حساب حواس پرتي برگزارکنندگان جوايز، باز هم نمي توان منکر شد که ذهن آنها آنقدر مردسالار بوده است که خود به خود زنان در آن ناديده گرفته شده اند و اين ذهن به طور اتوماتيک، فقط مردان را بازمي شناسد و آنها را به خاطر مي آورد. اينها و البته نه فقط اينها، نخستين جرقه هاي ايده يي را در ذهن من روشن کرد که بعدتر در اسفندماه 1386 آن را - با سر و سامان دادن به ذهنم - به عنوان برپايي جايزه يي ويژه شعر زنان ايران با دوستان شاعرم مطرح کردم و خوشبختانه با استقبال آنها مواجه شد. عاملي که بيش از هر چيز سبب قوت گرفتن اين ايده در ذهن من شد، جوايزي بود که در اقصي نقاط جهان - به ويژه اروپا و امريکا ـ در زمينه ادبيات و هنر زنان برگزار مي شد ـ و مي شود ـ که از آن جمله است جايزه اورنج در بريتانيا که از مشهورترين جوايز حوزه رمان و جايزه بارنارد دانشکده بارنارد دانشگاه کلمبياي امريکا که از مهم ترين جوايز حوزه شعر در جهان به شمار مي آيد. در تاريخچه جايزه «اورنج» درباره چگونگي شکل گيري ايده تاسيس آن مي خوانيم که بنيانگذارانش با آگاهي از اهميت نقش جوايز ادبي در معرفي نويسندگان به جامعه کتابخوان و با توجه به اينکه بزرگ ترين جوايز ادبي به طور معمول آثار زنان نويسنده را ناديده مي گرفتند، احساس کردند به اين ترتيب خوانندگان، اعم از زن و مرد از خواندن آثار جالب توجه زنان که مي توانسته برايشان لذت بخش باشد، محروم مانده اند. جالب اينجاست که هم اکنون به يمن برگزاري جوايزي چون «اورنج»، تعداد خوانندگان آثار زنان نويسنده در انگلستان تا اندازه يي افزايش يافته است که طبق آمار منتشر شده در سايت اتحاديه کتابفروشان انگلستان، صد درصد کتابخوان هاي اين کشور به آثار نويسندگان زن و 94 درصد آنها به آثار نويسندگان مرد علاقه نشان مي دهند. فکر کردم ايران هم مانند اين کشورها مي تواند با برگزاري جشنواره ها و جوايزي براي فعاليت هاي فرهنگي و هنري زنان، آثار ارزشمند آنها را به جامعه معرفي کند تا به تدريج، آثار زنان نيز به اندازه مردان ديده شود و مورد توجه قرار بگيرد. بي ترديد اگر اين آثار به درستي ديده و معرفي شوند، از سوي خوانندگان نيز با استقبال رو به رو مي شوند؛ همچنان که مي بينيم هم اکنون فروش مجموعه اشعار فروغ فرخزاد در بسياري از کتابفروشي ها با فروش ديوان حافظ برابري مي کند. اين گونه بود که جايزه خورشيد به عنوان جايزه يي ويژه شعر زنان ايران شکل گرفت و نخستين دوره آن در دي ماه 1387 به رغم تمام موانع موجود برگزار شد و برنده اش شد رويا زرين؛ شاعري که بعداً برگزيده جشنواره شعر ايوار و بعدتر برنده جايزه شعر نيما نيز شد که شرکت کنندگان هر دوي اين جوايز را هم مردان و هم زنان تشکيل مي دادند و اين ماجرا ثابت کرد رقباي برنده جايزه ويژه شعر زنان را صرفاً زنان تشکيل نمي دهند و او مي تواند همچنان که در جايزه يي تخصصي و ويژه زنان برگزيده مي شود، به عنوان شاعري خوب در جوايز ديگر نيز رقباي خود اعم از زن و مرد را پشت سر بگذارد. امسال نيز به رغم تمام مشکلات و رويدادهايي که انگيزه فعاليت فرهنگي را براي ما کمرنگ و کمرنگ تر مي کند، قصد داريم جايزه خورشيد را به مرحله برگزاري برسانيم چرا که فرهنگ شايد يکي از معدود مواردي باشد که هنوز ارزش خود را به تمامي در جامعه ما از دست نداده بنابراين همچنان به عنوان يک راه نجات مي تواند در نظر گرفته شود. داوران اين دوره جايزه را آزيتا قهرمان، رويا تفتي، پگاه احمدي، بهاره رضايي و رويا زرين تشکيل مي دهند و حاميان مالي آن عبارتند از؛ دکتر فريده فرهادي رئيس بيمارستان الغدير، دکتر فاطمه حق بين جراح و متخصص بيماري هاي چشم، اعظم پاکي دبير بازنشسته آموزش و پرورش و فاطمه سالاروند شاعر که در اعتراض به از قلم افتادن برخي نام ها از فهرست برگزيدگان جشنواره شعر فجر، جايزه خود از آن جشنواره را به برگزارکنندگان اين دوره جايزه خورشيد اهدا کرده است.
* بنيانگذار جايزه شعر زنان ايران (خورشيد)