حميدرضا ترقي*

آنچه از صحبت هاي اخير مقام معظم رهبري در نماز جمعه مي توان برداشت کرد اين است که کساني که در روش هاي اجراي سياست هاي کلان نظام و برنامه هاي کشور دچار اختلاف سليقه هستند يا روي برخي مسائل اختلاف ديدگاهي يا سليقه يي دارند هرگز نبايد طرد شوند بلکه بايد جذب شوند و از نظرات مختلف و متفاوت آنها براي اداره کشور استفاده مطلوب شود. طبيعتاً سياست نظام نيز در همين راستا است. در حال حاضر هم سياست نظام در پي جذب گروه هاي مختلف است. اما کساني که اختلاف مبنايي يا اختلافي از لحاظ نوع منافع شان با نظام دارند از جمله قشرهايي هستند که نه تنها قابل جذب نيستند بلکه جذب اين قشر نيز توصيه نمي شود چرا که ممکن است عواقب و زيان هايي براي نظام داشته باشد. نظام نيز تا وقتي که آنها در اين موضع باشند و تغيير موضع ندهند نه تنها در برابر آنها موضع جذب نخواهد داشت بلکه موضع دفع از خود نشان مي دهد.
احزاب و گروه هاي سياسي موجود در يک جامعه نيز طبيعتاً بايد با توجه به مرزبندي هايي که با ديگران دارند اين معيار و محک را ملاک قرار داده و رعايت کنند و شايسته است با کساني که در مباني و اصول نظام اشتراک نظر دارند ارتباط داشته باشند. همچنين با کساني که در مباني نظام با آنها از همه لحاظ اختلاف داشته و در اين راستا مرزهاي متفاوتي از يکديگر دارند، نبايد با آنها ائتلاف داشته باشند يا با آنها هم موضع شوند و در صحنه سياسي با آنها به يک وحدت و هماهنگي برسند. اکنون اين طور شنيده مي شود که چرا برخي با سابقه نه چندان طولاني به لحاظ سابقه انقلابي و سياسي هر از گاهي دست به تخريب برخي از شخصيت هاي بزرگ مي زنند و از سوي ديگر مدعي مي شوند که پيرو خط رهبري هستند؟
با توجه به اين مطلب مي توان اين گونه گفت که شخصيت هايي که همان مرزهايي که در بالا به آن اشاره شد را رعايت نکرده اند و با کساني همدست و همگرا شده باشند که با مباني نظام اختلاف دارند و درصدد براندازي نظام هستند و اگر اين شخصيت ها با افراد يا جريان هاي سياسي با خصوصياتي که روي آن تاکيد شد همراه شده يا از آنها پشتيباني و حمايت کرده باشند، طبيعتاً مشمول جذب نمي شوند. در واقع اين افراد تا وقتي که همچنان بر مواضع حمايتي خودشان از جريان هاي مخالف نظام و مباني اش ادامه مي دهند با اين افراد نيز برخورد جذبي نخواهد شد. مثلاً فرض کنيد همان طور که همه واقف هستند جريان مجاهدين خلق يا جريان حزب توده يک جريان معاند با نظام است و از آنجايي که اين جريان ها را معاند مي دانيم که مخالف با مباني نظام جمهوري اسلامي هستند يا با نظام کنوني اختلاف يا مشکل دارند، وقتي موارد ذکر شده مورد حمايت فردي قرار بگيرد طبيعتاً نمي شود انتظار داشت که از اين شخص يا اشخاصي در داخل حمايت شود. اگر اين افراد با اين اقدامات به دنبال حمايت هاي دروني باشند سخت در اشتباهند چراکه چنين اتفاقي رخ نخواهد داد مگر اينکه موضع خود را تغيير داده و دست از حمايت آنها بردارند.
نکته ديگر که بايد در همين راستا به آن اشاره شود در رابطه با رقابت گروه هاي سياسي در جامعه است. پيش از اينکه به اين مبحث پرداخته شود بايد در رابطه با مولفه ها و ويژگي هاي يک رقابت سياسي توضيح مختصري عنوان شود. يک رقابت سياسي وقتي ارزشمند است که عادلانه باشد. علاوه بر اين يک رقابت سياسي عادلانه بايد در چارچوب قانون کشور قرار گيرد. اگر رقباي سياسي در چارچوب قانون به رقابت بپردازند بدون شک رقابت شان عادلانه و به دور از گله مندي خواهد بود چراکه هر دو مي دانند در قانون چه نکاتي آمده است و آنها بايد به چه نکاتي توجه داشته باشند و آنها را رعايت کنند. اما اگر هر کدام از طرفين از قانون عدول کنند اين مساله موجب رقابت ناسالم مي شود. فرقي هم نمي کند که کدام يک از طرفين از قانون تعدي کرده اند يا آن را زير پا گذاشته باشند. در هر حال هر کدام که چنين کنند باعث ايجاد فضاي ناسالم شده اند.
بايد مد نظر داشت هر کس که در چارچوب قانون به اين رقابت ادامه دهد به معناي ايجاد رقابتي سالم در فضايي مناسب است و هر کس چنين نکند به معناي ايجاد رقابتي ناسالم در فضايي آلوده است. البته فضايي که خودشان با تعدي از چارچوب قانون آلوده اش کرده اند. همه بايد تلاش کنند ملاک ها و معيارهايي که عنوان شد را در رفتار سياسي و کارکرد سياسي خودشان مورد دقت قرار دهند. ما معتقديم هيات جمعيت هاي موتلفه اسلامي تاکنون در اين زمينه تلاش کرده و به وظيفه خودش به خصوص در راستاي رعايت حد و مرزهايش با رقبا و منتقدان و مخالفان عمل کرده و نسبت به جذب سلايق گوناگون و وسعت دادن دامنه اصولگرايي تلاش لازم را کرده است. در اين مسير و با اتخاذ اين رويه هيچ گاه سعي نشده با نگاهي تنگ نظرانه برخورد کند.
بنابراين ما براي خود نقشي غير از نقشي که احزاب براي خود قائل هستند در اطاعت و پيشبرد دستورات مقام معظم رهبري قائليم. پس از اين روحانيت نيز بهتر است هميشه از موضع پدرانه و در موضع پاسداري از اسلاميت نظام حرکت خود را تنظيم کنند و در اين راستا بايد با تبيين مباني نظري و فلسفه سياسي اين سخنان مقام معظم رهبري به تنوير افکار عمومي جامعه کمک کرد تا رسالت خويش را در رساندن پيام ايشان به تمام نخبگان و عموم مردم جامعه به خوبي انجام دهند. بايد اين نکته را در نظر گرفت که اقشار مختلفي در جامعه وجود دارد و در حال حاضر اين گونه نيست که گروه ها در سطح بالايي بتوانند در افکار عمومي مردم تاثير بگذارند. ميزان تاثير گروه هاي سياسي روي مردم حداکثر 25 درصد است و بيشتر از اين نمي تواند باشد. بقيه اين تاثيرگذاري نيز مربوط به رسانه هاي مختلفي که در جامعه وجود دارد مي شود. البته ميزان اعتماد مردم نيز به اين رسانه ها تاثير زيادي دارد که نبايد ناديده گرفته شود.
*عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي