شنبه، 28 شهريور 1388 - شماره 2056
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تئاتر
تئاتر در هفته يي که گذشت
دوختن کت و شلوار براي فيدل کاسترو
ندا طيبي

در حوزه تئاتر نه از خبرهاي داغ خبري هست و نه از جنجال هاي پرتب و تاب، نه اعتراضي آنچناني مطرح مي شود و نه... هر از چند گاهي صدايي مي آيد و خبري، براي نمونه...

کي بود کي بود من نبودم

«چه کسي نمايشنامه ها را تصويب مي کند؟» ماجراي چهار اثر پيشنهادي عليرضا نادري بار ديگر اين پرسش را زنده کرد که رد يا تصويب آثار نمايشي توسط چه مرجعي انجام مي شود. ماجرا از اين قرار بود که اين نمايشنامه نويس و کارگردان تئاتر از رد شدن چهار اثر پيشنهادي اش خبر داده بود. نادري در گفت وگوي خود با ايسنا عنوان کرده بود شوراي نظارت تحمل تفکرات برخي از متون را ندارد به طوري که رئيس پيشين اين شورا بعد از خواندن 45 صفحه از نمايشنامه قبلي او «کوکوي کبوتران حرم» بيش از 130 مورد ايراد به اين متن وارد و عنوان کرده چنين متني قابل اجرا نيست. با پادرمياني مدير اداره کل هنرهاي نمايشي بود که اين نمايش امکان اجرا پيدا کرد. نادري که سال گذشته بعد از پنج سال دوري از تئاتر، «کوکو...» را اجرا کرده بود، تصميم گرفت دوباره چنين غيبتي نداشته باشد. اينچنين بود که چهار اثر ديگر خود را براي اجرا در سال 88 پيشنهاد کرد؛ «قاضي و رقصنده»، «بازگشت پدر به خانه»، «زنده باد مرده ها و بالعکس» و «هتل ايرانيان» چهار اثري بودند که نادري پيشنهاد کرده بود. هر چهار اثر رد شدند و اين هنرمند تصميم گرفت همچون سال گذشته بار ديگر با حسين پارسايي وارد مذاکره شود تا شايد اين مدير بار ديگر متن او را نجات دهد. پيش از اين ديدار نادري در گفت وگوي خود ماجراهاي نمايشنامه «کوکو...» را يادآوري کرد که به دليل حساسيت هاي بي دليل چهار پنج سال از اجرا بازماند. به اعتقاد او کساني که وظيفه مميزي را برعهده دارند، نمايشنامه ها را خوب نمي خوانند و با ديدن چند واژه يا موضوع خاص خيلي زود خط قرمزي بر آن اثر مي کشند. گفته هاي اين هنرمند واکنش شوراي نظارت و ارزشيابي را در پي داشت. اين شورا شش روز پس از انتشار اين خبر جوابيه يي نوشت که البته لحن آن با جوابيه هايي که پيش از اين توسط اداره کل هنرهاي نمايشي خطاب به هنرمنداني مانند منيژه محامدي يا بهمن فرمان آرا نوشته شده بود کاملاً متفاوت بود. در اين جوابيه نوشته شده بود؛ «آقاي عليرضا نادري هيچ متني را به شوراي ارزشيابي و نظارت بر نمايش ارائه نکرده اند و علي الظاهر تنها چهار طرح نمايشي را براي مشاوره به تئاتر شهر ارائه کرده اند بنابراين مردود شدن چهار نمايشنامه شان در شوراي ارزشيابي و نظارت و متهم کردن شورا به عدم تحمل افکارشان حقيقت ندارد.»هرچند عليرضا نادري در آن گفت وگو نگفته بود شوراي نظارت تحمل افکار مرا ندارد بلکه مطرح کرده بود تحمل افکار برخي از متون را ندارد. اين نمايشنامه نويس بار ديگر نکاتي را متذکر شد. گفته هاي نادري بار ديگر پرسش هاي هميشگي درباره اعضا و شيوه عملکرد شوراي نظارت را زنده کرد؛ شورايي که عموماً تمام اعضاي آن معرفي نمي شوند و ملاک ها و معيارش براي رد يا تصويب آثار هم شناخته نشده است. نادري گفت؛ ما به عنوان جامعه تئاتري فکر مي کنيم رد يا تصويب متون در شوراي نظارت انجام مي شود بنابراين اگر چنين تصميماتي برعهده شورا نيست و اگر اعضاي فعلي شورا با اعضاي قبلي آن متفاوتند من از سخنانم عذرخواهي مي کنم چون در اين صورت اعضاي شوراي نظارت بي تقصيرند و اگر کسان ديگر چنين تصميماتي مي گيرند شورا اعلام کند. او از شوراي نظارت خواست نظرش را درباره چهار نمايشنامه اش بگويد و گفت؛ من هرگز نگفتم شورا تحمل تفکرات مرا ندارد بلکه معتقدم هر متني داراي تفکراتي است که شورا تحمل تفکرات برخي از متون را ندارد و اين تنها به نمايشنامه هاي من محدود نمي شود. علاوه بر اين ما بارها از شورا خواسته ايم دلايل رد شدن نمايشنامه ها را به صورت مکتوب ارائه کند تا مسائل به صورت شفاف مشخص شود. نادري درباره ديگر بند اين جوابيه مبني بر اينکه او طرح نمايشنامه هايش را ارائه کرده نه متن کامل آنها را توضيح داد؛ همه اين نمايشنامه ها به صورت کامل نوشته شده اند و اصولاً نگارش اين چهار نمايشنامه به سال ها پيش برمي گردد اما روال اين است که ما اول طرح ارائه مي دهيم و بعد متن کامل را. چون از من هم خواسته نشده بود که طرح ارائه بدهم، چنين کردم. پس از آن گفت وگو و پيش از اين جوابيه بود که عليرضا نادري با مدير اداره کل هنرهاي نمايشي ديدار و گفت وگو کرد. در اين ديدار قرار شد نادري نمايشنامه «بازگشت پدر به خانه» را آذرماه امسال در تالار چهارسو تئاترشهر به صحنه بياورد. هر چند اولويت اول او نمايشنامه «قاضي و رقصنده» بود اما از او خواسته شد «بازگشت پدر به خانه» را اجرا کند و حالا عليرضا نادري دوست دارد بداند نظر شوراي نظارت درباره «قاضي و رقصنده» چيست. اين ماجرا از آن جهت اهميت ديگري پيدا مي کند که معاون هنري چندي پيش اعلام کرده بود در اين سال ها هيچ نمايشنامه يي رد نشده است. البته بايد گفت نمايشنامه «کوکو“» توسط مدير قبلي شورا

- محمدعلي خبري- خوانده شده بود و احتمالاً رئيس فعلي- سيدصادق موسوي- در جريان مسائل آن نبوده است.

وقتي مجريان تلويزيوني فرشته نجات تئاتر مي شوند

نيما دهقان تصميم داشت نمايش جديدش را با حضور چهره يي شناخته شده به صحنه بياورد. نمايش هاي او معمولاً با استقبال خوب تماشاگران روبه رو مي شوند اما اجرا در تماشاخانه ايرانشهر اين ترس را در او ايجاد کرد که شايد دچار مشکل کمبود تماشاگر شود. بنابراين با وجود بازيگران تئاتري سرشناسي مانند هنگامه قاضياني، علي سرابي، حميدرضا آذرنگ و“ نيما دهقان تصميم گرفت نمايشش را با حضور چهره يي اجرا کند که براي تماشاگران عام شناخته شده باشد. کمتر از يک هفته تا زمان اجرا باقي بود که روابط عمومي نمايش از حضور فرزاد حسني در نمايش «خنکاي ختم خاطره» خبر داد اما بعد از اولين شب اجراي نمايش بود که معلوم شد مجريان تلويزيوني خيلي هم نمي توانند فرشته نجات تئاتر باشند. نمايش بدون فرزاد حسني اجرا شد. نيما دهقان گلايه کرد که حسني حتي يک پيامک هم نفرستاده و تماس هاي تلفني او را بي پاسخ گذاشته است. بعد از انتشار سخنان او بود که فرزاد حسني هم واکنش نشان داد و گفت به دليل بيماري در بيمارستان بستري بوده و امکان گفت وگوي تلفني را نداشته است. او به اين موضوع هم اشاره کرد که تنها در بازبيني حضور داشته تا به گروه اجرايي کمک کرده باشد اما هنوز قطعيت حضورش در اين نمايش مشخص نبوده است. اما اين سخنان هم بي پاسخ نماند. نيما دهقان عنوان کرد حسني روز جمعه - دو روز مانده به اجرا - تماس گرفته و گفته بيمار است اما هرگز نگفته توانايي همراهي با گروه را ندارد و حتي نام او با اطلاع و تاييد خودش در پوستر، بروشور و تراکت نمايش منتشر شده که حال دهقان بابت کشيدن خط سياه بر آن متاسف است.نيما دهقان که صبح جمعه صداي حسني را از يکي از برنامه هاي راديو شنيده و فکر مي کند اين برنامه زنده بوده، معتقد است او به خاطر نقش کمرنگي که برايش انتخاب شده، علاقه مند نبوده با اين گروه همکاري کند و مهم نيست چند ساعت با گروه بوده بلکه مهم اين است که در شرايطي اضطراري، بچه هاي گروه را تنها گذاشته در حالي که هيچ يک از آنان به احترام او حاضر نشدند در نقش او بازي کنند.به هر حال اين اتفاق بار ديگر نشان مي دهد حضور چهره ها يا مجريان راديو تلويزيوني هميشه به سود تئاتر نبوده است. هر چند گاه حضور اين چهره ها منجر به پر شدن صندلي هاي تالار اصلي تئاتر شهر مي شوند اما اين يک قانون هميشگي نيست و آنچنان که بازيگراني مانند مهدي پاکدل و افشين هاشمي معتقدند تئاتر حرفه يي و فرهيخته ما تماشاگران خودش را دارد و براي اين تماشاگران حضور بازيگران چهره اهميتي ندارد بلکه بيشتر نويسنده و کارگردان يک اثر نمايشي است که تماشاگران حرفه يي تئاتر را به سالن هاي نمايش مي کشاند.

علاقه ممتد شاپوري به برگمان

اما سعيد شاپوري، هنرمندي که پيش از اين هم علاقه اش را به اينگمار برگمان نشان داده بود، با اجراي نمايش «مهر هفتم» بار ديگر نشان داد اين فيلمساز سوئدي هنوز برايش جذابيت دارد. شاپوري چند سال پيش در نظر داشت نمايشنامه يي اجتماعي را اجرا کند اما از آنجا که متن انتخابي او رد شد او هم به شيوه بسياري از هنرمندان ديگر تئاتر، براي گذر از سد مميزي، پيشنهاد کرد نمايشي را براساس فيلم «نور زمستاني» برگمان اجرا کند و اينچنين بود که اين نمايش به صحنه رفت. شاپوري البته بيش از آنکه به فيلم هاي برگمان علاقه مند باشد مجذوب انديشه ديني مستتر در آثار اين هنرمند است. او براي دومين بار يکي ديگر از آثار اين فيلمساز را برگزيده و نمايش «مهر هفتم» را براساس فيلمي به همين نام از اين کارگردان اسکانديناوي اجرا مي کند.برگمان خود فيلم «مهر هفتم» را براساس يکي از نمايشنامه هايش «نقاشي روي چوب» ساخته بود. اين نمايش با بازي فرزين صابوني، شبنم مقدمي، رويا ميرعلمي، عليرضا محمدي، بهنام تشکر، آذر خوارزمي، احمد لشيني و الهام جعفرنژاد ساعت 30/20 و به مدت 70 دقيقه در تالار قشقايي مجموعه تئاتر شهر به صحنه مي رود.

«اديپ» در سالن پرورش قارچ

هر چند سال گذشته نمايش «غلتشن ها» به کارگرداني حميد پورآذري با استقبال گرم تماشاگران روبه رو شد اما اين کارگردان براي برنامه اجرايي اش در سال 88 تصميم گرفت باز هم سراغ نوجوان ها برود و نمايشي را با حضور هنرجويان نوجوان فرهنگسراي بهمن آماده اجرا بکند.پورآذري پيش از اين با کارگرداني نمايش «حسينقلي مردي که لب نداشت» که توسط کودکان خانه کار شوش و ناصرخسرو اجرا شد، دغدغه خود را در کار کردن با نوجوانان نشان داده بود و حالا با تقليد نمايش «اديپ» بار ديگر اين دغدغه مندي را اثبات مي کند. نقطه آغاز آماده سازي اين نمايش به سال گذشته برمي گردد؛ زماني که او آموزش گروهي از هنرجويان نوجوان تئاتر فرهنگسراي بهمن را بر عهده گرفت و حالا با سپري شدن چندين ماه از تمرين هاي گروهي، اين نمايش آماده اجرا شده و قرار است مهرماه در سوله يي که در همين فرهنگسرا قرار دارد، به صحنه برود. جالب اينجاست که اين سوله پيش از اين محل پرورش قارچ بوده اما چون سقف آن نشتي پيدا مي کند به اين گروه نمايشي اجازه داده مي شود نمايش «اديپ» در اين سوله تمرين و اجرا شود. اين نمايش البته با نمايشنامه اصلي سوفوکل تفاوت هاي بسياري دارد. خط اصلي ماجرا از آن نمايشنامه گرفته شده اما نمايش به شيوه يي کاملاً کارگاهي آماده شده و با اشعاري که توسط يکي از اعضاي گروه سروده شده، همراه است. علاوه بر اين، نمايش همراه با موسيقي زنده به صحنه مي رود. هر چند صداها در اين سوله گم و پخش مي شود اما مديران تئاتري شهرداري و فرهنگسراي بهمن قول داده اند براي حل اين مساله چاره انديشي کنند. نوجوانان بازيگر نمايش «اديپ» را از بالاي داربست هايي اجرا مي کنند که در سرتاسر اين سوله نصب شده اند. آنان جلوي چشم تماشاگران از اين داربست ها بالا مي روند و نمايش شان را اجرا مي کنند.اين نمايش هم مانند نمايش «حسينقلي...» بدون حمايت نهادهاي مدعي دفاع از حقوق کودکان و نوجوانان به صحنه مي رود، هر چند پورآذري اين بار از نظر سالن اجراي نمايش با مشکل روبه رو نشده است چرا که او براي پيدا کردن سالني که بتواند نمايش «حسينقلي...» را اجرا کند، مدت ها در انتظار بود.

فراهاني و دوختن کت و شلوار فيدل کاسترو

سرانجام بهزاد فراهاني نمايشنامه «مهماني از کارائيب» را زنده کرد؛ نمايشنامه يي که او سال هاست در انديشه اجراي آن است. فراهاني وقتي که از اجراي اين نمايشنامه نااميد شده بود، فيلمنامه آن را نوشت اما در سينما هم شرايط ساخت اين فيلم فراهم نشد و او دوباره به تئاتر دل خوش کرد. هر چند فراهاني پيش از برگزاري انتخابات ابراز اميدواري کرده بود مديريت فعلي تئاتر تغيير کند تا او بتواند دوباره کار کند، حال تصميم گرفته «مهماني از کارائيب» را به صحنه بياورد؛ نمايشي که با همراهي گروه تئاتر «کوچ» اجرا مي شود، همان گروهي که به خاطر کوچاندن مداومش، فراهاني اين نام را براي آن برگزيد و شايد کمتر کسي به ياد داشته باشد پرويز پرستويي هم روزگاري عضو همين گروه بوده است. نمايش جديد فراهاني کاري پرپرسوناژ است و مانند هميشه شقايق و فهيمه رحيم نيا دختر و همسرش در آن بازي مي کنند. بازيگران ديگري هم هستند که اين نمايشنامه نويس و کارگردان تئاتر را همراهي مي کنند اما هنوز ليست قطعي اين بازيگران مشخص نشده است.قرار است اين نمايش آذرماه در تالار اصلي اجرا شود. بهزاد فراهاني درباره داستان اين نمايشنامه تنها به اين نکته اکتفا مي کند که؛ «نمايش درباره دوختن کت و شلواري براي فيدل کاسترو است.»
عناوين اين صفحه
دوختن کت و شلوار براي فيدل کاسترو

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام