چهارشنبه، 25 شهريور 1388 - شماره 2054
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
متهم در دادگاه توضيح داد چگونه با بستن جاده خانواده همسرش را به رگبار بست
اعتراف به کشتار خانوادگي در جاده فيروزکوه

گروه حوادث؛ جلسه محاکمه مردي که هشت ماه بعد از ازدواج با دخترعمويش اعضاي خانواده او را به قتل رساند به اتهام سه فقره قتل برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما 12 دي ماه سال 85 ماموران پليس فيروزکوه باخبر شدند دو مرد جاده را بسته و با دو قبضه سلاح به چند زن و مرد که در حال عبور بودند، شليک کرده اند. لحظاتي بعد از اعلام خبر کشتار در جاده فيروزکوه ماموران در محل حاضر شدند. سه جسد روي زمين افتاده بود و يک زن و مرد که به شدت زخمي شده بودند توسط مردان مهاجم به مکان نامعلومي انتقال داده شده بودند. ساعاتي بعد پليس علاوه بر اينکه توانست هويت مقتولان را شناسايي کند، دو مرد مهاجم را نيز شناسايي و دستگير کرد و مجروحان به بيمارستان انتقال يافتند.

يافته هاي پليس نشان از آن داشت که سه مقتول که رمضانعلي، قربانعلي و کفايت نام داشتند پدر، مادر و برادر دختري به نام مهين بودند و روز حادثه براي حضور در دادگاه خانواده به همراه مهين به آنجا مي رفتند اما توسط داماد خانواده مورد هجوم قرار گرفتند و کشته شدند. همچنين مشخص شد محمدعلي که شوهر و پسرعموي مهين است علاوه بر اينکه اعضاي خانواده همسرش را به قتل رسانده است همسر و عموي ديگرش را هم زخمي کرده است.

بعد از بازداشت محمدعلي مشخص شد برادرش حسن نيز در اين درگيري شرکت داشته و روز حادثه آنها با دو قبضه کلت کمري و کلاشينکف سر راه مهين و خانواده اش قرار گرفته و بعد از بستن جاده آنها را به رگبار بسته اند.

محمدعلي و حسن در بازجويي ها به جرائم خود اعتراف کردند و بعد از صدور کيفرخواست پرونده براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و روز گذشته جلسه محاکمه دو برادر که دست به اين انتقام گيري خونين زده بودند، برگزار شد. شکاري نماينده دادستان تهران بعد از اينکه در جايگاه ايستاد براي متهمان تقاضاي صدور حکم قانوني کرد و گفت؛ مهين زن 22ساله قصد داشت با مراجعه به دادگاه خانواده از شوهرش جدا شود اما محمدعلي به جاي تمکين از قانون، سه نفر را کشت و دو نفر را نيز مجروح کرد.

سپس اولياي دم مقتولان در جايگاه حاضر و صدور حکم قصاص براي محمدعلي و اشد مجازات براي حسن را خواستار شدند. مهين در اين باره به هيات قضات توضيحاتي داد. وي گفت؛ من به دليل اختلافاتي که با شوهرم داشتم مي خواستم از او جدا شوم. محمدعلي پسرعموي من بود اما کتکم مي زد و ما نمي توانستيم با هم زندگي کنيم. او اصرار زيادي داشت که همچنان به زندگي مشترک ادامه بدهيم. به هر حال من خانه را به حالت قهر ترک کردم و براي جدايي از شوهرم به دادگاه خانواده رفتم. روز حادثه هم قرار بود جلسه دادگاه تشکيل شود.

وي ادامه داد؛ من و برادرم و عمويم جلوي خودرو نشسته بوديم. از آنجايي که ماشين وانت نيسان جايي نداشت پدر و مادرم در قسمت عقب نشستند. ابتدا من محمدعلي را نديدم. حسن با موتور جلو آمد و جاده را بست. بعد از چند لحظه هم محمدعلي که بالاي جاده بود شروع به تيراندازي کرد و ما را به رگبار بست. پدر و مادرم روي زمين افتادند و من و عمويم هم مجروح شديم. در همين حين محمدعلي به سمت من آمد و مرا در حالي که زخمي بودم گروگان گرفت و از ماشين پياده کرد. يک تير به پايم زد و بعد هم گفت برادرت قربانعلي را کشتم. در حالي که محمدعلي داشت مرا مي کشيد ديدم حسن با يک سلاح پيشاني مادرم را هدف گرفت و او را کشت. او گلوله را درست وسط پيشاني اش زد.

در اين هنگام قاضي خطاب به حسين گفت؛ هيچ اثري از گلوله روي پيشاني مادرت نبود و سه گلوله به قسمت هاي ديگر بدنش اصابت کرده است. مهين پاسخ داد؛ من دروغ نمي گويم. خودم ديدم به سمت مادرم شليک کرد. البته گفته هايم را در اولين بازجويي قبول ندارم چون آن زمان تازه از اتاق عمل بيرون آمده بودم و حال درستي نداشتم. زماني که مرا مورد بازجويي قرار دادند اصلاً نمي دانم چه حرف هايي زدم.

سپس خواهر مهين در جايگاه حاضر شد و گفت؛ من در محل حادثه نبودم اما بعد از درگيري زماني که محمدعلي خواهرم را گروگان گرفته بود و به خانه آورد، ديدم چه اتفاقي افتاد. وي گفت؛ او يک گلوله به پاي خواهرم شليک کرد و بعد پشت سر هم به در مي کوبيد و مي گفت پدر و مادرتان را کشتم، آماده باشيد چون همه شما را خواهم کشت.

در ادامه جلسه دادگاه محمدعلي به دفاع از خود پرداخت. او گفت؛ من تمامي اتهاماتم را قبول دارم و مي پذيرم. کسي به جز من در اين قتل ها نقش نداشت و برادرم نمي دانست من چه نقشه يي دارم. وي ادامه داد؛ يک سال قبل از ازدواج مان با مهين نامزد کرديم و بعد هم با کمک برادرم مراسم عروسي مان برگزار شد اما از همان ماه هاي اول به خاطر دخالت خانواده مهين با هم اختلاف داشتيم. من همسرم را خيلي دوست داشتم و هنوز هم او را دوست دارم اما خانواده اش مي خواستند به هر طريقي که شده او را از من جدا کنند. نمي خواستم همسرم را از دست بدهم و راضي به اين جدايي نبودم. مهين با تحريک خانواده اش به دادگاه شکايت کرد و طلاق خواست. من در جلسه اول دادگاه خانواده گفتم او را طلاق نمي دهم. روز حادثه قرار بود جلسه دوم برگزار شود.

قرار بود برادرم همراه من بيايد و ما را آشتي دهد. در آن لحظه که جاده را بست هدفش صرفاً گفت وگو بود، با اين حال خانواده عمويم هيچ توجهي به صحبت هاي برادرم نکردند و حرف هايي زدند که مرا بيشتر تحريک کردند. آنها گفتند مي خواهند طلاق مهين را بگيرند و او را به عقد مردي ديگر دربياورند. اين حرف ها مثل پتک روي سرم فرود آمد. ديگر نمي توانستم خودم را کنترل کنم. شرايط خيلي بدي داشتم. از خود بيخود شدم. سلاح هايي را که براي تهديد همراه برده بودم به کار گرفتم. ديوانه وار شليک مي کردم و همه را به رگبار مي بستم. البته من نديدم اين گلوله ها به همسرم برخورد کند چون شيشه ماشين دودي بود و من داخل آن را نمي توانستم ببينم. وقتي ديدم او مجروح شده است به شدت ناراحت شدم. وي گفت؛ خانواده همسرم مي خواستند زندگي مرا نابود کنند و همين من را به جنون کشاند و دست به چنين کاري زدم.

سپس حسن برادر بزرگ تر محمدعلي به اتهام معاونت در سه فقره قتل در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اتهامم را قبول ندارم چرا که من براي آشتي دادن رفته بودم. روز حادثه هم موتورم را وسط جاده قرار دادم و با قرآن به سراغ خانواده عمويم رفتم و از آنها خواستم دست بردارند و به دادگاه خانواده نروند اما آنها همچنان اصرار داشتند اين کار را بکنند. وي گفت؛ من به خاطر اينکه پدر نداشتم کارهاي عروسي برادرم را انجام دادم و در حالي که شرايط اقتصادي بدي داشتم براي آنها جشن برگزار کردم، اما آن دو از همان ابتداي زندگي مشترک شان با هم درگيري داشتند.

اين متهم ادامه داد؛ يک بار خانواده عمويم با من تماس گرفتند و گفتند محمدعلي همسرش را کتک زده است. من به خانه عمويم رفتم تا موضوع را خاتمه دهم اما زن عمويم همکاري نکرد و کار به اينجا کشيده شد. روز حادثه هم من فقط براي آشتي دادن رفته بودم و هيچ سلاحي در دستم نبود. من زن عمويم را نکشته ام. در بازجويي ها هم براي اينکه جرم برادرم کمتر شود اين اتهام را قبول کردم.

بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات (محمدي کشکولي، بومي، واعظي، سري و عزيز محمدي) براي صدور راي وارد شور شدند.
پسر متجاوز به اتهام اغفال از دختر شکايت کرد
گروه حوادث؛ پسر جواني که به اتهام تعرض به يک دختر بازداشت شده است در دادگاه کيفري استان تهران مدعي شد توسط دختر اغفال شده و از او شکايت دارد.

به گزارش خبرنگار ما يک هفته پيش دختري به نام ليدا به ماموران کلانتري جنت آباد مراجعه کرد و مدعي شد از سوي پسري مورد تعرض قرار گرفته است. وي گفت؛ مدتي از آشنايي من و داريوش مي گذشت و من مي خواستم او را بيشتر بشناسم و رابطه ام را با وي بيشتر کنم. روز حادثه بعد از افطار بود که داريوش با من تماس گرفت و قراري گذاشت تا همديگر را ببينيم. من هم قبول کردم. تصورم اين بود که به يک مکان عمومي مي رويم و چند دقيقه يي با هم صحبت مي کنيم و بعد من به خانه بر مي گردم.

وي ادامه داد؛ زماني که سر قرار حاضر شديم داريوش به من پيشنهاد داد به کوهسار برويم. من هم به اين اميد که آنجا محلي عمومي است همراهش رفتم. اما زماني که به آنجا رسيدم داريوش به من حمله کرد و مرا مورد تعرض قرار داد. هر چه از او خواهش کردم اين کار را نکند توجهي نکرد. بعد از اين حادثه بود که تصميم گرفتم از او شکايت کنم. به دستور قاضي ساعي رئيس شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران داريوش دستگير و براي بازجويي بيشتر به دادگاه منتقل شد. زماني که اين جوان در برابر قضات قرار گرفت ادعا کرد او مورد ظلم قرار گرفته و از ليدا شکايت دارد. وي گفت؛ اين ليدا بود که من را اغفال کرد و به کوهسار برد. در آنجا به من مشروب خوراند و من از خود بيخود شدم. اين دختر قصد اخاذي از من را دارد. او مي دانست کوهسار منطقه خلوتي است. من به او گفتم چون شب است مي ترسم به آنجا بروم اما به اصرار او با هم رفتيم.

اين جوان ادامه داد؛ ليدا اين کار را کرد تا از من شکايت کند و پولي از اين راه به دست آورد.

وي در مورد نحوه آشنايي اش با ليدا گفت؛ ما هم محلي بوديم و از همين طريق با هم آشنا شديم. زماني که چند باري با ليدا بيرون رفتم و دوستانم مرا با او ديدند گفتند ليدا پسران ديگري را هم اغفال کرده و بهتر است از او دوري کنم، اما چون خودم به اين نتيجه نرسيده بودم که ليدا دختر بدي است اين کار را نکردم.

وي گفت؛ من از ليدا به جرم اينکه اغفالم کرده است، شکايت دارم.

قضات شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران در آينده به پرونده اين دختر و پسر جوان رسيدگي مي کنند.
کلاهبرداري 200 ميليوني، نتيجه زودباوري 25 متقاضي وام

گروه حوادث؛ کلاهبرداري با وعده پرداخت وام به رغم هشدارهاي مکرر پليس همچنان ادامه دارد. اين بار اعضاي يک باند که وعده وام هاي ميلياردي مي دادند 25 متقاضي را فريب دادند و ميليون ها تومان به چنگ آوردند. به گزارش خبرنگار ما تحقيقات درباره فعاليت هاي اين گروه زماني آغاز شد که کارآگاهان پايگاه هفتم پليس آگاهي دريافتند شرکتي با انتشار آگهي در سطح وسيع ادعا مي کند تسهيلات مالي از جمله وام را با شرايطي ويژه به متقاضيان واگذار مي کند. تبليغات اين شرکت حتي در روزنامه هاي کثيرالانتشار نيز درج شده بود و بسياري از مردم با ديدن اين آگهي جذب آن شده و به دفتر شرکت مراجعه کرده بودند.

بررسي هاي اوليه حاکي از آن بود که مسوولان اين شرکت پس از دريافت مبالغ کلاني از مشتريان شان مدتي آنها را با وعده و وعيد سرگرم مي کنند و در نهايت پاسخ روشني درباره وام به آنها نمي دهند. بنابراين در حالي که چند نفر از طعمه هاي اين شرکت در شعبه 6 بازپرسي دادسراي ناحيه 12 اعلام جرم کرده و مدعي بودند قادر نيستند پول شان را پس بگيرند، تحقيقات به طور جدي تر ادامه يافت. يکي از شاکيان به افسر پرونده گفت؛ من نياز شديدي به پول داشتم براي همين به دفتر اين شرکت که از طريق آگهي روزنامه با آن آشنا شده بودم، رفتم. آنجا ظاهر شيکي داشت و چهار مرد و يک زن مشغول کار بودند. يکي از آنها جدولي را مقابل من گذاشت که در آن نوشته شده بود شرکت قادر است از يک تا 15ميليارد تومان وام بدهد.

من وام يک ميليارد توماني را انتخاب کردم و در مقابل 10 ميليون تومان به آنها دادم. در مرحله دوم همراه دو نفر از کارمندان مرد و زني که آنجا کار مي کردند به بانکي در بازار تهران رفتيم. آنها گفتند با رئيس بانک آشنا هستند و او به خاطر اين آشنايي وام را حداکثر تا دو ماه ديگر آماده مي کند. سپس آنها يک حساب قرض الحسنه به نام من افتتاح کردند و دفترچه حساب را تحويل دادند و گفتند دو ماه ديگر براي دريافت وام به بانک بروم. شاکي ادامه داد؛ اين مدت گذشت و هر بار که به شرکت رفتم مسوولان اعلام کردند هنوز چند نفر در نوبت هستند و بايد مدتي صبر کنم تا اينکه فهميدم اين ماجرا يک کلاهبرداري بزرگ است.

به دنبال اظهارات اين شاکي و شاکيان ديگر که اظهارات شان شبيه به يکديگر بود کارآگاهان با دقت دفتر شرکت را زير نظر گرفتند. از سويي گروهي ديگر از ماموران بانکي را که شاکيان مدعي بودند شرکت برايشان در آنجا حساب باز کرده است، شناسايي کردند و با زير نظر گرفتن آن متوجه شدند مسوولان شرکت همه روزه افرادي را به اين شعبه بانک مي برند و با ظاهرسازي و وعده وام هاي ميلياردي فقط برايشان يک حساب پس انداز باز مي کنند. نتيجه مجموعه تحقيقات در اختيار بازپرس پرونده قرار گرفت و از آنجا که انجام اعمال متقلبانه در اين شرکت محرز به نظر مي رسيد و از سويي استعلام از اداره ثبت شرکتي نيز نشان مي داد اين شرکت غيرقانوني است، حکم جلب مديران آن صادر شد. چند روز بعد در حالي که ماموران در بانک به کمين متهمان نشسته بودند طبق معمول سه نفر از آنها به اسامي احمد، محمدرضا و حميده همراه با يکي از طعمه هايشان وارد بانک شدند. در اين لحظه ماموران سه متهم را که در دام گرفتار شده بودند بازداشت و به پليس آگهي منتقل کردند. همچنين حسين ديگر عضو اين باند نيز که معمولاً کارهاي داخلي را انجام مي داد در دفتر شرکت دستگير شد. متهمان هنگامي که خود را در برابر اتهام کلاهبرداري ديدند با رد اتهام خود اعلام کردند همه فعاليت هايشان قانوني است اما وقتي شاکيان به پليس آگاهي فراخوانده شدند در برابر اظهارات آنان ناچار به بيان واقعيت شدند. در شرايطي که تا پيش از دستگيري متهمان افراد کمي از آنها شکايت کرده بودند در ادامه 25 نفر به پايگاه هفتم پليس آگاهي مراجعه و اعلام کردند اعضاي اين باند از آنان کلاهبرداري کرده اند.

بيشتر مالباختگان علت اصلي فريب خوردن شان را ظاهرسازي متهمان و همچنين چاپ آگهي در روزنامه اعلام کردند. با بررسي اظهارات شاکيان فاش شد متهمان فقط از مالباختگان مبلغ 200 ميليون تومان در برابر وعده وامي پول گرفته اند. با ادامه بازجويي ها متهمان علاوه بر اين تعداد 55 فقره کلاهبرداري ديگر را نيز پذيرفتند و تعداد کل افرادي که فريب آنها را خورده اند، به 80 نفر رسيد.

سرهنگ علي غياثوند رئيس پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران ضمن اعلام جزييات اين خبر از شهرونداني که با اين شيوه از آنان کلاهبرداري شده است خواست براي پيگيري ماجرا به شعبه 6 بازپرسي دادسراي ناحيه 12 يا پايگاه هفتم پليس آگاهي مراجعه کنند.
شيادان به بهانه فروش خودرو مردم را سرکيسه مي کردند
سه مرد شياد که به بهانه فروش خودرو، اقدام به کلاهبرداري ميليوني از مردم کرج کرده بودند، تحت تعقيب پليس قرار گرفتند و يکي از آنها دستگير شد.

«سرهنگ اسماعيل هادئي» رئيس پليس آگاهي استان تهران خبر داد اين افراد به بهانه معاوضه خودروهاي فرسوده و فروش انواع خودرو از مردم کلاهبرداري مي کردند. وي افزود؛ روز 18 اسفندماه سال گذشته مردي به اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداري پليس آگاهي مراجعه و از دو مرد به خاطر کلاهبرداري و تحويل ندادن يک دستگاه خودرو شکايت کرد و گفت؛ قصد داشتم يک تاکسي بخرم، بنابراين به دفتر شرکت فروش خودرو در خيابان بهار کرج رفتم و پس از عقد قرارداد با مديرعامل شرکت و پرداخت دو ميليون و 500 هزار تومان به وي قرار شد در اسرع وقت خودرو را به من تحويل بدهد و مابقي پول را پس از تحويل حواله خودرو به او بپردازم. اما پس از گذشت مدت انتظار وقتي براي دريافت حواله خودرو به محل کار مديرعامل رفتم، او دفتر شرکت را تخليه و به مکان نامعلومي رفته بود. رئيس پليس آگاهي استان تهران ادامه داد؛ پس از شکايت اين مرد، چهار نفر ديگر هم به پليس آگاهي استان تهران مراجعه کردند و شکايت هاي مشابهي را ارائه دادند و در تحقيق از اين شاکيان معلوم شد صاحب شرکت و شريک وي به بهانه فروش حواله هاي خودرو و جايگزيني خودروهاي فرسوده با تاکسي، آنها را فريب داده و مبالغي از 5/2 تا بيش از چهار ميليون تومان را دريافت کرده و ناپديد شده اند. وي تصريح کرد؛ پس از افزايش تعداد شکايت هاي ماموران به دفتر شرکت در خيابان بهار کرج رفتند و اطمينان يافتند گفته هاي شاکيان صحت دارد و متهمان چند روزي است اين محل را تخليه کرده و متواري شده اند. به اين ترتيب ماموران، دفتر شرکت را به طور غيرمحسوس تحت نظر قرار دادند تا اينکه مشاهده کردند مردي قصد دارد وارد آنجا شود. هادئي افزود؛ ماموران به گمان اينکه وي يکي از متهمان تحت تعقيب است، او را دستگير کردند. متهم به نام «فرامرز» اعتراف کرد با همدستي يکي از دوستانش به نام «محمدرضا»، شرکت صوري تشکيل داده و از مردم کلاهبرداري کرده است. رئيس پليس آگاهي استان تهران گفت؛ به دنبال اعتراف اين متهم، قرار قانوني براي وي صادر شد و جست وجو براي يافتن همدست فراري اش ادامه پيدا کرد تا اينکه او نيز روز 16 ارديبهشت امسال در خانه يي در شاهين ويلاي کرج شناسايي و دستگير شد و به همکاري با «فرامرز» اعتراف کرد. سرهنگ هادئي اظهار داشت؛ در ادامه تحقيقات از اين متهم، شش مرد ديگر به مرکز پليس مراجعه و از متهم شکايت کردند و معلوم شد آنها، مبالغي از يک ميليون و 400 هزار تا بيش از شش ميليون تومان براي خريد خودرو پرداخت کرده اند. متهمان پرونده با سپردن وثيقه از زندان آزاد شدند و مقرر شد رضايت شاکيان را جلب کنند، اما پس از آزادي بي آنکه پول شاکيان را بپردازند، شرکت جديدي را تشکيل دادند و از شش مرد ديگر کلاهبرداري کردند و از هر يک بيش از دو ميليون تا 13 ميليون تومان که بالغ بر 37 ميليون تومان بوده، به دست آوردند. وي خاطرنشان کرد؛ تحقيقات براي دستگيري اين سه متهم ادامه پيدا کرد تا اينکه چند روز قبل يکي از متهمان فراري به نام «فرامرز» در خيابان بهار کرج شناسايي و دستگير شد و به کلاهبرداري دوباره از مردم اعتراف کرد و با قرار قانوني روانه زندان شد و تحقيقات از وي براي دستگيري همدستانش ادامه دارد. رئيس پليس آگاهي استان تهران در پايان با هشدار به شهروندان درخصوص کلاهبرداري گفت؛ با توجه به اينکه اقدامات متقلبانه و کلاهبرداري سال هاي اخير به طرق مختلف انجام مي شود، مردم بايد قبل از معامله از صحت ادعاهاي اين گونه موسسات و همچنين از پشتوانه قانوني آنان مطمئن شوند و با در نظر گرفتن مسائل مختلف، اقدام به سرمايه گذاري يا خريد کنند تا ضمن حفظ سرمايه خود از بروز مشکلات بعدي جلوگيري شود.
کرايه خودرو، شگرد زن و شوهر زورگير
زن و شوهر جواني که با کرايه خودرو از آژانس ها، در ميانه هاي راه اقدام به سرقت مي کردند، به تله افتادند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا سرهنگ صادقي رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي درباره اين متهمان گفت؛ گزارش واصله به اداره مبارزه با سرقت پليس آگاهي استان حاکي از اين بود که زن و شوهري به يکي از آژانس ها در مشهد مراجعه و خودرويي را به مقصد الهيه کرايه کردند. آنان در ميانه هاي راه با استفاده از چاقويي نامتعارف راننده را تهديد و خودرو را در جاي خلوتي متوقف کردند. سارقان پس از ضرب و شتم راننده خودرو، وي را به بيرون پرتاب کردند و با خودرو متواري شدند. وي افزود؛ اهميت موضوع سبب شد اقدامات همه جانبه براي شناسايي و دستگيري سارقان آغاز شود. حين تحقيقات، خودرو در حالي که بسياري از قطعات آن به سرقت رفته بود، در حاشيه شهر کشف شد. به همين خاطر اوراق فروشي هاي شهر به شکل نامحسوس تحت کنترل قرار گرفت. رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي بيان کرد؛ پس از چند روز، مراقبت ها نتيجه داد و چند قلم از قطعات مسروقه در يکي از مغازه ها کشف شد.با احضار صاحب مغازه و انجام تحقيقات از وي، فروشنده قطعات مسروقه به نام «ميلاد» شناسايي شد و پس از چهره نگاري، مالباخته او را به عنوان سارق خودرواش شناخت. سرانجام با کسب اطلاعات تکميلي و در يک اقدام ضربتي اين زن و شوهر زورگير دستگير شدند. سرهنگ صادقي گفت؛ اين زن و شوهر در اظهارات خود دو نفر ديگر را نيز که در عمليات سرقت و اوراق کردن خودرو مشارکت داشتند، معرفي کردند که آنان نيز به دام افتادند و هم اکنون تحقيقات از متهمان براي کشف ساير سرقت هاي ارتکابي متهمان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
اعتراف به کشتار خانوادگي در جاده فيروزکوه
پسر متجاوز به اتهام اغفال از دختر شکايت کرد
کلاهبرداري 200 ميليوني، نتيجه زودباوري 25 متقاضي وام
شيادان به بهانه فروش خودرو مردم را سرکيسه مي کردند
کرايه خودرو، شگرد زن و شوهر زورگير
پسرخواهرکش رضايت گرفت
ابراز ندامت از قتل به خاطر متلک پراني
کشتن برادر بر سر اختلافات ملکي

پسرخواهرکش رضايت گرفت
گروه حوادث؛ پسري که خواهر خود را به قتل رسانده بود برگه رضايت اولياي دم مقتول را ضميمه پرونده اتهامي اش کرد. مطابق محتويات اين پرونده روز سوم آبان سال 86 دختر 23 ساله يي به نام فاطمه با مراجعه به شعبه 7 دادسراي جنايي به بازپرس «محمد شهرياري» گفت؛ خواهر 21ساله ام به نام زهرا 11 فروردين امسال به دست برادرم کشته شد. خواهرم از خانه پدرم در شهرستان به تهران آمده بود. پدر و برادرم هم از او عصباني شدند تا اينکه «زهرا» را در خانه مادربزرگم پيدا کردند. روز حادثه دعواي برادرم «علي» با «زهرا» بالا گرفت و روز بعد ، خواهرم با ضربه هاي مشت و لگد او از پا درآمد. به دنبال ادعاهاي اين دختر رسيدگي به پرونده در دستور کار افسران پليس آگاهي قرار گرفت و «علي» 27 ساله در خانه مادربزرگش دستگير شد. وي در بازجويي ها جنايت را گردن گرفت و گفت؛ «خواهرم با فرار از خانه، آبرويمان را برده بود و در زمان سفر ما به تهران مي خواست گاز شهري را باز بگذارد تا من خفه شوم.» وي ادامه داد؛ آن شب پدرم از سر دلسوزي با «فاطمه» صحبت کرد اما خواهرم مدام داد و فرياد مي کرد. من که خيلي عصباني شده بودم با مشت ضربه يي به سرش زدم اما نمي خواستم خواهرم کشته شود. وقتي ديدم کار از کار گذشته، جنازه را داخل پتو پيچيدم و آن را با خودرو پسرعمويم به اطراف تهران بردم و کنار جاده رها کردم. پس از اعترافات متهم پرونده او به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع و وي روز دوشنبه محاکمه شد. علي در جلسه دادگاه گفت ؛ مي دانم که اشتباه کردم و حالا به جز ابراز شرمندگي، حرفي براي گفتن ندارم. پس از جلسه محاکمه در شرايطي که هيات قضايي براي صدور راي وارد شور شده بود، مادر «زهرا» از خونخواهي گذشت و رضايت بدون قيد و شرط خود را اعلام کرد.


ابراز ندامت از قتل به خاطر متلک پراني
جواني که در پاسخ به متلک پراني سه نفر يکي از آنها را از پاي درآورده است، در آخرين دفاعيات خود مقابل بازپرس جنايي تهران ابراز پشيماني کرد. به گزارش ايسنا، عصر روز پنجم اسفندماه سال 86 ماموران کلانتري پرديس بومهن با گزارش همکاران خود در مرکز پيام از درگيري منتهي به قتل در پرديس مطلع شدند و محمدحسين شاملو بازپرس کشيک قتل تهران را در جريان اين حادثه قرار دادند. با صدور دستور قضايي و آغاز تحقيقات يکي از شهود به ماموران گفت؛ با يوسف (مقتول) و يکي ديگر از دوستان مان در حال عبور از خيابان بوديم که ديديم فردي در حال تعمير خودرو پيکان خود است. يوسف به او متلکي گفت و ماشينش را مسخره کرد. ناگهان اين فرد يک جسم نوک تيز از زير صندلي اتومبيلش بيرون آورد و با ضربه يي يوسف را کشت و سپس پا به فرار گذاشت. در پي اظهارات شهود و با توجه به اينکه خودرو متهم در محل جا مانده بود، تلاش ها براي دستگيري متهم 36ساله به نام علي آغاز شد. پس از گذشت يک سال و نيم از اين حادثه يکي از اقوام متهم که با وي از قديم اختلاف داشت، به مرجع انتظامي مراجعه و اعلام کرد علي به محل زندگي اش بازگشته است. با اعلام اين گزارش، ماموران به دستور بازپرس ويژه قتل عازم محل سکونت علي در تهران شدند و وي را بازداشت کردند. اين متهم صبح ديروز در آخرين دفاعيات خود گفت؛ روز حادثه ماشينم خراب شده بود، عصباني بودم. حين تعمير خودرو يوسف با دوستانش به طرفم آمد و شروع کرد به مسخره کردن. از شدت عصبانيت ناگهان يک چاقو از زير صندلي درآوردم و با حمله به سمت يوسف او را کشتم و همان شب به کوه هاي لرستان رفتم. در اين مدت که متواري بودم چوپاني مي کردم. بعد از يک سال و نيم احساس کردم ديگر آب ها از آسياب افتاده و کسي دنبالم نيست. به همين دليل به کرمانشاه رفتم و از آنجا به تهران برگشتم اما يکي از اقوامم که با من اختلاف داشت، همان روز به کلانتري رفت و بازگشتم را اطلاع داد. وي با ابراز ندامت از ارتکاب اين جنايت افزود؛ من در آن موقع عصباني بودم و حالا پشيمان هستم. شاملو با اخذ آخرين دفاعيات متهم، تکميل تحقيقات را براي صدور قرار مجرميت در دستور کار خود قرار داد.


کشتن برادر بر سر اختلافات ملکي
فردي که پس از نزاع و درگيري با برادر خود برسر اختلافات ملکي او را به قتل رسانده و متواري شده بود توسط ماموران انتظامي اصفهان دستگير شد.

مقتول مردي 44ساله به نام حميدرضا است که بر اثر اصابت گلوله يک اسلحه ساچمه زني و قطع دست راستش به وسيله قداره به قتل رسيده بود. پس از مشخص شدن هويت مقتول تحقيقات در خصوص چگونگي قتل و شناسايي قاتل يا قاتلان آغاز شد و در جريان تحقيقات پليس يکي از برادران مقتول به نام محمدرضا مورد بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ برادرم براي سرکشي به مزرعه اش از منزل خارج شده بود، بعد از مدتي برادر ديگرم به نام سعيد به همراه دو افغان با خودرو پرايد حميدرضا او را در حالي که دستش قطع شده و غرق خون بود به در مغازه من آورد و از من خواست او را به بيمارستان برسانم و خود با دو دوستش متواري شد. او ادامه داد؛ من که از ديدن اين صحنه شوکه شده بودم حميدرضا را به بيمارستان رساندم اما او به علت شدت خونريزي در مسير جان خود را از دست داد. محمدرضا در ادامه عامل اصلي قتل برادرش را سعيد معرفي کرد و گفت؛ سعيد فعلاً از منزل متواري شده و حتي به در مغازه خودش هم نرفته است. از آنجا که دو برادرم از قبل درگيري هاي خانوادگي داشتند و بر سر املاک و اراضي کشاورزي بارها با هم به نزاع و درگيري پرداخته بودند، مطمئن هستم سعيد حميدرضا را کشته است. با تحقيقات انجام شده و تلاش ماموران سرانجام قاتل در مخفيگاه خود شناسايي و دستگير شد. وي به جرمش اعتراف کرد و پس از تکميل پرونده با حکم مقام قضايي روان زندان شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام