شنبه، 28 شهريور 1388 - شماره 2056
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
طرح اکران اذان تا اذان ادامه مي يابد؟
مردم معمولي؛ کاشفان فروتن شادي هاي شبانه

رها ايزدي

شهرهاي بسياري هستند که خروسخوان صبح آغاز مي شوند و شهرهاي اندکي که نيمه شب. زندگي شبانه براي مردم برخي از شهرها جزيي جدانشدني است و براي گروهي ديگر رويايي دست نيافتني. نه فقط شرکت در کلوپ هاي شبانه و صرف نوشيدني، که نوشيدن جرعه جرعه زندگي که انگار در تاريکي شب ها مزه و درخشش بيشتري مي يابد از گروه زيادي از مردم جهان دريغ مي شود. حتي قدم زدن و زير لبي آواز خواندن در شب طعم دلچسب ديگري دارد چه رسد به اينکه شهر تو بتواند شب هايي فرهنگي برايت رقم زند. شب هايي پر از موزه و سينما و گالري هاي روشن.

اين گزارش نگاهي غيرمستقيم دارد به اقدام اخير شهرداري تهران؛ طرح اکران اذان تا اذان. طرحي که دست اندرکاران فرهنگي درانداختند و انصافاً خوب گرفت. جماعتي از پايتخت نشينان در شب هاي خنک شهريورماه مقارن با ماه رمضان به ديدار سينماهايي رفتند که در کوران گرماي روز و تشنگي روزه داري به آنها نمي چسبيد و چقدر همه مشعوف و ذوق زده از اين ابتکار. اميد داريم که پايان ماه مبارک پايان اين طرح نباشد هر چند نيروي انتظامي قبلاً انذارهايش را داده باشد. شايد يک بار براي هميشه خواست و نياز افکار عمومي بتواند در برنامه ريزي ها جاي مناسب خودش را بيابد.

---

شهر زوريخ واقع در کشور سوئيس معمولاً عنوان بهترين شهر براي زيست شهري را به خود اختصاص مي دهد. دلايلي چون نبود ترافيک شهري، کيفيت خوب هوا و امنيت انساني جزء شاخص هايي هستند که زوريخ را از ساير شهرهاي جهان متمايز مي کنند اما در نظر بسياري از مردم اين ويژگي ها تنها شاخصه هاي اصلي براي انتخاب يک شهر نيستند.

هستند بسياري شهرهاي آرام و خواب زده که در عين داشتن ويژگي هاي فوق، روح آدمي را کسل مي کنند و از پسند مردمان دور مي افتند.

در برابر گروه زيادي از مردم عاشق سرعت و شتاب و زندگي شبانه شهرهاي بزرگند؛ شهرهايي چون نيويورک، لندن، پاريس و توکيو. شهرهايي که خواب ندارند و در برخي از آنها زندگي واقعي گروهي از مردم نيمه شب آغاز مي شود.

زندگي شبانه براي بسياري از هنرمندان، روزنامه نگاران و عکاسان نيز منبع الهام بوده است. «جري برندت» يکي از مهم ترين عکاسان امريکا تخصصش زندگي شبانه در امريکاي دهه 60 ميلادي است. او با نشان دادن مردهاي تنها و زن هاي خياباني و پااندازها و خيابان هاي خالي روي ديگر سکه زندگي انسان معاصر و بي پناهي او را به نمايش مي گذاشت. «رابرت فرانک» نيز عکاس امريکايي ديگري است که طي حدود سه دهه موفق شده شب هاي نيويورک و زندگي شبانه اين ابرشهر را عکاسي کند. ماحصل کار او در کتاب «شب هاي نيويورک» منتشر شده است. در ايران نيز اوشين زاکاريان به عکاسي از شب و ستارگان شهرت دارد. علاوه بر اينها زندگي شبانه در کافه ها، خيابان ها و محله هاي جنوبي شهرهاي بزرگ همواره دستمايه نويسندگان و جزء لاينفک ادبيات بوده است.

اذان تا اذان

کم رونقي سينماها در تابستاني که گذشت بيش از هر چيز محصول برخوردهاي انتخاباتي بود که تابستان را از ما ربود. از صدقه سر اين انتخابات بود که فروش فيلم ها افت کرد و طبقه متوسط کمتر رغبتي براي تفريح در خود پيدا کرد هر چند به رسم اين روزهاي دولت دهم و روزهاي قبلي دولت نهم در حالي که کميته تورگردانان ورودي خبر از بحران گردشگري داده اند متوليان دولتي از 96 هزار گردشگر ورودي در تابستان امسال حرف مي زنند. به هر روي تعدادي از اعضاي شوراي صنفي نمايش، انجمن سينماداران و پخش کننده ها طرح ويژه اکران رمضان را مطرح کردند. اين طرح ابتدا با نام «اذان تا اذان» مطرح شد اما پس از مدتي به طرح ويژه ماه رمضان تغيير نام داد تا در قالب آن سالن هاي سينمايي خصوصاً پرديس هاي بزرگ شهر تهران در سانس هاي ويژه بعد از افطار تا دو بامداد فيلم هاي روي پرده را با بليت نيم بها براي علاقه مندان به نمايش بگذارند.

برخلاف بسياري از پيش بيني ها اين طرح با استقبال بسيار خوب مردم سينمادوست مواجه شد. روز ششم شهريورماه در نخستين جمعه ماه رمضان سينماها به فروشي 77 ميليون توماني دست يافتند. اين رقم وقتي بزرگ تر جلوه مي کند که بدانيم قيمت بليت در نوبت هاي پس از افطار سينماها نيم بها است و همچنين اين نکته که 15 شهريور پارسال در اولين جمعه ماه رمضان فروش سينماهاي تهران 26 ميليون تومان بود.

اما ناگهان و در روز هاي آغاز اين طرح که کم کم رونق به گيشه ها و لبخند به لب تهيه کننده ها بازمي گشت، نيروي انتظامي در نامه يي به سينمادارها خواهان توقف اجراي اين طرح شد.

مهدي کرم پور رئيس شوراي صنفي نمايش در اين زمينه گفته است؛ «شوراي صنفي در مورد سينماهايي که در طرح اذان تا اذان به صورت نيم بها اقدام به فروش بليت نکرده اند، رسيدگي کرد و به اداره کل نظارت ارزشيابي ارجاع داد. کارشناس حوزه توزيع و فروش هم از نيروي انتظامي درخواست کرد براي بيان دلايل خود درباره مخالفت با طرح ويژه اکران ماه رمضان جلسه يي با سينماگران برگزار کند.»

حسين علم الهدي درباره مخالفت نيروي انتظامي با طرح ويژه اکران ماه رمضان اما در گفت وگو با رسانه ها تاکيد کرده است؛ «در حال حاضر با اجراي اين طرح خانواده وقت خود را با تفريح سالم مي گذراند. در صورت مخالفت و منتفي شدن طرح مشخص نيست قرار است خانواده ها براي تفريح به کجا بروند. حداقل اماکني مانند سالن هاي سينمايي تحت نظارت هستند. ما درخواست داريم نيروي انتظامي نظر فعالان سينمايي را هم بشنود.»

علم الهدي ادامه داده است؛ «من درباره دلايل مخالفت نيروي انتظامي با اين طرح تا اين لحظه توضيحي نشنيده ام. حوزه فرهنگ و هنر حوزه تعامل است. اگر دوستان ما در نيروي انتظامي در جلسه يي دلايل خود را مطرح کنند، ما مي توانيم حداقل به نتايج مطلوب برسيم.»

و تاکيد کرده که بعضي مواقع اين مخالفت ها مي تواند تبعات بدي داشته باشد.

فرداي روزي که اين گفت وگوها منتشر شد مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي درباره علت اين مخالفت اعلام کرد؛ «پليس اماکن هنوز به جمع بندي نهايي درباره مثبت يا منفي بودن اين طرح نرسيده است.» و چند روز بعد سرهنگ سيدمحمد حسيني رئيس پليس امنيت اخلاقي تهران بزرگ از بلامانع بودن فعاليت سينماهاي تهران تا ساعت 2 بامداد در ماه مبارک رمضان خبر داد. از سوي ديگر وزير جديد ارشاد نيز خبر داده است طرح اکران اذان تا اذان، ماه رمضان سال آينده نيز به اجرا درمي آيد و اين يعني چشم انتظاري براي يک سال ديگر تا شب هاي روشن.

تهران، کلانشهري با چند مدير

پرسش اساسي اينجاست که چرا بعضي از شهرها مي توانند شب ها هم زنده باشند و تهران نه؛ پرسشي که علي نوذرپور داراي دکتراي شهرسازي به آن چنين پاسخي مي دهد؛ «اگر در شهري مثل نيويورک يا توکيو زندگي شبانه جريان دارد، به اين دليل است که مديريت شهري در آنها واحد و يکپارچه است. ترافيک شهر، امنيت آن و مسائل انتظامي اش همه بر عهده نهادي به نام شهرداري است. حتي مدارس، ثبت احوال و ثبت ازدواج و طلاق نيز در دست شهرداري است و اين مديريت يکپارچه بر شهر به شهرداري فرصت و اجازه نوآوري مي دهد اما در کشور ما تعدد مديريت ها و موازي کاري برخي نهادها باعث مي شود نتوانيم چنين سرويس هايي به شهروندان بدهيم.»

او البته فراموش نمي کند که از دست اندازهاي بزرگ تر نيز سخن بگويد؛ «شهرداري ما الان در عمل کردن به وظايف روزانه اش به دليل تنگناهاي مالي ناتوان است. چگونه مي توان از او انتظار داشت بتواند شب ها هم براي شهروندان برنامه ريزي داشته باشد. مضاف بر اينکه برنامه ريزي براي زندگي شبانه بايد بازدهي مالي هم داشته باشد. به عبارتي ديگر واحدهاي توليدي بايد از نظر اقتصادي توجيه باشند که شب ها هم مغازه هايشان را باز بگذارند و اين باز هم سواي بحث هاي امنيتي و انتظامي است که بايد با شهرداري هماهنگ باشند و امروز هنوز فرصت پرداختن به اين مسائل حتي در کلانشهري مثل تهران نيست.»

مي پرسم؛ يعني به نظر شما نيازهاي مردم اين کلانشهر هنوز به مرحله يي نرسيده که بتواند شهرداري را براي زنده کردن شب ها متقاعد کند؟ مي گويد؛ «من هم موافقم که اين نياز وجود دارد اما بين نيازهاي شهروندان و خدمات شهري رابطه ديالکتيکي وجود دارد. هر وقت شهرداري بتواند نيازهاي روزانه مردم را تامين کند آنگاه مي تواند به رفع نيازهاي آنها براي يک زندگي شبانه هم بينديشد. در شرايطي که اين نهاد در تامين امور روزانه مردم به دلايل مختلف کاملاً موفق نبوده، نمي توان به اين زودي انتظار برنامه ريزي براي زندگي شبانه را در تهران داشت. اگر مي بينيد شهرداري هاي شهرهاي بزرگ جهان به دنبال چنين نوآوري هايي هستند به خاطر اين است که نيازهاي اوليه مردمان شان را برآورده کرده اند و حالا مثلاً به فکر تامين نيازهاي درجه هفتم و هشتم آنها هستند نه کشور ما که...» و بعد تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

پژواک صداي مردمان

مردم مي پرسند؛ تا کي بايد طباخان فاتحان شبانه شهر ما باشند؟ چه ايرادي دارد اگر شهرکتاب ها، سينماها و مثلاً فروشگاه هاي زنجيره يي هم شب ها به ملت سرويس بدهند؟ گناه آن عده زيادي که در شلوغي و ترافيک روز فرصت يا توان خريد ندارند يا اساساً لذت شان در اين است که شب ها بروند کتاب مورد علاقه شان را بخرند چيست؟ چرا شهري که روزانه 15 ميليون نفر در آن زندگي و تردد مي کنند ناگهان خاموش مي شود و هيچ جايي براي تفريح شبانه باقي نمي گذارد؟ آنها مي پرسند و هنوز پاسخي نيامده است.

«ليلا الف» 39ساله و مادر دو فرزند در يکي از شب هاي ماه رمضان براي ساعت 12 شب بليت رزرو کرده است. بعد از تماشاي فيلم نظرش را مي پرسم؛ «خيلي جالب بود. تا به حال در زندگي ام اين ساعت به سينما نرفته بودم. هم ترافيکي در کار نبود هم به واسطه تازه بودن اين تجربه برايم جالب بود و هم اينکه هوا خيلي خنک بود و همين آمدن و رفتن به سينما خيلي به ما چسبيد.»

«حميد ر» 27ساله و گرافيست است که بحث کله پاچه فروشي را پيش مي کشد؛ «به نظر شما حيف نيست فقط چراغ طباخي ها در شب هاي تهران روشن است و بقيه شهر خواب است. اگر مثلاً گالري هاي نقاشي يا موزه ها شب ها باز باشند و بليت نيم بها بفروشند چقدر به کار دانشجويان مي آيد. هم در وقت شان صرفه جويي مي شود هم در پول شان. اما افسوس...»

چه بايد نوشت جز همين ها که قلمي کرديم. کلانشهري است و مردمي باصفا دارد که دوست دارند از شب هاي شهرشان هم لذت ببرند به شرط تامين امنيت و البته که با رعايت همه جوانب قانوني و جز اينها ديگر عرضي خطاب به برنامه ريزان فرهنگي نيست.

فاضلاب بيمارستان چمران کف بر لب زاينده رود آورد
دريا قدرتي پور

تغيير رنگ زاينده رود، رشد گياهان هرز و آنجا که لب تشنه زنده رود کف کرده است، تنها خبر از يک اتفاق نادر مي دهد. اگر در حوالي بيمارستان چمران بزرگ ترين بيمارستان تخصصي قلب در اصفهان قدمي زده باشيد درست پشت اين بيمارستان تخصصي، اولين چيزي که جلب توجه مي کند حجم زياد آبي است که با وجود خشکسالي اين رودخانه، مثل رودي جاري است که طبق بررسي ها مشخص شد اين آب در حقيقت بخشي از فاضلاب بيمارستان چمران است که به رودخانه مي ريزد. طبق گفته اهالي اين منطقه، اين اتفاق سال هاست که رخ مي دهد اما به دليل پرآبي اين رودخانه، هيچ گاه مشخص نبوده است. «صالح م.» که حدود 30 سال است در اين منطقه کشاورزي مي کند در حالي که با بيلش به زمين ضربه مي زند، مي گويد؛ از زماني که اين بيمارستان افتتاح شد با مشکلات و بيماري هاي زيادي دست به گريبانيم. ما از آب زاينده رود براي آبياري محصولات مان استفاده مي کنيم و به دليل اينکه بالاخره فاضلاب بيمارستان عفونت دارد، بچه ها و بزرگسالان دچار بيماري مي شوند. اما اين وضعيت به همين جا ختم نمي شود چون «رقيه ف.» نيز با اشاره به اينکه چند وقتي است بوي تعفن اين منطقه را فراگرفته، تاکيد مي کند؛ بوي نامطبوعي فضاي اين منطقه را فرا گرفته و علاوه بر آلودگي آب، موجب ناراحتي مردم و ساکنان اين منطقه شده است. به گفته بسياري از مردم اين منطقه، فاضلاب اين بيمارستان بدون هيچ دليلي در حال ورود به بستر زاينده رود است و با اينکه شکايات بسياري به مسوولان بيمارستان شده، اما آنها اين امر را تکذيب کرده اند و گفته اند فاضلاب تصفيه شده وارد بستر رودخانه مي شود.

ورود پساب ها ممنوع

شايد بهترين کسي که مي توانست در رابطه با اين معضل به ما توضيح دهد حسين صفاري مدير بهداشت محيط استان اصفهان بود که در اين رابطه گفت؛ حتي اگر فاضلاب بيمارستان ضدعفوني شود، اجازه براي ورود به زاينده رود اشتباه است. وي مي افزايد؛ پساب ناشي از فاضلاب بيمارستان را به دليل اينکه بيماري هاي عفوني ايجاد مي کند تنها براي گياهان غيرمثمر مي توان استفاده کرد. صفاري با تاکيد بر اينکه ما با فرستادن بازرس، اين کار را به صورت مستقيم دنبال مي کنيم، گفت؛ خود مسوولان بيمارستان نيز در پي حل اين معضل بوده و در حال خريد دستگاه UV براي ضدعفوني کردن پساب خود هستند. مدير بهداشت محيط استان اصفهان همچنين از نصب اين دستگاه خبر داد و گفت؛ ما با کنترل ويژه، نشتي فاضلاب بيمارستان چمران را به حداقل ممکن رسانده ايم.

گفته هاي اين کارشناس بهداشت اميدي تازه در دل مردم اين منطقه ايجاد کرده اما متاسفانه هنوز هم نشتي اين فاضلاب و وارد شدن آن به بستر زاينده رود نه تنها باعث مرگ اين رودخانه طي سال هاي گذشته شده بلکه اکنون که اين رودخانه در خشکي کامل به سر مي برد، باعث آلوده شدن آب هاي زيرزميني هم خواهد شد. اين مباحث در حالي مطرح مي شود که يکي از اعضاي شوراي اسلامي شهر اصفهان نيز از صحت وارد شدن فاضلاب اين بيمارستان به زاينده رود خبر مي دهد و مي گويد؛ با پيگيري هاي انجام شده، مشخص شد اين امر انجام مي گيرد و طبق تعاملات انجام شده با دکتر شيراني رئيس دانشگاه علوم پزشکي، مقرر شد با بودجه يي که براي اين کار گذاشته شده اين مشکل حل شود. اين گفته ها درحالي مطرح مي شود که نبود اعتبار کافي براي اجراي اين پروژه و هزينه سنگين آن باعث شده مديران بيمارستان چمران در پاسخ به سوالات متعدد نصف جهان بيش از اينکه در مقام دفاع از اين نقيصه برآيند به انکار آن روي آورند؛ موضعي همسو با مرتضي بختياري به عنوان عالي ترين مقام استان که در اين رابطه پاسخ مناسبي نداده و مفهوم سخنانش در رابطه با اين مساله بسيار مبهم است. اما حسن کامران يکي از نمايندگان اصفهان در مجلس شوراي اسلامي، ريختن فاضلاب به زاينده رود را تجاوز به حقوق تمامي مردم اصفهان دانسته و مي گويد؛ هيچ کس حق ندارد با آلوده کردن زاينده رود، مردم را در معرض خطر قرار دهد.
شب زنده داري فرهنگي


معصومه ناصري

شب زنده داري شهرها زندگي را از روز به شب مي کشاند. هر جاي دنيا که باشي کمي موسيقي و تصوير مي تواند شب را رنگ ببخشد. اينجا در پاريس هتلم در يکي از فرعي هاي خيابان مون پارناس است اما گول فرعي بودنش را نخوريد. براي اين پاريسي ها و ميليون ها توريستي که در کافه ها و کلوب هاي شبانه اينجا پخش و پلا هستند شب تازه اول زندگي است؛ جشن بيکران.

همين الان که يکي از آخر هفته هاي تابستاني است شهر همان طور شلوغ و پرسر و صدا به زندگي اش ادامه مي دهد. دو ساعت از نيمه شب گذشته اما موسيقي کافه هاي اطراف از نفس نمي افتد. توريست هايي که روزها از ايفل بالا مي روند شب ها هم دست از سر پاريس برنمي دارند اما اگر دقت کنيد مي بينيد بيش از هر چيز صداهاي فرانسوي شنيده مي شود. خود پاريسي ها هم شب پاريس را در کافه هاي خياباني مي گذرانند.

شهري مثل لندن که از پايتخت هاي تجاري دنيا است و به نظر مي رسد شب ها بايد به خودش استراحت بدهد باز به شب زنده داري مي گذراند. شب ها به خصوص آخر هفته ها محله سوهو نمي خوابد. حتي براي رفتن به کافه هاي معروف در همان محله يا در ميدان لستر که موسيقي زنده هم دارند بايد يک ساعتي هم در صف به انتظار بماني. هرچند بعضي ها از همين صف هم سرگرمي مي سازند و به معاشرت با ديگران مي پردازند. در اکثر شهرهاي جهان همين بساط است. اما گاهي وقت ها شب زنده داري معمول شبانه به يک برنامه فرهنگي تبديل مي شود و رنگ و روي شهر را تغيير مي دهد. بعضي شهرها چند بار در سال يک شب را شب موسيقي يا شب موزه يا شب هنر اعلام مي کنند. در هلند که کشور ون گوگ است و اسم او را روي يکي از بزرگ ترين موزه ها گذاشته اند يکي دو شب را در سال شب موزه ها اعلام مي کنند و بازديد از موزه ها تا ديروقت آزاد است. اگر دير بجنبي امکان ورود به موزه ها را پيدا نمي کني. گاهي فکر مي کني اين همه آدمي که پشت در موزه جمع شده اند چرا خواب و زندگي ندارند.

تابستان ها به خاطر خوب بودن هوا وقت مناسبي براي برنامه هاي اينچنيني است. شهرها و کشورهاي مختلف برنامه هاي فرهنگي شبانه شان را در تقويم سالانه مي گذارند و از پيش اعلام مي کنند. استقبال مردم از برنامه هاي فرهنگي شبانگاهي باعث شده است مديران شهري جاي ويژه يي براي آن در تقويم سالانه شان کنار بگذارند. مثلاً در شب فرهنگ ايرلند که در سپتامبر 2009 اعلام شده بود هم فيلم و موسيقي گنجانده شده بود و هم بازديد از موزه ها و کليساهاي تاريخي و مکان هاي فرهنگي و شهروندان تا ديروقت به اين امکانات دسترسي داشتند. استقبال مردم در سال 2008 چنان بود که مسوولان اين برنامه را جدي گرفتند و هر سال بناست شب فرهنگ شان را برگزار کنند.نکته قابل توجه اطلاع رساني به موقع و گسترده در مورد اين برنامه ها است. يک برنامه خوب بدون آگهي منجر به شکست مي شود. براي همين تقويم فرهنگي سال در برخي کشورها و شهرها ابداع شده است و از يک سال قبل مشخص است که در چه سالني چه برنامه يي در چه تاريخي برگزار خواهد شد.

گرچه مديران شهري در کشورهاي مختلف از فرصت شب هاي فرهنگ براي آشنايي شهروندان با تاريخ بومي شان استفاده مي کنند اما در شهرهاي بزرگ هميشه پنجره يي به سمت دنياهاي غريبه باز است. مثلاً در ماه مارس امسال شب فرهنگ اندونزي در لندن برگزار خواهد شد که انجمن هاي اندونزيايي بريتانيا با همکاري مقامات شهري لندن برگزارکننده آن هستند. اين برنامه ها فرصتي براي صاحبان فرهنگ هاي مهاجر فراهم مي کند تا خودشان را به مردم ديگر بشناسانند و از غريبگي دربيايند. هنرمندان و نويسندگان براي آفرينش آثار خلاقه شان از خلوت و آرامش و جادوي شب استفاده مي کنند. حتماً تماشاي اين آثار در شب، در وقت تولدشان حس متفاوتي به وجود مي آورد. تماشاي گل هاي آفتابگردان ون گوگ يا فيلمي از آلمادوار يا شنيدن آهنگي از بيتل ها در يک پارک و در آرامش شب هاي تابستاني حتماً درهاي تازه يي از هنر را به روي علاقه مندان باز مي کند. امتحان کنيد.
کاهش گازهاي گلخانه يي تا 40 درصد
دبيرکل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز جهاني حفاظت از لايه ازن 16 سپتامبر 2009 ميلادي مطابق با 25 شهريورماه جاري هشدار داد؛ بدون اقدام قاطع درباره تغييرات آب و هوايي، جهان با ناآرامي هاي عميق اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي روبه رو مي شود. در پيام «بان کي مون» آمده است؛ روز جهاني حفاظت از لايه ازن درست 80 روز قبل از برگزاري کنفرانس آب و هوايي کپنهاگ در دانمارک برگزار شده است. وي افزود؛ دولت ها بايد از اين مناسبت استفاده کرده و معاهده جديد آب و هوايي را بپذيرند. شواهد به دست آمده نشان مي دهد روند کاهش توليد ماده يي موسوم به کلروفلوئورکربن يا به عبارتي CFC گاز مخرب لايه ازن از 1990 ميلادي موجب تاخير 12ساله در پيشرفت تغييرات آب و هوايي شده است. در اين گزارش همچنين آمده است؛ همکاري هاي بين المللي براي کاهش هرچه بيشتر توليد CFC اثبات اين امر است که از راه وحدت هدف و اقدام هماهنگ مي توانيم خطري را که متوجه سياره مان است، به حداقل رسانده و جهاني امن تر براي نسل هاي آينده بسازيم. دبير کل سازمان ملل متحد خاطرنشان کرد؛ اين درسي است که ما بايد از صميم قلب تا قبل از برگزاري کنفرانس تغييرات آب و هوايي «کپنهاگ» در دسامبر بياموزيم. به گزارش ايسنا، برنامه حفاظت از محيط زيست سازمان ملل متحد و دولت هاي سراسر جهان به منظور بزرگداشت روز جهاني حفاظت از لايه ازن به اين تصميم رسيدند که دو نقطه عطف و مساله کليدي که «کنوانسيون وين» و «پروتکل مونترال» هستند، باعث مي شوند بهتر بتوانيم لايه ازن را حفاظت کرده و آن را بهبود بخشيم.
عناوين اين صفحه
مردم معمولي؛ کاشفان فروتن شادي هاي شبانه
فاضلاب بيمارستان چمران کف بر لب زاينده رود آورد
شب زنده داري فرهنگي
کاهش گازهاي گلخانه يي تا 40 درصد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام