پنج شنبه، 26 شهريور 1388 - شماره 2055
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
چهار فيلم ايراني نامزد معرفي به اسکار انتخاب شدند
«درباره الي...» و سه فيلم ديگر

گروه فرهنگي؛ «بي پولي» ساخته حميد نعمت الله، «بيست» ساخته عبدالرضا کاهاني، «ترديد» ساخته واروژ کريم مسيحي و«درباره الي...» ساخته اصغر فرهادي چهار فيلمي هستند که ديروز از سوي هيات منتخب براي معرفي به اسکار تعيين شدند و در روزهاي آينده نامزد نهايي ايران براي حضور در اسکار انتخاب و معرفي خواهد شد. به گفته امير اسفندياري سخنگوي هيات معرفي فيلم برگزيده ايراني به فرهنگستان علوم و هنرهاي سينمايي اسکار در جلسه روز سه شنبه اين هيات، پس از بررسي هاي دقيق در خصوص وجوه متمايز 11 فيلم مورد بررسي از جنبه هاي ساختاري، مضموني و تکنيکي، درباره حضورهاي برجسته ملي و بين المللي، بازتاب هاي مطبوعاتي و نحوه پخش خارجي اين عناوين هم بحث هايي صورت گرفته است. اسفندياري توضيح مي دهد؛ «با توجه به معيارهايي که از سوي اعضاي هيات مورد توجه قرار گرفت، در نهايت چهار فيلم براي بررسي نهايي برگزيده شد و نماينده شايسته ايران جهت معرفي به اين رويداد بزرگ سينمايي به زودي اعلام خواهد شد.» انتخاب اين چهار فيلم از ميان 11 گزينه اوليه در حالي صورت گرفته که با توجه به ترکيب سنجيده اعضاي هيات انتخاب به نظر نمي رسد نامزد نهايي ايران براي معرفي به اسکار فيلمي جز «درباره الي...» اصغر فرهادي باشد. البته در کنار اعضاي هيات انتخاب، ساختار داستان گوي آن که بيشتر همسو با سليقه هاي آکادمي اسکار است، مي تواند عاملي ديگر در انتخاب نهايي اين فيلم به عنوان نماينده ايران باشد. البته موفقيت هاي پي درپي اين فيلم در جشنواره هاي جهاني هم مي تواند عاملي ديگر در معرفي اين فيلم به آکادمي اسکار باشد. بنا بود انتخاب نامزد ايران براي حضور در اسکار، امسال به طور مستقل از سوي خانه سينما صورت پذيرد اما خانه سينما ترجيح داد با همکاري نماينده هايي از بنياد فارابي انتخاب امسال را انجام دهد. شوراي انتخاب شامل کمال تبريزي، ايرج تقي پور، محمد داودي، مرتضي رزاق کريمي، سيدجمال ساداتيان، کيانوش عياري، علي معلم و امير اسفندياري در روزهاي آينده نامزد قطعي ايران را براي حضور در اسکار اعلام خواهد کرد.
با دستور رئيس سازمان ميراث فرهنگي صورت گرفت
توديع مسجدجامعي از موزه قرآن در بايکوت خبري

گروه فرهنگي؛
مراسم توديع و معارفه رئيس هيات امناي موزه ملي قرآن کريم ديروز در حالي برگزار شد که از حضور خبرنگاران ممانعت به عمل آمد و تنها با وساطت مسجدجامعي خبرنگار ايلنا توانست در اين جلسه حضور پيدا کند. تصميم سازمان ميراث فرهنگي آنچنان منفي بود که اعضاي هيات امناي موزه از حضور در اين نشست اجتناب کردند. اين اتفاق واکنش جمع را برانگيخت.

تا آنجايي که سهيل محمودي چنين گفت؛ «در چهار سال گذشته هرچه فرهيختگان را پس زدند و با دلخوري راندند، موزه قرآن مامن ايشان بود، اميدوار بوديم موزه قرآن غير از مشي اي که در اداره همه کشور حاکم است اداره شود که متاسفانه نبايد چنين شود.»

احمد مسجدجامعي رئيس موزه قرآن در توديع خود که با بايکوت خبري تحميلي رسانه ها همراه بود،در سخناني به تاريخ افتتاح اين موزه اشاره کرد؛ «در سال 74 پيشنهاد تاسيس موزه را به حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني رياست جمهور وقت دادم و پس از بررسي و کار کارشناسي مراحل اجرايي آن آغاز شد و موزه در سال 84 به بهره برداري رسيد.» او ادامه داد؛ «در زمان دولت آقاي خاتمي حکم رياست هيات امناي موزه را دريافت کردم و از آن روز تاکنون موزه فعاليت هاي چشمگيري داشته است.» او ادامه داد؛ «تقويت گنجينه موزه قرآن با خريد حدود 600 نسخه قرآن چاپي، خطي و سنگي، دريافت آثار مختلف هنري از جمله جمع آوري آثار گنجينه آيت الله گلپايگاني و همچنين اهداي آثار از سوي آقاي مرعشي و صادق خرازي از جمله کارهايي بود که در اين موزه انجام داديم.» او با اشاره به نبود کتابخانه تخصصي قرآن در تهران گفت؛ «براي اولين بار نخستين کتابخانه قرآن را با حدود چهار هزار و 500 نسخه کتاب در زمينه قرآن راه اندازي کرديم.» مسجدجامعي همچنين از کمبود اعتبارات و بودجه گفت؛ «در سال 74 مبلغ 300 ميليون تومان براي خريد آثار و 700 ميليون تومان براي طرح هاي عمراني اختصاص يافت ضمن آنکه بايد از شهرداري تهران بابت حمايت هايي که در شرايط بحراني از اين موزه انجام مي دادند تشکر کنيم.» به گزارش ايلنا و پارلمان نيوز سيدرضا موسوي معاون فرهنگي و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نيز از خدمات مسجدجامعي در قبال اين موزه گفت؛ «احمد مسجدجامعي کار بزرگي را انجام داده است. او فردي است که دغدغه قرآن دارد و راه اندازي و شکل گيري موزه قرآن را که بسيار مهم و سخت بود به خوبي پيگيري کرد و به سرانجام رساند.» موسوي از ويژگي هاي شخصيتي رئيس جديد موزه حجت الاسلام فخرالدين صابري هم سخن گفت؛ «نياز داشتيم يک مدير را که پيگير امور باشد و بتواند اعتبارات موزه را از سازمان اخذ کند و موزه را تبديل به يک موزه ايده آل کند، منصوب کنيم. اميدوارم حجت الاسلام صابري بتواند با سابقه و پيشينه خوبي که در امر مديريت مراکز ديني دارند موزه قرآن را پوياتر و پررونق تر کند.»
فيلمي از کيارستمي در آسيا پاسيفيک
فيلمي از عباس کيارستمي کارگردان سرشناس ايراني براي حضور در جايزه سينمايي «آسيا پاسيفيک» در سال 2009 حضور دارد. دس پاور رئيس جوايز سينمايي آسيا پاسيفيک روز گذشته جزييات برگزاري اين دوره از جوايز را اعلام کرد. به گفته او، امسال 212 فيلم از 43 کشور حوزه آسيا و اقيانوس آرام براي حضور در اين دوره از جوايز متقاضي شده اند.

او بدون اشاره به نام فيلم ها، اعلام کرد امسال فيلمسازان سرشناسي چون عباس کيارستمي از ايران، پارک چان ووک از کره، يرمک تورسونوف از قزاقستان، مامورو اوشي از ژاپن و بروس برسفورد از استراليا فيلم هاي خود را به هيات برگزاري جوايز آسيا پاسيفيک معرفي کرده اند. به گزارش ورايتي، نامزد هاي نهايي اين جوايز اوايل اکتبر اعلام خواهند شد و مراسم اعطاي جوايز سالانه روز 26 نوامبر در استراليا برگزار مي شود. امسال 126 فيلم بلند، 51 فيلم مستند، 18 فيلم انيميشن و 17 فيلم کودک و نوجوان براي دريافت جايزه در بخش هاي 9 گانه جوايز آسيا پاسيفيک نامزد شده اند.

شوراي نامزدهاي جوايز سينمايي آسيا پاسيفيک اواخر ماه جاري تشکيل جلسه خواهد داد و در هر بخش پنج نامزد نهايي را معرفي خواهند کرد. اعضاي هيات داوران سال 2009 نيز طي چند هفته آينده معرفي خواهند شد.
اسپانيا نامزدهاي معرفي به اسکار 2010 را معرفي کرد
نامزدهاي سينماي اسپانيا براي معرفي به اسکار 2010 بدون حضور جديد ترين ساخته پدرو آلمادوار معرفي شدند. آکادمي فيلم اسپانيا روز گذشته سه فيلم را به عنوان نامزدهاي معرفي به جوايز اسکار 2010 در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي انتخاب کرد.

«رقصنده و دزد» ساخته فرناندو تروئبا، «گوردوس» ساخته دانيل سانچز آروالو و «نقشه صداهاي توکيو» ساخته ايزابل کوئيست فيلم هايي هستند که براي معرفي به اسکار هشتاد و دوم انتخاب شده اند.

اين درحالي است که فيلم «آغوش هاي شکسته» ساخته «پدرو آلمادوار» که در جشنواره کن امسال اکران جهاني شد، جايي در ميان نامزدها ندارد.

به گزارش ورايتي، نامزد نهايي سينماي اسپانيا براي جوايز اسکار درحالي روز 29 سپتامبر معرفي مي شود که فرناندو تروئبا يک بار تجربه کسب اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي را دارد.

به گزارش ايسنا تاکنون فيلم هاي «عروس» از قزاقستان، «پليس، صفت» از روماني، «روبان سفيد» از آلمان، «مادر» از کره جنوبي، «شاهزاده اشک ها» از هنگ کنگ، «بدون تو نمي توانم» از تايوان، «هيچ کس مراقب من نيست» از ژاپن و «داوطلب» از سوئد به آکادمي اسکار معرفي شده اند.
پيدا و پنهان
? آزادي يک نوه منتظري؛ يکي از نوه هاي آيت الله منتظري شامگاه سه شنبه با قيد وثيقه آزاد شد. به گفته احمد منتظري، فرزندانش به دليل شرکت در تجمع مقابل منزل آيت الله صانعي در شب قدر به حکم دادسراي ويژه روحانيت بازداشت شده اند. اين در حالي است که هيچ کدام از پسرانش روحاني نيستند. ظاهراً مقام هاي قضايي قم در مراجعه احمد منتظري به او گفته اند دو فرزند ديگرش نيز به زودي آزاد مي شوند. بر پايه برخي گزارش ها، در تجمع مقابل منزل آيت الله صانعي هشت نفر دستگير شدند که دو نفر از آنها تاکنون آزاد شده اند.

? محاکمه يک روزنامه نگار؛ در خبرها آمده است محمدرضا نسب عبداللهي روزنامه نگار شيرازي به دليل انتشار خبر و عکس کشف چهار صندوق راي در کتابخانه در حال ساخت اين شهر محاکمه شد. او که با شکايت استانداري فارس در دادسراي انقلاب شيراز حاضر شد تا صدور حکم با قرار کفالت 50 ميليون توماني آزاد است.

? معاون جديد احمدي نژاد؛ ايران خبر نوشت؛ «نسرين سلطان خواه» جايگزين صادق واعظ زاده در معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري خواهد شد. او پيشتر به صورت همزمان رئيس مرکز امور زنان و خانواده و عضو شوراي شهر بود که ناچار شد بعد از مصوبه مجلس درباره ممنوعيت حضور همزمان اعضاي شوراي شهر در دولت، به همان ساختمان بهشت بازگردد.

? احکام چند دانشجوي بابل؛ حکم دادگاه دانشجويان دانشگاه بابل صادر شد. بر اساس حکم صادر شده توسط شعبه دادگاه بابل، ايمان صديقي، محسن برزگر، نيما نحوي، سياوش سليمي نژاد، علي تقي پور، حسام باقري، حميدرضا جهان تيغ، سعيد حسن پور و محمد اسماعيل زاده مجموعاً به 33 ماه حبس تعزيري، 60 ماه حبس تعليقي و 25 سال محروميت از تحصيل محکوم شدند.

? علاقه 10 شرکت کره يي به توليد چادر؛
به گفته يکي از اعضاي انجمن صنايع نساجي، حدود چندين ماه است که 10 شرکت کره يي به دنبال راهکاري براي حضور در ايران و سرمايه گذاري در صنعت نساجي هستند. آنها مدعي شده اند در کمتر از سه ماه پارچه چادر مشکي را در ايران توليد کنند.

? فاطمه رجبي به بشيريه پاسخ مي دهد؛
فاطمه رجبي در مقابل کتاب «دولت عقل» بشيريه کتاب «دولت دين» را به دست چاپ سپرده است. فاطمه رجبي در اين باره گفت؛ آقاي بشيريه در کتاب خود کوشيد با مطرح کردن مشروعيت ماکس وبري، مشروعيت الهي را زير سوال ببرد و بنده در اين کتاب پاسخ آن را مطرح کرده و تاکيد کرده ام مشروعيت تمام ساختار سياسي و اجزاي آن الهي است و راي مردم نيز فقط به مقبوليت و فعليت ساختار سياسي مي انجامد.
معرفي نامزدهاي اوليه جايزه ادبي گنکور 2009
هيات داوران جايزه ادبي گنکور، اسامي 14 نامزد اوليه اين جايزه را اعلام کرده که بيشترين آثار مربوط به انتشارات معروف گاليمار است. به گزارش پايگاه اينترنتي گنکور، اثر برتر اين جايزه ادبي قرار است دوشنبه دوم نوامبر (11 آبان) طبق سنت هميشگي بعد از صرف ناهار در رستوران دروان پاريس اعلام شود. اما قبل از آن هيات داوران بار ديگر اسامي شش نامزد نهايي اين جايزه را از بين 14 نامزد اوليه اعلام مي کند. «آلياس کاراکالا» نوشته دانيل کوردير، «تر و تازگي» اثر ديويد فوئنکينوس، «مردي که مهربانانه مرا دوست داشت» از اريک فوتورينو، «ژان کارسکي» نوشته يانيک هنل و «سه زن قدرتمند» اثر ماري نديا عنوان آثاري هستند که از انتشارات گاليمار نامزد شده اند. اما رمان «افسانه پدران ما» نوشته سورژ شالاندون از انتشارات Grasset نامزد شده است.

«پاهاي کثيف» از ادم آوومي، «دختر فقير» نوشته جاستين لوي، «مردان» از لارنت موويگني ير، «نور و فراموشي» نوشته سرژي مستر، «آنچه درباره کانديدا ورا مي دانم» از ورونيک او والده، «کانون خوشبين هاي اصلاح ناپذير» نوشته ژان ميشل گوئناسيا، «حقيقتي درباره ماري» نوشته ژان فيليپ توسان و «ساعت ها زيرزمين» اثر دًلفين ويگان ساير نامزدها هستند. سال گذشته اين جايزه نصيب عتيق رحيمي نويسنده افغان مقيم فرانسه شد که رمان «سنگ صبور» را نوشته بود. اما جايزه گنکور جايزه يي است ادبي که در پي وصيت ادموند دو گنکور در سال 1896 تاسيس شد. مجمع ادبي گنکور به طور رسمي در سال 1902 تاسيس شد و نخستين دوره جايزه در روز 21 دسامبر سال 1903 اهدا شد. جايزه گنکور هر ساله نصيب بهترين کتاب داستاني مي شود که طي همان سال منتشر شده باشد. بيشتر اوقات جايزه گنکور به يک رمان اعطا مي شود.

هر نويسنده در زندگي ادبي خود تنها يک بار برنده اين جايزه مي شود. اما رومن گاري يک استثنا است. او يک بار در سال 1956 براي رمان «ريشه هاي آسمان» و يک بار در سال 1975 براي رمان «زندگي در پيش رو» با نام مستعار اميل آژار برنده اين جايزه شد.
کتاب ارنست همينگوي به سينما مي آيد
کتاب «عيد متغير» نوشته ارنست همينگوي براي اولين بار به سينما خواهد آمد.

کتاب شرح حال «عيد متغير» درحالي براي اولين بار اقتباس سينمايي خواهد شد که ماريل همينگوي، نوه اين نويسنده بزرگ امريکايي در اين پروژه نقش فعالي خواهد داشت. کتاب شرح حال «عيد متغير» در سال 1964 بعد از مرگ «همينگوي» منتشر شد و سال هاي جواني اين برنده نوبل ادبيات را در پاريس بعد از جنگ جهاني اول نشان مي دهد. به گزارش ورايتي، جان گلداستون قرار است تهيه کنندگي اين فيلم را بر عهده بگيرد. همچنين کتاب شرح حال «پاپا همينگوي» نوشته آرون ادوارد هاچنر که 14 سال پاياني زندگي همينگوي را به رشته تحرير درآورده، پروژه ديگري است که درباره اين نويسنده بزرگ قرار است به سينما بيايد. پيش از اين، ريچارد آتن بورو در سال 1996 با ساخت فيلم «در عشق و جنگ»، سال هاي جواني همينگوي را به عنوان راننده آمبولانس در ايتاليا در سال هاي جنگ جهاني اول به تصوير کشيده بود.
عناوين اين صفحه
«درباره الي...» و سه فيلم ديگر
توديع مسجدجامعي از موزه قرآن در بايکوت خبري
فيلمي از کيارستمي در آسيا پاسيفيک
اسپانيا نامزدهاي معرفي به اسکار 2010 را معرفي کرد
پيدا و پنهان
معرفي نامزدهاي اوليه جايزه ادبي گنکور 2009
کتاب ارنست همينگوي به سينما مي آيد
همين امشب توي پارک لاله
جايزه سوم جشنواره طنز برزيل براي کاريکاتوريست ايراني
تغيير نام فيلم جديد صدرعاملي

همين امشب توي پارک لاله
اسدالله امرايي

بهاره رهنما اولين مجموعه داستانش را در نشر چشمه منتشر کرده. «چهار چهارشنبه و يک کلاه گيس» مجموعه 12داستان بوده که ظاهراً شور رفته است. شايع شده که فضاي کار بسيار زنانه است. البته براي داستان خوان که زنانه و مردانه فرق ندارد. حالا البته من نمي خواهم از اصطلاح خواننده حرفه يي استفاده کند. يعني کساني که بابت داستان خواندن حقوق مي گيرند. به آنها خواننده نمي گويند، دست کم در مملکت ما. يک اسم ديگر دارند. «سال ها بود که کار بانک را ول کرده بود و رفته بود دنبال علايق شخصي اش. روزنامه يي راه انداخته بود. هر چند وقتي مي رفتند و درش را براي مدتي مي بستند و او دوباره با اسم ديگري درش مي آورد.» آخر اين هم شد علاقه شخصي که پولت را دور بريزي. البته بهاره رهنما را بيشتر به عنوان بازيگر مي شناسند. اما خب سينما و ادبيات به علت نزديکي حوزه هاي کاري گاهي هم تداخل دارند. بازيگران، کارگردانان و ساير عوامل در کنار کار بازيگري و کارگرداني به نوشتن هم مشغول بوده اند. نمونه هم زياد دارد از کيميايي و بيضايي و کيارستمي تا رضا کيانيان که «اين مردم نازنين» او خيلي گل کرد. انوشه منادي هم که از دست اندرکاران سينماست، مجموعه داستان «شهربانو طلا» را در نشر افق منتشر کرده. «بوي سدر و کافور و بوي مرگ سرم را سنگين کرده است. دست و پاهايش سفت شده اند. گودي شکمش خالي است. پدر هيچ وقت اين رنگي نبود؛ زرد و کبود. اما هميشه بي انعطاف و مغرور بود.» همين امشب توي پارک لاله، باغ فيض، حنوط، دادسرا، سبز سفيد قرمز، شغال، شور پرواز گنجشک ها در يک صبح مرطوب از جمله داستان هاي اين نويسنده است که در مکتب داستان نويسي زنده ياد هوشنگ گلشيري پرورش يافته که داستان نويسان زيادي را به ادبيات معرفي کرده و دست خيلي ها را گرفته بود. از منادي پيشتر «کره طلايي»، «قصه آبي زلال»، «سوزه سوزه» و «آبکند» منتشر شده بود که استقبال خوبي از آن به عمل آمد. رضا براهني آمده است که بگويد «بعد از عروسي چه گذشت» خب لابد خيال مي کند ما فکر مي کنيم به خوبي و خوشي ادامه يافت. نخير چه عروسي. اولاً که همان ابتداي کتاب به رسم داستان نويسان غربي آمده است کليه شخصيت هاي اين قصه خيالي هستند و هر گونه شباهت احتمالي بين آنها و آدم هاي واقعي به کلي تصادفي است. البته شباهت مکان ها و غيره نه. «بعد از عروسي چه گذشت» ادبيات زندان است و به برخورد دستگاه هاي امنيتي رژيم پهلوي با انقلابيون و فضاي حاکم بر اهالي سياست و روشنفکران در دهه 50 مي پردازد، اما روايت داستاني آن. از براهني که از نويسندگان تاثيرگذار ايراني است آثار زيادي منتشر کرده و برخي از آثارش به زبان هاي انگليسي، فرانسه، روسي، چيني، آلماني و ترکي ترجمه شده است. «طلا در مس»، «کيميا و خاک»، «جنون نوشتن»، «رازهاي سرزمين من»، «چاه به چاه»، «آهوان باغ»، «مصيبتي زير آفتاب»، «ظل الله»، «خطاب به پروانه ها»، «غم هاي بزرگ ما» و «گزارش به نسل بي سن فردا» از جمله آثار اوست. نشر چشمه «دريا خواهر است» مجموعه داستان هاي کوتاه عباس عبدي را منتشر کرده که پيشتر «قلعه پرتغالي» را نوشته بود. البته اين عباس با آن يکي عباس فرق دارد؛ از خيلي جهات. يک جهتش داستان نويسي است. بومي گرايي و اقليم در داستان هاي جنوبي ويژگي آن خطه است و حتي به ترجمه و دوبله نيز راه يافته است تا جايي که کوسه بمبک مي شود و جان وين قليه ماهي مي خورد. خواهر بودن دريا اصطلاحي است که جنوبي ها در توصيف درياي خوب و بي موج به کار مي برند. ياد غلامحسين ساعدي و اهل هوايش بخير. «به آسمان نگاه مي کنم. به ستاره ها که اينقدر دوستم دارند امشب. به ماه که آن طرف تر است و شمشادها و خيابان خالي پشت آنها و برج ساعت درمانگاه شرکت نفت را روشن کرده است. انحناي مسير شهابي مي درخشد. باز هم هست. اينجا و آنجاي آسمان روشن مي شود. لشگري پشت سر هم فرو مي ريزد.» اين نويسنده هاي جنوبي مي خواهند نفت را سر ميز بياورند. اگر نشد اسپيتال شرکت نفت را که همان بيمارستان خودمان است. تا دلتان بخواهد پر است از اصطلاحات و نمادهاي جنوبي. تا فردا.


جايزه سوم جشنواره طنز برزيل براي کاريکاتوريست ايراني

وحيد جعفري کاريکاتوريست ايراني جايزه سوم بخش کاريکاتور چهره نخستين جشنواره بين المللي BH-Humour برزيل را دريافت کرد. طبق اعلام هيات داوران نخستين جشنواره بين المللي طنز گرافيکي برزيل با عنوان BH-Humour در سال 2009 ، در بخش کاريکاتور رودريگو روسا از برزيل جايزه نخست و ميخائيل کونتوريس از يونان جايزه دوم و «جين گاوائو» از برزيل جايزه سوم را به خود اختصاص دادند. همچنين در بخش کاريکاتور چهره، رافائل ناتال و دالسيو ماچادو از برزيل جوايز اول و دوم را کسب و وحيد جعفري از ايران نيز جايزه سوم اين بخش را دريافت کردند.


تغيير نام فيلم جديد صدرعاملي
رسول صدرعاملي نام فيلم جديدش «زندگي با چشمان بسته» را به «يک خاطره بگو حواسمو پرت کن» تغيير داد. اواخر هفته تدوين نهايي اين فيلم توسط هايده صفي ياري به پايان مي رسد و از آغاز هفته آينده کار صداگذاري توسط محمدرضا دلپاک آغاز خواهد شد. «يک خاطره بگو حواسمو پرت کن» در ادامه فيلم هاي قبلي اين کارگردان «ديشب باباتو ديدم آيدا»، «دختري با کفش هاي کتاني»، «من ترانه پانزده سال دارم» است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام